شرق؛ بحث مربوط به برابري جنسيتي، تنها به زندگي کاري ما مربوط نمي شود، بلکه به طور کلي به عدالت طلبي بشر صرف نظر از جنسيت او مربوط مي شود و به معني پرداخت مساوي در برابر کار مساوي، دسترسي برابر به آموزش حرفه اي، اشتغال، حقوق، بازنشستگي، خدمات بهداشتي، ترفيع و مراقبت از کودکان است.
برابري جنسيتي همچنين به معني عدم استفاده از ادبيات و زبان تبعيض آميز، ساعات کاري قابل تغيير، برخورداري والدين از مرخصي، امکان حضور برابر در رسانه هاي گروهي، اتخاذ سياست هايي عليه به کارگيري تمامي اشکال زور و اجبار در محيط کار، دسترسي برابر به اتحاديه هاي کارگري و سازمان هاي حرفه اي و مشارکت در ارگان هاي تصميم گيرنده آنها است.
بايد روحيه برابري را در سراسر جامعه تسري داد. در اين رابطه، نقش رسانه هاي گروهي تعيين کننده است. آنها بايد از برابري جنسيتي هم در محيط کار و هم بيرون از آن دفاع کنند. مسووليت گشودن باب بحث و مذاکره درباره اين مسائل بر دوش رسانه هاي گروهي است تا از اين طريق اطلاعات بيشتر و بهتري در اختيار جامعه قرار گرفته و محدوديت ها و باورهاي کليشه اي درهم بشکند. فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران (IFJ)، سازمان بين المللي کار (ILO) و منشور حقوق بشر ملل متحد همگي بر اين اصول تاکيد دارند. با اين وجود هنوز در هيچ جاي جهان برابري واقعي جنسيتي ميان زن و مرد تحقق نيافته است.
باورهاي قالبي در رسانه ها
باورهاي کليشه اي به کرات در رسانه ها به کار مي رود. (زن، خدمتکار خانواده است.) اين باورها را مي توان پيرامون ستارگان هنري غرب و عرب به وفور مشاهده کرد. رسانه ها از اينان به عنوان «معتادان به فرآورده هاي آرايشي بهداشتي» ياد مي کنند. تلويزيون و راديو نيز از زنان براي تبليغ فرآورده هاي تجاري سود مي برند. استفاده از اين باورهاي کليشه اي نه تنها مانعي ذهني در برابر انتظارات جامعه از زنان به وجود مي آورد، بلکه مانع تجلي استعدادهاي خود ما نيز مي شود.
ساختار اغلب جوامع بر اساس فرضياتي استوار است که جانبداري جنسي را تشويق و تبليغ مي کنند و اين جانبداري، متاسفانه در زبان ما نيز منعکس شده است. اين برعهده ما روزنامه نگاران زن و مرد است که هرجا امکان مي يابيم با اين باورها مبارزه کنيم. وقتي ما از زبان جانبدارانه استفاده مي کنيم (صنعتگر Craftsman، تاجر businessman، آتش نشانFireman ، پليس Policeman و...) در واقع از يک جهت گيري مخرب حمايت مي کنيم که مفاهيم نهفته در بطن اين واژه ها را فقط به حيطه جنس مذکر محدود مي کند و زنان را به طور ضمني از اين عرصه ها کنار مي گذارد.
برخي رهنمودهاي کلي براي اجتناب از جنسيت گرايي در رسانه ها از تاکيد بر مشخصات جسمي، نقش مادري و جايگاه خانوادگي زنان حتي الامکان خودداري کنيد، مگر آنکه اجتناب ناپذير باشد (مي توان در اين مواقع، مثلاً از خود پرسيد که انعکاس اين اطلاعات در مورد مردان لازم است؟)
ضروري است که مخاطب خود را به درستي تشخيص دهيد و مطمئن شويد که هنگام نقل قول از «کارشناسان» يا «شاهدان» برابري جنسيتي را رعايت کرده ايد.
- شخصيت مستقل زنان (عنوان، اسم و نظرات آنها) را منعکس کنيد و هيچ گاه آنها را به عنوان «همسر آقاي» خطاب نکنيد.
- سعي کنيد از توصيف هايي که محدوديت هاي تاريخي زنان را در جامعه پررنگ تر مي کند يا نقش آنها را در جامعه بي اهميت جلوه داده و سوءاستفاده از زنان را تبليغ مي کند، خودداري کنيد. دقت کنيد نقش هايي را به جنسيت ها نسبت ندهيد که تقويت کننده جهت گيري هاي کليشه اي در جامعه باشد. استفاده از توصيف هايي چون «پرستار مرد» و «پزشک زن» به تبعيض جنسي در جامعه دامن مي زند، زيرا تلويحاً اين نکته را تداعي مي کند که دستيابي به سطحي از مهارت که لازمه يک پزشک است براي زنان «غيرطبيعي» است يا اينکه کار کردن به عنوان يک پرستار براي مردان غيرمعمول است، زيرا پرستاري اساساً يک حرفه زنانه است.
- سعي کنيد هر دو جنس را ابناي بشر بناميد و آنها را با مجموعه اي از پيشداوري هاي پذيرفته شده در جامعه معرفي نکنيد. براي دامن زدن به بحث در جامعه و کمک به ارتقاي سطح آگاهي مردم درباره برابري جنسيتي، بايد سعي کنيد مسائلي را که از اهميت واقعي براي زنان برخوردار است در حيطه کاري خويش برجسته کنيد.
بايد دانست که برابري واقعي جنسيتي هم زنان و هم مردان را از قيد محدوديت هاي از پيش تعيين شده رهايي مي بخشد.