.jpg)
امير قلعه نويي حق داشت که به آقاي شهابي مسوول روابط عمومي فدراسيون بگويد خبرنگاران را براي تمرين صبح خبر نکند؛ تمريني که قلعه نويي براي اضافه کاري تاکتيکي در نظر گرفته بود و کمي تا قسمتي بوي جريمه مي داد. او دقايقي بعد از بازي چين به خبرنگار شرق که از او تقاضاي مصاحبه داشت، گفت؛ «فردا ساعت 11 تمرين داريم.» در حالي که قبل از اين سابقه نداشت تيم صبح بعد از بازي تمرين کند و اين در شرايطي بود که اساساً در برنامه اعلام شده قرار بود تيم ملي بعدازظهر ديروز تمرين کند...
برگرديم به داستان در ورزشگاه KSL. امير قلعه نويي زمين را کوچک کرده بود و بازيکنان در دو تيم 8 نفري مشغول بازي بودند يک تيم با لباس خاکستري پوما و تيم ديگر با کاور نارنجي. يک طرف «ذخيره ها» و طرف ديگر «ذخيره ترها»، لابد تعجب مي کنيد، اما وقتي که ما رسيديم دقيقاً عين همين اتفاق افتاده بود. بازيکنان اصلي و علي کريمي، جواد کاظميان، جواد نکونام، حسين کعبي، مهدي مهدوي کيا، جلال حسيني، وحيد هاشميان و فريدون زندي، مشغول استراحت بودند و دو گروه بازيکن به تناسب نزديکي به ترکيب اصلي، مشغول بازي بودند. البته تعداد کم بود و بنابراين امير قلعه نويي و منصور ابراهيم زاده به اضافه هر سه دروازه بان به اين جمع اضافه شده و زير آفتاب داغ عرق مي ريختند که رودباريان ثابت در دروازه بازي مي کرد و رحمتي و طالب لو به تناسب جايشان را با هم عوض مي کردند و حتي گل مي زدند.
_-_-_-_-_
تمرين ديروز سه نکته بسيار مهم داشت. اول اينکه، کريمي، کاظميان، مبعلي و حسين کعبي در فاصله دور از تمرين در منتهي اليه شرقي پيست تارتان ورزشگاه به بهانه استراحت در سايه دور هم نشسته و پچ پچ مي کردند. البته ما آدم هاي بدبيني نيستيم، اما وقتي سه نفر از اين چهار نفر از ناراضيان نسبي شرايط تيم ملي باشند، آدم به شک مي افتد. به خصوص اگر شما خبرنگاري باشي که نارضايتي را از فاصله دور در چهره بعضي بازيکنان ببيني. علي کريمي که در بازي چين بعد از يک نيمه ضعيف جاي خود را به ايمان مبعلي داد، در پست دلخواهش بازي نمي کند. حسين کعبي که جزء بهترين هاي چند هفته آخر ليگ بوده، از عدم اعتماد سرمربي رنج مي برد و جواد کاظميان پس از سال ها نيمکت نشيني، حضور در ترکيب ثابت را حق خود مي داند، به خصوص که در دو بازي متوالي تغيير نتيجه در حضور او اتفاق افتاده است. البته وقتي اين سه در پايان تمرين به قصد سوار شدن اتوبوس، محل اختفاي خود را ترک کردند، شاد و خندان به نظر مي رسيدند ولي با پرسيدن يک سوال از حسين کعبي متوجه شديم که اين فقط ظاهر ماجراست.
کعبي در حالي که کريمي را ريلکس و راحت در کنار خود داشت، در پاسخ به اين سوال که آيا گفت وگوهاي خبرساز روزهاي گذشته را واقعاً انجام داده يا نه، گفت؛ «آخر بازي ها حرف مي زنم.» جمله اي که شبيه اظهار نظر کاظميان در گفت وگويي ديگر با روزنامه شرق بود. او با طعنه ادامه داد؛ «اما خدا جاي حق نشسته،»
_-_-_-_-_
اواخر تمرين بود که بزرگ ترها دور زمين را ترک کردند. بازي اما در جريان بود و اميرخان مشغول دريبل زدن و پاس دادن. لحظه اي بعد، محمد نصرتي صاحب توپ شد به قصد شوت زدن پاي پيش را ستون کرد و پاي راست را بالا برد اما هادي عقيلي مدافع ذخيره ملي با تمام قدرت با کف پا به زيرشکم او کوبيد و داد نصرتي را درآورد.
اين برخورد آنقدر شديد بود که صداي نصرتي ورزشگاه را برداشت،
نصرتي به زمين افتاده بود و داد مي زد تا مجيد ساعدي فر و بقيه افراد کادر پزشکي خود را به او برسانند. مداواي او در زمين دقايقي ادامه داشت و سپس با کمک دو نفر به بيرون زمين منتقل شد. او که به سختي مي توانست قدم از قدم بردارد، به خبرنگار شرق گفت؛ آماده بازي است و اين مصدوميت چندان جدي نيست. او در حالي که جواد نکونام هم باشگاهي سابقش در پاس مرتب سربه سرش مي گذاشت با کمک هادي عقيلي که از ضربه اش پشيمان بود به داخل اتوبوس رفت. در مورد نصرتي شايع شده بود که قلعه نويي به او اولتيماتوم داده که اگر نسبت به نيمکت نشيني اش همچنان ناراحت باشد، به تهران بازمي گردد. نصرتي که به عنوان مدافع ثابت تيم ملي در جام جهاني با سلام و صلوات و به رغم مصدوميت به مالزي آمده، با تک گل جلال حسيني مقابل ازبکستان و نمايش راضي کننده او در مسابقه چين فعلاً بخت بازي ندارد... خلاصه اينکه ظاهراً زمين و زمان عليه اوست،
_-_-_-_-_
هنوز مانده تا برسيم به لحظه کليدي تمرين ديروز. لحظه اي که فرياد امير قلعه نويي کلاغ هاي مشغول چرت زدن دور و بر ورزشگاه را فراري داد، ماجرا از زماني آغاز شد که در دقيقه آخر تمرين، اميرحسين صادقي در صحنه درگيري عقيلي و رجب زاده روي توپ، به يکي از اين دو چيزي گفت. امير قلعه نويي که صحنه را ديده بود به صادقي گفت ساکت باشد، اما صادقي که او هم از نيمکت نشينان است، جواب سرمربي سابقش در استقلال را داد. کلمه اي که قابل شنيدن نبود، اما قلعه نويي را از کوره به در برد تا او با لفظي بسيار تند صادقي را از بازي بيرون کند. صادقي هم که عصبي شده بود، به هنگام بيرون رفتن با لگد به زير بطري هاي آب معدني کوبيد تا اعتراضش را به قلعه نويي نشان داده باشد؛ لحظه اي که تداعي کننده اعتراض تند کريمي در واکنش به تعويضش در جام جهاني بود. قلعه نويي که در لحظه عصيان صادقي با دقت شاگرد قديمي خود را زير نظر داشت، بلافاصله دستور به ادامه بازي داد تا به بازيکنان نشان بدهد رفتار صادقي برايش چندان مهم نيست.
_-_-_-_-_
اتوبوس تيم ملي از KSL به هتل پرنس مي رفت و سرمربي با سگرمه هاي درهم روي صندلي اول نشسته بود و به آينده فکر مي کرد. بازيکنان ايران با گذشت فقط چند روز از يک تورنمنت، ظرفيت هاي حرفه اي خود را نشان داده اند؛ مثل جام جهاني، مثل جام ملت هاي آسياي 2004، مثل مقدماتي 2002، مثل بوسان، مثل لبنان و مثل هميشه.
اين تقدير تکراري آنهايي است که سرمربي تيم ملي مي شوند،
_-_-_-_-_
سرمربي حق داشت خبرنگاران را براي اين تمرين خبر نکند. کاش ما هم نديده بوديم صادقي چه کرد،