
کنگره بين المللي ادبيات امريکاي لاتين در حالي خاتمه يافت که از چهره هاي ادبيات اصفهان حتي يک تن به جلسه دعوت نشده بود. تنها لطف برگزار کنندگان اين کنگره به علاقه مندان ادبيات شهر اصفهان، اختصاص يازده معرفي نامه براي شرکت در کنگره و براي يازده نفر از اعضاي يکي از مراکز آفرينش هاي ادبي و با تلاش شخص مدير آن مرکز ادبي بود. شايد اين اولين بار نباشد که اصفهاني ها شاهد چنين اتفاقاتي باشند. اول اعلام مي شود فلان کنگره در تهران و اصفهان برگزار مي شود. بعد از اتمام کنگره، مهمانان عزيز به اصفهان سفر مي کنند و با آثار مسحور کننده تاريخي و صنايع دستي اصفهان آشنا مي شوند و بعد به جاي تشکيل کنگره اي موعود در اصفهان، مدعوين با يک جشن خداحافظي براي مهمانان خارجي کنگره مواجه مي شوند. اتفاقي که در اصفهان افتاد درست به همين ترتيب بود. کنگره درست يک ساعت قبل از وقت پرواز گروهي از مهمانان خارجي که مقالات خود را در تهران ارائه کرده بودند، شروع شد و پس از ايراد سخنراني توسط يکي از برگزار کنندگان اصلي کنگره و تقدير و تشکر مضاعف از تشريف فرمايي مهماناني که از سفرشان به ايران بسيار خشنود بودند، يکي يکي از آنان دعوت به صحبت کرد. جالب است که اين مهمانان تنها به اظهار رضايت از سفر به سرزمين هزار و يک شب و خوانش اشعاري که بعضاً در همان سالن برگزاري بر روي کاغذ آمد؛ اکتفا کردند که با توجه به نزديک شدن ساعت پروازشان زياد هم غيرمنتظره نبود. خانم نجمه شبيري دبير علمي اين کنگره در معرفي يکي از اين بزرگان ادب امريکاي لاتين گفت؛ ايشان از نويسندگان بسيار مطرح و موفق امريکاي لاتين به شمار مي آيند که در کنگره تهران در عرض بيست و پنج دقيقه تمام تاريخ ادبيات امريکاي لاتين را براي حاضران مرور کردند. اين استاد ارجمند بدون اينکه کوچک ترين صحبتي راجع به تاريخ ادبيات امريکاي لاتين داشته باشد، به قرائت قطعه شعري پرداخت که به صورت في البداهه توسط دکتر شبيري براي حاضران در جلسه اصفهان اين کنگره ترجمه کرد.
در کمال ناباوري جلسه اي که تحت عنوان کنگره ادبيات امريکاي لاتين برگزار شده بود، به شب شعري تنزل پيدا کرد که به خواندن چند سطري که اغلب شب قبل يا در همان جلسه نوشته شده بود و کوچک ترين برنامه اي براي ايراد سخنراني يا حتي ارائه مقاله در نظر گرفته نشده بود. يکي از برگزار کنندگان جلسه به اعتراض عده اي از شرکت کنندگان به بار علمي جلسه و نحوه برگزاري آن گفت؛ يعني نبايد سخنراني يا تقدير و تشکري صورت مي گرفت؟ من در مورد کيک توت فرنگي روي ميزهاي پذيرايي مسوولم اما اگر شما به نحوه برگزاري جلسه اعتراض داريد مي توانيم کيک کيوي هم سرو کنيم،
به همين سادگي. اين پاسخ کسي بود که دبير علمي کنگره، نجمه شبيري معترضان را به ايشان ارجاع داده بود.
يکي از قسمت هاي جالب برگزاري اين کنگره، دعوت افتخاري مجيد قيصري از معدود نويسندگان ايراني به سخنراني بود که البته با استفاده از همان يازده سهميه کذايي در جلسه حضور يافته بود. مجيد قيصري طي سخنراني کوتاهي در مورد شباهت هاي ادبيات امريکاي لاتين و ايران صحبت کرد و در ضمن به زمان بسيار کوتاه برگزاري اين کنگره در اصفهان و نبود امکان آشنايي نزديک با اين گروه از نويسندگان که گفته مي شد از نويسندگان شهير و بسيار شناخته شده امريکاي لاتين محسوب مي شوند، معترض شد. مجيد قيصري اضافه کرد؛ جاي آن داشت در کنگره اي با نام ادبيات لاتين که در ايران با داستان و رمان هايش شناخته شده است، تنها به شعر بسنده نشود و جاي خالي خواندن يک داستان کوتاه يا صحبت در مورد تکنيک هاي داستان نويسي در چنين جلسه اي به وضوح احساس مي شود. وي در پاسخ به سوالش که آيا جمع حاضر نويسندگان امريکايي با ادبيات امروز ايران آشنايي دارند يا خير، چنين جوابي از آقاي لئوناردو گارت شاعر، داستان نويس و روزنامه نگار اهل اروگوئه دريافت کرد؛ بله من آثار زرتشت را خوانده ام،
متاسفانه اين اظهار نظر شگفت انگيز اين نويسنده به سوال آقاي قيصري سوالاتي براي جمع حاضر در جلسه مطرح کرد.
يک؛ خانم دکتر شبيري، آيا واقعاً در جمع ادبياتي هاي امريکاي لاتين يا همان تعدادي که در کنگره اصفهان حضور داشتند، يک نفر نمي دانست که زرتشت نويسنده نبوده و اوستا جزء کتاب هاي مذهبي ايران باستان است نه ادبيات داستاني؟
دو؛ شما در گزينش مهمانان تان به ايران و خرج بودجه هاي گزاف براي اين کنگره چه ملاک هايي داشتيد؟ آيا بهتر نبود اين مهمانان از کساني انتخاب شوند که هم با ايران و ادبيات آن آشنا باشند و هم چهره هاي شاخص ادبيات خودشان باشند؟
سه؛ اين بودجه هاي گزاف با اين همه بوق و کرنا تنها بايد براي باز کردن راه مترجمان براي ترجمه آثار نويسندگان خارجي صرف شود؟
چهار؛ آيا به ذهن تان خطور کرده بود مي توانستيد با آشنا کردن اين افراد با ادبيات کشور خودمان، راهي هم براي ترجمه آثار نويسندگان ايراني به زبان اسپانيايي باز کنيد؟
البته خانم شبيري در پاسخ به آقاي قيصري در خصوص شناخت اين نويسندگان از هنرمندان ايراني گفتند؛ البته يکي از اين نويسندگان قبلاً شعري از آقاي قزوه خوانده بودند و آقاي قزوه را دورادور مي شناختند.
البته که همين هم جاي بسي افتخار بود اما مجيد قيصري اظهار کرد؛ من مطمئنم آقاي قزوه بيشتر خوشحال مي شد اين مهمانان بيشتر اسم حافظ، مولانا يا خيام را شنيده باشند.