.jpg)
کدام رسانه که صدايي رسا داشته باشد در کجاي دنيا از قدرت سياسي يا اقتصادي مستقل است؟ پاسخ درست هيچ رسانه در هيچ کجاي دنياست. به همين دليل است که استقلال تحريريه اي روزنامه نگاران و مشارکت آنها در مالکيت و مديريت رسانه ها موضوعي قابل طرح است؛ موضوعي که براي آن مبارزه شده حتي جان هاي بسياري از دست رفته است. اما هنوز در برخي از کشور ها در امريکاي شمالي يا اروپا رسانه ها تحت تاثير سرمايه داران هستند يا در بسياري از کشورهاي غيردموکراتيک در اختيار صاحبان قدرت.
اما مشارکت روزنامه نگاران در سرمايه و مديريت رسانه هاي خود موجب شکل گيري نفعي عمومي مي شود که امکان غرض ورزي هاي سياسي يا اقتصادي را به صفر نزديک مي کند.
در برخي کشورها مثل ايالات متحده امريکا سرمايه داران نفوذ بسياري بر مطبوعات دارند و از شکل گيري استقلال حرفه اي روزنامه نگاران و مشارکت آنها در مالکيت مادي و معنوي روزنامه ها جلوگيري مي کنند.
از سوي ديگر در مطبوعات غيردموکرات اين قدرت هاي سياسي هستند که حرف اول را مي زنند.
در ايران نيز چندي است اين موضوع مورد توجه قرار گرفته است. اما آيا اين مساله در شرايط حال حاضر ايران عملي است؟ يا مي توان سهام مطبوعات (چون امکان بحث در مورد رسانه هاي ديداري و شنيداري وجود ندارد) را در بورس ارائه کرد؟
«حسين عبده تبريزي» مديرمسوول و صاحب امتياز روزنامه سرمايه و دبيرکل سابق بورس اوراق بهادار تهران معتقد است «حزبي» و «دولتي» بودن روزنامه ها آفت جان آنها است؛ «متاسفانه در ايران تعداد روزنامه هاي مستقل از دولت يا شبه دولت محدود است، آنها هر روز در فشار مالي هستند.»
اين موضوع بدنه روزنامه ها در نهايت اعضاي تحريريه را تحت فشار قرار مي دهد چرا که در جريان اين موضوع روزنامه نگاران براي تامين مخارج زندگي خود بايد همواره در چند روزنامه يا تحريريه مختلف يا در شغلي متفاوت با روزنامه نگاري کار کنند.
«دکترکاظم معتمد نژاد» استاد دانشگاه علامه طباطبايي جاي بحث استقلال حرفه اي روزنامه نگاران را در مطبوعات ايران خالي مي داند؛ «به عقيده من روزنامه ها و موسسات مطبوعاتي ايران بايد کم کم اين بحث را شروع کنند.»
او مي گويد؛ «صاحبان رسانه ها بايد بدانند که براي جلب همکاري بيشتر و جذب دلسوزي بيشتر همکارانشان بايد اطمينان آنها را جلب کنند. اعضاي هيات تحريريه بايد تشکل خاص خودشان را داشته باشند.»
به گفته او براي بالا بردن کيفيت روزنامه ها بايد با مطالعه دقيق نه با «عجله» زمينه عملي شدن اين حق مسلم روزنامه نگاران را فراهم کرد.
حضور مطبوعات در بورس
حضور موسسات مطبوعاتي در بورس و سوددهي آنها بحثي است که مديريت سهامي روزنامه ها را جدي تر خواهد کرد. به گفته صاحبنظران امکان ارائه سهام موسسات مطبوعاتي مانند اطلاعات يا همشهري در بورس وجود دارد. اخيراً نيز روزنامه همشهري خيزي کوچک به اين سمت برداشته است.
اولين سهامداران
سهام موسسه مطبوعاتي همشهري قرار است با سرمايه يک ميليارد ريال وارد بورس شود که به گفته حسين انتظامي مديرعامل اين موسسه در حال حاضر مراحل مقدماتي را طي مي کند؛ «با طي اين مراحل و موافقت بورس بخشي از سهام کل همشهري وارد بورس مي شود. شهروندان نيز مي توانند سهام روزنامه را خريداري کنند.»
20 درصد از سهام شرکت مديريت و بهره برداري از چاپخانه همشهري به کارکنان موسسه همشهري اختصاص يافته است. اين سهام متعلق به چاپخانه همشهري است. چاپخانه همشهري که هنوز افتتاح نشده، توان چاپ 800 هزار نسخه از اين روزنامه را خواهد داشت.
حسين انتظامي مديرعامل موسسه همشهري درباره سهام اين موسسه مطبوعاتي مي گويد؛ «در شرکت بهره برداري سهام داري کارکنان به اين نحو اعمال شده است که به هر يک از کارکنان چاپخانه همشهري 400 سهم معادل240 هزار تومان و به هر يک از کارکنان ديگر بخش هاي موسسه 200 سهم معادل 120هزار تومان تعلق مي گيرد.»
با اين حال همکاران ما در روزنامه همشهري مي گويند که پيش از اين زمزمه دريافت سهام بيشتري به گوش مي رسيد.
مجموعه همشهري با احتساب شرکت هاي اقماري اش حدود2500 پرسنل دارد.
با اين وجود کاظم معتمد نژاد موسسات مطبوعاتي را «فرهنگي» و «غيرسودده» مي خواند و به همين لحاظ عرضه سهام آنها در بورس را غير ممکن مي داند؛ «در شرايط اوليه که روزنامه ها و مطبوعات جنبه داخلي دارند، نمي شود آنها را در بورس وارد کرد اما وقتي منطقه اي شوند يا به کشور هاي ديگر بروند مي توان آنها را در بورس مطرح کرد.»اما از نظر عبده مديرمسوول اقتصاددان روزنامه سرمايه مي توان روزنامه ها را به صورت يک نهاد اقتصادي تعريف کرد.
از نظر او حيات روزنامه هاي دنيا وابسته به دخل و خرج آنها است اما در ايران بر اکثر روزنامه ها فشار مالي بسياري تحميل مي شود.
به گفته عبده به جاي اينکه يک نفر پيدا شود که زندگي اش را بفروشد و روزنامه تشکيل دهد، بهتر است يک شرکت سهامي «سود ده بزرگ» تشکيل شود سپس سهام آن در بورس ارائه شود؛ « براي بورس فرقي نمي کند که يک شرکت شيلنگ يا چرخ خياطي توليد کند، سهام آن را وارد بورس مي کند، بورس سهام صنعت آب يا بيمارستان را مي پذيرد، آنچه در بورس مهم است سودآوري آن شرکت ها است.»
عبده مي گويد؛ «اما اکنون روزنامه اي در بخش خصوصي نيست که توان ارائه سهام در بورس را داشته باشد.»
او ادامه مي دهد؛ «موسساتي مثل «اطلاعات»، «کيهان»، «همشهري» يا «جام جم» نيز توسط پشتوانه هاي دولتي يا نيمه دولتي حمايت مي شوند. اما حتي اگر اين موسسات خصوصي شوند و سهام آنها وارد بورس شود از نظر من زيان ده خواهند بود.»
عبده همچنان معتقد است در همين شرايط نيز در بخش هاي خصوصي اين پتانسيل وجود دارد که موسسات مطبوعاتي مثل «امير کبير» و «فارابي» با يک روزنامه بزرگ، هفته نامه، سايت خبري و خبرگزاري ادغام و تبديل به يک موسسه رسانه اي بزرگ شوند اما «متاسفانه اين مديران موسسات همواره بر فرهنگي بودن خود تاکيد دارند، خيلي دلشان نمي آيد وارد بحث سودآوري شوند.»
دموکراسي در تحريريه
يکي از اقدامات روزنامه نگاران اروپايي براي تحقق مشارکت در مالکيت و مديريت روزنامه ها، برگزاري سمينارها و هم انديشي است.
فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران و فدراسيون اروپايي روزنامه نگاران در نشستي در سال 1995 اعلاميه اي در مورد لزوم مشارکت روزنامه نگاران اروپايي در مالکيت رسانه ها صادر کردند.
آنها در اين نشست دموکراسي تحريريه اي را در رسانه ها بررسي کرده اند و طي اعلاميه اي بر ضرورت دموکراسي تحريريه تاکيد کرده اند.
در اين اعلاميه چند نکته به عنوان استاندارد حداقل مطرح شده است؛
1- هيات تحريريه معرف اصول اخلاقي و در واقع سرمايه معنوي موسسات مطبوعاتي است.
2- مداخله تصميم گيري در همه تصميم گيري ها به خصوص شوراي تحريريه حق مسلم شوراي تحريريه است.
3- هيات تحريريه بايد در سياستگذاري ها سهيم باشد.
4- ماموريت و تغيير ماموريت اعضاي تحريريه بايد با توافق شوراي تحريريه صورت گيرد.
5- روزنامه نگاران مي توانند از اجراي دستورهاي مغاير با اصول اخلاقي حرفه روزنامه نگاري امتناع کنند.
6- در کشورهاي اروپايي تمام اعضاي تحريريه حق دارند از حقوق مساوي برخوردار باشند.
7- پيشگيري روزنامه نگاران و اعضاي هيات تحريريه از مداخله مديريت موسسه در امور داخلي تحريريه يک حق مسلم است.
8- براي تعيين مديريت هاي جديد روزنامه ها و موسسات مطبوعاتي همچنين تغييرات حرفه اي بايد سعي شود تا با شوراي تحريريه و انجمن ها و سنديکاهاي روزنامه نگاري مشورت شود.
در اين اعلاميه همچنين تاکيد شده که مداخله روزنامه نگاران در امور روزنامه ها مساله اي فرعي نيست و يکي از مباني اصلي و اساسي حفظ و حراست استقلال روزنامه نگاران است و به خودمختاري آنها منجر مي شود.
فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران و فدراسيون اروپايي روزنامه نگاران همچنين تاکيد کرده بايد اصولي چون «رعايت اصول اخلاقي حرفه اي روزنامه نگاري» و «امکان استناد به قيد وجداني» در قراردادهاي روزنامه نگاران مورد توجه قرار گيرد. وقتي روزنامه نگاري اخراج يا مجازات مي شود يا وقتي روزنامه نگاري احساس مي کند که به حيثيت او لطمه وارد شده مي تواند از موسسه مطبوعاتي خود شکايت و از آنجا غرامت بگيرد.
اعضاي اين فدراسيون ها به اين نتيجه رسيده اند که براي حراست از استقلال تحريريه هاي سراسر جهان بايد با نهادهاي مشابه بين المللي و منطقه اي همکاري کرد.
استقلال تحريريه؛ مساله جهاني
استقلال تحريريه اي روزنامه نگاران و مشارکت آنها در مالکيت و مديريت رسانه ها انگار خوابي است که براي بسياري از روزنامه نگاران ايراني تعبيري ندارد يا اگر دارد در آينده اي دور.
«دکترکاظم معتمدنژاد» در حالتي کاملاً خوشبينانه تحقق امر مشارکت روزنامه نگاران ايراني را در مالکيت و مديريت رسانه هاي کشور پروسه اي 50 ساله مي داند.
به گفته او «بسياري از مطبوعات در ايران تازه تاسيس هستند، قانون مشخصي براي مشارکت روزنامه نگاران در مالکيت مطبوعات وجود ندارد. در ايران تنها موسساتي مثل «همشهري»، «ايران» و «جام جم» هستند که مي توانند با تکيه بر سابقه و درآمدي که دارند سرآغازي براي اين بحث باشند.»
او الگوي فرانسه را که قانون جديد ايران برداشتي از قانون اين کشور است، براي مطبوعات ايران مناسب تر مي داند. در فرانسه براي صيانت از حقوق روزنامه نگاران پارلمان قانوني را وضع کرد. به نظر مي رسد در شرايط موجود جامعه معتمد نژاد اين روش را بر روش کشورهايي مثل انگليس، کانادا و سوئيس که خود روزنامه نگاران براي رسيدن به حقوق حرفه اي خود مبارزه کرده اند، برگزيده باشد.
از نظر اين استاد دانشگاه بايد کار را به جايي مثل وزارت ارشاد سپرد؛ «از طريق مبارزه شايد 50 سال طول بکشد اما اگر اين ماده قانوني از طريق وزارت ارشاد تصويب شود شرايط جور ديگري است.»
«نمي شود درگير شد، بايد مذاکره کرد و حوصله داشت، خونسرد بود، حتي اگر کار را به دست دولت بسپاريم کار چند سال طول مي کشد اما اگر صبر و حوصله داشته باشيم اين اتفاق حتماً رخ مي دهد.»
جاي خالي تصميم گيري در تحريريه ها
23 مه 2007 ميلادي کنفرانس بين المللي مالکيت رسانه ها و حق استفاده از اطلاعات نيز با حضور کارشناسان اروپايي و روزنامه نگاران جهان سوم شکل گرفت تا باب اين بحث در اين کشورها نيز باز شود.
به نظر مي رسد با همه اين تحولات و پيگيري ها در خارج از کشور به خصوص در بين خبرنگاران و روزنامه نگاران اروپايي و امريکايي که يا از طريق مبارزه مستقيم يا از طريق دولت به دوره جديدي از زندگي مطبوعاتي پاي نهاده اند جاي اين بحث همچنان در محافل مطبوعاتي ايران خالي است.
تنها حضور خبرنگاران در مديريت رسانه ها است که مي تواند تا حد زيادي انحصار طلبي مديران را بشکند و اهل تحريريه را در تصميم گيري ها دخيل کند.
اما آنچه مسلم است استقلال حرفه اي روزنامه نگاران نه تنها به امنيت شغلي آنها مي انجامد بلکه در روند تحقق دموکراسي و آزادي بيان تاثير بسياري خواهد گذاشت.
همچنين اين روند مي تواند به ايجاد فضاي رقابت و حضور روزنامه هاي تاثيرگذار و پرمخاطب در عرصه مطبوعات انجامد.
ادغام راه حل بزرگ شدن مطبوعات
«ادغام» مجله ها و روزنامه هاي مستقل و تبديل آنها به يک موسسه مطبوعاتي قوي از جمله راهکارهايي است که عبده براي محکم شدن پايه هاي مطبوعات ضروري مي داند؛ «وقتي چند نهاد مستقل رسانه اي و طيف هاي مختلف روزنامه ادغام شوند، کنار آنها راديو- تلويزيون مستقل شکل بگيرد، شرکت هاي پخش يا چاپخانه ها در کنار آنها فعال باشند و همه آنها در کنار هم بخش پژوهش داشته باشند، به اين ترتيب يک موسسه مطبوعاتي قوي با تعداد زيادي کارمند و خبرنگار خواهيم داشت که تعطيل کردن آن کار آساني نخواهد بود.
مسوولان آن موسسه نيز براي حفظ اشتغال مجبورند تا حدي خود را تعديل کنند. مديران در سايه آن مي توانند مسائل مالي و رفاهي مناسبي براي اعضاي تحريريه فراهم کنند.»
روزنامه نگاران ايراني در حال حاضر از نبود امنيت شغلي و حقوق مناسب، مسائل رفاهي، بيمه، حتي مسائل ريزي چون رفت و آمد درون شهري و ماموريت هاي برون مرزي رنج مي برند.شايد عرضه سهام موسسات مطبوعاتي در بورس و توزيع بخشي از آن بين خبرنگاران و ديگر دست اندرکاران مطبوعات بتواند روند دستيابي آنها به حقوق اوليه شان را تسريع کند.
دکتر معتمدنژاد مشارکت روزنامه نگاران در مالکيت و مديريت موسسات مطبوعاتي را زاده پروسه اي تاريخي و تحولاتي مي داند که از سال هاي آغازين قرن 16 ميلادي مورد توجه قرار گرفته است. گذراندن سه دوره تحول که سرآغاز آن سال 1609 ميلادي و همزمان با دوره مطبوعات «استبدادي» است. در آن دوره روزنامه ها تحت نظارت دولت اداره مي شدند. دوره اول تا انقلاب فرانسه و مبارزه جنگ هاي استقلالي در امريکا يعني سال 1840 ميلادي طول مي کشد. مطبوعات در دوره دوم براساس اصل آزادي بيان منتشر مي شدند. در آن دوره روزنامه هاي «مردمي» جاي روزنامه هاي «استبدادي» را گرفتند.
به گفته معتمدنژاد روزنامه هاي مردمي قرن 19از منفعت مالي - سياسي برخوردار نبودند. روزنامه هاي اين دوره بودند که به علت مردمي بودن «رکن چهارم دموکراسي» خوانده شدند. اما اين دوره طلايي براي مطبوعات چندان طول نکشيد.
در اين سال ها بود که رقابت براي فروش کالا افزايش يافت. با ورود مسائل تجاري، بازرگاني و اهميت مطرح شدن کالا و خدمات در مطبوعات، رسانه ها به عرصه تبليغات تبديل شدند و تغيير ماهيت دادند. اين دوره مطبوعات «خصوصي» شکل گرفتند.
دکتر معتمدنژاد مي گويد؛ «در دوره مطبوعات «خصوصي» مردم عادي نمي توانستند از عهده مخارج هنگفت روزنامه ها و ديگر رسانه ها برآيند، بنابراين به جاي مردم، «سرمايه دار»ها حاکم روزنامه ها شدند و دوباره آزادي مطبوعات و به تبع آن استقلال حرفه اي روزنامه نگاران به خطر افتاد.»
همزمان با اين تحولات از اواسط قرن 19 ميلادي که مطبوعات تجاري شدند عده اي از دست اندرکاران و صاحب نظران رسانه ها تصميم گرفتند تا با مشکلات موجود مبارزه کنند. طي چندين کنفرانس بين المللي در اواخر اين قرن در اروپا و امريکا براي آينده روزنامه نگاري چشم اندازهايي در نظر گرفته شد.
پس از آن بسياري از روزنامه نگاران با برگزاري کنفرانس هاي حرفه اي «رعايت اصول اخلاقي حرفه روزنامه نگاري»، «آزادي مطبوعات»، «تامين حق مردم در استفاده از اطلاعات» و تشکيل «سنديکاها و اتحاديه هاي روزنامه نگاري» را براي پيشبرد مناسب حرفه روزنامه نگاري مهم دانستند.پيش از هر چيز در اروپا و در کشورهايي مثل انگلستان و فرانسه اتحاديه ملي روزنامه نگاران در سال 1906 شکل گرفت تا آزادي هاي اين حرفه را تامين کند.
در اين کشورها سنديکاهاي روزنامه نگاري با حضور اعضاي منتخب روزنامه نگاران مقرراتي را براي تامين استقلال حرفه اي روزنامه نگاران و مطبوعات تبيين کردند.
در انگلستان، سوئيس و کانادا اين تشکل هاي حرفه اي هستند که براي تحقق اصول حرفه اي روزنامه نگاران و استقلال روزنامه نگاران مبارزه کرده اند.
از سوي ديگر در کشورهايي مانند فرانسه براي وضع مواد قانوني استقلال حرفه اي در صدر کشورها تصميم گيري و دولتمردان مواد قانوني اي را در حمايت از روزنامه نگاران وضع کردند.
از سال 1960 نيز با تاسيس شورا هاي روزنامه نگاران، انجمن هاي روزنامه نگاران يا حتي شرکت هاي روزنامه نگاران، نويسندگان و خبرنگاران ادعا کردند که تحريريه ها استقلال ندارند و براي جلوگيري از کار مديران رسانه هاي خصوصي که خبرنگاران را کارمندان خود مي دانستند و به آنها امر و نهي مي کردند و فشارهاي درون سازماني اعمال شده بر روزنامه نگاران موضوع «استقلال تحريريه اي» را مطرح کردند. پيرو اين مبارزات در سطح رسانه ها، بسياري از روزنامه هاي مهم کشوري مثل فرانسه روش «استقلال تحريريه اي» را براي اداره روزنامه ها برگزيده اند.
«لوموند» يکي از همان روزنامه ها است که به اين روش اداره مي شود، اين روزنامه که از سال 1944 با پايان جنگ جهاني دوم تا امروز به حيات خود ادامه داده و يکي از تاثيرگذارترين روزنامه هاي دنيا است، حدود 30 درصد از سهام خود را به روزنامه نگاران اختصاص داده است.
بخش ديگر سهام اين روزنامه به موسسان اصلي و مديران بعدي آن تعلق گرفته و بخش ديگر سهام «لوموند» اکنون بين کارمندان و کارگران اين روزنامه تقسيم شده است.
در اين روزنامه سردبيران با راي روزنامه نگاران تعيين مي شوند، اگر اين شورا با سردبيري مخالف باشد، مدير روزنامه ديگر نمي تواند به کار خود ادامه دهد. چنان که ژان ماري کلمباني مدير تحريريه روزنامه لوموند با آنکه در دو دوره گذشته با راي شوراي تحريريه مديريت روزنامه را برعهده داشته در دور جديد ديگر به عنوان مدير انتخاب نشده است.
اگرچه سال هاي 1965 تا 1985 ميلادي اوج مبارزات شوراها و انجمن هاي تحريريه بود از سال 1985 تاکنون موج جديدي در مطبوعات فرانسه و کشورهاي اروپايي ايجاد شده است و در ادامه آن «شوراها»، «شرکت ها» و «انجمن هاي روزنامه نگاران» مساله استقلال حرفه اي روزنامه نگاران و مشارکت آنها در مديريت و مالکيت رسانه ها را به صورت جدي دنبال کرده اند.
اکنون بسياري از نشريات فرانسوي به صورت شورايي اداره مي شوند. «لوموند»، «ليبراسيون»، «اکسپرس»، «تريبيون»، «آبزرواتور»، «اکسپانسيون»، «تراناما» و «اکو» از ديگر مجلات فرانسوي هستند که با نظارت دقيق هيات تحريريه اداره مي شوند. حتي اعضاي شوراي تحريريه مجله «لورآکسرواتور» تا جايي پيش رفته است که منشور خاصي را تبيين کرده اند که اعضاي اين شورا ملزم به رعايت آن هستند.
البته مشارکت آنها در سطح رسانه هاي فرانسه چندان موفق نبوده، اما روزنامه نگاران «لوموند» پس از جنگ جهاني دوم در خفقان آن روزگار با پرداخت خسارت هاي معنوي بسيار حتي پرداخت «جان» خبرنگاران، خود به روياي مشارکت روزنامه نگاران در روزنامه ها تحقق بخشيدند.