
1-دو هفته بعد از افشاي مذاکره مديرعامل باشگاه پرسپوليس با افشين قطبي که به واسطه غافلگيري طرفين با تاييد و تکذيب هاي متعددي از سوي آنها همراه بود حميد استيلي در ايامي که براي گذراندن يک دوره کلاس مربيگري در هلند به سر مي برد موضوع را فاش کرد و گفت؛ «من و آقاي کاشاني در دبي با آقاي قطبي مذاکره کرديم.» افشين قطبي هم در مصاحبه اي اعتراف کرد که؛ «آقاي کاشاني زماني که هنوز مديرعامل نبود در دبي با من ملاقاتي داشت و آنجا درباره فعاليت مربيگري در ايران و پرسپوليس نظرم را جويا شد.»
با اين اعتراف ها به وضوح مشخص است که حبيب کاشاني و حميد استيلي قبل از بازي پرسپوليس و سپاهان در پي انتخاب سرمربي براي فصل آينده بوده اند. آن هم در شرايطي که محمدحسن انصاري فرد هنوز مديرعامل باشگاه پرسپوليس بود و دومين استعفانامه اش را به هيات مديره تقديم نکرده بود.
2- نام عليرضا مرزبان را تا زماني که او به اتفاق حميد استيلي در باشگاه پرسپوليس آفتابي نشد نشنيده بوديم. مرزبان اما حالا به گفته محمود خردبين دستيار حميد استيلي است و استيلي هم به گفته حبيب کاشاني و حسن بيادي دستيار افشين قطبي. اين پازل با انتخاب سعيد عزيزيان به عنوان مربي دروازه بان ها و بهره بردن از پرويز کماسي به عنوان مربي بدنساز تکميل مي شود. نکته جالب اينکه مرزبان مي گويد؛ «آقاي استيلي دو ماه پيش و زماني که در آلمان بودم پيشنهاد مربيگري در پرسپوليس را با من مطرح کرد.» اين اظهارنظر عجيب هم نشان مي دهد که حميد استيلي قبل از بازي پرسپوليس و سپاهان (18 خرداد) سرگرم چيدمان و انتخاب اعضاي کادر فني بوده و شخصي به نام مرزبان را از آن سوي آب ها انتخاب کرده. فردي که سايت رسمي باشگاه پرسپوليس درباره سوابق او مي نويسد؛ بازيکن سابق تيم بانک ملي که آناليزور تمرين ليورپول، يوونتوس، ميلان و چند تيم ديگر مطرح فوتبال اروپا بوده. البته تا به حال سمتي به عنوان «آناليزور در تمرين» را نشنيده بوديم.
2-چند روز قبل از اينکه حکم مديرعاملي حبيب کاشاني امضا شود روزنامه هاي ورزشي از حضور محمود خردبين و پرويز کماسي در کادر فني تيم فوتبال پرسپوليس خبر داده بودند. مفهوم اين خبرها مي تواند مذاکره کاشاني، استيلي با اعضاي سابق کادر فني پرسپوليس در زمان مديريت محمد حسن انصاري فرد باشد.
3- برآيند تمامي ائتلافات نادر و البته آموزنده (،) فوق مي تواند اين باشد که حميد استيلي همه کاره تيم فوتبال پرسپوليس بوده و حتي قبل از خداحافظي تلخ مصطفي دنيزلي اسب هايش را براي فصل آينده زين مي کرده تا در هفتمين دوره ليگ برتر چنان تاخت و تازي به راه بيندازد که سايپا، استقلال، سپاهان و ديگر مدعيان به گرد پاي او هم نرسند. همه کاره اي که به اعتراف خودش در برنامه ورزش از نگاه دوي هفته پيش به حبيب کاشاني پيشنهاد مي کند افشين قطبي سرمربي پرسپوليس باشد، خودش دستيار و عليرضا مرزبان به عنوان مربي ويژه فعاليت کرده و عزيزيان، کماسي و خردبين هم ساير نفرات باشند که روي نيمکت داغ پرسپوليس مي نشينند.و حالا اين حميد استيلي که در غياب افشين قطبي تمام اعضاي کادر فني را انتخاب کرده و ليست مازاد و بازيکنان مورد نظر براساس سلايق او به مديريت باشگاه ابلاغ شده تا به مرحله اجرا در آيد. اين حميد استيلي است که کليه اعضاي تيم پرسپوليس در فصل آينده - حتي کادر پزشکي و تدارکات - را انتخاب مي کند. افشين قطبي هم اگر بعد از پايان بازي هاي تيم ملي کره جنوبي بتواند مشکل ورود به ايران را حل کند چند روز مانده به آغاز هفتمين دوره ليگ برتر چاره اي ندارد به جز اينکه تابع تصميمات حميد استيلي باشد چراکه قطبي بازيکنان پرسپوليس و حريفان اين تيم را نمي شناسد که بخواهد درباره ارنج، تاکتيک و سيستم تيم تصميمي بگيرد.با اين تفاسير عملاً و علناً افشين قطبي حداقل تا 4 هفته آغازين ليگ برتر حکم دستيار استيلي را دارد و طبق پيش بيني هاي رسانه اي اگر پرسپوليس با قطبي به سرمنزل مقصود نرسيده و بازي هاي آسان آغاز فصل مقابل نفت آبادان و پگاه - دو تيم تازه وارد ليگ برتر - و ساير رقبا را با نتايج تلخي به پايان برساند آن وقت پروژه اصلي به مرحله در خواهد آمد و با ديپورت سرمربي زمينه براي حبيب کاشاني فراهم خواهد شد تا دوست ديرينه اش را با کمي تاخير به عنوان سرمربي پرسپوليس به جامعه معرفي کند.اتفاقات عجيب در پرسپوليس يکي، دو تا نيست. براي اينکه سورپرايز شده باشيد به چند نکته جالب ديگر اشاره مي کنيم تا گوشي دستتان بيايد که اوضاع از چه قرار بوده، هست و خواهد بود.
1- قبل از اينکه حبيب کاشاني در اسفند 85 با حکم محمد علي آبادي به عضويت هيات مديره درآيد اسناد مالي باشگاه پرسپوليس دور از چشم انصاري فرد با دستور مقامات ديگر به شوراي شهر ارسال مي شود تا حبيب کاشاني بداند که قرار است باشگاه را به زودي و با کدام وضعيت مالي در دست بگيرد. پرونده اي که البته با 5 ماه تاخير در خرداد 86 و بعد از ناکامي پرسپوليس مقابل سپاهان و 20 روز بعد از بازگشت مجدد انصاري فرد به مرحله اجرا درآمد.
2- وقتي حميد استيلي با حکم اخراج مصطفي دنيزلي مواجه مي شود دست پيش گرفته و قبل از هر گونه اظهارنظري از سوي مديران و مربيان پرسپوليس اعلام مي کند که؛ دنيزلي به من بي احترامي مي کند. من نمي توانم با او کار کنم و به همين علت ديگر به تمرينات پرسپوليس نمي روم. يکي دو روز بعد اما حبيب کاشاني دوست چندين و چند ساله استيلي با مترجم دنيزلي تماس مي گيرد و دقايقي بعد به سرمربي پرسپوليس مي گويد؛ من کاشاني هستم، عضو شوراي شهر تهران. چرا استيلي را کنار گذاشتيد. او را به تيم برگردانيد. پاسخ دنيزلي به مقام بلندپايه شوراي شهر مشخص است؛ نه، استيلي اما حالا حرف هاي ديگري هم مي زند؛ او يک مربي سنتي بود، همه کاره اين روزهاي پرسپوليس اما ظاهراً از ياد برده که همين تيم با همين مربي سنتي به اعتقاد کارشناسان زيباترين، پرتماشاگرترين و هجومي ترين فوتبال هشت سال اخير را با نام پرسپوليس به نمايش گذاشته است. تيمي که اگر اشتباهات داوري و بدشانسي در فينال نيمه نهايي جام حذفي گريبانگير آن نمي شد به جاي سپاهان دو جام را به چنگ انداخته بود.
3- مقامات مافوق همواره به محمدحسن انصاري فرد توصيه مي کردند هيچ گاه نگويد که شهردار تهران با کمک هفتصد ميليون توماني به پرسپوليس ورزشگاه درفشي فر (پرسپوليس) را به چمن مصنوعي، نورافکن و... تجهيز کرده. حبيب کاشاني اما چنين محدوديتي ندارد. او پنجشنبه هفته گذشته از مذاکره اش با محمدباقر قاليباف براي دريافت کمک مالي از شهرداري تهران براي پرسپوليس خبر مي دهد و بلافاصله اين خبر از سوي مسوولان باشگاه پرسپوليس منتشر مي شود که با دستور ويژه رئيس جمهور به وزارت نفت قرار است ورزشگاه نفت تهرانسر به پرسپوليس واگذار شود. حال بماند که انصاري فرد در سه ماه پاياني دوران مديرعاملي اش در پرسپوليس هرچه تقلا کرد نتوانست براي 5 دقيقه هم که شده چنين ملاقاتي داشته باشد. هرچند که به انصاري فرد گفته بودند خود را به زحمت نيندازد چون انتخابات شهردار تهران و شوراي شهر براي دولت هم به مراتب مهم تر از پرسپوليس است.