881 شماره
پنج شنبه، 24 خرداد 1386
صفحه نخست :: خبر :: صفحه آخر
 موسيقي
 
 شجريان و شعر امروز
  سهيل محمودي

در دوره هايي، کساني اين افتخار را پيدا مي کنند که «نماد» و «نماينده» فرهنگ ملي و هنر سرزمين خود باشند. اين ويژگي «نماد فرهنگي» بودن، نه آسان به دست مي آيد؛ نه نهادهاي رسمي و قراردادها و آکادميک نقش چنداني در ظهور آن دارند و نه مي توان با چند تا اطلاعيه و بخشنامه و راي گيري هاي ژورناليستي و رسانه اي به چنين انتخابي دست زد. در اين چند دهه اخير چند شخصيت را سراغ داريم که در حوزه هاي گوناگون فرهنگي- هنري شخصيتي ملي به حساب مي آيند. پذيرش عموم مردم و صحه گذاشتن فرهيختگان بر اين پذيرش که در يک پروسه زماني رخ داده در اين «نماد» و «نمايندگي» نقشي موثر داشته است. مثلاً ياد مي کنم از استاد عزت الله انتظامي در سينما. استاد اکبر رادي در نمايش، استاد محمود فرشچيان در نگارگري، استاد محمدحسين شهريار در شعر و استاد محمود دولت آبادي در ادبيات داستاني. استاد شفيعي کدکني در تحقيق، استاد غلامحسين اميرخاني در خوشنويسي... و استاد محمدرضا شجريان در موسيقي. اين بزرگان هر کدام متر و اندازه هنر خويش در روزگار ما محسوب مي شوند و نماد و نماينده فرهنگ ايرانند... و اين مرتبت کمي نيست که کسي در روزگار خويش، «نماد» فرهنگ سرزمين خود باشد. اين از آن شگفتي هاي تاريخ شعر و موسيقي ما در سده اخير است. نيماي عزيز و بزرگ سعي مي کند وظايف موسيقي و شعر را به عنوان دو همزاد از هم تفکيک کند و تا حدي هم موفق بوده است. نيما خود مي گويد؛ «تمام کوشش من اين است که حالت طبيعي نثر را در شعر ايجاد کنم. در اين صورت شعر از انقياد موسيقي مقيد ما رها مي شود. شعر جهاني است سوا و موسيقي سوا. در يک جا که به هم مي رسند مي توان براي شعر آهنگ ساخت، اما شعر آهنگ نيست. همچنين مي توان براي آهنگي شعر به وجود آورد، اما شعر موسيقي نيست...» غحرف هاي همسايه نيماف

اما هم خود نيما، از دلبستگان جدي موسيقي ما است و دوستي اش با صبا و شهريار بسيار عميق بوده و هم بهترين شاگردان نيما و پيروانش هر يک سر و سري با موسيقي اصيل ايراني داشته اند. به غير از شاملو که علناً مخالفتش را با موسيقي ايراني اعلام مي کند و فروغ که نشانه اي از آشنايي اش با موسيقي ايراني نديده ام؛ ديگر شاگردان و پيروان نيما حتي دستي به ساز داشته اند. در اين بين، نماد موسيقي ايراني در اين چند دهه استاد محمدرضا شجريان يکي از جدي ترين شخصيت هاي موسيقايي است که با صداي خود- و گاه با ملودي هايي که خود ساخته و اجرا کرده- شعر نيما و نيمايي سرايان را با موسيقي ايراني پيوند مي دهد... و آن شگفتي همين است. اين طنز و پارادوکس نيست. شعر نيما و نيمايي سرايان، واقعاً از موسيقي متداول ما با جمله بندي ها و سرضرب هاي معمولش فاصله مي گيرد. اما اتفاق از آن سو پيش مي آيد. موسيقي ما به سمت شعر نيما حرکت مي کند. اين اتفاقي شگفت و خجسته است. بي هرگونه اغراق هم بايد گفت که سهم استاد محمدرضا شجريان در اين قدم برداشتن و گام زدن موسيقي در فضا و حال و هواي شعر نيمايي بيش از ديگران است؛ سهمي که امروزه نزد دانايان، به خوبي به نام او ثبت شده است. سال هاي نخستين دهه پنجاه خورشيدي است. گروهي از نوازندگان و نواسازان جوان که در هنر خويش به مهارت و ورزيدگي شايسته اي رسيده اند و چم و خم سنت موسيقايي ما را آموخته اند، پا به عرصه خلاقيت و ارائه آثار خود مي گذارند. اينان از عوامل روشنفکري بهره اي دارند.

کساني چون محمدرضا لطفي، فريدون شهبازيان، فرهاد فخرالديني و محمدرضا شجريان اين گام ها را برمي دارند. صداي شجريان با خوانندگان آن روزگار به کلي متفاوت است. گو آنکه شخصيت او در اصل و بنيان، وقار و متانتي دارد که آن فضاي باب بازار را برنمي تابد... و بعدها کسان ديگري چون آقايان کامبيز روشن روان، حسين عليزاده، برادران کامکار، عطا جنگوک، استاد حسين يوسف زماني و... در اين عرصه گام مي نهند.

اما سهم شجريان سهمي ديگر است. در جايگاه خواننده شهرام ناظري و بيژن بيژني- و پيش از آنها شادروان حسين قوامي با اجراي «شباهنگام» نيما از ساخته هاي عماد رام- کارهاي قابل تحسيني انجام داده اند. اما باز مي گويم سهم شجريان بسيار بيش از اينها است. او آگاهانه نوعي شعر اجتماعي را روايت مي کند که با مسووليت تاريخي زمانه اش و با صداي متفاوتش، هماهنگي دارد. بعدها هم خود، ملودي هايي را براساس برخي از ديگر آثار نيمايي سرايان پديد مي آورد که امروزه حاصل بيش از سه دهه تلاش و جديت او در اين عرصه او را کماً و کيفاً سرآمد هنرمندان موسيقي ايراني در رويکرد به شعر امروز و شعر نيمايي قرار مي دهد.

رويکرد استاد محمدرضا شجريان به ادبيات نيمايي تا به امروز تداوم داشته است. اتفاقاً ملودي ها و روايت هاي موسيقايي اين گونه آثار اگرچه در اول به سختي در ذهن ها جا مي افتاده- مثل خود شعر نيما در چند دهه اول- بعدها به راحتي پذيرفته شده و لااقل مي توانيم بگوييم که خواص آنها را به خوبي جذب و هضم کرده اند. امروزه به سادگي و آساني مي توانيم بگوييم صدا و هنر شجريان ما را به ترنم و تغني شعرهايي چون «فرياد» و «قاصدک» اخوان واداشته است که شايد اصلاً سراينده آنها در سال هاي خلق اين آثار گمان نمي برده که بتوان موسيقي ايراني را با اين شکل و اسلوب و هنجار درآميخت، بي آنکه شعر آسيبي ببيند يا آنکه موسيقي از اصل و نهاد و بنيان «ايراني» خود عدول کند. اين را در «بوي باران» يوسف زماني، مشيري و شجريان هم باز مي توان درک کرد. اين تلاش و کوشش مستمر و پيگير استاد شجريان راهي را براي نسل پس از او هموار کرده است که گمان مي کنم روندگان آن، پس از اين بسيار خواهند بود. هنرمندان ميانسال و جوان از اين پس، قدم هاي بعدي را برخواهند داشت... و مگر نبوده است تلاش آقاي عطا جنگوک که دو شعر بلندآوازه «شباهنگام» نيما و «به کجا چنين شتابان» استاد محمدرضا شفيعي کدکني را با همان سازهاي ايراني با ملودي و آرانژمان تصويري و صورت پردازانه ارائه کرده است. مي توان با قدري توجه و توسع اين دايره را گسترده تر ديد... و راه پيش روي آيندگان و نسل پس از استاد شجريان، آغوش گشوده است. شعر امروز، منتظر روايتي با تنوعي افزون تر در حوزه موسيقي اصيل ايراني است... راهي که با گام هاي صداي استاد شجريان آغاز شد.

 ادبيات
 
 کسي که کيپلينگ را دوست داشت و ديکتاتورها را
  کاوه ميرعباسي

21 سال پيش فرهيخته ترين دوستدار ادبيات پليسي از اين دنيا رفت. از کودکي با نگاهش تصاوير را مي بلعيد، زيرا مي دانست نابينايي در کمينش نشسته. ادبيات را با شعر شروع کرد و تا پايان عمر خود را بيش از هر چيز شاعر مي دانست و شايد وجه ناشناخته شخصيت ادبي اش نيز جايگاهش در شعر باشد. او 11 مجموعه شعر از خود باقي گذاشت. شعرهايي که نه فلسفي اند، نه تغزلي حتي حماسي هم نيستند. شايد بهترين توصيف برايشان «بورخسي» باشد. همانقدر که شعر و داستان کوتاه را مي پسنديد از رمان بيزار بود. اصلاً رمان را باور نداشت، موجوديتش را به رسميت نمي شناخت. کيپلينگ جوان را بسيار مي ستود و پيرانه سر کوشيد به شاگردي او برود و از مجموعه «داستان هاي تپه ها» تقليد کند. حاصل تلاشش شاهکاري بود به نام «گزارش برودي» که کسي نمي تواند در اصالت بورخسي اش شک کند. به پيشواز داستان هاي چسترتن هم رفت و «6 معما براي دن ايزيدرو پارودي» را پديد آورد. از بس آقامنش بود نظامي هاي ديکتاتور را به «خوان پرون» پوپوليست ترجيح مي داد. و شايد به همين خاطر بود که دو دهه تمام نويسندگان جوان امريکاي لاتين که «شکوفايي ادبي» آن ديار را رقم زدند، او را ناديده مي گرفتند. اما نمي توان غولي به عظمت بورخس را انکار کرد. زمان قاضي صبوري است، ديکتاتورها رفتند، تب تند شکوفايي ادبي نيز فرونشست، نويسندگان جوان عصيانگر عاقله مردهايي آرام شدند و بار ديگر بورخس به جلوي صحنه آمد. نابينا، خندان ولي دل آزرده. هرگز اين بلاهت ادبي را که نوبل را از او دريغ داشت بر معاصرانش نبخشيد. افسوس که نمي توان بعضي خطاها را جبران کرد. امروز به يقين مي توان گفت بورخس نويسنده اي است فراسوي زمان و فراسوي نوبل ها و فراسوي ديکتاتورها و سياست. او به ابديت تعلق دارد که تاريخچه اش را خود نوشت.

 موسيقي
 
 گنجينه الحان داوودي
  سيدعليرضا ميرعلي نقي
امروز تولد استاد داوود گنجه اي نوازنده، مدرس و رديف دان معتبر موسيقي ايراني است. نام و آوازه استاد داوود گنجه اي از اجراهاي خاطره انگيز در سال هاي 1350 و دوره طلايي نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسيقي بالا گرفت و در سال هاي بعد از انقلاب به ويژه در بيست سال گذشته او را به عنوان مدير و مصدر خدمات اداري در منصب هاي مهم موسيقي مي شناسند و حضور موسيقايي او در کنار شاگردانش است. داوود گنجه اي از محضر استادان مختلفي از جمله اصغر بهاري و نورعلي برومند استفاده کرده و در نواختن کمانچه (و ويولن) و شناخت سبک هاي قديم تخصص دارد و در اين زمينه تنها مرجع محققان بوده و هست. گذشته از کمانچه نوازي و رديف داني، استاد داوود گنجه اي در کلام و رفتار نيز نمونه اي منحصر و در واقع سمبلي است از مرام و شخصيت يک تهراني اصيل و قديمي. خانواده او (برادرشان موسي و فرزندانشان کامبيز و عرفان) اهل موسيقي بوده و هستند و در خانه گنجه اي ها صداي مهر و موسيقي طنين انداز است. احاطه به رديف هاي مختلف و توانايي در نواختن مطالب زيباي قديمي، تني چند از دوستداران و البته نويسنده اين يادداشت را بر آن داشت که هر از گاهي، خواستار شوند که استاد داوود گنجه اي رديف موسيقي ايران را با کمانچه خود ضبط کند. هم اکنون دو روايت رديف با کمانچه با اجراي آقايان مهدي آذرسينا و علي اکبر شکارچي منتشر شده است و ضبط اجراي جناب گنجه اي به عنوان يکي از قديمي ترين شاگردان استاد علي اصغر بهاري از منابع لازم براي آينده موسيقي ايراني است. علت عدم موافقت ايشان با اين خواسته روشن نيست. همين قدر معلوم است که جناب گنجه اي از ذي صلاح ترين هنرمندان نسل خود براي اين خدمت فرهنگي است. سلامت شان پردوام و عمرشان باعزت باد.
 تجسمي
 
 ميراث پدري
  شهروز نظري
 هنرمندان چپ هميشه مدعي بوده اند که با بازگرداندن معنامحوري به هنر عصر پهلوي هنر ايران را از به اصطلاح قهقراي ابتذال امپرياليستي بيرون کشيده اند، اين داعيه اي است که بعدها از زبان هنرمندان انقلابي هم شنيده مي شد و از طريق تريبون هاي حوزه هنري و نهادهاي فرهنگي دولتي بارها و بارها تکرار شده است.

با چنين تعبيري جريان هنرهاي جديده و چيدمان و ويدئو آرت و... به لحاظ ماهوي نوعي ادامه منطقي هنر انقلابي است و البته حمايت هاي بعدي دولت از جريان هنر جديد و اصرار و ابرام مديران وقت موزه ها و نهادهاي دولتي به اين شبهه دامن زد.

اما در آن سال ها تناقض آشکاري ميان حمايت دولتي از جريانات آلامد غربي (در حوزه فرهنگ و هنر) و انکارهاي راديکال در حوزه هاي اجتماعي و سياسي وجود داشت. اين تناقض ايدئولوژيک در نهايت به حذف ديدگاه اصلاح طلبان در بسياري حوزه ها و به طور طبيعي در هنر نيز منجر شد. جهاني شدن که مدنظر اصلاح طلبان و بعدها نواصلاح طلبان بود به شکلي غيرتعمدي ما را در موقعيت «خودحقيربيني» فرهنگي قرار مي داد. شايد ميل شديد هنر ايران به مساله جعل و کپي از يک نمونه فرنگي، ريشه در همين حقارت تاريخي دارد. اما اين سبب نمي شود که به نکات مثبت آن جريان اشاره نکنيم. بعد از فروکش کردن هنرهاي جديد در محافل فرهنگي به ناگاه با دو ماجراي مهم مواجه شديم، اول اينکه موج اين جريان توفنده عملاً بسياري از جريانات حاشيه اي اما حاکم بر نقاشي و مجسمه معاصر را به خود سرگرم و بعد از بين برد، دوم اينکه به دليل نگاه سطحي اين سوغات نورسيده نوعي توجه مضاعف به نقاشي و مجسمه و... از جانب مخاطبان هنر شکل گرفت؛ توجهاتي که در نهايت نقاشي ما را به سمت نوعي رجعت فرهنگي واداشت. با اين حال هرازچندگاهي چيدمان يا ويدئوآرتي را مي بينيم که مي شود نگاهي به آن انداخت. اين روزها ويدئوآرت «ميراث پدري» ساخته محمد پرويزي در سالن مميز خانه هنرمندان به نمايش درمي آيد. اصولاً در دو اثر متاخر او دقت و خوش ساختي ويدئوهاست که جلب توجه مي کند. و اين خصوصيتي است که در هنرهاي جديده ايراني بدان بي توجه اند اما باز هم نفهميديم که ميراث پدري شعار است، پيام است، نقد است و آخر بعد از اين همه صداي قطرات آب و آ واز ايراني و صداي هوار و داد و بيداد آخر سر ميراث خوار کجاي اين ميراث ايستاده است.
 ادبيات
 
 بوکر به نويسنده نيجريايي رسيد
 
شرق؛ چينوآ آچه به نويسنده نيجريايي توانست با شکست نام هاي بزرگي چون فيليپ راث، مارگارت اتوود و يان مک ايوان، دان دليلو و آليس مونرو جايزه بوکر سال 2007 را به دست آورد. اين جايزه هر دو سال يک بار و به ارزش نقدي 120 هزار دلار به بهترين اثر داستاني داده مي شود. «چينوآ آچه به» که در حال حاضر 72 سال دارد، بيشتر به خاطر نخستين رمان اش «Things fallapart» شناخته مي شود که حدود پنجاه سال پيش نوشته شده و از شهرت خاصي نيز برخوردار است. از اين کتاب تاکنون بيش از ده ميليون نسخه در سرتاسر جهان فروش رفته است. «آچه به» نيز مانند اکثر داستان نويسان آفريقايي سياست هاي آفريقا و استعمار غرب را محور داستان هايش قرار داده و بر بسياري از نويسندگان بعد از خود تاثير گذاشته است که نويسنده جوان آفريقايي، چيماماندا آديچيه که چندي پيش جايزه اورنج را به دست آورد، از جمله اين نويسندگان است. «آچه به» شگفتي امسال جايزه بوکر بود. از ميشل تورنيه فرانسوي و دوريس لسينگ بريتانيايي گرفته تا اتوود و اونداچه کانادايي همه را پشت سر گذاشت و بوکر را از آن خود کرد. در سال 2004 نيز دولت نيجريه به «آچه به» دومين نشان افتخار را اهدا کرده بود، اما او در اعتراض به سياست هاي دولت اش از پذيرفتن اين جايزه سر باز زد. «آچه به» در سال 1990 و طي يک تصادف رانندگي از ناحيه پا دچار معلوليت شد و از آن زمان بيش از پيش براي صلح و ادبيات تلاش مي کند. جايزه بوکر در 28 ژوئن و در دانشگاه آکسفورد به آچه به اهدا خواهد شد.
 گزارش
 
 سينماگران در موزه سينما
 
تجمع بزرگ سينماگران ايران، در اعتراض به پخش سي دي هاي قاچاق ساعت 30/10 صبح روز سه شنبه ـ 29 خردادماه ـ در محل موزه سينما برگزار مي شود. علي معلم سخنگوي هيات مديره خانه سينما که در جمع خبرنگاران سخن مي گفت، با بيان اين مطلب ادامه داد؛ اين تجمع براي دفاع از حقوق تضييع شده سينما برگزار و در آن خواسته هاي کلي خانه سينما و نهادهاي سينمايي کشور براي احقاق اين حقوق مطرح مي شود. در ادامه اين مراسم منوچهر محمدي گفت؛ ماجراي قاچاق غيرمجاز سي دي فيلم هاي سينمايي چند سالي است که وجود دارد و هربار يکي از مالکان به شکل فردي از حقوق خود دفاع کرده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم با ابراز همدردي موضوع را پيگيري کرده است اما اين مشکل اخيراً گسترش بسياري پيدا کرده که نيروي انتظامي هم به کمک ما آمده است. در ادامه اين جلسه رضا کيانيان درباره حضور بازيگران سينما در اين تجمع گفت؛ ظاهراً شرکت بازيگران در چنين اجتماعي توجيه اقتصادي اوليه ندارد زيرا ضرر اين امر به تهيه کنندگان وارد مي شود، اما از آنجا که قرار است سينما زنده بماند و زنده ماندن بازيگران نيز در گرو زنده ماندن سينماست، ما هم از اين زاويه فيلم در اين گردهمايي شرکت مي کنيم. همچنين پرويز پرستويي در سخنان کوتاهي گفت؛ هر زمان معضل مواد مخدر در ايران حل شود، معضل سي دي هاي غيرمجاز نيز حل خواهد شد. به زعم او اين مشکل حل نمي شود مگر اينکه به صورت مدون و قانون اساسي مطرح شود و قوانين مشخصي را براي اين منظور تدوين و اجرا کنيم. امين تارخ هم به عنوان ديگر شرکت کننده در اين نشست مطبوعاتي گفت؛ وقتي خطري متوجه يک صنف مي شود به تمام اصناف مربوط به آن هم تسري پيدا مي کند و حضور بازيگران مي تواند تاثير شايسته تري بر حل اين مشکل بگذارد. همچنين فرهاد توحيدي با تاکيد بر اينکه تجمع سينماگران صرفاً در جهت دفاع از حقوق سينماست، يادآوري کرد؛ امروزه نقش پيشگامي سينما و هنرهاي ديگر کاملاً مشخص است و انتظار مي رود اين تجمع نيز منجر شود که حقوق همه توليدکنندگان فرهنگي مورد توجه قرار بگيرد.فرشته طائرپور، رويا تيموريان، منوچهر محمدي، عليرضا رئيسيان، منوچهر شاهسواري، رضا ميرکريمي، ايرج تقي پور، عليرضا داوودنژاد، ابوالحسن داوودي، سيروس الوند، امين تارخ، علي آشتياني پور، قاسم قلي پور، مجيد مدرسي، محمدمهدي دادگو، رضا کيانيان، کامران ملکي و... اعضاي کميته مبارزه با قاچاق سي دي هاي غيرمجاز فيلم هاي سينمايي خانه سينما را تشکيل مي دهند.

شجريان و شعر امروز
کسي که کيپلينگ را دوست داشت و ديکتاتورها را
گنجينه الحان داوودي
ميراث پدري
بوکر به نويسنده نيجريايي رسيد
سينماگران در موزه سينما
دکتر راعي مدير عامل بانک تجارت شد
نمايشگاه عکس در فرهنگسراي هنر
امير نادري تازه ترين اثر خود را جلوي دوربين مي برد
کنسرت هاي جديد «شجريان» در راه است
آثاري از احمد محمود تجديد چاپ مي شوند

دکتر راعي مدير عامل بانک تجارت شد
گروه اقتصادي؛ دکتر رضا راعي طي حکمي از سوي وزير امور اقتصادي و دارايي به عنوان مدير عامل جديد بانک تجارت منصوب شد. زارع اسکندري مديرعامل پيشين اين بانک نيز ضمن تاييد اين خبر به فارس گفت؛ اين تصميم مسوولان نظام بوده و ان شاء الله براي نظام و بانک ها خير باشد. پيش از اين راعي در سمت قائم مقامي بانک توسعه صادرات ايران که طهماسب مظاهري، قائم مقام سابق وزير امور اقتصادي و دارايي، مدير عاملي آن را بر عهده دارد، مشغول به کار بود. راعي همچنين قائم مقام مالي شرکت ايران خودرو را نيز در کارنامه خود دارد. او دانش آموخته عالي مديريت است و رياست گروه مديريت مالي و بيمه دانشکده مديريت دانشگاه تهران را که خود موسس آن بوده در فاصله سال هاي 80 تا 84 بر عهده داشته است. راعي هم اکنون عضو هيات علمي دانشگاه تهران است. از او تاکنون دو کتاب و مقالات متعدد علمي در حوزه مديريت منتشر شده است. در حوزه بانکداري هم پيشتر عضويت در شوراي تحقيقات بانک ملت را تجربه کرده است.


پيشنهاد
نمايشگاه عکس در فرهنگسراي هنر
از 31 خرداد تا ششم تيرماه، در فرهنگسراي هنر، يکصد قاب، ما را به دنيايي از خاطرات شيرين و تلخ گذشته خواهد برد. يکصد عکس نفيس از افرادي که رفته اند و افرادي که مانده اند و صداهايي که هميشه خواهند ماند. فروغ بهمن پور روزنامه نگار حوزه موسيقي و چهره آشناي اهل هنر برگزارکننده اين نمايشگاه است. اين عکس ها، در حقيقت اسناد اعتماد موسيقيدانان بزرگ اين سرزمين به يک روزنامه نگار عاشق و شيداي موسيقي است. تصاوير، بيشتر سياه و سفيد هستند و در بين آنها، آثاري است از دستان هنرمند استادان علي خادم و غلامحسين ملک عراقي که ساليان سال عکاسان حوزه موسيقي ايراني بودند و حالا، عکس هايشان، روايت از روزگاران رفته مي کند. فروغ بهمن پور، ما را به سفري در يکصد فريم دلفريب دعوت مي کند.


امير نادري تازه ترين اثر خود را جلوي دوربين مي برد
«امير نادري» کارگردان ايراني مقيم خارج از کشور قصد ساخت دو فيلم «چاه کندن در لاس و گاس» و «ماه» را دارد. به گزارش ايلنا، فيلمنامه ماه حاوي داستاني عجيب و عاطفي با شخصيت هاي مختلف و متضاد در فضايي پرکشش و دراماتيک است. نادري فيلمنامه ماه را حاصل بيست سال حضور در امريکا مي داند. چاه کندن در لاس وگاس نيز ديگر فيلمنامه مورد علاقه نادري است که نيمي از بودجه ساخت آن را يک شرکت امريکايي مي پردازد اين فيلم داراي مضموني اجتماعي است.


کنسرت هاي جديد «شجريان» در راه است
«محمدرضا شجريان» به همراه گروه اش بعد از اجراي تور اروپا، در حال برنامه ريزي براي اجراي کنسرت هايي در ايران و خارج از کشور است. «مجيد درخشاني» نوازنده تار در گفت وگو با فارس گفت؛ تابستان امسال قرار است در تهران کنسرتي را داشته باشيم اما تاريخ دقيق آن مشخص نشده.

همچنين صحبت هايي در خصوص برگزاري کنسرت هايي در شهرستان ها صورت گرفته ولي هنوز قطعي نشده است. وي افزود؛ در ادامه اجراي برنامه هايمان در کشورهاي ديگر، در ايتاليا، دانمارک و دبي نيز کنسرت هايي را خواهيم داشت. «درخشاني» در خاتمه خاطرنشان کرد؛ در حال حاضر در حال رايزني و هماهنگي براي اين برنامه هستيم. «شجريان» چندي پيش به همراه گروه اش در تور موسيقايي اروپا که از 9 ارديبهشت تا 8 خرداد برگزار شد، قطعات جديدي از ساخته هاي خود و «درخشاني» را اجرا کرد که با استقبال مواجه شد.


آثاري از احمد محمود تجديد چاپ مي شوند
تعدادي از آثار داستاني احمد محمود تجديد چاپ مي شوند. به گزارش ايسنا، کتاب هاي «غريبه و پسرک بومي»، «زمين سوخته» و «درخت انجير معابد» از آثار اين داستان نويس معاصر هستند، که به ترتيب براي نوبت هاي هفتم، هشتم و نهم توسط انتشارات معين به چاپ خواهند رسيد. «مرد خاکستري» - اثر نيمه تمام احمد محمود - نيز چندي پيش در کتاب «ديدار با احمد محمود» به چاپ رسيد. احمد محمود (اعطا) چهارم دي ماه سال 1310 در اهواز متولد شد و دوازدهم مهرماه سال 1381 در سن 71سالگي در تهران درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. «از مسافر تا تب خال»، «مدار صفر درجه»، «همسايه ها»، «داستان يک شهر» و «زائري زير باران» از ديگر آثار اين نويسنده هستند.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام