891 شماره
چهارشنبه، 6 تير 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: جامعه
گزارش خبرنگار اعزامي شرق به مناطق سيل زده
آن که مي خندد هنوز خبر بد را نشنيده است
 عليرضا شبانکاره


«ترسيده بوديم... خيلي... آخر دنيا بود انگار.» رحم بي بي، پيرزن آفتاب سوخته بلوچ که هفتاد سالگي را پشت سر گذاشته، چهار روز تمام به جاي آب و غذا، دانه ها و برگ هاي درخت کهير را خورده است؛ برگ ها و دانه هايي که حتي بزها و شترها با اکراه مي خورند. او که مدت چند روز بر ارتفاع درخت کهير زندگي مي کرده لحظات سختي را تا رسيدن نيروهاي مردمي امداد سپري کرده است.موسي سالاري ساربان بوده است. بيش از سي سال سن دارد و اکنون پس از وقوع توفان بدون داشتن شغلي به آينده نامعلوم خويش مي نگرد. طي سيل اخير بيش از 130 نفر شتر در ايل سالاري طعمه سيلاب شدند، از جمله شترهايي که او ساربانشان بود. او هم بعد از وقوع توفان مدتي بالاي درخت کهير زندگي کرده و مثل رحم بي بي غذايش برگ هاي کهير بوده است. «روزهاي اول باز بهتر بود... فقط سختي اش زندگي روي درخت بود... اما کاش آنها خشک نمي شدند. گير کرده بوديم و نمي توانستيم به طرف جاده برويم... تنها ماده قابل خوردن مان همان دانه هاي کهير بود که مثل لوبيا است و آب دارد ولي وقتي خشک بشود از آهن هم سخت تر مي شود.» موسي درباره حضور نيروهاي امدادي مي گويد؛ «نه... کسي نيامد... تا چند وقت... بعد هم که آمدند آب آوردند و چند تا ناني که خشک شده بود... و همين...»اسماعيل سالاري و خانواده اش جزء اکثريت ايل سالاري هستند که فاقد شناسنامه اند. وي مي گويد؛ «آقا اصلاً انگار کسي يادش نيست که ما هم اينجاييم... بيشتر اينها که مي بيني شناسنامه هم ندارند... حتي يکي سراغ مان نيامده بپرسد کي هستيد؟ کجاييد؟ باز خدا اين آقاي ريگي را خير بدهد که مقداري آب و غذا به ما رساند...» صحبت هاي اسماعيل تمام نشده دال محمد شروع مي کند؛ «500 تا گوسفند ما را سيل رودخانه کاروان برده. شترهامان را هم... عشاير بدون گوسفند و شتر شنيده ايد... با اين وضعيت چه کار بايد بکنيم. شما بگو...» ناگهان غلغله مي شود و مردم همينطور به يک طرف مي دوند. نگاه مي کنم ماشين هلال احمر آمده است پر از بطري هاي آب...

بچه هاي هلال احمر بدون خستگي با مهرباني به تک تک مردم مي رسند و آب معدني توزيع مي کنند. يکي دست به سر بچه ها مي کشد و ديگري به کپرهاي بازسازي شده سرکشي مي کند. «علي نوکند» به نظر مي رسد سرپرست اين تيم چهارنفره باشد؛ «روز هفتم حادثه به منطقه رسيديم... هنوز خبري از ماشين هاي ارسالي استان هاي ديگر نبود.»صادق دستگردي ميان صحبتش مي پرد؛ «اولين اکيپ ما بوديم که آمديم... سه نفر نيروي بومي به ما دادند که به خاطر شرايط دشوار شب دوم فرار کردند.» علي ضمن تاييد حرف دوستش مي گويد؛17 کيلومتر را پياده رفتم تا روستاهاي سيل زده را شناسايي کنم.» و پاهايش را نشان مي دهد که تاول زده و ورم کرده اند. در مورد ميزان توزيع آب بين مردم، مصطفي غواصي راننده اکيپ مي گويد؛ «به ما گفته اند 6 بطري آب سهميه هر خانواده است اما مقدار تحويلي ما آن قدري است که احتياج داشته باشند. مهم اين است که مردم تشنه نمانند.» در مسير که به سمت باقي روستاها مي رويم لحاف و تشک هاي رنگارنگ، زينت بخش درختان مرتفع در طول جاده ها شده اند. روستاهاي لاش، دودر و نوالک از بخش زرآباد شهرستان کنارک نمونه هايي هستند از آنچه به وقوع پيوسته است.خواهي نخواهي ياد بم در ذهنت متبلور مي شود. فقط اينجا تعداد قربانيان بسيار کمتر از بم است و زلزله جاي خود را به سيلي ويرانگر سپرده است.خان محمد پيرزاد عضو شوراي نوالک مي گويد؛ «قرباني شدن با قرباني نشدن خيلي فرق نمي کند... اينجا همه مردم قرباني شده اند. وقتي دار و ندارت را از دست داده باشي... ديگر زنده ماندن يا مردنت فرقي نمي کند.» بعد از کمي مکث ادامه مي دهد؛ «اکثريت دامداران، دام هاي خود را از دست داده اند و مزارع و باغات 80 درصد تخريب شده اند... 20 درصد باقي مانده هم به دليل تخريب چاه ها و موتورهاي آب در حال از بين رفتن هستند... چند سال طول مي کشد تا دوباره اين زمين ها قابل کشت بشوند... تا آن وقت چطور بايد زندگي کنيم؟»

قبل از وقوع سيل هم شرايط مردم سيستان و بلوچستان به هيچ وجه مساعد نبود. استان محرومي که روستاييانش در بدترين شرايط معيشتي ممکن زندگي مي کردند و حال با از دست دادن آن حداقل داشته هايشان ديگر اميدواري به خصوص در مناطق دشت ياري چابهار و زرآباد کنارک از نگاه اين مردم بي معني به نظر مي رسد.

 از نگاه مسوولان

پس از گذشت حدود سه هفته از وقوع سيل و توفان گنو در سيستان و بلوچستان هنوز راه هاي ارتباطي برخي مناطق قطع است و امکان دسترسي برايشان وجود ندارد؛ به همين دليل تعيين ميزان خسارت و تعداد قربانيان دشوار به نظر مي رسد.اما با توجه به روستاهاي قابل دسترسي مي توان حدس زد که شرايط بدتر از آن چيزي است که در تصور مي گنجد. شهرياري نماينده زاهدان در مجلس شوراي اسلامي در اين رابطه مي گويد؛ «متاسفانه حادثه اخير از حوادثي بود که تنها در جنوب استان بيش از 450 روستا کاملاً تخريب شدند؛ روستاهايي که جزء مناطق محروم کشور به شمار مي آمدند.» در اين روستاها نه فقط خانه هاي روستاييان بلکه تنها منابع درآمدهايشان يعني مزارع، باغ ها و دام هاي آنها نيز از دست رفته است. شهرياري شرايط سيل زدگان را چنين توصيف مي کند؛ «مردم از نظر مايحتاج روزانه، اسکان و به خصوص تامين آب آشاميدني مشکلات جدي دارند.» کمبود آب و عدم اسکان از مشکلات اساسي سيل زدگان به شمار مي رود به طوري که گرماي بيش از 40 درجه و نبود سرپناه مناسب و مصرف آب هاي باقي مانده از سيلاب که پسماند فاضلاب ها به درون آنها سرريز شده اند، اهالي اين روستا را در معرض خطر جدي شيوع بيماري هاي واگيردار قرار داده است. در اين رابطه رئيس مرکز فوريت هاي پزشکي و حوادث غيرمترقبه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي نسبت به شيوع بيماري هاي وبا و مالاريا در استان سيستان و بلوچستان هشدار مي دهد. فروزش ديگر نماينده زاهدان نيز شيوع بيماري هاي واگيردار را در منطقه مورد تاييد قرار مي دهد و احتمال گسترش اين بيماري ها را تا مناطق مرکزي ايران بعيد نمي داند.در عين حال دکتر احمد رسالت استاد دانشگاه علوم پزشکي اصفهان که در منطقه سيل زده سيستان و بلوچستان حضور يافته است، بيماري هاي شايع حال حاضر منطقه را اسهال و استفراغ اعلام مي کند.وي در ضمن نسبت به عدم اسکان آوارگان ابراز نگراني مي کند و مي گويد؛ «به دليل نبود مسکن موقت مناسب، عقرب گزيدگي و مالاريا ميان بسياري از روستاييان مشاهده شده است.» در کنار تمام اين مشکلات روستاييان به آينده خود نيز با ترديد نگاه مي کنند چرا که اندک باقيمانده دام ها و مزارع شان به دليل تخريب چاه ها با مشکل روبه رو شده است و بازسازي مزارع و باغات تخريب شده به بيش از دو سال زمان نيازدارد.

 امدادرسانان و مشکلات پيش رو

تقريباً اکثريت اهالي روستاهاي سيل زده حضور امدادرسانان را تکذيب مي کنند.آقاي رامش عضو شوراي اسلامي شهرستان چابهار اين مساله را نشان از ضعف هلا ل احمر استان سيستان و بلوچستان مي داند.«گل محمد بامري» نماينده ايرانشهر در مجلس شوراي اسلامي ضمن اسفبار توصيف کردن وضعيت سيل زدگان در رابطه با عملکرد هلال احمر مي گويد؛ «هلال احمر استان از روز سوم در منطقه حضور يافت و در مقابل اصرار من گفتند براي پرواز هليکوپترها بايد از تهران اجازه بگيرند.» در مقابل تمامي اين انتقادها صادقيان رئيس هلال احمر چابهار، شرايط نامساعد جوي و کمبود بنزين را دليل عدم حضور به موقع هلال احمر استان اعلام مي کند.اين در حالي است که دکتر «ده مرده» استاندار سيستان و بلوچستان کمبود بنزين را تکذيب کرده و معتقد است با هماهنگي هاي انجام شده با شرکت نفت و کليه مقام هاي مسوول پيش از وقوع سيل تامين بنزين مورد نياز گروه هاي امدادي مدنظر قرار گرفته بود.با توجه به عدم حضور به موقع نيروهاي امدادي و عدم دسترسي به پاره اي از روستاها تخمين تعداد قربانيان دشوار به نظر مي رسد و در اين زمينه تاکنون گزارش ها ضد و نقيض بوده است.

فرماندار چابهار تعداد قربانيان را هشت نفر و مولوي عيسي اميري خطيب جمعه اهل سنت چابهار اين تعداد را 25 نفر اعلام مي کند.بامري نماينده ايرانشهر هم آمار کشته شدگان را بيش از 20 نفر مي داند. در حالي که دکتر ده مرده کليه آمارهاي فوق را نادرست دانسته و اعلام مي کند براثر وقوع سيل کسي کشته نشده و صرفاً سيزده نفر در دو الي سه روز پس از واقعه بر اثر بي احتياطي جان باخته اند.فروزش وجود آمارها و گزارشات متناقض اينچنيني را به دليل ضعف مديريت بحران در استان قلمداد مي کند.وي طي گفت وگويي از عملکرد استاندار سيستان و بلوچستان انتقاد مي کند و دليل مشکلات موجود را ناشي از عدم اطلاع رساني صحيح توسط استاندار مي داند.مولوي عبدالحميد امام جمعه اهل سنت زاهدان يکي ديگر از منتقدان دکتر ده مرده نيز مي گويد؛ «جناب استاندار در مصاحبه هاي خود اعلام کرده است که هيچ مشکل حادي در استان وجود ندارد اما بر اثر اطلاع رساني نادرست، ارسال کمک ها به مردم سيل زده بسيار ديرتر از زماني که بايد انجام شده است.»

اين در حالي است که شهرياري ديگر نماينده زاهدان عملکرد استاندار را با توجه به حجم فاجعه قابل دفاع ارزيابي مي کند.دکتر ده مرده استاندار سيستان و بلوچستان در دفاع از عملکرد خويش تمامي گزارش هاي فوق را کذب مي داند و مي گويد؛ «با توجه به شرايط، تمامي امکانات مورد لزوم را 48 ساعت پيش از وقوع سيل آماده کرده بوديم. اما حجم حادثه براي هيچ کس قابل پيش بيني نبود.»وي در ادامه مي گويد؛ «از اولين روز حادثه در جريان حوادث قرار داشتم و ستاد بحران از روز سه شنبه پانزدهم خردادماه فعال بوده است.»
حوادث طبيعي و مردم سالاري
 سيد محمود حسيني*
بحران مخرب توفان و سيل گنو در جنوب بلوچستان ظاهراً خاتمه يافته اما بحران واقعي تازه شروع شده است. بيش از 200 روستا خسارت کلي ديده، راه ها قطع شده است، خانه هاي گلين و سست مردم روستايي فرو ريخته، دام ها عمدتاً تلف شده، مزارع وسيعي خصوصاً مزارع موز در مسير رودخانه هاي باهو کلات، کاجو، کهير، سرباز و زرآباد و همچنين مزارع 4 هزار هکتاري پرورش ميگو در گواتر کاملاً تخريب شده است.اينک کثيري از مردم منطقه ضمن تحمل خسارات وارده و از دست دادن شغل خود به طور ناگهاني دچار محروميت هاي شديد شده اند. به طوري که نيازهاي اوليه آنها از قبيل آب آشاميدني سالم، مواد غذايي، سرپناه، دارو، بهداشت و سلامتي تامين نيست. طبق اعلام رئيس مرکز فوريت هاي پزشکي وزارت بهداشت شيوع بيماري هاي وبا و مالاريا مناطق توفان زده را تهديد مي کند و 250 هزار نفر از مردم آسيب ديده بلوچستان در معرض خطر اپيدمي بيماري هاي انگلي، روده اي، وبا و مالاريا هستند و 70 درصد آنها از دسترسي به آب آشاميدني سالم محروم هستند.در چنين شرايطي حوادث و ناگواري هاي زيادي در راه است که فقر، بيماري اپيدميک، بيکاري و مهاجرت نتيجه طبيعي آن است به علاوه کاهش اعتماد و ايجاد بدبيني حاصل از سکوت خبري و ناديده انگاري مسوولان زخمي است که نياز به التيام دارد.ابعاد و عمق حادثه بر کسي پوشيده نيست اما مديران استاني و حتي مسوولان ملي خصوصاً ستاد حوادث غيرمترقبه وزارت کشور و هلال احمر در ابتدا حادثه را بسيار عادي جلوه دادند و فراخواني براي جلب کمک هاي مردم و موسسات خيريه کشور اعلام نکردند هر چند راديو جوان و راديو پيام در گفت وگو با مردم و معتمدين محلي تا حدودي ابعاد حادثه را به مسوولان بازتاب دادند، اما از سيماي جمهوري اسلامي انتظار مي رفت نقش بهتري ايفا کند که نکرد.در اين فضاي سکوت خبري و در مقابل اراده کم دامنه نشان دادن يک بحران طبيعي گسترده نقش مطبوعات، سايت ها، وبلاگ ها، شوراهاي شهر و روستا، ائمه جمعه محلي و شخصيت هاي سياسي و اجتماعي در فضاي اطلاع رساني نمايان شد که سعي کردند به رغم امکانات محدود با اطلاع رساني، درخواست آسيب ديدگان را به گوش مسوولان کشور برسانند. اينجاست که نقش دموکراسي نمايان مي شود. ديديم که چطور وجود يک دموکراسي ولو نيم بند و نهادهاي مدني نه چندان منسجم باعث مي شود آنچه در پايين اتفاق مي افتد، منعکس شود و در جهت پيشگيري از مصائب اثرگذار باشد. آمارتيا سن در کتاب «توسعه يعني آزادي» در بيان رابطه آزادي و برابري (دموکراسي) با پيشگيري از عوارض حوادث و بحران هاي طبيعي خصوصاً قحطي، فصلي را اختصاص داده است و در اين خصوص مي گويد؛ «مطبوعات آزاد و عملکرد مردم سالاري به فراهم سازي اطلاعاتي که تاثيراتي بسيار بر سياستگذاري هاي پيشگيري از قحطي دارند کمک زيادي مي کند. (مثلاً اطلاعاتي در زمينه تاثيرات اوليه خشکسالي و سيل و تاثير بيکاري) ابتدايي ترين منابع اطلاعاتي مربوط به نقاط دوردست، رسانه هاي باشهامت خبري هستند. به اعتقاد من مطبوعات آزاد بهترين نظام پيش آگاهي را که يک کشور در معرض قحطي (بحران طبيعي) لازم دارد، تشکيل مي دهد.» آمارتيا سن نحوه پيشگيري قحطي در چين و هند را مقايسه و مي گويد؛ «با اينکه چين در مقايسه با هند در بسياري از ابعاد توسعه اقتصادي بسيار موفق تر بوده است اما در پيشگيري از قحطي با شکست مواجه بوده است. هندوستان قبل از کسب دموکراسي در 1947 به طور مستمر دچار قحطي بود. آخرين و وخيم ترين اين قحطي ها در 1943 در بنگال رخ داد که 2 الي 3 ميليون قرباني داشت. پس از استقلال و برقراري يک نظام چندحزبي مردم سالار هيچ قحطي مهمي روي نداده است.» وي شاهد مثال ديگري به نقش مردم سالاري در پيشگيري از بروز قحطي مي آورد؛ «بين سال هاي 1981- 1979 تا 1984-1983 بوتسوانا با کاهش 17 درصدي و زيمبابوه با کاهش 38 درصدي توليد مواد غذايي مواجه شدند. در همان زمان توليد در سودان و اتيوپي هم حدود 11 تا 12 درصد کاهش يافت. در حالي که سودان و اتيوپي با کاهش هاي کمتر مواد غذايي دچار قحطي شدند در بوتسوانا و زيمبابوه قحطي به وجود نيامد و اين بدان علت بود که سياست هاي گسترده پيشگيري از قحطي در اين کشور ها اتخاذ و اجرا شد. اگر دولت هاي زيمبابوه و بوتسوانا نمي توانستند اقداماتي درست و به موقع انجام دهند از طرف مخالفان مورد انتقاد قرار مي گرفتند و روزنامه ها به روي آنها آتش مي گشودند اما دولت هاي سودان و اتيوپي از اين جهت خيالشان راحت بود زيرا انگيزه هاي سياسي که به وسيله نهادهاي دموکراتيک ايجاد مي شود در اين کشورها به کلي غايب بود.»در ايران که يک کشور حادثه خيز است، به ويژه مناطق دوردست آن در معرض حوادثي چون توفان، سيل، خشکسالي، زلزله و رانش زمين است، ضرورت استقرار سيستم هاي اطلاع رساني و وجود نهادهاي مدني در آن بيشتر احساس مي شود. اين سيستم ها و ساز و کارها نقش مهمي در پيشگيري از توسعه بحران و تلفات جاني ايفا مي کند. حال که ابعاد حادثه بر همگان روشن و تبعات آن قابل پيش بيني است و بخشي از مردم ايران به عنوان عضوي از اين کل و همنوعان ما در رنج و محروميت شديد قرار گرفته اند و در انتظار کمک و فريادرس هستند، چند پيشنهاد ناصحانه ارائه مي شود؛

1- ضمن تقدير از چند روزنامه سراسري، راديو پيام و راديو جوان، سايت ها و وبلاگ هايي که پيش آگاهي لازم نسبت به حادثه سيل گنو و اثرات آن را فراهم ساختند و ضمن يادآوري نقش اثرگذار آنها، انتظار مي رود اين خبررساني را تداوم و گسترش دهند و آن دسته از مطبوعاتي که سکوت خبري اتخاذ کرده اند اين سکوت را بشکنند و سيماي جمهوري اسلامي نسبت به اعزام گروه هاي گزارشي به منطقه به وظيفه ملي و قانوني خود عمل کند.2- دولت، خصوصاً ستاد حوادث غيرمترقبه و هلال احمر به صرف اينکه استان طالب کمک هاي گسترده نيست، به گزارش هاي استاني اکتفا نکند و دست روي دست نگذارد بلکه گروهي را از وزارتخانه هاي مرتبط به خصوص وزارت کشور، وزارت بهداشت و درمان، وزارت کشاورزي و بانک کشاورزي و شيلات، وزارت راه و وزارت مسکن و بنياد مسکن به منطقه اعزام و رسيدگي به مسائل مردم و منطقه را در دستور قرار دهند.3- مردم منطقه و شوراها و موسسات خيريه نسبت به تشکيل ستادهاي مردمي کمک رساني و دعوت از مردم و موسسات خيريه سراسر کشور اقدام و در جذب و توزيع کمک ها ايفاي نقش کنند. در اينجا از موسسات خيريه استان هاي مرکزي مثل اصفهان، قم، تهران، يزد و مشهد که از انسجام و امکانات بهتري برخوردارند و خصوصاً حوزه هاي علميه انتظار مساعدت بيشتري مي رود. زيرا علاوه بر وظيفه انساني و ملي و کمک به هم نوع در وحدت ملي و اسلامي سخت موثر است. مردم آسيب ديده بلوچستان در انتظار دريافت کمک هاي مردم سراسر ايران هستند.

* استاندار اسبق سيستان و بلوچستان
جايي که غرور به فقر فروخته شد
 مسعود بهنود
از بزرگي از اهل خرد شنيدم که در يک پگاه دور مردي به همسايه برخورد و به او گفت چرا براي تعمير مسجد انفاقي نکردي و دستي نتکاندي، مرد به شتاب گفت تو آن جا نبودي از کجا چنين داوري مي کني. جوابش داد چون پارسال که آجري بر آجر نهادي براي حمام ده، همه آفاق را خبر کردي. باري انفاق ناکرده را به خود مي بندي لابد اگر ديناري داده بودي الان کوس مي زدند.

حالا حکايت ماست و اين توفان بدکردار گونو که سکوت رسانه هاي دولتي به فکرمان برده است. مگر نه که ابزار هاي تبليغاتي در هر لحظه از شبانه روز منتظرند تا شاخه اي بجنبد و آن را نادر همه تاريخ و دوران و از اثر مهرورزي دولت عدالت پرور بگيرند. مگر نه همين چند روز چندان که بولدوزري در ساحل نزديک ساري به راه افتاد، عملي انقلابي شد و نامش آزادسازي خزر، که به نوشته خبرنگار روزنامه ايران هرگز شمالي ها در خواب هم نديده بودند. مگر نه آنکه هنوز هواپيماي اختصاصي مسوولان ساده زيست از سفر استاني بازنيامده، هنوز امضاي فرمان خشک نشده و هنوز قراردادي بسته نشده، هزار بار آن را تمام گرفته و بالا برده و در چند جا به حساب ملت ايران نوشته اند و مگر نه که از شادماني مردم براي حرکت در جاده هاي هنوز نساخته شعر و سرودها مي سرايند، همچون شاعر سلطان محمود که هنوز او تيري نينداخته قصيده مديحه را در وصف هدف گيري پادشاه سروده و هفت عالم را زير پاي مرکبش قرار داده بود.

با اين وجود دل خوش مي خواست حمل بر صحت کند و راضي شود که توفان زدگان ساحل عمان چندان بي کس نبوده اند که سخن امام جمعه استان به گوش رسيد، چنان که در خبرها آمده، سخني ديگر مي گويد جز آن چه خبرگزاري دولت از قول مقامات محلي به گوش ما مي خوانند هر روز، که آسوده بخوابيد که گونو در مقابل کارآمدي اين دولت به زانو درآمد، مگر ما دولت جورج بوش هستيم که کاترينا بي آبرويش کرد. حالا خبرنگاراني چند که توانسته اند از ميان چفت و بست هاي اداري بگذرند و به ساحل عمان برسند با بغض حکايت هاي ديگر مي گويند از بي پناهي و بي سرپناهي مردم. از خشت هاي هرگز باران نخورده که اينک وامي روند، از خانه هاي فروريخته و بدتر از همه از احتمال شيوع مالاريا و وبا که وحشت آفريده و ناله آب که به گوشي نمي رسد چرا که در همين زمان مقامات استاني مشغول تدارک مهماني سالگرد انتخاب خودند و سالگرد دفع دشمناني که هجده سال در هيات دولت در مقامات دولتي لانه کرده و در نعمت را به روي اينان بسته بودند.تصويري که اينک خبرنگاران و ناظران مي آورند حکايت از آن دارد که پاي کمک ها و گروه هاي نجات به بيشتر روستاهاي آن منطقه فقيرنشين که به قول وزير رفاه از خط فقر گذشته و زير خط بقا گير کرده اند نرسيده و کمبودها چنان است که جاي بزرگ نمايي نمي دهد. استانداري مصيبت ديده اعلام داشته که بالاي 58 هزار خانوار کمک گرفته اند و اين خود وسعت ويراني را نشان مي دهد، در حالي که خبري به مرکز نمي رسد. اگر نيمي از خسارت ديدگان همين ها باشند يعني صدهزار خانواده و يعني پانصد، ششصد هزار نفري آسيب ديده اند.امکان ندادن به گزارشگري باعث شده که صدايي از گونو ايران به جايي نرسد، پس کمک هاي خارجي هم نرسيد. لابد چون تجربه زلزله بم نشان داد کمک هاي خارجي در عين حال پرده در هستند. امدادگران خارجي هم هر کدام با توقعي مي آيند که چون جواب نمي شنوند، تبديل به گزارش هاي افشاگر مي شوند.راستي گفتم بم، يکي بگويد مگر بعد سه سال و چند ماه با بم چه کرده ايم که توقع مي رود با کنارک و چابهار کرده باشيم.و بدين سان است که اگر در بم قلعه اي بود که به فروريختنش دل ها سوخت، اينجا جز کپرهاي خشتي نبود، اگر در بم نخل هاي ايستاده به زمين افتادند اينجا مردمان بودند که سال ها است غرور را به فقر فروخته اند.
چالش هاي تلخ پيش روي صنعت ميگوي چابهار
توفان حاره اي گنو و سيلاب عظيمي که در ادامه توفان، مناطق جنوبي و جنوب غربي استان سيستان و بلوچستان را مورد هجوم قرار داد، صنعت پرورش ميگوي چابهار را که مي رفت به يکي از منابع مهم ايجاد درآمد و اشتغال زايي استان مبدل شود، با چالش هاي نگران کننده اي روبه رو ساخته است. به طوري که حتي پس از فروکش کردن سيلاب در اکثر مناطق سيل زده، منطقه گواتر که کليه مزارع پرورش ميگو در آن واقع شده اند همچنان در زير آب قرار دارد.

اين در حالي است که حتي جاده منتهي به منطقه گواتر تخريب شده و امکان دسترسي به منطقه را از بين برده است.حدود ارزش تاسيسات و تجهيزات هر مزرعه فعال يا آماده فعاليت بالغ بر دو ميليارد و 700 ميليون ريال است که با توجه به فروکش نکردن آب پس از دو هفته برآورد دقيق خسارات وارده مقدور نيست. مهندس طباطبايي رئيس شيلات چابهار در اين رابطه مي گويد؛ «مسلم است که مقدار خسارت وارد شده مزارع بسيار زياد است. در حال حاضر ما مشغول باز کردن مسير دسترسي به گواتر هستيم تا پس از فروکش کردن آب بتوانيم با اعزام کارشناس ميزان خسارت وارد شده را ارزيابي کنيم.» آقاي مهرپويان يکي از پرورش دهندگان رقم خسارت وارده به کل مزارع را 35 ميليارد تومان تخمين مي زند. وي بيشترين نگراني پرورش دهندگان را نزديک بودن موعد بدهي هايشان و علي الخصوص سررسيد موعد وامشان مي داند.در اين رابطه طبق گفته مهندس طباطبايي طرحي آماده شده که در صورت تصويب هيات دولت بسياري از مشکلات پرورش دهندگان را مرتفع خواهد ساخت.طبق اين طرح به وام هاي پرورش دهندگان به مدت دو سال استمهال تعلق خواهد گرفت و پس از آن وام هايشان به مدت 5 سال تقسيط خواهد شد.

وي در ضمن وعده داد که ديرکردها و سود وام هاي پرورش دهندگان بخشوده خواهد شد.

دکتر طباطبايي يکي ديگر از پرورش دهندگان مي گويد؛ «پيش بيني هاي اوليه حاکي از اين است که در صورت همکاري کليه سازمان هاي مرتبط و دستگاه هاي اجرايي بازگشايي و عمل آوري مجدد مزارع حداقل به سه سال زمان نياز دارد.»

وي در ادامه در رابطه با بيمه نبودن مزارع گفت؛ «مشکل بيمه مزارع مربوط به عدم رعايت مفاد قرارداد فيمابين پرورش دهندگان و شيلات است. طبق قرارداد شيلات چابهار بايد تعداد مورد نياز دستگاه هاي هواده را تامين کند. اما اين وعده محقق نشد. مساله اي که کارشناسان بانک کشاورزي بر آن تاکيد کرده اند.»

مهندس طباطبايي رئيس شيلات چابهار در اين رابطه عدم توجه پرورش دهندگان را دليل بيمه نبودن مزارع مي داند و مي گويد؛ «در دو نوبت اسفند و فروردين گذشته کتباً از پرورش دهندگان خواستيم که براي بيمه مزارعشان اقدام کنند اما از سوي ايشان هيچ توجهي صورت نگرفت.
خسارت 150 ميليارد توماني گنو
23/3/86، فارس؛ استاندار کرمان گفت؛ با توجه به آمار تلفات و خسارات، اين توفان در بخش هاي مختلف از جمله مسکن، آب، برق و غيره بيش از 150 ميليارد تومان خسارت به بار آورده است. محمد رئوفي نژاد در جلسه شوراي توسعه برنامه ريزي استان با اشاره به اينکه خسارات توفان گنو قطعاً بيشتر از اين موارد بوده است، افزود؛ بيشترين خسارات در شهرستان هاي جنوبي استان و در بخش هاي کشاورزي و مسکن بوده است. وي ضمن تشکر از اعضاي ستاد حوادث استان، شهرستان ها و مخصوصاً فرمانداري هاي جنوب استان اظهار داشت؛ خسارات ناشي از توفان گنو با عمق و شدتي که داشت قابل پيش بيني بود و با کمک رساني به موقع خسارات کمتري به وقوع پيوست. استاندار کرمان همچنين در بخش ديگري از سخنان خود به فعاليت هاي ستاد راهبردي جنوب استان اشاره کرد و ادامه داد؛ تصويب و راه اندازي اين ستاد در نخستين جلسه هيات دولت در استان به منظور بررسي و رفع مشکلات جنوب کرمان اقدامي بي نظير است. وي بر پيگيري و سرعت در انجام مصوبات سفر هيات دولت در استان کرمان تاکيد کرد و آن را وظيفه اصلي ستاد راهبردي در استان دانست. رئوفي نژاد خاطرنشان کرد؛ دستگاه هاي اجرايي استان از هم اکنون موظف به اجراي مصوبات سفر هيات دولت به استان و اطلاع رساني سريع و مداوم به اين ستاد در خصوص اقدامات انجام شده است. رئوفي نژاد همچنين با اشاره به اجراي بيش از 2 هزار و 500 پروژه عمراني در استان اضافه کرد؛ پايان تير سال جاري آخرين فرصت جذب اعتبارات در خصوص اجراي پروژه هاي عمراني در استان است. رئيس ستاد سازمان مديريت و برنامه ريزي کرمان نيز در اين جلسه با اشاره به بحث صرفه جويي در دستگاه هاي اجرايي گفت؛ با توجه به ضوابط قانون برنامه چهارم و برنامه هاي ستاد صرفه جويي استان لازم است.

آن که مي خندد هنوز خبر بد را نشنيده است
حوادث طبيعي و مردم سالاري
جايي که غرور به فقر فروخته شد
چالش هاي تلخ پيش روي صنعت ميگوي چابهار
خسارت 150 ميليارد توماني گنو
خسارت 3 ميلياردي گنو به بندرعباس

 خسارت 3 ميلياردي گنو به بندرعباس
فارس؛ شهردار بندرعباس گفت؛ در جريان وزش تندباد گونو که با بارندگي همراه بود، نزديک به سه ميليارد ريال خسارت به تاسيسات شهري وارد شد.منصور آرامي افزود؛ تندباد گنو به 520 اصله درخت و فضاي سبز به ميزان 20 تا 100 درصد آسيب رساند و 80 تابلو معابر، علائم و چراغ راهنمايي و رانندگي را تخريب کرد. وي ادامه داد؛ سقف بازارچه 22بهمن، يک جايگاه اتوبوس، 30 نخل زينتي و درختچه هاي نوري و 9 تابلو تبليغاتي بزرگ در اين تندباد از بين رفت و آسفالت معابر و کانال هاي سطح شهر نيز به صورت پراکنده تخريب شد. آرامي اظهار داشت؛ شهرداري بندرعباس از نخستين ساعات اعلام وضعيت فوق العاده براي مقابله با پيامدهاي توفان حاره اي گنو به حالت آماده باش کامل درآمد و سازمان هاي آتش نشاني و خدمات ايمني را آغاز کردند.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام