
گروه اقتصادي ؛ متن حاضر نامه جميل عليزاده شايق ـ معاون و مشاور وزراي سابق «کشاورزي» و «جهاد کشاورزي» ـ به پيمان فلسفي معاون ترويج کشاورزي و نظام بهره برداري اسکندري است که به مناسبت تغيير هفته جهاد کشاورزي از هفته دوم بهمن ماه به هفته سوم خردادماه به روزنامه ارسال شده است؛
جناب دکتر پيمان فلسفي
معاون محترم وزير جهاد کشاورزي در امور ترويج کشاورزي و نظام بهره برداري
با سلام و تهيات و آرزوي توفيق
گرچه تجربه دو سال اخير نشان داده است که اکثر مسوولان در بخش کشاورزي، نه تنها مبادرت به پاسخ دادن به نامه ها نکردند (مگر در حد چارچوب شرح وظايف هر مسووليتي و نه درمواقع لزوم پاسخ به انتقاد و پيشنهاد) بلکه حتي از اعلام وصول نامه ها که در ادبيات مکاتبه اي، شرط ادب، تواضع و احترام است هم دريغ مي ورزند. ليکن من در تمام 37 سال گذشته عادت داشته ام برحسب وظايف شرعي و قانوني خودم، هر کجا انحرافي ديدم گوشزد کنم و هر کجا حرکت مثبتي حس کردم، قدرداني کنم. به عنوان يک ايراني مسلمان، يک کارشناس بخش و نيز در جامه کسي که همه عمر خدمتي اش را در مسووليت هاي مديريتي گذرانده و مهم تر از همه به عنوان يک مروج که موظف است آلام بخش را در کنار مساله يابي و مشکل يابي جزء وظايفش تلقي و منعکس کند.
بحث امروز من به دنبال استماع شايعاتي بود در جهت تغيير زمان هفته جهاد کشاورزي و نيز مسائلي که نشريات دو هفته گذشته در اين خصوص نگاشته بودند.
همان طوري که نوشتم، انتظار دريافت پاسخ از کسي که حتي شرط آداب اجتماعي ندانسته، به تبريکي که به او گفته شده پاسخ گويد ندارم. مسلماني که شايد فراموش کرده، اگر سلام مستحب است، پاسخ سلام واجب است.
اين نوشته، در کنار همه نوشته هايم در سنوات گذشته قرار خواهد گرفت. نوشته هايي که بخش اول آنها را در کتاب پس از 30 سال مطالعه فرموده ايد و بخش هاي ديگر را در جلد بعدي کتابم ملاحظه خواهيد کرد. صرفاً براي قضاوت آيندگان بخش. به هرحال، مي توانيد مطمئن باشيد جايگاه رفيعي در کتاب بعدي من خواهيد داشت.
***
بگذريم، بحث در مقوله تغيير تاريخ برگزاري هفته جهاد کشاورزي در دي ماه به خردادماه است. به اين لحاظ، لازم مي دانم اشاره اي داشته باشم به تاريخچه اين ايام. گرچه در کتاب پس از 30 سال، به آن اشاره کرده ام، اوايل سال 1363 و به دنبال استعفاي جناب آقاي دکتر غلامرضا خسروي از مديريت سازمان ترويج کشاورزي، پس از مسووليت کوتاه مدت جناب مهندس سيدحسن طباطبايي در مديريت اين سازمان و به دنبال صدور حکم سرپرستي سازمان ترويج کشاورزي توسط جناب آقاي دکتر زالي -وزير وقت کشاورزي - براي جناب آقاي مهندس جلال رسول اف، ايشان از من دعوت فرمودند به کمک شان بيايم و با پذيرش قائم مقامي ايشان و معاونت فني و اجرايي سازمان ترويج کشاورزي، نظم و سامان و ترتيبي به اين سازمان بدهيم.
و چنين شد که من در اوايل سال 1363 به تهران آمدم، به شرط حفظ مديريت ترويج کشاورزي استان مازندران (به دلايلي که بعداًً معلوم شد حق با من است). به کمک جناب رسول اف و همکاران خوب ترويجي ام به برنامه ريزي براي ترويج کشاورزي کشور پرداختيم.
در ميانه راه حس کردم يک شوک براي اين تشکيلات لازم است. بايد به نوعي، ترويج کشاورزي را نه براي کشاورزان - که آنها به خوبي از نقش و اهميت نقش ترويج کشاورزي در ارتقاي بهره وري کشاورزي آگاه بودند- بلکه براي تفهيم برخي مسوولان وزارت کشاورزي، بشناسانيم. در زمستان همان سال، يک گردهمايي علمي - عملي ترويج کشاورزي در دانشکده کشاورزي کرج داشتيم و با همکاري بخش ترويج کشاورزي آن دانشکده، اين نشست را برگزار کرديم. آقاي دکتر زالي براي افتتاح تشريف آوردند. جناب رسول اف ترجيح دادند من به عنوان نفر اول ترويج کشاورزي کشور در جلسه حاضر باشم. ضمن خيرمقدم و تشريح اهداف گردهمايي و به نمايندگي از طرف جامعه دانشگاهيان و همکاران بخش اجرايي ترويج کشاورزي، از آقاي دکتر زالي خواستم که موافقت فرمايند سال 1364 سال آموزش و ترويج کشاورزي ناميده شود. ايشان در آن جمع - حتي اگر مي خواستند - نمي توانستند مخالفت کنند و البته، به نظر مي رسد اصولاً مخالفتي هم با اين کار ندارند، به اين ترتيب سال 1364، سال آموزش و ترويج کشاورزي اعلام شد. همکاران ترويجي را از استان ها فراخواندم و در کنار مديران و کارشناسان ستادي، برنامه ريزي اين سال را آغاز کرديم.
از حق وتوي خودم بهره گرفتم و آغاز مراسم را در بهار سال 1364 قرار دادم. در شهرستان رامسر و مراسم سال آموزش و ترويج کشاورزي رسماً با حضور جنابان دکتر زالي (وزير کشاورزي)، دکتر کلانتري (معاون تحقيقات و آموزش کشاورزي)، مهندس جلال رسول اف (معاون زراعت)، مهندس عباس آبادي (که از اواخر سال 63 به عنوان مديرکل سازمان ترويج کشاورزي انتخاب شده بود)، مديران کل کشاورزي گيلان، مازندران، گلستان و سمنان و بسياري از مروجان کشاورزي شمال کشور و کشاورزان دو استان شمالي و در شهرستان رامسر استان مازندران برگزار شد. من نيز مسووليت خودم در سازمان ترويج کشاورزي را ترک گفته و مجدداً براي تمام وقت به مازندران بازگشتم و مديريت ترويج کشاورزي آن استان را ادامه دادم؛ از سال 1365 با مشورت هايي که رئيس سازمان ترويج کشاورزي با تعدادي از روساي ادارات ترويج کشاورزي استان ها -از جمله من - داشتند، دي ماه را مناسب برگزاري گراميداشت سال آموزش و ترويج کشاورزي تشخيص داديم و قرار شد از سال 1365 و هر سال در يکي از هفته هاي دي ماه، هفته آموزش و ترويج کشاورزي را در سراسر کشور برگزار کنيم. علت انتخاب دي ماه فقط و فقط يک مساله بود - که يقيناً همزماني با سالروز تولد من که آن هم در دي ماه است نبود، - و آن مساله، فراغت کشاورزان بود. توجه و عنايت داشته باشيد که انتخاب دي ماه صرفاً به اين دليل بود که کشاورزان - لااقل اکثريت مطلق آنها - در اين ماه فراغت داشتند و سرشان گرم کار سخت نبود.
برگزاري هفته آموزش و ترويج کشاورزي - که بعدهاً عملاً به هفته ترويج کشاورزي مشهور و موسوم شد - از سال 1365 تا سال 1372 به طور مرتب برگزار شد. در پاييز سال 1373 به پيشنهاد وزير کشاورزي - جناب آقاي دکتر کلانتري - و به دنبال استعفاي آقاي مهندس عباس آبادي از مسووليت سازمان ترويج کشاورزي کشور و تشکيل سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج کشاورزي (تات)، من به عنوان قائم مقام و معاون ترويج کشاورزي آن سازمان که مسووليتش با جناب آقاي دکتر علي آهون منش بود برگزيده شدم. در همان زمان افتخار آشنايي با شما را پيدا کردم و در اجراي برنامه هاي همايشي و گردهمايي ها توانستم از شما که دانشجوي رشته ترويج کشاورزي بوديد نيز بهره گيرم.
نشستي با جناب دکتر کلانتري داشتيم. ايشان فرمودند حال که تحقيقات و آموزش و ترويج کشاورزي در کنار هم قرار گرفته يا بايد هفته را به هفته تحقيق، آموزش و ترويج کشاورزي تغيير دهيد يا اصولاً هفته را هفته کشاورزي اعلام کنيم. به هرحال، مساله با همکاران ترويجي مطرح شد. وزارت کشاورزي مثل برخي نهادهاي ديگر علاقه اي به اين نداشت که هر واحدش در سال، هفته اي را براي خود بلوکه کند و مثل وزارتخانه اي ديگر، در سال 4 ، 5 هفته را به نوعي، متعلق به خودش بداند. دليل منطقي بود. قرار شد هفته کشاورزي داشته باشيم که فعاليت هاي همه واحدهاي وزارت کشاورزي در آن هفته، متجلي شود. به نمايندگي رسمي وزير کشاورزي، معاونت ترويج کشاورزي مسووليت اين امر را برعهده گرفت و اينجانب به عنوان نماينده تام الاختيار وزير موظف به تثبيت اين هفته شدم. با يکي دو تن از مديران ترويج کشاورزي به سازمان برنامه ريزي و بودجه مراجعه کرديم. با واحدي که مسووليت نامگذاري ايام و مناسبت ها را داشت وارد مذاکره شديم. ايام پر بود. روز غذا، روز پرستار، روز دانشجو، روز معلم و...
اين تشکيلات موافقت کرد که فقط سه روز از دي ماه را به نام ايام کشاورزي بنامد و ما اجازه داشته باشيم هفته اي را به اين کار اختصاص دهيم.
کاملاً به ياد ندارم اين ايام چه ايامي بودند ولي مي دانم در هفته اول دي ماه بودند بنابراين هفته اول دي ماه به نام هفته کشاورزي نامگذاري شد. مسووليت برگزاري آن به عهده معاونت ترويج کشاورزي سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج کشاورزي گذاشته شد. قرار شد ستاد برگزاري هفته کشاورزي با حضور نمايندگان تمام معاونت هاي وزارت کشاورزي و نماينده دفتر وزارتي تشکيل شود و معاون ترويج کشاورزي سازمان تات هم دبيري اين ستاد را برعهده گيرد. البته ـ بنابر ضرورت ـ گاهي روز آغاز مراسم رسمي که در حضور رياست جمهور برگزار مي شد، تغيير مي کرد. تلاقي با ماه مبارک رمضان، ايام محرم، عزاداري ها، اعياد و ميلادها از عواملي بودند که باعث اين جابه جايي مي شدند. ولي به هر حال، هفته اول دي ماه در تقويم ها به عنوان هفته کشاورزي ثبت شد و البته اين ايام نه همزمان با سالروز تشکيل وزارت کشاورزي بود و نه در تقويم دولتي وزارت کشاورزي ، يادآور ويژگي خاص. صرفاً به دليل فرصت مطلوب کشاورزان. من به عنوان مسوولي که با حمايت وزير کشاورزي و معاونان ايشان و در قالب نماينده رسمي وزارت کشاورزي، اين روز را در تقويم تثبيت کردم. به اين مساله شهادت مي دهم و اين امر تا سال 1379 ادامه داشت. وقتي در دوازدهم دي ماه سال 1379 وزارتين کشاورزي و جهاد سازندگي در هم ادغام شده و وزارت جهاد کشاورزي را شکل دادند، دو تغيير در اين هفته ايجاد شد که نشان از سياست، کياست و تدبر جناب مهندس محمود حجتي ـ وزير جهاد کشاورزي ـ داشت. اولين تغيير نام هفته بود به هفته جهاد کشاورزي و دوم، تغيير آن از هفته اول به هفته دوم بود که 12 دي ماه را دربرگيرد. حرکتي متين و بسيار منطقي. بدون اينکه کشاورزان را در ايام فعاليت شان درگير کند.
از سال 1380 به اين منوال حرکت شد و البته طبيعي بود بزرگداشت 27 خردادماه که سالروز صدور فرمان حضرت امام به تشکيل جهاد سازندگي بود. (نه وزارت جهاد سازندگي، نه وزارت جهاد کشاورزي، نه حتي با تمرکز بر فعاليت هاي کشاورزي جهاد سازندگي که جزء کوچکي از طيف گسترده فعاليت هاي جهاد سازندگي بود) گرامي داشته شود. و هنوز هم برگزاري همه ايامي که مزين به تاريخ صدور هر يک از احکام صادره حضرت امام براي تشکيل باشد، ضروري و واجب است. پس بياييد و بگذاريد گراميداشت 27 خرداد سير خودش را طي کند. مانند؛ 12 فروردين، 29 فروردين، 2 ارديبهشت، 9 ارديبهشت، 12 ارديبهشت، 3 خرداد، 7 خرداد، 14 و 15 خرداد، 27 خرداد، 1 تير، 16 مرداد و بسياري ايام ديگر که متعلق به آحاد ملت است و ذکر همه آنها از حوصله اين نامه خارج است. و کشاورزان را در اوج فعاليت هايشان ـ به خاطر برخي مسائل غيرتخصصي و فني ـ درگير برگزاري مراسم هفته کشاورزي نکنيد. گرچه مي دانم اخذ اين تصميم يا حتي پيشنهاد آن ـ يقيناً و با ضرس قاطع ـ از سوي شما نبوده، ولي اصلاح آن مي تواند از سوي شما باشد. چون تصور مي کنم هنوز هم ترويج کشاورزي (و نه نظام بهره برداري) مسووليت هماهنگي برگزاري اين هفته را برعهده دارد. تا دير نشده اقدام کنيد. ضرر را از هر جايش بگيريد منفعت است. به اين بينديشيد که مصلحت برگزاري هفته اول يا دوم دي ماه چه بوده؟ وقتي مطمئن شديد، اقدام کنيد و جلوي اين حرکت غلط را بگيريد. و فراموش نکنيد مشکل يابي از اهم وظايف يک مروج کشاورزي است. برايتان آرزوي توفيق دارم. انتظار دريافت پاسخ ندارم. تنها يک نصيحت برادرانه بود به شما و همه برادران کوچک ترم در مجموعه بخش. اين نظرات براي مسوولان ديگر بخش کشاورزي که در اخذ تصميم صحيح مي توانند در کنارتان قرار گيرند نيز رونوشت شده است.
جميل عليزاده شايق