-
-
«آخرين انار دنيا» و «روياي اين پاريسي ديوانه»
-
صفحه آخر (20) /
شمسلنگرودي
-
-
هرچه خواندني توي دستتان است بگذاريد زمين و «آخرين انار دنيا» را برداريد. شاهكاري غيرمنتظره ظريف، معصومانه، عميق با تخيلي شگفتانگيز و باور نكردني كه «بختيارعلي» نويسنده كرد عراقي نوشته و تاكنون به زبانهاي آلماني، روسي، عربي، انگليسي و چندين زبان ديگر ترجمه شده است.
چطور ممكن است در همسايگي ما نويسندهاي چنين رمان عجيبي بنويسد و ما چطور بايد درسمان را ميآموختيم كه در سيلان ذهني آرام (كه به نظر ميرسد انگار هر تصوير رمان به راه جدايي ميرود) همهچيز گرد چند محور اساسي جمع شود به گونهاي كه هم اهل ادب دوستش بدارند و هم خواننده متعارف.
آخرين انار دنيا درباره جنگ است، درباره رهبران سياسي، فقر، عشق، مرگ، معصوميتهاي پايمال شده! اما اين موضوعات بهانه نميشود كه نويسنده به زاري مرسوم (از موضع برتر) به دفاع از مردم بپردازد.
بختيارعلي در اين اثر همراه و همقدم مردم و در دفاع از حقوق اساسيشان مينويسد اما نه عليه كسي شعار ميدهد و نه از قداست تودهها ميگويد. همهچيز در دستش جمع ميشود تا به اثري انساني، جاودانه و خلاقانه بدل شود. آخرين انار دنيا رماني عجيب است كه در وضعيت عادي ميتوانست تيراژي يك ميليوني در جمعيتي 75 ميليوني داشته باشد. امكان خواندن اين كتاب را ترجمه خوب آرش سنجابي و نشر افراز فراهم كردهاند.
و اما اثر ديگر كه در جواني من از ژانرهاي منقلبكننده من بود و اكنون نيز پيگير آنم، مجموعه داستان «روياي اين پاريسي ديوانه» است. روياي اين پاريسي ديوانه عصياني عليه قوانين موجود داستاننويسي است و مرز باريكي كه اين داستانهاي كوتاه را از اثري غيرداستاني جدا ميكند، به ويژه داستان اول اين كتاب است كه توانايي «بهاءالدين مرشدي» نويسنده را نشان ميدهد. نثري دقيق و محكم و برانگيزاننده و جاندار (در سراسر كتاب) و در همين داستان «پنج داستان از كتاب معجزه» نشان ميدهد كه او ميداند كه چه نميخواهد، ميداند و نميكند، نميخواهد كه طبق رسوم بنويسد، ميخواهد نرمهاي موجود را بشكند. كساني كه عادت به خواندن آثار كلاسيكشده دارند بيترديد از اين مجموعه راضي برنميگردند اما من خواندن اين اثر را براي ديدن نوعي ديگر از داستاننويسي به خوانندگان جوان توصيه ميكنم. روياي اين پاريسي ديوانه ديدني است. ناشر اين كتاب نشر افكار است.