رضا کيانيان؛ آقاي ابک عزيز

1-از جواب محترمانه شما سپاسگزارم. چون رسم بر آن است که جوابيه ها را با تمسخر شروع کنند و با بد و بيراه به پايان ببرند. جواب تان بزرگواري و عمق فهم شما را مي رساند.
2- نوشته مرا يک بر هيچ به نفع انجمن بازيگران سينماي ايران دانسته ايد. اما من نخواسته ام به جانبداري از هم صنفانم چيزي بنويسم بلکه خواستم بدانم آيا منظور شما خودم بودم يا نه. که فهميدم روي سخن شما با من نبوده انجمن صنفي ما هيات مديره دارد و آنان هستند که بايد به جانبداري از صنف و هم صنفان بازيگرم جواب بنويسند. من هرگز نخواستم در کار آنان دخالت کنم. چون همه به آنان راي داده ايم و اين امور را به آنان واگذار کرده ايم. به جز دوستان غيربازيگرم فقط يک دوست بازيگر را خبر دارم که مطلب شما و من را خوانده است. او بهرام رادان است که به من تلفن زد و خوشحال بود که چيزي درباره مطلب شما نوشته ام.
3-چون نوشته ايد و آنها را مقصر بالذات نمي دانم -يعني بازيگران موردنظرتان- و آوردن نام شان را در انداختن دوباره آنان در دردسري جديد مي دانم، به نظر شما احترام مي گذارم و ادامه بحث را از شما نمي خواهم. ولي هميشه دوست داشتم، نوشته ها و حرف هايي را که منتشر مي کنم - چه در مطبوعات و چه در راديو و تلويزيون- مورد نقد قرار بگيرند تا خودم را بفهمم. از «مونولوگ» فقط در بعضي از نمايشنامه ها لذت مي برم. وقتي کسي نظراتش را در يک رسانه منتشر مي کند خيلي طبيعي است که بايد منتظر نقد يا جواب باشد و خيلي طبيعي است که بايد بتواند از نظراتش دفاع کند و در نهايت يا نظراتش به عمق مي روند يا به سطح مي آيند و در هر دو صورت به نفع اوست. چون شما تجربه روزنامه نگاري داريد به تجربه شما احترام مي گذارم و اين گفت وگو را تمام مي کنم. به اميد ديدار و گپ زدن هاي خصوصي و درددل هاي بي پايان.