
1- بازارهاي مالي در صورت عملکرد صحيح، مي توانند اثر مثبت و قابل ملاحظه اي بر روي متغيرهاي کلان اقتصادي داشته باشند. توسعه بازارهاي مالي نقش بسزايي در فرآيند رشد اقتصادي هر کشوري دارد، زيرا بازارهاي مالي کارآمد و مناسب، امکان جمع آوري و هدايت پس اندازها از منابع مختلف را به سمت فعاليت هاي توليدي فراهم مي کنند. اگر بازار مالي از کارايي لازم برخوردار نباشد، نه تنها پس اندازها موجبات تامين اعتبار لازم براي سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف اقتصادي از جمله صنعت، کشاورزي، خدمات و... را فراهم نمي کنند، بلکه باعث بروز و تشديد مشکلات اقتصادي از جمله شيوع فعاليت هاي غيرتوليدي، گسترش مشاغل کاذب، توسعه واسطه گري غيرمولد و... مي شوند.
2- درباره تاثير کاهش نرخ سود تسهيلات بانکي بر برخي متغيرهاي کلان اقتصادي مي توان گفت، در ادبيات نظري بانک ها به طور سنتي به عنوان واسطه هاي مالي بين پس اندازکنندگان و استقراض کنندگان در نظام مالي از اهميت ويژه اي برخوردار هستند. توسعه اين بخش، از طريق گسترش ابزارها در آن، بالا بردن بازده مورد انتظار، تغييرات در نرخ هاي سود تسهيلات، نرخ سپرده هاي بانکي و کاهش در نرخ خطرپذيري (ريسک)، منجر به افزايش پس اندازها، رشد سرمايه گذاري و رشد توليد و کاهش بيکاري و افزايش اشتغال مي شود.
3- بررسي کمي اثر کاهش سود تسهيلات بانکي به بازار سرمايه نشان مي دهد که تحت شرايط رکود بورس، يک جريان مالي از اين بازار به سمت بازار پول ايجاد مي شود، در حالي که در شرايط رونق اين بازار، جرياني معکوس شکل مي گيرد. اگرچه اين جريانات به واسطه ماهيت دستوري نرخ هاي سود در نظام بانکي، آنها را متاثر نمي کنند، اما مي توانند روند افزايشي يا کاهش نرخ بازدهي در بورس را تقويت نمايند. مشاهدات تجربي نيز حاکي از رابطه معنادار بين ميانگين وزني نرخ تسهيلات بانکي و شاخص قيمت و بازده نقدي (بانک هاي کل بورس) است. به بيان ديگر در دوره مورد بررسي ارتباط معني داري بين اين دو متغير وجود داشته است.
4- انجام مطالعات تجربي و استفاده از نتايج آن براساس آمار نرخ سود تسهيلات بانکي بايد با ملاحظات خاص خود صورت پذيرد. با وجود ملاحظات فوق نرخ سود بانکي بر نرخ هاي تامين سرمايه در بازار غيرمتشکل پولي تاثير قابل توجهي دارد. به عبارت ديگر اين بخش نرخ سقف در نظام بانکي را به عنوان نرخ کف براي فعاليت هاي خود ارزيابي مي کند. لذا آثار سود بانکي بر اقتصاد کشور بايد به مراتب بيش از آثار مستقيم آن بر هزينه هاي توليد آن دسته از بنگاه هايي که از منابع سيستم بانکي بهره مند مي شوند ارزيابي شود. از آنجا که سقف نرخ هاي سود در نظام بانکي به عنوان نرخ کف سود انتظاري ساير بازارها تلقي مي شود، آثار بالا يا پايين بودن نرخ هاي سود از طريق نرخ هاي سود اوراق مشارکت، نرخ پيش فروش ها، نرخ مبادلات اقساطي در بازار، نرخ سود بازار غيررسمي، نرخ سود موسسات مالي غيربانکي، نرخ هاي رهن مسکن و... به بخش واقعي اقتصاد تسري مي يابد.
5- ملاحظات تورمي بانک مرکزي در تعيين نرخ سود اوراق مشارکت آن بانک موجب مي شود که نرخ اين اوراق متناسب با هدف جمع آوري نقدينگي و کنترل تورم تعيين گردد که طبيعتاً در سطح بالاترين نرخ سود در شبکه بانکي کشور تعيين مي شود. اهميت تامين مالي طرح هاي بخش دولتي از طريق اين اوراق نيز از نقطه نظر سود آنها تحت الشعاع نرخ تعيين شده توسط بانک مرکزي قرار مي گيرد.
6- در خصوص اثر کاهش سود تسهيلات بانکي بر بازار سرمايه هم مي توان گفت که در صورت کاهش سود تسهيلات بانکي، تامين مالي شرکت هاي حاضر در بورس با هزينه کمتري صورت خواهد گرفت. اين امر هزينه هاي شرکت هاي مذکور را کاهش داده که به دنبال آن سود شرکت ها (سود قابل پرداخت) و در نهايت نرخ بازدهي کل بورس (شاخص کل قيمت و بازده نقدي) افزايش خواهد يافت. بررسي آماري انجام شده بين شاخص کل قيمت و بازده نقدي بورس و ميانگين وزني نرخ تسهيلات بانکي حکايت از وجود ارتباط بين اين دو طي سال هاي 1376تا 1385دارد. البته با توجه به مطالب مطرح شده، استفاده از اين نتيجه آماري بايد با ملاحظات خاص خود صورت پذيرد.
7- کاهش سود تسهيلات بانکي بر اجراي سياست هاي کلي اصل 44 اثر غيرمستقيمي دارد. در صورتي که کاهش سود تسهيلات بانکي به سرمايه گذاري بيشتر و افزايش تقاضا در بورس منجر شود، احتمال استقبال در سهام شرکت هاي دولتي قابل واگذاري در اين بازار نيز افزايش خواهد يافت. لذا کاهش سود تسهيلات بانکي مي تواند به طور غيرمستقيم بر اجراي سياست هاي کلي اصل 44 تاثيرگذار باشد.
8- ميزان عقود مشارکتي و مبادلاتي کشور در آبان ماه سال هاي 84 و 85 را به ترتيب 628 تريليون و 533 ميليارد ريال و 867 تريليون و 151ميليارد ريال است. ميزان عقود مشارکتي و عقود مبادلاتي در آبان ماه سال 84به ترتيب 178 تريليون و 426ميليارد ريال و 450 تريليون و 107/5ميليارد ريال بود که در آبان ماه 85به ترتيب به ميزان 264 تريليون و 105/2ميليارد ريال و 603 تريليون و 35/8 ميليارد ريال افزايش يافت.
9- تخصيص منابع بانک ها در قالب دو دسته عقد مبادلاتي و مشارکتي انجام مي شود. در عقود مبادلاتي مانند فروش اقساطي، جعاله نرخ سود از قبل تعيين مي شود و عقود با بازدهي ثابت ناميده مي شوند. در عقود مشارکتي در عمل امکان تعيين دقيق نرخ سود در زمان انعقاد قرارداد وجود ندارد و در پايان دوره سود ارزيابي و معين مي شود. برخي از اين عقود عبارتند از مشارکت مدني، مشارکت حقوقي، سرمايه گذاري مستقيم و مضاربه، سياست تعيين نرخ سود متوجه عقود مبادلاتي است و بانک ها در عقود مشارکتي محدوديتي ندارند. روند تسهيلات اعطايي در قالب عقود مشارکتي و مبادلاتي حکايت از اعطاي سهم بالايي از تسهيلات در قالب عقود مبادلاتي در هشت ماهه سال هاي 1384و 1385دارد.
10- در هشت ماهه سال 1385که دومين سال کاهش نرخ سود تسهيلات بانکي است، سهم عقود مشارکتي اندکي افزايش يافته است. مشاهده آمار فوق تاييدکننده اين موضوع است که بانک ها به علت ريسک کمتر عقود مبادلاتي غالباً اين عقود را به کار مي گيرند. بنابراين پيش بيني مي شود بانک ها براي جبران کاهش درآمد ناشي از کاهش نرخ سود تسهيلات، عقود مبادلاتي و همچنين افزايش سرمايه گذاري، اعطاي تسهيلات در قالب عقود مشارکتي را افزايش دهند.
ہ معاون اقتصادي وزارت امور اقتصادي و دارايي