
بحران جدید ایران و بحرین بر سر سرمقاله روزنامه کیهان یک بار دیگر نشان داد که اظهارنظرهای شتابزده و غیرمسوولانه چقدر می تواند برای منافع ملی و سیاست خارجی یک کشور زیانبار باشد. این در صورتی است که به تنش های چند روز گذشته در مناسبات ایران و بحرین نگاهی خوشبینانه داشته باشیم و از بررسی موضوع در چارچوب تئوری های مورد علاقه عامل یا عاملان این بحران پرهیز کنیم. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 این دومین باری است که تنشی در این حد و قواره دامان سیاست منطقه ای ایران را دربرمی گیرد. در نخستین سال انقلاب نیز یک مقام غیرمسوول سخنی مشابه اظهارنظر روزنامه کیهان در مورد مالکیت بحرین به زبان آورد که منجر به بروز تنش میان کشورهای عرب خلیج فارس و ایران شده و سرآغازی برای تشکیل شورای همکاری خلیج فارس با راهبرد مقابله با ایران شد. در آن زمان تلاش های دیپلماتیک ایران برای زدودن آثار منفی آن اظهارنظر ناپخته نتیجه چندانی به همراه نداشت و کشورهای عرب خلیج فارس موضوع جزایر ایرانی تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی و تعلق آن را به امارات در دستور هر نشست و اجلاس قرار دادند. از آن پس پیمان های امنیتی میان امریکا و کشورهای عرب خلیج فارس به صورت یک جانبه و چندجانبه منعقد شد، برخی از کشورها و از جمله بحرین پایگاه های نظامی خود را در اختیار امریکا قرار دادند و حضور نیروهای امریکا در منطقه حساس خلیج فارس و شاهراه عبور نفت با افزایش بی سابقه مواجه شد.در آن زمان بسیاری از مشفقان و دلسوزان منافع ملی کشور به دستگاه های امنیت ملی توصیه کردند که در مورد انگیزه عامل یا عوامل بروز این بحران تحقیق کرده و از برابر موضوعاتی با این درجه از حساسیت بی تفاوت نگذرند. تا آنجا که حافظه ام یاری می کند، نه تحقیقی در این زمینه صورت گرفت و نه اگر صورت گرفت نتایج آن به اطلاع عموم رسید.واقعیت تلخ این است که گاهی رویدادهای کوچک می تواند تاثیر بسزایی در حوزه امنیت ملی یک کشور برجای بگذارد. صف آرایی بسیاری از کشورهای عرب خلیج فارس و همپیمانی شان در جنگ هشت ساله رژیم صدام حسین علیه ایران، صرف نظر از انگیزه ها و عوامل متنوع آن بی تردید می تواند بخشی از واکنش آنان نسبت به آنچه (درست یا نادرست) خطر قریب الوقوع ایران تلقی می کردند به شمار آید. این درست است که کشورهای عرب خلیج فارس پاداش خود را از صدام حسین در شکل اشغال کویت و سرنگونی رژیم این کشور گرفته و از رفتار پیشین خود پشیمان شدند، اما نباید از یاد برد که پاره ای اظهارنظرهای مقامات مسوول و غیرمسوول در عمیق کردن شکاف میان دو کرانه جنوبی و شمال خلیج فارس مؤثر بود.آنچه در چند روز گذشته در موضوع بحرین به وسیله روزنامه کیهان اتفاق افتاد یکی از همین ایستگاه هاست. سیاست خارجی ایران طی دو دهه اخیر روی برقراری رابطه حسن همجواری و ضرورت عاری کردن منطقه خلیج فارس از حوزه نفوذ بیگانگان استوار بوده است. تاکنون و به صورت رسمی هیچ گونه تغییری در این راهبرد منطقه ای ایران دیده نشده است. ایران در پاسخ به بسیاری از بیانیه های اجلاس سران عرب خلیج فارس که بر مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر سه گانه ایرانی پافشاری می کردند همواره روی این اصل قابل توجیه و قابل دفاع اصرار می ورزید که طرح دعاوی ارضی شبیه دعاوی امارات متحده عربی می تواند پرونده طرف های دیگر را گشوده و جغرافیای منطقه را دستخوش دگرگونی کند.
این سیاست منطقی ایران با