فقط چند روز مانده به روزي كه برت از دنيا رفت و ميان اين همه شايعه، داستان، نقلقول و حدس و گمان، من سرگردان ماندهام كه چه بنويسم. درباره گروهي كه كمتر كسي ممكن است آنها را نشناسد. در همين پانزده تا بيست سال گذشته هر بار با مناسبت يا بيمناسبت، كسي در جايي چيزي از آنها نوشته است و ظرف يكسال گذشته هم كوچكترين خبر يا اطلاعات درباره برت دهان به دهان گشته است. پينك فلويد دقيقاً چهل سال پيش تشكيل شد و مجموعهاي عظيم، خلاقانه و بينظير از موسيقي را به جهان هديه داد.
سيد برت يكي از چهار مردي بود كه گروه را ايجاد كردند. جواني با خلاقيتي در حد نبوغ كه ميتوان گفت يكتنه آلبوم اول گروه را به وجود آورد اما در نيمههاي تهيه آلبوم دوم به علت مشكلات ذهني گروه را ترك كرد و هرگز بازنگشت. اصلاً مهم نيست به چه دليلي يا بر اثر چه مشكلي او دنياي موسيقي را براي هميشه ترك كرد زيرا همان يكي دو سالي كه به عنوان مغز متفكر پينك فلويد كار كرد، براي او كافي بود تا صاحب جرياني عظيم در موسيقي راك شود. جرياني كه خيليها را تحتتاثير قرار داد.
«نيزن در آستانه سپيدهدم» آلبوم اول پينك فلويد، تحتتاثير موسيقي غريب و تازه برت و همراه با اشعار ساده او تبديل به اثري تاثيرگذار شد. البته بايد بگويم كه به جز برت، ريك رايت نيز سهمي قابل توجه در موفقيت آلبوم داشت. ارگنوازيهاي بداهه او آنچنان واضح، تاثيرگذار و بهيادماندني هستند كه نميتوان از آنها نامي نبرد. «نيزن...» پر است از داستانهاي پريان و افكتهاي صوتي بهيادماندني از صداي پرندگان، باد، صداي پا، زنگولهها، اسباببازيها و بسياري چيزهاي ديگر. اما بيش از هر چيز ما را به سفري از جنس سفر آليس در سرزمين عجايب ميبرد. سفري كودكوار و رمزآلود كه در آن از پيچيدهگوييهاي بزرگسالانه اثري نيست اما مكث در برابر هرچيز و تامل در آن را برايمان تداعي ميكند.
با اين همه، اين آلبوم به هيچ وجه اثري درباره كودكان يا براي كودكان نيست بلكه تصاويري از دنياي كودكي است كه اين بار از زبان كسي نقل ميشود كه چندان كودكياش را فراموش نكرده است. به جز اين، آهنگها، سرشار از ترسي غريب هستند. گويي دلهرهاي ازلي در پس پشت هر كدامشان جا خوش كرده است و همه كودكانهها را تبديل به ترس كودكي ميكند كه چراغ اتاقش را خاموش كردهاند، اما هيچكس نميداند كه اين كودك دقيقاً از چه ميترسد.
«نيزن در آستانه سپيدهدم» آلبومي بهشدت قابل تاويل است. ميشود خيلي چيزها دربارهاش گفت يا از آن برداشت كرد اما پيش از آن بايد آلبوم را شنيد و آنوقت همه اين صداهاي خوش را تعبير كرد.
به دور از همه حرف و حديثهايي كه در مورد گذشته بحثبرانگيز سيد برت وجود دارد، مصاحبهاي از او پيدا كردم كه حيفم آمد برايتان به اين هتل شلوغ نياورم.
نيزن در آستانه سپيدهدم؟(1)
چيزي است مثل باد در نيزاران.(2) اين آلبوم از خيلي جهات كار دشواري بود. مثل اجرا در استوديو و همهچيز. اما كار واقعاً مفرحي بود. ما وسواس زيادي روي آن به خرج داديم و من شخصاً سخت روي آن كار كردم.
بعضي از آهنگ هاي شما مثل Chapter24 (فصل 42) كمي مبهم به نظر ميرسند.
Chapter24... آن آهنگ از «ئي چينگ» گرفته شده است و كلمات در آن خيلي ساده و روشن به كار رفتهاند. لوسيفر سام آهنگ مبهم ديگري است كه تا مدتها براي خودم معناي چنداني نداشت. اما با گذشت سه يا چهار ماه توانستم چيزهاي بيشتري از آن بفهمم.
چقدر اشعار برايتان در كار مهماند؟
خيلي زياد. فكر ميكنم خيلي بهتر است كه يك آهنگ به جاي يك معني، داراي معاني متعدد باشد. اصلاً چنين آهنگي مخاطب بيشتري به خود جلب ميكند. از طرف ديگر، من آهنگهاي ساده را بيشتر دوست دارم. آهنگهايي مثل آرنولد لين، چون آهنگي صريح و روشن است.
بعضي از شعرهاي شما خيلي واضح و مفهوم نيستند مثلاً اين جمله در octopus (3): «ميني كان كوچولو سرفه ميكند و گلوش رو صاف ميكند». راجع به شعرهاي بعدي چه نظري داريد؟
ميخواستم كه خيلي قشنگ باشد (ميخندد) مثل لحظههايي از صداي يك ناقوس.
درباره octopus چي؟
حدود شش ماه طرحش را در ذهنم داشتم و در نهايت آن را نوشتم. شايد دليل موفقيتش همين باشد. اين ايده مثل بعضي از آهنگهاي ديگر بود.
در بسياري از آهنگهاي شما حس كودكانه شگفتانگيزي همراه با انبوهي از قصههاي پريان و عناصر شعرهاي كودكان وجود دارد. هيچ فكر كردهايد براي كودكان بنويسيد؟
قصههاي پريان خيلي زيبا هستند... فكر ميكنم بخش زيادي از اين موضوع به زندگي در كمبريج و بودن در طبيعت برميگردد. آنجا خيلي روشن و پاك است و من هنوز هم خيلي به آنجا ميروم. شايد اگر ميخواستم در كالج بمانم، معلم ميشوم.
در كارهاي ابتدايي پينك فلويد، داستانهاي علمي تخيلي عجيبي هست. هيچ خودتان را در چنين داستانهايي حس كردهايد؟
نه واقعاً. به غير از «سفر در فضا» و «Quatermass» كه مال وقتي است كه حدوداً پانزده سالم بود. آنها ميتوانستند از هرجايي آمده باشند.
شعرهاي شما ميتوانند كولاژهايي سوررئاليستي به نظر بيايند. نقاشي روي نوشتن تان تاثير داشته است؟
تنها شيوه كار، آموختن، براي سخت كار كردن. من مايلم سطوحي از ساير چيزها بگيرم. چيزهايي كه دوست دارم و اغلب درباره آنها مينويسم. اما عمداً نقاشي را در كارم تاثير نميدهم زيرا حقيقتاً اين فقط خوب نوشتن آهنگهاست كه اهميت دارد.
هنوز نقاشي ميكنيد؟
خيلي نه، كسي كه در خانه كناري زندگي ميكند، براي من نقاشي ميكشد و كارش را خيلي خوب انجام ميدهد. بنابراين فكر نكنم ديگر به انجام آن نيازي داشته باشم.
قصد نداريد كارهاي ديگري را تجربه كنيد؟
خيلي از مردم ميخواهند فيلم بسازند، عكاسي كنند و خيلي كارهاي ديگر، اما من كاملاً از كاري كه مشغول انجام آنم، خوشحالم.
به موسيقي گروههاي ديگر گوش ميكنيد؟
من خيلي اهل خريدن آلبومهاي موسيقي نيستم. دور و بر شما چيزهاي زيادي براي گوش كردن هست كه نميشناسيد. همه چيزي كه من در خانه دارم، كارهاي Bo Diddley بعضي آثار «استونز» و «بيتلز» و تعدادي آلبوم جاز قديمي است. Family را هم دوست دارم. كارهاي زيبايي انجام ميدهند.
چقدر شعر ميخوانيد؟
گاهي شكسپير و چوسر. زياد شعر نميخوانم. شايد بايد بيشتر اين كار را انجام دهم.
از Madcap Laughs (4) (خندههاي يك ديوانه) راضي هستيد؟
بله. كارهايي كه در آن هست را دوست دارم. اين آلبوم مدتها پس از تهيهاش منتشر شد. من ميخواستم كه اين آلبوم مجموعه كاملي از چيزهايي باشد كه مردم دوست دارند بشنوند.
Madcap نسبتاً با كارهاي ديگر شما در پينكفلويد هماهنگ است. درباره آلبوم جديد چه خبري داريد؟
در آن هر چيزي ممكن است وجود داشته باشد. اين بستگي دارد به اينكه حس كنم چه كاري را دوست دارم انجام دهم. نكته مهم ديگر اين است كه بايد نسبت به كار قبلي اثر بهتري باشد.
چقدر گيتار ميزنيد؟
من هميشه آهنگها را با گيتار مينوشتم. اين اتاق بزرگ را داشتم و در آن كار ميكردم. دوست داشتم كه موسيقي و كلمات هماهنگ با هم كار كنند. خوب، زماني به استوديو رفتم در حالي كه كلمات در سويي و موسيقي در سوي ديگري قرار گرفته بود. فكر كردم كه ميشود همين شيوه را هم ادامه داد.
اكنون مشغول چه كاري هستيد؟
روي آلبوم جديد كار ميكنم. چهار آهنگ را قبلاً آماده كردهايم و كل كار بايد حدوداً بعد از سپتامبر تمام شود. آنجا موسيقيداناني هست كه فقط مردم ميتوانند به آنها كمك كنند مثل Madcap كه به من اختيار عمل فراواني براي آنچه ميخواهم انجام بدهم داد. حس ميكنم گرچه چيزهاي بسياري دارم اما هنوز كارهاي بهتري براي انجام دادن هست و من فقط ميخواهم كارم را به بهترين شكل ممكن انجام دهم.
پينوشتها:
1-Piper at the Gates of Dawn . اولين آلبوم پينك فلويد و نام فصل هفتم كتاب باد در نيزاران.
2-wind in the willow كتابي از كنت گراهام براي كودكان
3-آهنگي از آلبوم Madcap
4-آلبوم سولوي سيدبرت