858 شماره
چهارشنبه، 26 ارديبهشت 1386
دردم نهفته به ز طبيبان مدعي
گفت وگوي اختصاصي اميد روحاني با عباس کيارستمي

خوشحال هستم که چيزي عوض نشده است. منتقدان انتقاد مي کنند و هنرمندان، بي توجه به همه حرف ها و حديث ها کارشان را مي کنند. منتقدها نقد مي کنند و حسودان حسادت، دنيا همان است که بود و دنيا همان دنياي قديم است.
انتشار «حافظ به روايت عباس کيارستمي» (که سه ماه پس از انتشار به چاپ دوم مي رسد) انتقادها و شمشير بستن ها و تيغ آختن ها را در پي داشت، کمي مطبوعاتي و بيشتر در صفحات نشريات الکترونيک و چه بازتاب هايي.
عادت داشتم که ميان هنرمند و مخاطب بايستم و پلي بزنم براي درک متقابل. اين گفت وگو به اين قصد انجام شده، به اين اميد که کمکي به درک متقابل کند و آغاز يک سلسله گفت وگوهاست، که يک رشته از آن اصلاً با خود آقاي کيارستمي درباره عکاسي و عکس هاي او، ويدئو آرت هايش و رشته هايي ديگر با ديگراني که ايده ها و فکرهايشان مي تواند در اين زمانه بي جريان، جريان ساز باشد.
بله، گويا اين کلمه «روايت» است که خيلي ها را نگران کرده است...
***
خب اگر قرار باشد عنواني ديگر، يا عنواني درست تر را انتخاب کنيم چه واژه اي را مي توان به جاي روايت گذاشت؟
هنوز هم، به رغم همه انتقادهايي که ديده ام و خوانده ام، فکر مي کنم، اگر براي «روايت» ارزش و اعتبار زيادي قائل نشويم، خود کلمه «روايت» مساله اي ايجاد نمي کند. در هر حال اين يک روايت شخصي است، روايت يک راوي از يک متن است. ما همه در زندگي روزمره مان روايت مي کنيم، بنابراين چرا بايد از اين کلمه «روايت» بترسيم و بگوييم و بنويسيم که اگر به اين نوع خوانش حافظ عنوان «روايت» داده نمي شد با کل کتاب مشکلي نداريم ولي حالا که روايت است قبول نداريم و معترضيم. مگر «روايت» چه معنايي دارد؟ بد نيست به سراغ کتاب لغت برويم و ببينيم «روايت» چه معنايي دارد.
خب، اصلاً از کي و چگونه به ذهن تان خطور کرد که حافظ را به اين شکل روايت کنيد؟
راستش يادم نيست که از چه موقع و کي به اين فکر افتادم اما مي دانم که اين نوع انتخاب ها، به ويژه در مورد شعر در زندگي و ذهنيت ما ايراني ها، ريشه دار است و اصلاً مختص من، تنها نيست. ما همه اين کار را کرده ايم و روزمره مي کنيم. گاهي از يک غزل فقط يک بيت را برمي داريم و انتخاب مي کنيم، گاهي دو بيت. گاهي از کل ديوان فقط يک غزل را در حافظه داريم. اگر يک غزل را حفظ کرده ايم معنايش اين نيست که بقيه غزل ها را نمي شناسيم يا بي اعتبار مي دانيم يا دوست نداريم. اگر يک بيت از يک غزل در حافظه مان مانده به اين معنا نيست که بقيه ابيات غزل را نفي مي کنيم. يادم هست که در خانه کودکي ام، مادربزرگم راه مي رفت و مي گفت «کس نخارد پشت من» و همين. هيچ اشاره اي به «جز ناخن انگشت من» نمي کرد. طوري هم اين مصرع را مي گفت که من - که خب، خيلي کوچک بودم - واقعاً فکر مي کردم که پشت اش مي خارد و با اين شيوه گفتن در واقع از من مي خواهد که پشت اش را بخارانم، باز يادم هست که پدرم هر وقت از موضوعي ناراحت مي شد راه مي رفت و با تلخي و قاطعيت مي گفت «دردم نهفته به ز طبيبان مدعي».


مقام معظم رهبري؛
دانشجويان مداراي سياسي داشته باشند
...
موج دوم تغييرات در شهرداري تهران آغاز مي شود
...
کن 60ساله شد
...
سومين روز درگيري در نوار غزه
...

با حماسه ساز ملبورن قبل از بازي امروز
خداداد؛ اين بازي کجا، آن بازي کجا
...
با علي فتح الله زاده درباره همه برنامه ها و فکر و خيال هايش
دو پرسپوليسي را به استقلال مي آورم
...
قوي ترين مرد جهان در هفتمين سال شکست ناپذيري
تمام رقباي حاج حسين
...
امشب ديدار نهايي جام يوفا در گلاسکو
کلمنته؛ اسپانيول من خيلي ضعيف تر بود
...

گفت وگو با غلامرضا تاجگردون معاون اقتصادي اسبق سازمان مديريت
احمدي نژاد از مجلس و شوراي نگهبان پيشي گرفت
...
مديرعامل شرکت بورس سهام با انتقاد از سياست هاي اقتصادي دولت نهم؛
نگران آينده شرکت هاي بورسي هستم
...
روزانه 20 ميليون ليتر بنزين در کشور ناپديد مي شود
...
در تحريم غرق نمي شويم
...

نگاهي به کارنامه کيانوش عياري کارگردان سريال «روزگار قريب»
تجربه گرايي بدون تکلف
...
گفت وگو با محمدعلي سپانلو، شاعر
پايان هر کسي دست خودش است
...
گزارشي از همايش حکمت فردوسي
روح خرد در زلال شعر
...
رادي مستندساز صحنه تئاتر
...
وجدان جمعي مجلس فرشيدي را استيضاح مي کند
...
ادعاي علمي يا روياپردازي سياسي
...
به بهانه چاپ آخرين کتاب رورتي؛ فلسفه به مثابه سياست هاي فرهنگي
فيلسوف به جنگ واژگان سخيف مي رود
...
گزارشي از افزايش صد درصدي قيمت ساز در ايران
براي از ما بهتران
...

مهمان مسکو جنگ سرد دوم را انکار کرد
...
سارکوزي در ميان واکنش هاي مختلف به اليزه پا مي گذارد
...
سکولاريسمي که در ترکيه پياده نمي شد
...
سولانا و لاريجاني پس از ضرب الاجل مذاکره مي کنند
تاييد توسعه هسته اي ايران
...
جامعه ايران به کجا مي رود؟
...
مشارکت و تحکيم در گفت وگو با محمدرضا خاتمي
دلخوري بايد رفع شود
...
پيشنهاد تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران و امريکا
...



عراق و منافع مشترک و متضاد ایران و امریکا

حسین مرعشی

ادامه بحران در عراق و کشتار و آوارگی مردم مسلمان عراق اعم از شیعه و سنی نگران کننده است. مردم مظلوم این کشور پس از آزاد شدن از قید و بند های حکومت استبدادی و خشن رژیم بعث و در شرایطی که تصور می شد با استقرار حکومت مردمی، مسیر برای سازندگی و توسعه اقتصادی و افزایش رفاه عمومی هموار گردد در آتش ناامنی هایی که ناشی از ضعف برنامه اشغالگران این کشور است می سوزند. امریکا به عنوان کشور اصلی اشغال کننده عراق و ایران به عنوان مهم ترین و موثرترین همسایه این کشور، دو قدرتی هستند که بیشترین نقش برای بازگشت آرامش به این کشور را می توانند ایفا کنند مشروط بر آنکه بتوانند به خصومت ها و کشمکش های پیچیده و عمیق سیاسی فی ما بین پایان دهند. امریکا در عراق با پیچیدگی هایی مواجه است به طوری که از یک طرف متحد و حامی دولت نوری مالکی به عنوان یک دولت شیعی است و از طرف دیگر تمام متحدان امریکا در منطقه که حامی اقلیت سنی حتی نیروهای استشهادی هستند در مقابل دولت عراق صف آرایی کرده اند و این در حالی است که تنها کشور مخالف امریکا در منطقه که رقیب سیاسی ایالات متحده در اکثر صحنه های بین المللی محسوب می شود یعنی ایران حامی دولت عراق است. ایران نیز به نوبه خود با منافع متضادی در عراق مواجه است، اشغال عراق توسط امریکا و نیرو های متحدش، موجب حذف خشن ترین و بی رحم ترین دشمن ایران یعنی رژیم بعث و صدام و نیز روی کار آمدن متحدان تاریخی ایران یعنی اتحاد و ائتلاف کردها و شیعیان گردیده است، در عین حال ایران با توجه به تهدیدهایی که از جانب امریکا متوجه اش است، نمی تواند به خروج بدون هزینه امریکا از عراق راضی باشد. موفقیت دولت نوری مالکی کاملاً با منافع ایران سازگار است ولی اگر قرار باشد این موفقیت همزاد موفقیت بوش و سران جنگ طلب امریکا محسوب شود، ایران نمی تواند با آن موافق باشد. برای ایران موفقیت دولت نوری مالکی و شکست امریکا مطلوب خواهد بود که معلوم نیست چنین امری در عالم واقع امکان پذیر باشد. برای فهم بهتر موضوع می توان با یک فرض، مسائل عراق را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. اگر فرض کنیم ایران و امریکا دارای روابط نه چندان دوستانه بلکه روابطی معمولی بودند و نه امریکا در موضع تهدید ایران بود و نه ایران امریکا را شیطان بزرگ و ام الفساد قرن می دانست به طور مثال روابط ایران و امریکا مثل روابط ایران و عربستان بود ، دو کشوری که دارای منافع مشترک و نیز متضادی هستند ،ولی می توانند با گفت وگو و احترام متقابل مشکلات فی مابین را حل کنند. اگر چنین روابطی بین دو کشور برقرار بود، مسائل ایران و عراق اینگونه می شد که ایران به جای انتقاد از اشغال عراق، از اقداماتی که منجر به آزادی ملت عراق از شر صدام گردید و مرزهای ایران و عراق را به مرزهای صلح تبدیل کرد رسماً اظهار رضایت می کرد و همکاری سه جانبه دولت های ایران و عراق و امریکا آنچنان قدرتی ایجاد می کرد که هیچ فرد تروریست افراطی جرات پا گذاشتن به عراق را پیدا نمی کرد و اهل سنت عراق نیز مانند سایر گروه های قومی و مذهبی در تشکیل دولت مشارکت و به حقوق خود قانع می شدند. در مقابل، این همکاری ها باعث می شد که دولت امریکا به جای تهدید ایران به حقوق ایران احترام گذاشته و در صحنه های بین المللی اگر نه حافظ حقوق ایران، لااقل در مخالفت با منافع ایران موضع گیری نکند. عقیده من بر این است که در صحنه عراق ایران و امریکا دارای منافع مشترک روشن و مشخصی هستند. تقویت دولت عراق که نتیجه ائتلاف کرد ها و شیعیان متحدان تاریخی ایران است، از یک طرف باعث استقرار امنیت در این کشور و تثبیت حاکمیت اکثریت شیعه گردیده و از طرف دیگر امریکا را از منجلابی که در آن گرفتار شده است نجات خواهد داد. ایران باید به منافع درازمدت خود در دوستی با دولت و مردم عراق بیندیشد و امریکا نیز باید بداند تا زمانی که خروج بدون هزینه یا کم هزینه او از عراق زمینه ساز تهدیدی برای موجودیت جمهوری اسلامی ایران باشد، نباید توقع همکاری از سوی ایران را داشته باشد. فرصت حاضر برای حل و فصل مسائل فی مابین ایران و امریکا فرصت استثنایی و تاریخی است. باید از این فرصت بدون تکیه بر احساسات استفاده کرد. واقع بینی در دو طرف شرط موفقیت است.
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی ایران

 
نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام