905 شماره
شنبه، 23 تير 1386
صفحه نخست :: ورزش :: ورزش ايران
گفت وگوي شرق با جواد کاظميان
بعد از جام ملت ها حرف مي زنم

گروه ورزش، علي خماند؛ هرچقدر رسول خطيبي در نيمه اول بازي ايران و ازبکستان بد بود و بي فايده، در عوض با حضور جواد کاظميان حداقل يکي از جناحين تيم ملي موفق به پيشبرد برنامه هاي تاکتيکي شد. با درخشش جواد کاظميان بخشي از کم کاري و ضعف جناح چپ تيم ملي هم جبران شد. انتخاب جواد کاظميان به عنوان بازيکن برتر نيز کاملاً حق مسلم او بود. به هر حال او بود که گره بازي را باز کرد. جواد حتي اگر عالي نبود اما از خيل متوسط هاي داخل زمين بهتر بازي کرد. البته بايد منتظر بازي هاي بعدي به خصوص بازي با چين ماند. جايي که بازيکنان سريع سرخ پوش مي توانند دردسر بيشتري براي جواد درست کنند. براي تيم ملي قدم اول به خير گذشت، اما همچنان منتظر «بهترين تيم اين سال ها» هستيم.

***

آقاي کاظميان، چرا روي نيمکت؟

... چرا...؟، فوتبال چرا ندارد. چهار پنج سال است شما من را روي نيمکت ديديد چيزي نگفتيد اما الان مي گوييد چرا روي نيمکت هستم.

ظاهراً هنوز دوران برانکو را فراموش نکردي؟

نه... هيچ وقت فراموش نمي کنم. حرف هاي زيادي دارم اما بعد از جام ملت ها مي زنم. برانکو من را بي دليل روي نيمکت گذاشت و چند سال فوتبالم را نابود کرد.

اما الان که فرصت بازي داري لذت ببر.

لذت مي برم و هيچ مشکلي هم وجود ندارد اما روزهاي بد را نمي توانم فراموش کنم. من در اکثر بازي هاي تيم ملي زمان قلعه نويي بازي کردم و کاملاً از شرايط راضي هستم.

از اينکه نيمه دوم بازي کردي راضي هستي؟

مي دانستم بازي مي کنم. خودم را آماده کرده بودم تا نيمه دوم بتوانم به تيم کمک کنم. مي خواستم بازيکن مفيدي براي تيم باشم که خوشحالم اينگونه هم بود.

چرا نيمه اول تا اين حد بد بازي کرديم؟

بازي اول در تورنمنت اينچنيني را نمي شود ملاک قرار داد. شرايط آب و هوايي مالزي وحشتناک است. من در دبي که آب و هوا بسيار شرجي است بازي کردم اما به اين مشکل برنخوردم. در مکزيک هم هوا خيلي سنگين بود اما هواي مالزي از مکزيک هم بدتر بود. انگار داشتيم در سونا بازي مي کرديم.

بين دو نيمه به تو گفته بودند که محور تيم خواهي بود؟

نه چنين قراري نبود. من فقط بايد وظيفه ام را انجام مي دادم. بايد دفاع ازبکستان را دور مي زدم و به دروازه نزديک مي شدم. اين وظيفه اي بود که به من داده شد.

 تصور مي کردي در جمع ستاره هاي ايران تو بهترين بازيکن بشوي؟

اصلاً به فکر اين چيزها نبودم. من دنبال اين بودم که بتوانم کمک کنم تا تيم برنده از زمين خارج شود. اگر مي باختيم خيلي بد مي شد، همه چيز به هم مي ريخت اما برديم و اکنون خيالمان از صعود راحت است.

نمي توان کتمان کرد که خيلي خوب بودي.

جدي... از دستم در رفت. اميدوارم ادامه داشته باشد چون برگردم تهران حرف زياد دارم.

در مورد چه چيزي؟

کلاً، مي توانم از تيم ملي دو تا کتاب بنويسم.

اين تيم ملي؟

نه، تيم ملي قبلي.

چقدر اميدواري در بازي هاي بعدي هم بتواني اينطور مفيد بازي کني؟

خيلي زياد. چون انگيزه زيادي دارم. در اين تيم ملي خيلي راحت هستم و از نظر روحي شرايط خوبي دارم تا بازي هاي بهتري را انجام دهم.

در تهران شايع شده که از جايزه AFC ناراحت شدي؟

نه به خدا... اين حرف ها را از کجا آوردند. در کنفرانس مطبوعاتي خبرنگاران از آقاي قلعه نويي پرسيدند چرا کاظميان ناراحت است که ايشان هم به شوخي گفت؛ جواد از جايزه AFC ناراحت شده و احتمالاً جايزه AFC کم بوده است. اما من حرف نزدم و وقتي روزنامه ها را ديدم که نوشتند من از جايزه ناراحت هستم حسابي شاکي شدم. مگر ديوانه ام براي جايزه 100دلاري ناراحت بشوم. چقدر جايزه ارزش دارد که ناراحت بشوم. واقعاً به کار بعضي از روزنامه ها شک مي کنم.

چرا در کنفرانس ناراحت بودي؟

ناراحت نبودم. نشسته بودم. نمي توانم که در مراسم رسمي شوخي کنم و بخندم. خسته هم بودم.

ازبکستان چطور تيمي بود؟

تيم خيلي خوبي بود. از آن چيزي که تصور مي کرديم قوي تر بود اما از دقيقه 70 از نظر بدني کم آوردند. مطمئن هستم که اين تيم چين را اذيت مي کند و حتي مي تواند چين را هم ببرد.

ما هم مي توانيم چين را ببريم؟

چين هميشه از ما مي ترسد. دوره قبل آنها توانستند در پنالتي برنده شوند و اين بازي حالت انتقامي دارد. بازي سختي است اما مي توانيم ببريم.

سطح بازي ها را بالاتر از چهار سال قبل مي داني؟

من چهار سال قبل نبودم. ولي در اين دوره استراليا اضافه شد. رقابت ها نزديک تر شده است و تيم هاي عربستان و کره با قدرت بيشتري به اين تورنمنت آمده اند.

دورنماي تيم ايران را چگونه مي بيني، مي توانيم قهرمان شويم؟

سخت است. نبايد خودمان را بي دليل گول بزنيم. اگر بتوانيم مرحله بعد را با موفقيت پشت سر بگذاريم مي توانيم اميدوار باشيم به فينال مي رسيم. به عقيده من مهم ترين قسمت تورنمنت مرحله بعد از گروهي است.

با مهدوي کيا هماهنگ هستي؟

هيچ وقت با مهدي مشکلي نداشتم. خيلي با هم هماهنگ هستيم و فکر مي کنم راحت با هم بازي مي کنيم. هم او مي داند که من چه مي خواهم و هم من مي دانم مهدي چه انتظاراتي دارد.

چقدر اميدواري همين روند را ادامه دهي؟

اميد زيادي دارم، تلاشم را مي کنم تا براي تيم ملي مفيد باشم. بازي اول هميشه سخت تر است و مطمئن باشيد که بازي هاي بعدي بهتر خواهد شد.

در بازي هاي آينده قطعاً براي مهار تو تدابيري مي انديشند؟

بله همين طور است. کارم سخت تر است اما من کارم را بلدم.

45 دقيقه براي بهترين بازيکن زمين شدن کافي بود؟

چهل و پنج دقيقه براي من کافي نيست و نفرت دارم که به عنوان بازيکن تعويضي وارد زمين شوم اما خوشحالم که در همين مدت هم توانستم نشان دهم که توانايي هايي دارم و فقط فرصت مي خواهم.

تصور مي کردي بهترين بازيکن زمين شوي؟

اصلاً به فکر اين مساله نبودم چون تيم عقب بود و دوست داشتم براي برد تيم کاري کنم و از اين بابت خوشحالم و چندان برايم مهم نيست که بهترين بازيکن زمين شدم.

تيترهاي روزنامه ها هم برايت مهم نبود؟

نمي توانم بگويم که مهم نبود. چون همه روزنامه ها برايم تيترهاي جذابي زدند. اين تيترها کارم را سخت مي کند.

به بهترين بازيکن جام بودن هم فکر مي کني؟

خيلي رويايي حرف مي زنيد، اجازه بدهيد چند بازي ديگر را انجام دهيم بعد در مورد اين مسائل حرف بزنيم.

دوست داري در مرحله بعدي حريف مان کره جنوبي باشد يا عربستان؟

قبل از بازي ها بي ترديد مي گفتم عربستان، اما بعد از بازي کره - عربستان دودل شدم نمي توانم نظر صددرصد بدهم.

عربستان در آن بازي خوب بازي کرد؟

به نظر من عربستان خيلي بهتر از کره جنوبي بازي کرد. در جام خليج عربستان را ديده بودم آنها تيم خوبي نبودند اما الان بسيار خوب بازي مي کنند با اين حال باز هم ترجيح مي دهم که با عربستان بازي کنيم.

چرا؟

چون بازي با عربستان راحت تر از بازي با کره جنوبي است.

خيلي از شبکه هاي تلويزيوني اين بازي ها را پوشش مي دهند و تيم هاي مختلف اروپايي هم بازيکنان جام را زير نظر دارند، شايد يک تيم اروپايي تو را مي پسنديد. از اين بابت ناراحت نيستي که خيلي زود با الشباب قرارداد بستي؟

نه... اصلاً ناراحت نيستم. اروپايي ها هميشه بازيکنان ايراني را مفت مي خرند. من هم چند پيشنهاد داشتم اما به دليل اينکه پيشنهاد مالي آنها پايين بود نرفتم. اگر قرار باشد به اروپا بروم با قيمت تيم هاي اماراتي مي روم و اکنون هم خوشحال هستم که در امارات هستم چون از نظر شخصيتي از قراردادم راضي هستم.

پديده اي به نام امير قلعه نويي
 مهدي هژبري
امير قلعه نويي از هر طرف که نگاهش کنيد يک پديده است. فوتبال ما در هر دوره اي يکي دو تا از اين پديده ها داشته چرا که اصلاً اين پديده پروري در ذات فوتبال آماتوري است. برخلاف دنياي حرفه اي که هميشه آسماني براي ظهور ستاره ها بوده، دنياي آماتور ظرف و زمينه اي است براي پديد آمدن پديده ها... امير قلعه نويي هم پديده اي است متعلق به همين فوتبال آماتوري- ايراني، يکي مثل حشمت مهاجراني که بدون شرکت در يک کلاس حرفه اي و بدون رشد در فضاي حرفه اي، فوتبال را حرفه اي تر از خارجي ها مي شناخت و بهتر از آنها نتيجه مي گرفت يا يکي مثل علي پروين که نحوه حرف زدنش «عوام» را مي خنداند و «خواص» از استيل راه رفتن و از اخلاقش ايراد مي گرفتند اما خاص و عام فقط از او توقع قهرماني داشتند و اتفاقاً همين او بود که به سال 1976 به عنوان کاپيتان فوتبال ما را قهرمان آسيا کرد و به سال 1990 به عنوان سرمربي، فوتبال ما با او دوباره قهرمان آسيا شد.

علي دايي هم يکي ديگر از همين پديده ها بود. وقتي او ظهور کرد، آن پاهاي بلندش که گاه از کنترل توپ عاجز مي ماند، در تمرينات باعث ترديد کادر فني مي شد، اما موقع بازي همه از همين دايي توقع گل زدن داشتند و او هم گل مي زد بدون آنکه تکنيک «محمدخاني» را داشته باشد يا قدرت سرزني باوي يا شم گلزني «فرشاد پيوس» را... دايي به تنهايي به اندازه تمامي اين مهاجمان گل زد، پروين بيشتر از تمام مربيان تحصيلکرده ايران مقام و افتخار دارد و حشمت مهاجراني بالاتر از تمامي مربيان داخلي و خارجي تاريخ فوتبال ايران قرار گرفته و نظير چنين اتفاقاتي فقط در يک فوتبال آماتور رخ مي دهد. اين فوتبال آماتور حالا پديده اي به نام امير قلعه نويي دارد. مردي که با قد و قواره يک سرباز معمولي به او ژنرال مي گويند در حالي که ژنرال هاي کوتاه قامت چيني هم از او بلندتر هستند، امير قلعه نويي با اين قد و قامت هيچ شباهتي به يک «مربي ژنرال» ندارد. او اين لقب را در دوره بازيگري اش از يک نويسنده ورزشي وام گرفت و حالا درست مثل کساني که نان ثروت پدرشان يا نان اعتبار گذشته شان را مي خورند، به عنوان مربي هم در حال استفاده کردن از لقبي است که فقط برازنده دوران بازيگري اش بود و هيچ ارتباطي به دوران شش ساله سرمربيگري اش ندارد، اما هيچ بعيد نيست با قهرماني در جام ملت هاي آسيا اين لقب مثل چسب به نام و نشان سرمربي تيم ملي بچسبد.

تصور اينکه تيم ملي با امير قلعه نويي قهرمان آسيا شود، از اين تصور که قلعه نويي روزي سرمربي استقلال باشد، سخت تر نيست، ده سال پيش وقتي فتح الله زاده قلعه نويي را دنبال «نخود سياه» به تمرينات بايرلورکوزن فرستاد و او 16 روز زيردست کريستوف دام و رولندکخ پلکيد و دست آخر با يک ورقه تاييديه حضور 16 روزه اش در اين باشگاه به تهران برگشت، استقلال متعلق به حجازي بود و حجازي رقبايي چون پورحيدري، برادران مظلومي، روشن، صلاحي، رنجبر و... داشت و هيچ کس فکر نمي کرد آدمي به اندازه امير قلعه نويي روزي بتواند اين همه اسم و رسم را کنار بزند و روي نيمکت آبي بنشيند. امير قلعه نويي اما نشست و حالا کسي که تا همين چهار سال پيش براي رهبري استقلال کوچک به حساب مي آمد، سرمربي تيم ملي است.

شايد اگر صعود راحت به جام جهاني و قهرماني در بازي هاي آسيايي و سومي جام ملت ها برانکو را مغرور نمي کرد و از آنجا که هميشه تکبر قبل از نابودي مي آيد، اين غرور منجر به نابودي برانکو نمي شد، الان امير قلعه نويي و قلعه نويي ها فرسنگ ها با نيمکت تيم ملي فاصله داشتند و رويکرد فوتبال ايران به استفاده از خارجي ها جدي تر و پررنگ تر مي شد اما دري به تخته خورد تا امروز ما کسي را که چهار سال پيش به عنوان سرمربي استقلال قبولش نداشتيم سرمربي تيم ملي بناميم و حتي از او توقع قهرماني در آسيا داشته باشيم. امير قلعه نويي شايد به اندازه متسو و ماچالا و ريدل حرفه اي نباشد که نيست و از لحاظ فني از ايويکا اوسيم، پيم وربيک و گراهام آرنولد پايين تر باشد که هست اما براي قهرماني در آسيا يکي از بهترين و باتجربه ترين تيم هاي ملي تاريخ فوتبال ايران را در اختيار دارد و براي موفق شدن به اندازه کافي جاه طلب هست. هميشه به قلعه نويي اين ايراد وارد بوده که براي عرضه به لژيونرهاي اروپاديده فوتبال ما هيچ چيز در چنته ندارد و به اندازه اي بزرگ نيست که در دقايق بحراني بازي، ملي پوشان به ريسمان بزرگي نام و مرغوبيت دانش او چنگ بزنند و از بن بست تاکتيکي خارج شوند. اتفاقاً او با واکنش هاي عصبي اش کنار زمين، اعتراض کردن به داور به خاطر يک اوت دستي ناقابل يا يک سوت بي مورد و بي ارزش و لگد زدن به بطري آب که نمونه اش در همين بازي با ازبکستان در دقايق برتري تيم ملي ديده شد و اخراج او را در پي داشت، به فرضيه کوچک بودن خودش دامن زده است، اما با احترام به نظريه تمامي متفکراني که پرخاش را زاييده ترس و ترس را نشانه کوچک بودن شخص در قبال وظيفه بزرگش مي دانند، مي خواهيم خارج از حب و بغض، روحيه پرخاشگري قلعه نويي را به پاي جا ه طلبي اش بنويسيم.

قلعه نويي اگر جاه طلب نبود هرگز در اول راه مربيگري مقابل ناصر حجازي که باعث و باني ورود او به جرگه مربيان شد، موضع نمي گرفت يا در حالي که زير ورقه تنها تاييديه آموزشي اش امضاي رولندکخ به چشم مي خورد و او به همين ورقه مي باليد، کخ را يک مربي بي دانش نمي ناميد. آدم هاي جاه طلب در طول تاريخ هميشه پرخاشگر بودند و هستند و سرمربي تيم ملي هم که در محافل عمومي دوست دارد مثل علي پروين حرف بزند و با پروين مقايسه شود اما در محافل خصوصي پروين را با لهجه پروين گونه خودش نفي مي کند، همين روحيه پرخاشگري را دارد. گاهي اوقات او با بسم الله الرحمن الرحيم و جملات قشنگ اين روحيه را استتار مي کند، اما خيلي زود پوست مي اندازد. امير قلعه نويي شايد هيچ چيزي فراتر از سقف کوتاه فوتبال ايران نداند اما از فوتبال ما کمتر هم نيست. او نظام فوتبال ايران (کدام نظام؟) را مي شناسد و با آنارشيسم فوتبالي ما خو گرفته و هزارتوهاي اين فوتبال را پيموده و با پيچ و خمش آشناست و درست بر پايه همين شناخت و آشنايي است که کارهاي تاکتيکي را به دستيارانش مي سپارد و خودش سرگرم جنبه هاي روحي، رواني فوتبال مي شود و با کمک ابزارهايي که در رسانه هاي گروهي و روي سکوها و حتي در طبقات بالا و پايين مديريتي ورزش و دولت دارد، روز به روز خودش را بزرگ تر از آنچه هست، جلوه مي دهد. قلعه نويي با کمک همين ابزارها روز به روز در حال بزرگ شدن است و نبايد از ما توقع داشته باشيد برويم جلويش را بگيريم و از او بخواهيم بزرگ نشود. ما فقط مي توانيم دعا کنيم کالبد اين ژنرال کوچک جنبه اين همه بزرگ شدن بي دليل و بادليل را داشته باشد،
جشن صعود تيم ملي در ميان حاشيه هاي جديد
اميدوار اما نگران
شرق؛ بعد از آخرين تمرين تيم ملي قبل از نبرد با ازبک ها ترکيب تيم ملي کاملاً مشخص شد. برخي از بازيکنان مثل جواد کاظميان و حسين کعبي که جايي در ترکيب 11نفره امير قلعه نويي نداشتند، در گفت وگو با آنهايي که محرم اسرارشان هستند از نيمکت نشيني گلايه کرده و پچ پچ هايشان کم وبيش به گوش ساير ملي پوشان هم رسيده بود. مهرزاد معدنچي هم وقتي ديد امير قلعه نويي به سيستم 3-4-3 روي آورده و مي خواهد به جاي او از رضا عنايتي به عنوان مهاجم سمت چپ تيم ملي و در يک پست غيرتخصصي استفاده کند، حسابي شاکي به نظر مي رسيد. اما مجبور بود به خبرنگار شرق بگويد؛ «نظر سرمربي است و قابل احترام ولي من زمان آري هان و دنيزلي به عنوان گوش چپ عالي کار کردم.»اين نارضايتي ها بعد از بازي تقريباً علني شد. جواد کاظميان که با درخشش در نيمه دوم و زدن گل نجات بخش به عنوان بهترين بازيکن ميدان معرفي شد، عملاً به نيمکت نشيني اش اعتراض کرد؛ «من زمان بلاژويچ و برانکو هم روي نيمکت بودم و ديگر از نيمکت نشيني خسته شده و طاقت اش را ندارم. حق من اين نيست که جزء 11 نفر نباشم. دوران نيمکت نشيني ام سرآمده. ديگر نمي توانم تحمل کنم و حتماً در اين زمينه با کادر فني صحبت مي کنم.»

حالا خبرنگاران حاضر در کنفرانس مطبوعاتي سوژه جالبي پيدا کرده اند. يک خبرنگار عرب از قلعه نويي مي پرسد؛ «کاظميان از نيمکت نشيني ناراحت است؟،» سرمربي تيم ملي اما سعي مي کند ابهت خودش را حفظ کند. او خودش را مي زند به ندانستن و مي گويد؛ «نه، اتفاقاً او خوشحال است که گل زده و بهترين بازيکن ميدان شده.» خبرنگاران دست بردار نيستند. آنها علت ناراحتي کاظميان را مي پرسند که قلعه نويي در جواب مي گويد؛ «کاظميان بهترين بازيکن ميدان شد اما جايزه اي که به او داده اند، ارزش مالي ندارد. او به خاطر اين ناراحت است.» گلزن تيم ملي اما دست بردار نيست؛ «نه، من براي جايزه بازي نمي کنم. اميدوارم بازي بعد فيکس باشم. چون بعد از اين همه سال طاقت نيمکت نشيني در تيم ملي را ندارم.» خبرگزاري ها را هم که نگاه مي کني پر شده از حاشيه و انتقادات کارشناسي که پيش از اين همه از قهرماني تيم ملي ياد مي کردند. رسول کربکندي، محمود ياوري، امير حاج رضايي و ديگر نام هاي هميشگي از سيستم تيم ملي، ارنج بد، استفاده از بازيکنان در پست هاي غيرتخصصي و بازي ضعيف و دور از انتظار تيم ملي ايراد گرفته و انتقادات خود را به سمت قلعه نويي نشانه رفته اند. سرمربي تيم ملي هم با اخراج از سوي داور حاشيه ساز شده تا مخالفان او با يادآوري اخراج قلعه نويي در بازي دوستانه با اشتوتگارت عنوان کنند که او در مواقع حساس کنترل خودش را از دست مي دهد. قلعه نويي اما دقيقاً مثل آن بازي دوستانه گفته؛ «من به بازيکنان خودم اعتراض کردم اما داور فکر کرد به او پرخاش مي کنم.» اين ادعا در حالي مطرح مي شود که سايت فوتبال آسيا مي نويسد؛ «دليل اخراج امير قلعه نويي پرتاب بطري آب از سوي او به سمت داور چهارم بازي بود.» بعضي ها هم به اين سوژه دامن مي زنند و مي گويند؛ «شانس آورديم که قلعه نويي در بازي با اشتوتگارت تيمش را بيرون نکشيد.»

اين وسط ساير ملي پوشان هم از حاشيه ها در امان نيستند. به رحمان رضايي مي گويند؛ «در تهران همه کارشناسان و روزنامه ها عليه تو موضع گرفته اند.» حسن رودباريان هم روي گل اول مقصر شناخته شده. لژيونرهايي مثل هاشميان، خطيبي، عنايتي، کريمي و نکونام هم به واسطه اينکه در حد نام خودشان ظاهر نشده اند، از انتقادات بي نصيب نمانده اند ولي مهدوي کيا و تيموريان به واسطه پاس گلي که به سيدجلال حسيني و کاظميان دادند تاحدودي در امان مانده اند. با اين اوصاف شرايط نسبت به گذشته کمي متفاوت شده. قبل از اولين بازي تيم ملي در جام ملت ها هيچ رسانه اي به حاشيه ها دامن نمي زد تا امير قلعه نويي برخلاف بلاژويچ و برانکو از سکوت و موج حمايتي اغلب رسانه هاي ورزشي نهايت بهره را ببرد. حالا اما حاشيه ها بروز کرده و بازي انتقادآميز تيم ملي هم مزيد بر علت شده تا رسانه ها رويه ديگري را در پيش بگيرند. بي حاشيه ترين تيم تاريخ فوتبال ايران يواش يواش دارد به سمت و سوي ديگري مي رود. با اين وجود از نکته اصلي نبايد غافل شد، اينکه تيم ملي ايران به رغم بازي ضعيف و دور از انتظار توانسته با غلبه بر ازبکستان صعود به مرحله يک چهارم نهايي را جشن بگيرد. حالا تيم ملي ايران فردا و در شرايطي که سرمربي اش بايد از روي سکوها تيم را هدايت کند براي سرگروهي به مصاف چين مي رود.تيم ملي با توجه به پيروزي محتمل مقابل مالزي براي تضمين صعود به مرحله بعد فقط نياز به يک مساوي مقابل چين دارد تا با هفت امتياز راهي دور يک چهارم نهايي شود. برد اين بازي اما به واسطه اينکه اگر سرگروه شويم تا مرحله فينال مجبور به ترک مالزي نيستيم، مي تواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. در چنين شرايطي استرس ملي پوشان هم روز به روز بيشتر مي شود. از مالزي خبر مي رسد برخي بازيکنان مثل فريدون زندي و حتي مهدي مهدوي کيا هم از قرار گرفتن در خط دفاعي رضايت چنداني نداشته و تمايل دارند با بازي در خط مياني از شانس بيشتري براي مشارکت در برنامه هاي تهاجمي برخوردار باشند. امير قلعه نويي و دستيارانش هم به اين نتيجه رسيده اند تا مقابل تيم پرقدرت چين به روش امتحان شده 2-4-4 روي بياورند. سيستمي که بر مبناي آن احتمال نيمکت نشيني عنايتي يا خطيبي مضاعف شده تا جواد کاظميان به جاي يکي از آنها در سمت راست خط مياني و با وظايفي تدافعي تر نسبت به بازي قبل از ابتدا به ميدان برود. به حاشيه هاي تيم ملي بايد اين نکته را هم اضافه کرد که در صورت تداوم نيمکت نشيني هاي کعبي و نصرتي بايد شاهد اعتراض علني آنها به تصميمات امير قلعه نويي بود.

***

برآيند کلي وضعيت موجود تيم ملي نسبت به چند روز قبل چندان جالب به نظر نمي رسد. مضاف بر اينکه بسياري از کارشناسان ايراني با نمايش ضعيف تيم ملي مقابل ازبکستان از مواضع قبلي خود عقب نشيني کرده و ايران را شانس اول قهرماني نمي دانند. اين در حالي است که برخي معتقدند با توجه به غيبت ستاره هاي اروپايي کره جنوبي، جوانگرايي عربستان، شکسته شدن ابهت استراليا و توقف اين تيم پرسروصدا مقابل عمان و همچنين ناکامي ژاپن مقابل تيمي مثل قطر هنوز هم بايد ايران را با داشتن بازيکناني خلاق و باتجربه مدعي شماره يک دانست. مدعي پرستاره اي که به رغم «فرار از مهلکه ازبکستان» مي تواند در مرحله يک چهارم نهايي با پيروزي مقابل تيم هاي جوان شده کره جنوبي يا عربستان به مرحله نيمه نهايي صعود کرده و با غلبه بر استراليا و گذشتن از سد نيمه نهايي در فينال به حسرتي 31ساله پايان دهد. فعلاً مي توان به رغم تمامي حرف و حديث هاي بازي اول، اميدوارانه به آينده چشم دوخت. تيم ملي ايران در بازي اول هر دو روي سکه را به نمايش گذاشت؛ يک نيمه بد، ضعيف و پراشتباه و يک نيمه هجومي و تاحدودي اميدوارکننده. در مجموع آن چيزي که در بازي با ازبکستان به چشم ديديم نشان چنداني از يک تيم قهرمان نداشت مگر اينکه ملي پوشان برخلاف بازي نخست و با اصلاح اشتباهات کادر فني در انتخاب سيستم، تاکتيک و ارنج از حصاري که دورشان تنيده شده بود، خلاص شوند.
پشت پرده وقايع اخير پرسپوليس
چون پرده بر افتد...
1-دو هفته بعد از افشاي مذاکره مديرعامل باشگاه پرسپوليس با افشين قطبي که به واسطه غافلگيري طرفين با تاييد و تکذيب هاي متعددي از سوي آنها همراه بود حميد استيلي در ايامي که براي گذراندن يک دوره کلاس مربيگري در هلند به سر مي برد موضوع را فاش کرد و گفت؛ «من و آقاي کاشاني در دبي با آقاي قطبي مذاکره کرديم.» افشين قطبي هم در مصاحبه اي اعتراف کرد که؛ «آقاي کاشاني زماني که هنوز مديرعامل نبود در دبي با من ملاقاتي داشت و آنجا درباره فعاليت مربيگري در ايران و پرسپوليس نظرم را جويا شد.»

با اين اعتراف ها به وضوح مشخص است که حبيب کاشاني و حميد استيلي قبل از بازي پرسپوليس و سپاهان در پي انتخاب سرمربي براي فصل آينده بوده اند. آن هم در شرايطي که محمدحسن انصاري فرد هنوز مديرعامل باشگاه پرسپوليس بود و دومين استعفانامه اش را به هيات مديره تقديم نکرده بود.

2- نام عليرضا مرزبان را تا زماني که او به اتفاق حميد استيلي در باشگاه پرسپوليس آفتابي نشد نشنيده بوديم. مرزبان اما حالا به گفته محمود خردبين دستيار حميد استيلي است و استيلي هم به گفته حبيب کاشاني و حسن بيادي دستيار افشين قطبي. اين پازل با انتخاب سعيد عزيزيان به عنوان مربي دروازه بان ها و بهره بردن از پرويز کماسي به عنوان مربي بدنساز تکميل مي شود. نکته جالب اينکه مرزبان مي گويد؛ «آقاي استيلي دو ماه پيش و زماني که در آلمان بودم پيشنهاد مربيگري در پرسپوليس را با من مطرح کرد.» اين اظهارنظر عجيب هم نشان مي دهد که حميد استيلي قبل از بازي پرسپوليس و سپاهان (18 خرداد) سرگرم چيدمان و انتخاب اعضاي کادر فني بوده و شخصي به نام مرزبان را از آن سوي آب ها انتخاب کرده. فردي که سايت رسمي باشگاه پرسپوليس درباره سوابق او مي نويسد؛ بازيکن سابق تيم بانک ملي که آناليزور تمرين ليورپول، يوونتوس، ميلان و چند تيم ديگر مطرح فوتبال اروپا بوده. البته تا به حال سمتي به عنوان «آناليزور در تمرين» را نشنيده بوديم.

2-چند روز قبل از اينکه حکم مديرعاملي حبيب کاشاني امضا شود روزنامه هاي ورزشي از حضور محمود خردبين و پرويز کماسي در کادر فني تيم فوتبال پرسپوليس خبر داده بودند. مفهوم اين خبرها مي تواند مذاکره کاشاني، استيلي با اعضاي سابق کادر فني پرسپوليس در زمان مديريت محمد حسن انصاري فرد باشد.

3- برآيند تمامي ائتلافات نادر و البته آموزنده (،) فوق مي تواند اين باشد که حميد استيلي همه کاره تيم فوتبال پرسپوليس بوده و حتي قبل از خداحافظي تلخ مصطفي دنيزلي اسب هايش را براي فصل آينده زين مي کرده تا در هفتمين دوره ليگ برتر چنان تاخت و تازي به راه بيندازد که سايپا، استقلال، سپاهان و ديگر مدعيان به گرد پاي او هم نرسند. همه کاره اي که به اعتراف خودش در برنامه ورزش از نگاه دوي هفته پيش به حبيب کاشاني پيشنهاد مي کند افشين قطبي سرمربي پرسپوليس باشد، خودش دستيار و عليرضا مرزبان به عنوان مربي ويژه فعاليت کرده و عزيزيان، کماسي و خردبين هم ساير نفرات باشند که روي نيمکت داغ پرسپوليس مي نشينند.و حالا اين حميد استيلي که در غياب افشين قطبي تمام اعضاي کادر فني را انتخاب کرده و ليست مازاد و بازيکنان مورد نظر براساس سلايق او به مديريت باشگاه ابلاغ شده تا به مرحله اجرا در آيد. اين حميد استيلي است که کليه اعضاي تيم پرسپوليس در فصل آينده - حتي کادر پزشکي و تدارکات - را انتخاب مي کند. افشين قطبي هم اگر بعد از پايان بازي هاي تيم ملي کره جنوبي بتواند مشکل ورود به ايران را حل کند چند روز مانده به آغاز هفتمين دوره ليگ برتر چاره اي ندارد به جز اينکه تابع تصميمات حميد استيلي باشد چراکه قطبي بازيکنان پرسپوليس و حريفان اين تيم را نمي شناسد که بخواهد درباره ارنج، تاکتيک و سيستم تيم تصميمي بگيرد.با اين تفاسير عملاً و علناً افشين قطبي حداقل تا 4 هفته آغازين ليگ برتر حکم دستيار استيلي را دارد و طبق پيش بيني هاي رسانه اي اگر پرسپوليس با قطبي به سرمنزل مقصود نرسيده و بازي هاي آسان آغاز فصل مقابل نفت آبادان و پگاه - دو تيم تازه وارد ليگ برتر - و ساير رقبا را با نتايج تلخي به پايان برساند آن وقت پروژه اصلي به مرحله در خواهد آمد و با ديپورت سرمربي زمينه براي حبيب کاشاني فراهم خواهد شد تا دوست ديرينه اش را با کمي تاخير به عنوان سرمربي پرسپوليس به جامعه معرفي کند.اتفاقات عجيب در پرسپوليس يکي، دو تا نيست. براي اينکه سورپرايز شده باشيد به چند نکته جالب ديگر اشاره مي کنيم تا گوشي دستتان بيايد که اوضاع از چه قرار بوده، هست و خواهد بود.

1- قبل از اينکه حبيب کاشاني در اسفند 85 با حکم محمد علي آبادي به عضويت هيات مديره درآيد اسناد مالي باشگاه پرسپوليس دور از چشم انصاري فرد با دستور مقامات ديگر به شوراي شهر ارسال مي شود تا حبيب کاشاني بداند که قرار است باشگاه را به زودي و با کدام وضعيت مالي در دست بگيرد. پرونده اي که البته با 5 ماه تاخير در خرداد 86 و بعد از ناکامي پرسپوليس مقابل سپاهان و 20 روز بعد از بازگشت مجدد انصاري فرد به مرحله اجرا درآمد.

2- وقتي حميد استيلي با حکم اخراج مصطفي دنيزلي مواجه مي شود دست پيش گرفته و قبل از هر گونه اظهارنظري از سوي مديران و مربيان پرسپوليس اعلام مي کند که؛ دنيزلي به من بي احترامي مي کند. من نمي توانم با او کار کنم و به همين علت ديگر به تمرينات پرسپوليس نمي روم. يکي دو روز بعد اما حبيب کاشاني دوست چندين و چند ساله استيلي با مترجم دنيزلي تماس مي گيرد و دقايقي بعد به سرمربي پرسپوليس مي گويد؛ من کاشاني هستم، عضو شوراي شهر تهران. چرا استيلي را کنار گذاشتيد. او را به تيم برگردانيد. پاسخ دنيزلي به مقام بلندپايه شوراي شهر مشخص است؛ نه، استيلي اما حالا حرف هاي ديگري هم مي زند؛ او يک مربي سنتي بود، همه کاره اين روزهاي پرسپوليس اما ظاهراً از ياد برده که همين تيم با همين مربي سنتي به اعتقاد کارشناسان زيباترين، پرتماشاگرترين و هجومي ترين فوتبال هشت سال اخير را با نام پرسپوليس به نمايش گذاشته است. تيمي که اگر اشتباهات داوري و بدشانسي در فينال نيمه نهايي جام حذفي گريبانگير آن نمي شد به جاي سپاهان دو جام را به چنگ انداخته بود.

3- مقامات مافوق همواره به محمدحسن انصاري فرد توصيه مي کردند هيچ گاه نگويد که شهردار تهران با کمک هفتصد ميليون توماني به پرسپوليس ورزشگاه درفشي فر (پرسپوليس) را به چمن مصنوعي، نورافکن و... تجهيز کرده. حبيب کاشاني اما چنين محدوديتي ندارد. او پنجشنبه هفته گذشته از مذاکره اش با محمدباقر قاليباف براي دريافت کمک مالي از شهرداري تهران براي پرسپوليس خبر مي دهد و بلافاصله اين خبر از سوي مسوولان باشگاه پرسپوليس منتشر مي شود که با دستور ويژه رئيس جمهور به وزارت نفت قرار است ورزشگاه نفت تهرانسر به پرسپوليس واگذار شود. حال بماند که انصاري فرد در سه ماه پاياني دوران مديرعاملي اش در پرسپوليس هرچه تقلا کرد نتوانست براي 5 دقيقه هم که شده چنين ملاقاتي داشته باشد. هرچند که به انصاري فرد گفته بودند خود را به زحمت نيندازد چون انتخابات شهردار تهران و شوراي شهر براي دولت هم به مراتب مهم تر از پرسپوليس است.
پروژه قلعه نويي زدايي در استقلال
 صدرا مهرابي
براي همه آنهايي که به بهانه اولين تمرين استقلال 86 به استاديوم هميشه خلوت کشوري رفته بودند تا ناصر حجازي، بازيکنان جديد تيم و البته ستاره هايي که بالاخره بين ماندن و رفتن، به تمديد قرارداد با فتح الله زاده راضي شده اند را ببينند، پوستر ده متري ناصر حجازي با مضمون «حجازي سالار فوتبال ايران» خودنمايي مي کرد. عکسي بزرگ از ميلاد پيامي، عکاس شرق، با کت و شلوار از ناصرخان که البته در ابعاد کوچک تر دور تا دور زمين را پوشانده بود. اين بخشي از جو به شدت حجازي پسند استقلال در شروع تمرينات فصل جديد است که به آن بايد حضور طرفداران دوآتشه او و بازگشت دوباره شعارها با ترجيع بند حجازي کاپلو را اضافه کرد. هشت سال پس از اخراج ناصر حجازي در پايان مسابقه عجيب استقلال و سايپا در بازي هاي جام آزادگان فصل 78-77 اتفاقات روزهاي اخير به منزله بازگشت پرقدرت کسي است که در همه اين سال ها گاه و بيگاه سايه اش روي نيمکت استقلال سنگيني مي کرد. او آلترناتيو هميشگي آبي ها است و اگر از سال هاي خوب حضور امير قلعه نويي در مجموعه تيم فاکتور بگيريم، عيار محبوبيت حجازي روي سکوها با اختلاف قابل توجهي بالاتر از ساير رقبا است. رقباي نه چندان سرسختي که هيچ کدام نتوانستند به موفقيت هاي دامنه دار دست يابند و البته استعدادي در جذب هوادار از خود بروز ندادند. امير قلعه نويي البته تافته جدا بافته اي بود. يک مربي با جذبه کافي که خيلي زود از عهده حواشي تيم پرحاشيه اي چون استقلال برآمد و در مواجهه با بازيکنان بزرگ با پيش گرفتن راه و رسم علي پروين، پايه گذار تيم يکدست سال هاي بعد شد. گرفتن جشن قهرماني در روز اول ارديبهشت سال گذشته در مسابقه با برق شيراز اوج محبوبيت سرمربي جوان و باجرات استقلال بود که البته در ماه هاي منتهي به قهرماني با وجود تمام مشکلات و ناکامي سال قبل تر در رسيدن به جام، کماکان بهترين گزينه براي نيمکت استقلال به شمار مي رفت و از تيغ تيزترين انتقادات هم در امان مي ماند. در چنين شرايطي عجيب نبود که قسمتي از تماشاگران به سمت او غش کنند و کم کم آمار «قلعه نويي بازها» رو به فزوني گذارد.

***

اوضاع و احوال اين روزهاي استقلال که با محوريت حجازي سعي در جبران ناکامي فصل قبل دارد، به منزله دود شدن همه تلاش هاي قلعه نويي و ذره ذره جمع کردن ابهتي است که او را تا نيمکت تيم ملي هم رسانده. پس از ماجراهاي آخر فصل و متهم کردن قلعه نويي به به هم ريختن جو باشگاه و شرايط مساعد تيم که در خاتمه ششمين دوره بازي هاي ليگ و مسابقه استقلال - پاس با شعارهاي تماشاگران استقلال او را در حد مقصر شماره يک بالا برد، بگومگوي لفظي با علي فتح الله زاده سرپرست موقت در جريان برنامه 90 آنقدر جنجالي بود که صبح روز بعد فتح الله زاده در دفترش بي خيال همه قول و قرارها براي حسنه کردن روابط با قلعه نويي شود و به فکر جبران بيفتد. آوردن حجازي با سلام و صلوات اگرچه از قبل برنامه ريزي شده بود ولي به هر حال با توجه به شيوه ورود او به باشگاه، تلاش در راستاي پر کردن جاي خالي امير قلعه نويي به شمار مي رفت. چه بسا که استقلال فصل قبل نيز در غيبت قلعه نويي، از نداشتن کاريزماي سرمربي خود صمد مرفاوي دچار لطمات جبران ناپذيري شد و حالا چه کسي بهتر از ناصر حجازي که کاراکتر مخصوص به خود را دارد. استقلالي ها پس از قطعي کردن حضور حجازي سراغ صمد مرفاوي هم رفتند تا مربي ناراضي و البته بخشيده شده از سوي هواداران را نيز به جمع خود اضافه کنند. پيوستن مرفاوي به جبهه حجازي با تمام معايبش، چند حسن ويژه دارد که بي ارتباط با رابطه مرفاوي با قلعه نويي نمي تواند باشد، در طرف مقابل باشگاه در مورد بازيکنان تصميم متفاوتي اتخاذ کرد و آنهايي را که رابطه نزديکي با قلعه نويي دارند در ليست فروش قرار داد. بازيکناني چون محمود فکري، علي انصاريان و حسين کاظمي که بدون توجه به کمبودهاي تيم و مشکلات فني راه خروج از باشگاه را در پيش گرفتند تا حتي مذاکرات روزهاي اخير براي تمديد قرارداد با کاظمي و حفظ انصاريان هم بي نتيجه باشد. استقلال با ناصر حجازي به اندازه کافي جذاب هست و اين نکته اي است که به عقيده خيلي ها مي تواند پروژه قلعه نويي زدايي از استقلال را به راحتي به پيش برد. پس از حضور دوباره حجازي در استقلال، بعد از هشت سال غيبت اگرچه نمي توان به جرات از حذف نام اميرقلعه نويي سخن به ميان آورد، ولي شکي نيست که همه آن چيزهايي که محصول دوران حضور قلعه نويي در استقلال هست، در حال فروريختن اند؛ حرف هاي او، علاقه بي پايان به بازيکنان خاص، ابهت و البته محبوبيتش.
دفاعيه معدنچي بعد از اعتراض کاشاني!
حالا برايشان مهم شده ام
پيوستن حسين کعبي به لسترسيتي انگليس و متعاقب آن عقد قرارداد يک ساله مهرزاد معدنچي با الشعب امارات واکنش تند مديران باشگاه پرسپوليس که در تمديد قرارداد با دو ستاره فصل گذشته تيم ناموفق بوده اند را در پي داشت. حبيب کاشاني مديرعامل جديد باشگاه از عدم تعهد اخلاقي تا علاقه نداشتن به رنگ لباس تيم و بي توجهي به احساس هواداران سخن گفته و در عين حال تاکيد مي کند که در فوتبال ايران پول جاي اخلاق را گرفته است. او سعي مي کند با توضيحات مفصل درباره قول و قرارهايي که مهرزاد معدنچي با محمود خوردبين داشته اين گونه به هواداران ناراضي پرسپوليس القا کند که بازيکن مورد علاقه شان نه تنها به تيم، اخلاقيات و احساس آنها پشت پا زده بلکه به حرف هاي خودش هم پايبند نبوده است. در نقطه مقابل مهرزاد معدنچي که چهارشنبه شب در اردوي تيم ملي و در حضور معاون باشگاه الشعب قرارداد يک ساله را امضا کرد، به خبرنگار شرق مي گويد؛ «اين طور که مي گويند، نيست. بهتر است همه چيز را به مردم بگويند. اولاً اينکه تعصب من به پرسپوليس به تمام مردم ثابت شده. علاوه بر آن هر بازيکني پيشنهاد خارجي داشته باشد در ايران نمي ماند. با اين وجود مسائل ديگري هم در تصميم گيري من نقش داشت.»

ظاهراً شماره 11 سابق پرسپوليس دلخوري هاي زيادي از مسوولان پرسپوليس دارد؛ «وقتي مديريت و کادر فني باشگاه و تيم تغيير کرد همه روزنامه ها از قرار گرفتن من در ليست فروش پرسپوليس خبر مي دادند. اين در حالي بود که من بازيکن آزاد بودم و حق انتخاب با خودم بود اما مفهوم خبرهايي که تيتر روي جلد روزنامه ها شده بود اين بود که پرسپوليس نمي خواهد قراردادم را تمديد کند. ده روزي مي شد که آبروي فوتبالي ام در روزنامه ها به حراج گذاشته شده بود ولي هيچ کس از باشگاه نه با من تماس مي گرفت و نه اين خبرها را تکذيب مي کرد تا اينکه من مصاحبه کردم و بعد خوردبين و استيلي تماس گرفتند و گفتند که تو را حتماً مي خواهيم. آنها اين موضوع را فقط با من مطرح مي کردند و مدتي طول کشيد تا شايعات را تکذيب کنند. در واقع مردم همچنان فکر مي کردند معدنچي در ليست فروش است. با اين وجود من بعد از تکذيب مسوولان باشگاه اعلام کردم اگر به تيم هاي خارجي نروم با پرسپوليس تمديد مي کنم. اين در حالي بود که مديران باشگاه و مربيان تيم تکليف همه بازيکنان فصل گذشته تيم را مشخص کرده و مبلغ قرارداد فصل آينده آنها را هم تعيين کرده بودند. حتي با بازيکنان جديد ليگ برتري و ليگ يکي ديگر هم جلسه مي گذاشتند اما براي فصل بعد و اينکه بگويند تو را مي خواهيم مذاکره ديگري با من نداشتند. دو شب قبل از رفتن به مالزي هم به منزل آقاي خوردبين رفتم و پانزده ميليون تومان طلب فصل گذشته ام را گرفتم. همان شب خوردبين با آقاي کاشاني تماس گرفت تا من با مديرعامل باشگاه صحبت کنم که ظاهراً آقاي کاشاني خواب بودند. خوردبين گفت فردا با تو تماس مي گيرم تا يا به باشگاه بيايي يا تلفني درباره فصل بعد با آقاي کاشاني توافق کني. هر چه صبر کردم خبري نشد تا اينکه آمديم مالزي و الشعب پيشنهاد داد و من هم قبول کردم.»

معدنچي ظاهراً دلايل ديگري هم دارد؛ «مسوولان پرسپوليس گفته اند من سوگلي دنيزلي بودم و انتظار بيشتري از من نداشتند. عيبي ندارد. اتفاقاً روزنامه ها مي نوشتند چون من رابطه نزديکي با دنيزلي داشتم استيلي من را نمي خواهد و اگر هم بخواهد وضعيت من مثل فصل قبل نخواهد بود. من هم شک و ترديدهايي داشتم که با صحبت هاي استيلي برطرف شد اما حالا که اين گونه مي گويند بيشتر به واقعيت ها پي مي برم. به نظرم براي مسوولان پرسپوليس ساير نفرات فصل گذشته که تکليف شان مشخص شده اهميت بيشتري داشتند. شايد بازيکنان جديد که هر روز به باشگاه مي رفتند مهم تر بودند چون من هنوز آقاي کاشاني را نديده ام. در واقع از من نخواستند که مذاکره اي با ايشان داشته باشم اما ساير بازيکنان.... يعني حالا که به الشعب رفته ام برايشان مهم شده ام.»

شکايت باشگاه پرسپوليس از ابوالفضل حاجي زاده به خاطر پيوستن او به تيم صباباتري هم خبر جالبي است که در سايت رسمي اين باشگاه به چشم مي خورد. حاجي زاده مي گويد؛ «من حتي يک جلسه هم با تيم تمرين کردم اما مسائلي بود که نخواستم قراردادم را با پرسپوليس تمديد کنم. دلايل متعددي هم داشتم که نمي خواهم با گفتن آنها پرسپوليس و خودم را به حاشيه ببرم اما اگر از من شکايت کنند حتماً جوابگو خواهم بود.»

انتقاد حبيب کاشاني از مديريت سابق باشگاه هم در نوع خود مي تواند جالب باشد. او مدعي شده انصاري فرد بايد قرارداد کعبي و معدنچي را تمديد مي کرد تا باشگاه از ترانسفر آنها درآمد داشته باشد. اين در حالي است که پرسپوليس حتي در حفظ ابراهيم اسدي، ابوالفضل حاجي زاده و... هم ناکام مانده است. کاشاني شايد نمي داند که قرارداد 6ماهه با حسين کعبي که عامل اوج گرفتن پرسپوليس در پايان فصل بود به خودي خود يک موفقيت تلقي مي شد. مديريت جديد باشگاه پرسپوليس با زير سوال بردن مديريت سابق به نوعي سعي در تبرئه کردن خود دارد. اين در حالي است که هيچ اشاره اي به نيکبخت واحدي، کريمي، آشوبي، باقري، واعظي و بادامکي که يک سال ديگر با پرسپوليس قراردارد دارند، نمي شود. اگر بازيکنان فوق با پرسپوليس قرارداد نداشتند در فصل نقل و انتقالات به همين راحتي قراردادشان با پرسپوليس را تمديد مي کردند؟،
همه به دنبال دندان شکسته
گويا براي مطبوعات مالزي مهم ترين اتفاق بازي ايران و ازبکستان شکسته شدن دندان مهدي مهدوي کيا بوده. پس از بازي روز چهارشنبه روزنامه هاي اين کشور به طور مفصل به اين اتفاق پرداختند. حتي روزنامه «استار» مدعي شد که جمعي از بازيکنان و مقامات رسمي ايران پس از پايان بازي به دنبال دندان شکسته کاپيتان ايران در زمين مسابقه گشتند اما نتوانستند آن را پيدا کنند. به هر حال همانطور که انتظار مي رفت اين مصدوميت مهدوي کيا چندان جدي نبوده و به گفته کادر پزشکي او براي حضور در بازي با چين مشکلي ندارد. مهدوي کيا چند ساعت پس از پايان بازي به همراه وحيد هاشميان به دندانپزشکي اي در کوالالامپور مراجعه کرد تا به وضعيت دندان هايش سروساماني بدهد و دندان شکسته اش را روکش کند به هر حال اين حادثه تا حدودي عملکرد فني کاپيتان ايران را تحت الشعاع قرار داد. مهدي در بازي اول ايران در دفاع راست قرار گرفت و به همين علت چندان از نفوذهاي او خبري نشد. با اين حال باز هم ارسال هاي بي نقص او به کمک ايران شتافت و گل اول ايران در پي کرنر زيباي کاپيتان حاصل شد.حضور در دفاع راست باعث مي شود که مهدوي کيا بيشتر مشغول به کارهاي دفاعي باشد و نتواند مثل سه سال قبل موقعيت هاي زيادي براي هم تيمي هايش به وجود آورد. به همين علت است که عده اي معتقدند بهتر است تيم ملي به همان روشن زمان برانکو بازگردد و حسين کعبي در دفاع راست قرار بگيرد و مهدوي کيا در گوش راست بازي کند مثل بازي با جامائيکا. بازي با ازبکستان نود و نهمين بازي ملي مهدوي کيا محسوب مي شود که او با خاطره پيروزي در جام ملت ها و شکسته شدن دندانش اين بازي را پشت سر گذاشت و روز يکشنبه صدمين بازي ملي خود را جشن خواهد گرفت. مهدوي کيا در دوره گذشته به عنوان بهترين گلساز مسابقات شناخته شد و فعلاً يک پاس گل در کارنامه اش ثبت شده است.
ناراضي از تعويض
معلوم بود که وحيد هاشميان از تعويض شدنش در اواسط نيمه دوم به هيچ وجه راضي نيست. او با دلخوري و بدون اينکه با مهرزاد معدنچي دست بدهد زمين را ترک کرد. نيمکت نشينان که متوجه ناراحتي وحيد شده بودند بلافاصله به سمت مهاجم ايران آمدند و به او خسته نباشيد گفتند تا از به وجود آمدن حاشيه هاي بعدي جلوگيري کنند. هاشميان با سردي با يکي دوتا از اعضاي کادر فني که به استقبالش آمده بودند دست داد و روي نيمکت نشست. به هر حال اخلاق حرفه اي هاشميان باعث شد که اعتراض او به همين دست دادن هاي سرد خلاصه شود اما در اردوي تيم ملي همه مي دانند که هاشميان به شدت از اينکه تعويض شده عصباني است و کادر فني هم متوجه ناراحتي مهاجم هانوفر شده اند، حتي گفته مي شود که پس از بازي در رختکن هاشميان علناً اعتراض خود را به گوش مربيان رساند. به هر حال بايد قبول کرد که تعويض هاشميان تعجب برانگيز بود. او در حالي از بازي بيرون کشيده شد که چندان بد کار نمي کرد و اگر قرار بود يکي از مهاجمان تيم ملي تعويض شود رضا عنايتي به مراتب مستحق تر بود. همين مسائل به شدت هاشميان را که ذاتاً بازيکن منطقي و آرامي است عصباني کرده و او بر اين اعتقاد است که در حق او انصاف رعايت نمي شود. در بازي هاي دوستانه تيم ملي هم فرصت بيشتري در اختيار عنايتي قرار گرفته بود.

با اين شرايط اگر قرار باشد امير قلعه نويي در بازي هاي بعدي هم هاشميان را تعويض کند بايد منتظر به وجود آمدن حاشيه هاي ديگري هم باشد. زدن يک گل از سوي هاشميان مي تواند آرامش را به او بازگرداند. در آن سو قلعه نويي هم نشان داده که علاقه خاصي به تعويض کردن نام هاي بزرگ تيمش دارد.
جبران مي کنم
رحمان رضايي در آخرين بازي هاي ملي خود «گل به خودي» زدن را هم تجربه کرد. گلي که رحمان به رودباريان زد سوژه خوبي براي بازيکنان تيم ملي به وجود آورد و آنها هم مثل تمامي بينندگان که آن گل به خودي را تماشا کردند به دنبال اين هستند متوجه شوند که آن گل تقصير رحمان بيشتر بوده يا حسن؟ از اردوي تيم ملي در مالزي خبر مي رسد که بازيکنان تيم ملي با فرمول خرد جمعي به اين نتيجه رسيده اند که در آن گل سهم رضايي 70 درصد بوده و رودباريان 30درصد. به هر حال رحمان نتوانست پس از آن گل به شرايط هميشگي خود بازگردد و نمايش دور از انتظاري از خود ارائه کرد. همين بازي انتقادآميز رحمان باعث شد که روزنامه هاي ورزشي چاپ پنجشنبه به آرشيو خود رجوع کرده و به اشتباهات گذشته رحمان با پيراهن تيم ملي اشاره کنند. در اين ميان حتي عده اي فراموش کردند که اين مدافع سال ها در سري A بازي کرده و ستاره خط دفاعي تيم ملي ايران در چند سال اخير بوده است. رحمان از چند ماه پيش گفته بود که پس از جام ملت هاي آسيا از تيم ملي خداحافظي خواهد کرد و مطمئناً اين اشتباه باعث خواهد شد که او براي بازي هاي بعدي انگيزه بيشتري پيدا کند و به دنبال جبران اشتباهش باشد. رحمان نمي خواهد با خاطره اي تلخ جام ملت ها را به پايان ببرد. سه سال پيش هم اتفاق بدي براي رحمان در مرحله گروهي رخ داد اما صعود ايران به مراحل پاياني جام آن صحنه را تحت الشعاع برد. رضايي که خودش هم به انجام آن اشتباه فاحش اعتراف کرده همچنان نفر اول خط دفاعي ايران خواهد بود. شک نکنيد.
ميخ محکم
در ميان يازده بازيکني که در ترکيب اصلي تيم ملي قرار گرفتند حضور سيدجلال حسيني و رسول خطيبي کمي غيرمنتظره بود. شايد خيلي ها فکر مي کردند که امير قلعه نويي محمد نصرتي يا هادي عقيلي را به حسيني ترجيح دهد. اما مربي تيم ملي نشان داد که به چه ميزان به اين بازيکن خوش قد و قامت اعتقاد دارد. اين در حالي است که سيدجلال در بسياري از روزهاي تمرينات تيم ملي در تهران در اردن حضور داشت و تيم «ب» را همراهي مي کرد. به هر حال بازي هاي خوب اين مدافع شمالي در ترکيب تيم سايپا و بازي هاي غرب آسيا موجب شد که او به ترکيب اصلي تيم ملي راه پيدا کند و در کنار رحمان رضايي زوج خط دفاعي را تشکيل دهد. حسيني برابر ازبکستان در امور دفاعي هم خوب بود و در اين ميان گل زيبايش باعث شد که همه عملکرد اين مدافع را ستايش کنند. مطمئناً گلزني سيدجلال باعث خواهد شد که او در بازي هاي بعدي با روحيه اي بهتر به ميدان برود و حتي باز هم شانس خود را براي گلزني امتحان کند. البته او پس از بازي گفت که وظيفه اش گلزني نيست اما روي کرنرها مي تواند به جلو بيايد و شانس اش را امتحان کند. با توجه به مصدوميت نصرتي اين بهترين فرصت براي حسيني است که خود را به ترکيب اصلي تيم ملي تحميل کند. از آنجا که بعد از جام ملت ها رحمان رضايي از تيم ملي خداحافظي مي کند بهترين فرصت در اختيار اين بازيکن قرار مي گيرد تا چندين سال در مرکز خط دفاعي تيم ملي ايران جا خوش کند.
مي دانستم زندي در اين پست جواب نمي دهد
نيکبخت ؛حجازي بزرگ ترين مربي تاريخ استقلال است
شرق ؛ شروع جام ملت ها حسرت بزرگ نيکبخت است. او اين روزها در خانه نشسته و بازي ها را زير نظر دارد.در حالي که خبر بازگشتش به استقلال باعث شده تا کما في السابق دور از حاشيه نباشد.

***

با شروع جام ملت ها و بازي تيم ملي ناراحت نشدي که در اين تيم نيستي؟

ناراحت که هستم اما اين مساله برايم حل شد و کمتر به نرفتن به جام ملت ها فکر مي کنم. ضمن اينکه مهرزاد هم در اين فصل خوب بازي کرد و حقش بود که در تيم ملي باشد؛ گرچه او هم بازيکن ذخيره است.

اما هميشه او خوش شانس است و تو بدشانس.

کار به خوش شانسي مهرزاد ندارم، ولي من قطعاً بدشانس هستم که نتوانستم به جام جهاني و جام ملت ها بروم. دو، سه روز پيش نوشته بودند تو مي توانستي در تيم ملي باشي و مصدوميت را بهانه کردي. وقتي به جام جهاني نرفتم بعضي ها گفتند نيکبخت دوست نداشت به جام جهاني برود، اما کدام بازيکن دوست ندارد به جام جهاني برود که من دومي اش باشم؟ همه آرزوي بازي در جام جهاني را دارند. الان هم که مي گويند من دوپينگ کرده ام. فکر مي کنم بعضي ها زندگي شان با اين حرف ها مي چرخد. چون همه مي دانند که براي چه به جام ملت ها نرفتم. اگر جام ملت ها مي رفتم بيشتر در چشم بودم و مي توانست به نفعم تمام شود.

الان يکي از بزرگ ترين مشکلات تيم ملي دفاع چپ است، نظر تو چيست؟

اگر مي توانستم به جام ملت ها بروم کمک زيادي به تيم مي کردم اما اکنون هم آرزو مي کنم تيم ملي موفق شود.

زندي مي تواند در پست دفاع چپ بازي کند؟

از اول هم بعيد مي دانستم زندي بتواند در اين پست جواب دهد. اما براي او آرزوي موفقيت مي کنم.

نظرت در مورد تغييرات در پرسپوليس چيست؟

من دنيزلي را دوست دارم. او مربي بسيار خوبي بود و توانست به خوبي از من بازي بگيرد و فصل خوبي در کنار هم داشتيم.

شناختي از آقاي قطبي ندارم اما آقاي استيلي را خوب مي شناسم. او بازيکن بزرگي بوده است و مدتي هم زير نظرش کار کردم. به عقيده من پرسپوليس مي تواند با استيلي موفق شود.

در اين مدت حرف هاي بسياري زده شد که تو قصد بازگشت به استقلال را داري. چقدر اين حرف ها پايه و اساسي داشت؟

اگر بخواهم راست بگويم هيچ پايه و اساسي نداشت چون من از انتخاب پرسپوليس راضي هستم و مشکلي ندارم که از پرسپوليس جدا شوم. بعد از اينکه آقاي فتح الله زاده مديرعامل شد روي دوستي قديمي که داشتيم، زنگ زدم و به او تبريک گفتم اما هيچ حرفي در مورد آمدن به استقلال زده نشد.

اما روزنامه ها مي نوشتند که تو مي خواهي به استقلال بروي؟

در همان روزها گفتم که به استقلال نمي روم.

نظرت در مورد بازگشت ناصر حجازي به استقلال چيست؟

ناصر حجازي بزرگ ترين مربي تاريخ استقلال است و نيازي هم ندارد من از ايشان تعريف کنم. عقيده شخصي ام اين است که استقلال با حجازي موفق مي شود و فصل بعد سرسخت ترين حريف ما در ليگ استقلال خواهد بود.

نظرت در مورد خريدهاي پرسپوليس چيست؟

خريدهاي خوبي انجام داديم اما هنوز تيم تکميل نشده و بايد باز هم تيم را تقويت کنيم. حسن پرسپوليس اين است که اسکلت مان حفظ شده است.
حال و هواي جام ملت ها
کريمي خوراک خبرنگاران

علي کريمي يکي از چهار ستاره جام ملت ها، خوراک اصلي خبرنگاران خارجي است. بعد از برد جلو ازبکستان و يک نمايش نسبتاً متوسط به بالا، خبرگزاري فرانسه در گزارشي از کوالالامپور از قول شماره هشت ايران نوشته؛ «گلي که ما خورديم، ناشي از اشتباه يکي از بازيکنانمان بود، ولي پس از آن اشتباه ما خود را جمع و جور کرده و خيلي خوب حمله کرديم تا اينکه سرانجام توانستيم به پيروزي دست يابيم.» کريمي به پايگاه اينترنتي جام ملت ها هم گفته؛ «در هر تورنمنت، پيروزي در اولين بازي يک موهبت است و در برابر ازبکستان اين موهبت نصيب ما شد.»

پاداش فقط براي بازيکنان

سه هزار دلار ناقابل پاداش پيروزي تيم ملي جلو ازبکستان بود. اين پاداش نقداً پس از بازگشت به هتل پرنس، از سوي فدراسيون فوتبال به بازيکنان تيم داده شد. اما پاداش کادر فني و ساير اعضاي تيم در روزهاي آينده پرداخت خواهد شد.

تمرين بدون ستاره ها

اولين تمرين پس از برد چهارشنبه، تمرين خلوتي بود که به واسطه غيبت ستاره ها، حتي مورد استقبال خبرنگاران نيز قرار نگرفت. تمرين پنجشنبه با حضور بازيکنان ذخيره در ورزشگاه ام بي پي جي شهر پتالين جايا که چهل و پنج کيلومتر با کوالالامپور فاصله دارد، برگزار شد و از بين بازيکنان اصلي تنها مهرزاد معدنچي و جواد کاظميان حضور داشتند. 20 دقيقه گرم کردن و تمرينات با توپ و سپس بازي گروهي بين تيم هاي سفيد و قرمز کل اتفاقات اين تمرين بود.

عذرخواهي از ايراني ها

شيرين کاري بازيکنان ازبک در کنفرانس خبري پيش از ديدار با ايران که روي کاغذي نوشته بودند؛ «ايراني به خانه ات برگرد» پس از باخت به اينجا رسيد که سرمربي ازبکستان مجبور به عذرخواهي شود. رائوف ايلينيف سرمربي ازبک گفته؛ «فکر نمي کنم او از اين کارش منظوري داشته باشد، او جوان و بي تجربه است، اشتباهي مرتکب شد و اکنون متوجه اشتباهش شده است و همين جا از طرف او از مردم ايران، بازيکنان اين تيم و خبرنگاران ايراني عذرخواهي مي کنم.»

خون به مغز نمي رسد

هواي شرجي کوالالامپور که حوالي ظهر تقريباً غيرقابل تحمل مي شود، پرويز کماسي را هم در حاشيه تمرين پنجشنبه عاصي کرده بود. کماسي مي گفت؛ «چنانچه دستگاه قلب و عروق انسان با شرايط آب و هوايي تطبيق نيابد، بدن دچار افت شده و به فرمان مغز عمل نمي کند.» به عقيده بدنساز تيم ملي؛ «نمونه اين در بازيکنان تيم ازبک که داراي قدرت بدني فوق العاده اي هستند، قابل رويت بود. ملي پوشان اين تيم در دقايق 80 بازي ديگر توانايي حرکت هاي قدرتي را نداشتند و اين تيم نتوانست برابر بازيکنان ما دوندگي لازم را داشته باشد.»

مهدي جشن گرفت

يک خط خبر از مهدي مهدوي کيا روي سايت باشگاه اينتراخت فرانکفورت حداقل کاري است که از آنها در مورد بازيکن فصل بعدشان برمي آيد. سايت اينتراخت نوشته؛ «در حالي که تاکاهارا زننده گل تيمش در اولين بازي ژاپن برابر قطر در جام ملت ها بود، مهدوي کيا بازيکن تازه وارد اينتراخت توانست پيروزي دو بر يک ايران برابر ازبکستان را جشن بگيرد.» فايده مختصر و مفيد بودن اين خبر در اين است که اشاره اي به شکسته شدن دندان مهدي نشده.

بعد از جام ملت ها حرف مي زنم
پديده اي به نام امير قلعه نويي
اميدوار اما نگران
چون پرده بر افتد...
پروژه قلعه نويي زدايي در استقلال
حالا برايشان مهم شده ام
همه به دنبال دندان شکسته
ناراضي از تعويض
جبران مي کنم
ميخ محکم
نيکبخت ؛حجازي بزرگ ترين مربي تاريخ استقلال است
حال و هواي جام ملت ها
واليبال جوانان، امروز مقابل روسيه
پژمان منتظري، هفتمين آبي پوش
دايي همبازي پله مي شود
بدهي 32 ميليوني رحمتي
ايران- استراليا براي خداحافظي خداداد
روز ميزبانان

 واليبال جوانان، امروز مقابل روسيه
شرق؛ اين را مي توان به حساب بدشانسي واليباليست هاي جوان ما گذاشت که درخشش آنها در مسابقات قهرماني جهان تا حدي زير سايه مسابقه فوتبال جام ملت هاي آسيا قرار گرفته است. جوانان ايران امروز در مرحله نيمه نهايي رودرروي روسيه حريف هميشه مقتدر واليبال جهان خواهند ايستاد و اگر بتوانند از اين بازي سربلند بيرون بيايند، مدال نقره را قطعي خواهند کرد. روسيه البته بسيار قدرتمند است اما شکست ناپذير نيست. روس ها که اساساً متکي به بازي قدرتي هستند در مرحله مقدماتي به امريکا باخته اند اما به هرحال تيم بسيار پرتواني هستند. در اين سو جوانان ايران هم از شانس زيادي برخوردارند. تيم ما علاوه بر بازي قدرتي در تاکتيک هاي سرعتي هم توانايي خوبي از خود به نمايش گذاشته است و شايد با همين حربه بتواند روس ها را به زانو در آورد. به زعم کارشناسان رويارويي با روسيه بسيار مهم تر از برزيل در مرحله نيمه نهايي است. چون برزيلي ها هم در کنار بازي قدرتي از سرعت خوبي برخوردار هستند. از طرف ديگر مصطفي کارخانه يک بار با تيم ملي نوجوانان در قاهره توانسته روسيه را شکست دهد هرچند که در رده جوانان ما هيچ وقت بر روس ها پيروز نشده ايم. به هرحال کارخانه از نظر شناخت روسيه قطعاً اطلاعات مفيدي دارد و فقط بايد ديد آيا ابزار کافي براي اجراي برنامه هايش در اختيار دارد يا نه؟ يکي ديگر از شانس هاي تيم ايران فاصله دو روزه اي است که بين بازي هاي مقدماتي و نيمه نهايي در نظر گرفته شده. اين دو روز فرصت بسيار خوبي براي استراحت بازيکنان جوان ايران است، بازيکناني که در بازي هاي پاياني مرحله مقدماتي آشکارا تحليل رفته بودند. در واقع اگر بازيکنان تيم ملي جوانان بتوانند آن شادابي و نشاط روزهاي اول را به دست آورند مي توانند پا به پاي روس ها بازي کنند و حتي بهتر از آنها باشند. مهم اين است که بتوانند راه حلي براي دريافت سرويس هاي خطرناک روس ها بيابند. اگر توپ هاي اول خوب به دست پاسور برسد مي توان اميدوار بود که پيروزي از آن ما است.


  پژمان منتظري، هفتمين آبي پوش
شرق؛ پژمان منتظري که تا چهارشنبه صبح پرسپوليسي ها را معطل نگه داشته بود، بعدازظهر همين روز با استقلال دو ساله قرارداد داخلي بست تا امروز در هيات فوتبال قراردادش را رسمي مي کند. مدافع فصل قبل فولاد پس از بياتي نيا، نادعلي، پولادي، روانخواه، منيعي و نامداري هفتمين بازيکن جديد آبي ها است. در حالي که از اين جمع تا به امروز دو سهميه توسط ليگ برتري ها پر شده و استقلال هنوز سه جاي خالي در ليست ليگ برتري هاي خود دارد. پولادي و روانخواه از پيکان و فجر بازيکن اميد محسوب مي شوند، نادعلي و نامداري از دسته اول به استقلال آمده اند و پژمان منتظري هم به واسطه سقوط فولاد به دسته اول شرايط مشابهي دارد. بنابراين منيعي و بياتي نيا فعلاً دو ليگ برتري استقلال محسوب مي شوند. اخبار تکميلي استقلال هم از زبان اميرعلوي، مدير روابط عمومي باشگاه؛ «براي خطوط هافبک و حمله دنبال دو بازيکن ليگ برتري ديگر هستيم و مذاکرات باشگاه همچنان ادامه دارد. استقلال از امروز در دو نوبت صبح و بعدازظهر در آکادمي کميته ملي المپيک تمرينات بدنسازي برگزار مي کند که شروع تمرينات ده صبح و چهار و نيم بعدازظهر است. تيم شنبه هفته آينده براي برپايي اردوي ده روزه به آنکارا مي رود که مکاتبات برگزاري دو بازي دوستانه با تيم هاي دسته اولي ترکيه هم در حال انجام است. اردوي استقلال در يکي از کمپ هاي خوب اين کشور در حوالي آنکارا برگزار خواهد شد.»


  دايي همبازي پله مي شود
علي دايي به همراه پله اسطوره فوتبال برزيل طي ديداري تحت عنوان «90 دقيقه براي ماندلا» مقابل تيم منتخب آفريقا به ميدان مي رود. اين ديدار در تاريخ 18 ژوئيه (27 تير) در ورزشگاه نيولندز کيپ تاون برگزار خواهد شد. دايي و کيم جو سونگ تنها بازيکنان آسيايي هستند که در اين بازي شرکت خواهند داشت. در تيم منتخب جهان که علي دايي در آن حضور دارد نام بازيکناني نظير کريستين کارمبئو، پاتريک امبوما، رود گوليت و پله به چشم مي خورد.اين ديدار به مناسبت قدرداني از سياستمدار بزرگ آفريقا برگزار خواهد شد.


  بدهي 32 ميليوني رحمتي
ايسنا؛ مسوولان باشگاه فولاد مبارکه سپاهان در نامه اي به باشگاه استقلال بار ديگر پيگير دريافت طلب 32 ميليون توماني خود از دروازه بان اين تيم شدند.مهدي رحمتي گلر سابق فولاد که در زمان انتقالش به استقلال مبلغ 80 ميليون تومان به باشگاه اصفهاني بدهکار شده بود، پس از گذشت مدت طولاني هنوز بخشي از اين طلب را نپرداخته است و با پيگيري مجدد سپاهان احتمال محروميت وي وجود دارد.گلر استقلال 48 ميليون تومان از بدهي خود را به باشگاه اصفهاني پرداخت کرده اما همچنان 32 ميليون تومان بدهي وي باقي است.


  ايران- استراليا براي خداحافظي خداداد
شرق؛ رايزني هاي موفقيت آميزي با استراليايي ها صورت گرفته و اگر خبر درست باشد در آينده اي نه چندان دور يک بازي خداحافظي ميان ايران و استراليا براي خداداد عزيزي برگزار مي شود. مسوولان فوتبال ايران در خلال جام ملت هاي آسيا و از طريق رابط هاي خودشان با استراليايي ها در مورد اين موضوع مذاکره کردند. استراليايي ها هم موافق اين موضوع بودند و فقط مانده يک توافق رسمي ميان دو طرف که بايد در تهران امضا شود.با گل خداداد عزيزي مقابل همين استراليا به جام جهاني 98 رسيده بوديم. و حالا خداداد مي تواند در اين بازي خداحافظي بسياري از خاطرات گذشته را تکرار کند.


  روز ميزبانان
شرق؛ روز پنجشنبه جام ملت ها روز ميزبانان بود. تايلند که در بازي اول مقابل عراق مساوي کرده بود، در ورزشگاه شهر بانکوک دو بر صفر عمان تيم شگفتي ساز روز اول را شکست داد. پيپات تونکا نيتا ستاره تيم ميزبان در اين مسابقه بود که در دقايق 70 و 78 گلزني کرد. تايلند با اين برد چهار امتيازي شد و احتمال صعود خود را به حداکثر رساند. پنجشنبه ويتنام ديگر ميزبان جام ملت ها هم به داوري مسعود مرادي جلوي قطر متوقف شد. مسابقه اي که اواخر آن با حملات پردامنه قطر، سکوهاي پر شده استاديوم شهر هانوي را به کسب يک امتياز راضي مي کرد. ويتنام با گل فان تان بين تا دقيقه 79 يک بر صفر جلو بود ولي گل سباستين کوئينتانا در اين دقيقه مسابقه را به تساوي کشاند.ويتنام البته خوش شانس بود که در دقايق پاياني با وجود اشتباهات مدافعانش گل دوم را نخورد تا از حالا با چهار امتياز نسبت به رقبا از موقعيت مناسب تري براي حضور در مرحله دوم برخوردار باشد. ويتنام اگر در بازي روز آخر مقابل ژاپن يک امتياز نيز بگيرد، به دور بعد خواهد رسيد. آلفرد ريدل سرمربي ويتنام پس از اين بازي گفته مقابل ژاپن نمي توان تنها به يک بازيکن دل بست. ژاپني ها بسيار خطرناک هستند و ما فقط بايد تلاش کنيم.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام