• صفحه اول
    • 1
  • سیاست
    • 2
    • 3
  • اقتصاد
    • 4
    • 5
  • جهان
    • 6
  • روزنامه
    • 7
  • آي تي
    • 8
  • سلامت
    • 9
  • روان شناسی
    • 10
  • دنیا گردی
    • 11
  • تهران
    • 12
  • سرزمین
    • 13
  • كتاب
    • 14
  • ادب و هنر
    • 15
  • ورزش
    • 16
    • 17
  • حادثه
    • 18
  • جامعه
    • 19
  • صفحه آخر
    • 20
  • خانه
  • آرشیو
  • آرشیو ویژه نامه
  • آرشیو ماهانه
  • RSS
  • PDF
  • شماره 1335
  • دوشنبه,14 شهریور 1390
  • 2011 5 September
  • ٠٧ شوّال ١٤٣٢
  • نگاهي به طرح بارورسازي ابرها در حوزه آبريز مركزي و درياچه اروميه
  • شليك‌هايي در سايه ابهام و ترديد
  • سرزمین (13) / آسيه اسدپور، اصفهان

  • اگر هر اتفاقي به غير از اين مي‌افتاد باید يا به نظام خلقت و نظم و مهندسي آن شك مي‌كرديم يا به معجزه هزاره سوم به راستي ايمان مي‌آورديم و معترف مي‌شديم كه خرق عادتي پديد آمده و بشريت تحت تاثير نيروهاي ماوراء‌الطبيعه راهي متفاوت از همه اعصار پيشين در پيش گرفته است. اما متاسفانه اين بار نيز چنين نشد و سركنگبين از صفرا- مثل هميشه – كاست و روغن بادام نيز كار خود را كرد.
    حدود 10‌سال پيش وقتي كه براي نخستين بار زاينده‌رود به عنوان منبع اصلي تامين آب بيش از چهار ميليون انسان خشك شد، همه ناظران اعم كارشناس رسمي و غير‌رسمي، پيش‌بيني كردند كه اگر از همين ميزان رطوبت خدادادي در سال‌هاي خشكسالي بيشترين بهره‌برداري پايدار را نكنيم، بايد فاتحه‌خوان اين رود باشيم و دل نگران چهار ميليون نفري كه زنده رود برايشان حكم حيات را دارد.
    در حقيقت هنگامي‌كه ميزان بارش‌ها در حوزه آبريز مركزي كمتر از ميانگين چند دهه گذشته شد و طرح‌هاي مختلف اجرايي و پژوهشي با پسوند «در مناطق خشك» يا «متحمل خشكي» و نظاير آن مفري را براي برخي ناكارآمدي‌هاي مديريتي حاصل كرد، آژير قرمز نابودي اين رودخانه به صدا در آمد. اما متاسفانه اين آژير آنقدرها بلند نبود كه بتواند از همان آغاز فقط در حد يك هشدار باقي نماند و اين‌گونه شد كه در بينابين مديريت توسعه‌انديش و طبيعت‌ستيز، اين رودخانه طي يك دهه بيش از چهار بار جان كند و رگ زني ملي براي اين رود در زير پرچم توسعه معنا يافت. بماند كه هنوز برخي دست توسل بر طرحي و پروژه‌اي و برنامه‌اي دارند به آن اميد كه اوضاع اين رود و فلات از آني كه هست وخيم‌تر نشود. يكي از اين طرح‌ها كه گفته مي‌شود يكي از ارزان‌ترين راه‌ها براي استحصال آب در حوزه آبريز مركزي است، طرح بارور‌سازي ابرهاست. استفاده از روشي كه آمريكا و روسيه از سال 1946 از آن بهره بردند و اينك سردمدار استفاده از اين روش در دنيا بوده و منبع تامين مواد مورد نياز آن براي ديگر كشورها از جمله ايران هستند.
    بارورسازي ابرها‌ «CLOUD SEEDING‬» براي نخستين‌بار و نه به شكل امروزي آن، توسط دكتر
    برنارد ونگات كشف شد و اينك هرساله حدود 130 تا 150‌پروژه بارور‌سازي ابر در 50 كشور دنيا انجام مي‌شود. البته به نظر مي‌رسد ما، با نظر به قدمت بهره‌گيري از آن، سهم قابل توجهي در استفاده از اين نوع روش نداريم و براي آنچه كه انجام شده، به اعتقاد برخي مخالفان، بد به حاشيه رفته‌ايم. ولي با اين وجود، اينك؛ يعني 37‌سال پس از اجراي نخستين برنامه بارورسازي ابر در ايران، اين طرح به اعتقاد كارشناسان براي حوزه‌هايي چون آبريز مركزي ايران نيازي الزام يافته است؛ چرا كه اگر اين روش در دوره‌هاي ابرناكي اين حوزه كه از آذرماه هر سال آغاز مي‌شود و تا ارديبهشت‌ماه سال بعد ادامه مي‌يابد به صورت مستمر و هر سال استفاده شود؛ مي‌تواند 10تا 15‌درصد افزايش بارندگي را به همراه داشته باشد و در كنار طرح‌هاي انتقال آب بين حوضه‌اي، نتايج اميد بخشي را براي اين حوزه حاصل آورد.
    علي بصيرپور، مدير دفتر بهره‌برداري و نگهداري از تاسيسات آب منطقه‌اي اصفهان در اين‌باره مي‌گويد: حوزه آبريز مركزي وسعتي بالغ بر 26‌هزار و 917 كيلومتر دارد و با تكيه بر زاينده‌رود به عنوان تنها رودخانه دايمي اين حوزه، علاوه بر نقشي كه در تامين آب شرب دارد، آب صنايع مادر و ملي چون ذوب‌آهن، فولاد مباركه، پالايشگاه، نيروگاه و ده‌ها مجتمع صنعتي كوچك و بزرگ را كه نقش مهمي در درآمدزايي ملي و اشتغال كشور دارند، تامين مي‌كند و به همين دليل حفظ حيات رودخانه آن حياتي است.
    گفته اين كارشناس در حالي است كه اقتصادداناني چون بهمن آرمان معتقد هستند با مصرف 2/1‌مترمكعب آب در كارخانه‌هاي ذوب‌آهن و فولاد مباركه اصفهان بالغ بر پنج ميليارد دلار و با مصرف ميزان كمتري از اين آب بيش از 300 تا 400‌ميليون دلار محصولات پتروشيمي و بيش از يك‌ميليارد دلار سود از طريق پالايشگاه اصفهان براي كشور توليد و حاصل مي‌شود و اين خود مي‌تواند مبين نياز اين حوزه به آب باشد و چه بسا به همين دلايل است كه به اعتقاد محمدمهدي جواديان‌زاده، مدير مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها، اگر طرح بارورسازي ابرها بتواند سنجيده، كارشناسي و به صورت مستمر انجام پذيرد مي‌تواند كمك موثري براي اين حوزه باشد. البته بنابر گفته وي نبايد بارور‌سازي ابرها را به معناي خلق باران تصور كنيم و انتظارات را بالا ببريم.
    وي مي‌گويد: در سال 1347 وقتي درقانون آب و نحوه ملي‌شدن آن مي‌خواستند «CLOUD SEEDING‬» يعني بذرپاشي ابرها را معنا كنند، آن را بارورسازي ابرها تعريف كرده و اين نوع معناسازي باعث شد كه اين تكنولوژي، خلق باران تصور شود در حالي كه منظور، شدت دادن به ميزان بارش است كه آن نيز بايد در شرايط مساعد و خاص خود انجام پذيرد. به همين دليل مي‌گويم كه بارورسازي ابرها در فلات مركزي مي‌تواند كمك موثري براي جبران بخشي از بي‌آبي‌ها باشد اما نبايد انتظار معجزه از آن داشت.
    مدير مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها، با تاكيد بر اينكه بارورسازي فلات مركزي هر سال انجام مي‌شود، ادامه مي‌دهد: بنابر اظهارات پروفسور كريشنا از هند و مطالعات انجام شده در چين، استفاده از اين روش 10 تا 15‌درصد شدت بارندگي را به همراه دارد و با نظر به مساعد يا نامساعد بودن شرايط جوي مي‌تواند حتي بين صفر تا 40‌درصد هم متغير باشد اما عدد استاندارد، همان رقم ياد شده است.
    به گفته جواديان‌زاده اثر حاصل از بارورسازي ابرها نيز كاملا تاييد شده است كه تاييديه مرجع هواشناسي جهاني در سال 2007 گواه ادعاي اوست. wmo در سال 2007 ميلادي تاييد كرد، بذرپاشي ابرها صرفا يك مطالعه در حال تجربه نيست بلكه تلاشي اصولي براي تغيير مقدار يا نوع بارش و نوعي اصلاح در آب و هواست.
    وي مي‌گويد: در حال حاضر آمريكا و چين به ترتيب بيشترين تعداد پروژه‌هاي بارورسازي ابرها را دارند و نتايج پروژه‌هاي آنها نشان داده كه ايران با استفاده از تجهيزات و امكانات مشابه توانسته به همان نتيجه افزايش شدت بارندگي 10 تا 15‌درصد برسد و حتي قيمت تمام شده حاصل از اين تكنولوژي براي كشورمان نيز مقرون به صرفه باشد.
    البته گفته‌هاي جواديان‌زاده در حالي است كه برخي كارشناسان نظري خلاف آن دارند و مدعي‌اند كه اين روش نه تنها اثر بخش نبوده بلکه كه مقرون به صرفه هم نيست. پرويز رضازاده، كارشناس هواشناسي و محمد درويش، كارشناس محيط‌زيست از افرادي هستند كه استحصال آب از طريق بارورسازي ابرها را شيوه‌اي پرهزينه مي‌دانند. درويش در وبلاگش با استناد به طرح بارورسازي درياچه اروميه اين پروژه را در ايران كاملا بي‌اثر مي‌داند. او در توضيح مخالفتش با اشاره به آمار افزايش ميزان آب درياچه اروميه بر اثر بارورسازي ابرها مي‌نويسد: آقايان مسوول بارورسازي ابرها و بقيه مديراني كه دوست دارند فقط خبرهاي خوش با تاريخ مصرف آني بدهند! بهتر است شليك گلوله‌هاي يديد نقره خود را به فصل تابستان انتقال دهند تا همه باور كنند كه اين عمليات‌گران تا چه اندازه به افزايش بارندگي واقعي حوضه كمك كرده است! ! !
    اما مدير مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها نظرش را برخلاف اين كارشناسان مي‌داند. او مي‌گويد: در سال 89-88 كارشناسان با توجه به ميزان آبي كه از ماحصل بارورسازي ابرها در پشت سدها، ذخيره شد يا به منابع آب زير زميني پيوست، قيمت تمام شده استحصال آب در سه استان كرمان، فارس و اصفهان را به ترتيب 286، 148 و 4/149 ريال برآورد و متوسط قيمت تمام شده در فلات مركزي را به ما 195‌ريال اعلام كردند كه با مقايسه اعداد و ارقام وزارت نيرو در طرح‌ها و پروژه‌هاي ديگر تامين منابع آب مشخص شد كه هزينه اين روش پيشرفته حتي از احداث يك چاه هم كمتر است چه برسد به اجراي طرح‌هاي انتقال آب حوضه به حوضه.
    وي اضافه مي‌كند: ادعاي ارزان بودن اين روش صرفا يك ادعا نيست؛ چرا كه كشور چين هم بر اساس گزارش‌هاي مختلف خود مدعي است به ازاي هر واحد پولي كه براي اين طرح هزينه مي‌كنند، 27برابر سود اقتصادي به دليل تعديل آب و هوا در سال 2005 عايدش شده و به همين دليل هر ساله بعد از آمريكا بيشترين تعداد پروژه‌هاي بارور‌سازي ابر دنيا را به خود اختصاص مي‌دهد و 480‌ميليارد تومان براي اين طرح و تكنولوژي هزينه مي‌كند.
    وي در پاسخ به اين سوال كه آيا قيمت مواد اوليه براي اجراي اين روش در اين كشورها هم به اندازه ايران است، مي‌گويد: ايران مواد اوليه براي اين روش را در حال حاضر از روسيه تامين مي‌كند و ساليانه براي آن حدود 300‌ميليون تومان ارز هزينه مي‌شود كه با توجه به تاثيراتي كه اين طرح در غناي منابع آب دارد نسبت به بقيه طرح‌ها و پروژه‌هاي تامين آب، مقرون به صرفه است.
    البته گفته جواديان‌زاده درباره خروج ارز در حالي است كه در خبرها آمده بود قرار است ماده اوليه مورد نياز اين روش در كشور توليد شود. اما آيا واقعا توليد اين مواد با توجه به حضور مقتدرانه آمريكا و روسيه در تامين مواد اوليه 50كشور دنيا مي‌تواند واقعا صرفه اقتصادي داشته باشد؟ وي در پاسخ به آن مي‌گويد: چندي پيش نمونه‌هاي خود را به پژوهشكده نانوفناوري شيراز داديم و طي قراردادي از آنها خواسته شد كه آناليزهاي لازم را روي اين نمونه‌ها انجام دهند، بعد از انجام آناليزها نيز براي توليد مواد اوليه و عملياتي كردن خط توليد اين مواد در كشور با مركز ديگري مذاكره كرديم كه خوشبختانه تاكنون دو نمونه از محصولات توليدي مورد آزمايش و بررسي‌هاي اوليه قرار گرفته و نمونه‌ها در حال تكامل است. اما با توليد مواد اوليه نيز فقط مي‌توانيم از خروج ارز جلوگيري كنيم اما همان مقدار پولي كه براي واردات پرداخت مي‌شد بايد براي توليد اين محصول در داخل هزينه شود.
    وي در توضيح بيشتر با تاكيد بر اينكه تمام تلاش‌مان در جهت خودكفايي است و به همين دليل علاوه بر اقدام براي توليد مواد اوليه، محققان ما توانسته‌اند براي نخستين بار از ژنراتورهاي زميني براي بارورسازي ابرها استفاده كنند، ادامه مي‌دهد: بازدهي استفاده از ژنراتورهاي زميني بسته به شرايط متغير است اما به طور متوسط اين ژنراتورها ۱۰ تا ۱۵‌درصد بارش باران را افزايش خواهند داد و در صورت مناسب بودن شرايط، ممكن است اين ميزان افزايش يابد.
    جواديان‌زاده درباره اينكه از اين ژنراتورها در كدام استان‌هاي كشور استفاده مي‌شود، توضيح مي‌دهد: در حال حاضر استان آذربايجان غربي منتخب شده و مطالعات امكان‌سنجي باروري ابرها در اين استان كليد خورده و قرارداد اين كار امضا شده است. البته گلستان و فارس نيز تقاضاي استفاده از اين نوع روش را داشته‌اند كه ترجيح مي‌دهيم در حال حاضر فقط در آذربايجان غربي اين كار انجام شود.
    وي درباره چرايي اين مساله مي‌گويد: منطقه‌اي كه قرار است ژنراتور در آنجا نصب شود بايد طي يك دوره طولاني‌مدت مورد بررسي قرار گيرد تا بهترين نقطه نصب ژنراتور مشخص شود و چون براي نخستين‌بار است كه تصميم داريم از اين نوع ژنراتورها استفاده كنيم و مطالعات امكان‌سنجي آن در اين استان نيز حدود يك‌سال‌و‌نيم به طول مي‌انجامد، از موازي كاري پرهيز كرده و امكان‌سنجي همزمان را فعلا از برنامه‌هايمان حذف كرده‌ايم.
    وي در حالي تاكيد صريح بر امكان‌سنجي دقيق در نصب تجهيزات براي بارورسازي ابرها دارد كه برخي از مخالفان معتقدند اگر اين امكان‌سنجي بخواهد مانند مطالعات قبلي منجر به بروز اتفاقاتي چون سيل نكا شود، انجام نپذيرد بهتر است. از سويي ديگر مخالفان بر اين باورند كه ابرها از طريق مديترانه وارد كشور ما مي‌شوند و از سمت غرب به سمت شرق حركت مي‌كنند، حال اگر اين ابرها يك‌‌باره به خاطر بارورسازي در درياچه اروميه رطوبت‌شان را از دست بدهند، نواحي مركزي و شرقي كشور بيش از پيش خشك مي‌شود و به همين دليل مطالعه و امكان‌سنجي و تحقيق هم اگر درست باشد باز منجر به آسيب به چرخه آب‌وهوايي كشور مي‌شود.
    اما جواديان‌زاده با رد تمامي اين نظرات ابتدا درباره سيل نكا و بارش باران در افغانستان به واسطه بارور‌سازي ابرها توضيح داده و مي‌گويد: سرعت سيستم‌هاي جوي 40‌كيلومتر در ساعت است و مي‌تواند حداكثر به 80‌كيلومتر در ساعت برسد. بر اساس منابع تحقيقاتي موجود نيز حداكثر زمان فعال‌سازي ابرها براي بارش 35‌دقيقه است. علاوه بر آن هواپيماهاي ما مجهز به سنسورهاي دقيق و GPS‌هاي تخصصي هستند كه موقعيت دقيق هواپيما و سرعت و جهت سيستم‌هاي جوي را به ما نشان مي‌دهند. حال ما اگر چشم بسته هم بخواهيم براي بارور كردن ابرها شليك را انجام دهيم، ممكن است حداكثر 40‌كيلومتر جابه‌جايي بارش داشته باشيم اما اين‌گونه نيست كه مثلا از ايران به افغانستان برود يا شدت بارش آن به قدري باشد كه سيل نكا را باعث شود.
    وي در ادامه درباره خشك شدن نواحي مركزي و شرقي كشور به خاطر بارور‌سازي ابرها در درياچه اروميه نيز مي‌گويد: بشر نمي‌تواند بيش از يك‌درصد از رطوبت جو را به زمين آورد، به همين دليل اگر در بارور‌سازي ابرها هم خيلي خوب عمل كنيم و تكنولوژي و طبيعت هماهنگ با يكديگر عمل كنند، فقط مي‌توانيم يك‌درصد رطوبت را باران كرده و به زمين بكشانيم. از طرفي سيستم‌هاي جوي كاملا پويا هستند و به صورت مستقيم و مداوم در حال بازيابي يا از دست دادن رطوبت‌اند و اين يك‌درصد خالي شدن رطوبت جو مي‌تواند حتي جزو خطا محاسبه شود و قابل لحاظ شدن هم نباشد. به عبارتي اگر اين يك‌درصد به صورت موفقيت‌آميز، باران شود ممكن است در جابه‌جايي جوي به پايين دست خود رود و آنجا باران بيايد اما اين‌گونه نيست كه بارش باران در اروميه باعث خشك شدن فلات مركزي مي‌شود.
    بنابر آنچه كه اين مسوولان و كارشناسان مي‌گويند بارورسازي ابرها مي‌تواند با كمك به شدت بارش و غناي منابع آبي، يك راهكار مناسب و مقطعي براي آبريز مركزي و درياچه اروميه باشد بدون آنكه آسيبي جدي به چرخه زيست‌محيطي كشور وارد كند. هرچند مخالفان اين طرح از حيث زيست‌محيطي نيز بر عاملان اجرايي آن خرده مي‌گيرند و معتقدند استفاده از موادي چون يديد نقره مي‌تواند باعث آسيب جدي طبيعت شود. مگر آنكه تحقيقات وسيعي در اين زمينه انجام شود و خلاف آن را ثابت كند كه اميدواريم آغاز همزمان تحقيقات در كنار اجراي اين طرح در سال‌جاري آغازي اميد بخش در اين خصوص باشد.


  • تیترها
    • شليك‌هايي در سايه ابهام و ترديد
    • دست يارانه‌ها بر گلوي گرمابه‌ها
    • توفان شن اصفهان از زاينده‌رود برنخاست
    • جنگل‌هاي ايلام سياهپوش شدند