در آخرين قسمت گفت و گو با آقاي شکوري راد انتقادات ايشان به دفتر تحکيم وحدت و نقش آنها در شکست اصلاحات مورد بررسي قرار گرفته است.
***
به نظر شما مهم ترين اشتباه تحکيم چه بود؟
تحکيم مبناي فکري و ويژگي و افتخارش پيروي از خط امام بود و تا مدتي بعد از دوم خرداد هم چنين بود و هنوز هم عده اي از انجمن ها چنين هستند...
و عده اي الان اينگونه نيستند؟
بله، متاسفانه، من انتقاد دارم به کساني که بعداً به نادرست وارد انجمن هاي اسلامي و دفتر تحکيم شدند. اين کار غيراخلاقي بود، انتقاد من به اين افراد از منظر اخلاقي است نه سياسي، من مي گويم شما حق داري هر نوع اعتقادي داشته باشي ولي نه در انجمن اسلامي.
در کجا؟
اگر جايي ندارد بحث ديگري است، ولي اينجا هم نبايد بيايد.
کجا برود؟
خب، جايي ندارد ولي اخلاقي نيست اينجا هم بيايد. مثل اين است که کسي پول نداشته باشد دزدي کند، قبح دزدي سر جاي خود هست ولي مي فهميم اگر کسي از زور نداري دزدي کرده يک خرده به او ترحم مي کنيم اما کارش را تاييد يا تحسين نمي کنيم. البته در مثل هم مناقشه نيست.
دزدي يعني چيزي که متعلق به من نيست و من آن را مي دزدم، ولي فعاليت سياسي حق مسلم هر فرد ايراني و به طريق اولي هر دانشجوي ايراني است.
اما تريبون انجمن اسلامي اختصاص دارد به کساني که داراي گرايش اسلامي هستند.
انجمن اسلامي با همان مسير تاريخي که فرموديد مترادف است با تنها مجراي فعاليت سياسي کردن، وقتي شرايط به گونه اي مي شود که فقط با عضويت در انجمن اسلامي مي توان فعاليت سياسي کرد اين تبعات هم به وجود مي آيد. شما چرا از علت دفاع مي کنيد و به معلول اعتراض؟
اين را چه کسي تحميل کرده است به انجمن اسلامي؟
بين من و شما قطعاً من اين کار را نکرده ام.
نه اين را مخالفان اصلاحات تحميل کرده اند، گناه انجمن اسلامي چيست؟
گناه انجمني ها چيست؟
گناه کسي که بحق انجمن اسلامي را خانه خود مي داند و آن را در تصرف ديگران مي بيند، چيست؟
گناه کسي که جاي ديگري براي فعاليت ندارد، چيست؟
حقشان را شوراي انقلاب فرهنگي خورده، بروند از او بگيرند. چرا انجمن اسلامي را تصرف مي کنند؟
ساز و کار گرفتن اين حق چگونه است؟
هر چي، شايد ساز و کاري ندارد يا دارد، نمي دانم هر چي هست...
ساز و کارش راي دادن به کساني است که از تکثر حرف مي زنند تا در مصادر قدرت بنشينند و از حق آنها دفاع کنند.
بله، سياست ورزي در خارج از انجمن هاي اسلامي،
چه شد که اين سياست ورزي، با وجود دولت و مجلس در دست اصلاح طلبان محقق نشد؟
نتوانستند چون شوراي انقلاب فرهنگي ترکيبش به گونه اي بود که آقاي خاتمي در آنها اکثريت نداشت. شما به من پاسخ بدهيد آيا قبول داريد حضور افرادي که داراي گرايش اسلامي نيستند، در انجمن هاي اسلامي غيراخلاقي است؟
شما بايد ثابت کنيد که اين افراد داراي گرايش اسلامي نيستند تعريف اسلام در انحصار هيچ گروهي نيست. طيفي از نوانديشان ديني اسلام را متعلق به خود مي دانند و شما نمي توانيد کسي را متهم به نامسلماني کنيد.
به هيچ وجه، مسلمان بودن با اسلامي بودن فرق دارد. همه مسلمانيم و هر کس ادعا کند مسلمان است نمي توان او را متهم به نامسلماني کرد، اما انجمن اسلامي يعني گروهي که جمع مي شوند تا فعاليت اسلامي کنند، يعني نه تنها مسلمانند و عامل به دستورات ديني هستند، بلکه خواهان ترويج اسلامند، خواهان اشاعه اسلامند.
شما در جبهه مشارکت ايران «اسلامي» مشغول ترويج اسلاميد؟
در زمان تاسيس مشارکت گفتيم که ما تشکلي هستيم که داراي حداقل هاي ايدئولوژيک هستيم ولي محور فعاليت هايمان ترويج ايدئولوژي نيست، ارائه راه حل براي اداره کشور است و گفتيم ما جبهه مشارکت ايراني هستيم که اسلامي است و ما به اسلامي بودن آنها وفاداريم.
انجمن اسلامي هم مي تواند تجمع دانشجوياني باشد که در ايراني فعاليت مي کنند که در آن فقط برخي گروه ها مجوز فعاليت دارند؟
اين روشن است که کسي که داراي گرايش به اشاعه اسلام نيست، نمي تواند عضو انجمن اسلامي باشد.
دفتر تحکيم وحدت هنوز مهمترين تشکلي است که مراسم مذهبي را در دانشگاه برگزار مي کند، اين کار مشمول ترويج اسلام نمي شود؟
اگر غير از عنوان، محتوا هم مذهبي است دستشان درد نکند.
اين بحث شايد به نتيجه مشخصي نرسد اما روشن شدن ميزان ابهام خود امر مهمي است بحث مطالبات دانشجويي مغاير با خواست اصلاح طلبان همچنان مي تواند ادامه پيدا کند. 18 تير، حادثه خرم آباد، دستگيري فعالان دانشجويي و... همه هزينه هايي بود که بر جنبش دانشجويي تحميل شد آيا اصلاح طلبان در حمايت از دانشجويان در اين موارد هيچ گونه کوتاهي نکردند؟
شما وقتي به يک دانشجو اجازه مي دهيد به علت آنکه به او اجازه فعاليت سياسي نداده اند از خانه ديگران استفاده کند و جبر شرايط را عمده مي کنيد، چطور متوجه نمي شويد اصلاح طلبان بيش از آن مقدار که از دانشجويان حمايت کردند در آن شرايط امکان و فرصتي براي حمايت نداشتند.
در بخش اول از نبودن هيچ مجراي فعاليتي به آن نتيجه رسيديم. اما اصلاح طلبان سکان قوه مقننه و مجريه را در دست داشتند.
من در سخنراني سال گذشته ام به طور مستدل بيان کردم که سهم اين دو (مجلس و قوه مجريه) 25 درصد قدرت در نظام سياسي ايران بيشتر نيست. نبايد اين مقدار انتظارات از دولت و مجلس بالا مي رفت.
چرا سال گذشته به اين نتيجه رسيديد. آيا قبل از شروع فعاليت سياسي و با مطالعه قانون اساسي نمي توانستيد به اين نتيجه برسيد؟ آيا اصلاح طلب ها قبل از شرکت در انتخابات اين کتابچه کوچک را مطالعه نکردند تا به اين نسبت يک چهارم پي ببرند و متناسب با آن طرح شعار و وعده و مطالبه کنند؟
ما مطالعه کرديم و اتفاقاً براساس اين مطالعه تمام برنامه هايمان را تنظيم کرديم.
چرا مطالبه بيش از ظرفيت 25درصد ايجاد کرديد؟
ما ايجاد نکرديم. قانون يک چيز است، اجراي آن يک چيز ديگر. يک قانون مي تواند خوب اجرا شود يا برعکس. قانون براي ما يک فرصت هايي ايجاد مي کرد و يک محدوديت هايي. در موضع اجرا ما مي توانيم کاري کنيم که قانون خوب اجرا شود. ما تلاش مان را کرديم تا ظرفيت هاي موجود، خوب اجرا شود.
اما در آن سخنراني هاي آتشين شما سقف حرکت خودتان را به همين اندازه مشخص کرديد؟
نه سقف حرکت ما کاملاً بسته نبود، باز بود. من صراحتاً به شما مي گويم تا زماني که مخالفان دچار واهمه جدي نسبت به حرکت اصلاح طلبان نشده بودند ظرفيت هاي خوبي براي کار وجود داشت.
آيا جنبش دانشجويي واهمه ايجاد کرد؟
نه من نمي خواهم اين را بگويم.
پس از ديدگاه شما همه تقصيرات بر گردن دفتر تحکيم وحدت نبود؟
نه نبود، دانشجويان و دفتر تحکيم وحدت بيشتر قرباني ماجرا بودند، من هميشه گفته ام و هميشه انتقادم به تحکيم اين بوده که تو که تجربه و ظرفيت کافي ندري چرا خودت را در مرکز سيبل قرار مي دهي و در وسط معرکه مي اندازي.
چون به قول شما آرمانخواه بود.
دفتر تحکيم بعد از دوم خرداد خيلي «منم منم» کرد.
منم منم کرد يا يادآوري وعده ها ؟
اشتباهش اين بود که فکر کرد بايد از فرصت ايجاد شده استفاده کند و همه کاره شود. وقتي هم همه کاره شد...
دانشجو چه کاره مي توانست بشود؟
همين که سعي کرد بار سياسي همه مسائل را به دوش خودش بکشد.
جلب همه هزينه ها به معناي همه کاره شدن است؟
ببينيد دانشجويان و ژورناليست ها همانقدر که در پيشرفت اصلاحات نقش داشتند در ناکامي اصلاحات هم نقش داشتند. يعني نقش اوليه خودشان را بعضاً خنثي کردند و هر چي به حسابشان واريز شده بود خرج کردند.
يعني زماني که به اصلاح طلبان پشت کردند؟
من اين تقسيم بندي را قبول ندارم. منظور شما از اصلاح طلب چيست؟ مگر دفتر تحکيم اصلاح طلب نبود؟
در صحبت هاي من و شما منظور از اصلاح طلبان صاحبان قدرت سياسي است. جناب آقاي شکوري در اينجا شما مي توانيد در مقابل اين پرسش قرار بگيريد که آيا عدول خاتمي و اصلاح طلبان مقدم بر عبور از خاتمي نبود؟
به نظر من اصلاح طلبان حکومتي به تعبير شما، هيچ گاه از مواضعشان کوتاه نيامدند مگر اينکه قدرت پايداري در آن حوزه را نداشتند. البته برخي از اصلاح طلبان عجول حوصله نمي کردند تا ما به يک موضعي برسيم و آن موضعي را که مي شود در يک فرصت زماني مناسب به آن رسيد زودتر مطالبه مي کردند و ناکامي را اينگونه رقم مي زدند.
اينکه دانشجويان بعد از 18 تير و ديگر برخوردهايي که با ايشان شد، خواستار رسيدگي از جانب شما مي شدند تعجيل بود، آيا تقاضاي آزادي روزنامه نگاران و دانشجويان دستگيرشده عجله اي بود؟
در کجاي پيگيري فاجعه 18 تير و حوادث خرم آباد اصلاح طلبان کوتاهي کردند؟ اين نوع قضاوت بي انصافي است.
در اينکه «حادثه کوي» با همه وسعت اش به سرقت يک ريش تراش تقليل داده شد و پرونده مختومه اعلام شد.
اين به ما ربطي نداشت و ما خودمان شاکي بوديم ولي هيچ کاري نمي توانستيم بکنيم مگر خود ما توسط دستگاه قضايي محکوم نشديم؟ مگر شوراي نگهبان ما را رد صلاحيت نکرد؟ مگر اين کارها سر خود ما هم نيامد؟
دولت و مجلس هيچ قدرتي ندارند؟
بله جايي که عرصه قوه قضائيه است ما هيچ قدرتي نداشتيم.
عرصه شوراي نگهبان؟
آنجا هم نداشتيم.
عرصه شوراي عالي انقلاب فرهنگي؟
نداشتيم.
قدرت شما کجا بود؟
قدرت ما در برخي از اجرائيات بود. توانستيم مطبوعات را توسعه دهيم، آگاهي هاي اجتماعي ايجاد شد. در عرصه بين المللي کارهاي مهمي صورت گرفت. فضاي دانشگاه ها باز شد، در هيچ دوره اي به اندازه مجلس ششم قوانين مترقي تصويب نشد، خدمات اجتماعي و اقتصادي دولت اصلاحات بي نظير بود. اصلاح طلبان حکومتي هيچ گونه کوتاهي نکردند. مساله اين است که مخالفان اصلاحات دانشجو را به خودش واداشتند يعني برايش مساله درست کردند تا مجبور شود مساله خودش را حل کند و به مسائل ديگر نپردازد. دانشجو بيش از همه به خودش واداشته شد و فريب خورد.
فريب خورد يا قرباني شد؟
به دام آن افتاد، يعني بيش از همه به خودشان مشغول شدند. دانشجويان کتک را از مخالفان اصلاحات خوردند، ولي چون زورشان به طرف مقابل نمي رسد حالا اصلاح طلبان را مي زنند.
يعني اصلاح طلبان مرتکب هيچ قصوري نشدند؟ آيا وزارتخانه دولت اصلاحات انجمن هاي اسلامي را به دو طيف شيراز و علامه مشتق نکرد و به يک طيف اقليت که بعدها در آستانه انتخابات رياست جمهوري خود آقاي معين به اقليت بودن آنها اعتراف کرد، مجوز انجمن اسلامي نداد و به عنوان تحکيم اصلي و خط امامي به رسميت نشناخت؟ دولت اصلاحات که ناتوان از تشکل سازي بود به دلايلي که برشمرديد، چرا انجمن اسلامي را تقسيم بر دو کرد؟
اولاً هيات نظارتي که در وزارت علوم تشکيل شده بود همه ترکيبش از وزارت علوم نبود و از جاهاي مختلف نماينده داشتند. آنها نظر دادند. آنها هم نظرشان را براساس بررسي هايشان دادند و بررسي هايي که کردند متقاعدشان نکرد که به نفع يک طرف قضيه راي دهند و قضيه به آن شکل درآمد. ثانياً اين خيلي طبيعي است که وقتي هويت و نام از هم فاصله مي گيرند زمينه انشقاق فراهم مي شود. هويت برخي از مدعيان امروز با مرامنامه، اساسنامه، پيشينيان و تاريخچه متفاوت است و فقط نام است که مورد استفاده قرار مي گيرد.
اکثريت هيات نظارت وزارت علوم هم با اصلاح طلبان نبود؟
خير، مطمئن نيستم. اکثريتش با وزارت علوم نبود، اين گونه نبود که نظر و اراده وزير علوم حاکم باشد و وزارت علوم هم چاره اي جز اينکه راي آنها را بپذيرد نداشت.
اصلاح طلب بودند يا نه؟
من نمي دانم. به هر حال کار کارشناسي کرده بودند. اين دليل نمي شود اگر دفتر تحکيم وحدت ادعايي دارد يک گروه کارشناسي صاحب صلاحيت حتماً بايد اين ادعا را بپذيرد.
اگر الان شاخه مشارکت در يکي از روستاهاي نورآباد ممسني ادعا بکند که مشارکت واقعي ماييم و مشارکت تهران غيررسمي است و مراجع امور هم به آنها مجوز بدهد و اکثريت مشارکتي ها را مصادره کنندگان جايگاه آن گروه بدانند اين اقدام قابل دفاع است؟ بعد از آن ماجرا طيف اکثريت تحکيم وحدت غيررسمي خوانده شد و برخي از اصلاح طلب ها براي آن طيف اقليت پيام تبريک فرستادند و شما همچنان بر بي تقصيري دولت اصلاحات پافشاري مي کنيد؟
اين قياس مع الفارق است و چه ربطي دارد. با اين تفصيل هيچ کس هيچ حکمي را که مطابق نظرش نبود نبايد بپذيرد. دفتر تحکيم شايد نتوانست به اندازه کافي ادله ارائه دهد. به هر حال آنها موظف بودند که نظر قانوني دهند. چه چيز مبهمي وجود دارد؟
اتفاقاً بعد از اين ماجرا يک اصل غيرمبهمي در ذهن دانشجويان ايجاد شد که دولت اصلاحات براي پيشبرد اهدافش احتياج به تحکيمي دارد که نسبت به آنها منتقد نباشد و به همين دليل هويت تحکيم را زير سوال برده است و اقدام به تشکل سازي مي کند.
اين ادعاي عجيبي است. تشکل سازي چه ربطي دارد به اين موضوع.
ادعا نيست، توصيف تاريخي ناخوشايندي است.
تشکلي ساخته نشد. دو گروه با هم اختلاف پيدا کردند و هيات نظارت حکم شد و بايد داوري مي کرد نتيجه داوري هم به نفع هيچکدام از طرفين نبوده است. حال اگر يک گروه در ارائه ادله ضعف داشتند و نتيجه دلخواه را از داوري نگرفتند به داور چه مربوط است.
اما در اين مورد داور پيش از بررسي ادله، حکم را صادر کرد و طبق نص صريح بيانيه وزارت علوم در آنها دوره طيف علامه در اکثريت بود ولي از آنجا که مجوز صادر شده بود انجام کاري ميسر نبود.
بحث اکثريت و اقليت اگر بود حرف شما درست بود. اما هيات مشغول بررسي اين بود که چه گروهي قانوني است و چه گروهي نه. البته بر عهده من نيست از آنچه اتفاق افتاد و کاملاً هم در جريان آنها نيستم دفاع کنم.
چرا وزارت علوم از دانشجويان در برابر کميته هاي انضباطي دفاع نکرد؟
اين هم نکته جالبي است. دانشجو بايد بداند مبارزه کردن هزينه دارد. دانشجو حق دارد اعتراض کند اما اگر براي اعتراض قانون شکني بکند بايد هزينه آنها را هم بپردازد. وقتي مبارزه مي کنيد، اگر هزينه ندهيد ارزشي ندارد. مثلاً در ماجراي بازداشت و صدور حکم اعدام براي دکتر آقاجري، اعتراض هاي دانشجويان بحق بود اما نوعاً مجوز نداشتند و کارشان غيرقانوني بودو در بعضي دانشگاه ها کميته هاي انضباطي برخورد مي کردند. ارزش آن اعتراض ها به قبول خطر بود. اما بعد دفتر تحکيم به وزارت علوم اعتراض مي کرد که چرا با دانشجويان برخورد شده است. اين هزينه آن اعتراض ها بود. وزارت علوم تلاش خودش را براي کاهش هزينه ها انجام مي داد اما کار کميته انضباطي هم بايد رسيدگي قانوني باشد نه سياسي.
به گفته شما اصلاح طلبان هيچ کاري در جهت کاهش هزينه هاي اين اعتراض ها نمي توانستند انجام دهند اما چرا همين دولت از صدور مجوز سالگرد 18 تير براي دانشجويان دو سال بعد از سال 78، خودداري کرد؟
من در جريان نيستم و فکر نمي کنم چنين بوده باشد.
ولي وقتي اصلاح طلبان را مبرا مي دانيد بايد در جريان همه چيز باشيد.
جزئيات را نه ولي سياست ها را خبر داشتم. دانشجويان هم اگر اعتراضي را لازم بدانند حرکتشان را بدون مجوز هم انجام مي دهند و هزينه آنها را هم مي پردازند. ندادن مجوز لزوماً تاثيري در اعتراض هاي دانشجويي ندارد.
طرح شعار عبور از خاتمي بخاطر همين چيزها بود...
من معتقدم موزون ترين آهنگ حرکت را در اصلاحات، شخص آقاي خاتمي داشت هر کس تندتر يا کندتر از خاتمي حرکت کرد به ميزان کندروي و تندروي خود به حرکت اصلاحات آسيب رساند.
يک سوال هم درباره تحريمي ها. آقاي شکوري راد به نظر شما شکست اصلاحات موجب به وجود آمدن تحريم ها شد يا تحريمي ها باعث شکست اصلاحات؟
هر حرکتي که در جامعه در يک دوره رخ مي دهد و به اوج مي رسد، يک دوره فرود هم دارد و ما نمي توانيم هيچ کس را مسبب همه وقايع بدانيم. در شکست و پيروزي نمي توان سهم کسي را عمده کرد. تحريمي ها عامل عمده شکست نبودند اما سهم داشتند.
هيچ وقت به اين سوال فکر کرديد که چرا يک عده تحريمي شدند؟
بله عوامل آنها بيروني است و دروني، بعضاً به عنوان عوامل دروني افزايش انتظارات و ديدن نيمه خالي ليوان سهم بسزايي داشت، عوامل بيروني هم تمام اقدامات مخالفان اصلاحات را شامل مي شد.
و هيچ عاملي که متوجه اصلاح طلبان باشد وجود ندارد؟
تحريمي ها دو دسته هستند يک دسته کساني که از ابتدا با حرکت اصلاحات همراه نبودند و به طور تاکتيکي وارد ميدان اصلاحات شدند. انقلابيوني که اساساً اعتقادي به اصلاحات نداشتند و يک عده هم اصلاح طلباني بودند که دچار سرخوردگي شدند و اشتباهات استراتژيک کردند.
خودبه خود سرخورده شدند؟
نه خودبه خودي نبود.
ولي شما هيچ اشاره اي به اين مساله نمي کنيد در حالي که تا زماني که اصلاح طلبان نقش خودشان را در شکست اصلاحات به عهده نگيرند، گامي به جلو برداشته نخواهد شد.
دليل تحريمي شدن را شما که از آنها دفاع مي کنيد بگوييد.
اصلاح طلبان به دليل آنکه بيش از توانشان وعده دادند و بعد از آنکه بر کرسي قدرت نشستند حفظ آن کرسي ها را بر برخوردهاي اصولي ترجيح دادند.
مثالي از وعده بزنيد.
دموکراسي، تکثر، جامعه مدني، آزادي.
مگر کسي که شعاري را مطرح مي کند بايد آنها را بتواند حتماً محقق بکند؟ خود دانشجويان که شعار دموکراسي مي دهند چه کاري براي تحقق آنها کردند.
آن قدر تلاش کرده اند که هزينه دهند و به قول شما در سيبل قرار بگيريد.
ما هم تمام تلاشمان را کرديم و به حفظ موقعيت خودمان در قدرت نينديشيديم.
دقيقاً چه تلاشي؟ منظورتان تلاش براي فروکاستن مفهوم دموکراسي است؟
متاسفانه وقتي يک جنبش شکل مي گيرد هرکس چيزي را مي شنود که خودش دلش مي خواهد. يک عده در دوم خرداد چيزهايي از خاتمي شنيدند که خودشان دلشان مي خواست. همه حرف هاي او را نشنيدند. حرف هاي خاتمي 12 ماده اي است که در ابتدا بيان داشت. بيانيه اعلام موجوديت جبهه مشارکت هم وجود دارد و مي توانيد بخوانيد ببينيد حرف جبهه مشارکت از اول چه بوده است. يکي از خواص جنبش ها اين است که هر کس آنچه را مي شنود که خود دوست دارد و مي خواهد و هر کس از ظن خود يار آن حرکت مي شود. جنبش اصلاحات هم گرفتار اين مشکل بوده است.
اين در شعر و ادبيات مي تواند رخ دهد که صنعت ايهام و ايجاز است و پيچش هاي زباني. اما عرصه سياست، عرصه شفافيت و صراحت است و کلمات سياسي معناهاي مشخصي دارند که همه مردم از آنها فهم يگانه دارند آزادي در هيچ فرهنگي به معناي دربندي نيست دموکراسي هم در هيچ شرايطي مترادف اقتدارگرايي نمي شود.
کسي که دموکراسي گفت و پايبندي خودش را هم به آن در عمل اثبات کرد حرف هاي ديگري هم زد که چارچوب آنها را تعريف مي کرد و راه رسيدن به آنها را هم مشخص مي کرد.
کسي که دموکراسي بگويد بعضي حرف ها را نمي تواند بزند.
بله نمي تواند بزند. اما دموکراسي تعريف و نسخه واحدي ندارد و در جوامع مختلف معناهاي مختلفي پيدا مي کند.
دموکراسي در ايران يعني چه؟
دموکراسي يعني اينکه نظر و راي مردم به حاکميت برسد.
دموکراسي وقتي حاکم است که شما توانايي گرفتن قدرت از کسي که به او راي داده اي داشته باشي.
بايد طبق قانون يک دوره صبر کني، شايد چهار سال.
نه يک دوره، هر زمان که صاحب راي از اصول اوليه عدول کرد.
نه، در فاصله اين چهار سال نمي شود راي را پس گرفت. ما هر مقدار که توانستيم تلاش کرده ايم و انجام داده ايم. من معتقدم هم آقاي خاتمي هم دولت و هم نمايندگان مجلس تمام تلاش خود را به کار بردند. البته اين تمام تلاش متناسب با ظرفيت افرادي هم هست که وظيفه بر عهده آنها گذاشته شد، همه افرادي که در مسندهاي دولت و مجلس نشستند انسان هاي صددرصدي نبودند.
آقاي شکوري در آن تقسيم بندي از تحريمي ها و انقلابي ها، که فرموديد به اصلاحات ضربه زدند، با عدم شرکت اين افراد در انتخابات رياست جمهوري نهم چهار ميليون از راي اصلاح طلبان باقي ماند؟
نه ،راي آقاي کروبي، بخشي از راي آقاي هاشمي و راي آقاي مهرعليزاده متعلق به اصلاح طلبان بود. آنها هم که شرکت نکردند همه تحريمي نبودند يا گوش به فرمان تحريمي ها نبودند.
يعني شما با علم به پخش آرا نتوانستيد بر سر يک نفر به اجماع برسيد؟
ببينيد اصلاح طلبان طيفي يکپارچه نيستند. به دليل فقدان احزاب سازمان يافته در ايران اين مشکل وجود دارد که فرصت هاي انتخاباتي از بين برود و آرا بشکند. فقدان روحيه حزبي در همه ما وجود دارد و همين که بخشي از دانشجويان شعار ضدحزب مي دهند خود حکايت اين بيماري است. در خود اصلاح طلبان هم انگيزه هاي فعاليت حزبي قوي نيست و بايد زمان بگذرد تا درست شود.
اگر تاريخ به عقب برگردد آقاي شکوري راد چه کاري در زندگي سياسي اش انجام نمي دهد؟
شايد همين موضوعي که اول مطرح کرديد. انجام اعتراض درست بود ولي نه لزوماً به آن شکل. الحمدالله تاکنون هر کاري را که در هر زمان اصولي و درست تشخيص داده ام بدون ملاحظه خودم انجام داده ام و تلاش کرده ام مصلحت مردم و جامعه را هميشه در نظر داشته باشم و براي خودم مصلحت انديشي نکنم، انشاءالله. بنابراين از کارهايي که انجام داده ام دفاع مي کنم و مسووليت خودم را در مورد آنها مي پذيرم. ولي هيچ کس به خودش نمره 100 نمي دهد. البته کارهايي هست که نکرده ام و انتقادم به خودم بيشتر از اين جهت است. اين يک حساب سياسي است که به شما خبرنگاران و مدعيان سياسي پس مي دهم اما پيش خدا جز روسياهي چيزي ندارم و اميدم فقط به کرم اوست.