
طرح مجدد مساله تعطيلات و اعلام اينکه کثرت تعدد روزهاي تعطيل در تقويم ايراني در دستور کار قرار گرفته انگيزه اي شد تا به بررسي هر چند محدود موضوع بپردازم. براي شروع، صفحات تقويم را تورقي کرده و مناسبت ها را يک دور مرور کردم.در اين تورق، اولين سوالي که به ذهن متبادر مي شود اين است که چرا در فرهنگ ما، گراميداشت يک مناسبت، که يا يک واقعه تاريخي است و يا بزرگداشت يک شخصيت الگو، در دست از کار کشيدن متجلي مي شود؟ اين سوال را شايد آنان که با جامعه شناسي و يا روانشناسي اجتماعي مردم ما آشنايند بهتر بتوانند جواب دهند. مثلاً آيا در فرهنگ ما، کار کردن به منظور افزايش درآمد و بهبود سطح رفاه به معناي دنياگرايي است و مذموم؟ وقتي عظمت نام شخصيت ها و يا مناسبت هايي که در صفحات تقويم درج شده را در يک طرف قرار مي دهيم و کار نکردن را در طرف ديگر، با يک تناقض بزرگ مفهومي مواجه مي شويم که حل آن ساده نيست. طبيعتاً صحبت از آن نيست که هيچ يک از مناسبت هاي ذکر شده در تقويم، نبايد تعطيل باشد. بلکه هدف طرح سوالي است که شايد پرداخت مجدد به آن بتواند منجر به يک بازسازي مفهومي و پس از آن نتيجه عملي شود. روز ملي شدن صنعت نفت به عنوان نمونه، روزي است که ايرانيان، خود اداره اين صنعت بزرگ را به دست گرفته اند. اين روز قاعدتاً مي بايست به عنوان سمبلي از تلاش و کوشش ثبت شود و اگر قرار است فرهنگ اين مناسبت زنده بماند با کار داوطلبانه بيشتر قابل نکوداشت است. در حالي که روز ملي شدن صنعت نفت اينک به تکمله اي مطبوع براي تعطيلات عيد تبديل شده است.
اگر از جامعه ما نظرسنجي شده و از آنان خواسته شود که نظر خود را درباره تعطيلي روز 29اسفند اعلام کنند به احتمال زياد اکثراً بيش از مناسبت اين روز، آن را يک تعطيلي دلنشين چسبيده به تعطيلات نوروزي ارزيابي خواهند کرد. مثال ديگر روز جمهوري اسلامي است به عنوان روزي که ساختار جديدي براساس تلاش هاي فراوان مردم و با کسب آراي آنان رسميت يافته است. چرا گراميداشت اين روز در قالب تعطيل کردن کار و فعاليت ظاهر مي شود؟ جالب تر آنکه با گذر زمان مناسبت هاي تعطيل در ميان روزهاي هفته از روزي به روز ديگر مي غلتند و آنگاه که به يکشنبه و يا سه شنبه اي مي رسند، اگر با سخاوت تصميم گيرندگان مواجه شوند تعطيلي بين التعطيلين را هم به ارمغان مي آورند و به روزهاي فراغت مي افزايند.اينکه کشور ما کشوري فرهنگي است و مناسبت هاي فرهنگي (ديني و ملي) براي مردم از اهميت زياد برخوردار است يک نقطه قوت جامعه ما به حساب مي آيد. اما چرا تعطيلي به عنوان شاخصي از ميزان اهميت اين مناسبت هاست سوالي است که پاسخ روشني ندارد. با توجه به اينکه تعطيلات در کشور ما به تمام پديده اي فرهنگي است مي توان اين سوال را مطرح کرد که پيامدهاي اقتصادي هر يک روز که به تعطيلات اضافه مي شود چيست؟ آيا تصميم در مورد تعداد روزهاي تعطيل مي تواند مستقل از پيامد هاي اقتصادي آن اتخاذ شود؟ تجربه ثابت کرده که اينچنين بوده و اين نوع رويکرد فرهنگي، نگاهي بس سخاوتمندانه به اقتصاد داشته است.براساس محاسبات انجام شده، تعداد روزهاي تعطيل بيش از 130 روز است. اين تازه جداي از آن است که هر يک از کارکنان، کارگران و کارمندان، سي روز هم حق استفاده از مرخصي در سال را دارند. بدون در نظر گرفتن مرخصي هاي سالانه، مجموعه شاغليني که از نظام رسمي کاري تبعيت مي کنند حدوداً، 230 روز در سال کار مي کنند.براساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسکن، جمعيت کل کشور در سال 1385 برابر 5/70 ميليون نفر بوده است. براساس همين نتايج، تعداد شاغلان کشور 4/20 ميليون نفر بوده که با برآوردهاي نگارنده حدوداً 5/12 ميليون نفر از اين تعداد را کساني تشکيل مي دهند که در فعاليت هاي صنعتي، خدماتي مشغول به کارند که از نظام رسمي کاري کشور تبعيت مي کنند. در اين برآورد، بخش هاي خدمات بازرگاني، رستوران، هتل داري، خدمات خانگي، کشاورزي، ساختمان و نفت کنار گذاشته شده اند. ارقام حساب هاي ملي سال 1385 بيانگر آن است که ميزان درآمد ايجاد شده در اين حوزه ها، حدوداً نيمي از توليد ناخالص داخلي سال گذشته را تشکيل مي داده و کمي کمتر از 950 هزار ميليارد ريال بوده است. اتفاقاً، ميزان مصرف خصوصي سال گذشته نيز بسيار نزديک به همين رقم بوده است. اين به معني آن است که 5/12 ميليون نفر، دويست و سي روز در سال کار مي کنند تا مصرف 365 روز 5/70 ميليون نفر را تامين کنند ، معني واضح تر اين ارقام آن است که در کشور ما، هر يک نفر روز کار و توليد، معادل 9 نفرروز مصرف است و اين رابطه اي بسيار نامتوازن است. چرا که هر يک نفر، مصرف نه نفر را تأمين مي کند. اين عدم توازن ناشي از نرخ بالاي بيکاري از يکسو و تعداد کم روزهاي کار از سوي ديگر است.
دولت با تعطيل کردن هر يک روز، حدود چهار هزار ميليارد ريال به اقتصاد ملي آسيب وارد مي کند و حدود 1400 ميليارد ريال از درآمدهاي خود مي کاهد. از طرف ديگر اگر 950 هزار ميليارد ريال درآمد ايجاد شده در بخش هاي ذکر شده را بر تعداد روزهاي کاري تقسيم کنيم به عدد حدود 4100 ميليارد ريال مي رسيم. يعني در هر يک روز کاري، حدود 4100 ميليارد ريال درآمد جديد در کشور ايجاد مي شود. هر چند رقم ذکر شده «متوسط» درآمد ايجاد شده در هر روز کاري است و لزوماً مساوي با ميزان درآمد ايجاد شده در نتيجه اضافه شدن يک روز کاري نيست، اما به هرحال تنها تقريب در دسترس براي بيان هزينه تعطيل کردن يک روز کاري است. با توجه به ظرفيت هاي خالي بسيار موجود در اقتصاد، مي توان فاصله بين متوسط درآمد ايجاد شده در هر روز کاري با هزينه فرصت ناشي از يک روز کار نکردن را نزديک به هم تصور کرد. بنابراين، هر يک روز تعطيل، حدود چهار هزار ميليارد ريال به اقتصاد ملي صدمه وارد مي کند.در حوزه دولت، در سال 1385 جمع درآمدهاي مالياتي و ساير درآمدها، حدود 240 هزار ميليارد ريال بوده است. ماليات هاي غيرمستقيم را مي توان تا اندازه زيادي مستقل از تعداد روزهاي کاري دانست. لذا اگر اين عدد را از عدد ذکر شده کم کنيم، به حدود 170 هزار ميليارد ريال مي رسيم که وقتي به دويست و سي روز کاري تقسيم شود، عدد 740 ميليارد ريال در روز به دست مي آيد. باز هم با توجه به آنکه در کشور ما به ميزان کمي از ظرفيت هاي مالياتي استفاده مي شود، مي توان متوسط درآمد روزانه ايجاد شده در روز را با ميزان درآمد از دست رفته در نتيجه يک روز تعطيل نزديک دانست. اگر به عدد فوق درآمد از دست رفته ناشي از عدم النفع درآمد چهار هزار ميليارد ريال در روز ناشي از يک روز تعطيل را هم اضافه کنيم به عددي در حدود 1400 تا 1500 ميليارد ريال مي رسيم. يعني دولت با تعطيل کردن هر يک روز، حدود چهار هزار ميليارد ريال به اقتصاد ملي آسيب وارد مي کند و حدود 1400 ميليارد ريال از درآمدهاي خود مي کاهد. شايد انتظار بلندپروازانه اي نباشد اگر اميد داشته باشيم که در صورت وارد نبودن خدشه جدي به برآوردهاي انجام شده، تصميم گيرندگان کشور از تعطيل کردن دل بخواهي روزهاي سال به بهانه هاي مختلف به طور جدي اجتناب ورزند. علاوه بر آن، همانگونه که مشاهده مي شود، وجود روزهاي کاري کم و تعطيلات زياد يکي از عوامل پايين بودن سطح درآمد در جامعه و دولت است. حال اگر ما تصميم بگيريم هر يک روز از تعطيلات موجود را کم کنيم با اين قيد که درصدي از درآمد جديد ايجاد شده براي دولت را به مصرف موارد مشخصي برسانيم که به طور مستقيم و يا غيرمستقيم مرتبط با مناسبت خاص آن روز است و باب گفت وگو در مورد اين موضوع هم در جامعه باز شود که اهميت يک مناسبت با تعطيل کردن آن روز لزوماً ارتباطي ندارد، شايد بتوان به سمتي حرکت کرد که برچسب ناپسندي که بر پيشاني کشور ما به عنوان کشوري با کمترين تعداد روزهاي کاري در جهان نصب شده، برداشته شود و ما هم با کاستن از روزهاي تعطيل، به سمت کار کردن بيشتر حرکت کنيم. منبع؛ سايت رستاک