887 شماره
شنبه، 2 تير 1386
صفحه نخست :: سبك زندگي :: زندگي
  جهان پوشاک در سوگ جان فرانکو فرره
 
 فصل چروک
 

بهاره مهرنژاد؛ درست زماني که اهالي ميلان خود را براي برگزاري جشنواره مد هفته پاياني ژوئن آماده مي کردند و منتظر بودند تا نتيجه ماه ها خلاقيت و تلاش و تکاپوي طراحان خوش ذوق لباس را از نزديک ببينند، يک اتفاق تمام خوشي ها را به ناراحتي تبديل کرد. يک خبر نه چندان خوشايند که به سرعت مخابره شد و جامعه طراحان اروپا را به سکوت فراخواند. دقيقاً ساعت نه بود که کانال دوم دولتي ايتاليا، Raidue، به صورت زيرنويس نوشت که جان فرانکو فرره طراح چيره دست ايتاليايي بر اثر سکته مغزي درگذشت. جان فرانکو فرره که به تعبير روزنامه کوريره دلاسرا معمار مد اروپا بود 15 آگوست 1944 در لنيانو ميلان متولد شد. بعد از اتمام تحصيلات در رشته معماري در دانشکده پلي تکنيک ميلان براي انجام پروژه کاري به هند رفت و در آنجا به طراحي لباس روي آورد. اولين کلکسيون خود را که متشکل از انواع کمربند و بدليجات بود در هند با نام Ketch به معرض نمايش گذاشت. بعد ها به عنوان طراح لباس هاي مردانه در کمپاني کريستين ديور مشغول به کار شد و توانست در سال 1989 مديريت خط توليد لباس هاي زنانه ديور را برعهده بگيرد. در سال 1978 اولين بوتيک لباس را با نام خودش افتتاح کرد و پس از آن موفق شد بهترين نمونه عطر هاي زنانه را توليد کرده و جايزه بهترين طراح عطر را به دست بياورد. دهه 90 دوران شکوفايي جان فرانکو بود به طوري که توانست امتياز توليد ادکلن و شلوار جين را کسب کرده و شعبه شماره يک لباس هاي کودکان را در خانه شماره 21 خيابان پونتاچو ميلان افتتاح کند. توليدات جان فرانکو فرره به بيش از 400 مرکز خريد در اروپا صادر مي شود. پرفروش ترين نمايش هاي لباس در اروپا به کمپاني جان فرانکو تعلق دارد. کمترين مبلغي که در چند سال اخير از 75 درصد توليدات صادر شده به کمپاني تعلق گرفت به سال 1998 برمي گردد که رقمي بالغ بر يک ميليارد و 520 ميليون لير را دربرداشت.

معمار خوشروي مد ايتاليا پس از دو روز بستري در بيمارستان سن رافائل شهر ميلان در سن 63 سالگي در حالي با دنياي هنر و مد خداحافظي کرد که يکي از برترين طراحي هايش در سالن لاسکالا شهر ميلان انتظار مي کشد تا شايد به عنوان انتخاب برتر طراحان لباس معرفي شود. او يکي از بهترين طراحان لباس در امر نشانه ها بود. او زبان نشانه ها، فرم ها و رنگ ها را به خوبي درک مي کرد و براساس تعريفي که از نشانه ها دريافت مي کرد براي آدم هاي مختلف در هر سن و قشري الگوي لباس مي کشيد. او در يکي از مصاحبه هايش با مجله لامدا گفته بود که عاشق شعر و افسانه است و محال است که در طراحي لباس هايش از نشانه ها و سمبل هاي شعرگونه الهام نگيرد.

روزنامه کوريره دلاسرا روز سه شنبه به نقل از آرماني نوشت؛ با درگذشت جان فرانکو جامعه مد اروپا يکي از مهره هاي اصلي خود را از دست داد. او يکي از طراحان باهوش لباس هاي زنانه بود. روحيات زن ها را به خوبي مي شناخت و مي توانست با درنظرگرفتن ريتم حوادث موجود در زندگي زن ها بهترين مدل لباس ها را براي آنها طراحي کند. دوناتلو ورساچه، کوچک ترين عضو خانواده ورساچه که بعد از جاني مسووليت مديريت کمپاني را به عهده دارد و اين روزها مشغول تهيه و تدارک برنامه ويژه دهمين سالمرگ جاني ورساچه است نيز با ابراز تاسف از مرگ جان فرانکو از او به عنوان بزرگترين طراح لباس دنيا ياد کرد و گفت بعد از جاني او برادر و استاد من در طراحي لباس بود. به جرات مي توان گفت که زيرک ترين فردي بود که در عرصه مد فعاليت مي کرد و نيازهاي مردم جامعه را مي شناخت. روبرتو کاوالي مرد شماره يک سالن هاي مد رم نيز معتقد است جان فرانکو جزء معدود مديست هايي بود که الگوي لباس طراحي شده اش با تيپ شخصيتي فرد مورد نظر کاملاً تناسب داشت.

 آغاز هفته مد اروپا

هفته هاي پاياني ژوئن همواره يکي از پرکارترين روزها براي طراحان لباس در اروپا است. محال است مسافر ميلان باشيد و دست خالي از مراکز خريد برگرديد. ميلان شهر مد و رنگ است و بوتيک هاي لباس مملو از مانکن هايي که تازه ترين لباس هاي خياطان چيره دست و طراحان نوپا را به تن دارند و مشترياني که مشتاقانه رگال هاي لباس را زير و رو مي کنند تا طرح دلخواه شان را بيابند. فرق نمي کند پيرو مد باشيد يا ترجيح دهيد لباسي را خريداري کنيد که بيشتر از آنکه جديد و طبق روز باشد به شما بيايد. هر نوع سبک و سليقه اي را پشت ويترين هاي چشم نواز ميلان مي توان پيدا کرد. تنها چند دقيقه خيره ماندن پشت شيشه بوتيک هاي لباس کافي است تا دست به جيب شويد و قيد حراج هاي هفتاد درصدي آخر فصل را بزنيد،

پس از سال ها پيشتازي خانم ها در عرصه مد حالا نوبت به لباس هاي مردانه رسيده که گوي سبقت را از لباس هاي زنانه بربايند. انجمن بين المللي مد ايتاليا امروز را به عنوان روز مد مردان نامگذاري کرده و از هفته ها پيش تدارک يک نمايش مخصوص را ديده است. هفته گذشته سالن لاسکالاي شهر ميلان ميزبان 123 طراح از کشورهاي اروپايي بود تا در قالب يک جشنواره لباس هاي خود را به نمايش بگذارند. از بين 221 کلکسيون رسيده به جشنواره 98 لباس برگزيده و به بخش پاياني راه يافت و قرار است که امروز در معرض ديد عموم قرار گيرد. در شوي لباس هاي مردانه که هفته هاي اخير در ميلان، پاريس و لندن برگزار شد آنچه بيش از همه جلب توجه مي کرد، تنوع رنگي بود که در لباس ها ديده مي شد. از قرار معلوم مردان کمتر تمايل به پوشيدن بلوز و شلوار جين دارند. در يک نظرسنجي که از 400 مرد بين 30 تا 50 ساله انجام شد هفتاد درصد از آنها اعلام کردند که ديگر علاقه اي به پوشيدن لباس هاي جين ندارند و ترجيح مي دهند شلوار پارچه اي خريداري کنند. اغلب پيراهن هاي مردانه راه راه بوده و طرحي مشابه پيراهن هاي دهه هفتاد دارند. آبي، طوسي، مشکي، سفيد و سبز ارتشي طيف رنگي است که تابستان امسال توجه بسياري از طراحان نظير جورجيو آرماني، گايتون ناوارا و انريکو کووري و والنتينو را به خود جلب کرده است. شلوار مخمل طوسي به همراه پيراهن چهارخانه مشکي و سفيد و شلوار سفيد و پيراهن راه راه آبي تيره و طوسي و سفيد در صدر برترين هاي ناوارا و کووري در نمايش مد هفته گذشته ميلان بودند. انتخاب رنگي آرماني نيز مشکي و طوسي و سفيد است. بلوز هاي يقه هفت و راه راه مشکي و طوسي که با شلوار کتان سفيد ست مي شوند. اما مارکي که بيش از همه توانست بين آقايان محبوبيت کسب کند والنتينو بود که شلوار هاي سبز ارتشي را با پيراهن هاي چهارخانه طوسي - آبي ست کرده بود. نمايش هاي مد حرفه اي تنها به ميلان ختم نمي شود. يکي از اتفاقاتي که هفته گذشته در لندن افتاد و همگان را به حيرت واداشت طراحي لباس هاي عجيب و غريب شرقي در کمپاني ديور بود. يکي از جذابيت هاي کمپاني ديور الگوبرداري از طرح هاي سنتي کشور هاي مختلف در طراحي لباس است. امسال ديور از هنر ژاپني در طراحي لباس هايش بهره گرفته است و نتيجه اش دوخت لباس هايي است که به سبک کيمونو دوخته شده اند و پارچه هايي پرزرق و برق و گلدوزي شده دارند. صورتي، سبز، کرم، بنفش و سرخابي رنگ هايي هستند که در نمايش اخير ديور بسيار ديده مي شوند.

نيويورک نيز در هفته هاي اخير ميزبان يکي از بي سابقه ترين شوهاي لباس خود بود. ويکتوريا بکام در يک اقدام بي سابقه و جنجال برانگيز و با برپايي شوي لباس توانست جايگاه ويژه اي نزد جوانان علاقه مند به مد براي خود دست و پا کند.

مغازه Saks در خيابان پنجاهم نيويورک مکاني بود که ويکتوريا بکام اولين کلکسيون لباس هاي جين اش را پس از ده سال آرزوي در سر پروراندن برگزاري شوي لباس درآن به معرض نمايش گذاشت. اغلب لباس هاي طراحي شده ويکتوريا که مارک dvb را بر خود داشتند بلوز و شلوار و به رنگ سفيد و نقره اي بودند.

دامن جين، بلوز نقره اي يقه هفت و تاپ سفيد پرفروش ترين مدل لباسي بود که در ميان طرح هاي ويکتوريا به قيمت دو هزار و دويست و پنجاه دلار به فروش رسيد. گابريلا دختر 18 ساله اي که اين لباس را خريداري کرده، مي گويد؛ تا قبل از خريد اين لباس من شبيه جوجه اردک زشت بودم و هيچ دوستي نداشتم ولي از وقتي که اين لباس را خريدم و نزد دوستانم مي پوشم بسيار محبوب واقع شدم و دوستان زيادي پيدا کردم. براي همين موضوع از ويکتوريا ممنونم. لباس هاي آبي و سفيد طراحي شده ويکتوريا گرچه بسيار پرفروش بودند ولي مخالفان زيادي هم داشتند. مليسا يکي از دختراني بود که از مدل هاي ويکتوريايي خوشش نيامده بود و معتقد بود که اين نوع لباس ها را فقط 6 ساعت مي توان تحمل کرد نه بيشتر،

هفته پاياني ژوئن وقت طراحي و دوخت لباس هايي است که گمان مي رود تابستان مد شوند. اما اينکه امسال چه لباس هايي قرار است پشت ويترين بوتيک ها قرار بگيرند برمي گردد به سليقه مشتريان که از ميان مدل ون گوگي، فلسفي چروک و کلاسيک کدام را انتخاب مي کنند.

مدل ون گوگي به مدلي گفته مي شود که پارچه اش پرزرق و برق و گل دار است و به رنگ هاي سبز فسفري، قرمز و زرد يافت مي شود. طراح لباس هاي مدل ون گوگ دختر بيست و سه ساله اي است به نام جوليا آمولتي که جزء جوان ترين طراحان در نمايشگاه گذشته به شمار مي آيد و توانست ماه گذشته جايزه برترين طراح را از کالج مد لندن دريافت کند. مدل فلسفي چروک که خالقش کسي جز آلبرتا فررتي نيست معمولاً به لباسي اطلاق مي شود که رنگ پارچه اش طيف رنگي آبي - بنفش بوده و مدلش چروک است. آلبرتا فررتي در ميان طراحان لباس به فيلسوف معروف است. محال است لباسي را بدون انديشه اي خاص طراحي کند. در نمايش اخير لباس ميلان او دو نوع شلوار طراحي کرده بود در دو سايز کوتاه و بلند به نشانه کوتاهي و بلندي زندگي، آلبرتا در مصاحبه اي دليل طراحي اين شلوار را چنين توصيف کرد؛ لباس پوشيدن صرفاً براي حفظ بدن از سرما و گرما نيست. نوع پوشش ما نشانه تمامي آن افکاري است که در مغزمان مي گذرد. ميل به زندگي اين روزها بين جوانان بسيار کم شده و دليل طراحي چنين شلواري براي اين بود که اين موضوع را از اين طريق به گوش خانواده ها و مسوولان جامعه برسانم.

حال بايد ديد چند درصد از جوان ها حاضرند به توصيه آلبرتا عمل کرده و در گروه فلاسفه چروک قرار گيرند،

يکي ديگر از اتفاقات جالب در عرصه مد لباس، توردوزي لباس ها در حاشيه يقه و دور آستين بود. بيشتر لباس هاي طراحي شده ماکس مارا و گايتون ناوارا با تور، حرير و حتي پر پرندگان زينت داده شده بودند. در ميان لباس هاي مد شده ناوارا تعدادي لباس ديده مي شد که طرح لباس هاي بلند و شبه مانتو زنان مالزي را داشتند.

به نظر مي رسد طراحاني اروپايي علاقه خاصي به هنر شرقي و به خصوص لباس هاي پوشيده پيدا کرده اند. بر خلاف سال گذشته امسال تعداد کمي از شلوار هاي باب شده کوتاه و به اصطلاح برمودا هستند. اغلب شلوار ها بلند و گشاد و به رنگ سفيد هستند. پيراهن ها نيز بيشتر ميدي، آستين حلقه اي بوده و از پارچه ساتن براق دوخته شده اند و پيش بيني مي شود به دليل راحت بودن جزء پرفروش ترين ها قرار بگيرد.

دامن هاي کلوش به رنگ سفيد، کرم و طوسي که از زانو پرچين مي شوند و حاشيه انتهايي آنها سنگ دوزي شده اند از ديگر لباس هاي طراحي شده کمپاني ماکس مارا براي تابستان است. در ميان اين مدل ها لباس هايي نيز وجود دارند که بي شباهت به لباس هاي هندي و مراکشي نيستند. لباس هايي که از پارچه هاي زرق و برق دار و با رنگ هاي تند دوخته شده اند و توانسته اند محبوبيت فراواني بين دختران جوان ايتاليايي پيدا کنند.

آرماني اما ايده جالب تر و راحت تري براي گذران تابستان دارد. پيراهن هاي گشاد و راه راه و چهارخانه طوسي - نقره اي و سفيد - مشکي پيراهن هاي پرفروش آرماني براي اين دوره است. در ميان لباس هايي که آرماني براي جوانان طراحي کرده شلوار و تونيک سفيد بيش از همه طرفدار پيدا کرده است. اينطور که از نمونه طراحي ها پيدا است گويا طراحان ميانه خوبي با لباس هاي تنگ و چسبان ندارند و ترجيح مي دهند تا مدتي لباس هاي خيلي کوتاه و جذب را از دور خارج کنند تا مردم به راحتي و تنوع بينديشند. بيشترين تمرکز طراحان لباس در تابستان امسال بر روي رنگ است. زرد، طلايي، نقره اي، سفيد و مشکي رنگ هايي هستند که در طراحي لباس بسيار از آنها استفاده شده است و پيش بيني مي شود طرفداران فراواني هم پيدا کنند. در اين ميان طرفداران قرمز هم مي توانند به فروشگاه هاي امپريو آرماني بروند چون تنها مارکي که به نظر مي رسد علاقه اي به جمع کردن لباس هاي قرمز ندارد آن باشد. ميان لباس هاي مد شده شانل قرمز و زرد و سرخابي نمي توان پيدا کرد. هرچه هست يا مشکي است يا سفيد يا تلفيقي از هر دو رنگ. شاهکار شانل در اين فصل کت و دامن مشکي و سفيدي است که کت آن يقه هفت بوده و دامن آن از بالا حالت طبقه اي و پرچين مي شود. دامن اين لباس از دو رنگ پارچه دوخته شده و يکي درميان مشکي و سفيد است. گزينه رنگي ورساچه براي لباس هاي تابستاني زرد و طلايي و نقره اي است. کيف هاي طراحي شده نيز تلفيقي از طلايي و نقره اي هستند. انتخاب روبرتو کاوالي براي رنگ لباس هم بي شباهت به ورساچه نيست. لوديس ويتون و فندي و رالف رائولن هم سفيد را انتخاب کردند. اما با توجه به استقبال جوان ها از تي شرت هاي زرد ورساچه بعيد نيست رنگ تابستان امسال هماني باشد که پشت خورشيدگونه ورساچه ديده مي شود.

تمامي اين مدل هايي که نام برده شد خلاقيت هاي طراحان لباس براي تابستان امسال بود ولي تعدادي طرح لباس نيز وجود دارد که به سي سال پيش مربوط مي شود ولي همچنان در صدر پرفروش ها قرار دارند. کلاسيک هاي دهه هفتاد را مي گويم. کت هاي يقه انگليسي کوتاه که با دامن بلند و پرچين با پارچه هاي منقوش و گلدار و دامن هاي فون و يا اسکاتلندي که از پارچه چهارخانه دوخته شده اند پوشيده مي شود از مدل هايي هستند که پشت ويترين بوتيک هايي مثل والنتينو در خيابان برگامو ميلان مي توان ديد. دامن هاي کوتاه سفيد رنگ نيمه کلوش که با کت کوتاه مشکي و با کراواتي روي آن ست مي شدند نيز از آن دسته کلاسيک هاي امريکايي هستند که دختران جوان براي خريدش اشتياق زيادي نشان مي دهند.

  راهکارهاي مناسب براي اوقات فراغت فرزندان
 
 زنده باد تابستان
 

محبوب اربابي؛ باز هم تابستاني ديگر فرا مي رسد و گرماي خورشيد، دلخوشي هايي را براي ما به ارمغان مي آورد. براي بسياري از مردم تابستان همواره مترادف تفريح، آسودگي و آزادي بوده است. بسياري از پدر و مادرها در زمان کودکي خود والديني داشتند که خود را وقف تربيت فرزندان شان مي کردند، بنابراين تابستان آنها سرشار از ابتکار و خلاقيت بود، همچنين اوقاتي که صرف زير و رو کردن خانه و خوردن بستني يخي مي شد... ياد آن روزها به خير، اما آيا امروز ما نيز به نوبه خود مي توانيم همان فضا را براي فرزندانمان ايجاد کنيم؟ با وجود شاغل بودن همواره در دسترس فرزندان مان باشيم و مزه واقعي تعطيلات را به آنها بچشانيم؟

همه بچه ها چنين شانسي ندارند که يکي از والدين با آنها در خانه باشد، حتي خيلي از آنها اين شانس را ندارند که تعطيلات تابستاني داشته باشند. (گاهي بايد والدين را مجبور کرد به فرزندان شان تعطيلي بدهند،)

اگر از بچه ها بپرسيد بزرگترين شادي دنيا چيست؟ بي شک بسياري از آنان پاسخ خواهند داد؛ بازي،

و ما اسير وقت هايي که براي خود تنظيم مي کنيم، به ستوه آمده زير بار مسووليت هاي گوناگون، از پا درآمده زير فشار صورتحساب ها و فاکتورهايي که بايد پرداخت شوند، نگران در برابر ابهامات و نامعلومي هاي فردا، قابليت اصلي براي پيشرفت و همچنين شکوفا کردن فرزندان مان را از دست مي دهيم.

اين روزها بسياري از پدر و مادرها به اجبار يا به اختيار، خود را مشغول و گرفتار بسياري از کارها و فعاليت هاي لازم يا غيرضروري کرده اند و متقابلاً فرزندان شان را نيز وادار به داشتن برنامه هاي درسي و فوق درسي مي کنند. با انتخاب اين نوع زندگي، وقت ارزشمندي که بايد در کنار هم و در فعاليت هاي خانوادگي بگذرانند از آنها گرفته شده و همه در پايان روز، خسته و بي حال به خانه بازمي گردند و هيچ کس حتي حوصله و انرژي حرف زدن با ديگري را ندارد.

بعضي از والدين چنان به کار کردن، پول درآوردن، وضع مالي بهتر فراهم کردن، خريدن اشيا و رقابت با دوستان و همسايه هاي مرفه تر از خود متمرکز مي شوند که زماني دور و برشان را نگاه مي کنند و مي بينند همه چيز دارند و همه کار کرده اند، اما در حقيقت هيچ چيز ندارند و هيچ کار مهمي انجام نداد ه اند، چون آنچه دارند و کاري که کرده اند، با وجود فوايدي که نصيب شان کرده، آنها را از آنچه در زندگي مهم بوده باز داشته است. ما به عنوان پدر و مادر مي خواهيم بهترين ها را براي فرزندان مان فراهم کنيم، اما با چه قيمتي؟

بهاي اين رفاه مالي، از بين رفتن وقت پرارزش با خانواده بودن است و پيغامي که رفتار ما به بچه هايمان مي دهد اين است که ارزش پول و داشتن ماديات، بيش از وقت گذراندن با افراد خانواده مهم است.

اما ضرر بزرگتر اين است که انتظار داريم بچه هايمان هم گرفتار فعاليت هاي فراوان بشوند يا خودشان فکر کنند که بايد اين فعاليت ها را داشته باشند و چون پدر و مادري دور و برشان نيست که با آنها وقت بگذراند، فقدان بي احساسي خود را از راه فعاليت هاي مختلف پر کنند.

اشتباه ديگر پدر و مادرها در مورد فرزندان شان اين است که فکر مي کنند فرزندان شان هرچه بيشتر فعاليت داشته باشند افراد بهتري خواهند شد و امکان وارد شدن آنها به دانشگاه بيشتر است. در نتيجه مي بينيم که در بسياري از خانواده ها، بچه ها هم به کلاس موسيقي و نقاشي مي روند و هم به کلاس زبان هاي خارجي، هم در امور ورزشي فعاليت دارند، هم در فعاليت هاي مدرسه و غيره و غيره. اين همه فعاليت، پدر را وادار مي کند که بيشتر کار کند و پول درآورد که از عهده مخارج کلاس هاي مختلف برآيد و مادر را به صورت يک راننده در مي آورد که تمام وقت خود را صرف آوردن و بردن بچه ها به کلاس هاي مختلف شان مي کند.

بنا بر آخرين پژوهش ها، در کشوري مانند امريکا اکثر دانشگاه هاي خوب و درجه يک آنقدر که به عمق فعاليت هاي متقاضيان ورود به دانشگاه توجه دارند به تعداد فعاليت هاي آنها توجه ندارند، چون مي دانند بسياري از شاگردان، به صورت سطحي و براي مدت کمي وارد فعاليت هاي مختلف مي شوند تا بتوانند بگويند اين کارها را کرده ايم اما نه تنها براي هيچ کدام از اين فعاليت ها وقت کافي نگذاشته اند و در نتيجه کار مهمي هم از پيش نبرده اند، بلکه از اين نوع فعاليت ها هم خوش شان نمي آيد، در حالي که شاگرداني که سال ها با يک فعاليت خود را مشغول کرده و در حوزه هاي مربوط به آن رشته موفقيت داشته اند، براي دانشگاه ها ارزش بيشتري دارند. توقع ديگر پدر و مادرها از فرزندان خود و فشارهاي زيادي که به آنها مي آورند اين است که انتظار دارند تمام نمرات درسي آنها در تمام رشته هاي مختلف تحصيلي 20 باشد که انجام اين کار براي اکثر کودکان و نوجوانان امکان پذير نيست. ممکن است فرزند ما فقط در چند درس خوب باشد و به آنها علاقه واقعي پيدا کند و استعداد خود را نشان دهد، در حالي که در درس هاي ديگر اين طور نباشد. اگر فرزندان اين پدر و مادرهاي پر توقع، نمرات درسي بالا نگيرند، آن وقت والدين براي بهتر کردن و بالا بردن نمرات تحصيلي فرزندان شان بلافاصله او را به کلاس هاي تقويتي مي برند، براي او معلم خصوصي استخدام مي کنند و اقدام هاي مشابه انجام مي دهند که در نتيجه وقت پدر و مادر و فرزند، بيشتر و بيشتر گرفته مي شود و ممکن است که با همه اين تلاش ها، هم فرزند و هم پدر و مادر به آنچه مي خواهند دسترسي پيدا نکنند.

در تحقيقات انجام شده به اين نتيجه رسيده اند که داشتن نمره تحصيلي بالا و مثلاً گرفتن نمره 20 نشانگر اين نيست که فرد در زندگي آينده موفق و خوشبخت خواهد بود. در دانشگاه هاروارد اين نتيجه به دست آمده که دانشجوياني که نمرات 20 دارند، افراد تنها، خجالتي، نگران، گاهي اوقات حتي افسرده خاطر و از نظر روحي ناسالم هستند و نسبت به دانشجوياني که علاوه بر زندگي دانشجويي سعي کرده اند که از نعمت هاي ديگر زندگي نيز بهره و لذت ببرند در سطح پايين تري قرار داشته اند. امتياز مشخص دانشجويان دسته دوم اين است که ياد گرفته اند و مي دانند چگونه با دنياي اطراف خود ارتباط برقرار کنند و با آن کنار بيايند درست برخلاف دسته اول که هميشه سرشان در کتاب و درس و مشق بوده است. پس اين تحقيقات نشان مي دهد که فعاليت هاي زياد با چشم بسته فقط براي اين است که بگوييم فرزندانمان چنين و چنان مي کنند؛ بدون توجه به اينکه اين فعاليت ها و نمرات بالا به قيمت زياد و از دست دادن شور و شوق جواني فرزندانمان تمام شده است و اثرات معکوس در زندگي خود ما و فرزندانمان مي گذارد. درست مثل اينکه ما انرژي و وقت خود را صرف کار و پول درآوردن براي رفاه مالي بيشتر بکنيم، اما آن وقت فرصتي براي بودن با همسر و فرزندان و بقيه افراد خانواده نداشته باشيم و نتوانيم کارهاي مهم ديگر را در زندگي انجام دهيم و چون به غلط تصور مي کنيم حالا که وضع مالي خوبي داريم و درس و مشق فرزندانمان خوب است و به فعاليت هاي مختلف مشغول هستند بايد خوشحال و آسوده باشيم و زندگي بر وفق مرادمان بگذرد اما هيچ کدام از اين فعاليت ها و رفاه مادي، خوشحالي واقعي براي والدين و فرزندان آنها ايجاد نمي کند بلکه برعکس آنها را از عوامل اصلي که ضمانت سعادت واقعي خانوادگي است دور نگاه مي دارد. سعادت واقعي چيست؟ جواب ساده است؛ با همسر و فرزندان وقت گذراندن، صحبت کردن و از نزديک يکديگر را شناختن، شادي داشتن و بازي کردن.

يک بار ديگر به ياد دوران کودکي خود بيفتيد؛ تابستان هاي قشنگ، بازي با دوستان، دخترخاله ها و دخترعموها، پسرخاله ها و پسرعموها؛ چقدر باز ي هاي دسته جمعي را دوست داشتيم، با اينکه در شهر زندگي مي کرديم وقتي به مسافرت مي رفتيم بايد موقع قايم باشک از درخت بالا رفته و پنهان مي شديم. چقدر زانوها و آرنج هايمان زخم مي شد، چقدر وقتي حشرات ناشناخته را از زير سنگ ها کشف مي کرديم خوشحال و سرگرم مي شديم، چه راحت در عروسک بازي ها به آرزوهايمان دست مي يافتيم. آه عروسک هايمان که زماني بهترين يار و همراه ما بودند؛ در خانه هاي رويايي با فرزندان خيالي بازي مي کرديم و روزهايمان چقدر راحت و آسان مي گذشت. کفش هاي پاشنه بلند و عينک مادربزرگ را مي پوشيديم و به شاگردان خيالي مان درس مي داديم. حتي تکاليف شان را تصحيح مي کرديم که اغلب چند اشتباه در متن شان وجود داشت.

اما امروز بسياري از کودکان ما به ندرت مي توانند مهمان بازي، خاله بازي، قايم باشک و بسياري ديگر از بازي هاي زمان کودکي ما را تجربه کنند. تلويزيون و بازي هاي کامپيوتري آنچنان آنها را تسخير کرده که بسياري اوقات حتي نمي دانند چگونه بايد شاد باشند و خود را سرگرم کنند. ده ها وسيله بازي دارند اما مدام احساس بي حوصلگي مي کنند؛ شايد حق دارند چون اسباب بازي هايشان به درد بازي نمي خورند زيرا گاهي آن قدر گرانند که اجازه ندارند از آنها استفاده کنند. 

با دستان خالي نيز مي توان شاد بود

براي برآورده کردن احتياجات بازي در فرزندان نيازي نيست کيف پول خود را خالي کنيد. کودک از هر نوع بازي ساده نيز چيزي ياد مي گيرد. با دستان خالي نيز مي توان شاد بود. براي سرگرم بودن و شاد شدن گاهي تقريباً به هيچ چيز نياز نداريم. هنگامي که قدرت تخيل پيش مي رود، يک ظرف خالي بستني بلافاصله تبديل مي شود به يک طبل يا حتي بي سيم، قطره هاي آبليمو تبديل مي شود به جوهر نامرئي براي نوشتن نامه هاي سري، سبد لباس ها به سبد بسکتبال و خميرهاي نان به مرواريدهايي براي درست کردن يک دستبند يا گردنبند فوق العاده قشنگ، به زبان ديگر اشيا براي بازي جان مي گيرند.بهتر است با بچه ها همبازي شويم تا اينکه آنها خودشان را به تنهايي با اسباب بازي هاي حتي آموزشي سرگرم کنند. به اين ترتيب کارهاي عادي و روزمره زندگي مي تواند بهانه اي براي بازي با کودکان شود. در اين صورت خريد هفتگي تبديل مي شود به بازي براي يافتن گنج، سالن انتظار دندانپزشکي به محل ماموريت کارآگاهان کوچک براي يافتن سوژه هاي مشخص از مجلات گوناگون، مسافرت هاي طولاني با ماشين جان مي دهد براي خنديدن و آوازهاي دسته جمعي و... همچنين کارهاي يکنواخت و روزانه مثل ظرفشويي، جمع و جور کردن خانه، حمام کردن يا شستن لباس مي تواند با بازي هاي معمولي، مسابقه، بازي ديده باني و... همراه شود؛ فقط کافي است حدس بزنيم و دقت ويژه اي براي پيدايش يک بازي جديد داشته باشيم.

بنابراين پدر و مادرهاي عزيز از صميم قلب فرياد مي زنم؛ در مدت تعطيلي مدارس، کارهاي روزمره خود را تعديل کنيد، به «قبيله کوچک» خود کمي بيشتر سر بزنيد. اجازه دهيد بچه ها فعاليت هاي خودجوش بيشتري داشته باشند. بچه ها در طول سال تحصيلي به اندازه کافي «چلانده» مي شوند، اجازه دهيد در محيط خانه کمي «بازيگوشي» کنند و با مک زدن بستني يخي کمي «تن پروري» کنند و با تصميم گيري براي ساعات خود، کمي آزادتر باشند.اگر بيشتر وقت فرزندانتان را با کلاس هاي تابستاني پر کرده ايد، با خود بگوييد آموزش «بازي معجزه مي کند» بر هر آموزش جديدي برتري دارد. شما نيز در اين تابستان به دوران کودکي برگرديد و از همبازي شدن با فرزندانتان لذت ببريد. روزهاي تابستان بهترين فرصت براي خوش بودن با فرزندان است. با فرزندانتان بازي کنيد و «در خاطرات کودکي آنها جاودانه شويد،»

توصيه هاي مفيد در آستانه تابستان پيشگيري از کم آبي بدن

آب سلامتي است و اين امر در تابستان صادق تر است. بدن به سادگي آب خود را از دست مي دهد زيرا حتي هنگامي که حرکت نمي کنيم، بدن پيوسته با تعريق و ادرار، آب از دست مي دهد براي اينکه ارگان هاي بدن، توازن خود را حفظ کنند، بايد آبي که ما از دست مي دهيم، دوباره جايگزين شود. با اين حال تنها منبع تامين آب بدن، نوشيدن آب نيست. بدن مي تواند آبي را که نياز دارد، از ساير نوشيدني ها و ميوه ها و سبزيجات دريافت کند.

 توصيه هاي مفيد در صورت گرماي شديد

- بدون احساس تشنگي نيز مايعات فراوان بنوشيد.

- در محلي خنک يا در سايه اوقات خود را به سر بريد.

- از انجام فعاليت ها و ورزش هاي شديد در هواي آزاد بپرهيزيد.

- لباس هاي سبک، رنگ هاي روشن و کلاه آفتابي بپوشيد.

- دوش يا حمام آب سرد بگيريد.

 هفت توصيه طلايي

1- محافظت در برابر نور خورشيد را فراموش نکنيد، حتي اگر زير چتر آفتابي هستيد. حدود 80 درصد اشعه خورشيد از ابرهاي نازک و مه عبور مي کند بنابراين حتي وقتي هوا ابري است، در معرض نور خورشيد خواهيد بود.

2- همه کودکان در اولين سال تولدشان نبايد در معرض مستقيم نور آفتاب قرار گيرند. کودک خود را در سايه نگه داريد (زير سايه درخت يا چتر آفتابي) حتماً سايبان کالسکه او را بگذاريد.

3- هرگز اطراف استخرها و جريانات آب از بچه ها چشم برنداريد.

4- به جاي صندل، کفش بپوشيد تا از حوادث غيرمترقبه مانند بريدگي با تکه هاي شيشه، ميخ يا سنگ تيز، پيشگيري کنيد. اگر به مناطق جنگلي مي رويد آستين بلند و شلوار بلند بپوشيد تا از شما در برابر خراشيدگي ها به خوبي محافظت کند.

5- خطرات عفونت را با پوشاندن زخم هاي کوچک با پانسمان مختصر کاهش دهيد. درواقع ميکروب ها بسيار آسان در يک جراحت باز ساکن مي شوند و آن را عفوني مي کنند. بنابراين بهتر است تا زماني که پوست شروع به ترميم مي کند، روي زخم پوشانده شود. پانسمان بايد هر روز عوض شود.

 
 
 حادثه خبر نمي کند
 
بلاياي طبيعي قابل پيش بيني نيستند يا حتي اگر قابل پيش بيني باشند جلوي وقوع آنها را نمي توان گرفت. در لحظه ها و روزهاي سخت هر فاجعه اي، با افرادي مواجه هستيم که وقايع دردناکي را پشت سرگذاشته، احتمالاً ساعاتي را تنها زيرآوار مانده اند، مرگ را بارها از نزديک لمس کرده، شايد شاهد اجساد يا مرگ نزديکان و از دست دادن همسايگان، دوستان، همبازي ها يا حتي عزيزان خود بوده اند.احساس درماندگي شديد، بهت، وحشت، از دست دادن همه چيز و احساس گناه از مسائل شايع اين افراد است؛ احساس گناه از اينکه او زنده مانده و ديگران از دست رفته اند. احساس تقصير که «شايد مي توانستم کمک کنم ولي کوتاهي کردم»؛ احساس خشم و عصبانيت حتي نسبت به تقدير، مقدسات ديني و خداوند که «چرا اين اتفاق بايستي براي ما مي افتاد...؟» در ساعت ها و روزهاي اول حادثه، کساني که با امدادگران در تماس قرار مي گيرند مراحل اول يا دوم واکنش عزا و از دست دادن را طي مي کنند که لازم است امدادگر با آن آشنا باشد.

مرحله اول؛ شوک ناباوري

در اين مرحله فرد نشانه ها و هيجانات زير را از خود نشان مي دهد؛

- گيجي و منگي و بهت زدگي

- فراموشي و انکار مشکل و فاجعه

- نداشتن هيجان، گريه و واکنش

مرحله دوم؛ خشم

در اين مرحله فرد علايم زير را از خود نشان مي دهد؛

- احساس ناکامي و درماندگي

- تحريک پذيري و عصبانيت

- خشم نسبت به اطرافيان

- خشم و تهاجم نسبت به مسوولان و مقدسات

- خودزني، جيغ و بي قراري

علايم فوق در روزها و هفته هاي اول کاملاً طبيعي و قابل انتظار است. براي کمک به حادثه ديدگان مي توان توصيه هاي زير را به کار برد؛

1ـ به افراد اجازه دهيد که در صورت امکان جنازه عزيزان شان را ببينند.

2ـ فرصت سوگواري و گريه زاري را براي داغداران حادثه فراهم کنيد. شرايطي را تدارک ببينيد که آنها بتوانند به راحتي و بدون مانع عزاداري کنند.

3ـ سعي کنيد افراد حادثه ديده دور هم جمع شوند و با هم عزاداري کنند؛ با هم ارتباط داشته و به هم کمک کنند.

4ـ به فرد اجازه و فرصت صحبت کردن بدهيد، ولي در صورت عدم تمايل، وي را مستقيماً وادار به صحبت نکنيد.

5ـ به صحبت ها و پاسخ هاي افراد به دقت گوش فرا دهيد و با آنها همدلي کنيد.

6ـ هنگام صحبت با قربانيان عجله نکنيد، بگذاريد آنها بدانند هر وقت که بخواهند شما آنجا خواهيد بود.

7ـ از سکوت نهراسيد، اما به تدريج و آرام سعي کنيد به بهانه هاي مختلف به افراد ساکت نزديک شده، ابراز حمايت و کمک کنيد يا از آنها در کارها کمک بخواهيد.

8ـ قربانيان چنين حوادثي اغلب نياز دارند داستان فاجعه را بارها و بارها بازگو کنند. شما مي توانيد با سوالات بجا و مناسب با استفاده از روش هاي درست گوش دادن مثل توجه کردن، نگاه کردن و تکرار جملات، اين فرآيند و تخليه هيجاني آنها را ادامه دهيد.

9ـ به افراد، اطلاعات صحيح بدهيد. گاهي ممکن است وسوسه شويد که در مورد سلامت وابستگان به آنها اطمينان دهيد. اين کار فقط ناراحتي و واکنش فرد را به تاخير مي اندازد. در صورت امکان فرد را به مرکز اطلاع رساني مربوط به مجروحان هدايت کنيد.

10ـ از دادن قول و وعده هاي بي جا به شدت پرهيز کنيد. مثلاً به قربانيان اطمينان بي جا ندهيد. بهترين جمله مي تواند اين باشد؛ «درست است که اوضاع مثل سابق نخواهد شد ولي مثل الان هم نمي ماند.»

11ـ اين افراد ممکن است احساسات و واکنش هاي مختلف و گاهي عجيب نشان دهند. تمام اين احساسات و واکنش ها را بپذيريد و عکس العمل منفي نشان ندهيد.

12ـ حتي اگر قربانيان مواردي از رفتارهاي نادرست و حتي غيراخلاقي در زمان حادثه را براي شما نقل مي کنند (مثلاً به جاي نجات فرد ديگر، خود يا اموالشان را نجات داده اند) به هيچ وجه قضاوت و سرزنش نکنيد.

13ـ به قربانيان توضيح دهيد که از آنها چه انتظاري مي رود و آنها بايد چه انتظاراتي از ديگران داشته باشند. مثلاً از آنها انتظار مي رود که با کادر درماني همکاري کنند يا در جهت آرام کردن اعضاي خانواده بکوشند يا در امور اردوگاه کارهاي شخصي را انجام دهند.

14ـ با قربانيان به نحو حمايت کننده اي رفتار کنيد، ولي اصرار نکنيد که فرد حتماً احساس «خوبي» داشته باشد.

15ـ سعي کنيد از وابسته شدن فرد به خودتان جلوگيري کنيد.

16ـ به افراد توضيح دهيد که واکنش هاي شديد و ناراحت کننده ايشان طبيعي و بخشي از فرآيند سوگ و سير عزاي طبيعي است.

17ـ شرکت در مراسم مذهبي و دعا در حفظ سلامت رواني حادثه ديدگان نقش بسزايي دارد.
 آشنايي با اصول تغذيه در فصل تابستان
 
 هشدارهاي گرم زدا
  دکتر رضا آمري نيا - www.parsdiet.com
بالاخره انتظار به سر مي آيد و پس از خردادماه که همه اش اضطراب و امتحان و رفت و آمدهاي نهايي به مدرسه بود فصل تابستان فرا مي رسد. با آمدن اين فصل در انباري ها باز شده و وسايل بازي و تفريح کودکان که تا چند روز پيش در حبس بودند خارج مي شود. تورهاي مسافرتي فعال تر شده و شهرهاي مختلف آماده براي پذيرايي از مهمانان تابستاني مي شوند. آنچه لذت همه موارد مطرح شده را تضميني خواهد کرد يک تن سالم است و اين تن سالم با رعايت تغذيه مناسب بالاخص در اين فصل گرما که زمينه براي فساد مواد غذايي بسيار فراهم است محقق خواهد شد.

در فصل تابستان گرماي زياد، رطوبت بالا، افزايش بار کاري رستوران ها و فروشندگان مواد غذايي همه جزء عواملي هستند که احتمال فساد مواد غذايي و ميزان بيماري زايي آنها را بالا مي برند و بنابراين براي جلوگيري از مسموميت هاي غذايي، گرما زدگي و بسياري از مشکلات دستگاه گوارش بايستي رعايت اصول تغذيه اي مناسب را کرد تا اين فصل زيبا را به خوبي و خوشي و با لذت کامل سپري کنيم. هواي گرم و مرطوب يکي از عوامل مهم رشد باکتري هاي بيماري زا در مواد غذايي است که با رشد اين عوامل مواد خوراکي فاسد مي شوند. از طرفي افزايش ناگهاني مسافرت هاي کوچک و بزرگ و آشپزي هاي خارج از منزل يا استفاده از غذاهاي آماده يا رستوران هاي بين راهي مزيد بر علت شده و احتمال بيماري زايي مواد غذايي افزايش مي يابد. يخچال هاي رستوران ها به علت افزايش مراجعات بيش از پيش پر شده و خارج از ظرفيت کار مي کنند که نتيجه آن فساد مواد غذايي است. يک مورد بسيار مهم نيز عدم امکان شست وشوي خوراکي ها در مسافرت و پيک نيک ها است که راه را براي ورود ميکروب هاي بيماري زا هموار مي کند.

ممکن است به علت تعجيل در حرکت يا مدت تعطيلات در پخت مواد غذايي بي دقتي شود به گونه اي که برخي از خوراکي ها از جمله گوشت کامل پخته نشود که همين امر سبب فساد آن و افزايش احتمال مسموميت ها مي شود. بايد دقت کرد که هنگام پخت گوشت بالاخص به شکل کبابي قسمت هاي دروني آن نيز پخته شود و همانند بيرون، قسمت داخلي آن نيز قهوه اي رنگ شود و در صورت مشاهده قرمزي درون کباب بايستي در جهت پخت کامل آن اقدام مجدد شود.

يکي از مواد غذايي پرمصرف در مسافرت ها کنسروها است. استفاده از کنسروها در ايام گرم بايستي به دقت صورت گيرد چرا که فساد اين شکل بسته بندي از مواد غذايي بسيار خطرناک بوده و ممکن است ما را تا حد مرگ نيز پيش ببرد. وجود باکتري بسيار خطرناک به نام کلسترويوم بوتولينوم که سم مرگباري را توليد مي کند در کنسروها ثابت شده که در صورت مصرف اين سم فلج عضلات بدن از جمله عضلات تنفسي پيش مي آيد که فرد را به علت خفگي تا مرگ پيش مي برد. بنابراين قبل از مصرف هر نوع کنسروي بايد ابتدا آن را به دقت بررسي کرد و در صورت مشاهده برآمدگي يا فرورفتگي در سطح ظروف آن از مصرف آنها خودداري کرد. و کلاً و در هر شرايطي کنسروها را قبل از مصرف حدود 20 دقيقه جوشاند.

سبزيجات بالاخص نوع خام آنها احتمال آلودگي بسيار زيادي دارند بنابراين بايستي سعي شود در اين فصل حتي المقدور از استفاده اين گروه در مسافرت ها و پيک نيک ها به صورت خام، نشسته و ضدعفوني نشده پرهيز کرد.

با توجه به مراجعات بسيار زياد به رستوران ها ممکن است شست وشوي ظروف در اين مکان ها به دقت صورت نگيرد بنابراين توصيه مي شود در اين مواقع لوازم شخصي مثل قاشق، چنگال و ليوان خود را هميشه به همراه داشته باشيد. برخي از منابع آب در خارج شهرها از چاه هاي غيراستاندارد و منابع تصفيه نشده است بنابراين سعي شود در مسافرت ها از آب هاي معدني بهداشتي يا کولمن ها و فلاسک هاي شخصي براي حمل آب بهداشتي استفاده شود. مصرف آب در مسافرت بسيار مهم است چرا که يبوست يکي از عوارض مهم دستگاه گوارش در مسافرت هاست که با مصرف آب احتمال بروز آن کاهش مي يابد. در اين فصل بايستي سعي شود از حمل و نقل مواد غذايي فاسدشدني مثل خامه، شيريني هاي خامه اي، غذاهاي سرخ کرده، مايونز و موارد مشابه پرهيز کرد چرا که هواي گرم و رطوبت زياد امکان فساد آنها را افزايش مي دهد.

نکته بسيار مهم در حمل ونقل مواد غذايي اين است که هميشه بايستي غذاهاي پخته از غذاهاي خام جدا نگه داشته و حمل شود. به اين منظور پيشنهاد مي شود براي حمل و نقل مواد غذايي از کولمن هاي مخصوص استفاده شود. توجه کنيد که کولمن هاي آب از کولمن هاي ناقل مواد غذايي جدا باشد. شست وشوي مکرر دست ها با آب و صابون در طول سفر بالاخص قبل از پخت و مصرف غذا در پيشگيري از بيماري ها و مسموميت هاي غذايي بسيار موثر است.
 
 
 7 روش براي کنار آمدن با بدقلق ها
 
براي همه ما پيش آمده که سروکارمان با افراد بدقلق بيفتد. اين افراد اشکال مختلفي دارند. بعضي از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضي بددهن، يک دنده و لجباز، عصباني يا دعوايي هستند. چطور بايد با چنين افرادي که اتفاقاً تعدادشان کم هم نيست کنار بياييم؟ بياييد اين طور به مساله نگاه کنيم که آدم هاي عصباني داد مي زنند که شنيده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. مي خواهند احساس کنند که مهم هستند، فقط نمي دانند راه درست کسب آنچه مي خواهند کدام است. توصيه هاي زير در مواجهه با چنين افرادي به کارتان مي آيد؛

1- در بحبوحه بحران خونسرد باقي بمانيد. بي حرکت بمانيد و چيزي نگوييد. بگذاريد بحران سير طبيعي خودش را بپيمايد، حتي در آن زمان که شخص عصباني سعي مي کند شما را برانگيزاند تا شما هم در مقابل او فرياد بزنيد اما ارزش ندارد.

2- اجازه بدهيد طرف هرچه مي خواهد حرف بزند. او به زودي خسته خواهد شد. گاهي آنها فقط همين را مي خواهند؛ اينکه کسي به آنها گوش بدهد که احساس کنند مهم هستند. همه دلشان مي خواهد مهم باشند. فقط بعضي ها اين حس را طوري بروز مي دهند که نتيجه عکس مي دهد.

3- صادقانه از ديدگاه طرف مقابل به قضيه نگاه کنيد. خود را به جاي او بگذاريد. هيچ وقت نگوييد «تو اشتباه مي کني» . حتي با جديت دنبال نقاط مشترک بگرديد و بر آنها تاکيد کنيد.

4- اين عبارت تاثير فوق العاده اي دارد؛ «بله، بله، دقيقاً مي فهمم تو چه مي گويي، منظورت اين است که...» اين کلمات به طرف مقابل نشان مي دهد که حرف او را شنيده ايد. معمولاً آنها فقط همين را مي خواهند؛ مي خواهند که برايشان ارزش قائل شويم. اگر سر بعضي چيزها توافق کنيد آرام آرام عصبانيت و مقاومت طرف مقابل را در هم مي شکنيد.

5- اگر گفت وگو دارد به بددهني و بدزباني کشيده مي شود آن را متوقف کنيد. دست هايتان را به علامت تسليم بالا ببريد و قاطعانه اما با آرامش بگوييد؛ «تو الان خيلي عصباني هستي و چيزهايي مي گويي که واقعاً آن طور فکر نمي کني (از شک و ترديد خودتان به او امتياز بدهيد) پس من به سهم خود معذرت مي خواهم. بعداً وقتي آرام شدي با هم صحبت مي کنيم.» بعد از اتاق بيرون برويد يا از طرف بخواهيد اتاق را ترک کند.

6- اگر شما اشتباه کرده ايد سريع بپذيريد و مسوولت آن را به گردن بگيريد. بگوييد؛ «حق کاملاً با توست، اشتباه از من بود و من براي جبران...» حتي اگر خودتان قانع نشده ايد که اشتباه کرده ايد حداقل از شک و ترديد خود بهره مثبت بگيريد؛ «ممکن است من اشتباه کرده باشم. بيا دوباره موضوع را با هم مرور کنيم.» هيچ کس با چنين روشي مخالفت نمي کند.

اين کلمات قدرت شگفت انگيزي دارند. به اين ترتيب هم به نظر طرف مقابل احترام گذاشته ايد و هم تنش موجود در فضا را کاهش مي دهيد. شايد خود شما هم از تغيير روحيه طرف تعجب کنيد که مي گويد؛ «بله، تو اشتباه مي کني اما چيز مهمي نيست، همه اشتباه مي کنند.» اشتياق شما براي اينکه نشان بدهيد او درست مي گفته و شما اشتباه مي کرديد باعث مي شود فضاي درگيري تلطيف بشود. اگر شجاعت اين را داشته باشيد که بپذيريد طرف مقابل بر حق بوده رضايت خاطر بيشتري هم احساس مي کنيد. معمولاً کسي که شما را به باد انتقاد مي گيرد در مقابل چنين صحبتي متعجب مي شود و از فکر درگيري مي گذرد چون ديگر چيزي براي جر و بحث باقي نمي ماند.

7- اگر کسي که هر روز با او سروکار داريد مثل همسر، رئيس يا همکارتان از آن دسته افراد منفي باف، دعوايي، جر و بحثي يا نظير آن است از قدرت تجسم خلاق بهره بگيريد.

طرف مقابلتان را به صورت فرشته مهرباني تجسم کنيد که انسان بودن را تجربه مي کند. سعي کنيد حداقل يک جنبه خوشايند در رفتار او بيابيد و هميشه پيش از رويارويي با وي او را با همان ويژگي خوشايند تصور کنيد. درباره آدم هاي بدقلقي که در گذشته با آنها سروکار داشتيد فکر کنيد و ببينيد با آنها چه رفتاري داشتيد. آيا هميشه وسوسه مي شديد به آنها بفهمانيد اشتباه مي کردند و سعي مي کرديد خودتان را ثابت کنيد؟ آيا هيچ وقت توانسته ايد از روي ظاهر آنها بفهميد واقعاً دلشان مي خواهد کسي به حرف آنها گوش بدهد، آنها را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذارد؟ آيا تا به حال قدرت تجسم خلاق را امتحان کرده ايد؟
 بررسي دو اختلال شخصيتي در بزرگسالان
 
 قلدرها و حقه بازها هميشه بد نيستند
  نوشين ديانتي
آقاي بازنشسته 64ساله اي را در نظر بگيريد که نمي تواند خشمش را از اصرار خانمش بر سر موضوعي مهار کند. خانم هم پس از 34 سال زندگي مشترک ديگر تاب تحمل رفتار شوهرش را ندارد چون او تمام مدت به خانم، بچه ها، فاميل، دوستان و آشنايان غر مي زند. حرف زدن آقا هميشه آميخته با سرزنش است و آن قدر بلند و مرعوب کننده حرف مي زند که خانم هميشه مي ترسد. خانم هميشه احساس مي کند دختر کوچولويي است که کار بدي کرده و حالا دارند سرزنش اش مي کنند. آقا پشت سر هم دستور مي دهد و اصلاً به احساسات خانم يا ديگران توجه ندارد. اگر هم خانم مطابق ميلش رفتار نکند آقا لب و لوچه اش آويزان مي شود و از خانم حتي کوچک ترين نيازهاي مالي اش را دريغ مي کند. خانم عقيده دارد آنها به علت رفتار بد شوهرش هيچ دوستي ندارند و حتي مديران محل کار آقا به همين علت خواستار بازنشستگي زودهنگام او شده بودند.

 روش هاي قلدري در بزرگسالان

همان طور که در مثال بالا نشان داده شد، قلدري احساسي وقتي اتفاق مي افتد که کسي بخواهد با عصباني کردن يا ترساندن ديگران بر آنها مسلط بشود. اين کار معمولاً با رفتارهايي نظير داد و فرياد کردن، فحاشي کردن، طعنه زدن، خيط کردن، بي اهميت جلوه دادن، معذب کردن يا ترساندن همراه است.

 قلدري اختلال شخصيت است

کساني که قلدري مي کنند معمولاً دچار اختلال شخصيت هستند. اين افراد درون خود حس عميقي از ناامني را تجربه مي کنند، کاملاً عاري از حس همدردي هستند و توانايي درک تاثير منفي رفتارشان را بر ديگران ندارند.

در مثال بالا آقا اصلاً متوجه نيست که اشکال از خود اوست که وقتي ديگران از رفتار او رنجيده خاطر مي شوند، مايوس مي شود. اين آقا دچار اختلال شخصيتي «خودشيفتگي» است. او فقط مي تواند وقايع را از ديدگاه خودش تعبير و تفسير کند. او که تمام فکر و حواسش مشغول خودش است، کمتر قادر به درک احساسات ديگران است بنابراين نمي تواند به احساس ديگران احترام بگذارد.

 آيا قلدرها عوض مي شوند

تحقيقات روانشناسان نشان مي دهد بيشتر قلدرها نمي توانند تغيير عمقي در شخصيت خود ايجاد کنند اما به هرحال گاهي اوقات مي توانند رفتار خود را تا حدي تغيير بدهند که ديگران بتوانند آنها را تحمل کنند. معمولاً انگيزه تغيير تاثيرات بيروني مانند رفتار همسر، فرزندان يا همکاران است.

در مثال بالا آقا پس از مدتي نااميدانه مي خواهد همسرش همان طور که پيشترها دوستش داشت، باشد. بعضي قلدرها هم چون رفتار بدشان باعث شده شغل شان را از دست بدهند، به فکر تغيير مي افتند. مثلاً در کارخانه اي مديري مياني را در نظر بگيريد که معمولاً براي ترغيب کارگران به توليد بيشتر داد مي زند و آنها را مي ترساند. او فکر مي کند مديران ارشد رفتار او را مثبت ارزيابي مي کنند اما بيشتر کارگران از او شکايت دارند در نتيجه او را به کارگزيني مي فرستند تا مدتي منفصل از خدمت شود. بعد معلوم مي شود او نمي خواسته قلدري بکند و نمي دانسته به چشم ديگران اين گونه مي آيد و مهمتر از همه اينکه نمي خواسته شغلش را از دست بدهد. چنين فردي انگيزه بسياري دارد تا مهارت هاي لازم براي گفت وگو با کارگران را کسب کند طوري که در عين حال توليد کارخانه هم در بهترين سطح حفظ بشود. راه حل مشکل او فراگيري مديريت خشم و ابزارهاي آن بخصوص همدلي است که باعث مي شود آگاهي اجتماعي او بيشتر شود و بفهمد چطور به دل ديگران مي نشيند و نسبت به احساسات ديگران حساس بشود. اما متاسفانه انفصال از خدمت براي همه افراد کارساز نيست. بسياري از قلدرها همچنان قلدر باقي مي مانند چون فکر نمي کنند مشکل از آنهاست. اگر شما با چنين کسي طرف هستيد چاره اي نداريد جز اينکه ياد بگيريد چطور با رفتار او کنار بياييد. اگر او تغيير نمي کند شما بايد فکري براي بقاي خودتان بکنيد.

 کنار آمدن با قلدرها

1- بر ويژگي هاي مثبت او متمرکز بشويد و سعي کنيد به خصايص منفي او بي توجه باشيد.

مثلاً ممکن است همان آقاي 64 ساله بازنشسته وقتي که قلدري نمي کند بسيار دست و دلباز و خوش صحبت باشد. همسرش بايد ياد بگيرد وقتي دلخور مي شود بيشتر بر اين جنبه ها تمرکز کند.

2- اعتماد به نفس داشته باشيد و مستقيماً به چشمان قلدر زندگي تان نگاه کنيد، با صدايي آرام و کلامي شفاف به رفتاري که نمي پسنديد اشاره کنيد و قاطعانه بگوييد چه رفتاري به جاي آن انتظار داريد.

3- وقتي طرف شروع به قلدري مي کند سعي کنيد حواس او را پرت يا موضوع را عوض کنيد. شوخي کنيد يا عبارت مناسبي بگوييد تا قلدر خلع سلاح شود.

4- به قلدر آنچه را نفس اش نياز دارد بدهيد. مثلاً در مورد آقاي 64 ساله بازنشسته همسرش بايد ياد بگيرد او را تحسين کند و به کارهايي که او درست به پايان رسانده اعتبار بيشتري بدهد. شايد اين روش فريبکارانه به نظر برسد و البته تعداد دفعات قلدري آقا را هم کاهش نمي دهد اما براي اينکه خانم همان يک بار جان سالم از آن شرايط سخت به در ببرد کاملاً موثر است.

*** 

آقاي 33ساله به همسرش قول مي دهد بلافاصله پس از کار به خانه بازگردد تا او را به جلسه هفتگي اش با خانم هاي طرفدار محيط زيست برساند. خودروي خانواده دست آقاست و خانم کاملاً در چنگال قول آقا گير افتاده است. همان طور که شايد حدس مي زنيد آقا تا ديروقت به خانه بازنمي گردد و خانم هم آنقدر منتظر مانده که اگر خودش راه بيفتد اصلاً به جلسه نمي رسد. وقتي آقا به خانه بازمي گردد معذرت خواهي مي کند و توضيح مي دهد که تقصير او نبوده چون ماشين همکارش خراب شده بوده و مي بايست به او کمک مي کرد. او اظهارتاسف مي کند و مي گويد؛ «چطور مي توانستم او را ول کنم. او شاهد عقدمان بود.» خانم واقعاً برآشفته است.

آيا خشم خانم در چنين شرايطي بي دليل است؟ به هر حال آقا به دوست مشترک شان کمک کرده اما اگر در ماجرا عميق بشويم، شايد متوجه شويم که آقا اصولاً شرکت در چنين جلسه اي را براي خانم ضروري نمي دانسته است. او که در شأن خودش نمي د انسته خانم را از رفتن به جلسه منع کند طوري زيرزيرکي کار را خراب مي کند که خانم به جلسه نرسد و در ضمن آقا همچنان متين و خوب به نظر برسد. در نهايت آقا مي تواند بگويد؛ «کدام آدم منطقي از دست کسي که براي کمک به يک دوست دير رسيده ناراحت مي شود؟»

 کالبد شناسي پرخاشگري غيرفعال

پرخاشگري غيرفعال مکانيسم رواني براي ابراز مخالفت يا خصومت به صورت پنهاني يا موذيانه است طوري که ديگران نتوانند آن را ثابت کنند. پرخاشگر غيرفعال گاهي به کاري که انجام مي دهد آگاه است و گاهي خودش هم از آن اطلاع ندارد اما به هر حال نتيجه يکسان است. پرخاشگر غيرفعال کارها را خراب مي کند در حالي که به نظر بعضي ها او تقصيري ندارد. پرخاشگر غيرفعال خيلي خوب آن قدر حقه باز و کلک است که با دليل آوردن و توجيه کردن هايش کاري مي کند که همه چيز برعکس به نظر برسد. ممکن است فرد پرخاشگر غيرفعال مستقيماً و در عمل کاري نکند و فقط با کلمات يا شوخي به هدفش برسد. طعنه اي که با خشونت همراه است معمولاً ابزار دست فرد پرخاشگر غيرفعال است. آنها همچنين شوخي هاي معني دار عليه ديگران را به همين منظور به کار مي برند. اين مثال ها همگي نمونه هايي از رفتار پرخاشگرانه غيرفعال هستند؛

- پشت سر يک همکار بدگويي يا غيبت او را مي کنند.

- اشتباهات همسرتان را پشت سر او پيش والدين تان بزرگ جلوه مي دهند در حالي که در حضور همسرتان با او رفتار ملايمي دارند.

- هنگامي که راجع به کسي که از دست شما عصباني است صحبت مي کنيد اطلاعات مهمي را از شما پنهان مي کند که باعث مي شود شما برداشت نادرستي نسبت به شخص سوم داشته باشيد.

- خود را خرفت و کودن نشان مي دهند تا شما را به سر حد جنون برسانند يا از شما امتياز بگيرند.

سروکله زدن با کسي که رفتار پرخاشگري غيرفعال را در پيش مي گيرد بسيار دشوار است زيرا کسي که چنين رفتاري دارد بسيار حقه باز است. گاهي اوقات حتي خود آدم هم نمي فهمد که قرباني رفتار پرخاشگرانه غيرفعال شده است. ممکن است عصباني يا ناراحت بشويد اما لزوماً مطمئن نيستيد که مورد چنين رفتاري واقع شده ايد، از کجا مي توان اين رفتار را تشخيص داد؟

يکي از روش هاي تشخيص رفتار پرخاشگرانه غيرفعال دقت در کل الگوي رفتاري فرد مورد نظر و نه فقط يک مورد خاص رفتار اوست. در مثالي که گفته شد اگر آقا معمولاً مورد اطمينان بود و به موقع به خانه مي آمد تا خانم را به جلسه ا ش برساند يک بار ديرآمدنش دليلي بر رفتار پرخاشگرانه غيرفعال نبود. اما اگر معمولاً براي حضور همسرش در جلسه خلل ايجاد کرد و از طرفي اين کارش را انکار مي کرد الگوي رفتاري پرخاشگري غيرفعال به وضوح ديده مي شد. اما اگر چنين رفتاري را در کسي تشخيص داديد چطور بايد با آن کنار بياييد؟ سه توصيه زير را در مواجهه با افراد پرخاشگر غيرفعال به کار ببنديد؛

1- مستقيماً با اين رفتار برخورد کنيد و بپرسيد که آيا آن شخص با شما مشکلي دارد.

مثلاً اگر کسي شما را با لفظ ناشايستي خطاب کرد که اتفاقاً خودتان مي دانيد چنين اشکالي در شما وجود دارد، به او بگوييد؛ تو مرا... صدا کردي آيا با اين ويژگي من مشکلي داري؟

2- احتياط به خرج بدهيد و به هرچه طرف مقابل تان مي گويد يا قول مي دهد اعتماد نکنيد. هميشه نقشه دومي هم در سر داشته باشيد. در مثال بالا خانم مي توانست هماهنگ کند که اگر آقا به موقع به خانه نرسيد يکي از دوستانش دنبالش بيايد تا با هم به جلسه بروند.

3- با مهارت ارتباطي که مي آموزيد جملات قاطعي به کار ببريد تا طرف مقابل تان بداند چگونه کاري که مي کند روي شما و احساسات تان تاثير مي گذارد. مثلاً بگوييد؛ «حرف محرمانه اي را که به تو گفته بودم از زبان فلاني شنيدم. اين موضوع مرا خيلي ناراحت کرد، خواهش مي کنم ديگر اين کار را تکرار نکن چون دلم مي خواهد بتوانم به تو اعتماد کنم.»
 
 
 ماندگاري مواد غذايي در يخچال
 
خوشبختانه ما در زمانه اي زندگي مي کنيم که در هر فصلي انواع مواد غذايي در بازار موجود است و از آن بهتر اينکه مي توان يکجا چند ماده غذايي را خريد و در يخچال گذاشت و به تدريج استفاده کرد. با اين حال بايد توجه داشت يخچال هم معجزه نمي کند و هميشه بايد حواستان جمع باشد که هر ماده غذايي را چه موقع در آن گذاشته ايد تا پيش از خراب شدن يا حداقل پيش از از دست دادن مواد مغذي اش آن را مصرف کنيد. روي خيلي از بسته بندي هاي مواد غذايي بهترين تاريخ مصرف آن نوشته شده است. اما اگر به چنين تاريخي دسترسي نداشتيد يا براي اطمينان بيشتر، مي توانيد از اطلاعات زير استفاده کنيد.

 لبنيات

شير تازه 5 تا 7 روز در يخچال سالم مي ماند. اگر شير چربي گرفته يا به اصطلاح چرخ کرده باشد يک تا دو هفته مي توان آن را در يخچال نگه داشت. اگر در بطري شير باز شده باشد نبايد بيش از 3 تا 5 روز در يخچال بماند. خامه تا 10 روز در يخچال سالم مي ماند اما خامه زده شده را تنها يک روز مي توان در يخچال نگه داشت. خامه ترش تا 4 هفته سالم مي ماند. ماست و پنير دلمه را 7 روز مي توان در يخچال نگه داشت. پنيرهاي سفت و پنير رنده شده 6 تا 12 هفته در يخچال سالم مي مانند. پنيرهاي نرم نبايد بيش از 3 تا 4 هفته در يخچال بماند. کره و مارگارين هم حداکثر دو هفته در يخچال سالم مي مانند.

 تخم مرغ

تخم مرغ تازه با پوست سالم سه هفته در يخچال سالم مي ماند اما اگر آن را پخته باشيد بايد در عرض يک هفته آن را مصرف کنيد.

 گوشت تازه

مرغ درسته يا تکه شده، اردک، غاز، بوقلمون، پرنده هاي شکار و دل و جگر مرغ يک تا دو روز در يخچال سالم مي ماند. گوشت چرخ کرده يا خورشي هم يک تا دو روز در يخچال مي ماند اما گوشت استيک، کبابي و گوشت دنده را 3 تا 5 روز هم مي توان نگه داشت. زبان و ساير اجزاي بدن هم يک تا دو روز نبايد بيشتر در يخچال بماند. سوسيس را هم يکي دو روزه بايد مصرف کرد.

 گوشت پخته

سوسيس دودي و ژامبون درسته را يک هفته مي توان در يخچال نگه داشت. ژامبوني که کاغذ آن باز شده 3 تا 5 روز و ژامبون ورقه 3 تا 4 روز در يخچال مي ماند. هات داگ اگر بسته اش باز نشده باشد دو هفته در يخچال سالم مي ماند اما اگر در آن باز شده باشد بايد بين 3 تا 7 روز مصرف شود. گوشتي که پخته شده و زياد آمده را 3 تا 4 روز مي توان در يخچال نگه داشت. آب گوشت هم يکي دو روز در يخچال مي ماند. باقي مانده مرغ پخته را هم مي توان 3 تا 4 روز در يخچال نگه داشت.

 ماهي

ماهي هاي تازه چه کم چربي مثل قزل آلا چه ماهي هاي پرچرب مثل آزاد يا تن را نبايد بيش از يک يا دو روز در يخچال نگه داشت. اما اگر ماهي سرخ کرده يا پخته باشد مي توان آن را 3 تا 4 روز در يخچال نگه داشت.

 ميوه

سيب يک ماه در يخچال سالم مي ماند. گلابي، هلو، آلو، انگور، شليل و کيوي را 3 تا 5 روز مي توان در يخچال نگه داشت، پرتقال، نارنگي، ليمو و گريپ فروت دو هفته در يخچال مي ماند. گيلاس، آلبالو، توت فرنگي، توت سفيد و شاتوت و تمشک فقط 2 تا 3 روز بايد در يخچال بماند. هندوانه، خربزه و طالبي تا يک هفته در يخچال تازه مي ماند. آناناس بريده شده هم نبايد بيش از 2 تا 3 روز در يخچال بماند. موز و انبه هم که نيازي نيست در يخچال نگهداري شوند.

 سبزي و صيفي

کاهو يک هفته در يخچال تازه مي ماند. هويج، شلغم و چغندر دو هفته و گل کلم يک هفته در يخچال سالم مي ماند. لوبيا، باقلا، نخودفرنگي، کدوسبز، کلم بروکلي، کلم پيچ و اسفناج نبايد بيشتر از 3 تا 5 روز در يخچال نگه داشته شوند. کرفس، کلم، گوجه فرنگي، فلفل دلمه اي و فلفل سبز تا يک هفته در يخچال مي ماند. قارچ بايد يکي دو روزه مصرف بشود. ترب تا دو هفته و سبزي هايي مثل جعفري و گشنيز فقط 2 تا 3 روز در يخچال تازه مي ماند. ذرت را بلافاصله مصرف کنيد تا عطر آن از بين نرود.

 نان و شيريني

نان را بهتر است در دماي اتاق نگهداري کنيد. گذاشتن نان در يخچال شرايط را براي بيات شدن آن فراهم مي کند. به هر حال نان را بايد بين 3 تا 7 روز از تاريخ پخت و خريدش مصرف کنيد. خمير نپخته را 2 يا 3 روز مي توان در يخچال نگه داشت. کيک ها را هم بهتر است در يخچال نگذاريد و تازه مصرف کنيد. فقط کيک پنير را مي توان 3 تا 7 روز در يخچال گذاشت. پاي ميوه را هم يکي دو روز مي توان در يخچال نگه داشت. انواع شيريني و کيک مانند شيريني دانمارکي، دونات، کيک اسفنجي، کيک شکلاتي، کيک هاي چندلايه، کيک يزدي، رولت و پن کيک را به تشخيص خودتان و با توجه به کيفيت آنها در يخچال بگذاريد اما سعي کنيد هر چه سريع تر آنها را مصرف کنيد.
 نقش استقلال طلبي در شکل گيري هويت
 
 گم گشته ام کجا؟ نديد ه اي مرا؟*
  غزل غازياني
«ما مستقل زاده نمي شويم، بلکه مستقل رشد مي کنيم».

«استقلال» چيزي است که همه انسان ها به محض رسيدن به بلوغ جسمي و فکري به دنبال آن مي گردند. نوزاد انسان از بدو تولد کاملاً وابسته است. قدرت و اراده انجام هيچ کاري را ندارد. اين والدين کودک هستند که سعي در برطرف کردن نيازهاي او دارند.به محض وارد شدن به جامعه، انگيزه او چند برابر مي شود. مدام به دنبال راهي مي گردد تا بتواند توانايي ها و قابليت هاي خود را به اطرافيان نشان دهد و خودش را به عنوان فردي «مستقل» معرفي کند.

لئو تولستوي نويسنده شهير روسي در داستاني بسيار ساده و کوتاه استقلال انسان را به عنوان امري مهم قلمداد مي کند. داستان درباره بلدرچيني است که با جوجه هاي خود در مزرعه اي لانه دارد. صاحب مزرعه تصميم مي گيرد محصول زمينش را درو کند. روز اول از همسايه ها کمک مي خواهد، اما کسي به کمک او نمي آيد. بلدرچين فرزندانش را مطمئن مي کند که نگران نباشند. کشاورز روز دوم از دوستانش کمک مي طلبد، باز هم درخواست او بي پاسخ مي ماند. روز سوم، خودش داس را برمي دارد و تصميم مي گيرد زمين را درو کند. اين بار بلدرچين مطمئن مي شود که زمين درو خواهد شد. به جوجه هاي خود مي گويد؛ «حالا موقع رفتن است. وقتي آدم ها به کسي وابسته نباشند و خودشان دست به کار شوند، حتماً کار انجام مي شود،»

حکايت ما آدم ها، حکايت همين صاحب مزرعه است. هميشه منتظريم «دستي از غيب برون آيد و کاري بکند،» اگر در پي راهي براي مستقل بودن باشيم، مي توانيم «خويشتن حقيقي خود» را کشف کنيم. البته اين به معناي نقض وجود وابستگي انسان به برخي موارد نيست زيرا انسان فطرتاً نيازمند آفريده شده و از بدو تولد به بسياري عوامل طبيعي وابستگي دارد. وابسته به هوايي که تنفس مي کند، غذايي که مي خورد، محيطي که خود و اطرافيانش در آن زندگي مي کنند و از همه مهمتر نيازهاي رواني. اما تامين همه اين نيازها و ديگر وابستگي هاي انسان تا حد زيادي به خود او برمي گردد. چنانچه هر شخصي بتواند استعدادها و قابليت هاي خود را کشف کند، ناخودآگاه حس مسووليت پذيري او بيشتر مي شود. با پذيرفتن مسووليت، هويت جديدي پيدا مي کند. از اين لحظه مي تواند تصميم گيري کند و با استفاده از قدرت تفکر و توانمندي خود آن را به مرحله اجرا درآورد. مطمئن باشيد تا زماني که آدمي به انرژي و نيرويي که خداوند به او هديه داده ايمان نداشته باشد، قادر به انجام هيچ کاري نخواهد بود، حتي تامين نيازهاي عادي و روزمره خود. حتماً تا به حال براي شما هم پيش آمده که در کوچه و خيابان با افرادي روبه رو شده باشيد که يکي از اعضاي بدن خود را از دست داده يا اينکه حالت جسماني طبيعي نداشته باشند. صادقانه بگوييد اولين چيزي که از ذهنتان مي گذرد چيست؟ «خدايا، تو را شکر،» و بعد احساس خجالت و شرمندگي...

مي بينيد که اين انسان هاي شريف مثل ديگر آدم هاي سالم در اجتماع حضور پيدا مي کنند و چه بسا بسياري از آنها از مردم عادي موفق تر و خوشبخت تر هستند. اين افراد به داده ها و نداده هاي خداوند راضي هستند و سعي مي کنند مسووليت تمام کارها را خودشان به عهده بگيرند. در نتيجه به طور مستقل قادر به انجام بسياري از امور روزمره خود خواهند بود. پس هيچ تفاوتي از اين بابت ميان انسان ها نيست. کافي است به «درون واقعي» و «وجود حقيقي» خود ايمان بياوريد و آن قدر احساس وابستگي به کمک و حمايت ديگران در هر کاري نداشته باشيد. چنانچه به اين باور برسيد، خيلي سريع مي بينيد که چقدر وجودتان براي خود و جامعه مفيد و مثبت خواهد بود. در نتيجه سعي کنيد از اين پس تمام راهکارهايي را که قبلاً ارائه داده ايد، تکرار کنيد. تداوم کارهاي سازنده مسلماً باعث رشد فکري و پيشروي امورتان خواهد بود. عدم استقلال در زندگي، روند تحرک و پيشرفت شما را مختل مي کند، چرا که هميشه به دنبال حمايت و کمک ديگران خواهيد بود. منتظر هستيد که شخص ديگري در فرصت مناسب به ياري شما بشتابد، غافل از اينکه همان فرد، قطعاً کارهاي خود را بر کارهاي شما ترجيح مي دهد، با خود صادق باشيد و سعي کنيد خودتان را در جايگاه ديگران قرار دهيد. چند درصد از شما ممکن است کار مهم خود را رها کرده و به دنبال حل مشکلات بقيه باشيد؟ هر چقدر هم که آدم دلسوز و باوجداني باشيد، انجام امور روزمره و مهم تان در اولويت قرار خواهند گرفت. خودتان را سرزنش نکنيد. اين يک امر کاملاً طبيعي و روند معمول زندگي است. همين افرادي که از روي مهرباني و دلسوزي بارها به شما کمک کرده اند، ممکن است روزي در شرايطي قرار بگيرند که امکان انجام اين کار براي آنها ميسر نباشد. پس در اينجا شما بازنده خواهيد شد و اين همان هويت سرگرداني است که مدام در پي مکاني امن مي گردد. هيچ گاه موقعيت ثابت و يکنواختي ندارد. هميشه در تلاطم و انتظار است، چرا که مسووليت خود را نمي شناسد. اما به محض اينکه خودش را به عنوان يک انسان مسوول شناخت، انجام امور زندگي اش را طبقه بندي کرده و سعي مي کند روي آنها متمرکز شود. همين تمرکز کردن از آشفتگي و سرگرداني ذهن او مي کاهد و مطمئن باشيد بعد از کسب آرامش و حس استقلال ، ديگر هرگز حاضر به از دست دادن آن نخواهد شد. همين امر است که او را به طور غيرارادي، در مسير تداوم انجام امور شخصي و پيشرفت در زندگي قرار مي دهد. بعد از مدت زماني، ناخودآگاه به دنبال يافتن رفتارها و باورهاي اشتباه گذشته خود مي رود. مطمئناً خيلي زود اين قدرت و توانايي را در خود مي بيند که بتواند راهي براي تغيير و هدايت آنها به روشي صحيح و سازنده پيدا کند.

*تيتر برگرفته از آخرين اشعار حسين پناهي است.
 
 
 خانه اي مرتب و منظم
  سپيده سليمي


براي بسياري از افراد نظم و ترتيب بخشيدن به خانه يک انتخاب نيست بلکه به صورت امري ضروري درآمده که بايد هر چه سريع تر راهکاري براي آن يافت. نحوه زندگي امروزي ما را صاحب وسايل و لوازم متعدد و خرده ريزهاي بي شمار کرده است که بايد در گوشه و کنار خانه هاي کوچک مان جا داده شوند و در وقت نياز قابل دسترسي باشند. اگر به انبوه وسايلي که تنها در آشپزخانه هاي امروزي پيدا مي شوند فکر کنيم به راحتي متوجه خواهيم شد که اين وسايل بسيار بيشتر از آنچه مادران و مادربزرگ هاي ما در آشپزخانه هاي وسيع شان داشتند، هستند. يا آنچه در قالب تکنولوژي نوين به خانه هاي ما راه پيدا کرده اعم از صفحات بي شمار ديسک هاي فشرده، کتاب هاي متعدد، کامپيوتر و لوازم جانبي آن و همچنين دستگاه هاي مختلفي که هر کدام براي راحت تر شدن زندگي اختراع شده اند حجم قابل توجهي از خانه را اشغال کرده اند. با کوچک تر شدن فضاي زندگي و رواج آپارتمان نشيني لزوم يافتن راهکارهاي موثر براي نظم و ترتيب بخشيدن به اين وسايل ضروري شده است تا از اين طريق بتوانيم خانه اي مرتبط، منظم و آراسته داشته باشيم که ضمن زيبايي نيازهاي روزمره ما را نيز برطرف مي سازد. در چنين خانه اي کتاب ها به جاي انباشته شدن در طبقات کتابخانه مرتب و منظم در آن چيده شده اند و درهاي کمد وسيله اي براي پنهان کردن هرج و مرج داخل آن نيستند بلکه کمدها براي حداکثر استفاده از فضا، طبقه بندي شده اند و وسايل و لوازم متعددي را به نحوي قابل دسترس و منظم در خود جاي داده اند.

اما اگر خانه شما شباهتي به اين خانه ايده آل ندارد نگران نشويد چون با راهکارهاي بسيار عملي و ساده مي توانيد به اين خانه نمونه نزديک شويد.

اصلي ترين راهکار افزايش فضا در خانه اي کوچک از نظر ما طراحي مبلمان و وسايلي است که بتوانند امکان جاي دادن لوازم مختلف را فراهم کنند تا به اين وسيله از فضاي محدود موجود استفاده بهينه شده و از ايجاد بي نظمي و شلوغي جلوگيري شود، ضمن آنکه زيبايي ظاهري نيز تامين مي شود. مبلمان خانه را با هوشمندي و درايت انتخاب کنيد. به عنوان مثال به جاي يک ميز چهار پايه ساده که فضاي مشخصي را اشغال مي کند و فقط از سطح روي آن استفاده مي شود ميزي را انتخاب کنيد که در فضاي زير آن چند کشو تعبيه شده باشد تا از فضاي مرده زير ميز هم براي جا دادن خرده ريزها و وسايل مورد نياز در آن اتاق سود ببريد. اين روش استفاده بهينه از فضا در همه اتاق ها و براي اکثر مبلمان خانه قابل اجرا است. در اتاق خواب از تخت خواب هاي کشودار استفاده کنيد. مبلماني که در زير کشو داشته باشند يا نيمکت هاي صندوق مانند فضاي قابل توجهي در اختيار شما قرار مي دهند. نصب طبقات و ساخت کشو در داخل کمدهاي ديواري از ديگر روش هاي افزايش فضا هستند، خلاصه اينکه با دقت در انتخاب مبلمان منزلتان و خريد وسايل چندمنظوره، به نماي ظاهري و کاربردشان به يک اندازه توجه نشان دهيد.

 از کجا شروع کنيم

ابتدا با صداقت نحوه زندگي و بودجه اي را که در اختيار داريد در نظر بگيريد. سپس اتاق هاي خانه را يک به يک بررسي کنيد. در نحوه چيدمان وسايل و مبلمانتان تجديدنظر کنيد و خود را به روش هاي معمول چيدمان محدود نسازيد. به عنوان مثال اگر ميز ناهارخوري در وسط اتاق قرار گرفته اما شما جايي براي يک کتابخانه نداريد، در صورت امکان ميز را به کنار اتاق انتقال دهيد و در فضاي خالي شده سوي ديگر اتاق يک کتابخانه با يک صندلي راحت قرار دهيد. به اين ترتيب از اين اتاق به دو منظور استفاده مي کنيد. تنها به اين دليل که همه ميز ناهارخوري را در وسط اتاق مي گذارند خود را ملزم به اين کار نکنيد بلکه به نيازها و امکانات خودتان توجه کنيد و به نحو مقدور از اين امکانات سود ببريد. اغلب ما به دنبال روش هاي معمول و متداول براي چيدمان منزلمان هستيم اما هميشه اين روش ها پاسخگوي نياز ما نيستند. شايد قرار دادن يک ميز کامپيوتر در گوشه اي از اتاق خواب قابل انتظار باشد اما بسياري از ما به جا دادن آن در گوشه اتاق ناهارخوري فکر نمي کنيم. حال آنکه اين روش مي تواند راهکاري موثر براي نظم بخشيدن به خانه باشد.تمام اتاق هاي يک خانه مي توانند از ابتکار و خلاقيت شما بهره مند شوند. کافي است با هوشمندي و تکيه بر خلاقيت تان هر يک از فضاهاي خانه را بررسي کنيد و راهي براي نيازهاي موجود در آنها بيابيد. رفع اين نيازها هميشه مستلزم صرف هزينه اي گزاف نيست بلکه با ايده هاي ابتکاري مي توانيد از آنچه در حال حاضر داريد و ترکيب آنها با وسايل ارزان قيمت و کم هزينه راهکارهاي جالبي بيابيد. بسياري از وسايل قديمي که در انباري خانه سال ها بي استفاده مانده اند مي توانند با کاربردهاي جديد مورد استفاده قرار بگيرند. اين وسايل ممکن است نياز به بازسازي داشته باشند اما بازسازي آنها احتمالاً نسبت به خريد لوازم جديد هزينه کمتر دربرخواهد داشت. گاهي ممکن است بعضي از وسايل موجود در يک اتاق را به اتاق ديگري انتقال دهيد و تنها با اين جابه جايي برخي از نيازهاي موجود در آن را تامين کنيد.

از راهکارهاي عملي ديگر براي استفاده بهينه از فضا، سود بردن از ويژگي هاي معماري يک اتاق است. اين ويژگي ها که گاهي حتي نقص ديوار محسوب مي شوند مي توانند به فضايي براي نگهداري از وسايل مختلف شما تبديل شوند. با نصب طبقه در گودي هاي ديوار يا فرورفتگي ميان دو ستون مي توانيد فضاي قابل ملاحظه اي براي چيدن لوازم مختلفي از قبيل کتاب ها يا وسايل تزئيني ايجاد کنيد. گاهي مي توانيم با نصب در يا آويزان کردن پرده هاي حصيري يا پارچه اي در جلوي چنين فرورفتگي هايي فضايي مانند يک کمد را به وجود بياوريم. نصب طبقات چوبي يا شيشه اي در راهروها يا روي ديوار پله ها در داخل خانه نيز امکان بهره گيري از فضايي مرده را براي شما فراهم مي کند. حتي فضاي زيرپله ها نيز مي تواند امکانات قابل توجهي را در اختيار شما بگذارد.يکي ديگر از مراحل نظم و ترتيب بخشيدن به خانه رهايي يافتن از وسايل اضافي است که مدت هاست مورد استفاده قرار نگرفته اند و به احتمال قريب به يقين پس از اين هم مفيد نخواهند بود. تنها به اين علت که روزي از آنها استفاده مي شده يا به آنها علاقه داشته ايد نبايد وسايل اضافي را در خانه انبار کنيد. لباس هايي که مدت ها است براي شما تنگ شده اند و به اميد بازگشت به سايز قبلي آنها را نگاه داشته ايد، لوازمي که فکر مي کنيد ممکن است در آينده به کاري بيايند و اسباب بازي هايي را که مدت ها است کودکتان با آنها بازي نمي کند بايد از کمدها بيرون بريزيد. خارج کردن اينها از کمدها و اتاق هاي خانه فضاي بيشتري را براي جا دادن لوازم مورد احتياج شما فراهم مي کند. وقتي به اين مرحله رسيديد و وسايلتان را نظم و ترتيب بخشيديد نوبت به آموزش اعضاي خانواده و ايجاد يک سري عادات مثبت در آنها مي رسد. اعضاي خانواده را دور هم جمع کنيد. توجه آنها و به ويژه کودکانتان را به مزاياي وجود نظم و ترتيب در خانه جلب کنيد و از آنها بخواهيد وسايل و لوازم مختلف را هميشه پس از استفاده در جاي خود قرار دهند تا نظم و ترتيب به وجود آمده در منزلتان حفظ شود.
 
 
 خوراک سيرابي با پياز ريزه
 
مواد لازم؛

نصف پيمانه روغن آفتابگردان

600 گرم پياز ريزه پوست گرفته

دو قاشق چايخوري زيره آسياب شده

دو قاشق چايخوري زردچوبه

دو عدد برگ بو

10 عدد دانه فلفل نکوبيده

دو قاشق چايخوري تخم گشنيز کوبيده

6 عدد فلفل قرمز درسته

سه قاشق سوپخوري زنجبيل تازه رنده شده يا يک قاشق چايخوري پودر زنجبيل

دو حبه سير کوبيده

يک قاشق چايخوري دارچين

5/1 کيلوگرم سيرابي تميز شده

دو قاشق چايخوري نمک

نصف پيمانه سرکه

6 پيمانه آب

سه چهارم پيمانه شکر

400 ميلي ليتر شير نارگيل

چند برش ليموترش

طرز تهيه؛

فلفل، پياز ريزه و تمام ادويه ها را همراه با روغن در قابلمه مناسبي 5 دقيقه تفت دهيد. مواد را از قابلمه به ظرف ديگري انتقال دهيد.

5 دقيقه سيرابي را در ظرف آبي که کمي سرکه به آن اضافه کرده ايد خيس کنيد. سپس آن را شسته و با يک قيچي تميز به صورت نوارهاي باريک خرد کنيد. سيرابي را در قابلمه اي که ادويه ها را در آن تفت داده بوديد بريزيد و بگذاريد حدود دو ساعت با آب و باقيمانده سرکه و نمک بپزد تا زماني که سيرابي خوب پخته باشد. سپس شکر و مخلوط ادويه ها و پياز و فلفل را اضافه کنيد و بگذاريد 20 دقيقه ديگر نيز جوشيده و بپزد سپس شير نارگيل را اضافه کنيد و پس از داغ شدن همراه با برش هاي ليموترش سرو کنيد.
 
 
 نان خامه اي با سس شکلات
 
اين نان هاي کوچک پر شده با خامه که با سس شکلاتي روکش شده اند شيريني مورد علاقه بچه ها و بزرگسالان هستند. آنها را با حوصله و سر فرصت تهيه کنيد و با اعضاي خانواده از خوردنشان لذت ببريد.

مواد لازم؛

60 گرم آرد سفيد

1 قاشق چايخوري پودر قند

50 گرم کره

2 عدد تخم مرغ درشت

براي داخل نان خامه اي؛

300 گرم خامه

2 قاشق سوپخوري پودر قند

براي سس شکلات؛

175 گرم شکلات ساده

طرز تهيه؛

فر را با حرارت 200 درجه سانتيگراد روشن کنيد تا گرم شود. سيني فر را با کمي روغن چرب و آماده کنيد.

150 ميلي ليتر آب سرد را همراه با کره در ظرف مناسبي بريزيد و روي حرارت متوسط اجاق گاز قرار داده، مرتب هم بزنيد تا کره کاملاً ذوب شود. وقتي کره ذوب شد بلافاصله اجاق را خاموش کنيد زيرا جوشيدن بيش از اندازه آب موجب تبخير آن و کم شدن حجم آب مي شود. آرد و پودر قند را از قبل مخلوط و آماده کنيد و يک باره آن را در آب جوش حاوي کره بريزيد در حالي که با دست ديگر مرتب مخلوط را هم مي زنيد. به هم زدن ادامه بدهيد تا خمير سفت شده و به صورت يک گلوله درآيد، به طوري که چيزي از آن چسبيده به ديواره ظرف باقي نماند. براي هم زدن اين خمير از همزن برقي هم مي توانيد استفاده کنيد تا در مصرف انرژي صرفه جويي شود. تخم مرغ ها را در ظرفي بشکنيد و هم بزنيد، سپس مقداري از آن را با خمير مخلوط کنيد. وقتي مخلوط يکنواخت شد مقدار بيشتري از تخم مرغ را اضافه کنيد و دوباره ورز دهيد تا همه تخم مرغ به اين ترتيب به خمير افزوده شود و آن را به خميري يکنواخت و نرم تبديل کند. مقداري آب در سيني فر بريزيد و سپس آن را خالي کنيد تا سطح روي سيني مرطوب شود و به اين ترتيب هنگام پخت شيريني ها در فر اين آب تبخير شده و محيط داخل فر را اندکي مرطوب مي کند و موجب پف کردن شيريني مي شود.

مقاديري به اندازه يک قاشق از خمير را برداشته و به صورت کروي فرم بدهيد و با فاصله 5/2 سانتي متر از يکديگر روي سيني فر بچينيد. اگر مي خواهيد شيريني ها ريز و مينياتوري باشند از قاشق مرباخوري استفاده کنيد.

سيني فر را به مدت 10 تا 15 دقيقه در فر قرار دهيد. سپس حرارت فر را به 250 درجه سانتيگراد افزايش دهيد و بگذاريد حدود 10 تا 15 دقيقه ديگر در فر بپزند تا طلايي شوند. سيني فر را بيرون بياوريد و با نوک يک کارد تيز شيريني ها را از کنار سوراخ کنيد تا بخار حبس شده در آنها خارج شود. سپس چند دقيقه ديگر شيريني را در فر قرار دهيد و بعد روي شبکه سيمي سرد کنيد.

خامه را با همزن برقي کمي بزنيد تا اندکي فرم بگيرد سپس پودر قند را افزوده و دوباره بزنيد تا پودر قند در آن حل شده و خامه فرم بگيرد. آن را در يخچال قرار دهيد.

شکلات را خرد کرده در يک ظرف کوچک بريزيد و آن را در ظرف بزرگتري محتوي آب جوش قرار دهيد. شکلات را هم بزنيد تا ذوب شود.وقتي شيريني ها کاملاً سرد شدند آنها را از وسط به دو نيم تقسيم کنيد. مقداري خامه در ميان دو نيمه شيريني بريزيد و با سس شکلات آن را تزئين و سرو کنيد.
 
 
 سطح کاري متحرک براي آشپزخانه
 
وجود سطحي به عنوان سطح کار در آشپزخانه براي انجام مراحل آماده سازي مواد جهت پخت غذا، از جمله امکانات لازم و ضروري يک آشپزخانه است که البته معمولاً در اغلب خانه ها سطح روي کابينت ها، ميز غذاخوري يا سطح پيشخوان آشپزخانه اين نقش را ايفا مي کند. ولي با توجه به کاهش وسعت فضاي آشپزخانه هاي جديد، نه تنها قراردادن ميزي مجزا در اغلب آنها امکان پذير نيست بلکه پس از جاسازي لوازم اصلي شامل يخچال و فريزر، اجاق گاز و سينک، حتي ممکن است جاي کافي براي اختصاص به کابينت اضافي نيز وجود نداشته باشد. در چنين شرايطي راهکار جايگزين ديگري نيز براي اين منظور وجود دارد که يکي از راحت ترين آنها، نصب طبقه اي بر روي ديوار آشپزخانه است. البته شرط استفاده از اين راهکار، وجود ديوار خالي و بدون کابينت است که به علت کمبود فضاي خالي کافي در مقابل آن، ديوار مورد نظر براي نصب کابينتي ثابت، مناسب نبوده و بي مصرف باقي مانده است. بنابراين شما مي توانيد با نصب طبقه اي تاشو، هم سطح کاري مناسب فراهم کرده و هم ميزي براي صرف صبحانه دونفره ايجاد کنيد. راهکار ديگر کاربرد ميزهاي متحرک است که حتي در شرايطي مي تواند به عنوان کابينتي متحرک نيز مورد استفاده قرار گيرد. پس يا ميزي ساده با فرم ابتدايي به شکل مستطيل با چهار پايه بلند چرخ دار و با اندازه اي متناسب با فضاي آشپزخانه تان بسازيد يا سفارش ساخت آن را به يک نجار بدهيد. در ضمن در فرم پيشنهادي طبقه يا طبقاتي نيز در فاصله ميان پايه ها تا سطح روي ميز در نظر بگيريد. اين طبقات مي توانند براي قرار دادن لوازم داخل کابينتي بسيار کاربرد داشته باشند.

پيشنهاد 1؛ اگر قصد داريد که ساخت چنين ميزي را به يک نجار حرفه اي سفارش دهيد توجه داشته باشيد که ديواره دار بودن سه وجه محيطي اين ميز و همچنين تعبيه دري براي دسترسي به فضاي داخل آن يا ترکيب در و کشو، درست مانند سيستم يک کابينت، مي تواند کاربرد آن را افزايش دهد.

حال اگر با وجود تجهيزات ابتدايي نجاري، ساخت اين ميز را با استفاده از نئوپان و پايه هاي چوبي خودتان برعهده گرفته ايد، همان فرم ساده نيز کارآيي لازم را خواهد داشت. فقط کافي است به لحاظ پوشش رنگي با پالت رنگي به کار رفته در آشپزخانه هماهنگ باشد.

پيشنهاد 2؛ اگر ميز طبقاتي متحرک را خودتان ساخته ايد ولي همچنان بر ناپيدا بودن فضاي داخل آن براي قرار دادن لوازم اضافي داخل کابينتي اصرار مي ورزيد، مي توانيد با به کارگيري اندکي ذوق و سليقه چند تکه پارچه را به شکل پرده در اطراف ميز نصب کنيد. البته در اينجا اين ابتکار و نوآوري شما است که مي تواند ميزي متفاوت، زيبا و کاربردي فراهم کند.

نکته؛ با توجه به اينکه امروزه ميزهاي متحرک آماده کشودار در بازار موجود است، در صورتي که انجام هيچ يک از موارد فوق برايتان امکان پذير نيست از ميزهاي آماده که در اندازه هاي مختلف عرضه مي شود، استفاده کنيد.

نکته؛ مزيت مهم و اصلي همه ميزهاي فوق چه دست ساز و چه سفارشي يا آماده، متحرک بودن آنها است. به اين ترتيب شما مي توانيد بدون اشغال مکاني مشخص در آشپزخانه، آن را به راحتي جابه جا کرده و همزمان با برآورده کردن نياز به وجود سطح کار، جايي براي لوازم اضافي و همچنين سطحي براي صرف وعده اي غذا بر روي آن نيز داشته باشيد.
 
 
 ئين و ينگ دو نيروي متضاد
  الهام اسمعيلي
پايه و اساس فلسفه، نجوم، طالع بيني و طب چيني را دو نيروي ئين (Yin) و ينگ (Yang) تشکيل مي دهند.

چيني ها معتقدند اين دو نيرو از تاي چي (Tai Chi) به وجود آمده و اثر متقابلشان بر روي يکديگر سبب پديد آمدن زندگي شده است. به تعبيري ديگر طبق اين نظريه، اين دو نيرو جهان را تحت تاثير خود قرار داده و به طور کلي هر چيزي که در جهان وجود دارد جزء يکي از اين دو نيرو است که البته هر کدام نيز به خودي خود ئين و ينگي جداگانه در ديگري دارد. چيني ها بر اين عقيده اند که سمبل ئين آب و خاک و سمبل ينگ باد و آتش است. در همين راستا در جدولي که در زير آمده به برخي از ئين و ينگ ها اشاره شده است.علاوه بر موارد فوق، مکان ها و حتي شخصيت ها نيز در اين تقسيم بندي قرار مي گيرند. به عنوان مثال افراد خلاق، حساس، ظريف و داراي قدرت تصور بالا، ئين (Yin) و شخصيت هاي هوشيار، فعال، سريع، داراي قدرت تمرکز و دقت بالا ينگ هستند.هر چه اين خصوصيات در فرد شديدتر شود، خيلي ئين يا خيلي ينگ مي شود. تئوري ئين و ينگ يکي از مهمترين تئوري هاي فنگ شويي نيز است. درواقع اساس و پايه فنگ شويي يا به عبارت ديگر، مفاهيم کليدي اين علم را چهار اصل مهم تشکيل مي دهند که عبارتند از 1- جريان چي، 2- ئين و ينگ، 3- عناصر پنج گانه (آب، چوب، فلز، خاک و آتش) و 4- موقعيت هاي هشت گانه جغرافيايي (شمال، جنوب، شرق، غرب، شمال شرق، شمال غرب، جنوب غرب، جنوب شرق).طبق تئوري ئين و ينگ همه اجزاي جهان از دو نيروي متضاد با هم تشکيل شده اند که اگرچه به ظاهر با هم در تضاد هستند ولي نيروي آنها مرتبط با يکديگر بوده و در کل مکمل هم به حساب مي آيند.نکته مهم اين است که بقاي هيچ يک از اين نيروها بدون ديگري امکان پذير نيست و هر کدام به تنهايي هويت و موجوديت مستقلي ندارند. درست مانند روز که بدون وجود شب، صدا بدون وجود سکوت و گرما بدون وجود سرما معنايي ندارد و درواقع اين تضادها لازم و ملزوم يکديگرند. در يک مثال ساده تر مي توان گفت همان طور که در الکتريسيته دو نيروي مثبت و منفي متضاد وجود دارد و عملکرد همزمان آن دو با هم سبب توليد انرژي مي شود، ئين و ينگ نيز نشانگر دو نيروي متضاد و متغيري هستند که هر يک سعي دارد ميزان تسلط خود را بر ديگري بيشتر کند و در صورت وقوع چنين شرايطي است که عدم توازن به وجود مي آيد ولي با تسلط يکي، نيروي ديگري آن را جبران مي کند؛ يعني در نهايت هدف اصلي که همان دستيابي به يک تعادل و توازن در زندگي است، پديد مي آيد.

 نسبي بودن ئين و ينگ

اگرچه هر يک از اجزاي طبيعت، حالات و موقعيت ها يکي از اين دو نيرو (ئين و ينگ) هستند ولي اين موضوع کاملاً نسبي است. به عنوان مثال هنگامي که شما در حال استراحت به سر مي بريد، نسبت به وضعيت بيداري و فعاليت روزمره تان در حالت ئين قرار داريد ولي همين حالت استراحت در مقايسه با هنگام خواب شبانه داراي موقعيت ينگ است.

 تبديل دو نيرو به هم

نتيجه تبديل مداوم اين دو نيروي متضاد به هم، عاملي براي به گردش درآمدن جريان هستي است که در نتيجه آن هم جريان چي به وجود مي آيد. به عنوان مثال طبق جدول فوق، آب راکد يا داراي حرکت آرام ئين و سيلاب و رود خروشان ينگ است. حالا تصور کنيد يک حرکت آرام ئين رودخانه هنگامي که با صخره هاي بزرگ و سراشيبي تندي مواجه مي شود، سرعت گرفته و حالت خروشان پيدا مي کند در نتيجه به ينگ تبديل مي شود و وقتي دوباره به سمت درياچه در حالت آرام به جريان مي افتد، دوباره به ئين بازمي گردد.

 سمبل تاي چي

بهترين فرم ارائه مفهوم رابطه ميان ئين و ينگ همان سمبل گرافيکي ديرآشناي تاي چي است که به طور قطع همه شما آن را ديده ايد. اين سمبل گرافيکي چيني يک دايره خطي مشکي رنگ را تشکيل مي دهد که فضاي داخل دايره توسط خطي انحنادار به دو قسمت مساوي سياه و سفيد تقسيم شده است. دايره مشکي نشانگر کل جهان هستي، بخش سياه يا همان تاريکي نمايانگر نيروي ئين و بخش سفيد يا همان نور و روشنايي نمايانگر نيروي ينگ هستند که در داخل هر يک از دو فضاي سياه و سفيد لکه اي دايره اي شکل از نيروي متضاد حضور دارد. به اين معنا که هر ئين داراي بخش کوچکي ينگ و هر ينگ داراي بخش کوچکي ئين نيز هست.جالب اينکه در اين سمبل که به اعتقاد چيني ها تضاد موجود در ميان سياهي و سفيدي، پديد آورنده همه چيز در جهان است، سياهي و سفيدي مطلق وجود ندارد و همه چيز نسبي است.

فصل چروک
زنده باد تابستان
حادثه خبر نمي کند
هشدارهاي گرم زدا
7 روش براي کنار آمدن با بدقلق ها
قلدرها و حقه بازها هميشه بد نيستند
ماندگاري مواد غذايي در يخچال
گم گشته ام کجا؟ نديد ه اي مرا؟*
خانه اي مرتب و منظم
خوراک سيرابي با پياز ريزه
نان خامه اي با سس شکلات
سطح کاري متحرک براي آشپزخانه
ئين و ينگ دو نيروي متضاد

نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام