
هنري ها و فرهنگستان هنري ها روز پنجشنبه چهاردهم تيرماه يعني روز قلم را به شيوه هنري خودشان بزرگ مي دارند. نشستي با عنوان «تاليف و ترجمه در حوزه هنر» برگزار و از علاقه مندان اين حوزه دعوت کرده اند که براي شنيدن صحبت هاي «آيدين آغداشلو»، «حسن بلخاري»، «مهدي حسيني»، «مهناز شايسته فر» و «مسعود قاسميان» در مرکز پژوهشي نقش جهان حاضر شوند. هرچند «مشکل جسمي»، آغداشلو را حتي در روز قلم راحت نگذاشته بود و نگذاشته بود روي صندلي فرهنگستان، جايي که نامش را نوشته بودند بنشيند، اما سخنرانان ديگر اجازه ندادند زمان اختصاصي آغداشلو تلف شود و وقت اضافه بماند.
اولين نگاه به تاليف و ترجمه در حوزه هنر با صحبت هاي «مهدي حسيني» استاد دانشگاه هنر و عضو پيوسته فرهنگستان هنر که هم دستي در نگارش دارد و هم در نقاشي آغاز شد. حسيني موضوع صحبت هايش را به تاليف و ترجمه در هنرهاي تجسمي محدود کرده بود.
از «کريم امامي» ياد کرد که در سال هاي اوليه تحصيل در دانشگاه استاد زبان او بوده و حسيني سال هاي بعد به شوخي «زبان نداني»هاي خود را به گردن او مي انداخته. از تشويق هاي کريم امامي براي آموختن زبان انگليسي نقل مي کند که «نمي توانيم در دنياي بسته خود زندگي کنيم.» گفته هاي او را در مورد آشنايي مترجم با حوزه اي که مي خواهد در آن متني را ترجمه کند به ياد مي آورد؛ «اگر مترجمي در ترجمه تبحر دارد اما براي مثال فيزيک نمي داند نبايد سراغ ترجمه فيزيک برود.»
حسيني عقيده دارد بسياري از مشکلات امروز ما در ترجمه کتاب هاي هنر هاي تجسمي، به افرادي برمي گردد که با اين حوزه آشنا نيستند. براي انجام ترجمه هاي قابل قبول در اين حوزه مثلثي فرضي رسم مي کند که يک ضلع آن تسلط به زبان مبدأ است و يک ضلع، تسلط به زبان مادري و ضلع سوم، آشنايي به موضوع مورد بحث.
با اين حال؛ «امروز بسياري از کتاب هاي مهم و معتبر هنرهاي تجسمي به فارسي ترجمه شده و مثل زمان تحصيل ما نيست که بايد مي گشتيم تا از مجله هاي انگليسي زبان، مقاله اي در زمينه هنر پيدا کنيم و بخوانيم.»
به سه چهار دهه پيش برمي گردد و از اولين مترجمان هنرهاي تجسمي و ترجمه هاي اين حوزه نام مي برد؛ «پرويز مرزبان کتاب نظري به هنر نقاشي را ترجمه کرد. تا سال ها جز اين مورد و مقاله هايي که در مجله سخن منتشر مي شد، کار ديگري نمي ديديم.» حالا همه چيز تغيير کرده. دانشجويان کتاب هاي خوب و مفصلي در اختيار دارند. در اين فضا و با وجود اين تغييرات باز هم بايد به ترجمه ها دقت کرد؛ «کتاب هايي که ترجمه مي شوند تمام تاريخ هنر را از منظر غرب مي بينند. هنر اسلامي و ايراني و به طور کلي هنر شرق مهجور مانده است. مخاطب ايراني به شناخت بيشتري نياز دارد.» «مهناز شايسته فر» با توجه به حوزه تخصص خود به تاليف و ترجمه در متون هنري اسلامي پرداخت و از آسيب شناسي اين حوزه آغاز کرد؛ «حمايت نشدن مترجمان و مولفان اين حوزه از طرف دولت، مشکل بزرگ ترجمه آثار هنري است.»
دليل هم دارد؛ «بيشتر کتاب هاي هنر، عکس و تصوير دارند و بايد با کيفيت بالا چاپ شوند. يعني علاوه بر کيفيت محتواي متن ها، کيفيت چاپ هم مهم است. به همين دليل انتشار اين کتاب ها هزينه بالايي خواهد داشت.» شايسته فر خود را در جايگاه مترجم مي گذارد و ادامه مي دهد؛ «من به عنوان مترجم نمي دانم بعد از پايان ترجمه، ناشري آن را منتشر خواهد کرد يا نه.» ناشران خصوصي يا آنها که نامشان چندان مطرح نيست «به دليل اينکه نگران برگشت سرمايه خود هستند از چاپ کتاب هاي هنري استقبال نمي کنند. ناشران دولتي هم که توان مالي بهتري دارند، تمايلي به چاپ اين کتاب ها نشان نمي دهند.»

اگر مترجم خوش شانسي پيدا شود که براي کتابش ناشر پيدا کند، باز هم نمي تواند چندان خوشحال باشد. چون بعد از چاپ بحث تبليغ پيش مي آيد؛ «در بيشتر موارد کسي از چاپ اين کتاب ها باخبر نمي شود. اگر هم مترجمي بخواهد براي کتاب خودش تبليغ کند، بايد هزينه سرسام آوري متحمل شود.» اين نکته به اندازه اي مهم است که «مسعود قاسميان» هم در ميان صحبت هايش به آن اشاره مي کند؛ «ناشر خصوصي زير بار چاپ کتاب هاي هنر نمي رود. چون هنوز نرفته، کمرش خواهد شکست. البته با حمايت هاي مالي بعضي از ناشران دانشگاهي و دولتي، وضعيت رو به بهبود است.» قاسميان هم از ضعف در شيوه معرفي کتاب ها مي گويد؛ «اين گردونه معيوب است و هميشه دچار يک دور باطل هستيم.» وضعيت تبليغ را در ايران و بعضي کشورهاي ديگر مقايسه مي کند؛ «در بسياري از کشورها اول امکان سنجي مي کنند بعد مخاطب شناسي انجام مي شود. فاکتورها و عوامل مختلف را در نظر مي گيرند. حتي بخشي از آن را در روزنامه ها و مجله هاي تخصصي منتشر مي کنند.»
همه اين کارها براي ذهنيت سازي و شوق انگيزي در مخاطب انجام مي شود تا؛ «او را به جايي برسانند که بگويد حالا کتاب کجاست؟» توزيع در اين مرحله انجام مي شود.
به عقيده او در توزيع کتاب ها، اول بايد دانشجويان رشته هاي هنر که مخاطبان اصلي کتاب ها هستند سيراب شوند، بعد دانشگاهيان، بعد از آن کتاب بايد در سطح جامعه معرفي شود. اگر براي اين کار فکر شود، راه هاي بسياري وجود دارد که به هزينه زيادي هم نياز ندارد. به ادامه صحبت هاي مهناز شايسته فر برگرديم.
او سوالي با اين مضمون مطرح مي کند که آيا انتشار متون ترجمه در حوزه هنر لازم است؟ به اين معني که آيا سرمايه گذاري و تمرکز بر تاليف کتاب بهتر نيست؟ پاسخ شايسته فر به سوال خودش «کافي نيست» است. با اين توضيح؛ «از حدود صد سال پيش مستشرقين در مورد هنر اسلامي مطالعه کرده اند. ترجمه آثار آنها مي تواند زمينه را براي انجام مطالعات بعدي آماده کند و راه ورود به مباحث دقيق تر را باز کند. دليلي ندارد که از تحقيقاتي که پيشتر انجام شده استفاده نکنيم.» تفاوت در نوع نگاه ها، لزوم توجه به ترجمه را روشن تر مي کند؛ «نگاه اين مستشرقين به هنر ايراني و اسلامي، نگاه زيبايي شناسانه است. به دليل اينکه در اين فرهنگ پرورش پيدا نکرده اند و نمي توانند مثل خودمان هنرمان را ريشه يابي کنند.» صحبت هاي شايسته فر با پرسش و پاسخي در مورد نسخ خطي تمام شد و «مسعود قاسميان» ميکروفن مقابل خود را روشن کرد تا در مورد آثار هنري ترجمه شده صحبت کند. هر کدام از نکاتي که قاسميان به دليل محدوديت زماني با آهنگي شتاب زده و تنها به اشاره اي کوتاه به آنها پرداخت، در روشن شدن مسائل و مشکلات آثار هنري ترجمه شده بررسي هاي دقيق تر آينده را مي طلبد. اما ما هم به دليل محدوديت فضاي صفحه، تنها فهرست نکات بحث او را برمي شمريم؛ ترجمه آثار هنري در مجموع تقسيم بندي سنخ شناسي آثار ترجمه شده در ايران ملازمه زيبايي شناسي و فلسفه، رشد کمي و کيفي آثار هنري ترجمه شده، ضرورت ترجمه آثار هنري، متوليان نشر آثار هنري، وضعيت آثار ترجمه شده از نيمه دوم دهه هفتاد و آسيب شناسي ترجمه.
او در شرح فهرست خود به تاريخ ترجمه هاي انجام شده در بخش هنر نگاهي مي اندازد. از دهه چهل و ترجمه پرويز مرزبان شروع مي کند و آثار معدود آن زمان که به گفته او در بيشتر موارد رنگ و بوي سياسي هم داشته اند. در ادامه سير ترجمه ها به نيمه دوم دهه هفتاد و دقيق تر شدن کار ترجمه در اين حوزه مي رسيم. بعد از اين تاريخ هم فعاليت هاي آکادميک بيشتر شده و راه بر ترجمه متون حوزه زيبايي شناسي و فلسفه هنر باز شده است. در سنخ شناسي آثاري که ترجمه شده اند با چند دسته محدود روبه رو هستيم؛ «تاريخ هنر، نظريه ها، زندگينامه ها، کتاب هاي آموزشي، آثار درجه اول کلاسيک متاخر، واژه نامه ها و نقد هنر.»
در صحبت از رشد کمي و کيفي، مشکل عمده را در اين مي بيند که هيچ وقت هيچ نهادي، برنامه مدوني براي ترجمه آثار هنري نداشته و تا چند سال پيش تمام ترجمه ها بر مبناي تشخيص و سليقه افراد بوده. از همين نکته به «ضرورت ترجمه» مي رسد؛ «رشته هاي فلسفه هنر و پژوهش هنر تعريف شدند و بعد فهميديم براي تدريس منبع نداريم و نتيجه همان حکايت قديمي جزوه و جزوه گويي شد.
بعد به فکر ترجمه افتاديم.» در سرعت گرفتن ترجمه آثار هنري، دانشجو هم مهم است. قاسميان دانشجويان امروز را علاقه مند تر از دانشجويان سال هاي پيش مي بيند.
با تخفيف در بيان جمله اي که در ذهن دارد، مي گويد دانشجوهاي سابق رشته هنر چندان اهل مطالعه نبوده اند. اما امروز اين اقبال و آگاهي براي يادگيري دانش روز ايجاد شده.» با اين حال آسيب هايي در حوزه ترجمه وجود دارد.
قاسميان خودش را در مقام يک مترجم جوان مي گذارد تا به کسي اهانت نشود. چون مي خواهد بگويد؛ «مشکلات ترجمه بيشتر از طرف مترجمان جوان وارد مي شود و چون متون ترجمه شده، ويرايش نمي شود و به دست دانشجويي مي رسد که به زبان انگليسي مسلط نيست، مفهومي درهم و غيرقابل فهم شکل مي گيرد.» اگر کار ترجمه، گروهي باشد اين مشکلات کمتر خواهد شد. مشکل ديگر مترجمان جوان؛ «نبود روحيه جست وجوگري و پيش مطالعه يا مطالعه همزمان در آنهاست که به بالا رفتن کيفيت ترجمه کمک مي کند.» مي گويد؛ «در تحقيق شفاهي که انجام داده ايم در خوش بينانه ترين حالت، بيشتر از نود درصد مترجمان از فرهنگ دوزبانه استفاده مي کنند» و اين شيوه، براي ترجمه متون تخصصي هنر مساله ساز است.
آخرين سخنران مراسم حسن بلخاري بود و از احياي آثار حکماي متقدم مسلمان در مورد زيبايي صحبت کرد. ابتدا در مورد کلمه هاي استفاده شده در عنوان اين مبحث توضيح داد؛ «منظور بازتوليد آثار انديشمندان قرن سوم و چهارم است.»
اما سوال اساسي در مورد موضوع مورد نظر بلخاري که خود او مطرح مي کند و به آن پاسخ مي دهد اين است که آيا واقعاً در آثار حکماي مسلمان قرن سوم و چهارم اثري از زيبايي شناسي ديده مي شود؟ «بله. دست کم در آثار دو تن از حکما يعني ابن هيثم و ابن سينا به زيبايي شناسي مي رسيم.» مي گويد؛ «ابن هيثم در مورد حسن يا زيبايي، مبسوط ترين تعريف را در جهان اسلام دارد. تعريفي روشمند با متد علمي که تا به حال به آن پرداخته نشده.» کتاب بلخاري در مورد زيبايي شناسي در آثار ابن هيثم در نوبت انتشار است. «همچنين ابن سينا نيز به اين مساله پرداخته است.» به عقيده بلخاري اين آثار را بايد احيا کرد تا به روز شوند و در اختيار محققان قرار گيرند.