
آشنايي من با آقاي محمدعلي کشاورز از سال 72 آغاز شد. زماني که مي خواستم سريال «پدرسالار» را براي شبکه دو بسازم. آن زمان براي نقش پدر خانواده آقاي کشاورز يکي از گزينه ها بود که با ترديدها و نگراني هايي که براي انتخاب بازيگر نقش اسدالله خان داشتيم سرانجام او برگزيده شد و مدتي بعد به اين نتيجه رسيديم که او بهترين انتخاب براي نقش «پدرسالار» بود. آقاي کشاورز با وسواس و حساسيت عميقي که نسبت به شخصيت اسدالله پيدا کرده بود، هر روز خودش را به آن نزديک تر مي ساخت و از سابقه و تجربه ديرين بازيگري اش براي اجراي آن بسيار مايه مي گذاشت، تا آنجا که يکي از شگفت انگيزترين بازي هاي دوران حرفه اي او محسوب و براي هميشه هم ماندگار شد.
کشاورز طي اين سال ها که من با او کار کردم و حاصل اين همکاري سه سريال به نام هاي پدرسالار، کهنه سوار و رسم شيدايي بود، نشان داد که از ظرفيت بالاي اجراي حرفه اي نقش هاي متنوع و غيرتکراري برخوردار است. حضور به ظاهر تلخ او سر صحنه و جدي گرفتن کار نشان از تجربه اندوزي هاي سخت و پرتلاش او در روزگاراني مي داد که جواني اش را در کسب آن گذرانده بود. به موقع حاضر شدن او سر صحنه و جز به کار و نقش فکر نکردن از جمله رمزهاي توفيق او در زمينه بازيگري اش است. او آنچنان شخصيت هايي را که بازي مي کرد جدي و عيني و قابل لمس اجرا مي کرد که براي تماشاگر ترديدي باقي نمي گذاشت که همان شخصيتي است که دارد بازي مي کند. لحظه ها و صحنه هايي در کارهايم با او داشتم که از اوج و فرودهاي بسيار کم نظيري برخوردار بودند و او مي بايست آن لحظه ها را هرچه باورپذيرتر اجرا مي کرد که به خوبي از عهده اش برمي آمد.
در «پدرسالار» به هنگام خشم و برخورد با فرزندانش او را چون غولي خشمگين و زخم خورده و در عين حال مهربان و دلسوز مي بينيم و آنچنان در اين لحظه ها غرق مي شد که انگار به واقع دارد آنها را طي مي کند.
در کهنه سوار هم وقتي قرار شد نقش يک کشتي گير کنارکشيده را بازي کند با فرزندش که حالا برخلاف ايده و تفکر او مي خواست وارد عرصه کشتي شود، آنچنان درگير مي شد که گويي او همه اين راه را طي کرده و از تکرار ناکامي ها براي فرزندش دلگير مي شد. بازي او در طنز سريال «رسم شيدايي» هم از تنوع و طراوت خاصي برخوردار بود. در آنجا کشاورز در نقش شوهري ظاهر مي شود که ناخواسته وارد ماجراي يک خواستگاري مي شود تا دختر جواني را به عنوان همسر دوم برگزيند.
دختري که خود پذيرفته بود همسر او بشود .حاصل همه اين گفته ها و نوشته ها و يادآوري هاي شيرين اين اندوه و حسرت را در دل به وجود مي آورد که بعد از کشاورز چه مي شود. دنياي بازيگري ما بدون حضور او چه خواهد کرد؟ آيا به اينهايي که حالا آمده اند و به سرعت و عجولانه در عرصه سينما صاحب نامي شده اند، مي توان دل بست به اين اميد که روزي از ميان آنها کسي چون محمدعلي کشاورز سربرآورد؟ به اميد آن روز.
ہ نويسنده و کارگردان سينما و تلويزيون