وقتي CNN، رويترز و ديگر خبرگزاريها دقيقه به دقيقه تعداد كشتهشدههاي نظامي و غيرنظامي عراق را اعلام ميكنند، در واقع ميخواهند به ما اعلام كنند فاجعهاي بس بزرگتر از آنچه تصورش را ميكنيد درحال رخ دادن است اما راستش را بخواهيد وقتي نگاه من و شما به آمار لحظهاي كشتار در عراق ميافتد، كمتر ياد فاجعه و حادثه ناگوار ميافتيم. تكرار اين اخبار آن حس و واكنش مورد انتظار را از ما گرفته. دستكم من اعتراف ميكنم از خواندن اين اخبار تكراري و آماري كمتر دچار هيجان ميشوم و آنطور كه بايد حس انساندوستيام گل كند، نميكند. اينها را گفتم كه بدانيد آدمها همچنان در عراق و افغانستان قرباني ميشوند، هرچند كه روزنامهها مجبور باشند براي جلوگيري از تكرار و براي تغيير ذائقه، خوانندههايشان را با موضوعات ديگري سرگرم كنند. باور كنيد اگر تروريستها در لندن اين آشوب بمبگذاري و انفجار را بهوجود نميآوردند، اين هفته از فرط آرامش و سكون ميتوانست لقب ديازپام بگيرد. نه تعيين كابينه آقاي براون نخستوزير تازهكار انگليسيها و نه جشن پيوستن دوباره هنگكنگ به چين، هيچكدام نميتوانستند نگاهها را بدزدند و گوشها را تيز كنند.
1- انگليس؛
کابينه خانوادگي
اگر قرار بود به كشورهاي خبرساز و پر سر و صدا جايزه بدهند، انگليس اين هفته بيشك بيرقيب بود و برنده مطلق. مادلين، گوردون براون و كابينهاش، مرسدس بمبگذاريشده، فرودگاه گلاسكو و جيپ كروكي منفجرشده، همه و همه انگليس را به صدر اخبار جهان فرستادند.
نكته اول: يك خانم و آقاي پرتغالي و ايتاليايي ساكن اسپانيا توسط پليس اين كشور دستگير ميشوند، چون تصميم گرفته بودند از خانواده مادلين اخاذي كنند. آنها طي يك تماس تلفني به مادر مادلين پيشنهاد ميدهند در ازاي پرداخت دو و نيم ميليون پوند، دخترشان را تحويل بگيرند.
نكته دوم: پليس اسپانيا به هنگام دستگيري اخاذان با پيرمردي شصت و يك ساله مواجه ميشوند. احتمالاً خانواده كاملو از كمبود توجه و محبت رنج ميبردهاند و با اين نقشه كمي مورد توجه قرار گرفتهاند و مشكلشان حل شده.
نكته سوم: و اما ربط اين قضايا به انگليس اين است كه مادلين دخترك بريتانيايي است كه در پرتغال گم شده يا بهتر است بگويم دزديده شده و حالا تمام اروپا براي پيدا كردن او بسيج شده.
نكته چهارم: آقاي گوردون براون كليد خانه شماره ده خيابان داونينگ استريت را از بلر گرفت، پلهها را بالا رفت و كابينهاش را معرفي كرد. كابينه جديد انگليس يك ويژگي بامزه دارد و آن هم اين است كه وزرا با هم نسبت خانوادگي دارند. مثلاً آقاي اد بالز همراه همسرش در كابينه مشغول به كار شدهاند همينطور برادران ميلي بند و...
نكته پنجم: روزنامه گاردين روزنامه معتبري است اما براي نشاندادن اين ويژگي بامزه كابينه آقاي براون، عكس عروسي آقاي اد بالز و خانم ويوت كوپر را در صفحه اول خود چاپ ميكند! توجه داريد كه روزنامههاي ايراني براي آنكه متانت خود را حفظ كنند، عكسهاي مربوط به تشييع جنازه طرف خود را تازه آن هم در صورتي كه فرد مذكور شخصيت سياسي باشد، چاپ ميكنند.
2- چين؛
جشن بازگشت
نميدانم چطور ممكن است يك كشور بيش از يك ميليارد نفر جمعيت داشته باشد اما از درگيريهاي داخلي در آن خبري منتشر نشود. خب راستش وقتي عراق با نصف نصف جمعيت چين چنين سر و صدايي از درگيريهاي قوميتي به راه مياندازد، آدم فكر ميكند نكند چينيها كمهيجانند يا سردمزاجند و يا هر چيز ديگر. بگذريم، اين روزها چينيها مشغول برگزاري جشن بازگشت هنگكنگ به كشور مادر هستند.
نكته اول: هنگكنگ در سال 1841 جزيي از مستعمرات بريتانياي كبير بود.
نكته دوم: سال 1941 ژاپنيها تصميم گرفتند هنگكنگ را مال خود كنند.
نكته سوم: 1997 همه با هم تصميم گرفتند هنگكنگ به چين سپرده شود.
نكته چهارم: خانم مارگارت تاچر، نخستوزير پيشين انگليس در بازگشت هنگكنگ به چين نقش پررنگي داشته. آنقدر كه همين امسال در سن هشتادسالگي مصاحبه كرده و گفته: «اگر زمان دوباره تكرار ميشد، هرگز هنگكنگ را به چين نميدادم!»
نكته پنجم: احتمالاً هنگكنگيها و حتماً چينيها خوشحال هستند كه زمان به عقب برنميگردد.
3- امريكا؛
پارک براي ايرانيها
از تصوير و خبر مربوط به عقاب سرسفيد گرفته تا تصاوير خانم پاريس هيلتون و آتشسوزيهاي بيامان ليك تاهو در كاليفرنيا و البته مسافران سرگردان متروي خراب نيويورك ميشود در مطبوعات اين هفته امريكا سراغ گرفت و البته همراه با يك اتفاق بامزه براي ايرانيها. نه! موضوع هيچ ربطي به گورستان وستوود مورچوري و اين قضايا ندارد.
نكته اول: متخصصان محيطزيست در امريكا توانستهاند جمعيت عقاب سرسفيد در اين كشور را به حد مطلوب برسانند و از اين رو نام اينگونه كمياب از ليست پرندگان در حال انقراض خارج شد.
نكته دوم: تصوير عقاب سرسفيد از آن رو به عكسيك روزنامههاي امريكا تبديل ميشود كه نماد ملي امريكا است و براي شهروندان امريكايي اهميت فوقالعاده دارد.
نكته سوم: ما حتي نميدانيم آخرين بار ببر مازندران يا شير ايراني را چه زماني و چه سالي ديدهايم.
نكته چهارم: بالاخره پس از كلي سر و صدا و جنجال پاريس هيلتون حكم عفو گرفت و آزاد شد اما تا مدتها يادش ميماند زماني كه تعادل رواني ندارد، نبايد پشت فرمان ماشينش بنشيند و براند. دختر هتلدار مشهور جهان پس از آزادي به استوديوي CNN در لسآنجلس رفت و به سوالهاي لريكينگ جواب داد.
نكته پنجم: روزنامه معتبر واشنگتنپست عكسي از روش پيكنيك رفتن ايرانيها را به عنوان عكسيك خود انتخاب ميكند! روي چمن نشستن، لمدادن و خوابيدن ايرانيها در پاركهاي امريكا، آنها را وادار كرده تا بخشي از پاركها را به اين منظور اختصاص دهند.
نكته ششم: امريكاييها معتقدند بايد به چمن احترام گذاشت و روي آن راه نرفت يا...
4- روسيه- ونزوئلا؛
پوتين وچاوس؟
سفر شرقي هوگو چاوس، رئيسجمهور ونزوئلا به روسيه، نام هر دو كشور را سر زبانها انداخت. او آمده بود تا درباره انرژي هستهاي ايران و اينكه اين موضوع حق مسلم ايرانيها است با مستاجر كرملين حرف بزند. شعارهاي ضدامپرياليستي بدهد، پوتين را بهخاطر مواضع ضدامريكايياش بستايد و... دست آخر به واشنگتن پيام داد تجهيزات دفاعي ونزوئلا حرف ندارد و بوش در صورت حمله جواب دندانشكني خواهد گرفت.
نكته اول: طي دو سال اخير هوگو چاوس از روسيه چيزي حدود سه ميليارد دلار خريد كرده است. خاويار؟ نه تجهيزات نظامي و دفاعي.
نكته دوم: در همين سفر اخير هم آقاي چاوس شش زيردريايي و پدافند هوايي با خود به كاراكاس ميبرد.
نكته سوم: يكي از نمايندگان روسيه به نام آقاي ولاديمير زيرنوسكي به چاوس گفت: «شما بهترين رئيسجمهور روي كره زمين هستيد!»
نكته چهارم: پوتين نشنيده گرفت.
5- فرانسه؛
دست آدام اسميت
ساركوزي به تنهايي ميتواند جور همه بيخبريها را به دوش بكشد البته به شرطي كه تروريستها بگذارند و كمي به خودشان استراحت بدهند. او در ژست گرفتن و شو دادن، دست همه چپهاي عالم را از پشت بسته. اين بار اما هيچ شويي در كار نيست. آقاي رئيسجمهور جداً تصميمگرفته دولت فرانسه را به احترام آدام اسميت، اقتصاددان اسكاتلندي، كوچك كند.
نكته اول: اقتصاد آزاد آرزوي اسميت بود و حالا ساركوزي در فرانسه پرچمدارش شده.
نكته دوم: ايده استقلال مالي دانشگاههايي كه سالها از جيب دولت خوردهاند، حالا آنها را به تكاپو واداشته. دانشگاههايي كه همچنان با يك هياتمديره نسبتاً دولتي اداره ميشوند اما بايد هزينههايشان را از اين پس خودشان تامين كنند.
نكته سوم: ليبراسيون واضح و روشن از ساركوزي درخواست تجديدنظر ميكند كه البته اصلاً جاي تعجب ندارد. چپها سايه راستها را با تير ميزنند. ليبراسيون هم همينطور. اما وقتي فيگاروي محافظهكار هم در پرده و با نيش و كنايه اقدام دولت را نقد ميكند يعني ساركوزي كار سختي پيش رو دارد.
6- هند؛
عروسکِشان
سيل اخير هند و پاكستان بيش از پانصد كشته به جا گذاشت و بسياري را آواره كرد. اما روزنامههاي هند گرچه سعي داشتند اخبار و عكسهاي اين حوادث هولناك و غمانگيز را منعكس كنند اما از بازتاب نكات جالب بازنميماندند و فكر نميكردند مثلاً چاپ مراسم «عروسكِشان» در خيابانهاي سيلگرفته و پر از آب بمبئي، ميتواند باعث دلخوري خانوادههاي عزادار و آواره شود. در اين ميان حتي روبوسي دو ستاره سينمايي هند هم ميتواند خبرساز شود و عكسش در صفحه اول روزنامه جاي بگيرد.
نكته اول: فراموش نكنيد هنديها به تناسخ و زندگي دوباره اعتقاد قرص و محكمي دارند. به همين خاطر وقتي دچار مصيبتي ميشوند، كمتر اعتراض ميكنند چون ميترسند در زندگي دوبارهشان موقعيتي بدتر نصيبشان شود.
نكته دوم: وقتي عكس خوش و بش آميتا باچان و راجينكانث در ميان هياهوي سيل و كشته شدن هنديها ميتواند عكسيك روزنامه هندي شود يعني حالا شايد كشتهشدن چيزي حدود سيصد نفر براي كشوري كه جمعيتش از مرز يك ميليارد نفر گذشته، خيلي به چشم نيايد.
7- چهره هفته:
يک برنجخوار
گوردون براون حتي با اينكه يك كابينه خانوادگي بامزه تشكيل داده، هرگز به عنوان چهره هفته ما انتخاب نميشود مگر وقتي كه يك فكري براي آن شكم برآمدهاش بكند. آن اظهارنظر شگفتانگيز نماينده پارلمان روسيه را هم ميتوان ناديده گرفت؛ پرواضح است كه چاوس بهترين رئيسجمهور روي كره زمين نيست. سازمان پاركهاي امريكا البته كار بامزهاي كرده كه بخشي از چمنهاي پاركهايش را به فرهنگ روي چمننشيني ايرانيها اختصاص داده اما ميدانيد چهره ما اين هفته، رئيسجمهور كرهشمالي، آقاي كيم ايل است.
او طي مذاكراتي كه با نمايندههاي كشورهاي 1+ 5 داشته، تصميم گرفته دست از فعاليتهاي مشكوك هستهاياش بردارد و در مقابل كره جنوبي به اين كشور منزوي برنج بفروشد. سال گذشته آقاي ايل به مناسبت تولد شصت و سه سالگياش، ساكنان پيونگيانگ را به يك وعده غذاي بيشتر مهمان كرد! كره شمالي فقير است و تمام راههاي ارتباطياش با اقتصاد جهان بسته. آنها از زماني كه به آزمايش موشك هستهاي پرداختند، منزوي شدند و حالا در ازاي عقبنشيني، برنج دريافت ميكنند.