865 شماره
پنج شنبه، 3 خرداد 1386
صفحه نخست :: ايران و جهان :: سياست
 
براي دهمين دوم خرداد
ششم آزگار ماندگار
مسعود بهنود


نقل يک سال و دو سال نبود، بيست سال هم گذشت باز مرحوم اسکندري در پيچ هر کلام و خاطره اي از سال هاي خوش دکتر مصدق مي گفت و با لذتي تمام تکرار مي کرد «عجب روزگاري» و هر وقت اين نقل پيش مي آمد خانم بي اختيار لب به شکوه مي گشود؛ نه که خيلي بهتون خوش گذشت، نه اين که خدا دوباره نخواهد، بعدش به محبس نبردند همه را. نه که يک شب بي دلهره به صبح رسانديم، نه که.... و هميشه اين مکالمه مقدمه اي بود تا آقا شرحي از سويداي دل بدهد از همان دو سال و خرده اي نهضت ملي و آخرش هم با آهي از ته ته ته دل بخواند حيف از اين دست که با ياد تو بر سر نزنم. مرحوم اسکندري تا بود، به سال هاي بعد از کودتا مي گفت سال هاي آزگار. يک سال آزگار... ده سال آزگار... بيست سال...

حالا نقل ماست که همان طور شده ايم که استاد وارسته جلال همائي مي فرمود «خداوند تبارک همه لغت ها را يک به يک در عمل برايتان معنا مي کند، بعد روانه مي شويد» و ديگر لازم نيست در کتاب لغت به دنبال معناي آزگار بگرديم. روزگار معنايش را کف دستمان گذاشت. و حالا که اين مي نويسم دو سال آزگار از آن زمان مي گذرد و ده سال از دوم خرداد.

 پيشينه جشن ها

در جست و جوي نمونه هاي تاريخي ديگر از روزهاي شور، روزهاي شادماني ملي، دورهاي تاريخ نشانه اي ندارد اما از مشروطيت مي توان آغاز کرد.

نيمه شعبان سال 1324 قمري مردم لباس هاي خود شسته و گيوه ها را گل سفيد ماليده و دستي به محاسن کشيده، در هر محله در حسينيه و تکيه و خانه بزرگان گرد آمده بودند و تبريک مي گفتند، و روي هم مي بوسيدند. سماوري همه جا بار بود و هر کس چاي مي خورد و تهنيتي مي گفت و راي مي داد. مهم نبود که بعضي معناي مشروطه نمي دانستند، همين قدرشان بس بود که آقايان نجف و آقاسيد عبدالله و آقاسيدمحمد مهر فرموده بودند، آقاي مستوفي الممالک و مشيرالدوله و مخبرالسلطنه و حتي اتابک امين السلطان که در فرنگ بود با مشروطه هستند. تازه در هر ولايتي هم يکي از خوشنامان به جلو و مردم هم با تصوري از مشروطه بهشتي به دنبال. اين اولين شادماني ملي بود. گيرم که دو سال بعد که لياخوف مجلس را به حکم محمدعلي شاه به توپ بست، خوشي ناخوش شد.

دوم شادماني ملي، 27 جمادي الثاني 1327 بود. فتح تهران و فرار شاه مستبد. از همه جا شادماني بيشتر در تبريز. سالار و سردار ملي در باغ حکومتي نشسته و مردم دسته دسته مي آمدند به شادباش، بعد دو سال جنگ خونريز که منجر به سقوط استبداد صغير شد. سربازهاي روس آماده باش به تماشا. عملاً کشور مشروطه شد. عملاً شاه و ديکتاتوري ساقط. عملاً دولت و مجلس و مطبوعات آزاد. ديگر چنين شادماني نشد. حتي جنگ جهاني و پايانش، جشن هاي تبليغاتي جمهوريت، ماجراي تمثال امام علي که هواداران سردار سپه وانمود کردند منحصر است و علماي نجف با ارسال آن، رضاخان پهلوي را تبرک کرده اند تا چشم زخمي از اعدا به او نرسد و به اين حيلت هزاران تن را در هيات هاي دسته عزاداري به تهران کشاندند و از آن به عنوان ابراز علاقه عامه ناس به پهلوي بهره گرفتند. الغاي سلطنت قاجار، به تخت نشاندن رضاخان سردار سپه و تحولات بزرگي که بعد از آن رخ داد در کشور، هيچ کدام جشني همگاني نبود.

دوره بيست ساله ديکتاتوري رضاشاه بسيار بهانه ها داشت و دولت ها هم مي خواستند، اما جشن ها مردمي نمي شد.

 جشن سوم، شهريور

جشن سوم روز بيست و پنجم شهريور سال 1320 بود که در ميدان توپخانه و دهانه لاله زار ناگهان تهراني ها خود را کشف کردند و در نبودن اينترنت و تلفن همگاني و ديگر رسانه ها معلوم نيست چطور خبرش به همه کشور رسيد. در لاله زار حسين خيرخواه فرياد زد ملت رضا در رفت. هدايت به آهستگي در گوش مينوي گفت دم کني برداشته شد، و جماعت آماده فرياد، قصيده خيرخواه را تکميل کردند تا باغ شاه دررفت،... آب چلو سر رفت... و اين جشن تا بعدازظهر هم طول کشيد و در همان زمان فروغي فرزند رضاشاه را به مجلس برد، کساني در راهش اسپند سوزاندند. در اين شادماني فراموششان شد که نيروهاي خارجي هم وارد تهران شده اند. همين قدر که ديکتاتور رفت خبر خوش بود چه رسد که نظميه دستور گرفت کاري به حجاب ها نداشته باشد. عفو عمومي شد. زندان ها باز شد. روزنامه ها همان روز آزادي خود را نشان دادند و سخن علي دشتي را با تيتر بزرگ نوشتند؛ جيب اين دزد را بگرديد. اعلام شد هر چه رضاشاه به زور از مردم گرفته پس داده مي شود، همه دارايي هايي که آن همه بر سرش چالش بود براي باقي ماندن پسر در تخت صرف شد. اعلام شد در يک روز دويست تن صاحب نام به عدليه از ديکتاتوري که نامش وحشت مي ساخت، شکايت کرده اند. همسرش به وکالت پنج فرزند خود عليه شاه جديد طرح دعوا کرد. باري يک نسل تازه متولد شد. نسلي از شاعران و بزرگان که نيم قرن بعد حاصل کار و عمل همان ها بود. نسلي آزاد متولد شد.

و باز سال ها گذشت و جشن عمومي و نه به دستور برپا نشد. نه اين که گروه ها و بخش هايي از کشور به جشن نرسيد، رسيد اما از آن دست نبود که همه درش شرکت داشته باشند. ورنه تخليه ايران از ارتش هاي خارجي که روز نجات آذربايجان نام گرفت، از آن جا که عزاي بخش عمده اي از کشور بود و همزمان با آوارگي ده ها هزاران، جشن عمومي نشد. ازدواج هاي درباري و مناسبت هاي دولتي هم. تصويب قانون ملي کردن صنايع نفت هم، و جشن بزرگ پيروزي ايران در دادگاه لاهه هم. اين جشن ها بخش هايي از جامعه را دربرمي گرفت. آن روزهاي خوش آزگار دولت مصدق هم آغازي شادمانه و ملي نداشت. بعد از کودتاي بيست و هشت مرداد نيز. تولد وليعهد، همه پرسي ششم بهمن که براي نخستين بار به زنان اجازه دادن راي داده شد گرچه رايشان زينت بود و در آن دوره به حساب نيامد. انقلاب سفيد غاصلاحات مشهور به انقلاب شاه و ملتف باز نمي توان گفت جشني همگاني بود، چنان که جشن هاي دوهزار و پانصدمين سال شاهنشاهي که بيست تن از سران کشورهاي جهان در آن شرکت کردند. و جشن هاي پنجاهمين سال پهلوي بي شرکت مردم صورت پذيرفت.

 جشن چهارم، شاه رفت

چهارمين جشن همگاني وقتي بود که داشت سي و هفت سال از آخرين جشن مي گذشت. بيست و ششمين روز از اولين ماه زمستان. در سالي که زمستان خيال آمدن نداشت، مردم تهران صداي هلي کوپترهايي را بالاي سر خود شنيدند و دقايقي بعد راديو اعلام داشت که شاه از ايران خارج شده است. با بدني بيمار و صدايي لرزان گيج و ناباور. خارج شدن سه شاه قبلي که همگي به تبعيد رفتند و بازنگشتند با جشني همراه نبود، اما شادجشن از آن رو پا گرفت که همه مي دانستند محمدرضا پهلوي آخرين شاه خواهد بود. نويسنده اي در يک مقاله نوشت مردم ايران به جاي همه مردم دو هزار سال تاريخ جور، شادماني کردند براي خارج شدن آخرين شاه. باورنکردني تر از آن جشني بود که دو هفته بعد از رفتن شاه خبرش به تمام جهان رسيد، وقتي بود که روزنامه اطلاعات تيتر زد «امام آمد». مراسم استقبالي از دل کشمکش هاي دولت سوسيال دموکرات شاپور بختيار با هواداران انقلاب بيرون زد، با حضور دو ميليون نفر در تهران. جشني که ارتش شاهنشاهي هم در آن شرکت داشت. اصلاً معلوم نشد هواداران نظام پادشاهي کجا رفتند. چهره هاي مشهوري از عوامل نظام پادشاهي از همان تبعيدگاه خود لندن، پاريس يا لس آنجلس پيام فرستادند و آگهي کردند تا تاريخ بداند که در جشن شرکت داشته اند. اين جشن ده روز در ميان مقاومت هاي آخرين سنگربان سلطنت شاپور بختيار ادامه يافت، تا به روزي رسيد که به عنوان آخرين انقلاب کلاسيک قرن بيستم ثبت شد. شاه چنان که در خاطرات متعدد آمده است روز بيست و دوم بهمن، در کاخ ملک حسن در مراکش از راديوي قوي خود شنيد که جمشيد عديلي به جاي «اين جا تهران راديو ايران» گفت «اين صداي انقلاب ملت ايران است»، همان صدايي که شاه خود نيز دو هفته پيش تاييدش کرده بود و ديگر سرود شاهنشاهي پخش نشد.

بعد از آن باز روزهايي به جشن گذشت مانند همه پرسي قانون اساسي، انتخابات رياست جمهوري، تشکيل مجلس، اما باز جشني ملي نبود. جشن اشغال سفارت امريکا غمشهور به لانه جاسوسيف.

جشن همگاني پنجم، جشن آزادي خرمشهر بود، سوم خرداد شصت. خبر را که راديو اعلام کرد، معلوم نشد که چطور هر کس پشت فرمان بود ناگهان پا روي هر پدالي که بود فشرد. زمان متوقف شد و عجب اگر فقط دو تن از صرافان سکته کردند. براي اولين بار پس از پانصد سال ايرانيان شهري را از دست دادند و دوباره به کف اش آوردند. چنين شادماني نسلي به ياد نداشت.

 ششم رسيد

و دوم خرداد 1376 جشن ششم بود. شش جشن ملي و مردمي، نه به فرمان، در صد سال؛ اما تا بخواهي سوگ و اگر قرار بود بر گذري بر سوک ها، اين نوشتار بارها بلندتر از اين مي شد که هست.

و همه اين شش، با گذر زمان آزگار و ماندگار شدند. حتي اگر به زمان خود چندان اهميتي نيافتند، جايشان در چهره تاريخ ايران و آينده مردم اين سرزمين ثبت شد. جشن هايي که از مردم برآمده بود و به فرمان نبود، حتي وقتي حاضرانش بعد ها از کرده پشيمان شدند، از آن جا که از عمق دردها و لبخندها برآمده بود، خط عمر مشترک ايرانيان را گسلي و خط عبوري شد. همه اين شش از سوي کساني نقد و طرد شدند. هيچ يک بي بدخواه نبودند. هيچ کدامشان نشد که جنازه اي بر دست ها نگذارند. و هيچ کدام بي سرود و قصيده و غزل نماندند. همه زندگي ساز آمدند، چه رسد به جشن آخر که هنوز در اثرش زندگي مي کنيم و هنوز صدايش در فضاست و هنوز بر سر چه شدهايش در جداليم. اينها آزگارهاي ماندگارند. بي آزگاري چيزي ماندگار نمي ماند در سرزمين کويري ما.
با وجود ممانعت هاي فراوان صورت گرفت
دانشجويان، موفق در برگزاري انتخابات انجمن هاي اسلامي

گروه سياسي؛ با وجود مشکلات زياد در برگزاري انتخابات انجمن اسلامي دانشکده ها، دانشجويان تعدادي ديگر از دانشگاه ها روز گذشته موفق شدند انتخابات شوراي مرکزي را برگزار کنند. بر اين اساس به بروز مقاومت و اصرار دانشجويان مبني بر برگزاري انتخابات باعث شد اعضاي جديد انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده علوم ارتباطات علامه طباطبايي انتخاب شوند. امير يعقوبلي، زينب ژيراک، فرهنگ اسلامي، ساجد شجاعي و زهراالسادات چلنگر پنج عضو اصلي شوراي مرکزي انجمن اسلامي اين دانشکده را تشکيل مي دهند. محمدمهدي جليلي و الناز ميلاني هم به عنوان اعضاي علي البدل انتخاب شدند. به گفته زينب ژيراک هم اکنون پنج دانشجو به نام هاي امير يعقوبلي، فرهنگ اسلامي، ساجد شجاعي، مريم سيدکريمي و علي احوان ممنوع الورود بوده و از ورود آنها به دانشکده جلوگيري شده است. از سوي ديگر در ادامه تلاش دانشجويان براي برگزاري انتخابات انجمن هاي اسلامي، سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران گفت؛ سه شنبه بعدازظهر انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده دامپزشکي دانشگاه تهران برگزار شد و اعضاي شوراي مرکزي اين دانشکده انتخاب شدند. داوود دشتباني در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ اين انتخابات روز سه شنبه با حضور نماينده شوراي فرهنگي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي برگزار شد و عليرضا سبزي کار، رضا اوجاقي، ثريا غريبي، شيما پوراصغري و گلشيد جاوداني به عنوان اعضاي اصلي و حمزه ملک نيا و اسماعيل تاجيک نژاد به عنوان دو عضو علي البدل اين انجمن انتخاب شدند. همچنين انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران پرديس قم هم ديروز برگزار شد.

مرتضي عليپور دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران پرديس قم اظهار داشت؛ حسين احمدي، سيدحسام الدين زندوي، زهرا عسگرزاده، فائزه قمي و سعيد مميزي به عنوان اعضاي اصلي و مژگان حمدي و سيدمحسن منصوري به عنوان اعضاي علي البدل اين انجمن انتخاب شدند. همچنين انتخابات جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان برگزار شد. به گزارش ايسنا در اين انتخابات عبدالله مرادي، محمدرضا محبي فر، حامد نيکبخت، حسن ياوري، حامد اسماعيلي، عليرضا رئيسي، محسن تاج الديني، نسرين عنايت ماهر، ساجده وفايي و منصوره رنجبران به عنوان اعضاي شوراي مرکزي اين تشکل انتخاب شدند. اين در حالي است که برخي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا به روند بررسي صلاحيت اعضاي هيأت موسس اعتراض کردند. در اين رابطه يک فعال دانشجويي دانشگاه بوعلي سيناي همدان اظهار داشت؛ «اعضاي هيات موسس انجمن اسلامي اين دانشگاه در اعتراض به برخي روندها در اين دانشگاه در بررسي صلاحيت هاي اعضاي هيات موسس و تشکيل انجمن اسلامي روزه سياسي گرفتند.» محمدجواد صالحي خاطرنشان کرد؛ «از آنجا که تمام تلاش هاي ما براي به نتيجه رسيدن انجمن به جايي نرسيد تصميم گرفتيم که در اعتراض به کارهاي صورت گرفته روزه سياسي بگيريم که در پايان اين مراسم بيانيه شماره يک هيات موسس دانشجويان قرائت و سرود «يار دبستاني» خوانده شد.» در همين حال مشکلات مربوط به برگزاري انتخابات انجمن اسلامي در دانشگاه هاي مختلف به بروز واکنش هايي منجر شده است. در ادامه اعتراضات دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي علامه به برآورده نشدن مطالبات روز گذشته نيز در اين دانشکده تجمع اعتراض آميز آرامي برگزار شد. به گزارش ايلنا صبح ديروز در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات دانشجويان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و ممنوع الورود شدن پنج دانشجوي دانشکده، تجمع آرامي در حياط اين دانشکده برگزار شد و دانشجويان با نوشتن نامه اي به سيدبدرالدين شريعتي، رئيس دانشگاه علامه طباطبايي خواستار برخورد با متخلفان شدند. در نامه اين دانشجويان آمده است؛ در روز سه شنبه، اول خرداد سال 86 وقايعي در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي اتفاق افتاده است که به تمام معنا توهين به مقام دانشجو و دانشگاه بود. در هنگام راي گيري انتخابات انجمن اسلامي به سمت دانشجويان حمله شده و آنها مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.در اين نامه به ورود به سرويس بهداشتي دختران و باز کردن درهاي سرويس ها به ادعاي خود به دنبال صندوق آراي انتخابات انجمن اسلامي پرداختند اشاره شده و آمده است که تا قبل از اين اتفاق دانشجويان هيچ گونه برخورد با اين فرد نداشتند ولي پس از ضرب و شتم و توهين ناموسي به يک دختر دانشجو، آنها به تجمع در مقابل اتاق اين فرد پرداختند و خواهان خروج وي از دانشکده شدند. در نهايت دانشجويان با قول نماينده وزير علوم، معاون حراست دانشگاه، رياست دانشکده و نماينده دفتر مقام معظم رهبري مبني بر خروج اين فرد از محيط دانشگاهي و حفظ امنيت دانشجويان، به اعتراض خود پايان دادند.»

در ادامه اين نامه خطاب به شريعتي آمده است؛ اسناد تک تک موارد ذکرشده به صورت عيني نزد دانشجويان موجود است و افراد زيادي نيز حاضر به شهادت هستند لذا خواهشمنديم جهت حفظ حرمت دانشجويان به خصوص بانوان محترم و طهارت فضاي دانشگاه از وجود افرادي که هيچ حرمتي براي شأن دانشگاه و دانشجو قائل نيستند، هر چه سريع تر براي اخراج فرد متخلف از دانشگاه اقدام کنيد. لازم به توضيح است که دانشجويان خواهان برخورد قاطع با اين فرد و اجراي حد شرعي هتک حرمت و فحاشي و پرداخت غرامت ديه آسيب ديدگان و بالاخص اعاده حيثيت از دختران دانشجو هستند. 

دستگيري يک دانشجوي دانشگاه اميرکبير

در حالي که تنش هاي مربوط به دانشگاه اميرکبير همچنان ادامه داشته و طرف هاي درگير در تلاش هستند که فضاي دانشگاه را آرام کنند، دستگيري دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير به دور تازه اي از اعتراض ها در اين دانشگاه منجر شد. به گفته يک عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميرکبير سه شنبه شب به منزل اقوام احسان منصوري مراجعه کرده اند.

نريمان مصطفوي افزود؛ در اين مراجعه که بدون هماهنگي و براي ورود صورت گرفت برخي اموال شخصي آنها را ضبط کردند. به گفته وي هم اکنون وضعيت احسان منصوري در هاله اي از ابهام قرار دارد و خانواده وي از وضعيت منصوري بي اطلاع هستند. در همين حال ديروز جمعي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير در مقابل سلف اساتيد اقدام به برگزاري يک تجمع آرام کردند و جمعي ديگر از آنها به ديدار محمدعلي نجفي عضو شوراي شهر تهران رفتند و گزارشي از فضاي حاکم بر دانشگاه ها و حوادث اتفاق افتاده ارائه کردند. در اين ديدار فيلمي از ضرب و شتم دانشجويان نمايش داده شد و نجفي عضو اصلاح طلب شوراي شهر نيز ضمن محکوم کردن اين برخوردهاي خشن اعلام کرد که در پيگيري حقوق دانشجويان اهتمام مي ورزد.

در اين ديدار دانشجويان با مطرح کردن فضاي حاکم بر دانشگاه ها و ذکر حوادث اتفاق افتاده در دانشگاه صنعتي اميرکبير در سه هفته گذشته درباره اين حوادث توضيح داده و نظرات خود را مطرح کردند. به گزارش ايلنا، آرمان صداقتي عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير فشارهاي واردشده بر دانشجويان در دو سال گذشته و اعمال فشار بر انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان و تخريب ساختمان انجمن، اعمال محدوديت هاي انجام شده را ياد آوري کردند. انجمن اسلامي دانشجويان ليستي از 500 تخلف را در دو سال گذشته به نجفي ارائه کرد و ضمن ابراز نگراني از اين وضعيت، خواستار پيگيري مسوولان و دلسوزان فرهنگ و دانش مملکت شد.

يادداشت
اعتماد متقابل ترس متقابل
محمد شريف
نشانه و منشاء اقتدار هر دولتي اعتماد متقابل بين اعضاي جامعه با آن است. در اين صورت اوامر دولت که در هيئت قانون ظاهر مي شود با طيب خاطر پذيرفته و اجرا مي شود و دولت جهت اجراي آن نياز به توسل به زور ندارد. شرط برقراري دموکراسي اعمال تمايلات اکثريت جامعه در عين فراهم بودن اين امکان براي اقليت است که هر آينه بتواند به لحاظ تبديل شدن به اکثريت زمام امور را در دست گرفته و قدرت عمومي را از اکثريت پيشين تحويل بگيرد.

چنانچه اقليت جامعه هر اندازه که قليل و ناچيز باشد، قادر به حضور در صحنه اجتماعي جهت کنار نهادن اکثريت حاکم نباشد، نشانه اراده دولت جهت انحصار قدرت عمومي در خويش است. در اين وضعيت پذيرفتن اين ادعا از سوي دولت که برآمد اراده عمومي است ميسر نخواهد بود و بديهي است که اعتماد متقابل بين دولت و مردم از صحنه اجتماع رخت بربسته و به تعبير جان استوارت ميل تبديل به وحشت متقابل مي شود. وحشت دولت از مردمي که قصد کنار نهادن آن را دارد و وحشت مردم از دولتي که قصد توسل به بي مهري عليه او و بسط ارعاب جهت مهار زدن بر اراده قانوني او را دارد.

در اين وضعيت محتمل است که دول فاقد رابطه دوستانه درصدد دامن زدن به اين وحشت متقابل جهت کاستن از پشتوانه مردمي دولت برآيند. در جوامع ملي در حال توسعه، آن بخشي از اعضاي جامعه که مردم را محق در تغيير قدرت اجرايي برمي شمرند، آماج اوليه توسل دولت به بي مهري خواهند شد و به ناگزير متحمل هزينه هاي آن نيز مي شوند.

وجود اعتماد متقابل بين مردم و جامعه بايد بر اين پايه استوار شود که دولت نتواند (و نه اين که نخواهد) بر اراده و تمايلات قانوني مردم (فارغ از قلت يا کثرت آنان) جهت تغيير قدرت عمومي مهار زند.

در اين جوامع دانشجويان موتور اصلي پايبندي به تبعيت دولت از اراده عمومي اند. به همين لحاظ دانشجويان در کنار ساير اقشار آگاه تر جامعه از قبيل گردانندگان نشريات (اعم از کاغذي يا الکترونيکي) مستعدند که آماج بي مهري قرار گيرند و دانشجويان (به ويژه) مستعدند که در واکنش به اين که موضوع بي مهري قرار گرفته و قرباني آن شده اند، به اقداماتي متوسل مي شوند که به آن وحشت متقابل دامن بزند.

چگونه مي توان بر اين نابهنجاري فائق آمد؟ ناگفته پيداست که اشاعه اين وضعيت مي تواند در وهله نخست آن گروه از دانشجويان را که بهره مندي جامعه از حق حاکميت به سرنوشت اجتماعي خويش، گسترش حقوق بشر و استقرار دموکراسي و ساير آرمان هاي بشارت گونه را در پرتو قانون مطالبه مي کنند به انزوا مي راند يا آنان را از تحقق اين آرمان ها در پرتو نظم عمومي ملي نوميد مي سازد.

اين تراژدي به لحاظ کثرت وقوع امري يقيني است و براي اشخاصي که با مجامع دانشجويي آشنايي دارند، ملموس است. از سوي ديگر آرمان دموکراسي و حقوق بشر، رو به رشد و در جريان گسترش و بالندگي دائمي است. مهار زدن به اراده ها جهت واداشتن آنها به عدم پيگيري اين حقوق به فرض تحقق مقطعي است، زيرا اين بالندگي منفک از اشخاص، در هيئت اجتماع مسير بالندگي خود را طي مي کند. دانشجويان اعلام کننده آنند نه ايجادکننده آن. نمي توان دانشجويان را به دليل اعلام آنچه که در جامعه موج مي زند مجرم برشمرد.

نمي توان آنان را وادار به نگريستن به آن سوي صحنه ملي کرد و سپس آنان را به لحاظ اين تمايل در معرض اتهام قرارداد. اگر در پي آن برآييم که دلالت هاي دولت مطلوب را بر شمريم و علل و شرايط مطلوب بودن را بازيابيم خواهيم ديد که اصلي ترين آنها، آنکه بر فراز علل و شرايط ديگر قرار مي گيرد صفات و کيفيات آدمياني است که برسازنده اعتماد متقابل با دولت اند، زيرا هم آنان اند که در برابر تهديدهايي که متوجه دولت است پايداري پيشه خواهند کرد و تاريخ معاصر کشور ما و تمامي کشورهايي که اوضاع و احوال اجتماعي مشابه ما دارند، نشان مي دهد که اينان دانشجويان و ساير اقشاري اند که انديشيدن پيشه آنان است. روشن است که بر انديشه نمي توان مهار زد.

بديهي است که انديشه هاي آرمانخواه در همين مدت اندک در پي يافتن مفري براي بروز برمي آيند و در اين وضعيت رسانه هايي که پيشينه مودت آميزي با نظام سياسي ايران ندارند و به اين لحاظ خبرپراکني مي کنند، براي آنان آغوش باز مي کنند.

دور نيست که مباشرين مستور توهين به مقدسات از طريق نشريات دانشجويي، با ايجاد زمينه جهت بستن اين نشريات چنين افقي را مقابل ديدگان خود نگشوده باشند. به هرحال آنجا که اعتماد متقابل رخت برمي بندد، ترس متقابل قد علم مي کند و بايد بر آن بود که از رخت بربستن آن و قد علم کردن اين پرهيز کرد، تا دانشجويان صحنه ملي را جولانگاه انديشه هاي خود قرار دهند. کرسي اتهام توهين به مقدسات جايگاه دانشجو نيست. بايد به گونه اي عمل کرد که کساني با تخلفات دانشجويي از طريق نشريات آنان برخورد کنند که به اعاده اعتماد متقابل بنگرند نه به مجازات. ابزار مجازات نمي تواند آمار تخلفات را کاهش دهد.

ہ وکيل دادگستري


ششم آزگار ماندگار
دانشجويان، موفق در برگزاري انتخابات انجمن هاي اسلامي
اعتماد متقابل ترس متقابل
تکذيب قطعي بودن حکم فرحبخش
محکوميت يک روزنامه نگار سنندجي
دادگاه متهمان آزمون فرهنگيان
کروبي؛ کانديداتوري زود است
انتقاد از تصميمات انقلابي
اعتراض به بازداشت يک دانشجو
محروميت از تحصيل دانشجوي يزدي
قول پيگيري وضعيت انتخابات علامه

تکذيب قطعي بودن حکم فرحبخش
ايلنا؛ وکيل مدافع «علي فرحبخش»، روزنامه نگار زنداني، قطعي شدن محکوميت سه سال حبس موکلش را تکذيب کرد. محمود عليزاده طباطبايي با بيان اينکه تاکنون حکمي از سوي دادگاه تجديدنظر استان تهران در مورد موکلش صادر نشده است، گفت؛ روز سه شنبه به دادگاه تجديدنظر مراجعه کردم تا از صحت و سقم خبر قطعيت حکم سه سال حبس موکلم مطلع شوم اما قضات اين دادگاه به بنده اعلام کردند که در حال رسيدگي به اين پرونده هستند و تاکنون نيز حکمي در مورد پرونده موکلم صادر نشده است.


محکوميت يک روزنامه نگار سنندجي
شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج «رويا طلوعي» از اعضاي هيات تحريريه هفته نامه توقيف شده «پيام مردم» کردستان را به تحمل شش سال حبس تعزيري محکوم کرد. نسرين ستوده وکيل مدافع اين روزنامه نگار سنندجي در گفت وگو با ايلنا با بيان اينکه حکم محکوميت موکلش در تاريخ 27 تيرماه 85 صادر و در تاريخ 31 ارديبهشت ماه 86 به وکلاي پرونده ابلاغ شده است، گفت؛ موکلم از بابت شرکت در تجمع هاي مورخ هشتم و دهم مرداد سال 84 مقابل استانداري کردستان به تحمل پنج سال حبس و از بابت اتهام «فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به نفع گروه هاي مخالف نظام» به تحمل يک سال حبس و در مجموع به تحمل شش سال حبس تعزيري محکوم شده است.


دادگاه متهمان آزمون فرهنگيان
ايلنا؛ دادگاه متهمان پرونده آزمون ضمن خدمت فرهنگيان صبح روز سه شنبه پنجم تيرماه سال جاري در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان برگزار مي شود. دو متهم اين پرونده روز پنجم تيرماه سال جاري، ضمن حضور در شعبه مزبور، به دفاع از اتهامات خود داير بر «توهين به مقدسات» مي پردازند. دو متهم اين پرونده پس از برگزاري آزمون ضمن خدمت فرهنگيان بازداشت و پس از چندي با قرارهاي وثيقه 50 و 80 ميليون توماني آزاد شدند.


کروبي؛ کانديداتوري زود است
ايسنا؛ مهدي کروبي گفت؛ «صحبت کردن از کانديداتوري رياست جمهوري زود است.» دبيرکل حزب اعتماد ملي همچنين درباره شرکت نکردنش در انتخابات مجلس شوراي اسلامي به عنوان کانديدا گفت؛ «در بررسي ها و جمع بندي هايي که از مدت حضورم در مجلس کردم، به اين نتيجه رسيدم که در اين دوره شرکت نکنم و البته اين به معناي عدم فعاليت در انتخابات مجلس نيست.»


انتقاد از تصميمات انقلابي

ايسنا؛ سخنگوي حزب کارگزاران سازندگي گفت؛ تصميمات انقلابي خلق الساعه هيچ پايه کارشناسي ندارد و نظام برنامه ريزي کشور را دچار اخلال مي کند. حسين مرعشي افزود؛ در شرايط استقرار يک نظام، تصميم انقلابي بي معنا و بي مفهوم است. زماني که يک نظامي مستقر است و نهادهاي قانوني در آن حضور دارند بايد قاعدتاً تصميمات قانوني گرفته شود. وي خاطرنشان کرد؛ تصميمات انقلابي پايه کارشناسي ندارد چرا که هيچ کارشناس و هيچ کميسيون تخصصي حاضر نمي شود اين تصميمات را امضا کند.



اعتراض به بازداشت يک دانشجو
ايلنا؛ دانشجويان دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي ديروز در اعتراض به وضعيت نامشخص «سعيد ايزدبخش»، از دانشجويان بازداشت شده اين دانشکده تجمع کردند. حسن ملکيان رئيس دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي با حضور در جمع دانشجويان تجمع کننده، قول داد اين مساله را تا حصول نتيجه کامل پيگيري کند و گفت که به احتمال زياد اين دانشجو ظرف يکي دو روز آينده آزاد و به دانشگاه بازخواهد گشت. ملکيان همچنين از مکان نگهداري سعيد ايزدبخش اظهار بي اطلاعي کرد و گفت؛ با وجود مذاکرات صورت گرفته و پيگيري هاي انجام شده از مکان نگهداري سعيد ايزدبخش اطلاع دقيقي ندارم. بر اساس اين گزارش فهيمه شجاعي عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشکده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي نيز به کميته انضباطي احضار شد.


محروميت از تحصيل دانشجوي يزدي
ايلنا؛ حکم يک ترم محروميت از تحصيل مديرمسوول سابق نشريه دانشجويي «بيان آزاد» در دانشگاه يزد قطعي شد. رحيم حسيني مديرمسوول نشريه توقيف شده «بيان آزاد» گفت؛ يک ماه پيش حکم بدوي من به دليل تجمعات دانشجويي بر سر مسموميت دانشجويان دانشگاه يزد صادر شد که تقاضاي تجديدنظر دادم اما کميته تجديدنظر حکم يک ترم محروميت از تحصيل مرا قطعي کرد و اين در حالي است که من اين ترم فارغ التحصيل مي شوم و تنها هفت واحد من باقي مانده است.


قول پيگيري وضعيت انتخابات علامه
عليرضا سپهسالاري دبير سابق انجمن اسلامي دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي گفت؛ صبح ديروز با محمدباقر خرمشاد معاون وزير علوم ديدار کردم که پس از ارائه گزارشي از تخلفات هيات نظارت دانشگاه درباره انجمن اسلامي، وي قول پيگيري قضيه را داد. سپهسالاري با اشاره به ديدار خود با خرمشاد گفت؛ گزارشي از تخلفات هيات نظارت در رد هيات موسس معرفي شده از سوي انجمن اسلامي را به خرمشاد ارائه دادم و وي پذيرفت تخلفاتي در اعلام ردصلاحيت ها صورت گرفته است.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام