سعيدليلاز

از منظرهاي گوناگوني مي توان «پديده دوم خرداد» را نگريست. يکي از اين منظرها آن است که در فرآيند خيزش مردمي در جهت اصلاح طلبي، اين واقعيت آشکار شد که مجموعه نظام جمهوري اسلامي ايران، ظرفيت فهم و جذب تغييرات و تحولات اجتماعي و انطباق خود با اين تحولات را داراست. هنگامي که هسته يا زيربناي اجتماعي به مثابه يک حرکت دائم - گرچه نه همواره با سرعت يکسان - دگرگون مي شود، روبناي سياسي يا همان «حکومت»، در مواجهه با اين تحول دو راه بيشتر در پيش ندارد؛ يا خود را با آن منطبق کند و بماند، يا در برابر آن بايستد و نماند. نظام جمهوري اسلامي ايران در فرآيند اصلاح طلبي موسوم به دوم خرداد، راه نخست را برگزيد.مطابق آخرين داده ها از نتايج انتخابات شوراها و خبرگان در آذرماه سال 1385، به نظر مي رسد که اين توانايي انطباق با تحولات، همچنان در حکومت باقي است. اين توانايي، نه تنها از بروز راديکاليسم و زيان هاي ناشي از آن جلو مي گيرد، بلکه ضامن جلوگيري از، انحصارگرايي و يک جانبه گرايي داخلي در هر يک از جناح هاي سياسي حاکم - خواه چپ و خواه راست - نيز هست. انصاف اين است که توانايي انطباق روبناي سياسي با دگرگوني هاي ژرف زيربنايي اجتماعي، قابليت کمي نيست و ضامن تداوم کل حاکميت است و از زنده بودن سيستم خبر مي دهد.مطابق اين توانايي، اگر سرانجام سيستم دريابد که منشاء مشکلات نه در خارج بلکه در داخل است.
اگر کار ناتواني در اداره کشور و ناکارآمدي مديريت اجرايي به جايي رسيده که از مهم ترين مسائل مانند جيره بندي سوخت گرفته تا پيش افتاده ترين تصميمات يعني تعيين تکليف ساعت رسمي کشور همه چيز در دام تعليق و سردرگمي فرو افتاده است، اگر افزايش 50 تا 70 درصدي منابع به اقتصاد ملي به جاي همين مقدار افزايش در رشد اقتصادي به کاهش آن انجاميده، اگر نظام کارشناسي کشور از تصميم گيري درباره پيچيده ترين مسائل از جمله تعيين نرخ بهره و رشد نقدينگي گرفته تا ساده ترين آن مانند واردات ميليون ها تن شکر و برنج بيش از کل مصرف داخلي عاجز شده و به کلي کنار گذاشته شده است، اگر تناقض هاي ذاتي آشکار در تصميم گيري ها مانند رشد واردات در برابر تلاش براي کاهش بيکاري، رشد نقدينگي در برابر تلاش براي کنترل نرخ تورم و... همه تصميم گيري ها را بي اثر کرده و فقط پيامدهاي منفي آن را براي مردم به ارمغان آورده است، اگر با وجود سر دادن مردمي ترين و توده اي ترين شعارها دولت با پول مردم به جنگ کشاورزان خود مي رود و 219 ميليون دلار ميوه، هزاران تن گوشت، ميليون ها تن برنج و شکر و ده ها قلم مواد زائد ديگر وارد مي کند،اگر نشانه هاي سياسي و سياست هاي اقتصادي بزرگترين رانت خواري تاريخ ايران يعني ايجاد 11 هزار ميليارد تومان مطالبات معوقه شبکه بانکي کشور را فقط در طول دوسال - سه برابر عملکرد کل يکصدسال ماقبل - پديد مي آورد، اگر روزمرگي و سردرگمي در سياست هاي گمرکي زمينه را براي صدها ميلياردتومان رانت خواري در کوتاه ترين مدت ممکن مساعد مي کند، اگر آبروي مديران برگزيده خود دولت ،در مسير آبي روان تر از اشک چشم قرار دارد، اگر... لابد در اين صورت و همچنان براي حفظ خود، کاري خواهد کرد.