-
-
داوران بينياز
-
صفحه آخر (20) /
مینو مشیری
-
-
مدير جايزه مهرگان، آنگونه كه در روزنامه شرق حدود دو هفته پيش منعكس شد، گفتهاند: «ما براي داوري به منتقداني نياز داريم كه دغدغه خوراك و پوشاك و مسكن نداشته باشند. بنابراين داورانمان نان به كسي قرض نميدهند.»
من با هيچ يك از داوران قبلي يا فعلي جايزه مهرگان آشنايي ندارم و در نتيجه قضاوتي درباره آنان ندارم و نميتوانم داشته باشم. اما اين را نيك ميدانم كه فقط «دغدغه خوراك و پوشاك و مسكن» نيست كه موجب «نان قرض دادن» ميگردد. در صحنه ادبي و به ويژه در صفحات مثلا ادبي بعضي از مطبوعات ما دوستيهاي حسابگرانه معيار هستند، معيار قضاوتهاي پوشالي و بهبه و چهچه گفتنهاي دروغين. در صفحات مثلا ادبي بعضي از روزنامههايمان حلقههاي «مافيايي» وجود دارند كه در مقابل معامله به مثل، فردي را، ولو بسيار ميان مايه، دايم مطرح ميكنند تا او نيز، در فرصت و جايي ديگر، آنان را مطرح كند، كه ميكند. بههمين سادگي. در جايزه دادنها نيز هميشه بيطرفي و بيغرضي و حق رعايت نميشود. خيلي مايلم با نام و نشان و مثالهاي زنده شاهد بياورم. اما خط قرمز روزنامه شرق اين اجازه را به من نميدهد. اما همه ميدانيم روابط و ضوابط حرف اول و آخر را ميزنند، حداقل در صفحات بعضي از روزنامهها. تعريف، تعريف، تعريف. تعارف، تعارف، تعارف. تمجيد، تمجيد، تمجيد. حتي چاپلوسي به اين يك به خاطر نام پدر و به آن يك به خاطر نام همسر، متداول است. مجلهاي، بههردليل، تصميم ميگيرد فردي را «صاحبنام» كند: مطالب عديده از او و يا درباره او چاپ ميكند، عكسش را روي جلد ميآورد، جايزه به او ميدهد و خوانندگان سادهانديش كمكم باور ميكنند «پديدهاي» را كشف كردهاند.
البته كم نيستند آنهايي كه دانش و درك بيشتري دارند ولي سكوت ميكنند زيرا از نقد كردن ميهراسند و به قول آقاي دكتر ناصر فكوهي «ترجيح ميدهند خود را با كسي درنيندازند.» اما دقيقا اينجاست كه سكوت خيانت است و نه متانت. همين.