عادل فردوسي پور

تيم هاي آسيايي به خوبي مي دانند که در مسابقات سطح بالايي همچون جام جهاني توان رويارويي با حريفان اروپايي و ديگر تيم هاي باکيفيت جهان را ندارند. تنها موفقيت آسيايي ها در جام هاي جهاني اخير به حضور کره جنوبي در نيمه نهايي 2002 برمي گردد. همه مي دانيم که کره به لطف ميزباني و حمايت داوران به نيمه نهايي جام جهاني رسيد. بايد پذيرفت اگر آسيايي ها از داشتن چنين مزيت هايي بي بهره باشند، نمي توانند در جام جهاني يا مسابقاتي در اين سطح خودي نشان دهند. به همين دليل است که تيم هاي قاره کهن براي موفقيت در جام ملت هاي آسيا انگيزه هاي فراواني دارند. در واقع جام ملت هاي آسيا معتبرترين تورنمنتي است که آسيايي ها مي توانند در آن به موفقيت برسند و به همين دليل است که معمولاً تيم هاي بزرگ قاره همواره جام ملت ها را جدي مي گيرند و با تمام قوا در آن شرکت مي کنند. اين در حالي است که به دفعات ديده شده که تيم هاي صاحب نام قاره رقابت هايي چون بازي هاي آسيايي، بازي هاي جنوب شرق آسيا، رقابت هاي جام خليج فارس و ديگر رويدادهاي مشابه را جدي نگرفته اند اما به ندرت پيش آمده که چنين اتفاقي براي جام ملت ها بيفتد. البته يادم مي آيد که در سال 1992 تيم کره جنوبي که در جام جهاني 1990 نتايج نسبتاً قابل قبولي گرفته بود حضور در جام ملت ها را در شأن خودش ندانست و به ژاپن نيامد. اين تنها يک استثنا محسوب مي شود و در اين چند دوره اکثراً قدرت هاي قاره با انگيزه فراوان پاي به جام ملت ها گذاشته اند و به دنبال قهرماني بوده اند. اين بار هم کشور مطرحي نيست که جام ملت ها را از دست داده باشد و همه با تمام وجود براي قهرماني آماده شده اند.
_-_-_-_-_
ايران هم مثل دوره هاي گذشته يکي از مدعيان قهرماني در جام ملت ها است. در اين ميان خيلي ها معتقدند بهترين مجموعه تاريخ فوتبال ايران در اين تيم گردهم آمده اند. اين تيم تلفيقي از بازيکنان باتجربه، که در باشگاه هاي اروپايي جزء خوب هاي تيم هايشان به حساب مي آيند با بازيکنان جوان و جوياي نام است و نسل طلايي فوتبال ما را رقم زده است. البته به نظر من در دوره قبل بهترين تيم را داشتيم و بهترين بازي ها را هم به نمايش گذاشتيم، ولي با بدشانسي و تاحدي ناداوري به مقام سومي رضايت داديم. انصافاً قهرماني در 2004 حق ايران بود ولي اين عوامل ايران را از قهرماني دور کرد. بازي هاي خيره کننده علي کريمي در آن مسابقات هم هرگز فراموش نمي شود و معلوم نيست که کريمي بتواند مثل سه سال پيش آنگونه در اوج باشد. اگر کريمي و مهدوي کيا مثل سه سال پيش کار کنند شانس ايران براي قهرماني بيشتر از قبل هم مي شود. ضمن اينکه ايران ستارگان ديگري هم دارد که با سابقه بازي در اروپا و جام جهاني تجارب بسيار ارزشمندي اندوخته اند و در واقع همين مساله مي تواند برگ برنده ايران در چهاردهمين دوره جام ملت ها باشد. بسياري از تيم هاي آسيايي از داشتن چنين بازيکنان باتجربه اي بي بهره اند و بايد ديد اين تجربه به چه ميزان مي تواند به ايران کمک کند. مطمئناً اگر نکونام و تيموريان بازي هاي هميشگي خود را انجام دهند هيچ تيمي نمي تواند ميانه ميدان را از ايران بگيرد.
_-_-_-_-_
به نظر من ايران در اين دوره نسبت به ادوار گذشته شانس بيشتري براي قهرماني دارد. بايد پذيرفت که ساير رقباي ما در بهترين شرايط خود قرار ندارند و ما از اين بابت با خوش شانسي روبه رو شده ايم. کره جنوبي با پيم وربيک در بدترين دوران خود در سال هاي اخير قرار دارد. مصدوميت مهره هاي کليدي اين تيم نظير پارک جي سونگ، سئول کي هيون و لي يونگ پيو اوضاع اين تيم را کاملاً وخيم کرده است. ژاپن هم شرايطي مشابه با کره دارد. اين تيم با مربيگري ايويکا اوسيم نشاني از مدافع عنوان قهرماني دو دوره اخير ندارد؛ در بازي با قطر اين مساله کاملاً به چشم آمد. بايد به عربستان اشاره کرد که ديگر آن غول سال هاي قبل نيست. خود مسوولان فدراسيون فوتبال عربستان نيز به خوبي مي دانند که نسل جديد فوتبال عربستان هم نشاني از قديمي ها ندارد و بعيد است اين تيم که سابقه پنج بار حضور در فينال جام ملت ها و سه بار قهرماني را در ويترين افتخارات خود مي بيند، بتواند در شرق آسيا عنوان قابل ذکري کسب کند. چين هم بيشتر به المپيک پکن و ساختن تيمي براي آن رقابت ها فکر مي کند. اين تيم سه سال پيش در خانه خود نتوانست قهرمان شود چه برسد به حالا، استراليا هم در بازي اول به خوبي فهميد که جام قهرماني را براي او کنار نگذاشته اند. به هرحال اين تيم در همان گام اول متوجه شد بين بازي در جام ملت هاي آسيا و گل باران کردن تيم هايي مثل جزاير فيجي تفاوت هاي زيادي وجود دارد و اين تيم اگر مي خواهد در اولين حضورش در جام ملت ها به موفقيت برسد بايد خيلي بهتر از بازي اولش ظاهر شود. در اوج قرار نداشتن اين مدعيان يک شانس طلايي را در اختيار ايران قرار خواهد داد که به طلسم 31 سال قهرمان نشدن خود پايان دهد. از طرفي قدرت خودمان را نبايد دست کم بگيريم؛ مي توانيم به اين طلسم پايان دهيم و نسل طلايي فوتبال ايران به آنچه سه سال پيش استحقاق رسيدن به آن را داشتند اين بار برسند.