885 شماره
چهارشنبه، 30 خرداد 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: موسيقي
 گروه هاي موسيقي کجا تمرين مي کنند
 
 آهسته بنوازيد
 

سحر طاعتي؛ در کتاب «موسيقي بر پرده نقره اي» يکي از بزرگان هنر نوشته است؛ «پسرم که هم اکنون يکي از موسيقيدانان برجسته است هر روز سازش را بر مي داشت، در کمد مي رفت و آنجا شروع به تمرين مي کرد چرا که صداي سازش بلند بود و نواختن او در خانه همسايگان را آزار مي داد. او ساعت ها در کمد ساز مي زد تا بتواند خود را براي کار گروهي آماده کند.»

او و ديگر هنرمنداني که آن زمان تعدادشان اندک بود براي کار گروهي، در يکي دو تالار شهر دور هم جمع مي شدند و شروع به تمرين مي کردند تا بتوانند روزهاي اجرا هنرشان را به خوبي به دوستداران موسيقي عرضه کنند. از آن زمان تاکنون بر تعداد اين هنرمندان افزوده شد تا به امروز که شاهد فعاليت بيش از هزاران نوازنده و صدها گروه موسيقي هستيم که هر کدام زماني را به نواختن سازهايشان اختصاص مي دهند. اما واقعاً اين تعداد نوازنده در کجاي اين شهر بزرگ سازهايشان را براي تمرين و تقويت هنرشان به صدا درمي آورند. شايد در زيرزمين، اتاق هاي کوچک، بيابان هاي اطراف شهر و يا در کمدهاي خانه شان البته کمدهايي با ظرفيتي براي تمام اعضاي گروه....

 به صداي سازها اعتراض نکنيد

موسيقي هيچ زمان گوشخراش و آزاردهنده نيست اما زماني که تعدادي ساز به صورت نامرتب براي ساعت هاي طولاني نواخته مي شوند تا در نهايت بتوانند يک ملودي زيبا را بنوازند، قطعاً نه براي خود نوازنده بلکه براي همسايگاني که در اطراف خانه او هستند، خسته کننده و آزاردهنده مي شود. اما چه بايد کرد هيچ جايي نيست و اين نوازنده ها نيز چاره اي جز اين ندارند که خانه هايشان را تبديل به سالن تمرين و ساز زدن بکنند.«کيوان ساکت» نوازنده تار و سرپرست گروه موسيقي وزيري مي گويد؛ «ما هيچ جايي نداريم و براي اين کار يا به خانه دوستان و اعضاي گروه مي رويم و يا در اتاق هاي کوچک آموزشگاهم با سختي و فشار تمرين مي کنيم که البته بارها و بارها با اعتراض همسايه ها مواجه شده ايم چرا که صداي سازها مخصوصاً سازهايي مثل دف و پرکاشن خيلي بلند است. يا زماني که تمام ارکستر بايد با هم بنوازند، صدا زياد مي شود و اين اتفاق شايد ساعت ها ادامه داشته باشد و ظهر و شب مانع استراحت همسايه ها شود. به هر حال آنها نيز حق دارند.»او به سال هاي گذشته که خودش آموزشگاهي نداشته تا گروهش بتوانند در آنجا تمرين کند، اشاره مي کند و ادامه مي دهد؛ «در آن زمان با توجه به رابطه اي که با هنرمند گرامي «هوشنگ کامکار» داشتم ايشان آموزشگاه شان را در اختيار من و گروهم قرار مي داد. (البته امروز هم اگر بخواهم اين امکان را به من مي دهد) اما بعضي وقت ها زمان تمرين گروه من و گروه خودشان با هم يکي مي شد و چون تنها يک سالن وجود داشت، بايد يکي از ما از تمرين صرف نظر مي کرديم. اين مشکلات هميشه بوده و به نظر من بايد در فرهنگسراها و سالن هاي شهرداري فضايي براي اينکه ارکسترهاي بزرگ و گروه هاي حجيم بتوانند تمرين کنند و صدايشان مزاحم همسايه ها نباشد، تعبيه کنند.»اين نوازنده معتقد است؛ «بايد امکانات خوبي از جمله محل تمرين مشخص به گروه هاي شناخته شده يا آنهايي که از يک رسالت و وجهه هنري مشخصي برخوردارند، داده شود. اما متاسفانه تاکنون چنين نشده. البته مي توانيم با رايزني تالار رودکي را براي تمرين در اختيار بگيريم. اما اين تالار در مرکز شهر واقع شده و ما را با مشکلاتي از قبيل دوري راه، طرح ترافيک، هزينه بالا براي حمل سازها و... روبه رو مي کند، به طور کلي مساله سالن براي تمرين و براي اجراي موسيقي يکي از معضلاتي است که با توجه به علاقه مندي روز افزون مردم به موسيقي و افزايش گروه هاي موسيقي اين نياز امروز بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود.»

هر چه قدر فضا براي تمرين بهتر و به وسايل روز مجهزتر باشد اثري که خلق مي شود از نظر کيفيت در سطح بالاتري قرار دارد چرا که هم هنرمند با آسودگي خيال به کار مي پردازد و هم اينکه امکانات و شرايط موجود او را در اين کار همراهي مي کنند.سرپرست گروه وزيري در اين باره مي گويد؛ «اين تاثيرگذاري در درازمدت اثر خودش را به صورت مثبت و يا منفي خواهد گذاشت. البته اين مساله نيز در کنار بقيه مسائل موجود در موسيقي مانع رشد اين هنر است اما از آنجايي که ما در زمينه موسيقي دچار مشکلات فراواني هستيم ديگر کمتر ذهنمان درگير نداشتن جا براي تمرين شده است.»

 صد و پنجاهمين مشکل موسيقي

خيلي از هنرمندان معتقدند که آنقدر مشکلات موسيقي زياد است که ديگر نداشتن جا را جزء مشکلاتشان نمي دانند. همانطور که «تهمورث پورناظري» نوازنده تنبور نبود مکان مناسب براي تمرين را صدو پنجاهمين مشکل موسيقي مي داند و مي گويد؛ «نبود مکان براي تمرين جزء مشکلات اول تا دهم موسيقي نيست. اساس گروه هاي موسيقي ايران بر پايه همت و عشق فردي و گروهي خود موزيسين هاست و خودشان محل زندگي شان را براي اين کار مي گذارند.»اين نوازنده تنبور ادامه مي دهد؛ «اصلاً حمايتي وجود ندارد که بخواهد مساله محل تمرين را هم در برگيرد. فکر نمي کنم تا به حال در اين خصوص فکري شده چرا که آنقدر معضل زمينه موسيقي زياد است که نبود محل تمرين زياد مهم نيست. اما با وجود چنين شرايطي باز هم اين موضوع در سطح خودش خيلي مهم است چرا که اگر محل تمرين حرفه اي باشد يعني مجهز به سيستم صدا باشد و در هنگام تمرين گروه، تمام عوامل از جمله طراح صحنه، صدا بردار و.... همگي حضور داشته باشند، گروه به سمت يک برنامه نيمه حرفه اي پيش مي رود اما اين اتفاق اصلاً رخ نداده است.»

 وحدت و رودکي، تالارهاي اختصاصي شهر

تالار وحدت و رودکي فقط به تمرين گروه هاي دولتي از جمله ارکستر سمفونيک تهران و ارکستر موسيقي ملي اختصاص دارد و گروه هاي ديگر از اين امکان مستثني هستند و بايد خودشان محلي براي تمرين انتخاب کنند.

«رضا موسوي زاده» سرپرست گروه موسيقي فاخته در اين باره مي گويد؛ «من موضوع مکان تمرين را سال ها پيش با معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد وقت مطرح کردم که با پيگيري هايي که خودم آن زمان انجام دادم تالار رودکي را فقط براي ساعت 1 تا 4 در اختيار من قرار دادند البته آن هم در تابستان که اگر من قبول مي کردم از 15 نوازنده گروهم تنها 3 تا 4 نفرشان در گرماي تابستان سر تمرين حاضر مي شدند. اين اتفاق عملاً نيفتاد ولي به طور کلي اين دو تالار فقط در اختيار گروه هاي دولتي است و گروه هايي مثل گروه من و ديگران با هزينه هاي گزافي مکاني را براي تمرين در نظر مي گيرند اما باز هم همه کس اين قدرت را ندارند.او معتقد است؛ «مسوولان در حال حاضر براي اين اقدام يا کوتاهي مي کنند يا اينکه امکاناتشان در همين حد است.

در اين سال ها موسيقي با مشکلات زياد دست به گريبان بوده و همانطور که «موسوي زاده» مي گويد؛ حرکت بي سابقه اي در موسيقي رخ نداده که يکي از علت هايش همين نبود مکان تمرين است. البته علت هاي ديگري هم وجود دارد که مي توان آنها را به سادگي رفع و ضعف هاي گروه ها را برطرف کرد.»

 فرهنگ در موسيقي جدي نيست

ارکستر تجربي تهران نيز همانند ديگر گروه ها و ارکسترها در مکان شخصي تمرين مي کند اما «حميدرضا اردلان» رهبر اين ارکستر اشکال را جدي نبودن فرهنگ در حوزه موسيقي مي داند و مي گويد؛ «کساني که مسوول بخش موسيقي کشور هستند از ابتدا موسيقي را با يک مفهوم خاص دريافت و آن را اغلب با مفهوم بد جمع مي کنند. اين افراد درک نمي کنند که اصوات معاصر يک جنس موسيقي را پديد مي آورد و موسيقيدانان نيز از همه چيز موسيقي استنباط مي کنند. همچنين نمي توانند درک کنند که موسيقي به عنوان تجريدي ترين هنر، مهم ترين راه براي انتقال معاني است.»يک قضاوت اخلاقي به غلط بر ماهيت موسيقي سايه انداخته، در صورتي که قضاوت اخلاقي ذاتاً از ريشه، هم سنخ موضوعيت موسيقي نيست چرا که موسيقي يک امر مستقل و اخلاق نيز يک امر ديگر است. ما مي توانيم صفت اخلاقي براي موسيقي قائل شويم اما نمي توانيم ذاتش را با اخلاق جمع کنيم.اين آهنگساز معتقد است؛ «يکي از معاني در اختيار قرار ندادن سالن براي تمرين گروه ها اين است که موسيقيدانان، شما اهميت نداريد و شغلتان را ترک کنيد. اين خود يک اعلام محترمانه و پنهان براي تعطيلي موسيقي است.»

 وقتي بيابان محل تمرين موسيقي مي شود

مقايسه در هيچ مقطعي درست نيست اما اگر بخواهيم در زمينه همين مشکل نيم نگاهي به کشورهاي ديگر بيندازيم، مي بينيم آنها نه تنها اين چنين مشکلاتي را ندارند بلکه از هر نظر نيز مورد حمايت قرار مي گيرند.

«محمدرضا بلادي» سرپرست گروه موسيقي بوشهري ليمر در خصوص مکان تمرين براي گروه ها به مقايسه مي پردازد و مي گويد؛ «در کشورهاي ديگر ساختمان هايي را با گرفتن مبلغ ناچيزي به صورت ساليانه در اختيار گروه ها و نوازنده ها قرار مي دهند ولي متاسفانه در ايران چنين نيست. ما به عنوان يک گروه محلي اگر بخواهيم در تهران برنامه داشته باشيم، جايي براي تمرين نداريم.»

اين نوازنده سازهاي کوبه اي با انتقاد از مسوولان ادامه مي دهد؛ «متاسفانه در تهران مسوولان خود را فقط متولي ارکستر سمفونيک مي دانند و فکر مي کنند تمام عالم خلق شده براي اينکه از ارکستر سمفونيک مواظبت کنند.»

مشکل نبود سالن فقط براي هنرمندان پايتخت نيست بلکه شامل حال گروه هاي موسيقي محلي مي شود با اين تفاوت که نوازندگان محلي انگشت شمارند و مي توانند در همان يکي دو سالن شهرستان به تمرين بپردازند.«بلادي» در اين باره مي گويد؛ «در بوشهر به واسطه شناختي که وجود دارد با هماهنگي ارشاد، آموزش و پرورش و هلال احمر سالن در اختيارمان قرار مي گيرد و هيچ وقت در اين مورد به در بسته نمي خوريم. البته اين همکاري ها عمومي نيست و خيلي از گروه ها نيز براي تمرين به بيابان هاي اطراف شهر مي روند.»درست است که محيط کوچک است اما احساس مسووليت بيشتري وجود دارد در صورتي که در تهران کسي خودش را متولي اين امرنمي داند.

 تمرين در فرهنگسراها

به غير از چند تالار موجود در سطح شهر هر کدام از فرهنگسراها نيز سالني را براي اجراي برنامه هايشان دارند که اگر اين مکان ها در اختيار گروه ها قرار بگيرد شايد بسياري از مشکلات هنرمندان برطرف شود. البته در بعضي از رشته هاي هنري از جمله تئاتر اين اتفاق افتاده اما بايد ديد در بقيه حوزه ها از جمله موسيقي اين رويه به اين شکل خواهد بود.«سيدعباس سجادي» رئيس مرکز موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در اين باره مي گويد؛ «زماني فرهنگسراها و خانه هاي فرهنگ هويت پيدا مي کنند که اهالي هنر و فرهنگ آنجا حضور داشته باشند. به اعتقاد من فرهنگسرا خانه دوم هنرمندان است و به اين واسطه فضاهاي ما با ارادت و اشتياق در خدمت اين عزيزان است. هر کدام از گروه هاي موسيقي مي توانند فرهنگسراي مورد نظر خودشان را براي تمرين انتخاب و به آنجا مراجعه کنند و يا اينکه به واسطه ما اين امکان برايشان مهيا شود.»ما اين آمادگي را داريم و با آغوش باز پذيراي گروه هاي موسيقي هستيم.او ادامه مي دهد؛ «نداشتن فضا و سالن هاي مناسب يکي از عمده ترين مشکلات ماست اما ما خود نيز با وجود سالن هاي بي شماري در فرهنگسراهاي تحت پوششمان باز هم مکان براي اجراي برنامه هايمان نداريم و مجبوريم با سازمان هاي ديگر وارد عمل شويم چرا که داشته هاي خودمان کفاف خواسته هايمان را نمي دهد.»رئيس مرکز موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به ديگر شاخه هاي هنر اشاره مي کند و مي گويد؛ «اين کمبود فقط براي گروه هاي موسيقي نيست بلکه گروه هاي نمايشي، تئاتر و... نيز چنين مشکلي دارند. بالطبع فرهنگسراهاي ما نيز بايد پاسخگوي همه اين نيازها در پايتخت باشد. بر اين اساس بايد بر پايه تقسيم بندي زماني و با توجه به تراکم برنامه هاي سالن، اين فضاها در اختيار کليه گروه ها قرار بگيرد.»

 
 
 يادمان استاد کمانچه نواز
  سپيده شمس
بي گمان اگر چهل سال پيش از اين علي اصغر بهاري ساز کمانچه را با جديت و عشق به عرصه نمي آورد و نوايي آنچنان زيبا از دل آن بيرون نمي کشيد، حالا کمانچه نيز مثل بسياري سازهاي قديمي ديگر به خاطره ها پيوسته و تنها يادي و يادگاري از آن باقي مانده بود. نواهاي کهن اش در گذشت زمان رنگ باخته بودند و ديگر نشاني از کمانچه نوازان در ترکيب ارکسترها نبود.

بهاري سال ها پيش گفته بود؛ «کمانچه سابق بر اين سه سيم داشت و حالا چهار سيم. کارهايي روي اين ساز کرده ام که با نوازندگي امروز بخواند. چهل سال پيش از اين همه ويولن مي زدند و اصلاً کسي کمانچه نمي زد اما از چهل سال پيش به اين طرف اگر 10 تا کمانچه نواز داشتيم، حالا شده اند هزار تا.»

استادعلي اصغر بهاري نوازنده چيره دست کمانچه، حالا درست 12 سال است که از دنيا رخت بربسته است. جمعه شب گذشته دوازدهمين سالگرد درگذشت اين هنرمند بود و براي يادمان او مراسمي با حضور بسياري از استادان موسيقي و کمانچه نوازان در تالار وحدت برگزار شد.

داريوش پيرنياکان در يادبود او گفت؛ «استاد بهاري يکي از باتقواترين و مهربان ترين استادان موسيقي ماست. اگر زندگي استادان موسيقي را ورق بزنيم، مي بينيم که تمامي کارهاي ارزنده اي که در زمينه موسيقي انجام داده اند، همواره با تقوا همراه بوده است.»

آريان بهاري نوه بهاري که از هشت سالگي آموزش کمانچه را نزد استاد شکارچي آغاز کرده است، اولين نوازنده مهمان مراسم بود که پيش درآمد اصفهان و درآمد اصفهان را به روايت استاد بهاري نواخت. علي اصغر بهاري نيز ساز کمانچه را نزد پدربزرگش آموخت و همو بود که تشويق اش کرد کمانچه را ساز خود بداند و اين ساز را از فراموشي نجات دهد.سپس رضا رحيمي پيرمردي کهنسال که از اولين شاگردان علي اصغر بهاري بود، با دستاني لرزان همراه تنبک مهدي طالقاني، نغمه اي از آواز افشاري را به روايت استاد بهاري نواخت.

هادي منتظري هنرمند کرمانشاهي از شاگردان بهاري که لهجه سازش بسيار به لهجه ساز استاد نزديک است، نوازنده بعدي مراسم بود که با قطعه اي در مايه افشاري، فضاي کمانچه نوازي استاد بهاري را زنده کرد.

علي اکبر شکارچي که از شاگردان نزديک استاد بهاري بوده است، با درگذشت ظوقانيان نوازنده چيره دست بختياري را به اهالي موسيقي تسليت گفت.

شکارچي به اينکه تا به حال مجلسي براي کمانچه برگزار نشده است، اشاره کرد و در ادامه مسير کمانچه نوازي بهاري را در چهار مقطع مهم تاريخي تشريح کرد و پس از آن از کيوان کلهر دعوت کرد تا بر روي صحنه بيايد.

کلهر نوازنده چيره دست کمانچه گفت؛ «من از وقتي که خيلي کوچک بودم، استاد بهاري را در تلويزيون مي ديدم که کمانچه مي نواخت اما هيچ وقت فرصت دست نداد که از محضرش درس بگيرم. ولي بعدها به حضورش رسيدم و او را ديدم. استاد بهاري باعث شد که من از صداي کمانچه خوشم بيايد. همچنين ديني که به ايشان داريم و به خاطر آن، هميشه وامدار او هستيم اين است که در شرايطي که کمانچه مهجور مانده بود او ساز را زمين نگذاشت.»

محمد مقدسي، از شاگردان نسل اول استاد بهاري، آخرين نوازنده اين مراسم بود.
 آهنگ دوازدهم
 
 تغييري رخ مي ده
  کامران معتمدي - kamymotamedi@yahoo.com
اثر سام کوک

تاريخ ارائه؛ 1964

زمان آهنگ؛ 12/3 دقيقه

جنبش هاي اعتراضي سياهان در دهه 60 در امريکا حيطه گسترده اي از فعاليت از عرصه جامعه و سياست گرفته تا هنر و موسيقي را پوشش مي داد. سام کوک (1964-1931) نيز اعتراض خود را با نوشتن اين آهنگ زماني که سياهان براي احقاق حقوق شهروندي خود در امريکا مي جنگيدند متجلي کرد؛ آهنگي که در سال 1963 نوشته شده بود و چند ماه بعد از مرگ وي منتشر شد. مرگي که شايد بتوان آن را از پيامدهاي مساله تبعيض نژادي دانست که وي همواره از آن رنج مي برد. کوک تا پيش از اين، آهنگ هايش يا قصه هايي عاشقانه بودند (مانند آهنگ «تو مرا فرستادي») يا آهنگ هاي شاد. از عوامل کليدي نگارش اين آهنگ تاثير زياد و تحسين بي پايان کوک درباره آهنگ انتقادي و نيشدار «وزش در باد» باب ديلن بود (که البته در مقام مقايسه آهنگ کوک بسيار شخصي است). سام کوک نمي توانست باور کند که چنين آهنگي با موضوع تبعيض نژادي را يک سفيدپوست نوشته است. البته کوک در اين آهنگ اميدوار به جنبش هاي احقاق حق سياهان آفريقايي - امريکايي است و تغيير را اجتناب ناپذير مي داند، انديشه اي که باب ديلن نيز در آهنگ «زماني که آنها تغيير مي کنند» که پس از اين آهنگ نوشته شده است، مطرح کرد. در آن سال که کوک اين آهنگ را نوشت دو واقعه بسيار مهم برايش اتفاق افتاده بود که لحن خسته و ترانه اين آهنگ بازتاب همان وقايع است. اول مرگ پسر هجده ماهه اش وينسنت بود که شوک روحي بسيار بزرگي به وي تحميل کرد و دوم بازداشت او به جرم اخلال در نظم عمومي، به خاطر ورود به هتلي که مخصوص سفيدپوستان بود. نمود واقعه دوم را در خطي از ترانه آهنگ، آنجا که مي گويد «کسي دائماً به من مي گه که اين ورا پرسه نزن» مي توان شنيد، که در هنگام ارائه آهنگ به عنوان تک آهنگ بعد از مرگ وي، اين خط از ترانه حذف شده بود. همچنين مي توان به جملات انتهايي و تاثيرگذار ترانه اشاره کرد، آنجا که مي گويد؛ «دفعات زيادي بوده است که فکر مي کردم آخرين نفرم / اما حال، فکر مي کنم که مي توانم ادامه دهم / وقايع گذشته تکرار مي شود / اما من فکر مي کنم که تغييري رخ مي دهد».

آهنگي که به محبوبيت بسياري دست يافت، آهنگ دوازدهم از ليست پانصدتايي برترين آهنگ هاي همه زمان هاي مجله رولينگ استون شد، ضمن آنکه همين مجله در سال 2004 اين آهنگ را بهترين آهنگ سبک سول اعلام کرد. اين آهنگ همچنين تاثير بسياري در جامعه موسيقي و خصوصاً جامعه موسيقي امريکا گذاشت. به طوري که بعدها بسياري از خوانندگان آهنگ هايي را تحت تاثير اين آهنگ خواندند که از مهم ترين آنها مي توان به آهنگ «چه خبر شده» اثر ماروين گي اشاره کرد. انتشار نسخه تک آهنگ، پس از مرگ کوک باعث بروز اختلاف بين ناشر موسيقي کوک و شرکت ضبط شد و همين عامل باعث شد بيش از 4 دهه نسخه اصلي آهنگ در شرکت ضبط غيرقابل دسترس باشد، هر چند که در سال 1992 و در فيلم «مالکوم ايکس» آشکارا اين آهنگ استفاده مي شود.

زندگي، آهنگ ها و مرگ دلخراش کوک (وي توسط يک هتلدار که ادعا داشت به دختر جواني تجاوز کرده است به قتل رسيد و از آن زمان همواره حرف هاي بسياري پيرامون قتلش در جريان بوده است) علاقه مندان زيادي را پيرامون وي جمع کرده بود، مردم زيادي که همگي خود را در غم هاي کوک شريک مي دانستند. وقتي کوک کشته شد در مراسم به خاکسپاري اش حدود 100 هزار نفر شرکت کردند. اين آهنگ از سال 1965 تا 2005 ، 16 بار مورد بازخواني قرار گرفته است و از خوانندگاني که اين بازخواني ها را انجام داده اند مي توان به اوتيس ردينگ، ارثا فرانکلين، تينا ترنر و “ اشاره کرد.

پي نوشت؛

نام اصلي آهنگ A Change Is Gonna Come است.

آهسته بنوازيد
يادمان استاد کمانچه نواز
تغييري رخ مي ده
«شجريان» و «فرهنگ شريف» اواخر شهريور به استوديو مي روند
برگزار ي جشنواره هنرجويان موسيقي
آغاز پيش فروش بليت هاي کنسرت لطفي
کنسرت ارکستر موسيقي ملي

  «شجريان» و «فرهنگ شريف» اواخر شهريور به استوديو مي روند
فارس؛ «فرهنگ شريف» نوازنده تار از ضبط آلبوم مشترک خود و «شجريان» در اواخر شهريور ماه خبر داد. «فرهنگ شريف» آهنگساز و نوازنده تار گفت؛ از سال گذشته روند توليد اين آلبوم در جريان است اما به دليل گرفتاري هاي کاري «محمدرضا شجريان» و بنده اين کار به تعويق افتاده اما طي اين مدت برخي قطعات و آهنگ ها براساس اشعار شاعران بنام کشور ساخته شده است. وي افزود؛ هنوز قطعات اين آلبوم به طور کامل ساخته نشده است ولي تا شهريور به اتمام خواهد رسيد و اواخر شهريور ضبط آن را آغاز خواهيم کرد. اين نوازنده تار با بيان اينکه آهنگ هاي اين آلبوم نسبت به آلبوم هاي ديگر کاملاً متفاوت است، اظهار داشت؛ تمام ملودي ها در اين آلبوم دست نخورده و جديد است. سبک و سياق ساز خودم نيز در قطعات وجود داشته و اين در حالي است که اصالت موسيقي نيز در آنها حفظ شده و بر اين اساس فکر مي کنم کار تازه اي شود. «شريف» با اشاره به همکاري خود با «شجريان»گفت؛ ما سال هاي قبل از زمان خوانندگي ايشان در راديو با هم همکاري داشته ايم به اين خاطر در حال حاضر نيز دوست دارم اين همکاري ادامه داشته باشد. وي خاطرنشان کرد؛ من اوايل مرداد براي تدريس در دانشگاه انگليس عازم اين کشور هستم و بعد از بازگشتم مراحل کار اين آلبوم را ادامه مي دهم.


 برگزار ي جشنواره هنرجويان موسيقي
مهر؛ دومين جشنواره هنرجويان موسيقي هنرستان هاي هنرهاي زيبا در سراسر کشور روزهاي 30 و 31 تيرماه در تهران برگزار مي شود. دبير دومين جشنواره هنرجويان موسيقي هنرستان هاي هنرهاي زيبا در سراسر کشور گفت؛ اين جشنواره با هدف شناسايي استعداد هاي نوپاي موسيقي در سراسر کشور، بروز توانايي ها، تجربه اندوزي هنرجويان در اجراي کنسرت و تکنوازي و همچنين ايجاد بستري براي تعامل ميان استادان و هنرجويان برگزار خواهد شد. «احسان آقايي» درباره آثار اين جشنواره گفت؛ محور اصلي جشنواره هنرجويان موسيقي هنرستان هاي هنرهاي زيبا توليد آثاري مرتبط با سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است. در اين جشنواره هنرجويان استان هاي تهران، اصفهان، تبريز، شيراز، اروميه و بوشهر با هم به رقابت مي پردازند.وي يادآور شد؛ مجموع آثار رسيده در بخش هاي آهنگسازي، موسيقي ايراني و موسيقي غربي توسط موسيقيدانان مجرب داوري مي شوند.


 آغاز پيش فروش بليت هاي کنسرت لطفي

سايت خبري فرهنگ و آهنگ؛ بليت فروشي کنسرت بداهه نوازي محمدرضا لطفي به همراه محمد قوي حلم که قرار است از 14 تا 16 تيرماه در کاخ نياوران برگزار شود، از روز شنبه 26 خرداد در 9 مرکز آغاز شد.براساس اعلام روابط عمومي موسسه آواي شيدا، پس از آنکه محمدرضا لطفي در کنفرانس مطبوعاتي رسماً تاريخ برگزاري کنسرت را اعلام کرد، مراحل اجرايي اين برنامه وارد فاز جديدي شد. براساس برنامه ريزي انجام شده بليت فروشي اين کنسرت به صورت همزمان در 9 مرکز فروش در تهران از روز 26 خرداد آغاز شده و تا 10 روز ادامه دارد. بليت هاي اين کنسرت در سه قيمت 20 هزار، 25 هزار و 30 هزار تومان تعيين شده است. اين کنسرت فقط توسط موسسه آواي شيدا ضبط صوتي و تصويري خواهد شد و در صورت لزوم انحصاراً توسط اين شرکت منتشر خواهد شد. مراکز 9گانه فروش بليت کنسرت بداهه نوازي محمدرضا لطفي در تهران به شرح زير است؛

1- موسسه فرهنگي هنري آواي شيدا2- فروشگاه کتابخانه هنرمندان3- خانه کتاب شهرآرا4- فروشگاه سياه و سفيد5- فروشگاه دارينوش6- نشر چشمه7- شهرکتاب ونک (کار و تجارت)8- گيشه کاخ نياوران 9- انجمن موسيقيدانان نياوران.



  کنسرت ارکستر موسيقي ملي
مهر؛ کنسرت موسيقي ارکستر ملي به رهبري «فرهاد فخرالديني» و با صداي «عليرضا قرباني» در محوطه باز مجموعه فرهنگي- هنري نياوران برگزار مي شود. فرهاد فخرالديني با اعلام اين خبر گفت؛ مجموعه اي از قطعاتي را که در کنسرت اخير ارکستر ملي در تالار وحدت اجرا شد؛ اين بار در سه شب 8 ، 9 و 10 تير ماه در مجموعه فرهنگي- هنري کاخ نياوران برگزار مي کنيم.

رهبر ارکستر ملي درباره قطعات اين کنسرت گفت؛ «بهارمن»، «پروانه»، «دلشکن»، «مزار»، «گلگشت»، «کبوتر»، «سنگ خارا»، «موج»،«اي وطن»، «تصنيف آشتي» و همچنين چهارمضراب «با خدا» با اشعاري از شاعراني چون «فريدون مشيري»، «بيژن ترقي»، «واعظ قزويني»، «ملک الشعرا بهار» و «معيني کرمانشاهي» از جمله قطعاتي هستند که با صداي عليرضا قرباني توسط ارکستر ملي اجرا خواهد شد.نويد مصطفي پور به عنوان تکنواز ويولن و منوچهر انصاري سرپرستي نوازندگان ارکستر ملي را در اين کنسرت به عهده دارند.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام