
رئيس موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه که عمري ميزبان اهل قلم و انديشه بوده و بزرگان اين حوزه را بزرگ داشته است، روز سه شنبه، پنجم تيرماه 1386 به عنوان مهمان در سالن اجتماعات فرهنگسراي ابن سينا حاضر شده تا بزرگ داشته شود.
سالني در يکي از غربي ترين محله هاي پايتخت، که در يک غروب تابستاني اجازه هر نوع شکايت از گرما را از حاضران در سالن مي گيرد. جلو در ورودي فرهنگسرا بر پوستري بزرگ، عکسي ديده مي شود و نوشته اي براي جلب نظر مراجعان؛ «نکوداشت دانشمند فرزانه و پژوهشگر برجسته حکمت و فلسفه دکتر غلامرضا اعواني، استاد ممتاز فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي و رئيس موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران.»
شايد در ميان حاضران در سالن کمتر کسي حدس مي زد در مراسمي که بزرگاني چون دکتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، مصطفي محقق داماد و رضا داوري اردکاني حضور دارند و از فلسفه، اخلاق، تولد ثاني و مظلوميت فلاسفه صحبت مي کنند جلال ذوالفنون هم با وجهه هنري خود روي صحنه بيايد و با نواختن سه تار به اعواني فيلسوف اداي احترام کند.
بيست دقيقه تاخير در شروع مراسم به ديدن افرادي گذشت که از هم نسلان اعواني بودند؛ دکتر مجتبايي، دکتر رهبر و... وقتي جلال ذوالفنون آمد، گويا قراري پنهاني اهالي حکمت و فلسفه را واداشت تا اندک اندک محفل مستان را کامل کنند.
اين حلقه مستان اما به هم نسلان اعواني محدود نشد. جواناني که هر چند ديرتر از پيران طريقت آمدند، ولي به گفته ديناني «اگر نه اهل فلسفه که علاقه مندان به فلسفه» بودند و حلقه را کامل کردند.
اين بار تاخير در شروع مراسم به دليل دير آمدن اعواني نبود. دليل اصلي، اين سو و آن سو برده شدن او توسط اجراکنندگان مراسم براي تهيه گزارش تصويري بود که گويا قرار است عمري را در آرشيو فرهنگسرا بگذراند. اما اين تاخير موجب آن شد تا شرکت کنندگاني چند سري به نگارخانه فرهنگسرا بزنند و با ديدن خوشنويسي هاي عسکر محمدي تبار و عليرضا برزکار به عينه ببينند که «حسن الخط، نصف العلم». سالن به نسبت کوچک فرهنگسراي ابن سينا در ابتدا کوچک به نظر نمي رسيد اما اضافه کردن صندلي به راهرو ها و کناره هاي سالن کوچکي آن را شايد در مقابل تعداد زياد علاقه مندان علم و انديشه به رخ کشيد. با اين همه مراسم با صداي سهيل محمودي شروع شد؛ «مدر خاطر از رندان طلب اي دل». پيش از همه کيهان محمدخاني مدير فرهنگسراي ابن سينا صحبت کرد؛ «در ادامه 9 برنامه اي که در سال گذشته در تجليل از بزرگان برگزار شد، اميدوارم امسال بتوانيم طبق برنامه 10 جلسه بزرگداشت ديگر برگزار کنيم.» پيش از اين از بزرگان ديگري در علوم مختلف تجليل شده بود و حالا در دهمين نشست قرار است به حوزه حکمت و فلسفه توجه شود. آن هم با بزرگداشت دکتر غلامرضا اعواني که در پنج اسفند ماه سال 1321 در سمنان به دنيا آمده است. بعد از دوره مکتب و مکتب خانه به مدرسه علاءالدوله رفته و دوران ابتدايي را به شيوه جديد آموخته است. در دبيرستان رشته ادبي خوانده و در سال 1340 بعد از دريافت مدرک ديپلم با دريافت بورس ادامه تحصيل به لبنان رفته است و زير نظر استادان بزرگي چون ماجد فخري درس خوانده. پس از بازگشت به ايران در دانشگاه تهران در سال 1347 از پايان نامه خود با عنوان «وجود شناسي از ديدگاه کانت و ملاصدرا» دفاع کرده و در سال 1355 با ارائه رساله خود با نام «عقل و نفس در فلسفه افلوطين و تاثير آن در فيلسوفان مسلمان و خاصه حکمت اشراق» از همين دانشگاه در مقطع دکترا فارغ التحصيل شده است.
دکتر اعواني در ايران هم از محضر استاداني چون يحيي مهدوي ، سيدحسين نصر، فرديد و ايزوتسو بهره برده است.
مصطفي محقق داماد بعد از محمدخاني اولين کسي است که مجري برنامه از او براي صحبت در مورد دکتر اعواني دعوت مي کند. محقق داماد مي گويد؛ «حمد دوستان لذيذترين کاري است که موقعيت آن براي انسان پيش مي آيد.» مي خواهد موضوعي پيدا کند تا با آن به اعواني و بيان خصلتي از او برسد.
آنچه از اخلاق دکتر اعواني برايش جذاب بوده، شروع کلامش مي شود؛ «پيامبر مي فرمايد؛ هر چيزي را زينتي است، آرايش دانش، تواضع و فروتني است. پيامبر در ميان صفات علم، بر تواضع تکيه مي کند، چرا که آفت علم، غرور است و کبر.»
اين مقدمه را از کلام پيامبر گفت و آن را با کلامي از بابا افضل کامل کرد؛ «از مردمک ديده ببايد آموخت/ ديدن همه کس را و نديدن خود را».
تا اين خصيصه خوب اخلاقي را به اعواني نسبت دهد. «از سال 1364 او را مي شناسم و از آن موقع اعواني را تلاشگر ديده ام براي زنده کردن جسد بي جان فلسفه.» آنچه در اين مدت دوستي بيش از هر چيز ديگري براي محقق داماد جالب بوده؛ «فهم قرآن، انس با قرآن و برداشت هاي او است. هر وقت به نمونه اي اشاره مي کند، با خود مي گويم شايد از محي الدين باشد، ولي اين برداشت هاي لطيف و بديع از خود او است.» «چشمه، دريا ديگر است و کف ديگر / کف جهل از ديده دريا نگر» اين بيت شروع کلام غلامحسين ابراهيمي ديناني است که در ميانه صحبت هاي محقق داماد با پيراهني خيس از باران وارد سالن مي شود. از ديدن فرهيختگان، فيلسوفان، همنشينان و علاقه مندان به فلسفه ابراز خوشحالي مي کند و اينکه «نکوداشتي براي فيلسوفي از زمان ما برپا شده که به راستي شناخته نشده.» ديناني صحبت هايش را با تعريف و تمجيد شروع نمي کند و به سراغ خود فلسفه مي رود؛ «تاکنون تعريفي که مورد اتفاق نظر همه فلاسفه باشد، از فلسفه ارائه نشده است.» اما خود او در ادامه صحبت اش سعي مي کند تعريفي از فيلسوف ارائه کند؛ «يک فيلسوف معاصر مي گويد؛ فرق بين انسان (فيلسوف) و حيوان اين است که حيوان براي حيوان بودنش تصميم نمي گيرد ولي انسان بايد براي انسان بودنش تصميم بگيرد، در غير اين صورت انسان نخواهد بود.»
او با اشاره به بيت الغزل سقراط «خودت را بشناس» نقطه عزيمت انسان براي انسان شدن و شروع فلسفه را مشخص مي کند.
مساله اي که در روايات مقدس و اسلامي آن را تولد ثاني مي نامند؛ «دو تولد داريم، تولد از مادر و تولد از خود. تولد دوم، قدر مشترک کلام فلاسفه در طول تاريخ فلسفه است.» و چنين ادامه مي دهد؛ «اعواني تولد دوباره داشته. دوباره خلق شده و به دنيا آمده است. پس فيلسوف است.» او را در فهم فلسفه اسلامي بزرگ مي داند و مي گويد؛ «طرفدار حکمت خالده است و فهم قرآن او از باور به حکمت خالده و حکمت جاويدان سرچشمه مي گيرد.»
داوري اردکاني سخنران بعدي بود که در ميانه هاي صحبت ديناني به مراسم رسيد؛ «فلاسفه مظلوم ترين و موثرترين هاي جامعه خود هستند. هيچ وقت با احترام به فيلسوف نگاه نشده. با دست او را مي کشند و با پا پس اش مي زنند.» عدم توافقي که ديناني به آن اشاره کرد از نظر داوري «ذات فلسفه است، پس عيبي نه بر فلسفه و نه بر فيلسوف وارد نيست.» در مورد اعواني مي گويد؛ «او با فلسفه زندگي مي کند، همان گونه که شاعران هرچه مي گويند در اوج تعلق خاطرند، اعواني هم اهل تعلق خاطر به فلسفه و موضوع فلسفي است. در اين 40 سال که از عمر فلسفي او مي گذرد در اين موضع ثابت قدم بوده. اولين بار که او را ديدم هم در خصلت و هم در نظر فيلسوف بود.»
آخرين سخنران مراسم بزرگداشت غلامرضا اعواني، غلامرضا اعواني بود.او در سن 65 سالگي مي گويد؛ «اگر دوباره به دوران جواني بازگردم، فلسفه را انتخاب مي کنم.» در باب فلسفه هم مي گويد؛ «فلسفه دانشي است الهي که به انسان بينش و افق مي دهد. انسان همان است که مي داند و ديگر هيچ، انسان به فهم اش، به مرتبه درکش موجوديت دارد.»
در انتهاي مراسم کيهان محمدي خاني مدير فرهنگسراي ابن سينا، سيدمحمود دعايي به نمايندگي از مجله حکمت و معرفت موسسه اطلاعات و طاهري از طرف شهرداري تهران هدايايي به يادگار به دکتر اعواني هديه کردند.