
«ترسيده بوديم... خيلي... آخر دنيا بود انگار.» رحم بي بي، پيرزن آفتاب سوخته بلوچ که هفتاد سالگي را پشت سر گذاشته، چهار روز تمام به جاي آب و غذا، دانه ها و برگ هاي درخت کهير را خورده است؛ برگ ها و دانه هايي که حتي بزها و شترها با اکراه مي خورند. او که مدت چند روز بر ارتفاع درخت کهير زندگي مي کرده لحظات سختي را تا رسيدن نيروهاي مردمي امداد سپري کرده است.موسي سالاري ساربان بوده است. بيش از سي سال سن دارد و اکنون پس از وقوع توفان بدون داشتن شغلي به آينده نامعلوم خويش مي نگرد. طي سيل اخير بيش از 130 نفر شتر در ايل سالاري طعمه سيلاب شدند، از جمله شترهايي که او ساربانشان بود. او هم بعد از وقوع توفان مدتي بالاي درخت کهير زندگي کرده و مثل رحم بي بي غذايش برگ هاي کهير بوده است. «روزهاي اول باز بهتر بود... فقط سختي اش زندگي روي درخت بود... اما کاش آنها خشک نمي شدند. گير کرده بوديم و نمي توانستيم به طرف جاده برويم... تنها ماده قابل خوردن مان همان دانه هاي کهير بود که مثل لوبيا است و آب دارد ولي وقتي خشک بشود از آهن هم سخت تر مي شود.» موسي درباره حضور نيروهاي امدادي مي گويد؛ «نه... کسي نيامد... تا چند وقت... بعد هم که آمدند آب آوردند و چند تا ناني که خشک شده بود... و همين...»اسماعيل سالاري و خانواده اش جزء اکثريت ايل سالاري هستند که فاقد شناسنامه اند. وي مي گويد؛ «آقا اصلاً انگار کسي يادش نيست که ما هم اينجاييم... بيشتر اينها که مي بيني شناسنامه هم ندارند... حتي يکي سراغ مان نيامده بپرسد کي هستيد؟ کجاييد؟ باز خدا اين آقاي ريگي را خير بدهد که مقداري آب و غذا به ما رساند...» صحبت هاي اسماعيل تمام نشده دال محمد شروع مي کند؛ «500 تا گوسفند ما را سيل رودخانه کاروان برده. شترهامان را هم... عشاير بدون گوسفند و شتر شنيده ايد... با اين وضعيت چه کار بايد بکنيم. شما بگو...» ناگهان غلغله مي شود و مردم همينطور به يک طرف مي دوند. نگاه مي کنم ماشين هلال احمر آمده است پر از بطري هاي آب...
بچه هاي هلال احمر بدون خستگي با مهرباني به تک تک مردم مي رسند و آب معدني توزيع مي کنند. يکي دست به سر بچه ها مي کشد و ديگري به کپرهاي بازسازي شده سرکشي مي کند. «علي نوکند» به نظر مي رسد سرپرست اين تيم چهارنفره باشد؛ «روز هفتم حادثه به منطقه رسيديم... هنوز خبري از ماشين هاي ارسالي استان هاي ديگر نبود.»صادق دستگردي ميان صحبتش مي پرد؛ «اولين اکيپ ما بوديم که آمديم... سه نفر نيروي بومي به ما دادند که به خاطر شرايط دشوار شب دوم فرار کردند.» علي ضمن تاييد حرف دوستش مي گويد؛17 کيلومتر را پياده رفتم تا روستاهاي سيل زده را شناسايي کنم.» و پاهايش را نشان مي دهد که تاول زده و ورم کرده اند. در مورد ميزان توزيع آب بين مردم، مصطفي غواصي راننده اکيپ مي گويد؛ «به ما گفته اند 6 بطري آب سهميه هر خانواده است اما مقدار تحويلي ما آن قدري است که احتياج داشته باشند. مهم اين است که مردم تشنه نمانند.» در مسير که به سمت باقي روستاها مي رويم لحاف و تشک هاي رنگارنگ، زينت بخش درختان مرتفع در طول جاده ها شده اند. روستاهاي لاش، دودر و نوالک از بخش زرآباد شهرستان کنارک نمونه هايي هستند از آنچه به وقوع پيوسته است.خواهي نخواهي ياد بم در ذهنت متبلور مي شود. فقط اينجا تعداد قربانيان بسيار کمتر از بم است و زلزله جاي خود را به سيلي ويرانگر سپرده است.خان محمد پيرزاد عضو شوراي نوالک مي گويد؛ «قرباني شدن با قرباني نشدن خيلي فرق نمي کند... اينجا همه مردم قرباني شده اند. وقتي دار و ندارت را از دست داده باشي... ديگر زنده ماندن يا مردنت فرقي نمي کند.» بعد از کمي مکث ادامه مي دهد؛ «اکثريت دامداران، دام هاي خود را از دست داده اند و مزارع و باغات 80 درصد تخريب شده اند... 20 درصد باقي مانده هم به دليل تخريب چاه ها و موتورهاي آب در حال از بين رفتن هستند... چند سال طول مي کشد تا دوباره اين زمين ها قابل کشت بشوند... تا آن وقت چطور بايد زندگي کنيم؟»
قبل از وقوع سيل هم شرايط مردم سيستان و بلوچستان به هيچ وجه مساعد نبود. استان محرومي که روستاييانش در بدترين شرايط معيشتي ممکن زندگي مي کردند و حال با از دست دادن آن حداقل داشته هايشان ديگر اميدواري به خصوص در مناطق دشت ياري چابهار و زرآباد کنارک از نگاه اين مردم بي معني به نظر مي رسد.
از نگاه مسوولان
پس از گذشت حدود سه هفته از وقوع سيل و توفان گنو در سيستان و بلوچستان هنوز راه هاي ارتباطي برخي مناطق قطع است و امکان دسترسي برايشان وجود ندارد؛ به همين دليل تعيين ميزان خسارت و تعداد قربانيان دشوار به نظر مي رسد.اما با توجه به روستاهاي قابل دسترسي مي توان حدس زد که شرايط بدتر از آن چيزي است که در تصور مي گنجد. شهرياري نماينده زاهدان در مجلس شوراي اسلامي در اين رابطه مي گويد؛ «متاسفانه حادثه اخير از حوادثي بود که تنها در جنوب استان بيش از 450 روستا کاملاً تخريب شدند؛ روستاهايي که جزء مناطق محروم کشور به شمار مي آمدند.» در اين روستاها نه فقط خانه هاي روستاييان بلکه تنها منابع درآمدهايشان يعني مزارع، باغ ها و دام هاي آنها نيز از دست رفته است. شهرياري شرايط سيل زدگان را چنين توصيف مي کند؛ «مردم از نظر مايحتاج روزانه، اسکان و به خصوص تامين آب آشاميدني مشکلات جدي دارند.» کمبود آب و عدم اسکان از مشکلات اساسي سيل زدگان به شمار مي رود به طوري که گرماي بيش از 40 درجه و نبود سرپناه مناسب و مصرف آب هاي باقي مانده از سيلاب که پسماند فاضلاب ها به درون آنها سرريز شده اند، اهالي اين روستا را در معرض خطر جدي شيوع بيماري هاي واگيردار قرار داده است. در اين رابطه رئيس مرکز فوريت هاي پزشکي و حوادث غيرمترقبه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي نسبت به شيوع بيماري هاي وبا و مالاريا در استان سيستان و بلوچستان هشدار مي دهد. فروزش ديگر نماينده زاهدان نيز شيوع بيماري هاي واگيردار را در منطقه مورد تاييد قرار مي دهد و احتمال گسترش اين بيماري ها را تا مناطق مرکزي ايران بعيد نمي داند.در عين حال دکتر احمد رسالت استاد دانشگاه علوم پزشکي اصفهان که در منطقه سيل زده سيستان و بلوچستان حضور يافته است، بيماري هاي شايع حال حاضر منطقه را اسهال و استفراغ اعلام مي کند.وي در ضمن نسبت به عدم اسکان آوارگان ابراز نگراني مي کند و مي گويد؛ «به دليل نبود مسکن موقت مناسب، عقرب گزيدگي و مالاريا ميان بسياري از روستاييان مشاهده شده است.» در کنار تمام اين مشکلات روستاييان به آينده خود نيز با ترديد نگاه مي کنند چرا که اندک باقيمانده دام ها و مزارع شان به دليل تخريب چاه ها با مشکل روبه رو شده است و بازسازي مزارع و باغات تخريب شده به بيش از دو سال زمان نيازدارد.
امدادرسانان و مشکلات پيش رو
تقريباً اکثريت اهالي روستاهاي سيل زده حضور امدادرسانان را تکذيب مي کنند.آقاي رامش عضو شوراي اسلامي شهرستان چابهار اين مساله را نشان از ضعف هلا ل احمر استان سيستان و بلوچستان مي داند.«گل محمد بامري» نماينده ايرانشهر در مجلس شوراي اسلامي ضمن اسفبار توصيف کردن وضعيت سيل زدگان در رابطه با عملکرد هلال احمر مي گويد؛ «هلال احمر استان از روز سوم در منطقه حضور يافت و در مقابل اصرار من گفتند براي پرواز هليکوپترها بايد از تهران اجازه بگيرند.» در مقابل تمامي اين انتقادها صادقيان رئيس هلال احمر چابهار، شرايط نامساعد جوي و کمبود بنزين را دليل عدم حضور به موقع هلال احمر استان اعلام مي کند.اين در حالي است که دکتر «ده مرده» استاندار سيستان و بلوچستان کمبود بنزين را تکذيب کرده و معتقد است با هماهنگي هاي انجام شده با شرکت نفت و کليه مقام هاي مسوول پيش از وقوع سيل تامين بنزين مورد نياز گروه هاي امدادي مدنظر قرار گرفته بود.با توجه به عدم حضور به موقع نيروهاي امدادي و عدم دسترسي به پاره اي از روستاها تخمين تعداد قربانيان دشوار به نظر مي رسد و در اين زمينه تاکنون گزارش ها ضد و نقيض بوده است.
فرماندار چابهار تعداد قربانيان را هشت نفر و مولوي عيسي اميري خطيب جمعه اهل سنت چابهار اين تعداد را 25 نفر اعلام مي کند.بامري نماينده ايرانشهر هم آمار کشته شدگان را بيش از 20 نفر مي داند. در حالي که دکتر ده مرده کليه آمارهاي فوق را نادرست دانسته و اعلام مي کند براثر وقوع سيل کسي کشته نشده و صرفاً سيزده نفر در دو الي سه روز پس از واقعه بر اثر بي احتياطي جان باخته اند.فروزش وجود آمارها و گزارشات متناقض اينچنيني را به دليل ضعف مديريت بحران در استان قلمداد مي کند.وي طي گفت وگويي از عملکرد استاندار سيستان و بلوچستان انتقاد مي کند و دليل مشکلات موجود را ناشي از عدم اطلاع رساني صحيح توسط استاندار مي داند.مولوي عبدالحميد امام جمعه اهل سنت زاهدان يکي ديگر از منتقدان دکتر ده مرده نيز مي گويد؛ «جناب استاندار در مصاحبه هاي خود اعلام کرده است که هيچ مشکل حادي در استان وجود ندارد اما بر اثر اطلاع رساني نادرست، ارسال کمک ها به مردم سيل زده بسيار ديرتر از زماني که بايد انجام شده است.»
اين در حالي است که شهرياري ديگر نماينده زاهدان عملکرد استاندار را با توجه به حجم فاجعه قابل دفاع ارزيابي مي کند.دکتر ده مرده استاندار سيستان و بلوچستان در دفاع از عملکرد خويش تمامي گزارش هاي فوق را کذب مي داند و مي گويد؛ «با توجه به شرايط، تمامي امکانات مورد لزوم را 48 ساعت پيش از وقوع سيل آماده کرده بوديم. اما حجم حادثه براي هيچ کس قابل پيش بيني نبود.»وي در ادامه مي گويد؛ «از اولين روز حادثه در جريان حوادث قرار داشتم و ستاد بحران از روز سه شنبه پانزدهم خردادماه فعال بوده است.»