
«راز» مستند بلندي است که در سراسر جهان پخش شده است. اين فيلم «قانون جذب» را که راز بزرگ هستي است فاش مي کند. رازي که طي اعصار و قرون نسل به نسل منتقل شده است. راز همه چيز؛ راز سلامتي، شادي، پول، روابط، عشق، جواني و هر چيز ديگري که خواهانش باشيد به شما ارزاني مي کند.
در اين فيلم تمامي منابع مورد نياز براي درک اين راز گرد هم آمده اند. براي نخستين بار در طول تاريخ سرشناس ترين دانشمندان، نويسندگان و فيلسوفان به افشاي رازي مي پردازند که هر کس از آن آگاه شود زندگي اش دگرگون خواهد شد، افلاطون، نيوتن، کارنيج، بتهوون، شکسپير و اينشتين.
راز در تاريخ بشريت وجود داشته، کشف شده، پنهان شده، گمشده و دوباره پيدا شده است. تعدادي زن و مرد استثنايي اين راز را کشف کردند و در نتيجه آن به عنوان بزرگترين انسان هاي روي زمين شناخته شدند. بخش هايي از اين راز در سنن شفاهي، ادبيات، مذهب و فلسفه اعصار ثبت شده است. برخي از بزرگترين معلمان راز امروز که در اين مستند حضور دارند افراد سر شناسي در حوزه هاي تجارت، پزشکي، اقتصاد، روانشناسي، تاريخ، مذهب و علم هستند. برخي از آنها فيزيکدانان کوانتوم هستند که دانشي که اساس و بنياد اين راز را تشکيل مي دهد شرح مي دهند. برخي نويسندگان و فيلسوفاني اند که آثار پرفروشي از آنها به چاپ رسيده است. برخي از اين نويسندگان عبارتند از جک کنفيلد که کتاب «سوپ مرغ براي روح» او بسيار پرفروش است و در ايران نيز به چاپ رسيده است، جان گري نويسنده کتاب پرفروش و مشهور «مردان مريخي، زنان ونوسي»، باب پروکتور نويسنده کتاب «شما ثروتمند متولد شده ايد»، ديويد شيرمر، جان اسرف که 25 سال از عمر خويش را در راه مطالعه در اين زمينه صرف کرده، باب دويل نويسنده و موريس گودمن با لقب «مرد معجزه» که در 1981 تيتر تمام روزنامه ها شد. او در يک سانحه هوايي قطع نخاع شد و پزشکان از وي قطع اميد کرده بودند به گونه اي که مي گفتند حتي نمي تواند بدون دستگاه نفس بکشد. اما با توسل به راز و قانون جذب توانست سلامتي را به خودش جذب کند.
«راز» محصول کمپاني پرايم تايم استراليا است.
شرح مختصري از اعضاي کمپاني پرايم تايم
اين کمپاني متشکل از سه عضو ثابت است؛ رواندا بايرن، پل هرينگتون و گلندا بل.
رواندا کار تلويزيوني اش را با شبکه 9 استراليا و زير نظر پيتر فيمن، يکي از بزرگترين هاي تلويزيون اين کشور آغاز کرد. رواندا با توانايي هاي خلاقانه و استانداردهاي بالايش تهيه کننده بسياري از برنامه هاي زنده تلويزيون بود. از 1994 نيز که کمپاني پرايم را تاسيس کرده برنامه هاي موفقي همچون «بزرگترين آگهي هاي جهان» و «فرارهاي بزرگ» را ساخته است.
پل هرينگتون ديگر عضو اين کمپاني کارگردان، بازيگر، تدوينگر و تهيه کننده است. او پيش از اينکه خود را وقف علاقه هميشگي اش تلويزيون بکند در هر دو سوي دوربين سينما کارهاي مستقل زيادي را در کارنامه اش به ثبت رسانده است. او طي هشت سال همکاري اش با شبکه 9 تلويزيون استراليا طيف وسيعي از برنامه ها از جمله سريال هاي طنز، درام، مراسم اهداي جايزه، مصاحبه و برنامه هاي زنده تلويزيوني را ساخته است. او هم پس از جدا شدن از شبکه 9 به تلويزيون پرايم تايم پيوست و در کنار رواندا به ساخت برنامه مشغول شد.
گلندا بل سال ها در برنامه هاي تلويزيوني استراليا کار کرده که برخي از آنها برنامه هاي زنده مهمي همچون جوايز لاجي بوده اند. او به عنوان تهيه کننده، دستيار تهيه، مدير لوکيشن و مدير توليد کار کرده است. گلندا براي دو برنامه پرايم تايم يعني مجموعه «با من ازدواج کن» و «استراليا بد رفتار مي کند» کار کرد. او پيش از آنکه به خواهرش رواندا در پرايم تايم بپيوندد در شبکه 9 مدير واحد برنامه خبري زنده «رابطه جاري» بود.و اما «راز» چگونه ساخته شد؟ رواندا بايرن يکي از سازندگان اين مستند آغازگر ماجرا بود. رواندا فهميد بزرگترين آرزو و ماموريت وي افشاي اين راز به اهالي جهان است. او در تلاش براي رسيدن به اين آرزو فهميد تمام زندگي اش و هر آنچه انجام داده مستمراً او را به سمت بهترين جايگاه براي برآورده کردن اين آرزو سوق داده است. رواندا در سال 1994 به عنوان تهيه کننده شبکه 9 ملبورن در استراليا به کمپاني توليد تلويزيون مستقل خودش يعني تلويزيون پرايم تايم نقل مکان کرد. اکنون پس از 10 سال کار در اين کمپاني و توليد برنامه هاي موفق در سطح بين المللي وقت آن بود که کار تازه اي توليد کند. او تصميم گرفت پرايم تايم را در مسير تازه اي بيندازد؛ مسيري که در آن از صرفاً سرگرم کردن مردم به برآوردن آرزوهاي آنها مي پردازد.
و اينچنين در بهار 2004 که رواندا کتاب کوچک و قديمي «دانش ثروتمند شدن» را در دستانش داشت دقيقاً مي دانست رسالتش چيست. در اوايل 2005 تلويزيون پرايم تايم متشکل از رواندا، پل هرينگتون تهيه کننده و درو هريوت کارگردان بود. پل از آغاز کار اين تلويزيون با رواندا همکاري کرده بود و درو هم پروژه هاي زيادي را براي آن ساخته بود. اين سه نفر گروه ساخت «راز» را تشکيل دادند. به مدت هشت هفته رواندا هر چه را که در اين زمينه آموخته بود به پل و درو ياد داد. او طي فقط دو ماه صدها کتاب در اين زمينه مطالعه کرد و ساعت هاي بي شماري را وقف تحقيق کرد. در همين تحقيقات بود که دريافت آدم هايي وجود دارند و از اين راز آگاهند و در واقع با تعداد زيادي از آنها مواجه شد که همگي از فيلسوفان، دانشمندان و نويسندگان بزرگ جهان بودند. راز داشت خودش را از هر نقطه از جهان به اين گروه و به هرکسي که خواهان شنيدن آن باشد هديه مي کرد و فقط لازم بود اين قطعات را کنار هم نهد.
يکي از نيات اوليه رواندا در ساخت اين برنامه اين بود که پرايم تايم از راز براي ساختن «راز» استفاده کند... يعني اينکه ساخت «راز» روندي لذتبخش و بدون دردسر و سختي باشد. و درست هنگامي که کمپاني آماده ساخت آن بود، انگار که با جادو، همه افرادي که در طول پروژه مورد نياز بودند ظاهر شدند. ناگهان دفتر شرکت پر شد از آدم ها تا به روي بزرگترين و مطلوب ترين پروژه اي که تا به حال در آن دخيل بوده اند کار کنند. بدين ترتيب تمامي افراد گروه از تهيه کننده و کارگردان گرفته تا تدوينگر و گرافيست و... در همان لحظه مورد نياز حاضر شدند.
روزي که اعضاي گروه براي فيلمبرداري از اساتيد اين حوزه به امريکا رسيدند فقط با يک نفر قرار مصاحبه داشتند. اما با خود يک گروه کامل و عزم راسخ براي مصاحبه با هر کسي که براي اين برنامه مورد نياز است آورده بودند. و در عرض دو سه هفته با 52 نفر از معلمان راز صحبت کردند. گروه هر جا که مي رفت با معلمان شگفت انگيز تري مواجه مي شد و هر لحظه فيلسوفان، پزشکان و نويسندگان بزرگتري را با خود همراه مي کرد.
قانون جذب
قانون جذب معمولاً با نظريه هاي عصر جديد و تفکر جديد همراه است. اين قانون تجربيات مردم در زمينه عيني شدن تفکرات، احساسات، واژگان و اعمال حاکم بر زندگي آنهاست. بدين طريق مردم فقط به وسيله تفکرشان بر زندگي و واقعيت حکمفرما مي شوند. گفته مي شود افکار (خودآگاه يا ناخودآگاه)، احساسات، عقايد و اعمال مردم تجارب مثبت يا منفي مربوط به آنها را به سمتشان جلب مي کند. اين جذب از طريق طنين امواج انرژي اين افراد انجام مي شود. قانون جذب مي گويد «آن چيزي را به دست مي آوريد که درباره اش فکر مي کنيد» و به عبارت ديگر افکار شما تعيين کننده سرنوشت شما هستند. بسياري از طرفداران اين قانون معتقدند مردم مي توانند با به کار گيري اين قانون زندگي خود را تغيير دهند. اين نظريه همچنين مخالفان و منتقدان زيادي در رسانه، جامعه پزشکي و علمي و حتي ديگر حوزه هاي جنبش عصر جديد دارد. تاريخچه قانون جذب به هزاران سال پيش برمي گردد. بودا مي گويد؛ «آنچه شما هستيد نتيجه چيزي است که شما انديشيده ايد.» اين قانون را مي توان در عقايد باستاني همچون هندوئيسم نيز يافت. نظريه «تفکر مثبت» در غرب از قرن 19 محبوبيت يافته است. يکي از قديمي ترين فرمول هاي شناخته شده اين نظريه که امروز به عنوان قانون جذب شناخته شده است در سال 1906 در کتابي به نام «طنين افکار يا قانون جذب در جهان تفکر» اثر ويليام واکر اتکينسون سردبير نشريه «فکر جديد» مطرح شده است. ده ها کتاب ديگر نيز در قرن بيستم با عناوين مختلف به اين موضوع پرداخته مستند «راز» نيز که در سال 2006 ساخته شده بعداً در قالب کتابي با همين نام منتشر شد. اين فيلم و کتاب با سرعت فزاينده اي در سراسر جهان به فروش رفته اند و در رسانه هاي مختلف از جمله برنامه تلويزيوني «برنامه زنده شنبه شب» و برنامه تلويزيوني اپرا وينفري در ايالات متحده به آنها اشاره شده است.
در مورد اصول قانون مدرن جذب بايد گفت طرفداران آن ريشه هايش را در فيزيک کوانتوم مي دانند. براساس اين قانون، افکار هم مثل انرژي داراي قدرت جذب هستند. اين طرفداران مي گويند به منظور کنترل اين انرژي مردم بايد سه کار زير را انجام دهند؛
1- بدانند چه مي خواهند و از جهان خواستار آن شوند. (جهان در اينجا معناي وسيعي دارد و مي تواند براساس اعتقاد افراد هر منبعي از انرژي باشد.)
2- چنان احساس و رفتار کنند که انگار هدف يا شيء مورد نظرشان در راه است.
3- براي دريافت آن آماده باشند.
طرفداران قانون جذب معتقدند که با اجراي موارد بالا و پرهيز از افکار منفي جهان سرزمين آرزوهاي انسان ها خواهد بود.

اين نظريه هم مانند هر نظريه ديگري در جهان علاوه بر طرفداران منتقدين و مخالفيني نيز دارد. برخي از اين منتقدين با اشاره به قانون مذکور به اساس علمي اش خرده گرفته اند و مي گويند وقتي علم به بررسي و مطالعه آن نپرداخته پس نمي تواند علمي باشد. قانون جذب در حوزه هاي ديگر نيز مورد انتقاد قرار گرفته است. در رسانه ها برخي مجريان تلويزيوني از جمله لري کينگ به وفور رنج و محنت در جهان اشاره مي کند و مي گويد اگر جهان مي تواند با صرف تفکر به جاي دلنشيني بدل شود پس چرا اين اتفاق نمي افتد و اين همه فقر و گرسنگي و مرگ در آن وجود دارد. که البته پاسخ طرفداران راز به آقاي کينگ کاملاً مشخص است؛ اولاً که بسياري از مردم جهان از چنين قانوني آگاه نيستند، خصوصاً بسياري از کساني که در طول تاريخ قانون جذب را مي دانستند و آن را هم به کار مي گرفتند و از نتايج سودمند آن هم بهره مند مي شدند. به خاطر طمع و ميل به در اختيار داشتن جهان آن را از ديگران مخفي نگه مي داشتند و از همين رو است که در جملات آغازين فيلم به اين جمله اشاره مي شود که «طي اعصار راز مورد طمع قرار گرفت، پنهان شد و دوباره کشف شد.»
ثانياً اين قانون هر چند در ظاهر ساده به نظر مي رسد در عمل چندان آسان نيست چرا که در اجراي اين قانون افراد به کرات به موانع ذهني برمي خورند که مانع از تمرين فکري جذب مثبت مي شود و از آنجا که اين موانع ذهني حاصل سال ها تجربه و تربيت فرد در محيطي به خصوص است تغيير دادن آنها هم چندان راحت نيست.
ايرادي که دانشمندان به آن گرفته اند ابطال ناپذيري و آزمايش پذيري اين نظريه است.
باب پرکتون فيلسوفي که 40 سال از عمرش را صرف مطالعه اين نظريه کرده در پاسخ به اين پرسش مي گويد بسياري از مردم از چگونگي عملکرد الکتريسيته نيز آگاه نيستند اما اين عدم آگاهي مانع کارکردهاي الکتريسيته نمي شود. به عبارت کلي تر بسياري از قوانين علمي جهان پيش از کشف شدن نيز کار خود را مي کردند و نيازي به توضيحات بشر در مورد چگونگي روند آنها نداشته اند. قوانين جهان بدون علم بشر هم مسير خود را طي مي کنند و هر چيزي که بشر قادر به اثبات آن نباشد به معناي ناکارآمدي آن نيست.
قانون جذب به زبان هاي مختلفي بيان شده است؛
هر چيزي را که به آن فکر کنيد به دست مي آوريد، خواه بخواهيد يا نخواهيد. قانون جذب بي طرف است.
هر چيزي چيز مشابه به خود را جذب مي کند.
کبوتر با کبوتر باز با باز.
هر چيزي را بخواهي آن هم تو را مي خواهد.
هرچه بکاري همان بدروي.
شما همچون يک آهن رباي زنده هستيد.
جالب است که «در اواخر قرن 18 مسمر اولين روان درمانگر تاريخ ادعا کرد مي توان با سياله مرموز قابل انتقالي بيماري هاي رواني را درمان کرد. او ابتدا وجود اين نيرو را در آهن رباي معدني مي دانست و در آغاز کار با بستن آهن رباهاي زيادي به بدن بيماران سعي مي کرد آنها را مداوا کند. مسمر به مرور متوجه شد که آنچه موجب شفاي بيماران مي شود اعتقاد و تلقين است نه اثر مستقيم آهن ربا.» مسمر هم احتمالاً به طور ناخودآگاه از آهن ربا به عنوان سمبل جذب براي جذب نيروهاي مثبت به سمت بيماران رواني استفاده کرده است.
مصاحبه آسوشيتدپرس با رواندا بايرن خالق مستند راز
خانم بايرن از فروش بسيار بالاي فيلم و کتاب راز تعجب نکرده ايد؟
نه. اصلاً از موفقيت اين کار متعجب نيستم چون اين کار بدون من و بدون اينکه خودم به نقطه اي برسم که باور داشته باشم اين کار موفق خواهد شد انجام پذير نبود. و اين خود راز است. و از اينکه اين اثر توانسته شادي و موفقيت را به آدم هاي زيادي ارزاني کند بسيار خوشحال و سپاسگزارم.
نظرتان در مورد انتقادات وارد به اصول بنيادين «راز» چيست؟
مي فهمم که درک اين مفهوم مشکل است. اما وقتي آگاهي شخصي مان را- جدايي که در آن ترس، غيرممکن يا احساس جدايي وجود دارد- به آگاهي هستي- جايي که هيچ يک از اين احساسات وجود ندارد- پيوند مي زنيم هر چيزي ممکن مي شود. پيام «راز» قدرت بخشيدن به مردم است. پيامش مردم را از اين احساس که قرباني جبر هستند رها مي کند و به آنها دانش لازم براي ساخت جهان مورد نظرشان را مي دهد.
«راز» در برابر فجايعي که در آنها عده زيادي از مردم جان خود را از دست مي دهند چه پاسخي دارد؟
در پاسخ به چنين مواردي بايد به چند نکته مهم اشاره کرد؛ اول اينکه در اين حوادث هيچ کس نبايد سرزنش شود. دوم اينکه قانون جذب مطلق، دقيق و کاملاً غيرشخصي است و جهاني را که در آن زندگي مي کنيم اداره مي کند. بايد به خاطر داشت که ما همه انرژي هستيم. اين را اينشتين به ما گفته است و انرژي نابود يا ايجاد نمي شود بلکه فقط تغيير شکل مي دهد. انرژي و زندگي همه ما هميشه بوده و خواهد بود. در فاجعه بزرگي همچون توفان کاترينا يا 11 سپتامبر و غيره قانون جذب به مردمي پاسخ مي دهد که در زماني اشتباه در مکاني اشتباه قرار گرفته اند چرا که تفکر غالب بر آنها هم فرکانس و هم راستا با چنين وقايعي بوده است. البته اين بدان معني نيست که آنها دقيقاً به چنين حادثه اي فکر کرده اند اما اگر تفکر غالب آنها با ترس جدايي ناتواني و کنترل نداشتن بر زندگي و شرايط بيروني هم راستا بوده پس اينها چيزهايي اند که به خود جذب کرده اند. به ياد داشته باشيد همچنان که بسياري از مردم در اين فجايع جان خود را از دست داده اند. داستان هاي معجزه آميز زيادي هم درباره نجات آدم ها وجود دارد و در مورد آنها هم مي توان گفت که تفکرشان با عشق و وحدت شادي هم راستا بوده است. البته عوامل بسيار ديگري نيز در اين ميان دخيل اند. از آن جمله مي توان به مساله آگاهي جمعي اشاره کرد. به عنوان مثال فاجعه اي که شش سال متوالي به طول مي انجامد انرژي ترس و جدايي را در ميان عده زيادي از مردم مي گستراند و نسلي را با آن درگير مي کند.
در کتاب تان آمده که کتي گودمن، خانمي که به سرطان سينه مبتلا بود، طي سه ماه و بدون شيمي درماني بهبود يافته است. آيا مي خواهيد به مردم پيشنهاد کنيد وقتي مريض شدند هم نزد پزشک نروند؟
در مورد سلامتي «راز» کليه اشکال درمان را توصيه مي کند و ما هم در کتاب و هم در فيلم به اين نکته اشاره کرده ايم. دارو و شيوه هاي درماني انتخاب هاي شخصي هستند و کتي گودمن چنين انتخاب کرد. وقتي به داروهاي سنتي و تمام آنچه در حق بشريت انجام داده اند مي نگري فقط مي تواني از آنها سپاسگزار باشي و از اين حجم از کشفيات در اين زمينه شگفت زده شوي. به هر حال هر کسي هر انتخابي دارد مي تواند در هر زمان از «راز» در درون خودش استفاده کند.
انتقادي که همواره به کتاب و فيلم راز وارد بوده تبليغ بي عملي در آنهاست. پاسختان به اين منتقدان چيست؟
قانون جاذبه مي گويد دو چيز شبيه به هم همديگر را جذب مي کنند و وقتي به چيزي فکر مي کني اين قانون آن را به سمت تو و تو را به سمت آن مي برد. قانون نمي گويد «اوه، او کاري انجام نمي دهد پس خواسته اش را به او نمي دهم.» قانون، قانون است. غيرشخصي و دقيق. هر آنچه که مي خواهي در درونت باش. دنيا آن را در بيرون به تو مي دهد. مهمترين بخش کاري است که بايد در درونت انجام دهي. اگر کسي بگويد براي رخداد آنچه مي خواهي بايد حتماً دست به عملي بزني معلوم است که ايمان ندارد و ايمان ضروري است.