ليگ تخت جمشيد تا آن حد پرمايه بود که فوتبال ما تا چند سال کمبودي از نظر پشتوانه نداشته باشد. براي فوتبالي که پس از انقلاب نه ليگي داشت و نه بازي هاي منظم باشگاهي، يک دوره رقابت فوتبال به نام مهدي اسپندي که بازيکن تهرانجوان بود و در حراست از روزهاي ابتدايي انقلاب شهيد شد و سپس طرح 124 تيم که در دل آن ليگ استاني تهران در دسته هاي مختلف شکل گرفت، با همين حسن حبيبي تيمي ساخت که جواز حضور در المپيک مسکو را به دست آورد و سپس رسيد به جام ملت هاي آسيا که ايران جوازي داشت به نام قهرماني تا از بازي هاي مقدماتي معاف باشد.
_-_-_-_-_-_
مقدماتي المپيک مسکو که تمام شد، اختلافات حسن حبيبي و علي پروين بيشتر نمايان شد. پروين در بازي هاي مقدماتي المپيک نه تنها کاپيتان بلکه يک مربي بود. نصرالله عبداللهي تعريف مي کرد در يکي از بازي هاي مقدماتي مقابل کره شمالي دچار مشکل شديم و عقب بوديم. حسن حبيبي و همايون شاهرخي اصرار به همان تاکتيکي داشتند که در رختکن مطرح کرده بودند اما در اواخر بازي پروين تاکتيک بازي را تغيير داد و گفت هر چه من گفتم گوش مي دهيد، در همان دقايق با راهنمايي پروين سه گل زديم. در آستانه جام ملت ها پروين اما زانوي آسيب ديده اش را بهانه کرد و از تيم ملي جدا شد، اين اولين ضربه پيش سفر تيم ملي به کويت بود.
_-_-_-_-_-_
همان تيم ب که قهرمان آسيا و آفريقا شد، جواناني داشت که در کويت فوق العاده بودند. خبيري، برزگري، حقيقيان، ابراهيم زاده، رضا نعلچگر و بهتاش فريبا که آقاي گل مسابقات شد. ما سال ها بعد فهميديم بهتاش آقاي گل شده است. تصور کنيد دوران ما را نزديک هاي مدرسه بود، مهر 81 که داشت مي رسيد آن آژير بدصدا نواخت و جنگ شروع شد. همزمان با جنگ تيم ملي در کويت بود. در سال ها که رسانه اينگونه فراگير نشده بود ماها که بدجوري ته صف بوديم. حسين فرکي مي گفت در کويت به ما گفتند عراقي ها به تهران رسيدند ما در جنگ شکست خورديم، به حسن روشن هم اطلاع دادند که برادرش شهيد شده، ارتباط تلفني که محال بود فقط تلويزيون کويت و عراق را مي توانستيم ببينيم که آنها هم فقط از شکست ايران مي گفتند. اينگونه بود که در نيمه نهايي باختيم و رفتيم براي سوم چهارمي. در اين گفته ها شک نداشته باشيد اما تيم ملي هم ضعف هاي بسياري داشت، از نبود علي پروين تا انتخاب آن دفاع يارگيري که در کنار عبداللهي قرار گرفت و حقش نبود تا کاپيتاني حجازي که براي باتجربه ها هضمش سنگين بود.
_-_-_-_-_-_
کويت آن روزها، کشوري بود مغرور که به دنبال کسب عنوان «ثروتمند ترين» کشور جهان، به فوتبال توجهي ويژه نشان مي داد. آنها که در دهه 70 همواره زير سايه ايران بودند، پس از قهرماني در جام ملت هاي آسياي 1980، به جام جهاني 1982 صعود کردند و با آبروريزي اخلاقي در مرحله اول جام حذف شدند.
_-_-_-_-_-_
اين جام، آغاز بدشانسي هاي ايران در اين تورنمنت بود؛ رقابت هايي که پس از سال 1980 در اکثر اوقات بين چهار تيم نهايي آن بوده ايم اما هرگز به مقام قهرماني دست نيافته ايم.
_-_-_-_-_-_
جنگ. ياد عشق فوتبال هايي که به دليل حمله بعثي ها، تماشاي اين رقابت ها را از دست دادند، به خير. آنها که معلوم نيست، چند نفرشان مي توانستند ستاره هاي آينده فوتبال ايران و آسيا باشند اما جان خود را بر سر دفاع از نام ايران گذاشتند.