• صفحه اول
    • 1
  • سیاست
    • 2
    • 3
  • اقتصاد
    • 4
    • 5
  • جهان
    • 6
  • روزنامه
    • 7
  • آي تي
    • 8
  • انديشه
    • 9
    • 10
  • تاريخ
    • 11
    • 12
  • سلامت
    • 13
  • ادبيات
    • 14
  • ادب و هنر
    • 15
  • ایراندخت
    • 16
  • ورزش
    • 17
  • حادثه
    • 18
  • جامعه
    • 19
  • صفحه آخر
    • 20
  • خانه
  • آرشیو
  • آرشیو ویژه نامه
  • آرشیو ماهانه
  • RSS
  • PDF
  • شماره 1406
  • چهارشنبه, 9 آذر 1390
  • 2011 30 November
  • ٠٥ محرّم ١٤٣٣
  • صد سال پیش از تنهایی ما
  • صفحه آخر (20) / بهاره رهنما

  • این روزها در کافه‌تریای اصلی تئاتر شهر، نمایشی روی صحنه است که متنش عجیب مرا یاد فضای شاعرانه ادبیات آمریکای جنوبی می‌اندازد. با اینکه به‌شدت ایرانی است، این تلفیق شاعرانه جادویی با بازی همیشه اعجاب‌برانگیز سیامک صفری و کارگردانی حسن جودکی و متن سجاد افشاریان، کاری را به‌وجود آورده است که با وجود سرما و برف و ترافیک عجیب این روزها، همه صندلی‌های کافه‌تریا به خاطر آن پر می‌شود.
    سجاد افشاریان، نویسنده و بازیگر جوانی است که در این کار در مقام نویسنده ظاهر شده و با توجه به اینکه خودش هم شاعر است، در جای‌جای متن از اشعار خودش و شاعران دیگری چون «عباس صفاری» استفاده کرده! که البته گویا کارگردان نمایش فراموش کرده که نام عباس صفاری را در بروشور نمایش لحاظ کند و همین کوتاهی موجب شده در این روزها در فضای اینترنتی بحثی مبنی بر اعتراض صفاری نسبت به استفاده بدون اجازه از اشعارش مطرح شود. البته سجاد افشاریان تاکید کرده حتما موقع انتشار نمایشنامه از شاعر محبوبش (عباس صفاری) اجازه کتبی خواهد گرفت.
    آنچه مسلم است اعتراض آقای صفاری اعتراض بجایی است، اما شاید چون وي خارج از کشور زندگی می‌کند تا این حد نسبت به این مساله حساسیت نشان داده است وگرنه متاسفانه استفاده بجا و نابجا از نقل قول آدم‌های سرشناس، شعرا و نویسندگان در این جایی که ما زندگی می‌کنیم بسیار متداول است. اما از آنجایی که شخصا با نویسنده این نمایش آشنایی دارم، مطمئنم که سجاد افشاریان موقع چاپ نمایشنامه‌اش حتما به عباس صفاری ادای دین خواهد کرد.
    خارج از این بحث‌ها باید بگویم نمایش «صد سال پیش از تنهایی ما» که تا پایان آذرماه هر روز ساعت شش در تریای اصلی تئاتر شهر اجرا می‌شود، در این غروب‌های پاییزی خیلی خوب و به اندازه و بجا ما را به آن بخش از وجودمان رجعت می‌دهد که در هیاهوی این شهر شلوغ و دودزده داریم فراموش‌اش می‌کنیم و نمی‌توانیم کتمان کنیم که همه‌مان این بخش را در وجودمان داریم (شاعرانگی).
    پی‌نوشت: از هنرمند عزیزمان آقاي عباس صفاری انتظار می‌رود با توجه به اینکه شاعر و نویسنده جوانی نمایشنامه این اثر را نوشته و به‌شدت علاقه‌مند به اشعار ايشان است، کوتاهی عوامل را در نبردن اسم در بروشور نمایش حمل بر شتابزدگی‌های معمول برای اجرای یک اثر نمایشی در ایران بداند و از آن گذشت کند.


  • تیترها
    • رياضت اقتصادي يونان به روايت تئو آنجلوپولوس
    • كافه نظر
    • كارتون‌خواب
    • مارك تواين و نجف دريابندري
    • صد سال پیش از تنهایی ما
    • موزه سيار