878 شماره
دوشنبه، 21 خرداد 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: علم
 بررسي استانداردهاي تازه سوخت
 
 چالش جديد خودروسازان
   عبدالله مصطفايي


کاليفرنيا اولين استاندارد سوخت را با هدف مبارزه با معضل گرمايش جهاني ارائه مي کند. طبق برنامه اي که فرماندار اين ايالت آرنولد شوارتزنگر ارائه کرده است تا سال 2020 ميزان کربن موجود در سوخت به ميزان 10 درصد کاهش مي يابد.

اين استاندارد جديد مي تواند بر صنايع خودروسازي تاثير گذاشته و مسير توليد بنزين را در سراسر جهان تحت الشعاع خود قرار دهد. کارشناسان محيط زيست به اين استاندارد به عنوان وسيله اي براي محدودسازي يکي از اصلي ترين منابع توليد گازهاي گلخانه اي اين ايالت نگريسته و آن را عاملي براي توسعه تکنولوژي هاي نوپا در ارتباط با سوخت هاي جايگزين مي دانند.

اريک هيتز رئيس بنياد انرژي است که وظيفه بررسي فناوري هاي مربوط به انرژي را در سطح جهان برعهده دارد. او در اين باره مي گويد؛ «اين يک رخداد بزرگ است و اين سياست در سراسر جهان مورد توجه قرار خواهد گرفت.»مدافعان اين پيشنهاد معتقدند که ورود سوخت هاي جايگزين به صحنه رقابت و کاهش وابستگي به نفت وارداتي مانع افزايش قيمت بنزين خواهد شد ولي شرکت هاي نفتي مي گويند که اختلاط انواع سوخت ها با هدف کاهش انتشار کربن، هزينه اي را در پي دارد.کيتي ريس بويد يکي از اعضاي لابي انجمن نفت ايالت هاي غربي امريکا است. او در اين باره مي گويد؛ «من نمي توانم وضعيت قيمت را پيشگويي کنم. با اخذ چنين تصميماتي کار مشکل مي شود. نتايج اقتصادي اين تصميمات را بايد در جاي ديگري ديد. چه مقدار پول و توسط چه کسي بايد به اين موضوع اختصاص داده شود؟»در اين برنامه، وضعيت توليدکنندگان بنزين و گازوئيل جهت حصول به اهداف برنامه مشخص شده است. اين توليدکنندگان يا بايد فرآيندها و فرمولاسيون سوخت ها را تغيير دهند يا اينکه سوخت هاي جايگزين مثل اتانول، گاز طبيعي و هيدروژن را به خدمت بگيرند.

برنامه شوارتزنگر متضمن يک ابلاغيه اجرايي به اداره منابع هواي ايالت کاليفرنيا است تا آنها قوانين و استانداردهاي جديد را در زمينه سوخت به تصويب برسانند که بتوان آنها را از ژانويه سال 2010 اجرا کرد. قدرت او در اين مورد ناشي از مجموعه قوانيني است که در سال گذشته به تصويب رسيد تا انتشار گازهاي گلخانه اي در طيف وسيعي از صنايع کاهش يابد. لازم به ذکر است که در کاليفرنيا از قبل نيز بنزين حاوي 6 درصد اتانول بوده است. مدافعان برنامه آقاي فرماندار معتقدند که اين رقم را مي توان بدون آسيب رساندن به خودروها تا رقم 10 درصد افزايش داد. البته اين رقم براي حصول به مقادير ذکر شده در اين برنامه کافي نيست.هرچند در حال حاضر اتحاديه اروپا نيز در حال ارزيابي چنين برنامه هايي براي کاهش انتشار کربن است ولي مي توان ادعا کرد که کاليفرنيا اولين موردي است که آن را به تصويب رسانده است. هيتز از بنياد انرژي معتقد است که استاندارد جديد به معني آن است تا سال 2020 آلودگي سه ميليون خودرو حذف شود.انتظار مي رود که اين استاندارد جديد بتواند حدود 13 ميليون تن از انتشار کربن بکاهد که اين بيش از نيمي از 24 ميليون تن دي اکسيد کربني است که بايد از هواي اين ايالت حذف شود تا ميزان انتشار اين ايالت معادل انتشار سال 1990 شود.آقاي فرماندار مبارزه با گرمايش جهاني را سرلوحه فعاليت هاي خود قرار داده است و سال گذشته قوانيني را امضا کرده تا با کاهش ميزان انتشار CO2 از منابع ثابت (مثل نيروگاه ها و پالايشگاه ها)، ميزان انتشار دي اکسيدکربن در سال 2020 معادل ميزان انتشار در سال 1990 باشد. نبايد از ياد برد که بخش حمل و نقل عهده دار سهم 40 درصدي در ميزان انتشار اين ايالت است. فرماندار قبلي يعني گري ديويس در سال 2002 اولين قانون محدودسازي انتشار دي اکسيدکربن از اگزوز خودروها و دودکش صنايع را به تصويب رساند. آن قانون بيان مي داشت که سازندگان خودروهاي کوچک و بزرگ بايستي بين سال هاي 2014-2009 به ميزان 30 درصد از انتشار خود بکاهند. مخالفت هاي صنعت خودرو با آن قانون باعث شد که جدول زماني آن مورد تهديد قرار گيرد.

برنامه جديد نيز به طور غيرمستقيم بر خودروسازان تاثير خواهد گذارد چون جهت استفاده از سوخت هاي جايگزين، خريداران خودرو به دنبال خودروهايي خواهند بود که مي توانند از اين سوخت ها استفاده کنند.

خودروسازان متعهد شده اند که تا سال 2012 محصولات آنها به گونه اي باشد که بتوانند از هر يک از سوخت هاي بنزين يا اتانول استفاده کنند. ساخت خودروهاي هيبريدي (ترکيبي) و خودروهايي با سوخت گاز طبيعي از انتشار کربن مي کاهد.تام کينگ رئيس هيات مديره شرکت گاز و برق پاسيفيک بوده و يکي از مدافعان برنامه آقاي فرماندار است و متعهد شده است که ايستگاه هاي عرضه گاز را افزايش دهد. اين شرکت (PG&E) داراي بزرگترين ناوگان خودروهاي گازسوز است.طبق برنامه پيشنهادي آقاي فرماندار، توليدکنندگان بنزين و گازوئيل اگر نتوانند به اين کاهش 10 درصدي دست يابند بايستي اقدام به خريد اعتبار از شرکت هايي کنند که از استاندارد نيز فراتر رفته اند. يعني براي حصول به مقادير تعهد شده مي توان از اين اعتبارها استفاده کرد.شوارتزنگر مدعي است که اين سياست جديد به سرمايه گذاري بيشتر در زمينه سوخت هاي جايگزين کمک کرده و استفاده از آنها را گسترش داده و باعث مي شود که قيمت بنزين گران نشود.خانم ژاکلين مدير کميسيون انرژي ايالت کاليفرنيا است و بحث هزينه هاي سوخت هاي جايگزين را در دست مطالعه دارد. او معتقد است؛ «ورود سوخت هاي جايگزين به عرصه رقابت باعث کاهش قيمت بنزين مي شود. با عدم وابستگي به يک منبع خاص براي سوخت، ما مي توانيم در انتظار کاهش ناپايداري بازار باشيم.»در حال حاضر چهار پمپ سوختگيري در سراسر کاليفرنيا وجود دارد که سوخت E85 (مخلوط 85 درصد اتانول با 15 درصد بنزين) ارائه مي کنند. در کاليفرنيا حدود 9800 پمپ بنزين و 30 ميليون خودرو وجود دارد. براين اساس اين ايالت مي تواند قبل از آنکه سوخت اتانول در سراسر ايالت رقيب بنزين شود، سوخت E85 را گسترش دهد. (علاقه مندان مي توانند به مقاله «بيواتانول به جاي سوخت» در روزنامه اعتماد مورخ 26/1/86 رجوع کنند.)

 در اروپا چه محدوديت هايي اعمال مي شود؟

کميسيون اروپا بالاخره در فوريه 2007 پس از يک تاخير دوهفته اي پيشنهادي را جهت اعمال محدوديت هاي بيشتر در مورد آلايندگي خودروهاي جديد سواري و وانت که در اتحاديه اروپا فروخته مي شوند، ارائه کرد.اين قانون پس از تصويب اعضاي اتحاديه دربرگيرنده الزامات براي خودروهاي جديد است که طي آن بايستي تا سال 2012 ميزان دي اکسيدکربن خروجي از هر خودرو به ازاي هر کيلومتر پيمايش به رقم 120 گرم برسد. در حال حاضر متوسط اين رقم حدود 163 گرم به ازاي هر کيلومتر پيمايش است.اين حرکت جديد پس از آن شکل گرفت که امکان دستيابي به مقادير داوطلبانه تصويب شده در سال 1999 فراهم نشد. در آن زمان از سازندگان اروپايي خواسته شده بود که تا سال 2008 به رقم 140 گرم به ازاي هر کيلومتر پيمايش برسند، اين در حالي است که ژاپن و کره به صنايع خود امکان داده اند تا سال 2009 به اين هدف دست يابند.گزارش فدراسيون اروپايي که در اکتبر 2006 منتشر شده است، بيانگر آن است که فقط شرکت هاي فيات، سيتروئن، رنو، فورد و پژو در مسير دستيابي به اين اهداف حرکت کرده اند.کميسيون اروپا معتقد است که «اين استراتژي فقط پيشرفت کمي داشته است.» نبايد از ياد برد که طي سال هاي 2004- 1995 ميزان متوسط انتشار دي اکسيدکربن از خودروهاي جديد فروش رفته در اتحاديه اروپا از رقم 186 گرم به ازاي هر کيلومتر پيمايش به رقم 163 رسيده است.هر چند در تکنولوژي خودروسازي پيشرفت هايي حاصل شده است ولي افزايش تعداد خودروها و بزرگتر شدن اندازه آنها باعث شده است که عملاً انتشارات ناشي از حمل و نقل جاده اي طي سال هاي 2004- 1990 به ميزان 26 درصد افزايش يابد. در حال حاضر اين بخش مسوول انتشار 12 درصد از کل انتشار CO2 در اتحاديه اروپا است.

اين موضوعات باعث شده است کميسيون اروپا موارد زير را پيشنهاد کند.

1- يک چارچوب قانوني براي کاهش انتشار دي اکسيدکربن از خودروهاي سواري و وانت جديد با ضر ب الاجل پايان 2007 يا حداکثر اواسط 2008 پيشنهاد مي شود.

2- متوسط انتشار دي اکسيدکربن در خودروهاي جديد فروش رفته در اتحاديه اروپا بايستي تا سال 2012 به رقم 120 گرم به ازاي هر کيلومتر پيمايش برسد.

3- اين هدف اساساً بايستي از طريق بهبود تکنولوژي خودروسازي حاصل شود؛ يعني از اين طريق بايستي بتوان تا رقم 130 گرم رسيد. بقيه موارد نيز بايستي 10 گرم باقي مانده را تامين کنند. اين موارد شامل بهبود تکنولوژي تايرها و سيستم هاي تهويه مطبوع خودرو به منظور کاهش مصرف سوخت و نيز کاهش تدريجي ميزان سوخت هاي فسيلي در بنزين است که به معني استفاده بيشتر از سوخت هاي زيستي (بيوفيول) است.

4- البته براي وانت ها رقم تعيين شده براي سال 2012 عدد 175 گرم و براي سال 2015 عدد 160 گرم (به ازاي هر کيلومتر پيمايش) است که مي توان اين اعداد را با رقم متوسط 201 گرم در سال 2002 مقايسه کرد.

5- کميسيون اروپا از طرح هاي تحقيقاتي براي کاهش انتشار دي اکسيدکربن از خودروهاي جديد تا حد 95 گرم به ازاي هر کيلومتر براي سال 2020 حمايت مي کند.

6- خريد خودروهاي کم مصرف از طريق روش هايي مثل کاهش ماليات اين خودروها توسط کميسيون اروپا مورد تشويق قرار خواهد گرفت.

7- کميسيون اروپا از سازندگان خودرو دعوت مي کند برنامه هايي را براي بازاريابي و تبليغات خود تا اواسط سال 2007 ارائه کند که حاکي از بهبود الگوهاي مصرف سوخت باشد.انتظار مي رفت اين پيشنهاد حدود دو هفته پيش علني شود ولي گويا با مخالفت هايي روبه رو بوده است. آقاي ديماس کميسر محيط زيست کميسيون اروپا شديداً طرفدار محدودسازي صنايع خودروسازي است ولي بايستي متوجه نظرات کميسر صنعت يعني آقاي کانتر ورهيوگن نيز باشد که گفته بود؛ «اين قانون سازندگان خودروهاي بزرگ را در يک وضعيت مشکل و نامناسب قرار مي دهد.»

به نظر مي رسد اين پيشنهاد اوليه تمامي مسووليت حصول به هدف را بر دوش سازندگان خودرو نهاده است که اين موضوع مورد انتقاد است و اين سازندگان مي خواهند ارگان هاي ديگر از قبيل سازندگان تاير نيز نقش بيشتري بپذيرند. البته احتمال مي رود که در پيشنهاد نهايي نوعي مصالحه به دست آيد.

در اين باره صنعت خودروسازي نگراني خود را ابراز کرده است. سخنگوي شرکت تويوتا گفته است که اين شرکت در کاهش انتشار دي اکسيدکربن از خودروها سهيم خواهد بود ولي افزود که «هرگونه هدف گذاري براي حصول به اعدادي کمتر از 140 گرم تا پيش از سال 2009 نشان دهنده ايجاد يک چالش بزرگ براي خودروسازان خواهد بود.»سخنگوي شرکت رنو نيز گفته است اين پيشنهاد به طور متوسط حدود سه هزار يورو براي هر خودرو هزينه دربر خواهد داشت و بايستي چگونگي برخورد با اين هزينه اضافي مشخص شود.

البته کميسيون اروپا هنوز از جريمه هاي متعلقه به خودروسازان در صورت عدم حصول به اين اهداف سخني به ميان نياورده است.

www.news.yahoo.com
 
 
 اثرات نويدبخش نانوذرات در ژن درماني
  کامبيز گيلانيہ

DNA پس از متراکم شدن براي ترميم نقص ژنتيکي به درون مغز رسانده مي شود. به اين ترتيب اميد مي رود که بتوان فرآيندهاي تخريب عصبي را متوقف کرده و از پيشرفت آنها جلوگيري به عمل آورد.

«ديويد يورک» محقق دانشگاه کنتاکي اخيراً موفق به اخذ جايزه 66 هزار دلاري از بنياد مايکل جي فاکس شد. اين مبلغ بر اساس برنامه پاسخ سريع نوآوري هايي اعطا شده که توسط بنياد فاکس براي تسريع در انجام تحقيقات متمرکز بر کشف علل و درمان بيماري پارکينسون بنا نهاده شده است. به خصوص اين بنياد درصدد است که پروژه هاي پرخطري را حمايت کند، در صورت موفقيت تاثيرات جديد و مناسبي بر توسعه درمان بيماري پارکينسون خواهند داشت. طرح «يورک» با عنوان «ژن درماني بيماري پارکينسون با نانوذرات» افق جديدي را در کاربرد ژن درماني براي بهبود بيماري هاي تخريب کننده اعصاب خواهد گشود. وي امکان پذيري کاربرد فناوري جديدي را مورد آزمون قرار داد که براي متراکم کردن پلاسميدهاي DNA به درون نانوذرات و رساندن آنها به مغز براي توقف يا پيشگيري فرآيند تحليل عصبي به کار مي رود. فناوري فوق از شرکت بيوتک Copernicus Therapeutics در شهر کليولند از ايالت اهايو نشات گرفته است. «يورک» يکي از اولين افرادي است که در آزمايشگاه خود از فناوري اين شرکت براي بيماري هاي سيستم اعصاب مرکزي استفاده کرده است و ادعا مي کند که به کارگيري اين ترفند جديد در ژن درماني کمک بسياري در ترميم ژن هاي معيوب خواهد کرد. اين فناوري فرآيند عبور DNA به درون سلول که براي بيان ژن خاص در درون سلول و ساخت پروتئين مربوطه ضروري است، شامل مي شود.«يورک» مي گويد؛ «ما با استفاده از اين فناوري مي خواهيم ژني را به درون سلول هاي مغزي وارد کنيم که بيان آن منجر به توليد پروتئين هاي مفيد براي حيات آن سلول ها شود.» «يورک» در اين طرح امکان عبور نانوذرات DNA به درون سلول که رمزگشايي آن به توليد فاکتور نوروتروفيک منجر مي شود را در يک مدل حيواني مورد ارزيابي قرار مي دهد. فاکتورهاي نوروتروفيک قادر به حفظ نورون ها در برابر پديده مرگ سلولي بوده و به اين ترتيب به حفظ نورون هاي ضروري در مغز کمک مي کنند. فاکتورهاي نوروتروفيک در مطالعات حيواني منجر به برقراري حيات مجدد سلول هايي در مغز شده اند که دوپامين توليد کرده و به مقدار زيادي در بهبود علائم اين بيماري موثرند.بيماري پارکينسون يک اختلال پيش رونده سيستم اعصاب مرکزي است که نتيجه مستقيم مرگ سلولي در بخشي از مغز است که ماده سياه ناميده مي شود. سلول هاي اين بخش يک ميانجي شيميايي به نام دوپامين را توليد مي کنند که مسوول انتقال علائم در مغز است. از بين رفتن دوپامين باعث اختلال در کنترل سلول هاي عصبي شده و به دنبال آن بيمار قادر به کنترل حرکات عادي بدن خود نخواهد بود.بنياد مايکل جي فاکس درصدد است با صرف هزينه تحقيقاتي بالا در دهه جاري راهي را براي درمان بيماري پارکينسون کشف کند. تاکنون با پيشرفت هاي حاصله درک محققان از عملکرد مغز و چگونگي روند پيشرفت اين بيماري افزايش يافته است. بنياد فوق معتقد است که نتايج حاصله نويدبخش بوده و براي انجام تحقيقات لازم که به پيشبرد هر چه بيشتر درمان اين بيماري کمک کند، هزينه هاي بالاتري را صرف خواهد کرد.

www.physorg.com

ہدانشيار دانشکده داروسازي علوم پزشکي تهران
 
 
 همراه با مادر نخستي شناسي
 جان نوبل ويلفورد مترجم : الهيار اميري

در ماه مارس، هنگام يکي از تنفس هاي همايش «ذهن شمپانزه» براي ناهار، من همراه با «جين گودال» براي ديدن جايگاه انسان ريخت ها در پارک وحش لينکلن قدم مي زديم. او براي نشان دادن راه افتادنمان صداي شمپانزه ها را درآورد. دکتر «جين»، آنگونه که همکاران صدايش مي زنند، سرشناس ترين نخستي شناس نسل خويش است. همراه شدن با او مثل اين بود که با «لوئيس ليکي» ((Louis Leakey در شرق آفريقا به جمجمه يک انسان ريخت نگاه کني يا همراه «نيل آرمسترانگ» در فضاپيماي آپولو باشي. «جين گودال» حدود نيم قرن پيش که وارد آفريقا شد، يک زن جوان انگليسي بود که بي هيچ مدرک دانشگاهي يا تجربه اي رفت تا جانوران را ببيند و درباره آنها بنويسد. او به تشويق «لوئيس ليکي»، ديرين انسان شناس پيشگام، ايستگاه ميداني گومبه را در جايي که امروز تانزانيا است، برپا کرد. تقريباً از همان آغاز دهه 1960، او درک نويني از رفتار و فرهنگ شمپانزه ها را براي علم و عموم به ارمغان آورد.

در يک محوطه خارجي در کنار جايگاه انسان ريخت ها، «گودال» به تماشاي قيل وقال شمپانزه هاي بزرگ و کوچکي ايستاد که ول مي گشتند، به همديگر چنگ مي انداختند، چيزي مي لنباندند يا روي شاخه هاي درختان و طناب هايي شبيه درختان تاک جست وخيز مي کردند. او بلافاصله نقش شخصيت ها را سبک و سنگين کرد. «آن نر آلفا است.» به گفته يکي از ماموران پارک وحش نام آن نر آلفاي غنر غالبف

16 ساله، هانک بود. او مثل يک فرد مقتدر پرخور دراز کشيده بود و در کنار تنه درختي آسوده از وظايفش همانند مولد گونه استراحت مي کرد. کمي آن طرف تر روي شاخه درخت، يک نر 7 ساله به نام کيپر نگاهي ستايش آميز به هانک -الگوي نقش خودش- داشت.«گودال» توضيح داد؛ «نرهاي جوان يک نر پيرتر پيدا مي کنند -که الزاماً يک نر آلفا نيست- و دنبال او راه مي افتند و هر چيزي را که انجام مي دهد يا نمي دهد بررسي مي کنند. اين بخشي از جدايي آنها از مادرشان است.» او نخستين تجربه هايش را با مشاهده چنين خصايص اجتماعي در طبيعت اين گونه توصيف مي کرد. در ابتدا هرگاه ظاهر مي شد شمپانزه هاي گومبه فرار مي کردند. «مي تواني تصور کني که شمپانزه ها چه حسي داشتند، آنها تا پيش از اين هرگز يک انسان ريخت سفيد نديده بودند.» او به تماشاي جانوران از راه دور و با دوربين رضايت داد. هميشه يک جور لباس مي پوشيد و روالي ثابت داشت، هرگز جوري به آنها نزديک نمي شد که تهديدآميز جلوه کند. پس از چند ماه پاداش بردباري اش را گرفت. يک نر پيرتر که او «ديويد گري برد» (David Greybeard) صدايش مي زد به خود جرات نزديک شدن داد. «يک موز جلويش گرفتم و او نزديک تر و نزديک تر آمد. او رابط من با ديگران بود و مرا از آستانه در به دنياي آنها مي برد.» چيزي نگذشت که «گودال» ديويد گري برد و ديگر شمپانزه ها را در حال شکستن و تغيير ترکه هايي براي «صيد» موريانه و مورچه از لانه هاي شان مشاهده کرد. ظاهراً انسان ها تنها ابزارسازان نبودند. او همچنين شمپانزه ها را راهي پرسه هاي شکاري مشاهده کرد که نشان مي داد شمپانزه ها صرفاً گياه خوار يا ميوه خوار نيستند. علاوه بر اين او جنبه هاي خشن آنها را هم شناخت.

«شمپانزه ها از بسياري جهات مثل ما هستند.»او اکنون 73 ساله است و موهاي طلايي اش ديگر خاکستري شده اند، اگرچه هنوز هم آنها را مثل همان سال هاي گومبه، پشت سرش مي بندد. لاغر است و اغلب تبسمي در چهره اش ديده مي شود؛ چشمانش مثل همان زني است که در عکس هاي قديمي در ژرفاي آفريقا ايستاده و شمپانزه اي جلو پاهاي او دستش را دراز کرده تا گوشه پيراهن خاکي رنگ او را بالا بزند. شمپانزه اي به نام فيفي آخرين بازمانده گروه اصلي تحت بررسي او در ايستگاه پژوهشي اش بود. شمپانزه ها اغلب بين 40 تا 50 سال در طبيعت، و بيش از آن در اسارت، عمر مي کنند. «گودال» درباره فيفي مي گويد «دو سال پيش دوست قديمي ام را از دست دادم.» يک شمپانزه جوان از بلندترين شاخه هاي درختي در پارک بالا رفت و مهارت هاي آکروباتيکي اش را به رخ همه کشيد. برخي ديگر روي يک تخته سنگ در حال استراحت نيمروزي بودند، يک نر خوش اندام هم داشت يک لبخند گل وگشاد تحويل مي داد، انگار که براي يک آگهي تلويزيوني شکلک هايش را تمرين مي کرد. نه، اين فقط حالت چهره يک شمپانزه در حال خوردن بود؛ «گودال» اين گونه غبرداشت مراف تصحيح کرد. چرت يک ماده عالي رتبه، شايد جفت محبوب نر آلفا، به هم خورد. يک جاي ديگر دو ماده بالا و پايين مي پريدند، علت نشاط شان هم مشخص بود، ورم صورتي رنگ روي کفل شان خبر از آمادگي آنها براي جفت گيري مي داد.

«گودال» کارهاي ميداني را چند سال پيش رها کرد. او اکنون مدير «انستيتوي جين گودال» است و حداقل 300 روز سال را غالباً به عنوان حامي محيط زيست و حفاظت از تعداد روبه کاستي شمپانزه ها در سفر به سرتاسر جهان مي گذراند. جمعيت هم در پارک وحش مرتب بيشتر مي شد.

شنبه بود و پدر و مادرها فرزندان شان را به پارک وحش آورده بودند. يکي از مادرها «گودال» را شناخت و به سوي او آمد و گفت «من شما و همه کارهاي تان را بي اندازه تحسين مي کنم.» او شوهرش را هم براي ديدن «گودال» به آن سو کشيد و «گودال» هم با لبخندي بزرگوارانه به خاطر علاقه آنها به کارهايش تشکر کرد. ارتباط نخستي ها کار خودش را مي کند و ديگران هم جمع شدند. تنها کودکان در کنار حصارها سر جاي شان ماندند و چشم شان به شمپانزه ها دوخته بود. دکتر «جين» را با مردم مشتاق تنها گذاشتم.

NewYorkTimes,17Apr.2007


چالش جديد خودروسازان
اثرات نويدبخش نانوذرات در ژن درماني
همراه با مادر نخستي شناسي
پيل سوختي با سوخت پروپان
کشف يک فراخورشيدي بزرگ
شاتل آتلانتيس راهي فضا شد
اولين جانور داراي سيستم عصبي
انسان باستان شير نمي خورد

پيل سوختي با سوخت پروپان
ايسنا؛ آزمايشگاه توسعه فناوري انرژي در دانشگاه Fairbanks آلاسکا تست هاي ميداني نمونه نخست پيل سوختي با سوخت پروپان را با موفقيت به اتمام رساند. اين پيل سوختي توسط شرکت امريکايي Acumentrics ساخته شده و در بخش خدمات پارک ملي در مرکز بازديدکنندگان Exit Glacier (رودخانه يخي) نصب شده و بيش از 1100 ساعت بدون تنزل در بازدهي کار کرده است. انجام تست در مرکز بازديدکنندگان به دلايلي از جمله مناسب بودن پروپان نسبت به هيدروژن و گاز طبيعي به لحاظ حمل و نقل و کاربري براي نواحي دور از شبکه و انجام تست ها در شرايط واقعي، سيستم پيل سوختي خروجي خود را با نوسانات تقاضاي انرژي در مرکز بازديدکنندگان تنظيم مي کند. پيل سوختي Acumentrics انرژي کمي توليد مي کند و يک مولد ديزلي پربازده مي تواند 100 کيلووات برق توليد کند


کشف يک فراخورشيدي بزرگ
آسمان پارس، محسن بختيار؛ ستاره شناسان آماتور و حرفه اي در يک کار مشترک موفق به کشف سياره اي فراخورشيدي با جرم 13 برابر جرم مشتري شدند. اين سياره فراخورشيدي که با نام XO-3b شناخته مي شود هر 4 روز يک بار به دور ستاره مادر خود مي چرخد. کوتوله هاي قهوه اي ستاره هاي ناکامي هستند که جرم آنها براي همجوشي هسته اي و تبديل شدن به يک ستاره کامل کافي نيست ولي مي توانند دوتريوم موجود خود را گداخته کنند. دانشمندان اجرامي را که جرم آنها 13 تا 80 برابر جرم مشتري باشد در اين دسته طبقه بندي مي کنند با اين حساب XO-3b در مرز ميان يک سياره غول پيکر و يک کوتوله قهوه اي قرار دارد. اين اولين فراخورشيدي است که توسط تلسکوپ هاي با بودجه کم کشف مي شود. تلسکوپ در نظر گرفته شده براي اين پروژه از دو لنز

تله فتوي 200 ميلي متري ساخته شده و در بالاي قله Haleakala در جزيره Maui هاوايي قرار دارد.


شاتل آتلانتيس راهي فضا شد

بي بي سي؛ شاتل فضايي آتلانتيس در اولين ماموريت شاتل در سال 2007 از مرکز فضايي کندي در ايالت فلوريدا راهي فضا شده است. آژانس فضايي امريکا اعلام کرد شاتل در هواي صاف پرتاب شد و ظرف کمتر از 9 دقيقه به مدار زمين رسيد. هفت فضانورد سرنشين آتلانتيس براي دنبال کردن عمليات احداث ايستگاه بين المللي فضايي از جمله نصب دو صفحه جديد خورشيدي به آنجا خواهند رفت. پرتاب قرار بود بسيار زودتر صورت گيرد اما مخزن سوخت آتلانتيس در اثر بارش شديد تگرگ در ماه فوريه آسيب ديد. آخرين پرتاب شاتل در ماه دسامبر انجام شده بود. ماموريت شاتل زمينه لازم براي پيوستن ماژول اروپايي کلمبوس به ايستگاه بين المللي فضايي در ادامه سال جاري را فراهم خواهد کرد.ناسا اميدوار بود تا اين لحظه در سال جاري دومين شاتل را هم پرتاب کرده باشد اما توفاني غيرعادي در ماه فوريه در فلوريدا با بارش تگرگ هاي خارق العاده بزرگ همراه بود که پرواز اواسط مارس را عقب انداخت. تکنسين ها بيش از 4200 فرورفتگي ناشي از تگرگ را روي عايق مخزن سوخت خارجي آتلانتيس که در زمان وقوع توفان روي سکوي پرتاب قرار گرفته بود پيدا کردند. مخزن سوخت تعمير شد اما ناسا ناچار سه ماه گرانبها در برنامه فشرده خود براي تکميل احداث ايستگاه فضايي پيش از بازنشستگي ناوگان شاتل در سال 2010 را از دست داد.



اولين جانور داراي سيستم عصبي
مهر؛ گروهي از دانشمندان امريکايي در پژوهش هاي خود نشان دادند که «اسفنج هاي دريايي» اولين جانوراني هستند که از 600 ميليون سال قبل داراي سيستم عصبي بوده اند. زيست شناسان دانشگاه کاليفرنيا کشف کردند که اسفنج هاي قديمي داراي سيستم عصبي و بيشتر بخش هاي ژنتيکي سيناپس ها بوده اند. به گفته اين دانشمندان «اين کشف نشان مي دهد که منشاء بخش هاي ژنتيکي سيستم عصبي پيش از عصر حيوانات اوليه و بسيار زودتر از آنچه که تاکنون دانشمندان تصور مي کردند، شکل گرفته است.» بنا بر اين گزارش، نورون هاي اوليه و اولين سيناپس ها بيش از 600 ميليون سال قبل خلق شده اند. اين گروه تحقيقاتي فهرستي از تمام ژن هاي تعريف شده در يک سيناپس انساني را جمع آوري کردند و سپس رخدادهاي حاضر در اين ژن ها را در اسفنج هاي دريايي کنترل کردند. در اين خصوص «کن کاسک»، سرپرست اين تيم تحقيقاتي توضيح داد؛ «ما تعداد زيادي از ژن ها را در سيناپس سيستم عصبي اسفنج ها کشف کرديم که داراي ساختار اتمي شبيه به سيستم عصبي انسان بودند.»


انسان باستان شير نمي خورد
ورلد نيوز؛ دانشمندان به تازگي دريافته اند که انسان هاي گذشته قادر به هضم شير نبوده اند. در بدن انسان کنوني ژني وجود دارد که موجب تجزيه قند لاکتوز شير مي شود. اين قند که جزء اصلي شير محسوب مي شود در صورت عدم تجزيه موجب نفخ معده و بروز اسهال مي شود. محققان آلماني با تحقيق بر روي اسکلت يافت شده از انسان هاي اوليه ساکن قاره اروپا و بررسي DNA موجود در آن دريافتند که ژن عامل تجزيه شير در بدن انسان هاي باستان وجود نداشته و بدين ترتيب مي توان چنين نتيجه گرفت که آنها قادر به هضم شير نبوده اند. دانشمندان معتقدند که به مروز زمان با بروز يک جهش ژنتيکي، انسان هاي کنوني صاحب ژني شدند که در سايه آن قادرند شير را هضم کنند.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام