
مهرداد رئيسي رئيس هيات مديره انجمن گويندگان جوان تهران و مديرعامل و موسس گروه گلوري فارغ التحصيل رشته نرم افزار است و با علاقه به کار دوبله سعي کرده تا با بهره گيري از تکنولوژي جديد در خدمت دوبله آثار انيميشن گام بردارد و بتواند با ايجاد اين کار فضايي ايجاد کند که افراد بيشتري از انيميشن لذت ببرند. حتماً شما هم از دوبله «شرک» لذت برده ايد و کمپاني هيولاها را به خاطر داريد با آن جمله يخ بستني مي خوري. و يا «طعمه کوسه» و بسياري از آثار ديگر که توسط اين گروه دوبله شده است. مهرداد رئيسي سه سال پيش انجمن گويندگان جوان تهران را راه اندازي کرد. انجمني که بسياري از صداهاي جوان اما آشناي اين دوره را در خود جاي داده و در حقيقت به نحوي صدايي تازه محسوب مي شود. با رئيسي درباره کارهايش و چگونگي شکل گيري اين گروه به گفت وگو نشستيم.
فعاليت دوبله را از چه سالي آغاز کرديد؟
اين کار در واقع از سال 82 شروع شد و پيش از آن مديريت تبليغات واحد بازرگاني انتشارات سروش را برعهده داشتم و دوبله مجدد کارهاي قديمي را انجام مي داديم و آنها را ميکس مي کرديم. از آنجايي که سيستم ها متفاوت بود نياز به دقت بيشتري داشت و درست در همين کارها بود که متوجه شدم دوبله هاي قديم تا چه حد ارزشمند بوده است و در حال حاضر تا چه حد در اين کار ضعف و مشکل وجود دارد. بنابراين با توجه به رشته ام سعي کردم از تکنولوژي پيشرفته امروز در اين عرصه استفاده کنم.
چطور شد که در اين کار به صداهاي جديد و افراد تازه کار روي آورديد؟
در بدو امر به سراغ پيشکسوتان هم رفتم اما آنها چندان تمايلي به همکاري نداشتند. آن هم به دو دليل يک بخش کاملاً به بحث مالي و بودجه ما بازمي گشت که نمي توانستيم خواسته مالي آنها را برآورده کنيم و بخشي هم عدم تمايل پيشکسوتان در استفاده از سيستم هاي جديد بود که برخي از آنها مي گفتند تجربه اين کار را در کشورهاي ديگر مثل آلمان داشته اند و نمي توانند با اين شيوه هاي جديد کار کنند. بنابراين مجبور شديم به سراغ دانشجويان رشته بازيگري و کارگرداني دانشگاه سوره برويم و از دوبله کارتون هاي ساده آغاز کنيم.
اولين کاري که دوبله کرديد چه بود؟
در واقع اولين کار «اسپريت» و براي تست روش ام بود و خودم صحبت کردم که در بازار هم عرضه نشد. البته اين روش در بسياري از کشورها اجرا مي شود اما من در ايران بايد تغييراتي را با توجه به امکانات و نرم افزارهاي موجود در ايران ايجاد مي کردم و چارتي از نظر هزينه و سيستم را با توجه به روشي که منحصر به خودم بود تهيه کنم.
يعني شما در صنعت دوبله بدعت گذاري کرديد؟
از نظر سيستم و روش بله. البته روش تک نفره قبل از انقلاب بوده است و هنوز هم در بسياري از کشورها استفاده مي شود. اما سبکي که ما به کار مي بريم و مدل متن نويسي آن کاملاً جديد است. ما متاسفانه در هيچ کدام از مراحل کار از حضور پيشکسوتان بهره نبرديم و فقط از آناليز کارهاي خوب قديمي که دوبله ايران را در رتبه بالايي قرار داده استفاده کرديم و در جلسات متعدد و با نقد و بررسي آثار قبل به استانداردها دست پيدا کرديم. اين کار تا دو سال ادامه داشت تا به اعتصاب انجمن پيشکسوتان و خالي گذاشتن دست موسسات ويدئو رسانه اي که مجوز ارشاد داشتند انجاميد.
شما در اين ميان به صورت جداگانه عمل کرديد و حمايت صنفي انجام نداديد؟
ما در حقيقت سياست ديگري را پيش گرفتيم. اولاً ما عضو آن انجمن نبوديم ضمن اينکه قبل از اين جريان هم هيچ گونه حمايتي از جانب آنها نداشتيم. اما دليل اصلي همکاري ما با اين موسسات به خاطر تهاجم فرهنگي و هجوم فيلم ها و کارتون هاي غربي در بازار بود و خالي گذاشتن دست اينگونه رسانه ها را مصلحت نديديم به خصوص که اين موسسات اينگونه آثار را با توجه به فرهنگ ما وارد خانه ها مي کنند. از طرفي ما به موسسات حق مي داديم که نخواهند افزايش هزينه داشته باشند چون هيچ اتفاق خاصي در اين عرصه رخ نداده بود. بنابراين ما با دلايل خودمان با رسانه هايي که مجوز ارشاد داشتند همکاري کرديم و نگذاشتيم کار بخوابد. در حقيقت سعي کرديم به جرياني که مدنظر وزارت ارشاد بود کمک کنيم و هدف گذاري هاي مان با توجه به همکاري ها گسترده تر شد.
از هدف گذاري صحبت کرديد اين هدف گذاري شامل چه چيزهايي است؟
در حال حاضر يکي از اين موارد که به مديرهاي دوبلاژ هم ابلاغ شده بحث فرهنگ سازي است. به عنوان مثال در کار طعمه کوسه و در انيميشن ماشين ها بسياري از اين نکات اعمال شده است. البته انيميشن به دليل زيبا و جذابيت بايد ابتدا کارشناسي شود چون برخي از آنها داراي اهداف منفي است که بايد به نيازهاي فرهنگي جامعه ما تبديل شود.
بحث فرهنگ سازي را پيش کشيديد براي فرهنگ سازي چه کارهايي انجام داده ايد و بيشتر به چه نيازهايي پرداخته ايد؟

در اين بخش از روانشناس و داستان شناس استفاده کرديم که تمام موارد پنهان را در نظر مي گيرند. به عنوان مثال در کاري مثل «سندباد»، که اصل داستان مربوط به هزار و يک شب است و در حقيقت کاملاً شرقي است و به نوعي ايراني محسوب مي شود اما کمپاني امريکايي «دريم ورکس» سعي کرده به گونه اي عمل کند تا سندباد را بااصليت يوناني معرفي کند و ما در ارائه دوبله اين کارها تغييراتي اعمال مي کنيم، و در جاهايي که ديالوگ هاي غيرضروري وجود دارد آن را به ديالوگ هايي با بار آموزشي تغيير مي دهيم. در طعمه کوسه در جايي به نقشه جهان اشاره مي کند و مي گويد اين دريا مال کجاست و او در پاسخ مي گويد مال کره است ما تبديل کرديم به اين ديالوگ؛ خليج فارس مال کجاست؟ مال ايران. در حقيقت با توجه به موقعيت و اهداف نهفته در انيميشن ها آنها را ايرانيزه مي کنيم، به گونه اي که علاوه بر فرهنگ سازي با دوبله جلوي تهاجم فرهنگي را بگيريم. چون دوبله يکي از راه حل هاي اين مساله است. با توجه به مخاطب اين آثار بايد ظرافت هاي کار رعايت شود و به نياز مخاطب که طنز هست پاسخ داده شود.
اين تغييرات به هدف کارگردان لطمه نمي زند؟
ما سعي مي کنيم هدف اصلي کارگردان را از نظر فيلمنامه جلو ببريم البته اگر آن هدف درست باشد، اما يکسري معادل سازي ها را اعمال مي کنيم و يکسري طنزهاي خارجي بي معني را تغيير مي دهيم و از اين طريق مخاطب را سوق مي دهيم به سمتي که در شأن جامعه و فرهنگ ما است.
اين اهداف در جاي خود خوب است، اما چگونه سعي مي کنيد که به شعارزدگي کشيده نشود و تکرار اين شعارها مخاطب را خسته نکند.
معمولاً سن مخاطب ما کم است و اگر خيلي در لفافه حرف بزنيم متوجه حرف ما نمي شوند. در گروه سني بزرگسال شايد تبديل مستقيم جواب ندهد خصوصاً در شرايط فعلي جامعه ما. پس ما هم سعي مي کنيم به اين ورطه نيفتيم.
اما اگر همين روند به صورت دائمي اتفاق بيفتد خودش يک خطر است براي پس زدن مخاطب.
ما به هيچ عنوان قصد نداريم چنين کنيم و بسياري از کارها هم اين اجازه را نمي دهد. مثلاً در کاري مثل آناستازيا اصلاً نمي توانيم چنين کارهايي انجام دهيم. اما در کارهاي پيکسار با توجه به نوع کار و تعدد کاراکتر اين امر امکان پذير است، خصوصاً با طنزي که در کارها دارد دست مدير دوبلاژ را باز مي گذارد تا شيطنت کند و تک ديالوگ ها را برگرداند و عموماً در کارهاي تيپيک و طنز مي توانيم مانور بدهيم.
در شيوه جديدي که براي کارتان استفاده مي کنيد تکنيک کار مهمتر است يا تجربه گوينده و به اصطلاح خاک استوديو خوردن؟
هر دو نياز است. دوبله مثل بازيگري بسيار وسيع است. اين کار در حقيقت صداپيشگي است و گويندگي صرف نيست. چون بايد جاي کاراکتر ديگري را بازي کنيد. چون وقتي جاي کسي مثل آل پاچينو يا رابرت دونيرو بخواهيد حرف بزنيد بايد دوباره جاي او بازي کنيد و همان حس ها را در کار ارائه بدهيد. بنابراين در ابتدا تکنيک لازم را کسب کنيد و در کنار آن تجربه هم نياز است.
چون يک دوبلر در آن واحد بايد پنج کار را با هم انجام بدهد؛ خواندن، ديدن، شنيدن، سينک گويي و حس گرفتن. البته در ايران مورد ديگري به آن اضافه مي شود که خلاقيت است. اما در حال حاضر مي بينيم با وجود تجربه زياد هم کارهايي انجام مي شود که از نظر حسي غلط است، که به نظرم اين امر ناشي از آن است که گوينده نمي خواهد صدايش را خرج کند چون صدا تنها دارايي يک گوينده است. در گفت وگويي که با جلال مقامي داشتم ايشان مي گفت اگر فيلم دکتر ژيواگو را دوباره دوبله کنم بعد از سال ها تجربه، دوبله بهتري خواهم داشت. در حالي که در آن زمان کاري که او انجام داده خود يک شاهکار محسوب مي شود. بنابراين تجربه تا حدي براي رسيدن به استاندارد لازم است و بعد از آن مهارت ها و گوشه هايي که گوينده مي تواند در اين دنياي وسيع بازي و حنجره کشف کند. اما همه اينها نيازمند تکنيک است. اما واقعاً بحث خاک استوديو خوردن نيست. لازم است به نکته اي اشاره کنم. بسياري از گويندگان ما تئاتري بودند. حتي آقاي شايگان در مصاحبه هايشان هم مي گويند من تئاتر را رها کردم و به خاطر پول خوب دوبله به سمت اين کار آمدم. اما به هر حال تکنيک و تجربه در اين کار لازم است.
برويم سراغ انتخاب واژه ها. چقدر گروه سني مخاطب را در اين انتخاب و جايگزيني در نظر مي گيريد؟ يکي از بحث ها به کار بردن واژه هاي نامناسب است که در اين کارها استفاده مي شود و بسياري بر مخرب بودن آن تاکيد دارند در اين فرهنگ سازي که مي گوييد چرا اين اتفاق نيفتاده است.
در ابتداي کار، فيلترها را نمي شناختيم اما حالا بر اين خطوط قرمز در حوزه واژه ها آگاهي داريم در حال حاضر ترجمه هاي ما در سازمان صدا و سيما کارشناسي مي شود و آنها هم بسيار حساس هستند مخصوصاً در بحث کودک. برخي از کارها گروه سني شان بالاتر از کودک است که آن را مي توان از رتبه فروش هفتگي و ماهانه شان در دنيا فهميد. به عنوان مثال انيميشن نمو، عصر يخبندان، عروس مرده يا شرک يک ماه در صدر جدول فروش باقي ماندند و در سياستگذاري ساخت شان هم کاملاً مشخص است که طيف وسيع گروه سني را در نظر گرفته اند و ديالوگ ها را از سطح بچه ها بالاتر آورده اند تا مخاطب بزرگسال را هم جذب کند و اين ناشي از همان ديد است که کارتون را صرفاً براي بچه ها نمي سازند. پس ما همه ناچاريم هر دو مخاطب را مدنظر قرار بدهيم. در حقيقت ما بايد در ارائه کار هر دو طيف را در نظر بگيريم يعني اگر کار را فقط براي بچه ها دوبله کنيم از هدف خودمان که شناساندن انيميشن است دور مي شويم. پس در کارمان بايد هر دو گروه را راضي نگه داريم.
يکي از کارهاي جالبي که انجام داديد جمله معروف «تقديم به بچه هاي خوب ايران و فارسي زبانان جهان» بود. اين ايده از کجا ناشي شد؟
اين جمله در ابتدا پيشنهاد خودم بود که روي کارها بگذاريم چون به نظرم اين مي تواند ارتباط نزديک تري با بچه ها برقرار کند. ضمن اينکه گروه ما تشکلي بود که اسم داشت و خيلي ها از آن استفاده مي کردند و علاوه بر حفظ اسم به عنوان مهر و کارمان آن را توي کار مي گفتيم که چسبيده به دوبله باشد و قابل حذف نباشد و شناسه باشد و به خاطر احترامي که براي بچه ها قائل هستيم از اين جمله استفاده کرديم و بعدها به پيشنهاد آقاي عليمرداني يکي از گويندگان و مديران خوبمان در يکسري از کارها که ژانر کودکانه نداشت جمله تقديم به فارسي زبانان جهان را به کار برديم که با استقبال خوبي در کشورهاي فارسي زبان مواجه شديم. آنها هم همين حس را داشتند که مورد خطاب قرار گرفته اند و آن صميمت برقرار شده بود.
به نظر مي آيد رقابت شديدي در ارائه کارها وجود دارد و از طرفي رقابت سختي بين اين موسسات حاکم است خصوصاً بر روي صاحب صداها و تاکيد بر صداهاي مشخص برخي از افراد. ولي مشکلي که وجود دارد تکراري شدن برخي صداها در کارهاي گوناگون است. براي جلوگيري از اين تکرار و يکنواختي چه کاري صورت گرفته است؟
اين اشکال به ما وارد بود که از برخي صداها به صورت مداوم و تکراري استفاده مي کرديم اما اين مشکل برطرف شده است و اين مساله به چند مورد برمي گردد يکي بحث کمبود گوينده بود مثلاً در زماني که نمو را دوبله کرديم يازده نفر گوينده داشتيم. به همين خاطر شايد چندين نقش را يک نفر مي گفت. به هرحال در آن مقطع خاص چاره اي نداشتيم که به همان عدم همکاري باز مي گردد. اما اين مشکلي است که در حال حاضر گريبانگير دوبله ايران است و انجمن پيشکسوت که 80 درصد دوبله را با 200 گوينده انجام مي دهد به آن دچار است. بايد توجه داشت که پيدا کردن گوينده کار بسيار سختي است اين مساله در سينما حل شده است چون رشته سينما، فارغ التحصيلان متعدد دارد و پيدا کردن آدم مورد نظر براي کارگردان راحت تر است. به هرحال اين کار نياز به آموزش دارد و وقتي متوجه شديم صداي تکراري مي تواند يک معضل باشد سعي کرديم آن را رفع کنيم. در کارهاي جديد فضا را براي گويندگان جديد بازگذاشته ايم.
برگرديم به ابداع ديگري که شما در دوبله انيميشن ها داشتيد و آن هم استفاده از لهجه هاي گوناگون بود البته اين کار بسيار حساس است و دقت بسيار زيادي را مي طلبد. در اين خصوص چگونه عمل کرديد؟
خوشبختانه مشکل خاصي نداشتيم و اين کار براي آشنايي بيشتر با لهجه ها انجام شد. در يکي از بحث ها در جريان نوآوري به اين رسيديم که بسياري از اين شخصيت ها لهجه پذير هستند و با توجه به گستردگي کشور و لهجه هاي گوناگون مي توانيم از اين مساله استفاده کنيم تا بچه ها علاوه بر لذت بردن با لهجه ها آشنا شوند. همين کار هم مخاطب زيادي پيدا کرد و با استقبال خوبي روبه رو شد ولي الان ديگر لهجه کار نمي کنيم و نوآوري جديدمان اين است که يکي از شعرهاي کار حتماً بايد به فارسي برگردانده شود و موزيک شعر را مي سازند و با همان مضمون به فارسي برگردانده مي شود.
يکي از موفق ترين کارهايتان کمپاني هيولاها بود که با استقبال خوبي مواجه شد و خيلي ها معتقدند اين کار يکي از بهترين کارهاي شما است؟
خيلي خوشحالم که کمپاني هيولاها به عنوان سومين کارمان با چنين استقبالي مواجه شده است و باعث افتخار ما است. اما هنوز هم سعي مي کنيم خودمان را نقد کنيم. جداي از نقد مردمي که صورت مي گيرد نقدهاي تخصصي که روي کارها انجام مي شود باعث قوت قلب ما است و راه گشاي ما و نقدهاي تکنيکي که روي کارهايمان انجام شده هم مثبت بوده که فوق العاده براي ما ارزشمند است.
در حال حاضر شاهد محدوديت هايي در دوبله کارتون ها هستيم که جلوي آنها گرفته شده است. آيا اين محدوديت ها مشکلي براي شمال ايجاد نمي کند؟
اين اتفاق خوبي است و خود ما قبلاً درخواست کرده بوديم که به اين وضعيت سر و سامان بدهند و ارشاد نظارتي بر انيميشن داشته باشد. جدا از بحث سوءاستفاده مالي، باعث ضعف کيفي آثار شده بود و به هرحال بحث فيلترينگ هم رعايت نمي شد و استفاده از واژه هاي مناسب در اين گونه کارها جاي بحث داشت. خيلي از کارها با هزينه پايين و بدون توجه وارد منازل مي شد و در دست مخاطب قرار مي گرفت، از طرفي بحث رايت هم مطرح بود و اتفاق خوبي است که ارشاد و پليس امنيت ملي وارد اين حوزه شدند و به کارها سر و سامان دادند. فعلاً کارها متوقف شده است اما قرار است با همکاري موسسات ويدئو رسانه و رسانه هاي تصويري و موسسه جوانه پويا کارهاي مان را به صورت رسمي ارائه کنيم.
اين جريان چه تاثيري بر قيمت کارتون ها دارد چون بسياري از افراد نگران قيمت تمام شده محصولات هستند؟
نبايد اين نگراني وجود داشته باشد حتي قيمت ارزان تر خواهد شد. در حال حاضر با شرکت جوانه ها هم مذاکراتي شده است فقط با اين هدف که قيمت بالاتر نرود و اين موسسه قيمت هاي پايين تري براي عرضه کالا در نظر گرفته و ما هم به همين دليل سعي کرديم با آنها کار کنيم تا کارها به دست مخاطب برسد و مي توانم اين نويد را بدهم که کارها به شکل ارژينال و با قيمت پايين تر در دست مخاطب قرار خواهد گرفت.
فکر مي کنيد کارهاي جديد تا چه وقت به بازار بيايد؟
تا اوايل تيرماه، 20 عنوان جديد به بازار خواهد آمد. عنوان هايي مثل انيميشن ماشين ها، انيميشن قلعه متحرک هابل، انيميشن جزيره تي تي بو، خوش قدم که اسکار گرفته، پدرخوانده هاي توکيو، ماجراهاي پدر خرگوشه، باب اسفنجي دو و...
يکسري از آثاري که نام برديد قبلاً دوبله شده است؟
آن کارها به صورت غيررسمي بوده است و مربوط به کمپاني ما نبوده و کارهاي جديد کاملاً متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال در خوشقدم ما با سياست هاي جديد کار کرده ايم خصوصاً روي موسيقي هاي کار.
بنابراين با توجه به شرايط جديد در انتخاب آثار هم محدوديت هايي خواهيد داشت، مثلاً در کارهايي مثل باربي ها يا سيندرلا؟
بله، اما با وجود محدوديت ها باز هم مي توانيم اميدوار باشيم البته برخي کارها به دليل پوششي محدوديت هايي را پيدا مي کنند اما مي توانيم باز هم آثار خوب را داشته باشيم و آثار مطرح دنيا را که در اين چارچوب قرار مي گيرند دوبله کنيم.