888 شماره
يكشنبه، 3 تير 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: كتاب
 نگاهي به رمان بيگانه اثر آلبر کامو
 
 همه اش تقصير آفتاب بود
  شهريار وقفي پور


«بيگانه» آلبر کامو به نوشته رولان بارت اولين اثر کلاسيک بعد از جنگ جهاني است و مي توان گفت هم بهترين اثر اين نويسنده است و هم از بهترين رمان هاي قرن بيستم، هم رديف رمان هايي چون «يوليسس»، «خشم و هياهو»، «آفتاب همچنان مي دمد»، «قهرمانان و گورها»، «انفجار در کليساي جامع» و نظاير آنها. اين حرف چون و چرا ندارد بلکه «چون و چرا»يش در دليل منتقد بر اين حرف است.

ابتدا پيش از آنکه به خود رمان وارد شويم، جمله اي را نقل مي کنم که نمي دانم گوينده اش کيست و آن اين که؛ «آثار کلاسيک را بايد هر ربع قرن، يک بار ديگر ترجمه کرد» و اين حکم در مورد «بيگانه» ضرورتي مضاعف دارد چرا که يک ترجمه از آن را چهل پنجاه سال پيش، جلال آل احمد کرده بود و خودش در مورد حکايت ترجمه کردنش مي گويد که براي يادگيري زبان به ترجمه دست زده است؛ گناهي نابخشودني،

چرا که ترجمه، به هيچ وجه، يافتن معادلي در زبان مقصد براي کلمه اي در زبان مبدأ نيست که بتواند به کار يادگيري زبان بيايد؛ از اين بگذريم که صحبت بر سر «ترجمه» نيست بلکه بر لزوم بازنگري در ترجمه هاي قديمي است، البته نه به اين منظور که آنها را با کلمات جديد آرايش دهيم و به قولي از آنها «راحت الحلقوم» بسازيم؛ ترجمه بايد رنگ ترجمه و رنگ زمان نوشته شدنش را داشته باشد؛ ليکن اين بازنگري در ترجمه هاي قديم کمک گرفتن از امکاناتي است که زبان مبدأ در طول زمان کسب کرده است (از اين منظر، خصوصاً تطبيق ترجمه هاي فلسفي قبل از انقلاب با بعد از انقلاب مثالي عالي در اختيارمان مي گذارد).

با اين حساب و با توجه به ترجمه بد جلال آل احمد از اين کتاب (گويا آقاي اعلم هم از اين کتاب ترجمه اي کرده اند که از خوانندگان مي خواهم آن را مستثنا کنند چرا که منتقد به آن دسترسي نداشته است) ترجمه «بيگانه» ضروري مي نمود و البته از مزيت هاي ترجمه جديد افزودن الحاقاتي به اول کتاب است؛ الحاقاتي چون تفاسير سارتر، بارت و بلانشو از اين کتاب (فقط کاش اين تفاسير، حداقل در مورد اين سه نفر، به صورت کامل مي آمدند) تفاسيري که عملاً جايي براي منتقد نمي گذارند چرا که گويا درخشان ترين حرف ها در باب اين کتاب گفته شده است؛ اينکه در «بيگانه» ما گويا شخصيت ها را از پشت شيشه مي بينيم، ادا و اطوارها و کنش ها هستند، اما گفته ها غايب اند، چيزها شفاف اند و معناها کدر، به عبارتي شخصيت ها به مداري غير از مدار ما تعلق دارند (تفسير سارتر)؛ اينکه راوي اگر چه اول شخص است به هيچ وجه راه را براي روانشناسي گرايي يا مونولوگ هاي موعظه کننده باز نمي کند بلکه نوعي عينيت ناب و في نفسه را ارائه مي کند (تفسير بلانشو)؛ اينکه راوي گرفتار يک تقدير ناگزير (آفتاب) است، آفتابي که نظم نياکاني نشانه ها را بسط مي دهد و اين ابهام بين آفتاب/ گرما و آفتاب/ روشن بيني وجود دارد و همين از «بيگانه» يک تراژدي بزرگ ساخته است (تفسير بارت).

با اين حال شايد بتوان اين ديدگاه ها را بسط داد و اندکي به جنبه هاي مغفول مانده (يا حذف شده) از آنها اشاره کرد. راوي «بيگانه» واجد عينيتي نفوذناپذير است و داستانش را هم با چنين جمله اي آغاز مي کند؛ «امروز مادر مرد». و اين همان مادري است که وقتي به يادش مي افتد که در زندان به خاطرش مي گذرد که اگر در تنه درختي مرده هم محبوس بود، به آن عادت مي کرد، و بعد يادآوري مي کند که اين طرز تفکر مادر مرده اش بوده که عادت داشته گهگاهي به صداي بلند اعلانش کند.

در اين جا شايد مقايسه اي به کمک مان بيايد؛ مورسو راوي «بيگانه» و کارآگاه خصوصي «خرمن سرخ» داستان دشيل همت، يکي از داستان هاي سياه يا نوآر که احتمالاً در دسته کتاب هاي سرگرم کننده قرارش مي دهيم؛ ليکن اين دو کتاب وجه مشترکي دارند؛ تکيه بر عينيت و عاري بودن راوي/ قهرمان از زندگي دروني غني. توجه به اين نکته نيز که کامو در اين کتابش تحت تاثير ادبيات امريکايي بوده است، ما را به اين مقايسه تشجيع مي کند. داستان ها را مي توان حکايات مردان دانست چرا که عملاً به زبان و نظام نمادين تعلق دارند، از همين رو به دنياي مردانه تعلق دارند. استعاره مادر اسکيزوفرنيک/ بلعنده نيز يادآور امر واقعي و خطراتي است که اين نظام را تهديد مي کند. در نقل قول بالا از «بيگانه» نيز با قلب چنين استعاره اي روبه روييم؛ بلعيده شدن توسط درخت يا طبيعت يا همان مادر. از همين جا شايد بتوان نتيجه گرفت که مورسو، راوي «بيگانه»، نگران آن است که مادرش نمرده باشد و از همين رو آن قدر بر اين موضوع تکيه مي کند، به عبارتي مرگ مادر مورسو بر تمام رمان سايه افکنده است چرا که راوي مي خواهد مطمئن شود که مادرش مرده است؛ توداري و عينيت محض نيز تاکتيک هايي هستند براي آنکه جهان مردانه بتواند انسجامش را حفظ کند و از دخول زن به آن جلوگيري کند. ليکن چنين تاکتيکي نمي تواند مانع از روبه رو شدن قهرمان با امر توضيح ناپذير، امر خارج از نظام نمادين شود؛ چرا که عينيت همان آفتاب است، همان نوري که قرار است کل جهان را روشن کند و انسان را به «روشن بيني» برساند؛ ليکن همين «آفتاب» است که راوي/ قهرمان را با امر توضيح ناپذير رويارو مي سازد؛ وقتي در دادگاه از او پرسيده مي شود چرا «عرب» را کشته است، جواب مي دهد «نمي دانم، تقصير آفتاب بود»؛ به عبارتي عينيت نيز از درون با همان شکاف ميان عينيت/ ذهنيت دست به گريبان است. در اين جا بايد گفت هنر واقعي کامو در اين رمان فراموش نشدني (که مي توان مضاميني چون بي عدالتي گسترنده را نيز در آن برجسته ساخت)، چسبيدن به عينيت صرف و بارز کردن شکاف هاي ذاتي چنين ديدگاهي است؛ عينيتي (که برعکس تاکيد گفتار علمي روشنگري) گنگ است، يک سره فاقد عنصري براي توضيح جهان است.

در اينجا مي توان نقدي گزنده بر روشنگري را نيز شاهد بود؛ آنچه دادستان، هيات منصفه و قاضي بر آن تاکيد دارند، همين عينيت است و مورسو نيز با همين عينيت گرايي ماجرا را تعريف مي کند؛ اما باز هم خواننده احساس مي کند که «عدالت» غايب است. البته راه رهايي از اين بن بست رفتن به سوي روانشناسي گرايي نيست که مبتني بر توضيح دوران کودکي، کار بي وقفه در اداره و تاثيرش بر روان و غيره است.

کامو هنرش را در داستان سرايي نشان داده است؛ پررنگ کردن بي طرفي و بي عدالتي خفته در آن، با داستاني که اگر حتي يک فصل هم بيشتر بود، از جايگاه رفيعش سقوط مي کرد.
 
 
 سخن نو آر
 
سايه اقتصادي نيا؛ نردبان اندربيابان، جديدترين مجموعه شعر ضياء موحد، برگزيده اي است از شعرهاي سال هاي 1380 تا 1385 شاعر، که به همت انتشارات نيلوفر منتشر شده است. قريحه شاعر در اين دفتر در اشکال گونه گوني مجال بروز يافته است؛ از غزل و قصيده تا نيمايي و سپيد و حتي حجم. تنوع درون مايه ها و مضامين به کار رفته در شعر، در کنار تنوع قوالب، در دور ماندن مجموعه از يکنواختي و تکرار تاثيرگذار بوده است.

در بسياري از شعرها، شاعر ـ در هيئت راوي - در حال بيان درونيات و ذهنيات خويش بر مخاطب پديدار مي شود. بسامد بالاي استفاده از ضمير اول شخص مفرد - من- و شناسه فعلي «م» بيانگر حضور متداوم شاعر در شعرهاست. مونولوگ هاي او با زباني رمزگشايانه و به دور از استعاره و ابهام، اشعاري پديد آورده اند که حس و حال هاي فردي شاعر را از درون به بيرون مي ريزند و به صفحه کاغذ مي کشانند. بدين جهت، بيشتر شعرها گزارشي از احوالات دروني شاعرند؛ رواياتي از سفرهاي مجازي، تجربه هاي لحظه اي، روياهاي بيداري، و افکاري که از فرط انتزاع نمي توانند جامه اي جز شعر بپوشند. شادماني، اندوه، رويا، زمان، طبيعت و کودکي درونمايه هاي بسياري از قطعات کتاب اند. به ويژه اصرار شاعر در به تصوير کشيدن گريزپايي و شادماني کودکانه گوياي تلاش انکارناشدني اوست بر گشودن قيدها و گسستن بندهايي که آدميزاد بر جان و فکر خويش بسته است؛ بندي از منطق، قيدي از فلسفه. چهره منطق دان و فلسفه ورز شاعر در اين دفتر چنان پنهان است که جز به مدد اطلاعات فرامتني نشاني از آن نمي توان جست. قطعات «هرمنوتيک» و «کوچ»، و فرازهايي از اشعار ديگر هم گريزگاه هاي فکري و روحي شاعري است در کار منطق و گريزان از آن. تکرار حضور کودکان در شعر او عمدي است براي تنفس در فضايي خالي از چارچوب و قيد. فضاي آزاد و رهايي که با حضور توپ و تاب و بازي کودکان بار هستي را اندکي تحمل پذير مي کند.

در نردبان اندر بيابان، شعر، خود يکي از درونمايه هاست. موحد چند شعر درباره شعر دارد. درباره شعر دلخواه، خطاب هايي به شاعر، چيستي شعر، و تکرار پرسش حافظ که؛ کي شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد “. روايت نيز عنصر برجسته چند قطعه از کتاب است؛ همچنان که در ابتداي مقاله شاعر را راوي خوانديم. «مشخصه مهم شعر دکتر موحد که در هر چهار دفتر بسامد زيادي دارد، روايت تصويري از يک موقعيت است. شعر او شعر روايت از موقعيت هاست.»1

تضمين ها و تلميح ها در نردبان اندر بيابان فراوان اند. استفاده زياد و نوجويانه از اين صناعات، گذشته از اينکه گوياي غناي دانش ادبي شاعرند، در آشنايي زدايي عادت ادبي مخاطب نقش برجسته اي ايفا مي کنند. تضمين سوره القارعه در قطعه «تو خود چه داني»، تضمين هايکوي «پروانه» از «ياسو» در قطعه «هايکو»، تضمين بيت معروف فرخي سيستاني «فسانه گشت و کهن شد حديث اسکندر/ سخن نوآر که نو را حلاوتي است دگر» در قطعه «رب ظلمنا»، تضمين بندي از يکي از شبانه هاي شاملو (يله بر نازکاي چمن) در «بر پيشخوان جنگل»، و تلميحات فراوان، از جمله تلميح به واقعه حمله مغول، ايوان مدائن و جز آنها.

پايان سخن اين که نردبان اندر بيابان مجموعه شعري است پا در سنت و سر در حال. شاعر خود تصريح مي کند که «من به حضور گذشته در اشعارم اعتقاد دارم و به هيچ عنوان از سنت فرار نکرده ام. شعري که اثرگذار باشد، مهم نيست در چه زماني گفته شده و يا در چه قالبي.»2 مخاطباني که در حال حاضر طرفدار انقلاب ادبي نيستند، يا آن دسته اي که از تماشاي هرج ومرج هايي که دامن شعر معاصر را گرفته است رنج مي برند، همچون نگارنده، احتمالاً از خواندن شعر ضياء موحد در نردبان اندر بيابان لذت خواهند برد.

نردبان اندر بيابان، ضياء موحد، انتشارات نيلوفر، چاپ اول- 1385

پي نوشت ها؛

1 و 2 - نقل از گفته هاي هيوا مسيح .
 
 
 «قصه هاي جنوب کاليفرنيا» همچنان در انتظار مجوز
 
مريم آموسا؛ قصه هاي جنوب کاليفرنيا که دربرگيرنده داستان هايي از نويسندگان ايراني مقيم جنوب کاليفرنيا است و با انتخاب خسرو دوامي در مجموعه اي گردآوري شده اند و قرار است از سوي نشر سالي منتشر شود بيش از 27 ماه است پشت درهاي وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي مانده است.

به گزارش خبرنگار روزنامه شرق مجموعه داستان قصه هاي جنوب کاليفرنيا در برگيرنده 19 داستان کوتاه از 10 نويسنده مهاجر ايراني است که در سه دهه اخير در جنوب کاليفرنيا اقامت گزيده اند. از اين رو خسرو دوامي گردآورنده مجموعه، نام قصه هاي کاليفرنيا را براي اين کتاب برگزيده است.

اين مجموعه شامل 19 داستان از بيژن کارگر، ناصر شاهين پر، کيوان فتوحي، بهمن سينايي، سودابه اشرفي، خسرو دوامي، فريبا صديقم، مرتضي ميرآفتابي، مهرنوش مزارعي و ياشار احدصارمي است که از هر نويسنده در اين مجموعه دو داستان گنجانده شده است و در اين ميان تنها از فريبا صديقم يک داستان در اين مجموعه به چشم مي خورد.

اين مجموعه در ادامه آثار ادبيات مهاجرت قرار مي گيرد که نويسندگان در هر يک از داستان ها به موضوع خاصي پرداخته اند و داستان هاي اين مجموعه حول محور و تم خاصي شکل نگرفته اند و تنها دليل قانع کننده براي در کنار هم قرار گرفتن داستان ها محل سکونت نويسندگان قصه هاي جنوب کاليفرنيا است.

مهين خديوي مدير نشر سالي درباره دليل طولاني شدن زمان صدور مجوز اين مجموعه مي گويد؛ به مجموعه قصه هاي جنوب کاليفرنيا 13 مورد اصلاحيه خورده است و اصلاحيه ها به اين شکل بوده است که به ما گفته اند يک صفحه از فلان داستان حذف شود يا مثلاً صفحه 124 از سطر دوم تا آخر حذف شود.

وي افزود؛ با توجه به اينکه چنين حذفي از متن يک داستان که سه صفحه دارد کل داستان را نابود مي کند حاضر نشده و نمي شوم که اين کتاب به اين شکل زير تيغ و قيچي برود.

خسرو دوامي گردآورنده مجموعه قصه هاي جنوب کاليفرنيا تاکنون مجموعه داستان هاي پرسه، پنجره و هتل مارکوپولو که دربرگيرنده گزيده اي از اين دو مجموعه است را منتشر کرده است.

مجموعه داستان هتل کاليفرنيا در سال 1384 برنده جايزه ادبي مهرگان شد. به تازگي نيز از خسرو دوامي رمان آنجل ليدي (زنان فرشته اي) در امريکا منتشر شده است. خسرو دوامي در حال حاضر از زندگي شهري فاصله گرفته است و در حوالي جنوب کاليفرنيا مشغول کشاورزي است.
 
 
 با فرم روايي کلاسيک ميانه اي ندارم
 
ماه منير کهباسي در ارتباط باتجربه به نوشتن «خط تيره، آيلين» چنين مي گويد؛ «هر نويسنده اي به پيله پروانه اي مي ماند با اين تفاوت که هر پيله اي فقط يک بار بستر پروانه مي شود اما نويسنده بارها و بارها در پي عمر هنري اش پرواز جزيي از انرژي هستي اش را در قالب خلق يک اثر هنري به تماشا مي نشيند. مصائب خلق داستان هم به تقلاي پروانه براي بيرون ماندن از پيله اش شبيه است. سخت، صبورانه و طاقت فرسا. معمولاً معضلات به چشمم مي آيند و بر دلم تقي مي زنند. با اثر سازگارم. بارها و بارها بيشتر در تنهايي بلند بلند فکر مي کنم و مي نويسمش و بازنويسي مي کنم تا به آنجا برسد که بايد. هيچ وقت تايپ نمي کنم چون دستم کند است و حسم را از من مي گيرد. حسي که شايد بعد از سال ها، ماه ها، هفته ها، ساعت ها يا حتي لحظه اي ناگهاني يافته ام. خط تيره، آيلين را شايد بيشتر از هشت، نه بار نوشتم. مقصودم هر بخش از آن است. پس از به پايان رسيدنش دوباره کل اثر را بارها بازنويسي کردم.

به گمانم براي هر داستان بايد روش خاص خودش را پيدا کرد براي يک داستان با خودم حرف مي زنم، براي يک داستان روزه سکوت مي گيرم. براي داستاني ديگر بداخلاق مي شوم و براي يک داستان کم حرف و براي داستان ديگر پرحرف و شلوغ. آدم هاي داستان هايم را کم يا زياد دوست دارم. حتي اگر دوست داشتني نباشند. آنها هنگام خلق اثر در من زندگي مي کنند و اين عادتي است که وقت نوشتن «خط تيره، آيلين» هم بود اما گاهي خونسردي راوي عصباني ام مي کرد. آن وقت دست نگه مي داشتم و وقتي مي نوشتم که مي توانستم چرايي رفتارش را بپذيرم. باز خودش شوم و در جايگاه او روايت کنم. خارج از ترتيب و توالي زماني مي نوشتم. چون هم طرح اين طوري ايجاب مي کرد و هم من با فرم روايي کلاسيک ميانه خوبي ندارم. از جزيي پردازي در رمان و حتي برخي مواقع در داستان کوتاه لذت مي برم. البته تا جايي که به روند کلي داستان لطمه نزند.

بعد از خلق هر اثر شخصيت ها را کنار مي گذارم. اما گاه و بي گاه با همه واگويه هايشان سراغم مي آيند. مثل راوي «خط تيره، آيلين» يا راوي زن داستان «نامه ها» در «با تو بايد دروغگو باشم» تا آنجا که مي شود بار داستان را فقط روي شانه شخصيت اول نمي اندازم. معتقدم شخصيت هاي فرعي هم همان قدر مهم اند که شخصيت اصلي و چه بسا مهم تر.
 يادداشتي بر مجموعه داستان دود مقدس
 
 در جست وجوي يکپارچگي در متن
  لادن نيکنام
اين روزها کم نيستند نظريه پردازان و منتقدان داخلي و خارجي که مي گويند بحث فرم و محتوا ديگر قديمي شده است. اصلاً اين جور تقسيم بندي ها نشانه تحجر است. فرم کدام است؟ محتوا چيست؟ چه ربطي دارند اين دو به هم. اما بر اين گمانم شخصاً که پس پشت ذهن بيشتر مخاطبان کار ادبي هنوز هم توجه به اين دو مقوله وجود دارد. ارتباطي که به شکل توافق شده اي هنوز در ناخودآگاه جمعي مخاطبان کارکردي جدي داشته و هر ذهني طرحي از اين دو شکل تقسيم بندي ابتدايي را به شکلي طراحي مي کند. اينکه در بعضي داستان هاي کوتاه يا رمان ها بيشتر ذهني سوي اين نوع تقسيم بندي و ارتباط احتمالي آنها رفته، شايد ناشي از عدم توجه دقيق نويسنده به ارائه متني يکپارچه باشد. متني که عناصر آن در چفت و بستي دقيق در کنار هم به هماهنگي رسند. در اين نوع متن ها سوا شدن فرم داستاني و ارائه آنها از محتوايشان به راحتي اتفاق نمي افتد. حتي اگر توي عادت کرده به اين نوع تقسيم بندي هم تلاشي براي بررسي آن از اين منظر کني، گويي آب در هاون کوفته اي. هرگاه يکي از اين دو مقوله به شانه آن ديگري سنگيني کند، احتمالاً نويسنده به همگني متن توجه نداشته است. از اين منظر مجموعه داستان «دود مقدس» نوشته «شيوا مقانلو» درخطر جدا شدن اين دو مقوله از يکديگر است. در بيشتر داستان ها نويسنده طرحي جاه طلبانه در ذهن داشته است که در عمل يا در اجرا، يا ارائه ناتوان از آن مانده است. البته هستند داستان هايي نظير «شب شيطان» يا «ماه و پلنگ» که تا حدي از اين ورطه رهيده اند. فضاي داستان شب شيطان از تخيلي ناب برخوردار است و به نوعي مي تواند پارودي «شب هاي روشن» هم تلقي شود. اما نقش شيطان به عنوان عامل نابودگر که به طريقي تداعي کننده فرشته مرگ است مضاف بر متن به شمار مي رود. حس عاطفي هم که در پشت رابطه زن و شيطان ساخته شده است موقعيت بديعي را فراهم کرده است. اما از جايي که فرشته ها به طور ناگهاني وارد خط روايت مي شوند سطح واقعي داستان را با شکستي نه چندان لازم مواجه مي کنند. با اين وجود انديشه داستان و نوع ارائه آن که متکي بر زباني درخور است به همراهي خواننده با داستان منتج مي شود.

در داستان «ماه و پلنگ» هم اشاره هاي ضمني به عدم حضور زن در تاريخ و افسانه هاي شرقي که از زبان مورخ بيان مي شود، نقطه تکان دهنده بستر روايي را مي سازد. فضاي چندلايه در روايت داستان «ماه و پلنگ» مناسبت بسياري دارد با طرح اصلي داستان. همه چيز گويي در حوزه اي ميان وهم و واقعيت شکل مي گيرد. ارجاعات گاه به شدت مابه ازاي بيروني دارند و گاه به طريقي غريب ريشه در ذهن. راوي اول شخص اين داستان هم به زيرساخت هاي اين فضاي چند لايه بسيار کمک مي کند. او گاهي هشيار است و جزئيات صحنه را به دقت توصيف و تصوير مي کند و پاره اي از مواقع چنان ذهني از امر پيش پا افتاده اي حرف مي زند که مي تواني از خود بپرسي که پس تکليف آن چه به ظرافت برساخته شده بود، چيست؟

اين داستان با دغدغه به نقد کشيدن تاريخي بيان مي شود که متعلق به گذشته نيست. تاريخ به معناي زمان حال در هر موقعيتي قابل مشاهده است.

اما در ديگر داستان هاي مجموعه «دود مقدس»، جدا شدن محتواي داستاني از فرم ساختاري آنها به خوبي ديده مي شود. مثلاً داستاني مانند «يک دوستي سه نفره» با تمرکز روي روابط انساني مدرن هسته اصلي اش شکل گرفته است. اما اين تمرکز، دقيق نيست. راوي در کنار آنا و ناز تعريف مي شود. نقل مي شود اما باورپذير و ملموس نمي شود. شخصيت او درست است که در جهان بيرون از جهان داستاني هم قابل ارجاع است و هم فراوان اما در عرصه واقعيت روايي آن اتفاقي را که از او انتظار داريم مشاهده نمي کنيم. طبيعتاً اتفاق نه به معناي حادثه داستاني اما او يا يکي از شخصيت ها لااقل مي بايست به سطح تحولي خود به شکلي باورپذير نزديک شوند. چرا اين اتفاق نمي افتد؟ دليل اش نوع روايت راوي اول شخص است. راوي پرگو اما کم حرف. به چه معنا؟ به اين معني که او از چيزهايي مي گويد که ما مي دانيم و چيزهايي را نمي گويد که ما نمي دانيم. اگر او از آنا و ناز تصوير يا توصيف هايي اثرگذار با تکيه بر جزئياتي هوشمندانه ارائه مي داد حالا هر سه نفر بسي بهتر و بيشتر در ذهن مان مانده بودند يا در داستان پاياني مجموعه به نام «آخرين مرد مقاوم»، نويسنده مي خواسته حرکت در زمان را به شکلي داستاني با خلق شخصيت عجيب و غريب «پرساکن» برايمان بسازد. اين حرکت تا حدي به مدد نوع روايت راوي اول شخص درآمده است - هرچند نوع نگاه راوي و جنس نگاهش به شدت تداعي کننده راوي «ماه و پلنگ» است - ولي اگر روي چگونگي ارتباط راوي و پرساکن و مسير نويسنده بيشتر مانور مي داد، طرح داستان به شکلي موفق تر از دل ديالوگ ها و فضاي وهم آلود کافي شاپ، سر بر مي کشيد. اگر نويسنده در اين داستان روي وهم ذهني راوي و فضاي بيروني تاکيد مي کرد هم به نزديک شدن اين اثر به يکي از ژانرهاي موردنظر نويسنده، کمک فراواني شده بود.

در مجموع ايده هاي شکل گيري «دود مقدس» خبر از نويسنده اي مي دهد که قرار است به شکلي جاه طلبانه خود را در عرصه داستان به ثبت برساند. حسي که قاعدتاً بايد با ما باقي بماند تا کتاب بعدي. متن هايي که طبيعت شان يکدست است، هرچند فضاي روايي شان چند لايه است.

همه اش تقصير آفتاب بود
سخن نو آر
«قصه هاي جنوب کاليفرنيا» همچنان در انتظار مجوز
با فرم روايي کلاسيک ميانه اي ندارم
در جست وجوي يکپارچگي در متن
من يوسفم پدر
جايي که غروب درنگ مي کند
غزالاني در ميان خلايق
داستان هاي خاله پانچيتا
خرابکاري عاشقانه

 من يوسفم پدر
محمود درويش شاعر فلسطيني که سرودن شعر را از 12 سالگي آغاز مي کند و 14 سالگي هم اولين تجربه زندان برايش اتفاق مي افتد، يکي از پرچمداران شعر مقاومت فلسطين است. نزار قباني - شاعر نامدار عرب - در مورد درويش معتقد است؛ «فلسطين در دستان او بزرگ شده حال آنکه به دست ديگران کوچک شده است.» من يوسفم پدر نام مجموعه شعري از محمود درويش است که نشر مرکز آن را در بهار 1386 با ترجمه عبدالرضا رضايي نيا روانه بازار نشر کرده است. اين کتاب گزيده اي از شعرهاي دو دهه درويش است که در دو بخش تنظيم شده است؛ بخش اول شامل شعرهاي کوتاه اوست و بخش دوم کتاب وضعيت محاصره است که ساختاري منظومه وار و مبتني بر تداعي هاي آزاد انساني در محاصره دارد. از اين رو فرم حاکم بر اين منظومه برخاسته از تشويش طبيعت زندگي در محاصره است. اين کتاب منتشر شده و مي توانيد در 2000 نسخه با قيمت 2800 تومان از کتابفروشي ها تهيه کنيد.


 جايي که غروب درنگ مي کند
گزيده شعر معاصر امريکا، اشعار شاعراني امريکايي است که بين سال هاي 1909 تا 1930 به دنيا آمده اند و در طول دوران حيات خود توانسته اند در زمينه شعر جوايز ارزنده اي را نصيب خود کنند. شاعراني همچون «ريچارد ابرهارت»، «رابرت ادوارد دانکن»، «مي سوانسن»، «رابرت بلاي»، «گالوي کينل»، «ريد وايت مور»، «دونالد هال»، «گري اسنيدر»، «کارولين کيزر»، «رابرت کريلي»، «ويليام استافورد» و «دبيلو، اس. مروين» که در کتاب کارنامه مختصري از زندگي و فعاليت هاي آنها در ابتداي هر فصل ذکر شده است. جايي که خورشيد غروب مي کند با گزينش و ترجمه سيدمهدي مقيم نژاد است که نشر ثالث آن را در زمستان 1385 روانه بازار کرده است. اين کتاب که با تيراژ 1650 نسخه منتشر شده را مي توانيد با قيمت 2200 تومان از کتابفروشي ها تهيه کنيد.


 غزالاني در ميان خلايق
از مجموعه شعرهاي جهان، گزيده عاشقانه هاي کلاسيک عرب با نام غزالاني در ميان خلايق است که در سال 1385 توسط انتشارات مرواريد به چاپ رسيده است. اين مجموعه شعر دوزبانه عربي - فارسي را دکتر عبدالحسين فرزاد به فارسي برگردانده است که مي توانيد شعرهايي از امرو القيس، جميل بثينه، عمربن ابي ربيعه، مجنون عامري، بشار بن برد و ابونواس را در آن بخوانيد. اين شاعران همگي به دوران گذشته و جاهلي عرب تعلق دارند. عزالاني در ميان خلايق را که با تيراژ 1100 نسخه و قيمت 2900 تومان به بازار آمده مي توانيد از کتابفروشي ها تهيه کنيد.


 داستان هاي خاله پانچيتا
داستان هاي خاله پانچيتا نوشته کارمن ليراي کاستاريکايي توسط کتاب مريم وابسته به نشر زمان در بهار 1386 به بازار کتاب آمده است. کارمن ليرا باارزش ترين نويسنده دهه چهل کاستاريکا است. او زني مبارز بود که در کتاب هاي قصه و آموزشي اش نوآوري داشت. داستان هاي او براساس سنت مردم بومي کاستاريکا و به زبان عاميانه تدوين شده اند هرچند موضوع داستان هايش برگرفته از ادبيات آفريقايي است. داستان هاي خاله پانچيتا شامل 22 داستان کوتاه مي شود که توسط سهيلا معصومي به فارسي برگردانده شده است. اين کتاب که با تيراژ 1700 نسخه و قيمت 2900 تومان منتشر شده را مي توانيد از کتابفروشي ها تهيه کنيد.


 خرابکاري عاشقانه
داستان بلند خرابکاري عاشقانه نوشته املي نوتومب بلژيکي است که خود را «انسان خط» مي نامد و از هفده سالگي نوشتن را آغاز مي کند. او در سي سالگي خود را «بيمار نوشتن» مي داند و در سال 1992 در 25 سالگي با ورود به دنياي ادبيات غوغايي برپا مي کند. کتاب خرابکاري عاشقانه دومين کتاب نويسنده است که در سال 1993 به چاپ رسيده است. اين کتاب حکايتي از عوالم کودکي و تصورات و تخيلات آن دوران است که در بزرگسالي شايد حتي اذعان به اينکه زماني غرق در چنين عوالمي بوده ايم دشوار است. خرابکاري عاشقانه را زهرا سديدي ترجمه کرده و نشر زمان در بهار 1386 آن را روانه بازار نشر کرده است. اين کتاب در تيراژ 2000 نسخه منتشر شده و شما مي توانيد با قيمت 2000 تومان از کتابفروشي ها تهيه کنيد.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام