
به دنبال باران هاي بهاري و توفان هاي شديد در تهران، گرد و خاک اصحاب روابط عمومي در به دست آوردن يک روز از رويدادهاي بحث انگيز هفته گذشته بود. روزي که در نامگذاري آن بحث است و در محتواي آن تفاوت نظر و ديدگاه مشاهده مي شود. چندي پيش از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي کشور «روز ملي ارتباطات و روابط عمومي» تصويب و به تقويم روز هاي کشور اضافه شد. اين در حالي است که از سال 1348 تا کنون روزي با عنوان روز جهاني ارتباطات يا روز جهاني مخابرات هر ساله در روز 27 ارديبهشت در کشور ما جشن گرفته مي شود. بر اساس تمبر هاي يادبود چاپ شده در شرکت پست ايران در اين مدت، از 22 قطعه تمبر منتشر شده 14 مرتبه عنوان روز جهاني ارتباطات و هشت مرتبه عنوان روز جهاني مخابرات روي تمبرها نقش بسته است. اما اين روز در هيچ زماني بيش از امسال سرگردان نشده است. اما نکته جالب انتخاب هفت نام با زمينه اي تقريباً مشابه از سوي هفت منبع است؛
- روز جهاني مخابرات و ارتباطات (برخي از روزنامه ها )
- روز ملي ارتباطات و روابط عمومي (مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي)
- روز روابط عمومي (راديو فرهنگ - هنر هشتم - جام جم)
- روز جهاني ارتباطات و روابط عمومي (اطلاعيه ها و پارچه نوشته ها)
- روز جهاني ارتباطات و جامعه اطلاعاتي (ايسنا به نقل از دبير کل سازمان ملل)
- روز جهاني مخابرات و جامعه اطلاعاتي (ايسنا به نقل از دبير کل اتحاديه بين المللي مخابرات)
- روز جهاني جامعه اطلاعاتي (روابط عمومي شرکت ارتباطات سيار)
همان طور که در آگهي هاي شرکت ارتباطات سيار ديده مي شود اين روز از نظر سازمان ملل از نوامبر سال قبل به نام روز «جامعه اطلاعاتي» تغيير کرده و جايگزين روز جهاني ارتباطات / مخابرات سابق شده است. اما سوال اين است که بالاخره روز 27 ارديبهشت چه روزي است؟ آيا روز نامگذاري شده جديد در ايران يک روز ملي در کنار روز جامعه اطلاعاتي است؟ آيا اين روز يک روز جهاني ولي مونتاژشده در تهران است؟ و آيا اصحاب روابط عمومي هم براي خود صاحب يک روز مستقل شده اند؟ و بالاخره تکليف تقويم سال آينده چه مي شود؟ البته اين سوال هم باقي است که آيا شاغلان حرفه روابط عمومي که خود مسووليت «روزباني» را يدک مي کشند و در همه روزها حضور دارند نيازي به يک روز ملي يا جهاني دارند؟ بنابر اين هر چند «روزي» انتخاب شده است ولي بحث درباره انتخاب روز و جايگاه، زمان و ضرورت آن هنوز ادامه دارد.
به نظر مي رسد انتخاب زادروز يا سالمرگ چهره اي نامدار در عرصه فرهنگ، تاريخ يا علم در سرزميني با پيشينه 3500 سال فعاليت روابط عمومي، يا تعيين رويداد يا مناسبتي تاريخي مي توانست اين نکوداشت را هدفمند و موجه تر کند. فلسفه تعيين يک روز براي روابط عمومي بايد بيش از کسب شهرت و خوشنامي يا صرفاً يک مجموعه برنامه ها باشد. نامگذاري روزهايي با ابعاد جهاني مانند بهداشت، سالمندان، مبارزه با بي سوادي، محيط زيست، آزادي مطبوعات، استاندارد، معلولان، آب و...بالغ بر 20 عنوان ديگر با هدف کسب حمايت عمومي در جهت پيشبرد و ترويج برنامه هايي است که در خدمت عموم مردم يک جامعه و جهانيان است.
جا داشت در کشوري که آن همه بزرگان شعر و ادب دارد هم زمان با نکوداشت يکي از آنها روزي را انتخاب مي کرديم تا سرمشقي براي فعالان اين حرفه قرار گيرد. روز انتخاب شده رنگ و بوي فني دارد و ما را از همجواري با نزديکترين حرفه ها يعني روزنامه نگاري دور مي سازد. در اين روز نه خلاقيتي ديده مي شود؛ نه نوآوري وجود دارد و نه اثري از باروري فرهنگ حرفه اي به چشم مي خورد. در آينده نيز اين روز تحت تأثير روز جهاني جامعه اطلاعات قرار خواهد گرفت.از نامگذاري که بگذريم به محتواي روز مي رسيم. در اين روز بار ديگر مفهوم روابط عمومي با چهل سال سابقه آموزش در کشور باز تعريف شد. خالي از لطف نيست تا ديدگاه هاي دولتمردان نسبت به اين مفهوم را در چهار گونه رويکرد مرور کنيم؛
الف- جامعه محور
رئيس جمهور؛ «نگاه ما به مساله ارتباطات فراتر از نگاه اقتصادي و سودآوري است.»«برخي تصور مي کنند که روابط عمومي ها مسوول توجيه کردن و دادن يک چهره مطلوب به يک سازمان و يا شرکت هستند، که اين نگاه از نگاهي سودمحور و مشتري محور منبعث است.»«اگر مي خواهيم فرهنگ متعالي داشته باشيم نيازمند مشارکت مردم هستيم و اينگونه نيست که عده اي بنشينند و طراحي فرهنگ کنند.»«رابطه عاطفي با مردم پايه نظارت و حرکت رو به جلوي ماست و ايجاد اين امر هنر روابط عمومي ها است ما بايد در اين راستا گروه هاي فکري قوي تشکيل دهيم، بنشينيم و با يکديگر گفت وگو و بررسي کنيم که چگونه با مردم يک ارتباط مناسب تر برقرار کنيم.» «روابط عمومي ها در ايجاد اعتماد و جلب مشارکت مردم و همچنين ايجاد سازوکارهايي براي نظارت هرچه بيشتر مردم و پاسخگويي نقش مهمي دارند.»
ب- قدرت محور
رئيس مجلس؛ «حکمراني در چنين جهاني بدون بهره مندي از روابط عمومي ممکن نيست و هر کشوري در کنار کارهايش بايد چشمي هم به ارتباطات و روابط عمومي داشته باشد.» مشاور رئيس جمهور؛ راز و فلسفه تعبيه روابط عمومي در نهادها و سازمان هاي مختلف، مهندسي افکار عمومي است، افکار عمومي که زيرساخت بسيار مهم نظام مردم سالاري ديني و بزرگترين و مهم ترين سرمايه اجتماعي است. ...نهاد روابط عمومي مي تواند هم شکل دهنده افکار عمومي باشد و هم هدايت کننده آن. سخنگوي دولت؛ ابزارهاي اطلاعاتي نقش مهمي در تحکيم رابطه دولت و ملت دارند.
پ- رسانه محور
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام؛ «روابط عمومي ها بايد از ابزار پيشرفته علمي امروز که همين سيستم هاي ديجيتالي و الکترونيکي است براي انجام وظايفشان استفاده کنند.» رئيس مجلس؛ «روزنامه ها در کشور ما به يک جريان سياسي تعلق دارند و همه مي دانند که فلان روزنامه براي چه جريان فکري است.»... «روابط عمومي بدون روابط خصوصي ممکن نيست و در واقع اصل آن روابط خصوصي است و مسوول روابط عمومي که رابطه خصوصي با رسانه ها نداشته باشد موفق نيست و در واقع کليد روابط عمومي در جعبه روابط خصوصي پنهان است و شما بايد با اصحاب رسانه رابطه خاص داشته باشيد.»رئيس جمهور؛ «امروز وقتي مي گوييم ارتباطات ذهن بلافاصله به سمت ابزار ارتباطات حرکت مي کند... در اعتقادات ما بر اهميت روابط بين انسان ها تاکيد شده است و ما اگر از روابط بين انسان ها دست برداريم و انسان ها چنين روابطي را نداشته باشند مانند سنگ و جمادات مي شوند، آنچه که به جامعه انساني روح و هويت جمعي مي دهد، ارتباطات انساني است.»
د- پيام محور
رئيس جمهور؛ «ما از روابط عمومي ها اين انتظار را نداريم که خطاپوشي کنند و کار ضعيف را با تبليغات قوي جلوه دهند... کار اطلاع رساني با تبليغات و بزرگ کردن امور متفاوت است.»رئيس جمهور؛ «با يک جريان سازمان يافته براي انتشار اخبار و تحليل هاي غيرواقعي و دروغ مواجه هستيم و اين خبرهاي دروغ را به صورت پشت سرهم منتشر مي کنند، ما نيازمند اطلاع رساني مستمر هستيم.» رئيس مجلس؛ «رسانه ها اطلاع رساني نمي کنند بلکه اطلاع رساني را به محفلي براي تضعيف رقيب و تقويت خودشان تبديل مي کنند.» وزير ارتباطات؛ «دولت نهم از ابزار تبليغاتي به نحو مطلوب برخوردار نيست..... نقش روابط عمومي ها در دولت ها به خصوص دولت نهم بسيار بالا است.»
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي