
خسرو نقيبي؛ خبر داده اند «قرار است از دل «سلطان صاحبقران» دو فيلم بيرون کشيده شود»؛ و گفته اند «هيچ چيزي بيش از اين، علي حاتمي را خوشحال نخواهد کرد». اين را داشته باشيد تا دوباره سراغش برگرديم.
دو، سه روز پيش در جمعي دوستانه روايت عزيز ساعتي را از «فيلمبرداران سينماي ايران» ديديم. شاخص ترين اتفاق فيلم نمونه هايي بود از فيلم هاي تاريخ سينماي ايران با کيفيتي که هيچ کدام از حاضران قبلاً نديده بودند. سياه وسفيدهاي تميزي که حاصل اصلاح تصوير به شيوه هاي مدرن بود و صداگذاري دوباره اي که به آن تصاوير جان دوباره اي داده بود. در روزهايي که نسخه هاي نگاتيو فيلم هاي تاريخ مان -چه يکي براي اين که بهتر است نابود شود و چه ديگري به جهت سهل انگاري- در جاهايي که وظيفه شان حفظ و ترميم اين نسخه هاست فرسوده تر مي شوند و کم کم فقط نسخه هايي غيرقابل استفاده جهت دکور در قفسه ها باقي خواهند ماند، ديدن همان چند سکانس هم لذت بخش بود و تماشايي؛ و البته تاييد اين باور که هنوز هم مي شود تاريخ تصويري اين سينما را به شکلي حفظ کرد. شکلي خارج از کتاب و نوشته و يادداشت؛ که بر گردن من منتقد و روزنامه نگار است و همه توان ما براي نگه داشتن تاريخ.
يک پرش ذهني ديگر. نسخه هايي به تهران رسيده از حدود صد فيلم کلاسيک سينماي جهان که توسط ستاره هاي بزرگ سينما معرفي و به مخاطب توصيه مي شود و همه اين نسخه ها هم اصلاح تصوير و رنگ و صدا شده. خبري از نمايش عمومي هم نيست. عده اي تکنسين نشسته اند و اين فيلم ها را به نسخه هايي امروزي براي تماشاي نسل تازه تبديل کرده اند و همه چيز هم DVD شده؛ و کسي هم قرار نيست فخر نمايش آنها را روي پرده بفروشد. آنهايي که مشتاق ديدن کلاسيک ها هستند و آنهايي که به نياز کاري سراغ اين آثار مي روند، مشتري اين نسخه ها هستند و اصلاً فراتر از اين، يک تاريخ حفظ شده است؛ حافظه تصويري يک سينما. بهانه مان چه بود؟ نسخه هاي سينمايي سلطان صاحبقران؟ در دوران DVD اصلاً نيازي هست به قيچي زدن در کارهايي که دوستداران سينماي حاتمي معتقدند «مينياتور» است؟ اين معني اش خط خطي کردن مينياتورهاي ايراني ترين سينماگر اين ديار نيست؟ اگر هدف حفظ گنجينه حاتمي است چرا همه مجموعه، اصلاح نگاتيو و نور و صدا نمي شود؟ مگر مديوم مهم نيست و اين که هنوز هم محل ارجاع، گنج بي مثالي مثل «هزاردستان» است و نه «کميته مجازات» و «تهران، روزگار نو»؟ چرا آزموده ها را دوباره آزمايش مي کنيم؟ غير از اين است که مي شود با نسخه هاي سينمايي «شو» برگزار کرد و اصلاح همه مجموعه ـ مثلاً براي آرشيوهاي دانشگاهي و جريان نمايش خانگي- فقط يک کار عاشقانه براي تاريخ است؟
لطفاً اصل را حفظ کنيد، نه فرع را...