885 شماره
چهارشنبه، 30 خرداد 1386
صفحه نخست :: ايران و جهان :: سياست
 دکتر معين در گفت وگو با شرق بيان کرد
 
 داستان طولاني جبهه دموکراسي خواهي
  بابک مهديزاده - پرستو سرمدي

بخش اول گفت وگو با دکتر معين روز يکشنبه چاپ شد درباره انتخابات 27 خرداد 1384. بخش دوم اين مصاحبه درباره تشکيل جبهه دموکراسي خواهي و نقدهايي است که به اين جبهه وارد شده. بخش سوم و پاياني هم فردا چاپ مي شود که درباره انتخابات مجلس هشتم و عملکرد دولت نهم است.

***
 شعار مهم و اساسي شما در انتخابات رياست جمهوري که شرط حمايت ملي - مذهبي ها از شما شد تشکيل جبهه دموکراسي و حقوق بشر بود. همان زمان خيلي ها مي گفتند اين يک شعار تبليغاتي است و اکنون هم که دو سال از طرح اين شعار مي گذرد جبهه هنوز تشکيل نشده و چند ماهي هم هست که جلساتش برگزار نمي شود. چرا؟

ابتدا نظر شما را اصلاح کنم که دليل اصلي پيوستن بخشي از روشنفکران و نهضت آزادي و ملي - مذهبي ها و به طور کلي دگرانديشان به من شعار جبهه دموکراسي و حقوق بشر نبود. مهم تر از جبهه اعلاميه اي بود که بعد از بازگشت به انتخابات داده بودم، جبهه دموکراسي و حقوق بشر فقط بخشي از آن بيانيه بود.

 اما خود ملي - مذهبي ها مي گويند و در رسانه ها هم مکتوب وجود دارد که شرط ما براي حمايت از آقاي معين طرح تشکيل جبهه دموکراسي و حقوق بشر بود؟

اعلاميه شان وجود دارد و اگر به اعلاميه شان رجوع کنيد مي بينيد که به اين دليل نبوده. من گفته بودم که نيمي از مردم ما را امروز جمعيت خاموش تشکيل مي دهند و من سخنگوي حداقل بخشي از اين جمعيت خواهم بود. يا گفتم که من نيز به قانون اساسي نقد دارم يا اينکه معيار انتخابات آزاد تاييد صلاحيت اينجانب نيست بلکه انتخابات هنگامي آزاد است که هيچ داوطلبي خارج از موازين روشن قانوني ردصلاحيت نشود. پس من فقط در مورد جبهه نگفته بودم و موارد ديگري را هم طرح کرده بودم که دليل حمايت دگرانديشان از من شد.

 چرا جبهه دموکراسي بعد از دو سال هنوز تشکيل نشده است؟

ببينيد، پاسخ اين سوال داستاني طولاني دارد. من انتظار داشتم که تا پايان سال 84 بحث و تبادل نظر بين احزاب موثر و ساير گروه ها و تشکل هايي که عضو هستند و شخصيت هاي حقيقي که به جمع اضافه شدند به نتيجه برسد و همه روي منشور و اساسنامه جبهه به توافق برسند. چون ما هشت يا نه ماه فرصت داشتيم و اگر وقت کافي گذاشته مي شد اين کار انجام پذير بود و مي توانستيم آن استقبال ميليوني در انتخابات رياست جمهوري نهم را سازماندهي کنيم. ما بايد پاسخگوي انتظار راي دهندگان هم مي بوديم....

 شما تنها کانديدايي بوديد که آراي شما سياسي بود. چرا نتوانستيد اين آرا را سازماندهي کنيد؟

چون من بعد از انتخابات ديگر کانديدا نبودم و با مخاطبانم در انتخابات ارتباطي نداشتم و اين ارتباط را بايد احزاب حامي من برقرار مي کردند. من شخصاً دوست داشتم نه تنها آن 4 ميليون نفر بلکه اکثريت خاموش را هم نمايندگي کنم. به همين جهت انتظار من بالا بود و بايد از پتانسيل انتخابات براي اين هدف استفاده مي کرديم. به همين دليل جلسات جبهه را تشکيل داديم و اتفاقاً در اين جلسات بحث هاي خوبي هم شد و اينجا بايد از همه دوستان تشکر کنم. جلسات تقريباً هر دو هفته يک بار تشکيل شد. منتها تا پايان 84 به نتيجه نرسيد. به همين دليل قرار شد تا پايان بهار 85 کار تمام شود اما باز تا آخر تابستان 85 به نتيجه نرسيد و سپس پاييز و انتخابات شوراها،... و تا الان هم همين طوري ادامه دارد. 

چرا؟

اولاً تشکيل جبهه اي از احزاب مختلف کار مشکلي است. ما در ايران تجربه موفق کار جمعي نداشته ايم. ما اصلاً حزب فراگير نداشتيم، حال همين احزاب مي خواهند با ديدگاه ها و اساسنامه هاي متفاوت در جبهه اي دور هم بنشينند و به تفاهمي برسند که اين کار سخت است. ما در جلسات زيادي روي مباني صحبت کرديم و بعد مي بايست آن مباني را در قالب اهداف و سياست هايي که در اساسنامه پيش بيني مي شد - و در ساختار خود تشکيلات- مي گنجانديم. البته اگر دست من بود هفته اي دوبار جلسه تشکيل مي دادم. اما من که نمي توانستم امر و نهي کنم. چون دعوت شده اين احزاب بودم نه دعوت کننده. من مايل بودم به جاي دو هفته يک بار، هر هفته دوبار تشکيل جلسه مي داديم. يعني چهار برابر وقت بگذاريم تا کارها سريع تر انجام شود. منتها دوستان به هر دليلي نتوانستند وقت بيشتري را اختصاص دهند. 

چرا نتوانستند؟

من هم از اين نظر منتقد هستم، شايد به خاطر بينش ها و آداب حزبي نتوانستند اما به طور قاطع بگويم جبهه دموکراسي يک سيستم اجرايي نيست که من هم رئيسش باشم و دوستان را ملزم کنم تا جلسات بيشتري بگذارند و زودتر به نتيجه برسند.

 کدام گروه ها با پيشنهاد شما مبني بر تشکيل جلسات در هفته دوبار مخالفت مي کردند؟

در اين زمينه تقريباً هماهنگي وجود داشت. بالاخره بعضي ها صحبت مي کردند بعضي ها هم سکوت مي کردند. کسي نمي گفت نه، ما نمي آييم منتها سکوت مي کردند و من هم که نمي توانستم مجبورشان کنم. دموکراسي بايد از خود ما شروع شود.

 بالاخره شما پيشنهاد داديد و اين پيشنهاد به راي گذاشته شد. پس بايد مخالفان شناخته مي شدند. اينطور نيست؟

نخير، از صحبت اعضا در جلسات معلوم بود که چه نظري دارند. من که نبايد درخواست رايي بدهم که افراد يا در محذور اخلاقي واقع شوند و راي دهند و يا اينکه راي ندهند، مطمئن بودم اگر پيشنهادم را به راي بگذارم راي نمي آورد. دوستان مي گفتند بايد مصوبات جبهه را به شوراي مرکزي حزب يا تشکلشان ببرند و بررسي و اعلام نظر آنها زمان مي برد. من معتقد بودم وقتي احزاب به تشکيل جبهه اعتقاد دارند بايد مصوبات جبهه را در اولويت دستور کارشان قرار دهند و براي تسريع فرآيند تشکيل جبهه جلسات بيشتري بگذارند.

 چرا برخي از گروه ها و شخصيت ها مانند سازمان ادوار دانش آموختگان و طيف چپ ملي - مذهبي ها ديگر در جلسات جبهه شرکت نکردند؟

ادوار فقط در همين ماه اخير و پس از تصويب منشور و اساسنامه نيامد. يعني تا قبل از سال 86 شرکت مي کردند. ولي وقتي منشور ارائه شد آنها ديگر نيامدند.

 يعني با منشور مخالفت داشتند؟

بله.

 چرا با منشور مخالف بودند؟

اين سوال را بايد از خود اين دوستان بپرسيد.

 آنها به دو دليل اصلي با منشور مخالف بودند. يکي اينکه جبهه کارکرد انتخاباتي ندارد و ديگر اينکه موسسين بايد مسلمان باشند؟

خب اين بند آخر فقط به موسسين جبهه اختصاص داشت و نه اعضا. در ضمن خود دوستان ملي - مذهبي و نهضت آزادي بيش از ديگران روي اين بند اصرار مي کردند.

 به هرحال ادوار و بخشي از ملي - مذهبي ها به اين دو بند انتقاد داشتند. نداشتند؟

بالاخره اين منشور را همه پذيرفته بودند. اعتراض بيشتر از ناحيه من بود که شما به جاي چند ماه، موضوع را دو سال طول داديد.

 ادوار هم منشور را پذيرفته بود؟

فقط ادوار با اين منشور مشکل داشت. آن هم فقط ماه آخر شرکت نکرد وگرنه بقيه پذيرفته بودند.

 خب پس اگر همه پذيرفتند چرا جلسات تشکيل نمي شود؟

مقاله اي اخيراً در شرق نوشته بودند با عنوان تعليق غني سازي دموکراسي (مي خندد) که مقاله خوبي بود، منتها واقعاً صحبت از تعليق نيست. به هرحال منشور ما سال گذشته تنظيم شده بود و احزاب بايد آن را بررسي مي کردند و نظراتشان را در جلسات جبهه مي گفتند. ما در انتخابات رياست جمهوري صاحب پتانسيل خوبي شده بوديم و مي توانستيم در انتخابات شوراها تاثيرگذار باشيم اما عملاً به خاطر دير تصميم گرفتن از اين انتخابات غافل مانديم. انتخابات هم که مي گويم نه اينکه جبهه فهرست انتخاباتي ارائه دهد اما مي توانست اثرگذار باشد و در مورد انتخابات، نظرش هم براي اصلاح طلبان و روشنفکران حجت باشد. اما جبهه در اين انتخابات غايب بود. همين باعث شد وقتي به دعوت دوستان مشارکت به اصفهان رفتم و همين سوال را از من پرسيدند من هم گفتم براي اينکه اين فرصت سوزي ها ادامه پيدا نکند پيشنهاد مي دهم احزاب ما اگر واقعاً در مورد تشکيل جبهه و مساله دموکراسي و آزادي خواهي -که مساله يکصد ساله ما است- جدي هستند يک «دفتر دائمي دموکراسي و حقوق بشر» در بالاترين سطح تشکيلاتي در احزابشان تشکيل دهند تا احزاب از طريق اين دفاتر بتوانند با جبهه دموکراسي يک رابطه نهادمند و ارگانيک پيدا کنند. اما اين پيشنهاد خيلي جدي گرفته نشد، البته در حزب مشارکت يک بحث هايي در اين زمينه شد اما اينکه تصميمي بگيرند و رسماً به جامعه اعلام کنند هنوز رخ نداده. مساله بعدي که من در ادامه کار با اعضاي جبهه مطرح کردم اين بود که براي مديريت جبهه در اين مقطع يک شخصيت حقوقي به جاي شخصيتي حقيقي (که من باشم) قرار بگيرد و اين را طبق اساسنامه به انتخاب مجمع عمومي واگذارکنيم، چون پايه و اساس دموکراسي را احزاب و نهادهاي مدني مي دانم. به همين دليل معتقد بودم که در جبهه دموکراسي هم يک حزب در دوره يک ساله يا دوساله بيايد محور اجراي برنامه ها شود. من هم در خدمتشان هستم، اما تاکنون احزاب پاسخي نداده اند. البته من تاکيدم را کماکان دارم.

خب چرا جلسات جبهه مدتي است که تشکيل نمي شود؟

چون کار به پايان رسيده. منشور به تصويب احزاب رسيده و اساسنامه مورد تاييد قرار گرفته است. الان بايد از مجمع عمومي دعوت شود تا ساختار جبهه را تعيين کند و جبهه کارش را شروع کند.

 يعني به اين خاطر جلسات تشکيل نمي شود که کار تمام شده؟

بله، چون ديگر موضوعي که از نظر ساختار جبهه بخواهد مورد بحث قرار بگيرد نمانده، حالا ديگر وقت اجرا است. منتها من دو پيشنهاد دادم؛ يکي تشکيل دفاتر دائمي در احزاب بود و ديگري محور قرار گرفتن احزاب به جاي شخصيت حقيقي.

 اين احزاب که مي گوييد کدام ها هستند؟

منظورم 9 گروه عضو هستند.

 آيا اين گروه ها معروف هستند و جزء احزاب بزرگ محسوب مي شوند؟

بله، اکثريت شان احزاب شناخته شده هستند.

 مثلاً؟

تا قبل از فعاليت رسمي جبهه نمي خواهم وارد اين بحث بشوم. 

خب چرا انتقاد بعضي از گروه ها مثل سازمان ادوار را اعمال نکرديد تا اين احزاب از جبهه خارج نشوند؟

چون تمام مصوبات جبهه که منجر به نوشتن منشور شد اجماعي بود. يعني خود ادوار هم مجاب شده بود. من که قرار نبود حزب تاسيس کنم. اگر هم ضرورت داشت به جاي تشکيل يک حزب جديد مي رفتم عضو يکي از احزاب مي شدم. مشکل ما اين است که احزاب ما حاضر نيستند دور يک ميز بنشينند و با يکديگر کار کنند. در ضمن جبهه که نبايد جاي حزب عمل کند و ليست انتخاباتي بدهد. چون ليست انتخاباتي محل نزاع و انشقاق خواهد شد اما ما احتياج به وحدت و همبستگي در مسائل مهم تري داريم. براي ما اصل آزادبودن و سلامت انتخابات مهم است.

 اما بدون کارکرد انتخاباتي چطور مي شود فعاليت کرد؟

وقتي جبهه اي متشکل از نهادها و احزاب متعددي هست مي تواند روي يک موضوعي مثل انتخابات به اجماع برسد و احزاب عضو از موضع مشترکشان حمايت کنند. مثلاً روي اين موضوع به توافق مي رسيم که وقتي در انتخابات شرکت کنيم که آزاد و عادلانه باشد.

 خب مثلاً در انتخاباتي نهضت آزادي مي گويد نبايد شرکت کرد اما جبهه مشارکت مي گويد بايد شرکت کرد، آن وقت تکليف چيست؟

وقتي در جبهه اجماع به وجود آيد گروه هاي عضو از آن تبعيت مي کنند. مثال مي زنم. حزب مشارکت هم در جبهه اصلاحات عضو است و هم جبهه دموکراسي.

 جبهه اصلاحات در انتخابات شرکت مي کند اما جبهه دموکراسي نه. خب تکليف حزب مشارکت چيست؟

اگر به اين نتيجه برسيم که انتخاباتي شرايط حداقلي را براي شرکت ندارد احزاب عضو در انتخابات شرکت نمي کنند.

 يعني مي توانيد مشارکت را متقاعد کنيد که در انتخابات شرکت نکند؟

حزب مشارکت جزء موسسين اوليه جبهه دموکراسي و حقوق بشر است طبيعتاً اگر جبهه به اين نتيجه برسد، همه احزاب عضو چون آن را امضا کرده اند از مصوبات تبعيت خواهند کرد. خب حزب مشارکت جزء موسسين جبهه اصلاحات هم هست. من خودم طي سال هاي 74 تا 76 دبير جبهه اصلاحات (شوراي هماهنگي گروه هاي خط امام) بودم و تعارضي از اين نظر نمي بينم. جبهه دموکراسي نهاد جديدي است که اعضايش بايد از مصوباتش پيروي کنند. اگر هم در جبهه به اجماع نرسيديم اظهار نظر نمي کنيم و احزاب طبق تصميمات خود عمل خواهند کرد.

 خب اين چه فايده اي دارد؟

بحث و تبادل نظر مستمر درباره مهم ترين مسائل کشور و جامعه توسط نخبگان سياسي و اجتماعي و علمي و گردن نهادن به خرد جمعي في نفسه ارزشمند است، اما اينقدر معيارهاي ما مشترک است که مي توانيم سر خيلي از مسائل به اجماع برسيم.

 پس به اين نتيجه رسيديم که ممکن است جبهه دموکراسي حداقل سر انتخابات به اجماع نرسد؟

نخير، اجماع مي کنيم و نظر هم مي دهيم،

 در انتخابات رياست جمهوري احزابي آمدند حامي شما شدند که بعضي از آنها وارد جبهه دموکراسي هم شدند. در انتخابات شوراها بعضي از اعضاي جبهه دموکراسي مثل نهضت آزادي وارد عرصه انتخابات نشدند اما عضو ديگري مثل جبهه مشارکت با اصلاح طلبان سنتي ائتلاف کرد و در انتخابات شرکت کرد. حال اگر در انتخابات بعدي همچنين ماجرايي پيش بيايد و يک حزب نخواهد شرکت کند و حزب ديگر بخواهد با جبهه اصلاحات ائتلاف کند تکليف جبهه دموکراسي چيست؟

اولاً نهضت آزادي در انتخابات اخير از ليست اصلاح طلبان حمايت کرد ثانياً يکي از رويکردهاي جبهه دموکراسي و حقوق بشر اين خواهد بود که تمام مسائل جامعه را در سياست خلاصه نکند. شايد بخش کمتر تصميمات جبهه جنبه سياسي داشته باشد و بخش زيادي از برنامه هاي آن اجتماعي، آموزشي، فرهنگي و يا اقتصادي باشد. جامعه ما از آسيب ها و مشکلات عظيمي در رنج است که براي حل آنها به تحقيق و مطالعه مستمر و آموزش هاي عمومي نياز داريم. جامعه ما و حتي احزاب سياسي و نهادهاي اجتماعي به آموزش هاي مداوم و شناخت و تحليل علمي از تاريخ و فرهنگ و سياست و اوضاع داخلي و جهاني نياز دارند.

 يعني يکي از وظايف جبهه دموکراسي برگزاري کلاس هاي آموزشي است، آيا اين را تاييد مي کنيد؟

بله. مگر مقوله دموکراسي و حقوق بشر را فقط در انتخابات بايد پيگيري کرد، اتفاقاً دموکراسي و حقوق بشر آموختني است (و نه دادني و يا گرفتني،) و پيش نياز آنها برخورداري از فرهنگ و فهم درست زمانه و جهاني است که در آن زندگي مي کنيم،

داستان طولاني جبهه دموکراسي خواهي
لزوم پرسشگري در دانشگاه
مراسمي ديگر براي شريعتي
مثلثي در برابر اصلاح طلبان
نقش موسسه مصباح در دولت نهم
مسوولان شرايط ملاقات وکيل رافراهم کنند
واکنش جامعه روحانيت به يک مقاله
عدم ملاقات وکيل با موکل
احضار براي انشاي راي پرونده
رفع تبعيض در چارچوب اسلام
نگراني کروبي از ردصلاحيت ها
توضيح يک خبر

 لزوم پرسشگري در دانشگاه
ايسنا؛ مـعـاون فـرهـنـگـي وزيـر عـلـوم گـفـت؛ «فعاليت سياسي دانشجويي هميشه براي جامعه فرصت خواهد بود نه تهديد، چراکه دانشگاه و جامعه بدون پرسش راکد خواهد ماند.» محمدباقر خرمشاد با بيان اينکه عملکرد فعالان دانشجويي اساساً با پرسش عجين شده است، تصريح کرد؛ «ارتقا، تحول، تعالي و رشد دانش را بدون پرسش و تنوع بخشي در پرسش نمي توان دانست، لذا دانشگاه بدون پرسش معنا نخواهد داشت. پرسشگري و نقادي در حوزه هاي مختلفي ديده مي شود و در تمام رشته هاي علمي، پرسشگري موتور محرکه اصلي است که مي تواند نردبان ترقي را به وجود آورد اما بايد ديد در حوزه مسائل اجتماعي و سياسي، تشکل هاي دانشجويي توانسته اند به وظيفه اصلي پرسشگري خود عمل کنند يا خير؟»


  مراسمي ديگر براي شريعتي
شرق؛ جنبش مسلمانان مبارز به مناسبت سي امين سالگرد درگذشت دکترعلي شريعتي به نقد و بررسي آرا و انديشه هاي او مي پردازد. در اين مراسم که روز پنجشنبه هفته جاري ساعت 30/17 برگزار مي شود احسان شريعتي، مسعود پدرام و حبيب الله پيمان به سخنراني مي پردازند. اين مراسم در خيابان ظفر، خيابان فريدافشار، دولتشاه غربي، کوچه تايباد، پلاک 20 برگزار مي شود.


  مثلثي در برابر اصلاح طلبان
ايسنا؛ مرتضي الويري گفت؛ اصلاح طلبان با يک مثلث مواجه هستند؛ رد صلاحيت ها، دغدغه چگونگي در برگزاري انتخابات، و بالاخره رقابت کانديداهاي اصلاح طلب ميان خودشان. زيرا اختلاف سليقه در درون طيف اصلاح طلبان کم نيست. شهردار اسبق تهران همچنين برگزاري انتخابات در 24 اسفند را مورد انتقاد قرار داد و گفت؛ برگزاري انتخابات در 24 اسفند يکي از عوامل نگران کننده است؛ چراکه بعد از برگزاري انتخابات امکان اين که شکايت ها مورد رسيدگي قرار گيرد و مطبوعات باز باشند و بتوانند وظيفه نظارتي خود را انجام دهند، وجود ندارد.


  نقش موسسه مصباح در دولت نهم
آفتاب؛ «محسن غرويان» از شاگردان آيت الله محمدتقي مصباح يزدي تاکيد کرد؛ دانش پژوهاني که در موسسه پژوهشي امام خميني(ره) تحصيل مي کنند هم اطلاعات حوزوي نسبتاً خوبي دارند و هم با مسائل روز علوم انساني آشنايي دارند. بنابراين، از اين جهت مي شود از وجود آنها در بدنه دولت استفاده کرد. اظهارات اين شاگرد آيت الله مصباح يزدي پس از آن مطرح مي شود که احمدي نژاد در سفر اخير خود به قم در موسسه پژوهشي امام خميني(ره) گفت؛ «بايد از موسسه پژوهشي امام خميني(ره) و افرادي مانند آيت الله مصباح يزدي در معرفي دين به مردم و جهان اسلام در بدنه دولت استفاده کرد.»


 مسوولان شرايط ملاقات وکيل رافراهم کنند
ادوارنيوز؛ علي وفقي عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت خواستار ديدار وکيل و نمايندگان نهادهاي حقوق بشري با دانشجويان بازداشتي پلي تکنيک شد.وفقي با اشاره به ديدار چند تن از اساتيد دانشگاه پلي تکنيک با دانشجويان بازداشتي گفت؛ ديدار چند شخص که حتي با شرايط اوليه و قوانين بازداشت و دادرسي آشنايي ندارند اگر صحت هم داشته باشد نمي تواند اعتبار و اهميتي داشته باشد.علي وفقي در گفت وگو با خبرنگار ادوارنيوز گفت؛ در روزهاي اخير شاهد ادامه بازداشت اعضاي فعال انجمن اسلامي منتخب پلي تکنيک بوديم، اين بازداشت ها در حالي اتفاق مي افتد که علاوه بر تاکيد مديران مسوول اين نشريات مبني بر جعلي بودن نشريات، قراين و شواهد نيز از همان روزهاي اول ماجرا حاکي از بي گناهي دانشجويان منتقد بوده است چنان که حتي سخنگوي قوه قضائيه صريحاً دانشجويان را بي گناه خوانده بود. معلوم نيست اينکه قبل از تشکيل دادگاه متهمان را مجرمان اصلي معرفي مي کنند چگونه است؟ بايد نسبت به اين امر پاسخ داده شود.وفقي درخواست کرد مسوولان شرايط ملاقات وکيل و نهادهاي حقوق بشري را با دانشجويان بازداشت شده فراهم کنند.


  واکنش جامعه روحانيت به يک مقاله
آفتاب؛ سخنگوي جامعه روحانيت مبارز تهران در واکنش به تقسيم بندي گروه هاي سياسي به دو گروه اصلي «ديندار» و «بي دين» تاکيد کرد؛ «متهم کردن افراد به بي ديني، خلاف شرع مقدس است و نبايد مسائل ديني را وسيله اي براي تسويه حساب هاي سياسي قرار داد.» غلامرضا مصباحي مقدم گفت؛ «معتقدم مجموعه گروه هاي سياسي فعال در کشور همگي مسلمان و مومن هستند، به امام و قانون اساسي التزام دارند و در اين چارچوب فعاليت مي کنند».


  عدم ملاقات وکيل با موکل

ايسنا؛ وکيل مدافع محمود صالحي از متهمان پرونده تجمع 11 ارديبهشت سال 83 در سقز، گفت؛ امروز جهت ملاقات با موکلم که در حال سپري کردن دوران محکوميت خود در زندان سنندج است، به اين شهرستان مراجعه کردم اما اجازه ملاقات با وي را پيدا نکردم. محمد شريف گفت که از صدور مجوز براي ملاقات من با موکلم به دليل اين برداشت دادستاني خودداري شد که بعد از صدور حکم قطعي، کار دفاع و نقش وکيل مدافع خاتمه مي يابد.



  احضار براي انشاي راي پرونده
ايلنا؛ وکيل مدافع حسام فيروزي پزشک معالج احمد باطبي براي انشاي رأي پرونده موکلش به دادگاه انقلاب تهران احضار شد. بر اساس اخطاريه اي که براي وکيل فيروزي ارسال شده است، وي براي انشاي رأي پرونده موکلش و نيز اطلاع از محتويات حکم قاضي پرونده، بايد ظرف يک هفته در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران حاضر شود.


  رفع تبعيض در چارچوب اسلام

دبيرکل جمعيت زنان مسلمان نوانديش گفت؛ براي انتخابات مجلس هشتم و رسيدن به ليستي که مورد تاييد همه زنان اصلاح طلب باشد، فعاليت انتخاباتي خواهيم داشت و براي شکل گيري ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان نيز تلاش مي کنيم. فاطمه راکعي گفت؛ يکي از مسائلي که زنان نوانديش مسلمان پيگيري خواهند کرد، رفع قوانين تبعيض آميز عليه زنان در چارچوب اسلام، قانون اساسي و تمسک به تز حضرت امام(ره) مبني بر تغييرپذيري قوانين و احکام اسلام در انطباق با مقتضيات زمان است.



  نگراني کروبي از ردصلاحيت ها
ايسنا؛ دبيرکل حزب اعتماد ملي با اشاره به نگراني برخي اصلاح طلبان نسبت به روند بررسي صلاحيت ها در انتخابات آتي گفت؛ من هم نگران نحوه رسيدگي به صلاحيت ها هستم. حجت الاسلام والمسلمين مهدي کروبي در عين حال افزود؛ اميدوارم تدبيري که شوراي نگهبان و تلاشي که هيات اجرايي و نظارت مي کنند و همچنين تلاش هاي بزرگان به برگزاري خوب انتخابات منجر شود. وي درباره احتمال تکرار نحوه بررسي صلاحيت ها مانند انتخابات مجلس هفتم نيز گفت؛ اگر آن طور باشد که خيلي بد است، من معتقدم آن طور نخواهد شد.


 توضيح يک خبر
شرق؛ در پي چاپ خبري به نقل از خبرگزاري ايلنا در خصوص ممنوعيت از تحصيل و تدريس براي يک عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم، روابط عمومي اين دانشگاه اعلام کرد همکاري آقاي جواد کاووسيان با دانشگاه تربيت معلم صرفاً براساس طرح سربازي و تعهد خدمت در قالب خريد خدمت در موسسه تحقيقات تربيتي دانشگاه از تاريخ اول مهرماه 81 تا اول خرداد 85 بوده و نامبرده هيچ گونه رابطه استخدامي تحت عنوان اداري يا عضو هيات علمي با دانشگاه نداشته است.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام