899 شماره
شنبه، 16 تير 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: علم
پيامدهاي آلودگي آب هاي سطحي
رگ هاي زمين کند مي زند
  مترجم : زينب همتي

موضوع آلودگي محيط زيست اهميت بسيار دارد، زيرا منابعي که انسان از آن استفاده مي کند، در اثر آلودگي محيط زيست آسيب مي بينند. اگر منشاء آلودگي خود انسان و فعاليت هاي او باشد، بشر بايد بتواند به روشي آن را مهار کند. مهار آلودگي با صرف هزينه هاي بسيار قابل انجام است. به هر حال سود و فايده منابع ممکن است از هزينه مهار آلودگي بسيار بيشتر و مهم تر باشد. آلودگي در بسياري از نقاط جهان در حال افزايش است و دليل آن هم افزايش روزافزون جمعيت انسان و کاهش فضاي مناسب براي هر انسان و نيز افزايش تقاضاي مصرف در جامعه انساني است. انسان با بهره برداري افراطي و غيرضروري از منابع موجود، سبب از بين رفتن سريع منابع مي شود. انسان به سبب ايجاد اين آلودگي مجبور مي شود هزينه مقابله با اثرات ناشي از آن را پرداخت کند. همچنين انسان متحمل پرداخت هزينه هاي سنگين ديگري نيز خواهد بود از جمله کاهش باردهي نظام هاي حياتي، از دست رفتن تنوع زيستي و زشتي مناظر. اينها از جمله صدماتي است که انسان در هر حال بايد بهاي گزاف آنها را بپردازد.

***

رودخانه ها همانند رگ هاي حياتي خشکي ها هستند و همواره براي انسان اهميت بسيار زيادي داشته اند. خصوصيات فيزيکي و شيميايي رودخانه ها غالباً تحت تاثير خاک، زمين شناسي، مقدار و توزيع بارندگي، شيمي جو، رويش هاي گياهي اطراف، هيدرولوژي و نحوه استفاده از زمين در حوضه آبريز قرار دارد. رودخانه ها بيشتر مناطق جهان را زهکشي مي کنند. وقتي باران مي بارد، بخشي از آن به صورت سطحي يا زيرزميني جريان مي يابد و سرانجام رودخانه ها را مي سازد. منطقه اي از يک خشکي که توسط يک شبـــــکه زهکشي آبگيري مي شود، حوضه آبخيز نام دارد. کيفيت حوضه آبخيز بر خصوصيات فيزيکي و شيميايي آب رودخانه تاثير دارد. تغيير در هر يک از اين عامل ها مي تواند سبب تغيير در خصوصيت هاي فيزيکي و شيميايي آب شود که وابسته به مکان است. مي توان گفت در اثر ورود انشعاب ها به رودخانه اصلي، تغيير در نحوه استفاده از زمين در حوضه آبخيز يا ويژگي هاي خاک، تغييرات مکاني و خصوصيات فيزيکي و شيميايي آب شکل مي گيرد. نوسان ها و تغييرات زماني در خصوصيات فيزيکي و شيميايي آب در اثر تغييرات فصلي در فعاليت بيولوژيکي در حوضه آبخيز پديد مي آيد که خود اين تغيير از تغيير در وضعيت آب و هوا و تغييرات ايجاد شده در چرخه آب و نيز تغيير در کيفيت آب زهاب هاي رسيده به رودخانه به وجود مي آيد.

در کشورهاي توسعه يافته صنعتي، رودخانه هاي بزرگ به شدت تحت تاثير آلودگــي آب و تغيير جريان آب هستند. بيشتر تغييرات طولي در اين رودخانه ها در اثر تاثيرات محلي توسط انسان يا آلودگي آب است که سبب عدم پيوستگي يا تغيير الگوي معمول اکولوژي رودخانه مي شود. از ويژگي هاي منابع آب موجود در طبيعت، مي توان به وجود مواد خارجي (به صورت محلول يا معلق) در آب نام برد. مواد خارجي موجود در آب منشاء خارجي دارند، يا توسط باران و منابع آب هاي زيرزميني در حوضه آبريز به آب افزوده مي شوند، يا موجودات زنده آنها را توليد مي کنند. يکي از منابع تامين کننده اين مواد، آلودگي ناشي از فعاليت هاي صنعتي و انساني است. ميزان و ماهيت مواد خارجي موجود در منابع آب از يک طرف به تشکيلات زمين شناسي، خاک، پوشش گياهي، شيب و پستي و بلندي حوضه آبريز و از طرف ديگر به جمعيت و نوع فعاليت هاي صنعتي جوامع بشري ساکن در اين منابع بستگي دارد. علاوه بر اين قابليت حل شدن مواد، درجه حرارت و زمان نيز از عوامل موثر بر ميزان و نوع مواد خارجي موجود در آب است.

در آب هاي سطحي بين فعاليت هاي فيزيکي، شيميايي و بيولوژيک پيوندهاي استواري وجود دارد. لذا به دنبال افزايش مواد خارجي در آب، در صورت مساعد بودن شرايط فيزيکي، شيميايي، بيولوژيک و نيز محيطي مناسب، واکنش هاي زيستي نيز آغاز مي شود. در صورتي که ميزان مواد شيميايي محلول کافي بوده و شرايط فيزيکي هم در حد مطلوبي قرار داشته باشد، فعاليت هاي بيولوژيک مي تواند بر ترکيب هاي شيميايي آب تاثير بگذارد. حال چنانچه فرصت کافي وجود داشته باشد (همانطور که در آب هاي راکد در درياچه ها و رودخانه هاي عميق ديده مي شود) نه تنها کنترل زيستي محيط شيميايي برقرار مي شود، بلکه تعادل پايداري از فعاليت هاي زيست زمين شيميايي پديدار مي شود که ضامن بقا و تامين کننده تنوع زيستي درون و پيرامون آب خواهد بود.

پساب هاي صنعتي محتوي مواد سمي نيز بلافاصله پس از ورود به آب اثر هاي منفي بسيار بر جاي گذاشته و مي تواند فعاليت هاي زيستي را با مشکلات بسيار روبه رو سازد. قبل از پديدار شدن هرگونه تغيير اساسي در ساختمان و عمل اکوسيستم آبي تحت تاثير فاضلاب هاي صنعتي يا خانگي، تغييراتي هرچند تدريجي در خصوصيات فيزيکي، شيميايي و بيولوژيک آب پديدار مي شود. تاکنون بيش از 1500 نوع ماده به عنوان آلاينده در اکوسيستم هاي آب شيرين شناخته شده اند. از اين آلاينده ها مي توان به اسيدها و بازها، آنيون هايي مانند سولفيدها و سيانيدها، شوينده ها، فاضلاب هاي خانگي، کودهاي کشاورزي، پساب هاي صنايع غذايي، گازهايي نظير آمونياک و کلرين، حرارت، فلزاتي مانند کادميوم و روي، نفت و فرآورده هاي نفتي، پساب هاي آلي سمي مانند فرمالدئيدها و فنل ها، پاتوژن ها (عوامل بيماري زا)، آفت کش ها و علف کش ها، بي فنيل هاي پلي کلرينه (PCBs) و مواد هسته اي پرتوزا اشاره کرد.

برخي از مواد شيميايي معدني توسط هوازدگي و فرسايش سطح خشکي ها وارد روان آب ها و از آنجا رودخانه ها و درياچه ها مي شوند. بسياري از ترکيب هاي فلزي مانند سرب، نيکل، کادميوم و جيوه به شدت سمي هستند. بسياري از نمک هاي غيرفلزي مانند کلريدسديم در غلظت هاي کم سمي نيستند، اما در غلظت هاي زياد بر جانوران و گياهان اثر هاي سمي دارند. اسيدها و بازهاي توليد شده در فرآيند هاي مختلف صنعتي نيز از ديگر آلاينده ها هستند. به عنوان نمونه ترکيب هاي سولفور در اثر ترکيب با اکسيژن، اسيد سولفوريک توليد مي کنند که موجب اسيدي شدن آب مي شود. در صنايع شيميايي از هزاران ترکيب آلي مختلف طبيعي يا مصنوعي، براي توليد آفت کش ، پلاستيک، دارو، رنگ و ديگر محصولات مورد نياز زندگي روزمره استفاده مي شود. از آنجايي که بسياري از اين ترکيب ها در محيط از بين نمي روند يا با سرعت بسيار کنـد از بين مي روند، مي توانند در مقادير بالا در جانداران تراکم يابند. به عنوان نمونه تراکم زيستي آفت کش د.د.ت. در اکوسيستم هاي آبي و تجمع آن در سطوح مختلف زنجيره هاي غذايي، يکي از مشکلات جدي زيست محيطي است.

يک ترکيب آلاينده خواه ناخواه بر موجودات زنده يا جامعه اثر خواهد گذاشت، که اين نيز به غلظت آن ترکيب و مدت زمان در معرض بودن آن بستگي دارد. اثر يک ماده آلاينده بر يک موجود هدف، ممکن است حاد يا مزمن باشد. اثرات حاد آلاينده ها بسيار سريع رخ مي دهند، اغلب کشنده و به ندرت قابل برگشت هستند. در مورد اثرات مزمن آنها نيز بايد گفت که پس از قرار گرفتن موجود زنده در معرض دوزهاي پايين اين آلاينده ها، اثرات ناشي از آنها در طولاني مدت گسترش يافته و در نهايت ممکن است سبب مرگ موجود شوند. دوزهاي پايين تر از حد مرگ نيز موجب آسيب و تخريب فرآيند ها و مراحل فيزيولوژيکي يا رفتاري موجود زنده مي شود (مانند کندي رشد يا مشکلات توليدمثلي) و روي هم رفته سلامتي موجود را با خطر مواجه مي کند. آلودگي در سطح جامعه يا اکوسيستم نيز اثراتي دارد که از مهم ترين آنها مي توان به نابود شدن برخي گونه ها، کاهش تنوع (اما نه ضرورتاً در تعداد گونه هاي منفرد)، تغيير در تعادل فرآيند هايي نظير شکار، رقابت و چرخه مواد اشاره کرد.

www.abc.net.au/science

دستان اينشتين خودروي مرا مي راند
ترجمه؛ محسن جوادي؛ چندهفته پيش در خيابان هاي لس آنجلس رانندگي مي کردم و اتکاي من به گيرنده GPS (سامانه موقعيت ياب جهاني) بود که به دستگاه برنامه ريزي (organizer) کوچک من وصل بود و مرا در انبوهي از خيابان هاي ناآشنا هدايت مي کرد. در مدت زمان زيادي که در ترافيک سنگين گير افتاده بودم، به پيشرفت هاي علمي مي انديشيدم که فناوري GPS را امکان پذير ساخته است. آنچه من درباره آن فکر مي کردم، موفقيت هاي «سيليکون ولي» و ريزتراشه ها نبود، بلکه شخص آلبرت اينشتين بود.

سازمان ملل متحد و چندين موسسه بين المللي ديگر، سال 2005 را به افتخار اينشتين و به مناسبت يکصدمين سالگرد ارائه نظريه نسبيت توسط او سال جهاني فيزيک نامگذاري کردند. اينشتين در سال 1905 (که بعدها به عنوان سال معجزه ناميده شد) پنج مقاله علمي نوشت که شيوه تفکر انسان درباره جهان را تغيير داد. اما بزرگترين موفقيت وي ده سال بعد اتفاق افتاد، هنگامي که نظريه نسبيت عمومي را به پايان رساند.

اينشتين درک ما را از فضا و زمان و ماهيت جاذبه دگرگون ساخت. او جهاني را شرح داد که در آن ماده و انرژي مي تواند فضا را داراي انحنا کنند و به نوبه خود بر ديناميک ماده و انرژي و در نتيجه بر هندسه فضا تاثير بگذارند. بيش از 30 سال طول کشيد تا نخستين آزمايش هاي تجربي زميني و مستقيم ايده هاي اينشتين انجام شود. عقايد او چه خاص باشد چه نباشد، بدون نسبيت عام من نمي توانم اتومبيل خود را با اين دقت در لس آنجلس هدايت کنم. سيستم هاي موقعيت ياب جهاني براساس اختلاف اندازه گيري هاي دقيق بين سيگنال هاي فرستاده شده از چندين ماهواره، که نسبت به هم هزاران کيلومتر فاصله دارند، کار مي کنند. اختلاف زماني بين سيگنال هاي ارسالي به وسيله اي که در خودروي من است بايد با دقتي بالغ بر يک ميلياردم ثانيه اندازه گيري شود تا بتواند موقعيتم را با دقت چند متر مشخص کند.

نظريه نسبيت عام پيش بيني مي کند که نوسان نسبي عقربه هاي ساعت بسته به وضعيت آنها در يک ميدان جاذبه اي تغيير مي کند، ماهواره هايي که در بالاي کره زمين قرار دارند، در يک ميدان گرانشي حرکت مي کنند که اندکي ضعيف تر از ميداني است که روي زمين بر ما اعمال مي شود. در نتيجه ساعت هاي داخلي آنها با سرعتي متفاوت از ساعت هاي موجود در زمين نوسان مي کنند.

تاثير اين پديده بسيار کوچک است، اما در مقايسه با دقتي که لازم است تا موقعيت اجسام را با مقياس مورد نظر نشان دهد، بزرگ است. بدون تصحيح اين خطا سيستم هاي GPS نتايجي را ارائه مي دهند که دقيق نخواهد بود. آلبرت اينشتين نظريه نسبيت عام را توسعه نداد زيرا مي خواست روش بهتري را براي رديابي و تعيين موقعيت خود پيدا کند.

او مي خواست به پرسش هاي اساسي درباره جهان آفرينش پاسخ دهد. اگر او آنقدر مشتاق اين امور نبود، احتمالاً نمي توانست در سال 1915 فناوري اي پيش بيني کند که امروزه اندازه گيري هاي GPS را براي ما امکان پذير مي سازد. اين يک نمونه بهنگام از شکوفايي همزمان بررسي هاي علمي بنيادين و نوآوري هاي فناوري نوين به شمار مي رود. ديدگاه هايي که نظريه هاي اينشتين درباره کارکردهاي اساسي کيهان به ما داده است، در مقياسي به بزرگي خود جهان و در بازگشت به نخستين لحظات پس از انفجار بزرگ (بيگ بنگ) براي درک ما از طبيعت بسيار ارزشمند است. در زمانه اي که بسياري از زمينه هاي پژوهش بنيادين با تهديدهاي مالي و کمبود بودجه در مقايسه با برنامه هاي مورد هدف و با اهداف کوتاه مدت مواجه هستند، ارزش دارد که به خاطر بسپاريم حتي عجيب ترين نظريه هاي علمي نيز مي تواند در نهايت بر زندگي روزمره افراد تاثير بگذارد. دفعه بعد هنگامي که در ترافيک سنگين گير کرديد به اين موضوع فکر کنيد، ارزش اش را دارد.

nytimes.com
سايه سنگين ابرهاي سربي

ترجمه؛ عبدالله مصطفايي؛ يک دانشمند هواشناسي بيان مي دارد که غبارات حاصل از صحراهاي آسيا و نيز آلودگي هاي شهري اين قاره باعث ايجاد ابرهاي گردابي بر فراز اقيانوس آرام تا امريکا شده است که اين ابرها مي تواند باعث توفان و احتمالاً تغييرات آب و هوايي شود. «جف استيت» دانشمند مرکز تحقيقات اتمسفري (UCAR) است. اين مرکز داراي يک جت تحقيقاتي است که وظيفه آن رديابي و بررسي مسير حرکتي ذرات و آلاينده هاي حاصل از آسيا به سمت امريکا است.

به علاوه «استيت» مي تواند از ارتفاع 40هزار پايي از طريق چت کردن اطلاعات موجود در هواپيما را دراختيار خبرنگاران قرار دهد.

«استيت» مي نويسد؛ «ما متوجه افزايش سطح آلودگي در نواحي فوقاني ابرهاي مورد مطالعه شده ايم.» «استيت» به همراه همکاران زميني خود از يک موسسه اقيانوس شناسي تلاش دارند بر روي فعل و انفعالات بين آلودگي و نيز غبار با کريستال هاي يخ موجود در ابرهاي سطوح فوقاني جو مطالعه کنند.

راماناتان مي گويد؛ «در ابرهاي فوق سرد، کريستال هاي يخ وجود دارد و زماني که اين کريستال ها کاملاً از آب يخ زده تشکيل شده باشند، قادرند که مقدار زيادي از نور خورشيد را بازتاب دهند و به همين دليل است که اين ابرها سفيد به نظر مي رسند.»

او مي افزايد؛ اگر ذرات غبار و آلاينده هاي تيره مثل مواد کربني وارد کريستال ها شوند، باعث مي شوند که ابرها بيش از آن که نور خورشيد را بازتاب کنند، آنها را جذب کنند.

اين هواپيماي جت بلندپرواز داراي تجهيزات مناسبي است و مي تواند 6هزار مايل را پوشش دهد و براي مانيتور کردن ابرهاي حاصل از غبار که طي چند روز از فراز اقيانوس عبور مي کنند، تجهيز شده است.

 آلودگي هاي پرسرعت

راماناتان مي نويسد؛ «ما دريافتيم که براي اين ابرها، اقيانوس آرام فقط چند گام از امريکا فاصله دارد و ابرهاي حاوي غبار و آلودگي خيلي سريع اين مسير را طي خواهند کرد ولي اين هواپيماي جت مي تواند آنها را ردگيري کند.» استيت مي نويسد؛ «تجهيزات بسيار پيچيده هواپيما آن را قادر مي سازد که غبارات و آلودگي را مانيتور کرده و براي کارشناسان حاضر در هواپيما نيز نمايش دهد.» او مي افزايد؛ «غبارات به خودي خود مايل به رنگ زرد هستند ولي زماني که با مواد کربني مخلوط شوند رنگ آنها مايل به قهوه اي مي شود.»

به زعم استيت زماني که غبارات از صحراهاي مغولستان و تاکلاماکان به هوا برمي خيزد، اين ابرها تشکيل مي شوند و زماني که اين ابرها از روي آسياي شرقي عبور کردند با ذرات ريز حاصل از سوزاندن سوخت هاي فسيلي و آتش اجاق ها و نيز احتراق ديگر مواد زيست توده مخلوط مي شوند.

در اين بررسي ها فقط ابرهاي عبورکننده از اقيانوس آرام مورد مطالعه قرار گرفته اند ولي راماناتان گفته است که آلودگي هاي موجود در نواحي فوقاني (بالاتر از ارتفاع 9/1مايل) قادرند از روي امريکاي شمالي عبور کرده و به اقيانوس اطلس برسند.

راماناتان مي نويسد؛ «به همين دليل است که غبارات و آلودگي هاي سطوح فوقاني از اهميت خاصي برخوردارند چون يک مساله محلي باعث بروز يک مشکل جهاني مي شود.»

علاقه مندان مي توانند به مقاله «امريکا و بهبود کيفيت هوا» در روزنامه شرق مورخ 12/3/86 نيز مراجعه کنند.

تصاوير گرفته شده توسط اين هواپيما از ابرهاي حاوي ذرات معلق و آلودگي را مي توان در سايت زير مشاهده کرد؛

http://www.ucar.edu/news/releases/2007/pacdexvisuals.shtml

خاستگاه ايراني پالاواييان و تاميليان
 رضا مرادي غياث آبادي - reza@ghiasabadi.com
چندي پيش نامه اي از آقاي «آمالا سينگ» يکي از «پالاواييان» جنوب شبه قاره هند به دستم رسيد. ايشان در نامه خود گفته اند ما انجمني هستيم که در زمينه مهاجرت احتمالي پالاواييان يا تاميليان از ايران باستان به هندوستان، و همچنين خاستگاه ايراني پالاوايي ها تحقيق مي کنيم. آنان بر اين باورند که تاريخ گمشده و ريشه زبان تاميلي در سرزمين ايران نهفته است و حتي يکي از اعضاي آنان به نام آقاي دکتر «لگاناتان»، مدعي است که پيوندهايي را مابين زبان تاميلي و زبان هاي ايراني، سومري و عيلامي يافته است و حتي چنين مي انديشد که نام کشور سريلانکا بازمانده اي از نام عيلام است. اعضاي اين انجمن ابراز علاقه کرده بودند که با توجه به نکاتي که در رد نظريه مهاجرت آرياييان از سرزمين هاي شمالي نوشته ام، همکاري پژوهشي مشترکي را دنبال کنيم.

آقاي «سينگ» همچنين گفته اند که هدفشان شکستن افسانه هجوم آرياييان به هند و تقسيم مردمان آن سرزمين به دو تبار آريايي و پيش آريايي است. ايشان در پايان نامه خود گفته اند که مطالعات آنان علاوه بر دستيابي به واقعيت، منجر به همبستگي و آشتي ميان مردمان گوناگون خواهد شد.

اين نگارنده اميدوار است که فرآيند رو به گسترش پژوهش در زمينه خاستگاه ايرانيان و ايراني تباران و رد نظريه کهنه، اثبات نشده و موهوم مهاجرت آرياييان از سرزمين هاي شمالي، به نتايج بهتر و فراگيرتري دست يابد.

از سوي ديگر، آقاي «بالا پيلايي» عضو ديگر اين انجمن، خلاصه مقاله اي در اين زمينه فرستاده است که ترجمان فارسي آن را براي آگاهي خوانندگان در ادامه مي آورم؛

شواهد تاريخي، انسان شناختي و زبان شناختي جديد بيانگر اين است که سلسله «پالاوا» (Pallava) از تبار پارتيان بوده اند و نام پالاوا نيز صورتي ديگر از واژه شناخته شده سانسکريت «پـهلـوه» (Pahlava) است. دکتر «کارنگي»، پهلوه ها را که در زبان فارسي «پهلويان» خوانده مي شوند، مردمي مي داند که به زبان پهلوي سخن مي گفته اند. پهلوي از جمله زبان هايي است که در ايران بدان تکلم مي شده است. دکتر «بولر» نيز مي گويد پـهلوه، که ايرانيان آن را «پـهلـو» مي خوانند، صورت تغييريافته «پـرثـوه» است. بايد به اين نکته توجه کرد که در نسخه هاي متفاوت «پورانا»ها (Purana) (يکي از متن هاي مذهبي آيين هندو، م.) براي ناميدن گروهي يکسان، در جايي از واژه پـهلـوه، و در جاي ديگر از پالاوا استفاده شده است. پالاواها آن دسته از پهلوها يا پهلويان بوده اند که هم پيمان با «سکا»ها و «کـمـبوجـه»ها (Kamboja) (در پاکستان امروزي، با کشور کامبوج که ممکن است در نام با يکديگر هم ريشه باشند، اشتباه نشود) به تدريج طي سده هاي دوم و يکم پيش از ميلاد به درون شبه قاره نفوذ کردند و در سده هاي نخستين ميلادي در جنوب و جنوب غربي هند مسکن گزيدند. در «مـرکـنـديا پورانا» (Markendeya Purana) که يکي از پوراناها است و نيز در «بـرهت سـمهيتا» (Brhat Samhita) (کتابي از هندوان از سده ششم ميلادي) آشکارا شواهدي است مبني بر اينکه سکونتگاه هاي پهلوها و کمبوجه ها در جنوب غرب هندوستان امروزي بوده است.

يک بخش از پهلوها (يعني پارسيکه ها) نيز پيشتر و در حدود ربع نخست سده هشتم در نواحي جنوبي هند ساکن بوده اند. چنين به نظر مي آيد که پالاواهاي شهر «کانچي» (Kanchi) در واقع شاخه اي از پهلويان ايراني بوده اند؛ کساني که در گذر زمان به کيش هندو درآمدند و پيرو آيين برهمني شدند.

دانشمند فرانسوي «ژرژ کوئيده»، همچون عده اي ديگر، پالاواها را با ايرانيان پهلوي يکي مي پندارد و همچنين نسبت نزديکي ميان پالاواهاي کانچي و فرمانروايان کمبوجه در کشور کامبوج قائل است. اين نکته حاکي از آن است که برخي خاندان هاي متهور و ماجراجو از ميان کمبوجه هاي هندي (که متحدان پهلوها بودند)، از راه دريا به هندوچين رفته، پادشاهي کمبوجه را در شمال «فونان» (Funan) و در حدود سده هاي پنجم و ششم ميلادي پي ريخته بودند.

همچنين منابع زبان باستاني «سينهالا» (Sinhala) (يکي از زبان هاي آريايي که در سريلانکا متداول است) شواهدي از مراکز سکونت کمبوجه ها با قدمتي تا اوايل سده سوم پيش از ميلاد، به دست مي دهند. در اين منابع گفته مي شود که در ميان 96 خاندان «مـراثاس» (Marathas) که در ناحيه «مـهاراشترا» (Maharashtra) مي زيسته اند، خانداني به نام «پـلـو» (Palav) نيز وجود داشته است. در اين روايت نکته اي نهفته است و ما را بدانجا رهنمون مي شود که شايد بخشي از پهلوها (يا همان پارسيکه ها) در حوالي سده هاي پنجم و ششم ميلادي يا حتي زودتر از آن وارد جمعيت انبوه مهاراشترا شده و با آنها درآميخته بودند. شواهد مکتوب و مستند بيانگر آن است که پارسيکه ها و کمبوجه ها طي سده هاي پسين ميلادي، سرگرم تصرف نواحي هم مرز و مجاور «مهاراشترا» بوده اند.از آقاي فرزين آقازاده براي ياري در ترجمان اين گفتار سپاسگزارم.

رگ هاي زمين کند مي زند
دستان اينشتين خودروي مرا مي راند
سايه سنگين ابرهاي سربي
خاستگاه ايراني پالاواييان و تاميليان
ساخت نانوفيبرهاي تميزکننده
جهان قبل از انفجار بزرگ
شباهت هاي زمين و مشتري
مشاهده داخل سلول

 ساخت نانوفيبرهاي تميزکننده
مهر؛ گروهي از دانشمندان امريکايي موفق شده اند از مواد ضدآب يا هيدروفيل، نانوفيبري را براي پوشاندن سطوح مختلف بسازند که آب را دفع يا برعکس آن را جذب مي کند. دانشمندان دانشگاه اهايو که نتايج تحقيقات خود را در تازه ترين شماره مجله «نيچر نانوتکنولوژي» منتشر کرده اند، اظهار داشتند که اين نانوفيبرها مي توانند در قسمت هايي از خودروها مورد استفاده قرار گيرند. در اين خصوص «آرتور جي. اپستين» استاد شيمي و فيزيک و مدير موسسه پليمرهاي الکترونيکي و مغناطيسي دانشگاه اهايو گفت؛ «ما حتي موفق به توليد بافت هايي شده ايم که هادي جريان الکتريسيته هستند، تغيير رنگ مي دهند، مي درخشند و روغن و چربي را دفع مي کنند. اين مواد مي توانند براي پوشاندن هر نوع سطحي مورد استفاده قرار بگيرند. براي مثال اگر روي سطوح خودرو استفاده شوند خودرو خودبه خود تميز مي شود. همچنين مي توان از اين مواد در سطح شيشه منازل نيز استفاده کرد. به اين ترتيب ديگر نيازي به شستن شيشه هاي پنجره نيست.»


 جهان قبل از انفجار بزرگ
ايسنا؛ علم بر اين اعتقاد است که جهان در حال انبساط است و اين انبساط 7/13 ميليارد سال پيش آغاز شده است. مدارک زيادي هم براي تاييد اين نظريه وجود دارد، مانند دور شدن کهکشان ها از ما، تابش زمينه کيهاني و وجود هيدروژن و هليوم در جهان. اما چه چيزي قبل از انفجار بزرگ رخ داده است؟ نظر به اينکه تمام مواد و انرژي در نقطه اي که جرم و چگالي در آن بي نهايت بوده و همه به هم پيچيده بودند، تصور مشاهده قبل از اين زمان و اينکه چه رخ داده است بسيار مشکل است. «مارتين بوجووالد» از دانشگاه ايالت پن معتقد است با استفاده از تکنيک هاي رياضي با نام «حلقه گرانش کوانتومي» که ترکيبي از نسبيت و مکانيک کوانتومي است مي توان ديدي متفاوت نسبت به دوران اوليه جهان پيدا کرد، به اين صورت که نقطه آغاز که بي نهايت کوچک و چگال بوده را مي توان در يک توپ که شامل مقداري چگالي و جرم است فشرده کرد. محققان بر اين باورند که قبل از وقوع مهبانگ، جهان درون اين توپ کوچک متلاشي شده است و سپس دوباره دچار انبساطي شديد و قوي شده است.


 شباهت هاي زمين و مشتري
آسمان پارس، علي پزشکي؛ سياره شناسان شباهت جالبي بين جريان هاي مشخص اقيانوس هاي زمين و کمربندهايي يافتند که مشخصه سطحي خاص سيارات گازي غول پيکر، همچون مشتري اند. ساختار کمربندهاي جو مشتري سال ها موضوع تحقيقات جالبي بوده است. کمربندهاي مشتري به دليل حرکت ابرها در امتداد مجموعه ثابتي از جريان هاي متناوب شکل مي گيرند. اين سياره شناسان کشف کردند که اقيانوس هاي زمين هم نوارهايي از جريان هاي متناوب پايدار در خود مي پرورند که به هنگام مدل سازي، کاملاً شبيه به کمربندهاي مشتري اند. اين شباهت ها فقط ظاهري نيست. به گفته آنها طيف انرژي جريان هاي اقيانوسي از يک قانون نيرو پيروي مي کنند که کاملاً بر طيف جريان هاي منطقه اي در سيارات بيروني منطبق اند. آيا اين پديده هاي مشابه در نيروهاي فيزيکي مشابهي ريشه دارند؟ براي پاسخ به اين پرسش بايد تعيين کنيم که چه فرآيندهاي فيزيکي باعث حرکات بزرگ مقياس، در هر دو اين دستگاه ها مي شوند. بنابر تحقيقات سياره شناسان ميان عوامل نيروزا در سيارات خارجي و جريان هاي اقيانوسي شباهت هايي وجود دارد. مقايسه طيف انرژي در سيارات غول پيکر و اقيانوس هاي زمين، اطلاعات ارزشمندي درباره خصوصيات اقيانوس ها و به خصوص قوي ترين جريان ها در نيمه اعماق اقيانوس ها به دست مي دهد.


 مشاهده داخل سلول
ايسنا؛ دانشمندان امريکايي موفق به ابداع يک منبع نور در مقياس نانو شده اند که مي تواند نور منسجم در عرض طيف نور مرئي ساطع کند. محققان در آزمايشگاه ملي لارنس برکلي در دپارتمان انرژي امريکا و دانشگاه کاليفرنيا در برکلي در اين زمينه اعلام کردند زماني که اين فناوري اصلاح و آماده شود، براي انجام فعاليت هايي چون آندوسکوپي تک تک سلول ها و ساير اشکال تصويربرداري هاي زيستي، مدارهاي پيوسته براي فناوري نانوفتونيک و روش هاي پيشرفته جديد رمزشناسي مورد استفاده قرار خواهد گرفت. به گفته محققان، اين منبع نور نانوسيمي مانند در اختيار داشتن يک چراغ قوه بسيار ظريف است که مي توان به کمک آن درون يک سلول زنده حرکت کرده و داخل سلول را در حين تعاملات مکانيکي با آن مشاهده کرد.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام