-
-
حکم اثبات نشده
-
سیاست (3) /
رامين مستقيم
خبرنگار لسآنجلستايمز در تهران
-
-
برخي در ايران و ساير كشورهاي آسيايي و حتي فدراسيون روسيه اين حكم اثباتنشده را مبرهن فرض ميكنند كه در رسانههاي غربي بهويژه رسانههاي آمريكايي توطئهاي براي جنگ رواني عليه جمهوري ايران در جريان است. نگارنده قصد ندارد اين حكم را رد كند ممكن است تلويزيون فاكسنيوز يا فلان رسانه در آمريكا سخنگوي پنهان يك جناح جنگطلب در آمريكا باشد. اما در روزنامههاي برجسته آمريكايي واشنگتنپست، نيويوركتايمز و لسآنجلستايمز كه نگارنده، خبرنگار مقيم اين آخري است از قضا روزنامهنگاران اين روزنامه در تلاش هستند كه بر طبل جنگ نكوبند و حتي از عواقب مهيب آن سخن ميگويند. براي اثبات حرفم پيشنهاد ميكنم به بايگاني روزنامه كيهان مراجعه شود و به اين نكته توجه كنيد كه چند دفعه اين روزنامه حساس به امور جهان در صفحه نخست از لسآنجلستايمز و دو روزنامه ديگر استشهاد آورده است.روزنامههاي حرفهاي آمريكايي ممكن است در ستون عقايد حرفهاي توهمآميز از صاحبان عقيدهاي را به چاپ برسانند يا سياستمداري از يك كشور ديگر عقيده يا نامهاي در روزنامه آمريكايي به چاپ برساند اما اين به معناي موضعگيري روزنامه به نفع نويسنده آن عقيده يا نامه نيست. براي مثال بيش از سه سال پيش علياكبر جوانفكر، نامه فاضلانهاي خطاب به اوباما، رييسجمهور آمريكا در لسآنجلستايمز به چاپ رساند. روزنامههاي معتبر آمريكايي به روزنامهنگاران خود مزد ميدهند كه اسير توهم و جنگ رواني عليه هيچكس نباشند. البته مخاطبان رسانههاي آمريكايي ممكن است منتظر خبر يا گزارش خاصي باشند اما نگارنده و همكاران او هرگز به توهمهاي خود فرصت جولان نميدهند و فرضيه خود را به حرف مقام يا شهروندي با ذكر نام يا بينام مستند ميكنند. اگر پيشفرض مقاله يا گزارش درست از آب درنيايد، آن را پس ميگيرند و از قبول اشتباه خود پرهيز ندارند. درواقع مزد ميگيرند كه در بند هيچ پيشداروي نباشند. واقعيت اين است كه روزنامهنگاراني نظير نگارنده كه براي رسانههاي غربي كار ميكنند به مردهشوراني تبديل ميشوند كه به شخصيت مرده كاري ندارند و موظف هستند آن مرحوم يا مرحومه را به درستي بشورند. از اين رو همكاران من در آمريكا به اعتراض عدالتطلبان در والاستريت توجه دارند، همان طور كه ما در اينجا به مبارزات انتخاباتي و گراني و نوسان ارز و هر آنچه خبر باشد و مخاطب ما در جهان غرب به آن علاقهمند، توجه ميكنيم. به عبارت ديگر روزنامهنگاري كه براي رسانه آمريكايي كار ميكند به نقطه ضعف و كاستي در جامعهاي كه در آن زندگي ميكند، حساس است. اگر جامعه آمريكا نقطهضعف دارد در آنباره مينويسد و اگر در هر جاي ديگري كه زندگي ميكند و با مجوز كار ميكند درباره جامعه محل زيست خود مينويسد. او مانند نگارنده آينه است و اما بيزنگار و بيغرض نيست، با اين همه بايد فرض خود را با استشهاد و استعلام در محيطزيست خود به اثبات برساند. اگر دولت آمريكا نميپسندد چه باك! تا چيزكي نباشد رسانهها نميتوانند چيزهايي در آنباره بگويند. تعداد صفحات روزنامه لسآنجلستايمز مانند همقطاران خود بيش از صد صفحه است و اگر توطئهگري پول بدهد كه جنگ رواني درباره كشوري راه بيندازد، حتم داشته باشيد به نفع رسانه غربي ديگر است كه آن را فاش كند و از انتشار آن راز كسب درآمد كند. پس سناريوهاي جنگ رواني هم پس از مدتي فاش ميشوند و رسانههاي حرفهاي از اين طريق به نان ميرسند. صاحبان قدرت در جهان كوچكشده ما بهتر است به حساسيت خبري روزنامهنگاران احترام بگذارند و به رفع كاستيها بپردازند.
آينه چون نقش تو بنمود راست
خود شكن آينه شكستن خطاست