903 شماره
چهارشنبه، 20 تير 1386
صفحه نخست :: ويژه فوتبال جام ملتهاي آسيا :: جام ملتهاي 2007
مهدوي کيا به دنبال تکميل مثلث جشن ها
خداحافظي براي من زود است
 مهدي زعيم زاده



مهدي مهدوي کيا با حضور در بازي ايران - ازبکستان به قسمتي از تاريخ جام ملت هاي آسيا تبديل مي شود. اين بازيکن 29 ساله حضور در جام ملت هاي 1996 ، 2000 و 2004 را در کارنامه خود مي بيند و اين بار پاي به چهارمين جام ملت هاي خود مي گذارد و به يک رکورد منحصر به فرد در قاره کهن دست پيدا مي کند. در سال 1996 در شرايطي که مهدوي کيا 19 سال و 134 روز بيشتر نداشت در جام ملت هاي امارات اولين بازي ملي خود را انجام داد و تا به امروز 98 بار پيراهن تيم ملي ايران را بر تن کرده است. 13 بازي از اين 98 ديدار ملي مهدوي کيا در جام ملت هاي آسيا انجام شده و اين رقم مي تواند حداقل تا عدد 16 افزايش يابد. جام ملت هاي چهارم مهدوي کيا با سه جام قبلي او تفاوت هاي بسياري دارد. او اين بار با بستن بازوبند کاپيتاني تيم ملي ايران در جام ملت ها شرکت مي کند و مي تواند با بالا بردن جام قهرماني به 31 سال قهرمان نشدن ايران در آسيا پايان دهد. در اين دوره اتفاقات ديگري هم براي مهدي رخ مي دهد.او در بازي دوم ايران در مرحله گروهي برابر چين صدمين بازي ملي خود را جشن خواهد گرفت و همچنين چند روز مانده به فينال جشن تولد 30 سالگي او در اردوي تيم ملي برپا خواهد شد. قهرماني ايران باعث مي شود که مثلث جشن هاي مهدي در شرق آسيا تکميل شود. از اولين بازي ملي مهدوي کيا 10 سال و 185 روز مي گذرد و او باتجربه ترين ملي پوش فعلي تيم ملي ايران محسوب مي شود. البته اين نکته را نبايد فراموش کرد که مهدوي کيا در اين سال ها چندان در بازي هاي دوستانه تيم ملي شرکت نکرده و به اعتقاد خودش ميدان را در اختيار جوان ترها قرار داده. اگر مهدي در آن بازي ها مي آمد در حال حاضر تعداد بازي هايش حداقل 130تا بود. به هرحال آنچه بيش از اين اعداد و ارقام براي مهدوي کيا و ديگران مهم خواهد بود قهرماني ايران است. آن موقع است که عکس مهدوي کيا در حال بالا بردن جام به قسمتي از تاريخ فوتبال ايران تبديل مي شود دقيقاً مثل گلش به امريکا.



مهدي مهدوي کيا به عنوان قديمي ترين عضو تيم ملي ايران و بازيکني که سابقه بازي در سه دوره جام ملت هاي آسيا را دارد چقدر براي تيم فعلي ايران شانس قهرماني قائل است و به شکسته شدن طلسم 31 ساله قهرمان نشدن ايران در آسيا خوش بين است؟

خوش بين که هستم ولي بايد قبول کنيم با اضافه شدن استراليا به آسيا قهرماني سخت تر از قبل هم شده. با حضور استراليا، کره جنوبي، ژاپن و عربستان کارمان براي قهرماني خيلي سخت شده، با اين حال من به اين تيم خيلي اميدوارم و اگر بدشانسي هاي دوره قبلي به سراغ مان نيايد مي توانيم قهرمان شويم.

مگر در اين تيم چه ويژگي هاي مثبتي ديده اي که مي گويي به اين تيم خيلي اميدواري؟

ما در تمامي نقاط بازيکنان خوبي داريم که اين مساله خيلي به ما کمک خواهد کرد. در بازي هاي تدارکاتي مان در فاز حمله خيلي خوب کار کرديم اما در همين بازي ها که بازي هاي سختي هم نبود مشخص شد در کارهاي دفاعي بايد بهتر کار کنيم. البته متاسفانه ساختار دفاعي ما به خوبي در اين دو بازي محک نخورد و فشار زيادي به بچه ها وارد نشد. با اين حال بايد حواس مان باشد که با آمادگي کامل به مصاف ازبکستان برويم.

سال گذشته در چنين روزهايي بازي هاي ايران در جام جهاني به پايان رسيده بود و تيم ملي نتوانست مردم را راضي کند. تو يکي از آنهايي بودي که دليل اصلي بازي هاي نه چندان خوب تيم ملي در جام جهاني را به نداشتن بازي هاي تدارکاتي مناسب مرتبط دانستي. آيا نگران نيستي تيم ملي با توجه به بازي هاي دوستانه اي که قبل از جام ملت ها انجام داده باز هم از اين مساله لطمه بخورد؟

به هرحال همه فکر مي کردند که غنا و جامائيکا با تيم هاي اصلي شان به ايران بيايند که اين جور نشد.

آيا بازي با غنا و جامائيکا بازي هاي مفيدي براي تيم ملي محسوب مي شود؟

بازي هاي بي فايده اي هم نبود. ما در اين بازي ها توانستيم کارهاي هجومي مان را تمرين کنيم که اتفاقاً خيلي هم خوب کار کرديم. تنها مي ماند کارهاي دفاعي که در اين زمينه به خوبي محک نخورديم.

غنا و جامائيکا خيلي ضعيف به نظر مي رسيدند اين طور نبود؟

جامائيکا خيلي ضعيف بود اما به نظر من غنا تيم خيلي بدي هم نبود يکسري بازيکن جنگنده و جوان داشت.

در آستانه شروع جام ملت ها نقاط ضعف و قوت تيم ملي را در کجاها مي بيني؟

همان طور که گفتم داشتن بازيکنان خوب در نقاط مختلف زمين ما را به نتيجه گيري بسيار اميدوار کرده همچنين بايد به تجربه بالاي تيم ايران اشاره کرد. اين تيم از تيم سال 2004 بسيار باتجربه تر است. اگر اشتباه نکنم در دوره قبلي فقط من، دايي و کريمي در جام ملت ها بازي کرده بوديم اما الان اکثر بچه ها سابقه بازي در جام جهاني و جام ملت ها را دارند و اگر به بازي هاي ملي بچه ها دقت کنيد مي بينيد که اکثراً بازيکنان بسيار باتجربه با بازي هاي ملي بالا هستند.

اين تيم را بهتر مي داني يا تيم سال 2004؟

به نظر من فرق چنداني ندارند. اين تيم تقريباً استخوان بندي همان تيم 2004 را دارد و تنها چند تغيير داريم.

درباره نقاط ضعف تيم هم بگو.

اگر بخواهم صادقانه جواب بدهم فکر کنم از نظر کار دفاعي بايد بهتر کار کنيم. البته منظورم خط دفاع و دروازه بان نيست بلکه کار دفاعي کل تيم است. ما برابر غنا دو گل بد خورديم که نبايد آن گل ها را مي خورديم. بايد در دفاع کردن هوشيارتر باشيم.

اين جام ملت ها چهارمين جام ملت هاي تو محسوب مي شود و در اين زمينه به يک رکورد کم نظير رسيدي. اين بار تو با بستن بازوبند کاپيتاني تيم ملي ايران در جام ملت ها شرکت مي کني. آيا اين مساله باعث نشده که جام ملت هاي 2007 با سه دوره قبلي برايت متفاوت باشد؟

باور کنيد برايم هيچ فرقي نمي کند. البته قبول دارم وظيفه ام کمي سنگين شده اما کاپيتان بودن يا نبودن مهم نيست، مهم اين است که تيم نتيجه بگيرد.

در اين تورنمنت دو اتفاق شخصي جالب هم براي خودت رخ مي دهد، اولينش اين است که صدمين بازي ملي ات را در جام ملت ها انجام مي دهي.

اتفاق جالبي است البته اگر آن بازي را ببريم جالب تر هم مي شود.

تولدت هم که دوم مرداد در بحبوحه رقابت ها است؟

اتفاقاً در سال 2004 هم همين طوري شد. بازي ايران - عمان در روز تولدم بود که شانس آورديم نباختيم. اين بار دوم مردادماه مراحل بالاتر جام انجام مي شود. اميدوارم تا آن موقع در بازي ها حاضر باشيم و اين بار در روز تولدم بازي را ببريم. آن طوري شيرين تر مي شود.

حضور در سه جام ملت ها اتفاق کوچکي نيست. بد نيست اين سه جام ملت هايت را با هم مقايسه کني. از اولين جام ملت هايت در سال 1996 چه خاطره اي داري؟

بازي با عراق اولين بازي ايران در آن رقابت ها بود. در آن بازي براي اولين بار پيراهن تيم ملي را بر تن کردم که تيم ملي باخت تا من خاطره تلخي از اولين بازي ملي ام داشته باشم.

 جام 1996 برايت چطور بود؟

براي من که موفقيت آميز نبود اما از نظر تيمي براي ايران خيلي خوب بود. ما کاملاً شايسته قهرماني بوديم که بدشانسي و ناداوري جلوي قهرماني ما را گرفت اما خود من فقط يک بازي برابر عراق انجام دادم که باختيم.

مقابل عربستان و کره جنوبي هم که بازي کردي. پس چرا مي گويي يک بازي؟

آن سه، چهار دقيقه ها را که نبايد بازي حساب کرد (خنده).

پس از آن بازي ها يک ابهام به وجود آمد که تا به امروز درباره اش توضيح ندادي. بعد از بازي با عربستان گفته شد که مايلي کهن تو را به بازي آورده بود که پنالتي بزني اما هنگام ضربات پنالتي تو گفتي مي ترسي و به جاي تو يزداني پنالتي را زد و خراب کرد و تيم حذف شد. آيا اين مساله حقيقت دارد؟

(خنده) نه اصلاً اينطور نبود. پنج پنالتي زن اول را که مربي تعيين کرد که من اصلاً در بين شان نبودم و سر پنالتي ششم هم خود خاکپور توپ را برداشت رفت تا بزند. اصلاً کسي به من نگفت پنالتي بزنم که من فرار کرده باشم.

به جام ملت هاي 2000 برسيم. به نظر مي رسد در بين اين سه جام ملت ها 2000 برايت بدترين بود،

تنها براي من بد نبود. براي کل تيم ايران بد بود.

اما بعد از پايان آن رقابت ها مسائل حاشيه اي زيادي براي تو به وجود آمد و عده اي تو را به کم فروشي متهم کردند؟

طبيعي بود بعد از آن بازي ها مسائل حاشيه اي هم به وجود بيايد. هرکسي به نحوي دچار اين مسائل حاشيه اي شد. آن هم به خاطر اين بود که جام ملت هاي 2000 براي کل تيم ايران بد بود اما من قبول دارم آن مسابقات بدترين تورنمنتي بود که من به همراه تيم ملي در آن شرکت کرده بودم.

و بعد مي رسيم به جام ملت هاي 2004 و بهترين جام ملت هايت.

واقعاً تورنمنت خوبي بود. در چين ما خيلي خوب بازي کرديم و تنها بدشانسي مانع قهرماني ما شد. قهرماني حق ما بود.

به نظر خودت در بين اين سه جام ملت ها کدام تيم ايران بهتر بود؟

واقعاً سخت است که بخواهم بين تيم 1996 و تيم 2004 يکي را انتخاب کنم. هر دو تيم خيلي خوب بودند و قهرماني حق شان بود که با بدشانسي روبه رو شدند.

در چين بازي هاي درخشاني را انجام دادي اما در نهايت با يک کارت قرمز جام را به پايان بردي. اين باعث شد که يک خاطره بد هم از آن مسابقات داشته باشي.

متاسفانه در آخر بازي با بحرين، بازيکن بحرين آن حرکت زشت را انجام داد و در نهايت من اخراج شدم. صحنه جالبي نبود اما آنقدر آن تورنمنت شيرين بود که آن اخراج روي آن تاثير نگذاشت.

معمولاً وقتي تيم ملي جلوي بحرين بازي مي کند خيلي عصبي مي شوي. خدا را شکر اين بار با بحرين هم گروه نيستيم. چه مشکلي با آنها داري؟

من با آنها مشکلي ندارم اما متاسفانه بعضي از بازيکنان بحرين فارسي بلد هستند و در کل بازي با فحش دادن باعث مي شوند که عصبي شوم.

بعد از پايان جام ملت هاي 2004 خيلي ها مي گفتند موفقيت ايران در آن تورنمنت به خاطر کار گروهي ايران نبود بلکه آمادگي فوق العاده کريمي و مهدوي کيا باعث شد که ايران حريفانش را ببرد. اين حرف را به چه ميزان قبول داري؟

اصلاً قبول ندارم. در آن سال من، کريمي و کعبي يک مثلث خيلي خوب در سمت راست تشکيل داده بوديم و اکثر حملات ايران هم از همان سمت شکل مي گرفت. کار گروهي يعني چه؟ همان کارهايي که ما سه نفر انجام مي داديم کار گروهي بود.

اما نمي توان از نقش تو و کريمي در پيروزي هاي ايران به سادگي گذشت. در واقع خيلي ها منتظرند که کريمي و تو دوباره مثل سه سال پيش بازي کنيد تا تيم ملي به موفقيت برسد. از نظر آمادگي در چه سطحي قرار داري؟ آيا خوش بين هستي که آن بازي ها را تکرار کني؟

تمرينات سختي را پشت سر گذاشتم و مي دانم که با توجه به شرايط آب و هواي مالزي و شرجي بودن و گرماي هوا کار سختي داريم. با اين حال سعي مي کنم بهترين بازي ها را انجام دهم.

مقابل غنا دفاع راست بودي اما در برابر جامائيکا در پست هافبک راست قرار گرفتي. قرار است در جام ملت ها در کدام پست بازي کني؟

نمي دانم. آن ديگر به نظر مربيان بستگي دارد. براي خود من فرقي نمي کند و براي بازي در هر دو پست آماده ام.

اما مطمئناً هافبک راست پست مطلوبت است و آنجا مي تواني کارايي بيشتري داشته باشي.

بله اين به اين دليل است که در تمام دوران بازي ام به غير از يک سال تماماً هافبک راست بودم و برايم بازي در اين پست راحت تر است اما همان طور که گفتم پست بازي ام به نظر مربيان بستگي دارد و من براي بازي در خط دفاعي مشکلي ندارم.

98 بازي ملي انجام دادي. بازي هاي ملي ات هم که به زودي سه رقمي مي شود. فکر مي کني تا کجا بتواني ادامه دهي؟

باور کنيد در اين يازده، دوازده سالي که در تيم ملي هستم هيچ وقت به فکر موفقيت هاي انفرادي نبودم. اگر مي خواستم تعداد بازي هاي ملي ام را بالا ببرم الان بازي هاي ملي خيلي بيشتري داشتم اما موفقيت تيم ملي در اولويتم قرار دارد.

رحمان رضايي اعلام کرده که بعد از جام ملت ها از تيم ملي خداحافظي مي کند. گفته مي شود علي کريمي هم به خداحافظي از تيم ملي فکر مي کند. تو چطور؟ به خداحافظي فکر مي کني؟

اتفاقاً خيلي فکر مي کنم.

امکان دارد اين خداحافظي در اين نزديکي ها رخ دهد؟ مثلاً در همين جام ملت ها اتفاقاتي بيفتد که مهدوي کيا تصميم به خداحافظي بگيرد؟

نه، اصلاً مگر من چند سال دارم. فعلاً که 29 سالم است و چند روز ديگر وارد سي سالگي مي شوم. خداحافظي ام نزديک نيست. مي خواهم حالا حالاها در تيم ملي بازي کنم و لذت ببرم.

راستي يادت مي آيد آخرين باري که براي تيم ملي گل زدي کي بود؟

(فکر مي کند) برابر قطر بود.

نزديک به چهار سال است که براي تيم ملي گل نزدي. چرا اين قدر در گل زدنت براي تيم ملي وقفه به وجود آمده؟

بالاخره پيش مي آيد. شايد در اين چند سال موقعيت هاي خيلي خوبي گيرم نيامده يا توپ هايم وارد دروازه نشده.

شايد هم تمرکزت روي گل سازي باعث مي شود که کمتر گل بزني.

به هر حال پست بازي ام در اين چند سال طوري بود که از محوطه جريمه دور بودم و در کناره ها قرار داشتم. طبيعي است که با توجه به پست بازي ام کمتر روبه روي دروازه صاحب موقعيت مي شوم و به همين دليل آمار گلزني ام پايين آمده. وقتي که نوجوان و جوان بودم و در باشگاه بانک ملي بازي مي کردم مهاجم بودم. مي توانيد آمارش را دربياوريد، در چهار سال نزديک به 120 گل زدم. هر سال آقاي گل مي شدم. باور کنيد گل زدن بلدم بايد موقعيتش پيش بيايد (خنده).

نظرت درباره ميزبان هاي جام ملت ها چيست؟

بازي در آن شرايط آب و هوايي با آن گرما و رطوبت خيلي سخت است. اين يک تجربه جديد در آسيا است که بازي ها در چند کشور برگزار مي شود. بايد ديد آخرش چه مي شود. اما بايد توجه کرد گرماي هوا براي بقيه هم هست.

بعد از اينکه چند هفته در آن شرايط سخت بازي کردي بايد به فرانکفورت بروي و تلاش کني خودت را به مربي تيم تحميل کني به نظر مي رسد کار سختي پيش رو داشته باشي.

البته من به اين مساله به شکل ديگري نگاه مي کنم. من بدنسازي ام را زودتر از ساير بازيکنان فرانکفورت شروع کردم. از طرفي بعد از شرکت در يک تورنمنت پرفشار به آلمان مي روم و اين مساله به من کمک مي کند نسبت به هم بازي هايم زودتر در فرم مسابقه قرار بگيرم و شايد اين مورد به من کمک کند.

اما تو زمان هماهنگ شدن با هم بازي هاي جديدت و همچنين قرار گرفتن در تاکتيک هاي سرمربي را از دست مي دهي. اين هم از معايب جام ملت هاي آسيا براي تو و ديگر لژيونرها است؟

البته با توجه به اينکه من تيمم را عوض کردم کار سخت تري دارم. گلايه اي ندارم و حتي راضي هم هستم. در گذشته در ميانه فصل مجبور بوديم تيم هاي مان را رها کنيم و در بازي هاي ملي شرکت کنيم مثل جام ملت هاي 2000 و مقدماتي جام جهاني 2002. اما همين که بازي ها قبل از شروع ليگ هاي اروپايي برگزار مي شود جاي شکرش باقي است.

راستي سوال آخر يک سوال بدون ارتباط با سوال هاي ديگر است. چندي پيش علي دايي در برنامه 90 گفت که در جام جهاني بعضي از بازيکنان از عمد به او پاس نمي دادند. بعضي ها مي گويند منظور دايي تو بودي در اين باره توضيح مي دهي.

صحبت کردن در مورد اين مسائل حاشيه اي اصلاً جالب نيست. بهتر است که درباره اين مسائل صحبت نکنم. شما هم چيزي ننويسيد.
ورود کريمي به باشگاه صدتايي
فوتبال ايران امروز ورود دومين نماينده خود به باشگاه صدتايي ها را جشن مي گيرد. اولين بازي ايران در جام ملت هاي آسيا صدمين بازي ملي علي کريمي است و اين بازيکن پس از علي دايي دومين بازيکن تاريخ فوتبال ايران است که تعداد بازي هاي ملي اش سه رقمي مي شود. اگر براي ما آمار سايت هاي فيفا، جام جهاني و موسسه آمار و ارقام فيفا مرجع اصلي باشد با اين حساب کريمي تا به امروز 99 بار پيراهن تيم ملي ايران را بر تن کرده است. اين بازيکن تکنيکي در 21 مهر 1377 در بازي دوستانه ايران و کويت اولين بازي ملي خود را انجام داد. ايران در آن بازي سه بر صفر باخت اما کريمي بسيار خوب بازي کرد و از همان موقع خودش را به تيم ملي ايران تحميل کرد. علي دايي با 149 بازي رکورددار بازي ملي در تيم ملي ايران محسوب مي شود و بعيد است که کريمي به اين رکورد برسد. به نظر مي رسد کريمي پس از جام ملت ها از تيم ملي خداحافظي کند.

بازي هاي مهم علي کريمي

1- در 21 مهر 1377 اولين بازي ملي خود را برابر کويت انجام داد.

9- در فينال بازي هاي آسيايي بانکوک اولين گل ملي خود را به ثمر رساند و موجبات قهرماني ايران را فراهم کرد.

10- پس از يک سال محروميت و دوري از تيم ملي در 22 مارس 2000 دهمين بازي ملي خود را برابر قبرس انجام داد و خوش درخشيد.

17- در هفدهمين بازي ملي خود در رقابت هاي غرب آسيا برابر قزاقستان براي اولين بار موفق شد براي تيم ملي گل بزند. آن بازي سوم خرداد 79 برگزار شد.

21- به همراه ايران قهرمان بازي هاي غرب آسيا شد و به عنوان بهترين بازيکن آن تورنمنت معرفي شد.

28- ايران برابر کره جنوبي باخت و از جام ملت ها کنار رفت. کريمي تورنمنت کم فروغي را پشت سر گذاشت.

29- در ديدار برابر گوام در 24 آبان 79 چهار گل به ثمر رساند.

38- در ديدار دوستانه برابر اسلواکي هت تريک کرد و موجب شد که ايران براي اولين بار بتواند در اروپا برابر يک تيم اروپايي پيروز شود.

49- در 24 آبان 80 ايران يک بر صفر ايرلند را شکست داد اما از رسيدن به جام جهاني بازماند.

50- با زدن دو گل به اسلواکي در ديدار دوستانه برابر کرواسي در ششم فوريه 2002 پنجاهمين بازي ملي خود را جشن گرفت.

59- در 20 مهر 82 دو گل به نيوزيلند زد تا ايران قهرمان جام بين قاره اي شود.

70- در فينال بازي هاي غرب آسيا يک گل به سوريه زد و در قهرماني ايران شريک شد. اين بازي سوم مرداد 83 برگزار شد.

74- در ديدار نيمه نهايي جام ملت هاي 2004 سه گل به کره جنوبي زد تا ايران 4 بر سه کره را شکست دهد.

76- ايران 4 بر 2 بحرين را شکت داد و در جام ملت ها سوم شد. کريمي با زدن يک گل در آن بازي در مجموع با 5 گل آقاي گل جام ملت ها شد.

92- ايران در جام جهاني دو بر صفر به پرتغال باخت. کريمي در نيمه دوم تعويض شد و به نشانه عصبانيت به ساک ورزشي پزشک تيم لگد زد.

93- در آخرين بازي ايران در جام جهاني برابر آنگولا راضي نشد که به عنوان بازيکن ذخيره به ميدان برود.

99- در 21 خرداد 86، نودونهمين بازي ملي خود را انجام داد.

خداحافظي براي من زود است
ورود کريمي به باشگاه صدتايي
ما اينيم ديگه

 ما اينيم ديگه
بهمن فروتن

امروز تيم ملي ما بازي مي کند در حقيقت يعني تيم همه ما. اول از همه، تيم مال بازيکن هاست، بعد تيم امير است، بعد مال همه آنهايي که آنجا هستند، بعد مي رسد به ملت، بعد به دولت، و...

ما همه به دوران سختي رسيده ايم؛ زندگي سخت، جهاني شده است. بحران همه جا را فراگرفته است. بيکاري، گراني، فقر، عدم موفقيت و شکست. اين موارد، دليل ازهم گسيختگي هاست. اين عبارت ها، ملت ها را از دولت ها جدا مي کنند، آدم ها را از آدم ها جدا مي کنند و همه کس را از همه چيز جدا مي کنند. ببينيد، من اصلاً به جنبه درست بودن يا غلط بودن قضيه نمي خواهم نگاه کنم، مساله بنزين خودش يک سختي است که ملت بايد تحمل کند. من به هيچ وجه نمي خواهم دست به موضع گيري خاصي بزنم ولي ملت، دولت و اپوزيسيون همه زير فشارند؛ فشارهاي استرس آوري که ارتباط ها را به هم مي ريزند. روي عواطف و احساسات تاثير مي گذارند، گاه دموکراسي را خدشه دار مي سازند و دولت را در مقابل اپوزيسيون به عکس العمل هاي غيرمتعارف وامي دارند و گاه ملت را در مقابل دولت قرار مي دهند.جهاني شدن سختي ها به نوعي همه را متشنج کرده است. من خودم به نوعي احساس مي کنم که گرفته ام، حال ندارم. آن شور و حال در من نيست، کندتر از معمول حرکت مي کنم، عصبي هستم و با کوچک ترين تلنگري منفجر مي شوم و مي بينم که ديگران هم همين طور هستند. درست است ما اشتباه هم مي کنيم. مي گويند آنهايي که زياد کار مي کنند اشتباه هم زياد مي کنند، اين دولت، دولت تنبلي نيست و اين اپوزيسيون هم تا اينجا که من ديده ام اپوزيسيون زرنگي است. ملت هم درجه تحمل سختي کشيدنش را که به همه نشان داده است. امروز چهارشنبه است؛ وقتي اين روزنامه شرق زميني را مي خريد و مي خوانيد، چند ساعت ديگر تيم ملي ما مسابقه دارد. نه، بهتر است بگويم که بازي دارد، مخصوصاً مي گويم بازي که زياد مهمش نکنم، تا اينجا شايد به تريش قباي بعضي از روشنفکران مملکت بر خورده باشد که بله، هميشه از اين نوع جريانات، به نفع فلان و بهمان سوءاستفاده مي شود. نه داداش، ايران با ازبکستان فوتبال بازي مي کند و ما دلمان مي خواهد که ببريم همين، من فکر مي کنم آن پدري که خسته به منزل مي آيد و فرزندانش دور او مي نشينند، با هم چاي مي خورند و بازي را تماشا مي کنند و تيمشان مي برد و اينها در آغوش هم مي پرند وقتي بازي به پايان رسيد، به دليل برد، سختي ها از يادشان نمي رود و براي دولت هم هورا نمي کشند. اين افکار کمونيست هاي قديمي را بگذاريد کنار که هميشه فوتبال را لعن و نفرين مي کردند که درصورت موفقيت اين دولت است که از آن سوءاستفاده مي کند. نه جانم، اين توانايي ماست، اين برخورد استعدادهاست، اين امتحان ملت هاست. کمي از اين تشنج ها بيرون بياييد، کمي هم لباس رزم سياسي تان را دربياوريد، بياييد سر سفره. بردن قشنگ است، بردن دلچسب است به خصوص بعضي از بردها که هم مال چپ و هم مال راست و هم مال ميانه است. بردهايي که مال همه است دلچسب ترين بردها است. سختي هاي حل نشده هميشه سر جايشان مي مانند اما فرداي هر برد، مردم در خيابان ها کمتر بوق مي زنند، کمتر مشت هاي گره کرده شان را به هم نشان مي دهند و کمتر اخم مي کنند؛ کمال بي انصافي است اگر کسي اينها را نخواهد، کمال بي انصافي است اگر کسي بگويد بگذار ببازيم تا وضع بدتر از اين شود، يک جاهايي هست که هيچ کس با هيچ کس و هيچ گروهي با گروه ديگر نبايد غريبه باشد، کجا؟ آنجايي که ملت براي رسيدن به هدف واحدي يکپارچه مي شود. آنجايي که ملت يکپارچه پيروزي و موفقيت را صدا مي زند. اينجاها بايد سياست را کنار بگذاري، اينجاها بايد مقام را کنار بگذاري و بشوي ملت، ملتي که يکپارچه فرياد مي زند و وقتي مي برد اشک شوق مي ريزد و پايکوبي مي کند و دست در گردن هم مي اندازد. ما در طول ساليان سال از بس که شکست خورده ايم نمي دانيم دست در گردن هم انداختن يعني چه. شکست هاي زياد ما را از هم جدا کرده است. ما ملت ازهم گسيخته اي شده ايم. پيروزي و موفقيت، آدم ها را به هم نزديک مي کند، گره مي زند. مي گويند موفقيت موفقيت مي آورد. من آنقدر ايده آليست نيستم که فکر کنم بعد از يک برد دولت و اپوزيسيون دست در گردن هم به رتق و فتق مشکلات مي پردازند ولي لحظه هايي در زندگي بشري وجود دارد که بايد آنها را شناخت، حس کرد و درک کرد. يکي از اين لحظه ها موفقيت هاي عمومي است؛ موفقيت هايي که مال همه است. موفقيت زياد است؛ فردي، خصوصي، گروهي، فرقه اي ولي موفقيت عمومي زياد نيست. ما بايد در يک جاهايي با وجود همه تضادها حس کنيم که ايراني هستيم و فقط موفقيت هاي عمومي است که اين وجه مشترک را متمايز و برجسته مي کند. بياييد امروز دل هايمان را چه دور از هم و چه نزديک به هم يکي کنيم، چشمانمان را ببنديم و از صميم قلب آرزو کنيم که تيممان برنده شود تا بتوانيم بعد از برد بگوييم؛ «ما اينيم ديگه.» همه و هر کس با هر پست و مقامي، ما خيلي وقت است که نگفته ايم «ما اينيم ديگه.» من مطمئنم که ما امروز همگي و يک صدا، پس از نود دقيقه خواهيم گفت؛ «ما اينيم ديگه.» دوستان، اين حس يکپارچگي حس غريبي است، امتحانش کنيد،

 بهمن فروتن ، مربي فوتبال و نويسنده قهاري است.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام