909 شماره
چهارشنبه، 27 تير 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: انديشه
گزارش نشست بزرگداشت دکتر يحيي مهدوي در موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران
استقلال دانشگاه آرمان مهدوي بود
 محمد نجفي


زمان آغاز برنامه ساعت چهار بعدازظهر روز يکشنبه 24 تير ماه اعلام شده است. هر چند نيم ساعت زودتر رسيدن به موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران دليل نمي شود که باز هم برنامه در زمان مقرر آغاز شود. مدعوين و سخنرانان يکي يکي سر مي رسند. سخنرانان به دفتر رياست مي روند و عده اي در محوطه زيباي موسسه چرخي مي زنند و برخي نيز روبه روي ميزي ايستاده اند که کتاب هاي فلسفه را روي آن چيده اند که اکثراً هم کتاب هاي منتشر شده از سوي موسسه اند. در ميان آنها دو کتاب «دوازده رساله و پارادوکس دروغگو» و «درآمدي بر انديشه لويناس» نيز وجود دارد که به تازگي منتشر شده اند.با قرار گرفتن علي اصغر محمدخاني پشت تريبون، برنامه رسماً آغاز مي شود. تصويري از پوستر نشست بر روي پرده سفيد پشت محمدخاني به نمايش درآمده است که در آن زير عکسي از دکتر يحيي مهدوي -با لبخندي ساده و پنهان و دست راستي که روي دست چپش گذاشته و احتمالاً به چيزي مثل عصا تکيه شان داده - نوشته شده است، «ميراث مهدوي، نشست بزرگداشت بنيانگذار گروه فلسفه دانشگاه تهران». اين در حالي است که دانشگاه تهران يا گروه فلسفه اين دانشگاه در ميان برگزارکنندگان اين نشست جايي ندارد و تنها از موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران و موسسه شهر کتاب نام برده شده است - تنها سهم گروه فلسفه دانشگاه تهران که احتمالاً يکي از چند ميراث مهدوي محسوب مي شود در اين نشست چندتايي دانشجو در ميان حاضران و سه تن از اساتيد سن و سال گذشته اين گروه است و لاغير و خبري از اساتيد جوان تر عضو هيات علمي اين گروه نيست. حوالي ساعت چهار و نيم و همزمان با آ غاز برنامه تقريباً همه مدعوين آمده اند. مهمانان ديگري هم اما در جلسه حضور دارند؛ دکتر محسن کديور، احسان شريعتي و اسماعيل سعادت و دختر و داماد مهدوي. تالار کمابيش از جمعيتي پر شده است که آمده اند تا در هفتمين سال درگذشت دکتر يحيي مهدوي، در مراسم بزرگداشت وي شرکت کنند. محمدخاني در مقدمه اي کوتاه از سه تن نام مي برد که در تاريخ هفتاد ساله دانشگاه تهران نقشي پررنگ و ويژگي هايي مشترک داشته اند؛ يحيي مهدوي، غلامحسين صديقي و علي اکبر سياسي که به ترتيب بنيانگذار گروه «فلسفه»، «جامعه شناسي» و «روان شناسي و تعليم و تربيت» در دانشگاه تهران بوده اند. او همچنين از ويژه نامه کتاب ماه ادبيات و فلسفه درباره دکتر مهدوي و جشن نامه استاد دکتر يحيي مهدوي با عنوان مهدوي نامه که از سوي انتشارات هرمس چاپ شده است نام مي برد. وي سپس از دکتر غلامرضا اعواني دعوت مي کند تا به عنوان رئيس موسسه پژوهش حکمت و فلسفه ايران سخنان خود را آغاز کند؛ «بنده خودم را در آن سطح نمي بينم که درباره مقام علمي و فلسفه اين استاد بزرگوار صحبت کنم بنابراين اين کار را به ديگران واگذار مي کنم اما بايد بگويم که قرار است از اين به بعد چنين مراسمي ادامه پيدا کند.»

وي سپس به بيان برخي نکات درباره ويژگي هاي دکتر مهدوي نظير علاقه ا يشان به علوم قديمه، انضباط ايشان، شاگردپروري و دلبسته بودن اش به فلسفه سخن گفت.

در ادامه دکتر ايرج افشار که روزهاي چهارشنبه هر هفته جلساتي با دکتر مهدوي داشت به عنوان نخستين سخنران با پوشه اي در دست که روي آن نوشته شده «نامه هاي يحيي مهدوي» پشت تريبون قرار مي گيرد تا ايستاده سخنانش را ايراد کند. «من از سنه 1331 به بعد با ملکات اخلاقي او آشنا شدم. مي خواهم به آنها بپردازم اما نه از زبان خودم. مي خواهم از نامه هاي او استفاده کنم.» افشار که گويا 30 ، 40 تايي نامه از مهدوي دريافت کرده بخش هايي از برخي از اين نامه ها را خواند؛ نامه هايي با خط خوش و نثر فارسي روشن و روان. پس از افشار، محمد خوانساري استاد فلسفه و منطق از دو اثر نخستين مهدوي مي گويد که اولين بارقه هاي فلسفي او هستند که هنوز هم زنده و قابل استفاده اند؛ «اولي کتاب جامعه شناسي که نخستين اثر استاد و نخستين کتابي است که در ايران درباره جامعه شناسي نوشته شده است. البته غلامحسين صديقي قبل از آن جامعه شناسي تدريس مي کرد اما کتابي ننوشته بودند. اين کتاب مهدوي چنان سليس و پخته است که گمان مي کنيد يک استاد جاافتاده آن را نوشته است. دومين اثر ايشان که يک سال بعد منتشر شد کتاب فلسفه علوم فيليس شاله است که اولين بار دکتر مهدوي او را به جامعه دانشگاهي ايران شناساند. از خصوصيات شاله که کم مانند است مي توان به ساده کردن مطالب اشاره کرد. او عالي ترين مطالب دقيق را به شيوه اي رسا و شيوا به فرانسه منتشر کرده است. در اين کتاب که يک دوره متدولوژي است شاله گرايشات شديداً پوزيتيويستي دارد. شاله مي خواهد همه چيز را در علوم به روان شناسي بازگرداند. مثلاً منطق روان شناسي کساني است که درست فکر مي کنند؛ متافيزيک روان شناسي کساني است که به مباني انتزاعي ايمان دارند.»

خوانساري در پايان به صبر و حوصله مهدوي در خواندن تمامي متن کتاب هايش اشاره مي کند که سبب شده آثار او تقريباً بدون غلط منتشر شوند.

سخنران بعدي دکتر رضا داوري اردکاني رئيس فرهنگستان علوم و استاد فلسفه دانشگاه تهران است. پيش از آنکه داوري سخنان خود را آغاز کند مجري برنامه يادداشتي از دکتر غلامعلي حدادعادل - ديگر استاد فلسفه دانشگاه تهران - دريافت مي کند که نويسنده يادداشت ضمن عرض ادب به مهدوي و اساتيد حاضر از عدم حضور در جلسه ابراز تاسف کرده است. اين چند دقيقه براي دکتر داوري فرصت خوبي است تا فکر کند درباره استاد مهدوي چه بگويد؛ «مشکل اين نيست که مطلب کم دارم بلکه مشکل اين است که چه بايد بگويم.» داوري در ادامه ليستي از مکارم و خصوصيات مهدوي را برمي شمارد؛ «مهدوي اهل تظاهر و نمايش نبود. من هرگز هيچ تلوني در ايشان نديدم. هيچ کس مانند دکتر مهدوي «نمي دانم» را به راحتي و آساني و با شجاعت نمي گفت. من روابط خاصي هم با ايشان داشتم. نسبت ايشان با من نسبتي نزديک به پدر و فرزندي بود. ايشان در نامه هايشان به بنده نکاتي فلسفي را مطرح کرده اند که بسيار گرانمايه است و بايد بگردم و اين نامه ها را پيدا کنم. مهدوي غيرمستقيم فلسفه را به ما ياد مي داد. او يک اديب و آدم بافرهنگ به تمام معنا بود. او مرد اخلاق بود و اگر وارد سياست نشد به همين دليل بود.» داوري سپس از فلسفه و علوم اجتماعي مي گويد که در ميان ما پيدا نخواهد شد مگر آنکه به فارسي نوشته شوند و در خانه زبان متمکن شوند.» زبان بايد فلسفه و جامعه شناسي ياد بگيرد. اولين کار مهدوي هم آشنا کردن زبان فارسي با معاني و مفاهيم جامعه شناسي است. من هميشه نقاد پوزيتيويسم فيليس شاله بوده ام، اما بايد بگويم که ترجمه کتاب شاله بي نظير است.»

داوري با ذکر خاطره اي سخنانش را به پايان مي برد؛ «من گاهي پرادعايي مي کردم. مثلاً در مطلبي در دوران جواني، همه آثار و عوارض جديد را به سوبژکتيويسم دکارت نسبت داده بودم که البته الان آن طور فکر نمي کنم. دکتر مهدوي با وجود آنکه با من هم نظر نبودند اما باز نظرشان را تحميل نکردند. ايشان هميشه با کمال تواضع مي گفتند ما بايد اول مقدمات را بخوانيم و بعد به سراغ متن برويم. اين تواضع در کنار سختگيري دکتر مهدوي بود. من هيچ استادي را به سختگيري ايشان نديدم و هيچ استادي را هم نديدم که همه شاگردان او را قبول داشته باشند. مهدوي مي دانست که چگونه فلسفه بايد آموزش داده شود. مهدوي پوزيتيويست نبود بلکه يک دانشمند اديب بود که با فلسفه و علوم انساني اروپايي آشنا بود.» آخرين نکته در سخنان داوري چند جمله اي است که درباره فلسفه مي گويد؛ «من دوست ندارم فلسفه را ايدئولوژيک بنويسم و قبول دارم که فلسفه آکادميک محدوديت دارد. فلسفه چيز بدي است و جامعه حق دارد با فلسفه بد باشد. جامعه يک مقدار هم از فلسفه مي ترسد. فلسفه رند است. فلسفه گزنده است. جامعه و مردم تسلي و آرامش مي خواهند. بنابراين فلسفه اي مقبول است که آرامش بخش باشد اما فلسفه اول آتش به جان مي زند و بعد تسلي بخش است. فلسفه بدون هر يک از اين دو وضعيت ديگر فلسفه نيست.» پس از دکتر داوري، دکتر محسن جهانگيري، ديگر استاد فلسفه دانشگاه تهران، باطمانينه و آرامش هميشگي اش سخنان خود را آغاز مي کند تا چند دقيقه اي از شخصيت اخلاقي مهدوي بگويد؛ «من به دو دليل صحبت کردن درباره شخصيت اخلاقي ايشان را انتخاب کردم. اولاً مهدوي شخصي بود به تمام معني اخلاقي و به فيلسوفان و عالماني هم که بودند و به ارزش هاي اخلاقي احترام مي گذاشتند خيلي احترام مي گذاشت. ثانياً در نظر خود من هم اخلاق اهميت زيادي براي همه دارد، به خصوص براي فيلسوف، آن هم فيلسوفي که معلم است. وي با اشاره به نامه اي از مهدوي که در مهدوي نامه نيز منتشر شده است به يکي از نامه هاي اينشتين اشاره مي کند که درباره اخلاق است. وي در اين نامه که آن را به يکي از نشست هاي علمي اروپا نوشته، چنين مي گويد؛ «متاسفانه علم پيشرفت مي کند و اخلاق همچنان رو به انحطاط است... بشريت بدون اخلاق تباه خواهد شد.» که اين همان عقيده جهانگيري است.

سابقه آشنايي دکتر جهانگيري با دکتر مهدوي به حدود سال هاي 33 و 34 بازمي گردد. در آن زمان معمول بود که استادان در روزها ي جمعه نشست داشتند و اشخاص به ديدارشان مي رفتند؛ «نخستين بار در نشستي که در منزل دکتر غلامحسين صديقي بود بنده دکتر مهدوي را ديدم، ولي افتخار شاگردي ايشان حدود سال 40 در دانشکده ادبيات نصيبم شد.» جهانگيري که شمرده و با ريتمي کند «مرحوم دکتر مهدوي» را بيان مي کند از تعهد ديني، ملي، شغلي و صنفي وي مي گويد؛ «ايشان چه در دانشگاه سوربن پاريس و چه در دانشگاه تهران، تعهد ديني و اسلامي خود را حفظ کرده بود و با اينکه گروه فلسفه دانشگاه تهران، گرايش فلسفه غرب داشت، اما ايشان متعهد بود به موازات فلسفه غرب، فلسفه اسلامي هم تدريس شود و نيز مقيد بود که اساتيد فلسفه اسلامي حتماً معمم و روحاني باشند.»

جهانگيري اعتناي مهدوي به زبان فارسي و دقت و سختگيري وي به عنوان استاد دانشگاه را يادآور مي شود و به رساله دکتر مهدوي نيز مي پردازد؛ «اهميت «مصنفات ابن سينا» در اين است که مرحوم دکتر مهدوي نرفته از فهرست هاي ديگر استفاده کند، بلکه در کتابخانه هاي معتبر دنيا جست وجو و آنها را گردآوري کرده است.»

دکتر جهانگيري در پايان بخشي از نامه اي را که مهدوي به ايشان نوشته بوده است، مي خواند؛ «مخلص شما براي اسپينوزا احترام و قدر و مقام خاصي قائل است که نه فقط فيلسوفي بزرگ بلکه حکيمي ارجمند نيز بوده است و روزگار عمر را به مقتضاي حکمت خردمندانه با عدم التفات به کار جهان و بي اعتنايي نسبت به مال و منال و جاه و مقام همواره در تفکر و تامل و تاليف و تصنيف به سربلندي و آزادگي گذراند. عاش سعيدا.» دکتر فتح الله مجتبايي سخنران بعدي نشست است که هرچند افتخار شاگردي مهدوي را نداشت اما يکي، دو سالي در دانشکده ادبيات درس حکمت شرق را مي گفت. او در آغاز از حاضران به دليل صداي ضعيفش عذرخواهي مي کند؛ «حنجره ام به دليل هواي آلوده تهران معيوب شده است.» وي سپس با برشمردن برخي از ويژگي هاي دکتر مهدوي، گروه فلسفه دانشگاه تهران را ميراث اخلاقي و روحي وي دانست که همچنان روبه اعتلا مي رود.سخنران پاياني دکتر کريم مجتهدي سخنانش را با صلابتي هرچه تمام تر و صدايي رسا آغاز مي کند؛ «اولاً بايد بگويم که من از اسم استاد خوشم نمي آيد. خوشبختانه در رشته فلسفه هيچ کس استاد نيست و همه دانشجو هستند. وقتي مي گوييم استاد، او را جدا مي کنيم. در ايران امروز بيشتر به کساني استاد مي گويند که مدرک ندارند اما دکتر مهدوي مدرک داشت. بايد بگويم که لفظ دکتر اتفاقاً به پزشکان ربطي ندارد و به ما معلم ها مربوط است. در اصل دکتر به کسي مي گويند که در رشته اي از رشته هاي نظري کار کرده باشد.»

«براي اين نشست من فکر کرده بودم که راجع به مهدوي و آموزش فلسفه صحبت کنم. در اين چند روز مقدمه کتاب روش شناسي، جامعه شناسي، کليات فلسفه و متافيزيک ژان وال را از نو خواندم و به نظرم رسيد رابطه اي بين جامعه شناسي، زندگي جمعي و تعليمات وجود دارد؛ يعني در واقع نهاد و موسسه اي براي تربيت که در آنجا چهره فيلسوف مشخص مي شود. فلسفه اصلاً يعني آموزش. يک نجار يا وسايل برقي معلوم است به چه دردي مي خورند اما در فلسفه جواب آسان نيست. فلسفه به همان دردي مي خورد که مردم نمي دانند و نمي خواهند بدانند. فلسفه مصرف نمي شود بلکه مصرف را تعيين مي کند. فلسفه ادعا دارد. بين سلامت جامعه و تعليم و تربيت -که همان دعوت به تامل است - رابطه وجود دارد. سقراط را در اينجا نبايد فراموش کرد. اين به معناي مبارزه با رکود فکري و اضمحلال و نااميدي است؛ کسي که فکر مي کند اميدوار به پيدا کردن راه حل است. ما اگر به گذشته برمي گرديم به امکانات از دست رفته فکر مي کنيم. اين همان جست وجوي امکانات است و بنابراين فلسفه همواره يک جنبه آينده ساز دارد. در کشوري که فلسفه نباشد آينده وجود ندارد. اما چرا اين مطالب را راجع به مهدوي عرض مي کنم. ايشان در درجه اول يک معلم فلسفه است و شجاعت اين را دارد که بگويد «نمي دانم»، «سوال مي کنم» يا «مطالعه مي کنم». ايشان حتي بيش از اندازه مودب است. ايشان تشويق هم نمي کرد. در فلسفه تشويق معني ندارد. فلسفه، آموزش پژوهش است؛ دعوت به کار و پژوهش است. در کتاب هايي که از ايشان باقي مانده صرف وجود مادي آن کتاب ها مطرح نيست؛ مهم است اما فقط اين نيست. آنچه مطرح است قصد و نيتي است که در نوشتن کتاب وجود دارد. يعني بايد از سفيدي بين خطوط هم چيزي ياد گرفت. آنچه به صراحت گفته نمي شود هم اهميت دارد. اما در مورد انضباط مرحوم مهدوي، فقط انضباط خارجي اهميت ندارد. کانت در صد صفحه آخر نقادي عقل محض فعاليت عقلاني را بر چهار چيز مبتني مي کند؛ يعني انضباط، ميزان، ساختار معماري گونه و تاريخ فکر. در دکتر مهدوي هم اين انضباط از همان اصالت عقلي که به آن قائل بود، ناشي شده است.»

دکتر مجتهدي سپس به چرايي و چگونگي جلساتي نظير نشست بزرگداشت دکتر يحيي مهدوي مي پردازد؛ اگر قرار باشد اين جلسات حالت تشريفاتي داشته باشد و به ذکر خاطرات بگذرد فايده اي ندارد. وقتي اين جلسات معنا دارد که عمق کارهايي که انجام شده، بيان شود. نکوداشت آن است که آرمان آن فرد را زنده کند. يکي از آرمان هاي اصلي دکتر مهدوي دانشگاه بود؛ يعني استقلال ذهني دانشگاه و اينکه بايد به متفکران ميدان داده شود و مهدوي اين را مي دانست. مهدوي خوب مي دانست که تمام رشته ها و حتي رشته هاي فني و تجربي بدون تفکر به هيچ جايي نمي رسند و اين تفکر تنها با تلاش و کوشش دائمي است که به نتيجه خواهد رسيد.»
پدر فلسفه دانشگاهي ايران
دکتر يحيي مهدوي پسر حاج امين الضرب سال 1287 هجري شمسي در تهران و در خانواده اي متدين به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در خانه، با معلم هاي متعدد گذراند و از آنان خواندن و نوشتن و قرائت قرآن کريم و بعضي از متون فارسي و ساير درس هاي ابتدايي و متوسطه را آموخت. در حقيقت چهار سال را در دو سال گذراند.

از استادان وي مي توان بديع الزمان فروزان فر، ميرزا عبدالعظيم خان قريب، گل گلاب، مسعود کيهان و ميرزا کاظم خان شيمي را نام برد. پس از اخذ ديپلم دارالفنون، تحصيلات خود را در رشته ادبيات و فلسفه در «دارالمعلمين عالي» ادامه داد و بعد از گرفتن ليسانس در سال 1310 براي ادامه تحصيلات عازم فرانسه شد. وي در فرانسه نيز از استادان بزرگي چون آندره لالاند، بوگل پي.فاکونت، آبل ري و هنوي والن بهره ها گرفت. مهدوي براي اخذ دکترا، دو رساله تاليف کرد؛ 1- شناسايي در نزد فلاسفه نخستين اسلام 2- فهرست مصنفات ابن سينا. وي در سال 1320 رسماً به عنوان دانشيار فلسفه شروع به کار کرد و تا سال 1352 که به افتخار بازنشستگي نائل آمد، به طور جدي به تدريس و خدمات دانشگاهي کمر همت بست.

دکتر مهدوي از بدو تاسيس دوره دکتراي فلسفه که به همت خود ايشان بنيان نهاده شد، به تدريس در آن رشته پرداخت. از شاگردان دوره دکتراي فلسفه مي توان از آقايان دکتر احمد احمدي، دکتر غلامرضا اعواني، دکتر نصرالله پورجوادي، دکتر محسن جهانگيري، دکتر غلامعلي حدادعادل، دکتر علي مراد داوودي، دکتر رضا داوري، دکتر جلال الدين مجتبوي، دکتر ميرعبدالحسين نقيب زاده و خانم ها فاطمه مظاهرتهراني و مهتاب مستعان نام برد. بعد از ابلاغ حکم بازنشستگي به دکتر مهدوي، گروه فلسفه دانشکده ادبيات و علوم انساني، استاد ممتازي ايشان را از دانشگاه تقاضا کرد که با تصويب آن سال ها به عنوان استاد ممتاز به تدريس در دوره دکترا ادامه داد.

برخي از آثار استاد مهدوي که به صورت کتاب انتشار يافته عبارتند از؛ « تاليف جامعه شناسي يا علم الاجتماع»، ترجمه «شناخت روش علوم يا فلسفه علمي» تاليف فيليس شاله، مصنفات افضل الدين محمد مرقي کاشاني به تصحيح و اهتمام مجتبي مينوي و يحيي مهدوي، فهرست نسخه هاي مصنفات ابن سينا، تصحيح ترجمه قصه هاي قرآن از روي نسخه موقوفه بر «تربت شيخ جام» مبتني بر تفسير ابوبکر عتيق نيشابوري به سعي و اهتمام يحيي مهدوي و مهدي بياني در دو جلد، قصص قرآن مجيد، برگرفته از تفسير ابوبکر عتيق نيشابوري مشهور به سورآبادي، ترجمه فلسفه عمومي يا مابعدالطبيعه تاليف پل فولکيه، ترجمه «بحث در مابعدالطبيعه» نوشته ژان وال، هفتاد مقاله، گردآوري شده با همکاري ايرج افشار، «نگاهي به پديدارشناسي و فلسفه هاي هست بودن» نوشته روژ ورنو، ژان وال و ديگران، منادولوژي از لايبنيتس (مقدمه و شرح از بوتو و ديگران)، شکاکان يونان، ترجمه و تلخيص فلسفه قرون وسطي و دوره تجدد، تاليف اميل برهيه.دکتر يحيي مهدوي در 24 تير ماه 1379 بدرود حيات گفت.
خط کش فقر
 سعيد راعي
استفاده از تعاريف در علوم مختلف و نحوه کاربرد آن يا مشروعيت تعاريف و ارجحيت يکي بر ديگري همواره از موضوعات مورد مناقشه فلاسفه علم بوده است. با اين وصف اينکه تعريف از اصول علم است و بدون داشتن مفاهيم و تعريف آن مفاهيم، نه مي توان فکر کرد و نه مي توان عمل کرد، چندان مورد مناقشه نيست.

تاکيد بر اين اصول ساده تنها يک دليل دارد. عبدالرضا مصري، وزير رفاه، روز 24 تيرماه در جمع خبرنگاران در محل نمايشگاه هفته بهزيستي، درباره خط فقر در ايران گفته است؛ «فقر 5 تا 10 درصد بيشتر از رقم 183 هزار توماني خط فقر در سال گذشته است، اما اعلام اين عدد هيچ مشکلي از مشکلات مردم حل نمي کند.» (نقل قول ها از خبرگزاري فارس است)

وي درباره بي اهميت بودن خط فقر و تعريف آن مي افزايد؛ «در هيچ جاي قانون نوشته نشده که بر مبناي خط فقر تصميمي گرفته شود و اگر خط فقر را هر مقداري اعلام کنيم، مثلا 200 هزار تومان يا 300 هزار تومان، 500 هزار تومان يا يک ميليون تومان، هيچ مشکلي از مردم حل نمي کند.» چنين رويکردي به تعريف ها و مفاهيم يک علم از زبان بلندپايه ترين مسوول سياستگذاري هاي رفاهي البته دلالت هاي خاصي دارد. از جمله اينکه احتمالاً ايشان با مفاهيم علم مورد نظر آشنا نيستند و کاربردهاي موضوعي آن مفاهيم را نمي دانند يا اينکه با تاريخچه آن علم آشنايي کافي ندارند و مثلاً نمي دانند که تعداد بسيار زيادي طي قرون 19 و 20 در سراسر جهان تلاش بي وقفه اي در ارائه شيوه اي دقيق براي تعريف و اندازه گيري خط فقر انجام داده اند.

اگر بپذيريم که فقر نيز همچون اعتياد، سالمندي و ازکارافتادگي از آسيب هاي اجتماعي است و اين آسيب ها را جرم تلقي نکنيم، آنگاه بايد بپذيريم که مبنايي براي تمايز فقير از غيرفقير، معتاد از غيرمعتاد، سالمند از غيرسالمند و... مي خواهيم. اين مبنا را راهبردهاي نظري علم اجتماعي مشخص کرده و رشته آکادميک «سياستگذاري اجتماعي» نيز در جهان به صورت خاص براي حل اين معضلات تاسيس شده است. مبناي دولت هاي رفاهي نيز اساساً چيزي جز تکيه بر اين مفاهيم و تعاريف و بنيادهاي راهبردي نيست. با اين وصف يک نهاد رفاهي يک سيستم رفاهي نمي تواند دستاوردهاي علمي را ناديده گرفته و مثلاً خط فقر را خصوصاً در شکل مطلق آن که ملاک تميز فقير از غيرفقير است باطل و پوچ بداند.

فراموش نکنيم که تعريف آمارتيا سن از خط فقر بر اساس تکيه بر قابليت ها بود که باعث شد او جايزه نوبل در اقتصاد را به دست آورد و فراموش نکنيم که وقتي تعداد زيادي اقتصاددان و جامعه شناس و نظريه پرداز اجتماعي وقت خود را صرف بهبود يک مفهوم (مانند خط فقر) مي کنند بي شک کاربردي خواهد داشت. کاربردهاي اين تعريف به قدري روشن است که شايد نيازي به بيان آن نباشد. اهميت خط فقر در ساده ترين و ابتدايي ترين شکل تعيين تعداد افرادي است که زير خط فقر زندگي مي کنند. اين معيار مشخص مي کنند که چه تعدادي از افراد يک جامعه در برآورده کردن ابتدايي ترين نيازهاي خود با مشکل مواجه هستند و نهادهاي ذي ربط بايد چه سياست هاي اجتماعي را براي بهبود وضعيت اين افراد تدارک ببينند.

نقد اين سخن که «اگر خط فقر را هر مقداري اعلام کنيم، مثلاً 200 هزار تومان يا 300 هزار تومان، 500 هزار تومان يا يک ميليون تومان، هيچ مشکلي از مردم حل نمي کند.» البته چندان ضروري نيست، زيرا کاملاً مشخص است که اگر خط فقر در يک کشور 200 هزار تومان باشد، تعداد افرادي که زير خط فقر هستند مثلاً مي شود 10 درصد و اين تعداد اگر به 300 هزار تومان برسد، مي شود 40 درصد.

اينکه بين اين دو تفاوتي قائل نشويم تنها به دو دليل ممکن است. يکي اينکه فکر کنيم خط فقر يک قرارداد صوري است و هيچ نسبتي با واقعيت ندارد و دوم اينکه خط فقر را به دست نياورده باشيم و بخواهيم چنين وانمود کنيم که خط فقر يک مفهوم بي کارکرد است. اگرچه فرض دوم محتمل تر است، اما در مورد فرض اول واقعاً عده اي بر اين پندارند که تعريف خط فقر قراردادي است و منظور از قراردادي بودن نيز اين است که هيچ مبنايي در واقعيت ندارد، در حالي که تعريف خط فقر اصولاً بر اساس شاخص هايي چون تامين نيازهاي نخستين و ضروري از جمله کالري کافي در روز، مسکن، آب سالم و بهداشتي و... صورت مي گيرد.

با اين وصف اينکه بگوييم «درهيچ جاي قانون نوشته نشده که بر مبناي خط فقر تصميمي گرفته شود» مغلطه اي بيش نيست. زيرا درست است که در قانون سخني از خط فقر نيامده است، اما از بهبود شاخص هايي سخن رفته است که همگي در مجموع شاخص هاي تعريف خط فقر هستند. کافي است به اصل 29 قانون اساسي و فصل هفتم و هشتم قانون برنامه چهارم توسعه (که ماده 84 تا 103 اين سند قانوني را شامل مي شود) مراجعه کنيم.

استقلال دانشگاه آرمان مهدوي بود
پدر فلسفه دانشگاهي ايران
خط کش فقر
کانت در معرفت و پژوهش
آموزش هاي تابستاني در دانشگاه تهران
فلسفه و تاريخ در امريکا
جوانان و گفت وگوي تمدن ها در مصر
کنگره بين المللي اخلاق پزشکي برگزار مي شود

 کانت در معرفت و پژوهش
شرق؛ در ادامه سلسله نشست هاي موسسه معرفت و پژوهش، دکتر بيژن عبدالکريمي با موضوع تفاوت هاي تفسيرهاي اپيستمولوژيک و آنتولوژيک از کانت سخنراني خواهد کرد.اين نشست روز پنجشنبه، 28 تير 86 ساعت 13 در محل موسسه واقع در خيابان انقلاب، خيابان 16 آذر، کوچه بهنام، پلاک 36 برگزار خواهد شد. علاقه مندان مي توانند جهت کسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن هاي 66493062 و 66419808 تماس بگيريد.


  آموزش هاي تابستاني در دانشگاه تهران
شرق؛ مرکز آموزش هاي فرهنگي و هنري دانشگاه تهران آموزش هاي تابستاني خود را در دو بخش دوره هاي آموزشي 20 ساعته و کارگاه هاي يک روزه برگزار مي کند. عناوين و اساتيد دوره هاي آموزشي بدين شرح است؛ اسطوره شناسي دکتر ميرجلال الدين کزازي، آشنايي با نقد ادبي دکتر حسين پاينده، کارگاه نمايشنامه نويسي محمد چرم شير، ويراستاري دکتر مريم شريف نسب، طنز و طنزنويسي ناصر فيض، حافظ شناسي دکتر محمدحسين بيات، داستان نويسي جواد جزيني، آيين نگارش مقالات علمي و پايان نامه دکتر مجيد سرمدي و جست وجو در متون علمي خانم مرتضايي فر.عناوين کارگاه هاي آموزشي يک روزه نيز عبارتند از؛ راز شاد زيستن، معماري سرنوشت خود، از خوب به عالي، روانشناسي مرگ، آيين زندگي مردمان موفق، زندگي ايده آل و ايده آل زندگي، چگونه باانگيزه زندگي کنيم، هوش عاطفي و راز موفقيت، شخصيت شناسي کاربردي، خلاقيت و نوآوري، مديريت زمان، ارزيابي توانمندساز، مديريت استرس، کارگروهي، مديريت استراتژيک، اخلاق حرفه اي، اصول و فنون مذاکره و مديريت پروژه.

علاقه مندان مي توانند جهت ثبت نام يا کسب اطلاعات بيشتر به باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران واقع در خيابان انقلاب، خيابان16 آذر، ساختمان معاونت دانشجويي و فرهنگي دانشگاه تهران مراجعه يا با شماره تلفن 66481612 تماس حاصل کنند. زمان تشکيل کلاس ها از 30 تير 86 خواهد بود.


  فلسفه و تاريخ در امريکا
مهر؛ ششمين همايش سالانه «فلسفه و تاريخ» شنبه 10 آبان ماه در دانشگاه نيومکزيکو امريکا برگزار مي شود. موضوعات پيش بيني شده براي اين همايش عبارتند از؛ به چه معنا تاريخ نگاران فلسفه در فلسفيدن نقش دارند، آيا مورخان فلسفه خود فيلسوفند، آيا فيلسوفاني که از تاريخ براي نظراتشان شاهد مي آورند تاريخ نگاري مي کنند، آيا تمايزي ميان تاريخ فلسفه «تحليلي» و «قاره اي» هست، آيا فهم ناب فلسفه هاي گذشته نيازمند نزديک شدن خودمان به بشر تاريخي است و آيا پرداختن به تاريخ فلسفه براي دانشجويان فلسفه ضروري است. در اين همايش همچنين موضوعات مختلف فلسفي از چشم اندازهاي گوناگون بررسي مي شوند. دپارتمان فلسفه دانشگاه نيومکزيکو متولي برگزاري اين همايش است.


  جوانان و گفت وگوي تمدن ها در مصر
ايرنا؛ نخستين همايش بين المللي «جوانان و گفت و گوي تمدن ها» به منظور بررسي سهم تاريخ تمدن اسلام در توسعه تمدن انساني و گفت وگو در اديان الهي از 21تا 24 مرداد در قاهره برگزار مي شود. هدف از برگزاري اين همايش مشارکت جدي جوانان و فعال سازي آنها در مسائل مهم اسلام است. در اين همايش که از سوي شوراي جوانان مسلمان با حمايت دانشگاه هاي عربي و اسلامي برگزار مي شود، جوانان جهان اسلام به ارائه افکار حقيقي به دور از افراط و تفريط مي پردازند. تبلور افکار صحيح و واضح درباره تمدن اسلام، فعال سازي جوانان جهان اسلام، سهم تاريخ تمدن اسلام در توسعه تمدن انساني، حقيقت گفت وگو ميان اديان، توسعه خطابه هاي ديني و نقش رسانه هاي عربي و اسلامي در تصحيح مفاهيم اسلام از جمله موضوعاتي است که در اين همايش چهار روزه به آن پرداخته مي شود.


  کنگره بين المللي اخلاق پزشکي برگزار مي شود
مهر؛ دومين کنگره بين المللي اخلاق پزشکي به منظور بررسي موضوعاتي همچون رفتار پزشک با بيمار، نگرش پزشکي از ديدگاه اسلام و مباني فلسفي در اخلاق پزشکي، اول تا سوم آذرماه در مرکز همايش هاي بين المللي صدا و سيما برگزار خواهد شد. محورهاي اصلي دومين کنگره بين المللي اخلاق پزشکي را موضوعاتي همچون مطالعات تطبيقي، مباحث کاربردي در اخلاق، آموزش اخلاق پزشکي و کاربردي کردن اخلاق تشکيل مي دهند که توسط صاحب نظران مختلفي مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.دکتر لاريجاني، رئيس دانشگاه علوم پزشکي تهران در خصوص اهداف اين کنگره به مواردي همچون رفتار پزشک با بيمار، نگرش پزشکي از ديدگاه اسلام و مباني فلسفي در اخلاق پزشکي اشاره کرده است.

دومين کنگره بين المللي اخلاق پزشکي ايران از اول تا سوم آذر ماه در مرکز همايش هاي بين المللي صدا و سيما برگزار خواهد شد.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام