
وقتي 19 ساله بود و اولين روزهاي حضور خود در دنياي روزنامه نگاري را تجربه مي کرد، رئيسي داشت که اجازه نمي داد مدت زيادي در تحريريه روزنامه بماند. پل ايريدل وقتي گزارش خود را تحويل مي داد مي بايست به توصيه رئيس خود به خيابان برود تا به اين جمله عمل کرده باشد که «خبرنگارها بايد بيرون، در خيابان ها باشند.»
بعد از مدتي کارش از خيابان گردي به کشورگردي کشيد و به عنوان خبرنگار از کشورهاي امريکاي لاتين و آفريقا سردرآورد. اين خبرنگار بازنشسته رويترز به مدت 30 سال براي خبرگزاري خود به پوشش رويدادهاي آفريقاي جنوبي، زيمبابوه، سقوط عيدي امين، کشمکش هاي سياسي آرژانتين، پرو، مکزيک، شيلي، نيکاراگوئه و هندوستان پرداخت. حالا از ايران سردرآورده است اما نه براي تهيه خبر، بلکه براي برپايي ورک شاپي 15 روزه با خبرنگاران ايراني. ايريدل از روز سه شنبه 22 خرداد به ايران آمد تا در ورک شاپ مرکز آموزش موسسه همشهري به آموزش شيوه هاي خبرنويسي به زبان انگليسي و براساس چارچوب هاي خبرگزاري رويترز به 12 نفر از روزنامه نگاران ايراني بپردازد. اين ورک شاپ از يادآوري خاطرات 30 سال خبرنگاري او هم خالي نبود.
***
يکي از روزهايي که به عنوان مسوول دفتر خبرگزاري رويترز در دهلي کار مي کرد، ساعت چهار صبح تلفن زنگ زد. يکي از همکارانش از دفتر مرکزي خبرگزاري در انگلستان با او تماس گرفته بود تا اطلاع دهد برخورد دو قايق روي رودخانه گنگ موجب مرگ چندين نفر شده است. پل ايريدل مي گويد با عصبانيت به آن همکارم گفتم؛ «اينجا هفته اي دو بار از اين اتفاق ها مي افتد. چرا من را بيدار کرديد؟» او وقتي اين اتفاق را به ياد آورد که توضيح مي داد ارزش هاي خبري از زاويه ديد افراد گوناگون در جوامع و فرهنگ هاي مختلف، متفاوت خواهد بود.
ايريدل با آن قد بلند و شکم برآمده روز اول که به کلاس وارد شد از پشت عينک بزرگ خود به روزنامه نگارهاي ايراني نگاه کرد و به صحبت درباره کلياتي مانند اين پرداخت که «خبر چيست؟»، «استانداردهاي بين المللي خبرنويسي از چه نکاتي تشکيل شده؟»، «ارزش هاي خبري کدامند؟»، «صحت خبر» و «بي طرفي خبرنگار» چگونه شکل مي گيرد.
تجربه 30 ساله او در کشورهاي مختلف با فرهنگ ها و زبان هاي گوناگون، موضوعي را به او فهماند که در ورک شاپ ايران به بيان آن پرداخت؛ «شيوه اي که مثلاً مردمان اسپانيايي زبان براساس آن فکر مي کنند با ديگران متفاوت است و به همين دليل شيوه روزنامه نگاري آنها هم تفاوت هايي با روزنامه نگاران ديگر کشورها دارد. اما چارچوب هاي ثابتي براي کار روزنامه نگاري وجود دارد که در تمام دنيا ثابت است.»
اين خبرنگار رويترز در ورک شاپ 15 روزه خود اول به بيان اين چارچوب ها پرداخت و پس از آن اطلاعات يک رويداد را در اختيار روزنامه نگاران ايراني قرار داد و از آنها خواست تا خبر مربوط به آن را به زبان انگليسي تنظيم کنند. خبرها از موضوع هاي ساده اي مثل تلاش سرنشين يک هواپيماي مسافربري براي پياده شدن از هواپيماي در حال پرواز آغاز شدند و در روزهاي پاياني به سوژه هاي سياسي مانند گروگان گيري در کلمبيا و قتل عام ساکنان اردوگاه جنين توسط اسرائيلي ها رسيدند.
در آخرين روزهاي ورک شاپ، ايريدل به جاي در اختيار قرار دادن تمام اطلاعات به شکل نوشته، فيلمي در ارتباط با هر موضوع را نمايش مي داد که براي تنظيم خبر مي بايست از اطلاعات و جزئيات موجود در تصاوير نيز استفاده کرد. نکته اي که ايريدل در زمان حضور خود در ايران به آن پي برد، علاقه زياد روزنامه نگاران ايراني در استفاده از نقل قول هاي طولاني بود. او تاکيد داشت که نقل قول ها بايد در حد سه يا چهار جمله باشد تا حوصله خواننده سر نرود؛ «براي خواننده هاي انگليسي سخت است که يک پاراگراف نقل قول بخوانند. بهتر است اطلاعات خبر از زبان خودتان باشد تا اينکه به شکل نقل قول مستقيم روايت شوند. چون به عنوان يک روزنامه نگار روايت کردن برعهده ماست.»
او از اصطلاح «نقل قول طلايي» در خبرنويسي به زبان انگليسي ياد کرد که بار احساسي هر خبر يا گزارش از طريق آن بيان مي شود. مثال اين روزنامه نگار براي چنين نقل قول هايي بسيار جالب بود؛ «زماني که کندي ترور شد، در دو ماشين عقب تر از اتومبيل حامل کندي و همسرش خبرنگارها حضور داشتند. وقتي گلوله ها به سمت کندي شليک مي شوند و همه چيز به هم مي ريزد، يکي از خبرنگارها خود را دوان دوان به ماشين رئيس جمهور مي رساند و مي بيند کندي، خونين در آغوش همسرش ژاکلين افتاده است. ژاکلين کندي در آن حالت، گفت؛ «اوه، خداي من به جان شليک شد.» نقل قول طلايي مورد نياز آن روزنامه نگار، همين جمله بود.
روزهاي اولي که ايريدل به ايران آمد به نظر مي رسيد شايد کمي غريبي مي کند که برقرار کردن ارتباط با او خارج از صحبت هاي ورک شاپ کار چندان ساده اي نبود. اما گويا غلبه چارچوب هاي آداب داني انگليسي بر رفتار و منش او موجب اين موضوع مي شد. هرچند اين خبرنگار سال ها در امريکاي لاتين و مکزيک به سر برده بود اما در پاسخ به سوالي درباره عملکرد زاپاتيستا در مکزيک به جاي بيان تحليل خود، دو گزارش از اينترنت پيدا و ارائه کرد. يا در جواب سوالي درباره ديوارنگاره هاي نيکاراگوئه در زمان دولت ساندنيست ها به پاسخي کوتاه اکتفا کرد؛ «کارشان اصلاً خوب نبود. ديوارنگاره هاي شما بهتر است.»
روزهاي اول ورک شاپ به نظر مي رسيد ايريدل خيلي خشک و انعطاف ناپذير باشد اما بعد از چند روز مشخص شد همان جنون اندکي که در هر روزنامه نگاري مي توان سراغ آن را گرفت در او نيز وجود دارد. بلندبلند فکر کردن ايريدل با خودش يا سلام کردنش به تصاويري که روي پرده نمايش ظاهر مي شدند، بهترين دليل براي اين موضوع بود.
يکي از نکات جالب درباره شيوه آموزش اين خبرنگار باسابقه، شيوه پله اي او در آموزش تکنيک هاي خبرنويسي بود. در ابتدا خبرهايي ساده با اطلاعات محدود را در اختيار روزنامه نگاران قرار مي داد اما پس از چند روز اين اطلاعات به حجم زيادي از نقل قول ها و آمار تبديل شدند که انتخاب نکات طلايي از ميان آنها کار چندان ساده اي نبود. ضمن آنکه در روزهاي آخر، بخش عمده اي از اطلاعات در قالب تصاوير ويدئويي ارائه مي شد.
اين روزنامه نگار خاطرات و توصيه هاي جالبي نيز براي روزنامه نگاران ايراني داشت.
يکي از توصيه هاي او به روزنامه نگارهاي ايراني، مقاومت در برابر فشارهاي سردبيران بود؛ «هرچند سردبيرانتان به شما مي گويند، فرصتي براي ويرايش دوباره نوشته خود داريد اما اين فرصت را به شما نمي دهند. چون هميشه بالاي سر شما که مي نويسيد، مي ايستند و مي گويند؛ «بدو، زود باش، تمام شد؟» من پيشنهاد مي کنم در برابر اين فشارها مقاومت کنيد.»
ايريدل در اولين جلسه ورک شاپ خود از روزنامه نگاران ايراني پرسيد؛ «چرا شما روزنامه نگار شديد؟» خود او پاسخ جالبي براي سوالش داشت؛ «من روزنامه نگار شدم چون خوشم مي آمد درباره شايعات صحبت کنم. همچنين دوست داشتم خيلي چيزها را به مردم بگويم. از چند نفر از چيني ها شنيدم که آنها هم به همين دليل روزنامه نگار شدند.»