
ماندگار شدن محمود فرشيدي در وزارت آموزش و پرورش،پيروزي اصولگرايان حامي دولت بود.اکثريتي که به فراکسيون اقليت خود پاسخ منفي دادند تا به وزير آموزش و پرورش که روزهاي پرتنشي را پشت سر مي گذارد،اطمينان و آرامشي نسبي بدهند.
استيضاح فرشيدي اساساً از آنجا شکل گرفت که اصولگرايان منتقد مجلس در پي آن برآمدند تا خودي نشان داده و در برابر طيف حاميان دولت که محمدرضا باهنر در راس آن قرار داشت عرض اندامي کنند. چنين بود که در سراسر مراحل استيضاح از جمع آوري امضا گرفته تا طرح آن در صحن علني، آنچه به روشني عيان شد عزم راسخ فراکسيون وفاق و کارآمدي براي قدرت نمايي در برابر حاميان دولت و فراکسيون اصولگرا بود، چنان که طراحان اصلي طرح استيضاح، همه چهره هاي شاخص فراکسيون وفاق و کارآمدي بودند. به اين نام ها دقت کنيد؛ «کاظم جلالي، رضا طلايي نيک، محمد ميرمحمدي و داريوش قنبري.» اينها همه نمايندگان محوري فراکسيوني هستند که از ابتداي کار مجلس هفتم در فراکسيون وفاق و کارآمدي گرد آمدند. حتي داريوش قنبري که طي سه هفته گذشته در به سرانجام رساندن طرح استيضاح نقش بسزايي داشت و ناظران سياسي از وي به عنوان يک نماينده اصلاح طلب ياد مي کنند عضو فراکسيون وفاق و کارآمدي است. ديگر نمايندگان عضو اين فراکسيون اما به اصولگرايي شهره هستند و رئيس فراکسيون که نماينده اي است از شهر قم، ابايي ندارد که اصولگرا خوانده شود، چه اساساً فراکسيون وفاق و کارآمدي يک فراکسيون انشعابي از فراکسيون اصولگرايان مجلس است. در سه سال گذشته فراکسيون وفاق و کارآمدي کوشيد ضمن تعامل با فراکسيون اصولگرايان، سهم مناسبي هم در معادلات سياسي به دست بياورد. فراکسيون اکثريت اما هيچ گاه حاضر به اعطاي امتياز نشد و در برگزاري سه دوره انتخابات هيات رئيسه حتي حاضر نشد يک کرسي را دراختيار اعضاي اين فراکسيون قرار دهد و اين وضعيت در زمان انتخاب روساي کميسيون هاي تخصصي مجلس هم ادامه پيدا کرد. فراکسيون وفاق و کارآمدي که خود را ذاتاً اصولگرا مي دانست با تشکيل دولت جديد هم امتيازي دريافت نکرد و در ادامه کار اوضاع به گونه اي پيش رفت که دولتمردان اصولگرا حتي از تعامل دوسويه با آن سر باز زدند.چنين بود که طي ماه هاي گذشته روند انتقادات اعضاي اين فراکسيون از دولت افزايش يافت و در مقابل بي اعتنايي دولتمردان به اين فراکسيون و همراهي فراکسيون اصولگرايان در به حاشيه بردن نمايندگان فراکسيون وفاق و کارآمدي، کار را به جايي رساند تا طرح استيضاح يک وزير کابينه در دستور کار قرار بگيرد و از اين طريق، مراتب نارضايتي اين فراکسيون به دولت ابلاغ شود. در ميانه اين قضايا يک اتفاق ديگر هم افتاد و آن افزايش نارضايتي ها از عملکرد محمدرضا باهنر و هيات رئيسه فراکسيون اصولگرايان بود که در نهايت به انشعاب جمعي ديگر از اصولگرايان منجر شد و تشکيل فراکسيون مستقل و نقاد را به دنبال داشت. فراکسيون جديد که ماهيتي اعتراضي داشت بدش نمي آمد در اولين اقدام پس از اعلام موجوديت، تاثيرگذار جلوه کند اما از طرفي هم پسنديده نبود که به تقابل با دولت متهم شود. در نتيجه عموم اعضاي اين فراکسيون در مقابل طرح استيضاح سکوت پيشه کردند و سعيد ابوطالب در يک ائتلاف نانوشته به اردوگاه استيضاح کنندگان پيوست تا مراتب همراهي «اصولگرايان منتقد» با برکناري فرشيدي را به اطلاع چهره هاي برجسته فراکسيون وفاق و کارآمدي برساند. راي عدم اعتماد به فرشيدي براي اصولگرايان منتقد و فراکسيون وفاق و کارآمدي اين حسن را داشت که مي توانست به هيات رئيسه فراکسيون اصولگرايان و به ويژه شخص محمدرضا باهنر، اين پيام را برساند که در يک سال پاياني مجلس نمي تواند اين دو جريان اصولگراي مجلس را ناديده بگيرد و حمايت از دولت، بي توجه به آنها ممکن نيست.
چرا فرشيدي
رساندن پيام نارضايتي به دولت و فراکسيون اصولگرايان، نيازمند يک اقدام جدي بود و استيضاح، جدي ترين ابزاري بود که نمايندگان منتقد در اختيار داشتند. شايد بتوان گفت نفس انداختن يک وزير از کابينه (اصطلاح معروف مجلس نشينان) از نارضايتي موجود از فرشيدي بسيار مهم تر بود. در واقع اين عملکرد فرشيدي نبود که استيضاح وي را به همراه آورد بلکه عزم راسخ فراکسيون وفاق و کارآمدي در رساندن پيام نارضايتي به دولت و فراکسيون اصولگرايان بود که به طرح استيضاح منجر شد. در اين مرحله بود که از ميان گزينه هاي موجود، فرشيدي مناسب تر ترجيح داده شد، بدين لحاظ که هم در ميان نمايندگان نارضايتي بيشتري نسبت به وي وجود داشت و هم اينکه اعتراضات عموم معلمان و بدنه فرهنگيان، فضاي مساعدتري براي استيضاح وي فراهم مي آورد. طبيعي است اگر وزير ديگري از موقعيت نامناسب تري برخوردار بود، امکان جابه جايي نام وزير استيضاح شده محتمل بود اما شرايط پيش آمده در ماه هاي گذشته و به ويژه اعتراضات معلمان در برابر مجلس و انتشار سوال توهين آميز در آزمون فرهنگيان، فرشيدي را به گزينه اول و آخر استيضاح تبديل کرد. شکست پروژه استيضاح، شکست قدرت نمايي پارلمانتاريست هاي منتقد بود. پارلمانتاريست هايي که با همه اصولگرايي شان اما نسبت به جايگاه خود در مجلس معترض بوده و سهم بيشتري را در مناسبات سياسي طلب مي کردند. شکست اين پروژه احتمالاً پروژه استيضاح را در مجلس هفتم تا روز آخر، منتفي خواهد کرد چرا که علاوه بر شرايط خاص مجلس در سال پاياني فعاليت، اوضاع هم به گونه اي نيست که شرايط راي عدم اعتماد براي يک وزير فراهم باشد. وقتي محمود فرشيدي با آن همه فضاسازي ها در نهايت ماندگار شد طبيعي است در شرايطي که فراکسيون اصولگرايان حمايت سفت و سختي از دولت احمدي نژاد به عمل مي آورد، امکان انداختن ديگر وزيران از مسووليت اجرايي منتفي خواهد شد. اين احتمال بسته به اين است که در يک سال پاياني مجلس، اتفاق منحصر به فردي رخ ندهد و شرايط ويژه اي پيش نيايد.
آيا آن اتفاق منحصر به فرد در مجلس هفتم رخ مي دهد؟