
معمار فرانسوي که به اراده ناصر الدين شاه با بنا کردن حجره هايي تو در تو عمارت بازار تهران را طراحي کرد، پايگاه طبقه اي در حال ظهور را سامان داد. 150 سال پس از بناي اين عمارت، بازار همچنان به عنوان طبقه اي پرنفوذ در جامعه ايران حضورش را حفظ کرده و سنت گرايي و مذهب به عنوان نمادهاي اين طبقه، پايدار و پابرجا مانده است. بازاريان که امروز نقش برجسته اي دارند، همان طبقه اي هستند که در دوران پهلوي امواج مدرنيسم آنان را تهديد به از هم پاشيدگي مي کرد. ولي روح سنت ريشه دار تر بود و با پيروزي انقلاب اسلامي بازاريان جايگاه در معرض تهديد خود را بار ديگر تثبيت کردند و در پيوند با روحانيت، علاوه بر قدرت اقتصادي، در مناسبات حکومتي نيز نقش دار شدند. پيوند بازار با روحانيت و حضور در ساختار رسمي دولت آنان را براين داشت تا براي انسجام بيشتر دست به تشکيل تشکل هايي براي صيانت از سهمشان در قدرت بزنند. تشکلي چون انجمن اصناف و بازار از اين دست است. اين تشکل ها از همان سال هاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي بنا به باورهاي ايدئولوژيک خود با گروه هاي ريشه دار تري مانند جمعيت موتلفه اسلامي هم پيمان شدند و در تمام اين سال ها همواره از کساني دفاع کرده اند که مروج سنت گرايي بوده اند. بازاريان که به دليل پيوندهاي محکم ايدئولوژيک با روحانيت همواره از اينکه انسان هايي دنيا گرا و طالب قدرت شناخته شوند نگران بودند بنا به تجربه عملي ، به اين نتيجه رسيده اند که بايد به هر حال از واقعيت طبقه خود دفاع کنند و به ديگر گروه هاي سياسي نيز توصيه کنند واقعيت طبقه بازار را بپذيرند. بازاريان به عنوان بخشي از بدنه جريان اصولگرايان همچنين از مزيتي بزرگ نسبت به گروه هاي صرفاً سياسي برخوردارند چرا که بازاريان اگر در قدرت حضور رسمي هم نداشته باشند باز به دليل در اختيار داشتن منابع اقتصادي قادر به تاثير گذاري خواهند بود و همين توان مضاعف است که بازار را براي ظاهر شدن به عنوان يک طبقه و منسجم تشويق مي کند. براي مثال سخنان اخير دبيرکل جامعه انجمن هاي اسلامي اصناف و بازار درباره لزوم به رسميت شناخته شدن بازار نشان مي دهد که اعضاي اين طبقه هنوز از سهمي که در ساختار سياسي و اقتصادي دارند راضي نيستند. آنان چنان که احمد کريمي اصفهاني در گفت وگو با ايسنا مطرح کرده، معتقدند اکنون در جهان نبرد بازارها شکل گرفته و دولت ها بايد پشت سر بازارهاي خود بايستند.
مرز باريک بازار و دولت
گرچه ذائقه طبقه بازار با مفاهيم سياسي مانند راست و چپ و ليبرال و سوسياليست سازگار نيست و آنان تمايل ندارند که فعاليت هايشان پيروي از شيوه هاي سياسي غربي تلقي شود ولي الگوي اقتصادي بازاريان ايران در هر صورت راست گرايانه است و انتظارات اين طبقه از دولت نيز تنها به تنظيم حوزه عرضه و تقاضاي کالا خلاصه مي شود. بنابراين اگر بازاريان از لزوم حمايت دولت هم سخن مي گويند، به معني طرفداري از اقتصاد دولتي نيست و آن طور که احمد کريمي مي گويد بازاريان انتظار دارند دولت ها در مراودات خارجي آنان را بيشتر به بازي بگيرند و براي مثال در سفرهاي خارجي افراد اقتصادي را همراه خودشان ببرند تا بتوانند تعداد زيادي قرارداد اقتصادي را عملي کنند. چنين موضع گيري هايي نشان مي دهد که طبقه بازاريان به رغم داشتن پيوندهاي محکم با دولت، همچنان مايلند که استقلال نسبي خود را از دستگاه هاي دولتي حفظ کنند هر چند که همواره مرز باريکي ميان استقلال و دولتي شدن بازار وجود دارد. طبقه بازاريان ايران با اين حال به دليل خاستگاه اسلامي، نمي توانند مروج يک اقتصاد راست گرايانه تمام عيار باشند و به همين دليل نيز معتقدند که سياستگذاري هاي کلان اقتصادي بايد توسط دولت انجام شود.
تريبون هاي سنتي و دغدغه هاي معيشتي
بلندگوهاي مسجد بازار تهران هفته اي يک بار به تريبوني براي اعلام مواضع اقتصادي و سياسي طبقه بازار تبديل مي شود. صدايي که از بلندگوهاي اين مسجد به گوش مي رسد، صداي طبقه بازار است. صدايي که هنوز از پس 150 سال مي توان نمادهاي سنت و مذهب را در آن به وضوح ديد. اکنون که قدرت اجرايي کشور در دست اصولگرايان است، بازاريان نيز توان مضاعفي يافته اند تا نقش خود در ساختار سياسي و اقتصادي کشور را تقويت کنند. گرچه به گفته دبير کل جامعه اصناف و بازار، بازاريان از همه دولت ها در جمهوري اسلامي حمايت کرده اند ولي در زماني که اصلاح طلبان قدرت را در دست داشتند طبقه باز به وضوح در مقام منتقد سياست هاي فرهنگي و اقتصادي دولت ظاهر شد و سياست هاي دولت خاتمي را به چالش کشيد. با اين حال روي کار آمدن دولت محمود احمدي نژاد که حامل دغدغه هاي فرهنگي طبقه بازار است، باعث شده تا انتقادهاي بازار نسبت به سياست هاي دولت تا حد زيادي کاهش يابد. بازاريان که تصور مي کردند سياست هاي فرهنگي خاتمي تهديدي براي باورهاي سنتي آنان است، اکنون از سياست هاي فرهنگي احمدي نژاد احساس رضايت مي کنند، ولي شايد مساله اقتصاد، در آينده اي نه چندان دور به نقطه اصلي اختلاف بازاريان با دولت تبديل شود. زمزمه هاي بروز اين اختلاف از ماه هاي ابتدايي روي کار آمدن دولت احمدي نژاد به گوش مي رسيد ولي به مرور زمان اين اختلاف علني تر شد و اکنون دست کم بخشي از بازاريان با نفوذ به منتقدان جدي سياست هاي اقتصادي احمدي نژاد تبديل شده اند. بازاريان به عنوان بخشي از بدنه اصولگرايان که همواره در رقابت هاي انتخاباتي شعارهاي معيشتي و اقتصادي را محور تبليغات خود قرار مي دادند اکنون بر اين باورند که دولت اصولگراي احمدي نژاد نتوانسته وعده هايش براي شکوفايي اقتصادي و کاهش تورم را به شکل مطلوبي محقق سازد و از اين جهت نگرانند که ناکامي دولت در تحقق وعده هاي اقتصادي اش، کل جريان اصولگرا را با بحران کارآمدي مواجه کند. بازاريان از شتاب بيش از حد تصميم گيري ها در دولت احمدي نژاد که فضاي اقتصادي را مشوش مي کند گلايه مندند و معتقدند بايد براي مهار تورم آرامش اقتصادي در جامعه حکمفرما شود. دغدغه بازاريان در واقع اين است که کاستي هاي دولت به پاي همه اصولگرايان نوشته مي شود و خصوصاً اکنون که زنگ آغاز رقابت ها براي انتخابات مجلس به صدا درآمده بازاريان بيش از هميشه به دولت براي مهار تورم هشدار مي دهند.
اختلاف هاي پنهاني
ظاهراً ميان دغدغه بازاريان و دولت اصولگراي احمدي نژاد درباره سياست خارجي اختلافي ديده نمي شود و مشي دولت نهم در روابط خارجي همواره مورد تاييد بازاريان بوده است ولي بازاريان يک نگراني پنهان دارند که از تريبون هاي رسمي کمتر درباره آن سخن مي گويند. طبقه بازار نگران است که برخي شريکان اقتصادي اش را به واسطه برخي سياست ها از دست بدهد. بازاريان از انزواي اقتصادي استقبال نمي کنند و مايلند که روابط تجاري شان با شرکاي غربي بدون دست اندازهاي سياسي ادامه يابد. به همين دليل نيز گهگاه در لفافه به دولت توصيه مي کنند که در سياست خارجي جانب اعتدال را داشته باشد. با اين حال اختلاف بازار و دولت در سياست خارجي هنوز آن قدر علني نشده که بتوان تصوير روشني از ابعاد آن ارائه کرد، هر چند که مي توان دلهره بازاريان را در يک جمله کلاسيک خلاصه کرد، آنان نگران امنيت اقتصادي هستند و نمي خواهند هيچ عاملي اين امنيت را خدشه دار کند.
بازانديشي در هويت طبقاتي
زماني که معمار فرانسوي بناي بازار تهران را طراحي کرده بود، سياحان محله بازار را زيباترين نقطه تهران مي دانستند، اکنون بناي بازار، با انبوه موتورسيکلت ها و ازدحام جمعيت بناي زيبايي نيست ولي همچنان مرکز ثقل بسياري از تحولات سياسي و اقتصادي کشور است. بازاريان با استفاده از همه اهرم ها درصدند که تاثير گذاري شان در فضاي سياسي و اقتصادي ايران را حفظ کنند. آنان براي مثال تصميم دارند در رقابت هاي انتخاباتي مجلس باز هم شعارهاي اقتصادي را سرلوحه فعاليت هايشان قرار دهند و چنانکه محمد نبي حبيبي دبيرکل موتلفه اسلامي در گفت وگوي اخيرش به ايسنا گفته، بالا بردن سطح رفاهي عامه مردم و به خصوص قشر کم درآمد مولفه گفتمان اين جريان در انتخابات مجلس هشتم است.به رغم آنکه طبقه بازاريان به عنوان يک طبقه پرنفوذ در جامعه ايران همچنان براي حفظ جايگاه خود در ساختار سياسي تلاش مي کنند ولي مشخص نيست که ستاره اقبال اين طبقه تا چه زمان پابرجا خواهد بود. اگر روزي اقتصاد بازار به معناي واقعي کلمه در ايران حاکم شود، بسياري از بازاريان ايران ورشکست خواهند شد و پايگاه طبقاتي خود را از دست خواهند داد. در صورت عدم وقوع چنين اتفاقي نيز بازاريان نمي توانند از حفظ جايگاه خود مطمئن باشند. چنانچه تصميم هاي دولتي باعث تکرار نوسان هاي اقتصادي در بازار شود و تورم افزايش يابد، بازاريان براي صيانت از جايگاه خود ناچار به موضع گيري در مقابل دولت مي شوند و آنگاه ديگر ملاحظات سياسي کنار خواهد رفت. بنابراين مي توان پيش بيني کرد که طبقه بازار در آينده اي نه چندان دور در مقابل يک انتخاب اساسي قرار خواهد گرفت که سرنوشتش را رقم مي زند. بازاريان ناگزير از تعريفي جديد در نسبت خود با دولت خواهند بود. اين تعريف آنان را وامي دارد که تعريفي تازه از هويت طبقاتي خويش به دست دهند. تعريفي که شايد با هويت فعلي طبقه بازار اختلاف هاي اساسي داشته باشد.