
«همه مهارت ها، هوشمندي ها، طاقت آوري ها و جست و جوها که لازمه کار خبر است، همه حضور ذهن ها، طراحي ها، آمادگي ها و تيزبيني ها که در مهارت مصاحبه حتمي فرض مي شود، همه استدلال گرايي ها،روشن بيني ها و توان نگارش که در مقاله نويسي و يادداشت نويسي بديهي به نظر مي آيد و همه مهارت ها، هنرها، آمادگي و پيش شرط ها که در سرشت همه کوشش هاي رسانه اي وجود دارد يکجا در کار گزارشگري بايد جمع شود.» ہ و درست به همين دليل است که خواندن گزارش هاي خبري بزرگان ادبيات و سياست در کتاب «تجربه هاي ماندگار در گزارش نويسي» لطفي دوچندان دارد.
براي من که در کلاس هاي گزارش نويسي علي اکبر قاضي زاده شرکت کرده ام خواندن اين کتاب علاوه بر شوق خواندن گزارشي خبري از وينستون چرچيل يا ارنست همينگوي به معناي ادامه کلاس هاي درس بود. يعني جايي براي مقايسه بلندپروازانه نوشته هايم با آنچه اسطوره هاي دنيا کرده اند.
تم اصلي گزارش هاي اين کتاب اتفاقات مهم قرن بيستم از نگاه «روزنامه نويساني» است که عموماً در آينده به چهره هايي ماندگار تبديل شده اند. ممکن است شما شيوه روايت جرج اورول از جنگ اسپانيا را نپسنديد اما حداقل فايده از خواندن اين گزار ش آن است که بدانيد قلم نويسنده کتاب 1984 از چه مسيري عبور کرده است، با اين تعبير، عنوان گزارش هاي ماندگار برازنده قطعات انتخاب شده در اين کتاب است.
مرور اتفاقات ناشي از ترور آبراهام لينکلن از نگاه «والت ويتمن»، پي گيري اوضاع فقرزده و نابسامان اقتصادي پس از جنگ جهاني دوم به قلم جان اشتاين بک، خواندن درد دل هاي رزا لوکزامبورگ از تنهايي و سکوت زندان، تصوير شدن قتل عام در شتيلا نوشته رابرت فيسک، مرور روايت جان ريد از حوادث پس از کناره گيري تزار روسيه و خواندن روايت جيمز کامرون و اوريانا فالاچي از جنگ ويتنام لذت هايي است که پس از خواندن اين کتاب برايتان محفوظ است حتي اگر روزنامه نگار هم نباشيد. اما اگر روزنامه نگار باشيد علاوه بر اين، امکان مقايسه گزارش نويسي دهه چهل ميلادي(به طور مشخص) با آنچه که امروزه اصول گزارش نويسي مي دانيم برايتان فراهم مي شود و مي توانيد آن «فوت آخري» را که در اين نوشته ها بوده و احياناً در گزارش هاي ما مغفول مانده پيدا کنيد. انتقال تجربيات عملي گزارش نويسي به جاي توضيح و تفسير مهارت هاي مورد نياز گزارش نويسي به صورت غيرعملي هم خصوصيت ديگر اين کتاب است.
نوشتن مانند بسياري از مهارت هاي ديگر نياز به تجربه عملي و مشارکت در تجربيات عملي ديگران دارد. اگرچه گردآوري گزارش هاي خواندني نويسندگان فارسي زبان هم شايد کوششي بسيار مفيد باشد اما ترجمه روان گزارش هاي نويسندگان مطرح دنيا قطعاً کوششي مفيد است. چون علاوه بر انتقال تجربيات عملي گزارش نويسي باعث مي شود دنياي داستان و روزنامه نگاري را با هم مقايسه کنيم.
آيا جک لندن گزارش هايش را همان گونه مي نوشت که داستان هايش را؟
مرز ادبيات و روزنامه نگاري کجاست و آيا گزارش، استعارات و تخيلات داستان را برمي تابد؟ اينها سوال هايي است که شايد با خواندن گزارش هاي چند داستان نويس مشهور و تاثيرگذار پاسخي براي آن بيابيم يا حتي به آن فکر کنيم. فکر کنيم به اينکه گزارش هاي جورج اورول تاثير بيشتري بر ما مي گذارد يا رمان «قلعه حيوانات» و «1984». اما بدون شک گزارش و داستان مرز باريکي دارند و اين را مي توان از تعداد روزنامه نگاري که داستان مي نويسند يا تعداد داستان نويساني که به روزنامه نگاري روي آورده اند فهميد. علي اکبر قاضي زاده کتاب تجربه هاي ماندگار در گزارش نويسي را با ترجمه 68 قطعه گزارش از کتاب جان کري (The Faber Book of Reportage,1978) و انتخاب دو قطعه گزارش فارسي از ابوالفضل بيهقي و دوستعلي خان معيرالممالک تدوين کرده و انتشارات دفتر مطالعات و توسعه رسانه آن را چاپ کرده است.
پي نوشت؛
ہتجربه هاي ماندگار در گزارش نويسي،ترجمه علي اکبر قاضي زاده،ص1.