911 شماره
شنبه، 30 تير 1386
صفحه نخست :: سبك زندگي :: زندگي
از اختلافات زناشويي نترسيد
بگومگوهاي طلايي


نوشين ديانتي؛ بيشتر ما در رابطه مان با همسر از کشمکش و بگومگو گريزان هستيم. معمولاً آن را چراغ قرمزي در روابط مان مي دانيم و البته بيشتر آن را مشکل طرف مقابل مان مي دانيم در نتيجه براي حل مشکل به دنبال سرزنش خود يا ديگري هستيم. اما نگران نباشيد. اختلاف در رابطه زناشويي مساله اي طبيعي و حتي خوب است که مشکلات روبه افزايش را در رابطه سالم و رو به تکامل نشان مي دهد و امکان حل آنها را فراهم مي کند. جر و بحث هاي تند اعتماد، درک متقابل و صميميت بيشتري ايجاد مي کند.

اختلاف در زندگي زناشويي ممکن است ناخوشايند به نظر برسد اما در حقيقت اگر با آن درست برخورد کنيم روابط را به سطح بالاتري از همکاري و سرزندگي سوق مي دهد. به جاي اينکه اختلاف علامت پايان رابطه باشد مي توان آن را کاتاليزوري براي تغييرات مثبت و کشف چيزهاي جديد در رابطه دانست. به روش هاي ملموس زير توجه کنيد. در اين موارد اختلاف مي تواند سبب تغييرات مثبت در رابطه شود. مهم ترين نکته در دستيابي به نتيجه مثبت از يک جر و بحث تند تغيير زاويه ديد است. در طول گفت وگو با همسرتان هميشه به خاطر داشته باشيد هر دو با هم اختلاف داريد، طرف مقابل هم جنبه هاي مثبتي دارد، همه مشکلات را به گردن او نيندازيد.

 اختلاف نشانه مشکل ديگري است

پرهيز از اختلاف در زندگي زناشويي اين واقعيت را تغيير نمي دهد که مساله اي در زندگي زناشويي تان هست که بايد به آن رسيدگي شود. اختلافات که بالا مي گيرد دليل بر اين است که زن و شوهر بايد وقت بيشتري با هم بگذرانند. در غير اين صورت فاصله بيشتري بين آنها ايجاد مي شود و بيشتر از هم دور مي شوند. اختلاف باعث از نو پيدا شدن ارزش هاي مهم مي شود و کمک مي کند زن و شوهر براي يک هدف مشترک دوباره با هم متحد بشوند. هنگامي که در زندگي زناشويي اختلافي پيش مي آيد طرفين ممکن است دريابند وقت آن رسيده که نقش هاي کنوني خود را کنار بگذارند و نيز انتظارهايي را که از طرف مقابل دارند تغيير بدهند.

اختلاف معمولاً نشان دهنده اين است که زن و شوهر روش هاي قديمي با هم بودن را پشت سر گذاشته اند و بايد پيوسته براي رابطه خود دوباره برنامه ريزي و آن را احيا کنند.

 مشاجره به سبک جديد

تصور کنيد هنگامي که بين زن و شوهر مشاجره اي درمي گيرد، اگر زيادي پيگير يا حتي هيجان زده باشيد ممکن است چه اتفاقي بيفتد؟ پاداشي که مي گيريد صميميت بيشتر، دوستي عميق تر و رابطه متقابل رشديافته تر است. پنج نکته کمکي زير را براي استخراج طلاي موجود در اختلافات زناشويي به ياد داشته باشيد؛

1- از وسوسه سرزنش ديگري بگريزيد، دنبال نتيجه گيري هايي باشيد که فرصت هاي خوب نهفته در اختلافات را نمايان کند. فکر کنيد اگر اين موقعيت مي بايست توجه شما را به چيزي کاملاً به دور از مشکل تان جلب مي کرد، آن چه مي تواند باشد.

2- از روياها، خواست ها و ارزش هايي که ممکن است وراي اين اختلاف نهفته باشد از همسرتان سوال کنيد. «اين مساله چه اهميتي براي تو دارد؟»

3- درباره انتظارات تان که برآورده نشده يا روياهايي که از آنها نااميد شده ايد و شما را بسيار غمگين کرده خيلي راحت و صادقانه صحبت کنيد. «چيزي که واقعاً مرا ناراحت کرده اين است که...»

4- به جاي شکايت کردن و غر زدن درخواست خود را مطرح کنيد. واضح و مستقيم درباره چيزي که مي خواهيد صحبت کنيد و بي خود درباره چيزهايي که دوست نداريد داد سخن سر ندهيد.

5- منصف باشيد و حتي اگر دو درصد از حرف هاي طرف مقابل درست است آن را پيدا کنيد. هيچ کس صددرصد درست نمي گويد و هيچ کس هم صددرصد اشتباه نمي کند. فصل مشترک بين درست ها را پيدا و بر آنها تاکيد کنيد.

و بالاخره به خودتان اعتماد داشته باشيد، به همسرتان اعتماد کنيد و آگاه باشيد چه اتفاقي دارد در رابطه تان مي افتد چون شايد هنوز ندانيد اين اختلافات دارد شما را به کجا مي رساند. هنگامي که موفق به درک فرصتي که پيش آمده شديد و کاملاً صادقانه خودتان را محک زديد و مشتاقانه در پي کشف چيزهايي باشيد که براي همسرتان اهميت دارد در همه جنبه هاي رابطه زناشويي تان رضايتمندي بيشتري احساس خواهيد کرد.

 براي بگومگو آمادگي داشته باشيد

وقتي دو نفر در کنار هم قرار مي گيرند مسلم بدانيد که اختلاف سليقه و درگيري به وجود مي آيد. اين کاملاً طبيعي است و نياز به تغيير و تکامل را نشان مي دهد. اگر به اين امر آگاه باشيد مي توانيد از قبل براي اختلافات برنامه ريزي کنيد و براي آن آماده باشيد. بعد از آن براي رسيدن به توافقاتي که مي خواهيد استفاده کنيد. به ياد داشته باشيد خيلي آسان تر است که براي اختلاف آمادگي داشته باشيد تا اينکه کاملاً در آن غرق شده باشيد و بعد بخواهيد از آن استفاده کنيد. اختلاف قسمتي طبيعي از هر رابطه اي است و بيشتر اوقات نشانه تمام شدن عمر رابطه نيست. بايد به اختلافات زناشويي خوشامد گفت چون نشانه اي براي تلاش براي رابطه اي بهتر و تکامل يافته تر و راهي براي فهم متقابل عميق تر است.

 از رودررويي با همسرتان نهراسيد

«من از جر و بحث متنفرم»، «ما نمي توانيم مشکلات مان را خوب حل کنيم، پس اصلاً وارد مشاجره نمي شويم»، «من مي گذارم او خودش هر کاري دلش مي خواهد انجام بدهد».

گوش کردن، صحبت کردن، برقراري ارتباط، حل مساله، تصميم گيري مشترک... اينها لازمه ارتباط بين زن و شوهر هستند. رابطه بدون مهارت هاي ارتباطي و اختصاص زمان مفيد براي صحبت درباره مسائل مشترک خيلي زود به دردسر مي افتد و منجر به شکست مي شود. به خصوص زوج هايي که شغل هاي پراضطراب دارند بيشتر بايد به اين مساله توجه کنند. خيلي زن و شوهرها با هم حرف نمي زنند چون مي خواهند از اختلاف و مشاجره بپرهيزند. عقيده نادرستي رايج است که اختلاف و درگيري بد است. يکي از دلايل اصلي اختلافات خانوادگي اين است که زن و شوهرها نمي توانند با مسائلي که برايشان پيش مي آيد، روبه رو بشوند. ممکن است داد و بيداد راه بيندازند اما نمي توانند با صداقت و احترام متقابل با مشکل اصلي مواجه بشوند. انگار اختلاف و برخورد با يکديگر بي ادبي است. در حالي که اختلاف و برخورد طبيعي و نشانه سلامت رابطه است. زن يا شوهري که باعث ايجاد اختلاف مي شود، آدم بدي نيست و کار غلطي انجام نداده است. اختلاف فتح بابي براي مکالمه و حل مشکلات است. از اختلاف و درگيري نترسيد. هدف تان نبايد پرهيز از درگيري باشد بلکه بايد ابزار تکيه کردن بر اختلافات و حل آنها را ياد بگيريد تا بتوانيد زندگي خود را دوباره بر اساس آموخته هاي جديد سازمان دهي کنيد. بعضي زن و شوهرها فکر مي کنند اگر اختلاف عقيده خود را بروز بدهند رابطه شان در معرض نابودي قرار مي گيرند. بنابراين از درگيري فرار مي کنند يا ابزارهاي ناکارآمدي را به کار مي گيرند که مشکل را سريع اما سطحي حل مي کند. مصالحه يا به اجبار قبول کردن خواسته همسر دو تا از اين ابزارهاي ناکارآمد هستند. معمولاً اگر به زن و شوهري که اختلاف دارند توصيه شود به خاطر ديگري کوتاه نيايند، تعجب مي کنند. مگر مصالحه لازمه زندگي مشترک نيست؟ واقعيت اين است که تصميم هايي که بر اساس مصالحه گرفته مي شوند فاقد خلاقيت لازم هستند و معمولاً پايدار نمي مانند. مطمئناً هرچند وقت يک بار لازم است يکي از زوجين مصلحت انديشي کند و بر سر مساله اي با ديگري کنار بيايد اما درباره تصميمات مهم مصالحه ممکن است عصبانيت و مقاومت به بار بياورد. مصالحه معمولاً نتيجه اين است که هر دو نفر درباره مساله اي واداده اند تا با هم به توافق برسند و تصميم نهايي هم نسخه تعديل شده دو نظر و عقيده قوي و محکم است.

اگر بخواهيد از زير بار اختلاف و درگيري فرار کنيد، مصالحه روش بسيار خوبي است. به نظر مي رسد با مصالحه مي توان اغتشاش ها را فرو نشاند و هر دو طرف را راضي و خوشحال کرد، اما آنچه واقعاً اتفاق مي افتد اين است که هر دو طرف احساسات خود را زير پا مي گذارند. ممکن است يکي از زن و شوهر از مصالحه رنجيده باشد و منتظر دستاويزي باشد تا ثابت کند تصميم گيري غلط بوده و بايد بر اساس نظر او تصميم مي گرفتند. ديگري ممکن است فکر کند کار کاملاً درستي انجام داده که نظرش را به همسرش تحميل نکرده اما هنگامي که مصالحه نتيجه رضايتبخشي دربر نداشته باشد او هم احساس ناخشنودي مي کند. کمي روي اين موضوع فکر کنيد تا خودتان دريابيد تصميمات مشترکي که بر اساس مصالحه گرفته ايد چقدر دوام داشته اند.

قبول اجباري يا مجبور کردن ديگري به پذيرش عقيده يکي ديگر از راه هاي پرهيز از اختلاف در روابط بين زن و شوهرها است. ممکن است زن يا شوهر، هر کدام که توانايي قانع کردن ديگري را دارد، ديگري را وادار به پذيرش نظر خاصي بکند. در حالي که معني پذيرش اين نيست که او هم آن نظر را قبول دارد. در حقيقت نفر دوم فقط براي پرهيز از جنگ و دعوا وانمود به پذيرش کرده و تسليم شده است. پس اشتباه نکنيد. نه همسرتان را وادار به پذيرش نظر خودتان بکنيد و نه به زور نظر او را بپذيريد. به اين ترتيب اختلاف تان حل نمي شود و بدتر از آن اينکه مشکل پنهان مي شود و روزي عميق تر سر باز مي کند. اگر وقتي را براي صحبت کردن با همسرتان اختصاص ندهيد، اگر به پرورش رابطه تان اهميت ندهيد و اگر از اختلافات سازنده و برخوردهاي سالم طفره برويد رابطه تان دير يا زود فرو مي پاشد. پس از همين الان دست به کار بشويد و مهارت هاي ارتباطي خود را تقويت کنيد. از وقت خود خوب استفاده کنيد و رابطه اي معني دار و دوستانه با همسرتان ايجاد کنيد.

 اگر اختلاف خوب است چرا حال مان را بد مي کند

اختلافات زناشويي طبيعت دوگانه و متضادي دارد. بسته به اينکه چطور با آن کنار بياييد، ممکن است سازنده يا مخرب باشد. ممکن است فکرهاي جديد و خارق العاده و زاويه ديدي تازه درباره چيزي که تاکنون به آن توجه نکرده ايد برايتان به ارمغان بياورد. اما اگر درست با آن برخورد نکنيد ممکن است باعث دل شکستگي و خرد شدن عزت نفس و غرور آدم بشود.

مشکلي که زن و شوهرها در اختلافات زناشويي دارند خود اختلاف نيست بلکه بيشتر روش برخورد افراد با احساسات شان است که متاسفانه جزء جدانشدني اختلافات است.

اشتباه بيشتر مردم اين است که بدون اينکه بفهمند کدام احساس شان درگير ماجرا است سعي مي کنند مشکل را به طور مجرد حل کنند. آنها مشکلات را له مي کنند و حين اين کار احساسات خودشان را هم که به آن مشکلات آويخته له مي کنند. درست است که اين کار مشکلات را از سر راه کنار مي زند اما به احساساتي که در آن دخيل هستند آسيب مي رساند. به همين علت است که بگومگوهاي زناشويي حال شما را بد مي کند. اين مشکل از تمرکز بيش از حد بر مشکل به جاي احساسات درگير در آن ناشي مي شود.
دوستانه بجنگيد
زن و شوهرها نبايد از اختلافات خود فرار کنند و بايد با هم بگومگو کنند تا بتوانند مشکل را به بهترين شکل حل و فصل کنند. اما جنگ زن و شوهرها هم قاعده و قانوني دارد که مانند مسابقات ورزشي دوستانه بايد آنها را رعايت کرد تا هر دو طرف برنده از زمين خارج شوند. 10 قانون جنگ دوستانه زن و شوهرها به قرار زير هستند؛

1- تفاوت هاي همسرتان را با خودتان بپذيريد و آنها را عميقاً در نظر داشته باشيد.

2- در ارتباط بودن با همسرتان خيلي مهم تر از اين است که حق با شما باشد.

3- هرچه بکاريد همان را برداشت مي کنيد.

4- هر چند وقت يک بار از عادات روزمره خود دست بکشيد.

5- احساساتتان را بيان کنيد و به همسرتان بگوييد چقدر برايتان مهم است.

6- دوستانه بجنگيد.

7- اولويت را به رابطه تان بدهيد.

8- هر روز از زندگي تان لذت ببريد.

9- درباره آينده تان با هم صحبت کنيد.

10- به جنبه هاي افسانه اي عشق ايمان داشته باشيد.

مهم نيست موضوع اختلاف با همسرتان چيست، مهم نيست که شما فکر مي کنيد صد درصد حق با شماست، مهم نيست چقدر عصباني هستيد، هميشه و هميشه با همسرتان با احترام و متانت رفتار کنيد، تا مي توانيد با افتخار و سربلندي نسبت به همسرتان رفتار کنيد حتي اگر او در پاسخ چنين رفتاري پيش نگيرد. شما مسوول رفتار و کردار همسرتان نيستيد، فقط و فقط مسوول خودتان هستيد. زبان ارعاب يا تحقير در پيش نگيريد. هيچ گاه همسرتان را نزنيد يا او را هل ندهيد. افسوس هاي گذشته را دوباره زنده نکنيد. بر لحظه متمرکز بشويد، همين جا و همين لحظه و عکس العملتان را براي اتفاقي که همين الان مي افتد تنظيم کنيد. حرفي نزنيد که مجبور بشويد آن را پس بگيريد. کردار و گفتار خود را به دست احساساتتان نسپاريد.متاسفانه، بخشي از هر رابطه اي فهم نادرست و اختلا ف نظر است. از اختلاف گريزي نيست چون تجربيات زندگي و توقعاتي که هر يک از زن و شوهر از زندگي مشترک دارد، به هر حال با هم منطبق نيستند. در کنار اين تجربيات و توقعات طبيعت زندگي که روزهاي بد و حالات روحي بد را گاه به گاه به ارمغان مي آورد، باعث مي شود که هر از چندي حتي در بهترين و عاشقانه ترين زندگي ها هم دعوا و اختلاف پيش بيايد. در دست داشتن ابزار درست براي جنگيدن باعث مي شود جنگ دوستانه را بتوان از جنگ مخرب و مغرضانه تمييز داد.علاوه بر توصيه هاي متعارف که در بالا گفته شد، ابزار عيني زير نيز کمک مي کند که اختلاف و درگيري به نتيجه سازنده برسد؛ جملات خود را با فاعل «من» بيان کنيد نه با فاعل «تو». مثلاً اين دو جمله را مقايسه کنيد؛ «من ناراحت شدم» و «تو مرا ناراحت کردي». با جمله دوم همسر خود را در موضع تدافعي قرار مي دهيد. جملات با فاعل «تو» معمولاً توهين آميز و شايد ارعاب آميز باشند در حالي که جملاتي که فاعل «من» دارند، فقط احساس شما را بيان مي کنند و حس مسووليت پذيري شما را بر اساس فکر يا احساس مشخصي نشان مي دهند.در ادامه همين روش به جاي «تو آدمي هستي که...» بگوييد «احساس کردم که تو...». فرق اين دو جمله اين است که وقتي مي گوييد من اين طور دريافتم، قضاوت نمي کنيد که همسرتان از نظر شما واقعاً آن طور است، فقط احساس خود را از رفتار او در آن لحظه خاص بيان مي کنيد. مثلاً اين دو جمله را با هم مقايسه کنيد؛ «احساس کردم که تو مثل يک بادکنک هستي که زيادي باد شده و پر از خشم هستي» و «خيلي عصباني هستي». فکر مي کنيد همسرتان چه واکنشي به جمله دوم نشان مي دهد. احتمالاً جواب مي دهد؛ «نه، اصلاً هم اين طور نيست، چطور جرات مي کني چنين حرفي بزني» که باعث گرم تر شدن آتش دعوا مي شود. از طرفي جمله اي که فاعل «من» دارد اين پرسش را در خود دارد که «چرا چنين احساسي داري» و بر اين اساس مي توانيد بحث را در راه درستي پيش ببريد.مسلم است که دوستانه جنگيدن کار مشکلي است به خصوص وقتي که در ميانه اختلاف و کشمکش هستيد اما به ياد داشته باشيد هنگامي که مي خواهيد حرف ناراحت کننده يا مغرضانه اي بزنيد حتماً عقب نشيني کنيد. کسي که اکنون روبه روي شما ايستاده و مي خواهيد او را هدف حملات بي رحمانه خود قرار دهيد، همان کسي است که او را انتخاب کرده ايد که عاشقش باشيد و يک عمر با او بمانيد. به اين فرد و رابطه تان احترام بگذاريد و اين کار را با شريک کردن او در احساساتتان انجام بدهيد. سهم مسووليت خود را بپذيريد و تا جايي که امکان دارد راه حل هاي برنده برنده پيشنهاد کنيد که باعث شود هر دو پيشرفت کنيد. بالاخره همسر شما همان کسي است که يک عمر برايتان باقي مي ماند و مي خواهيد روزها و شب هايتان را با او بگذرانيد پس حتي در لحظات سخت با او با احترام رفتار کنيد.
بررسي دلايل بروز اختلالات روحي در زنان شاغل
سيماي زني در دوردست
 بهاره مهرنژاد

 هرچه به جلو مي رويم حضور زنان در اجتماع پررنگ تر مي شود. زنان نيز همپاي مردان در عرصه هاي مختلف اجتماعي فعاليت مي کنند و ديده شده که در بيشتر مشاغل حتي مشاغل سخت که پيشتر تصور مي شد فقط مردان قادر به انجام آنها هستند، مسووليت هاي مهم و کارآمد را برعهده دارند. وظايف زنان امروز به مراتب بيشتر از گذشته است. زني که تا ديروز فقط در خانه فعاليت مي کرد و عهده دار خانه داري و همسر داري بود و تنها دغدغه اش به چگونگي تربيت فرزندان معطوف مي شد، امروز علاوه بر مسووليت هاي پيشين بايستي در محيط اداره نيز به عنوان يک فرد کاري و پرتوان حضور داشته باشد و در راستاي حفظ نقش خود به عنوان يک فرد مستقل در جامعه بکوشد. افزايش حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي جدا از تاثيري که بر رشد شخصيت فرد و افزايش آگاهي هاي وي مي گذارد در آينده نيز موجب تحکيم پايه هاي خانواده شده و به تربيت فرزندان سالم کمک مي کند؛ چنانکه بارها گفته و شنيده ايم که پشت هر مرد موفقي زن موفق تري وجود دارد. به رغم تمامي نتايج مثبتي که از حضور زنان در اجتماع حاصل مي شود ولي پيامد هاي منفي هم وجود دارد که تنها متوجه خود زنان است و آن به خطرافتادن سلامت رواني آنهاست. افزايش ميزان مراجعات به کلينيک هاي اعصاب و روان و نيز بالارفتن آمار ابتلا به بيماري هاي قلبي در زنان در چند سال اخير همگي حکايت از تاثيرات منفي حضور پيش رونده زنان در مشاغل مختلف دارد.

يکي از مهمترين پيامد هاي فعاليت در اجتماع بروز استرس و فشار هاي روحي و رواني است که در زنان بيش از مردان بروز مي کند. استرس موقعيتي است که در آن شخص از نظر روحي به هم مي ريزد و در هم مي شکند و معمولاً با واکنش هايي نظير مشت کردن انگشتان، انقباض عضلات و به هم فشردن دندان ها و برافروختگي چهره همراه است. به طور کلي پژوهشگران استرس را وضعيتي توصيف مي کنند که افراد مجبور به ايجاد تغييرات ناخواسته در جهت تطابق با حوادث و پيشامد هاي زندگي مي شوند. بنابراين استرس تنها پاسخ هاي بدني به تغييرات فيزيکي و نيازهاي فيزيولوژيک نيست که پاسخ هاي روحي، هيجاني و رفتاري را نيز شامل مي شود. مطالعات نشان مي دهد زنان در مقايسه با مردان بيشتر در معرض ابتلا به اختلالات روحي و رواني ناشي از بروز استرس و اضطراب قرار دارند که اين ميزان در زنان شاغل خارج از منزل که مسووليت رسيدگي به فرزندان و کارهاي منزل را نيز به عهده دارند بيشتر ديده مي شود. زنان شاغل در مواجهه با شرايط بحراني در وضعيت پراسترس زندگي مي کنند. آنها نسبت به مردان شاغل يا زنان خانه دار از تظاهرات بدني (کابوس هاي شبانه، اختلالات گوارشي، ناراحتي کمر و ستون فقرات) به مراتب بيشتري شکايت مي کنند، ضمن اينکه بيشتر از آنان نيز در معرض ابتلا به ناراحتي هاي خلق و خوي، نظير افسردگي قرار دارند. براساس تحقيقات انجام شده در دانشگاه ييل، زنان شاغل در مقايسه با زنان خانه دار از سلامت جسمي نامطلوبي برخوردارند. ريسک ابتلا به بيماري هاي قلبي در زناني که در کارشان تحت فشار شديد قرار دارند بيشتر از افراد ديگر است. به نظر مي رسد اگر زنان بتوانند به روش دلخواه و در مشاغل مناسب تا مراحل مديريتي کار کنند، ريسک بيماري هاي قلبي در آنها پايين باقي مي ماند. شاغل بودن زنان تنها به قرار گرفتن آنها در شرايط پراسترس محدود نمي شود. متاسفانه همراه با شاغل شدن، مصرف غذاهاي آماده که به نسبت از چربي و کالري بيشتري برخوردارند و در گروه غذاهاي پرکلسترول ناسالم به شمار مي روند بيشتر مي شود که اين خود نقش مهمي در به خطر افتادن سلامت جسمي و بروز بيماري هاي قلبي ايفا مي کند. ضمن اينکه تاثير استعمال سيگار که در زنان شاغل بيشتر از زنان خانه دار است و در موارد بحران زا بيشتر مي شود را نبايد ناديده انگاشت که آن خود نيز عامل مهمي در پايين بودن سطح سلامت زنان به شمار مي رود.

زنان شاغل حتي بيشتر از مردان شاغل در معرض ابتلا به بيماري هاي قلبي قرار دارند که البته آن هم به الگوي رفتاري آنها مربوط مي شود، مثلاً اينکه زنان در مقايسه با مردان زودتر دچار کمبود اعتماد به نفس مي شوند و امنيت خود را از دست مي دهند. با اينکه زنان در موقعيت هاي اجتماعي نرم خو تر از مردان هستند و در کنترل خشم نيز موفق تر از آنها عمل مي کنند ولي در مواجهه با موقعيت هاي پرخطر خيلي زود ثبات روحي و رواني خود را از دست مي دهند و در بحران ها سريعاً پريشان و گيج مي شوند.

در زمان پيشامد هاي ناگوار نظير شرايط استرس زا فشار خون بالا رفته و ضربان قلب تند مي شود که باعث ايجاد آشفتگي در جريان خون شده و آن هم فشار وارده به ديواره هاي شريان ها را افزايش مي دهد. ترشح بيش از حد هورمون هاي استرس در گردش خون ممکن است باعث آسيب در جداره دروني شريان ها شود. پلاکت هاي موجود در خون (به حرکت درآمده توسط هورمون هاي استرسي) در جهت شروع عمل ترميم جداره آسيب ديده بدان متصل مي شود که در نتيجه اين عمل ترميمي، ديواره شرياني ضخيم رگ ها تنگ مي شود. با توجه به اينکه گفته شد استرس تاثير بسزايي در بروز بيماري هاي قلبي دارد تعجب آور نخواهد بود اگر بگوييم زنان شاغل رتبه اول را در ابتلا به بيماري هاي قلبي دارند.

استرس تنها يکي از عوامل تهديد کننده سلامت زنان شاغل است. زنان به علت نداشتن شرايط يکسان اجتماعي در جامعه بيشتر در معرض ابتلا به افسردگي و اضطراب قرار دارند. طبق آمار هاي رسمي اعلام شده، 7 تا 12 درصد از مردان در سراسر دنيا از افسردگي رنج مي برند در حالي که اين رقم در زنان به 20 تا 25 درصد مي رسد.

تاکنون فرضيه هاي فراواني براي کشف علل افزايش بروز افسردگي در بين زنان عرضه شده است ولي آنچه مشخص است ميزان بروز افسردگي در زنان امروز به نسبت گذشته تفاوت بسياري کرده است. در گذشته و تا قبل از ورود گسترده زنان به اجتماع تنها عوامل فيزيولوژيک بودند که به بروز افسردگي منجر مي شدند. افسردگي پس از زايمان يکي از مهمترين دلايل بروز افسردگي در زنان است که در نوع شاغل و غيرشاغل تفاوتي ندارد.

افسردگي پس از زايمان يک اختلال شايع و ناتوان کننده اجتماعي است که بيش از 85 درصد مادران باردار پس از زايمان آن را تجربه مي کنند. افسردگي پس از زايمان يک اختلال چند عاملي بوده و تغييرات هورموني پس از زايمان عمده ترين دليل پيدايش اين مشکل است. نتايج تحقيقات حاکي از آن است که سابقه افسردگي در گذشته، فشار رواني ناشي از زايمان، مسووليت نگهداري از نوزاد، مشکلات زناشويي، بيکاري، حمايت اجتماعي ناکافي، نوع زايمان، سن مادر هنگام زايمان، عدم دسترسي کافي به خدمات پزشکي و اضطراب پس از زايمان نيز از جمله عوامل ابتلا به افسردگي پس از زايمان به شمار مي آيند. همچنين، مشخص شده است افسردگي پس از زايمان اثرات ناگواري بر مادر، کودک و ديگر اعضاي خانواده مي گذارد؛ به صورتي که در مادران ناتواني در انجام مراقبت از فرزند، خودکشي و احتمال افسردگي دائمي را افزايش داده و نيز در کودکان موجب ايجاد اختلال در برخي رفتارها و نيز اختلال در رشد و تعامل مي شود. همانطور که گفته شد افسردگي پس از زايمان در اغلب زنان مشاهده مي شود و مساله اي نيست که شاغل بودن زنان در آن دخالت فراوان داشته باشد. يکي از مهمترين عواملي که در چند دهه اخير در بروز افسردگي هاي شديد در زنان تاثير داشته مساله روابط کاري و شغلي است.

عواملي نظير تحقير شخصيت زنان در جامعه يا دشواري شرايط براي رسيدن آنها به اهداف مورد نظرشان همگي مي تواند افسردگي هاي شديد را در آنها به دنبال داشته باشد و اين موضوع همانطور که در سطور پيشين نيز گفته شد ارتباط مستقيمي با نوع واکنش هاي غالباً مدارامآبانه زنان در برخورد با شرايط بحراني دارد که در بيشتر موارد به شخصيت خود آنها آسيب مي رساند. زنان در وضعيت هاي مشکل سريع تر از مردان به اين تفکر مي رسند که قدرت انجام کاري را ندارند و همين موضوع در طولاني مدت بر روند شکل گيري شخصيت آنها تاثير گذاشته و به عدم ثبات دروني در آنها مي انجامد. يکي ديگر از مسائلي که باعث بروز افسردگي در زنان مي شود و باز هم در زنان شاغل بيشتر نمود دارد افسردگي ناشي از اختلالات زناشويي است. بسياري از اختلافات زناشويي ناشي از عدم مصاحبت زن و شوهر است که ممکن است آنها را به مرز جدايي بکشاند. اغلب مردان از اين موضوع شکايت دارند که همسرشان بيشتر وقت خود را در محيط کار مي گذراند و کمترين توجهي به آنها نمي کند و قادر به برآورده ساختن جزئي ترين نياز هاي همسر و فرزندان خويش نيست. در طرف ديگر زن از اين موضوع ناراضي است که چرا بايد تمام وقت خود را متمرکز خانه و امور منزل کند در صورتي که قابليت هاي فراواني در محيط اجتماع دارد و مي تواند هم پاي همسر خويش فعاليت کند ضمن اينکه قادر خواهد بود همسر خوبي براي شوهر و مادر نمونه و دلسوزي براي فرزندانش باشد. در چنين شرايطي زن دچار افسردگي شده و از آنجا که بسيار حساس است ممکن است سکوت را بي تفاوتي يا طرد از طرف مقابل تلقي کند و منزوي و گوشه گير شود. زنان شاغل که به اين احساس دست مي يابند بيش از گذشته خود را تنها مي بينند به همين خاطر خود را از ديگران طرد کرده و بيش از گذشته به انجام امور شغلي مي پردازند و به نوعي خود را در کار غرق مي کنند که همين باعث افزايش انتقاد، بهانه گيري، پرخاشگري و بي تفاوتي همسر شده که متاسفانه در بسياري موارد رابطه زناشويي با اين تفکر که «او با شغلش ازدواج کرده و کارش را بيشتر از من دوست دارد» از هم مي پاشد و به جدايي مي انجامد. در اين ميان تنها، احساس بيهودگي و پوچي مضاعف است که نصيب زن مي شود و افسردگي او را شدت مي بخشد.

نگاهي به عوامل کاهنده استرس هاي شغلي
يک ذهن زيبا
گلشيد مهربان ؛ استرس هاي شغلي همواره يکي از عوامل خطرزاي سلامتي بوده است که بر کيفيت زندگي خصوصي افراد نيز تاثير مي گذارد. در کلينيک هاي مشاوره اين جمله را زياد مي شنويم که همسرم ناراحتي هاي کاري اش را با خود به خانه مي آورد و تمام دق دلي از همکاران و رئيسش را سر من و بچه ها خالي مي کند. چندي پيش محققان مرکز مطالعاتي پرينستون در امريکا اعلام کردند که 25 درصد از نيروهاي کار در امريکا از کارشان ناراضي و حدود 17 ميليون نفر دچار افسردگي هستند. مطالعات نشان مي دهد اضطراب و تنش هاي شغلي باعث بروز فشارخون، بيماري هاي قلبي، آسم، افسردگي و سردرد در انسان مي شود. اين تحقيقات همچنين نشان مي دهد که نارضايتي شغلي يا کار در محيط هاي پراسترس ارتباط مستقيمي با افزايش ضايعات، غيبت، کاهش بهره وري و بروز رفتارهاي نابهنجار در کارمندان دارد ضمن اينکه هزينه زيادي براي درمان اختلالات روحي ناشي از اضطراب و استرس هاي شغلي در کارمندان آسيب پذير دربرخواهد داشت.

روانشناسان دلايل زيادي را در بروز استرس در محيط کار موثر مي دانند که شيفت هاي کاري خسته کننده و زمان کاري زياد در راس آنها قرار دارد. يکي از عوامل ايجاد تنش و اضطراب در محيط کار افزايش شيفت هاي کاري است که موجب خستگي و کلافگي فرد شده و بازده کاري را نيز کاهش مي دهد. شيفت هاي کاري باعث به هم زدن ساعت بيولوژيک کارکنان شده که پيامد آن بروز خستگي، کج خلقي، بي خوابي، بي اشتهايي، عدم تمرکز و ضعف حافظه است. کارکناني که به شکلي کم خوابي دارند توليد هورمون سروتونين بدنشان به ميزان 20 درصد کاهش پيدا مي کند که خود عاملي جهت بروز افسردگي مي شود. کارگران شب کار دو برابر بيشتر نسبت به روزکارها تمايل به کشيدن سيگار دارند و احتمال حمله قلبي بعد از پنج سال در آنها دو برابر مي شود. ناديده انگاشتن حقوق کارمندان، عدم رسيدگي به شکايات و پرداخت غرامت هاي کاري و عدم پرداخت حقوق مناسب و به موقع و برتري گرفتن برخي از کارمندان، تعصبات جنسيتي، مديريت مستبدانه و تحقير هاي جمعي که از سوي مديريت اعمال مي شود، از ديگر عوامل جانبي است که در بروز استرس و اختلالات رواني و نيز تضعيف روحيه کارمندان تاثير دارد. تنش هاي شغلي علاوه بر اختلالات روحي باعث ناراحتي هاي جسماني هم مي شود که خود را به صورت خستگي، بي خوابي، فشار خون، سردرد، ناتواني در تمرکز و بي اشتهايي نشان مي دهد.

براي رهايي از پيامدهاي منفي اي که استرس و تنش هاي شغلي ايجاد مي کند، بهترين روش تنظيم يک برنامه منظم کاري همراه با استراحت است. کارهاي خود را اولويت بندي کنيد. معمولاً اين شيوه موفق ترين، موثرترين و رضايت بخش ترين روش براي انجام دادن کارها است. براي سازماندهي امور همچنين کارهاي زيادي مي توانيد انجام دهيد مثل اينکه در زمان پاسخگويي به تلفن فقط همان کار را انجام دهيد.با موقعيت هاي کاري عجولانه برخورد نکنيد. زماني را براي فکر کردن به نحوه برخورد با مسائل اختصاص دهيد و شيوه عمل خود را مشخص کنيد. مثلاً اينکه صبح ها کدام يک از کارها را انجام دهيد و عصر به سراغ نامه ها برويد يا ابتدا کارتان را با خواندن نامه ها شروع کنيد.در هر موقعيتي که هستيد استراحت را فراموش نکنيد حتي اگر به ميزان پنج دقيقه در مدت زمان صرف ناهار باشد. قرار ملاقات هاي روزانه را در دفتر يادداشت کنيد و اگر نمي توانيد در يک روز به چندين نفر پاسخگو باشيد براي روابط خود حد و حدود تعيين کنيد.

اطلاعات مربوط به ساعات ملاقات، زمان هاي اوج کاري، امور شغلي و خانگي را بنويسيد. با اين روش از نوشتن يادداشت ها بر روي تکه کاغذها که ممکن است گم شوند خلاص شده و همه چيز در يک جا قرار مي گيرد.در صورت مواجهه با موقعيت هايي که حالت روحي شما را دگرگون مي کند و باعث عصباني شدن شما مي شود به جاي داد و قال راه انداختن روش هاي آرام سازي ذهني را پيش گيريد. روش هاي ريلکسيشن مثل تنفس عميق کمک بزرگي در کاهش عصبانيت به شما مي کنند. همان طور که پشت ميز نشسته ايد روي صندلي لم دهيد، چشمانتان را ببنديد، تمام ماهيچه هاي خود را به حالت آرميدگي درآوريد. اين کار را از پاها شروع کنيد و ادامه دهيد تا تمام ماهيچه هايتان به آرميدگي برسند. آن گاه از راه بيني نفس بکشيد و به تنفس خود توجه کنيد و هنگام بازدم بگوييد يک. دوباره نفس بکشيد و هنگام بازدم بگوييد يک. اين کار را 20 دقيقه ادامه دهيد. سعي کنيد فقط صداي نفس کشيدنتان را بشنويد. تکرار کلمات تاکيدي مثل آرام باش يا سخت نگير نيز مي تواند کمک کننده باشد. اين تمرين را هر روز به ويژه زماني که در موقعيت تنش زا قرار مي گيريد، انجام دهيد. در موقع عصبانيت افکار مثبت را جايگزين افکار منفي کنيد. مثلاً به جاي اينکه خود را سرزنش کنيد که چرا نتوانستيد اموري را که به شما محول شده به نحو احسن انجام دهيد، به خودتان اميدواري بدهيد که اين اتفاق تاثيري در رابطه شغلي شما با رئيس يا همکارتان نمي گذارد و اشتباه يا اهمال کاري شما از طرف مديرتان قابل درک است.

تيپ شخصيتي همکار يا مديرتان را بشناسيد و روحيه او را درک کنيد. اين نکته را به خاطر داشته باشيد که هميشه آدم ها در يک وضعيت و حالت روحي - رواني نيستند. بعضي از افراد صبح ها سرحال و پرانرژي اند و عصرها خسته. به همين علت عصرها و شب ها ممکن است سطح تحمل شان بسيار پايين باشد و آماده عصباني شدن باشند. در اين گونه موارد بهتر است موضوعات و مسائل حساس بحث برانگيز را در ساعاتي با آنها مطرح کنيد که صحبت هايتان با بحث و جدل پايان نپذيرد.
بررسي عوامل موثر در پرخاشگري کودکان
عمليات اديسه
همه ما با اين تصوير آشناهستيم، بچه اي که پاهايش را محکم به زمين مي کوبد و با صداي بلند جيغ و فرياد مي کند و داد و هوار راه مي اندازد. پافشاري براي برآورده شدن نياز هاي گاه غيرضروري در همه کودکان وجود دارد ولي در برخي اصرار هاي مداوم براي به انجام رسيدن کار با پرخاشگري و دعوا و مشاجرات لفظي همراه است. پرخاشگري در کودکان دلايل متعددي دارد که قسمت اعظم آن به ناکامي کودک در برابر خواسته هايش مربوط مي شود.

از نظر روانشناسي پرخاشگري به رفتاري اطلاق مي شود که با هدف آسيب رساندن يا مجروح ساختن موجود ديگري انجام مي گيرد. برخي نيز پرخاشگري را رفتاري مي دانند که به ديگران آسيب مي رساند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند. پرخاشگري ممکن است بدني باشد مثل زدن، لگدزدن و گازگرفتن يا لفظي نظير فرياد زدن. نوع ديگري نيز وجود دارد که در رفتارهاي کودکان در سنين پايين بسيار ديده مي شود. در اين روش آنها بدون اينکه اطلاعي از عواقب رفتار خود داشته باشند سعي مي کنند تا به زور وسايل همبازي يا خواهر و برادرشان را از آن خود کنند. پرخاشگري در کودکان زير هفت سال به خاطر اسباب بازي و متعلقات ديگر در ارتباط با همسالان به مراتب بيشتر از کودکان بزرگتر است. ولي به طور کلي کودکاني که در سال هاي اوليه زندگي بسيار پرخاشگر و تندخو و خشن هستند در جواني و بزرگسالي هم پرخاشگر خواهند بود.

پرخاشگري در کودکان دلايل متفاوتي دارد ولي همانطور که در ابتداي متن اشاره شد کودکان به دليل عدم توانايي در مقابله با ناکامي بيشتر از سايرين به پرخاشگري و مشاجره رو مي آورند. زندگي در محيط ناسالم و با پدر و مادر خشن در پرخاشگري کودکان نيز بي تاثير نيست. مطالعات نشان مي دهد کودکاني که به شدت پرخاشگرند، والديني خشن دارند. در اين خانواده ها رفتارهاي متقابل غالباً وضعيتي ايجاد مي کند که الگوي رفتار پرخاشگرانه را در خانواده افزايش مي دهد. وقتي که واکنش خشونت آميزي بروز مي کند، ساير اعضاي خانواده کاري مي کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه مي شوند. پرخاشگري نتيجه عدم توانايي کودک در کنترل خود است. همچنان که کودک بزرگتر مي شود، پرخاشگري خصمانه او افزايش مي يابد و کودک بيشتر سعي در آسيب رساندن به ديگران دارد.

عوامل محيطي نيز در پرخاشگري کودکان بسيار نقش دارد. رسانه ها مهمترين عامل به شمار مي روند. بر اساس تحقيقات انجام شده تماشاي فيلم هاي خشن و انجام بازي هاي کامپيوتري و ويدئويي خشونت آميز اثرات سويي بر ذهن کودک مي گذارد که در نهايت به افزايش پرخاشگري در وي مي انجامد. اين تحقيقات که به مدت 20 سال بر روي کودکان و نوجوانان انجام شده حاکي از آن است که کودکان بعد از تماشاي صحنه هاي خشونت آميز خانوادگي حرکات پرخاشگري از خود نشان مي دهند که کاملاً برگرفته از حالات شخصيت هاي فيلم است. برخي از معلمان شرکت کننده در اين تحقيق اظهار داشتند که دانش آموزاني که وقت بيشتري را براي بازي هاي خشونت آميز صرف مي کنند بيشتر از دانش آموزان ديگر حالت هاي خصمانه در بحث ها به خود مي گيرند و در برابر رفتارهاي منفي همسالان از خود واکنش نشان مي دهند.

بر اين اساس انجمن روانشناسي امريکا در گردهمايي سالانه خود خواستار کاهش برنامه ها و بازي هاي خشونت آميز براي کودکان و نوجوانان شده اند و همچنين از والدين خواسته اند که براي مراقبت از سلامت کودکان خود بايد بر بازي هاي کودکان نظارت بيشتري داشته باشند.

ژنتيک نيز از ديگر عواملي است که موجب پرخاشگري کودکان مي شود. مطالعات انجام شده نشان مي دهد والديني که خود پرخاشگر هستند، کودکاني دارند که زمينه پرخاشگري در آنها بيش از ساير افراد است. از ديگر عوامل موثر در بروز پرخاشگري کودکان مي توان به اضطراب اشاره کرد. اضطراب يکي از مهمترين دليل پرخاشگري است زيرا موجب تحريک پذيري فرد شده و آستانه تحمل فرد را کاهش مي دهد طوري که فرد با کوچکترين فشار از خود واکنش نشان مي دهد.

درمان پرخاشگري

بهترين راه درمان پرخاشگري کودکان تشنج زدايي از محيط زندگي و تامين نيازهاي ضروري و فراموش شده آنان است. در مورد کودک پرخاشگري که الگوپذيري عامل اين گونه رفتار او بوده، بايد روي الگوي کودک کار کرد و راه هاي ديگري جز پرخاشگري را به آن الگو آموخت. در مواردي که علت پرخاشگري اضطراب است، بايد از نگراني دروني و اضطراب کودک مطلع شويم.

بايد توجه داشت در پاره اي موارد پرخاشگري کودکان به اتفاقات و ناکامي هاي درون مدرسه، رابطه ميان کودک با دانش آموزان ديگر و اولياي مدرسه مربوط مي شود. در بعضي موارد پرخاشگري کودکان نتيجه رويارويي آنها با آزار و اذيت همسالان يا يکي از اعضاي خانواده است که در اين صورت بايد کودک را از آزار و اذيت کردن دور کنيم تا مجبور نباشد براي تلافي و انتقام، افراد ديگر را اذيت کند؛ و اگر پرخاشگري از نوع وسيله اي است، بايستي راه هاي ديگري را جهت مطرح کردن کودک برگزينيم تا او ناچار نباشد از روش خشونت براي جلب توجه استفاده کند.

به طور کلي بايد دانست که خشونت و پرخاشگري بيشتر عامل بيروني دارد و فقط در موارد خاص به علل دروني مربوط مي شود بنابراين گام اصلي در درمان پرخاشگري کودک شناسايي محرک هاي محيطي موثر در بروز خشونت و دور کردن کودک از محيط ناسالم به شمار مي رود.
راهکارهاي مناسب براي جذب و استخدام بهترين کارمندان
الفباي استخدام
پل سروادي  مترجم : علي ميرشاهي
اگر مي خواهيد افراد شايسته را به مجموعه سازمان خود بيفزاييد، به اين راهنمايي توجه کنيد.

همان طور که کارفرمايان به سرعت درمي يابند، بين کارمنداني که با شغل و سازمانشان هماهنگ هستند و ساير کارمندان، تفاوت بسياري است. اما چگونه مي توان چنين کارمنداني را يافت؟ کليد موفقيت، به کارگيري يک برنامه گزينش و استخدام مناسب و پيروي از فرآيند اثبات شده آن براي موقعيت هاي شغلي مورد نظرتان در سازمان است.

اگر مي خواهيد به نتيجه مطلوب دست يابيد، به دنبال راه ميان بر نباشيد، در برابر وسوسه از قلم انداختن مراحل کار مقاوم بوده و مراحل زير را به ترتيب دنبال کنيد. آنچه براي يافتن و جذب نيروي کار مناسب و با کفايت، نياز است، انجام دهيد؛ يک شرح شغل دقيق و کامل تهيه کنيد. در اولين گام مطمئن شويد که براي هر کدام از موقعيت هاي شغلي مورد نظرتان، شرح و تعريف موثري در اختيار داريد. در تهيه يک شرح شغل، بايد درباره نقشي که افراد بدان گماشته خواهند شد، مجموعه مهارت هاي مورد نياز ايشان، ويژگي هاي شخصي با اهميت براي انجام موفقيت آميز وظايف و هر تجربه مرتبطي که يک متقاضي را از ديگر متقاضيان متمايز مي سازد، به دقت و به طور حساب شده فکر شود. شرح شغل پايه و اساس فعاليت را به روشني بيان مي کند، اما با اين حال تعجب خواهيد کرد اگر بدانيد تعداد بسيار زيادي از شرکت هاي کوچک در تهيه و بهنگام سازي شرح شغل ناتوان هستند.

يک برنامه «مسير ترقي» تدوين کنيد. علاوه بر تهيه شرح شغل، تهيه يک برنامه «مسير ترقي» شغلي براي کارمندان کليدي سازمان که در موفقيت برنامه کسب و کار شما نقش حياتي دارند، از اهميت خاصي برخوردار است. رهبران تيم، مديران بخش و فروشندگان از جمله اين افراد هستند.

براي مثال، در نظر بگيريد که 20 فروشنده در سازمان شما مشغول به کار هستند. در ميان اين گروه، 4 نفر ايشان از عملکرد بسيار بالايي برخوردارند، 12 نفر عملکردي قابل قبول و 4 نفر ديگر عملکردي نسبتاً ضعيف دارند. اگر شما بتوانيد تعداد افراد با عملکرد عالي را از 20 درصد کل فروشندگان به 33 درصد افزايش دهيد، مي توانيد شاهد تاثيري شگرف بر عملکرد سازمان باشيد.

براي رسيدن به اين هدف، لازم است براي تمام اعضاي اين گروه شرح دهيد که براي دستيابي به موفقيت، مهارت و ويژگي هاي مشترک در فروشندگان گروه ارشد را شناسايي کرده و آن را سرمشق خود قرار دهند. استفاده از اين اطلاعات به شما نيز در انتخاب دقيق تر فروشندگان يا کارمندان بخش موردنظر کمک مي کند. به ياد داشته باشيد که يکي از ويژگي هاي کارمند با کفايت، برخورداري از شوق ترقي و دستيابي به درجات شغلي بالاتر است.

آگهي خود را پيش نويس کنيد، موقعيت شغلي و صلاحيت هاي لازم را شرح دهيد. هرچند برخي کارجويان چنين الزاماتي را ناديده گرفته و بدون ملاحظه، به آگهي شما پاسخ مي دهند، اما درج اين اطلاعات در محدود کردن تعداد متقاضيان فاقد شرايط کمک خواهد کرد.

در رسانه اي آگهي دهيد که احتمال ديده شدن آن توسط کارجويان بالقوه، بيشتر باشد. هرچند موسسات و سايت هاي کاريابي اينترنتي محل مناسبي براي درج فرصت هاي شغلي است، اما نشريات تخصصي و روزنامه هاي محلي را نيز نبايد ناديده گرفت. يک سري سوال غربالي، مناسب مصاحبه تلفني، تهيه کنيد. فهرستي از سوالات مناسب که مي توانيد از طريق تلفن مطرح کنيد، به شما کمک مي کند تا در اولين تماس داوطلبين، متقاضيان مناسب را شناسايي کرده و سايرين را حذف کنيد.

رزومه هاي دريافتي را بررسي کرده و داوطلبان برتر را شناسايي کنيد. به مجردي که آگهي خود را منتشر کنيد، دريافت رزومه ها نيز آغاز خواهد شد... حتي گاهي بيش از آنچه که پيش بيني کرده ايد. در ميان آنها به دنبال تجربيات، تحصيلات و مهارت هاي لازم باشيد، اين موارد شما را در جداسازي سريع رزومه ها و شناسايي داوطلبان برتر کمک مي کند. داوطلبان را از طريق مصاحبه تلفني، مجدد غربال کنيد.

وقتي تعداد رزومه ها را به تعداد معدودي از داوطلبان بالقوه محدود کرديد، به داوطلبان تلفن کرده و با استفاده از سوالات غربالي تعداد شرکت کنندگان را باز هم محدودتر کنيد. استفاده از مجموعه اي منسجم از سوالات در اين مرحله و در مصاحبه حضوري، شما را مطمئن مي سازد که داوطلبان به صورت يکسان ارزيابي شده اند.

داوطلبان مناسب را براي ارزيابي نهايي انتخاب کنيد. بر مبناي پاسخ هاي به دست آمده در مصاحبه تلفني، داوطلباني را که احساس مي کنيد براي گام بعدي اين فرآيند، يعني ارزيابي نهايي، مناسب هستند انتخاب کنيد.

داوطلبان بالقوه خود را از نظر مهارت و ويژگي ها به وسيله روش هاي اثبات شده، ارزيابي کنيد. هرچند رزومه و مصاحبه تلفني مطالب بسياري را درباره کارجويان در اختيار شما قرار مي دهد، اما براي سنجش دقيق ويژگي هاي رفتاري و سرعت استدلال و ادراک داوطلبان، به ابزار و روش ارزيابي قابل اعتمادي نياز است.

براي مثال، استفاده از يک روش مناسب، شما را قادر مي سازد تا متوجه شويد که آيا فرد مورد نظر داراي وجدان کاري است يا فردي است بي اشتياق، درونگراست يا برونگرا، انعطاف پذير است يا غيرقابل انعطاف، پذيراي عقايد تازه است يا فردي است با ذهن بسته، آيا از ثبات عاطفي برخوردار است يا فردي مشوش و متزلزل است.

برنامه مسير ترقي که براي هريک از موقعيت هاي شغلي تهيه کرده ايد در تعيين اينکه کدام ويژگي رفتاري براي آن موقعيت مناسب است، شما را کمک مي کند. براي مثال، بايد از يک فروشنده موفق انتظار داشت که فردي برونگرا باشد. از طرفي، مشکلي پيش نخواهد آمد چنانچه شخصي که شغلي دفتري به وي سپرده مي شود، فردي درونگرا باشد.

برنامه مصاحبه داوطلبان را زمانبندي و برگزار کنيد. وقتي داوطلبان را براساس مراحل قبلي انتخاب کرديد، مصاحبه ها را زمانبندي و اجرا کنيد. جهت برخورداري از يک مصاحبه سازمان يافته و مقايسه داوطلبان بر اساس روندي منطقي، مجموعه منسجمي از 10 تا 12 پرسش را مورد استفاده قرار دهيد. داوطلب مناسب را انتخاب کنيد. انتخاب خود را بر اساس انطباق بهترين داوطلب با شرح شغل در نظر گرفته شده انجام دهيد. وضعيت تجربه، کار و تحصيل شخص را مجدد بررسي کنيد تا هر مشکل بالقوه اي که در آزمون ها و مصاحبه هاي مراحل قبل پنهان مانده است، آشکار شود.

پيشنهاد خود را به داوطلب ارائه دهيد. اطلاعاتي که شما در جريان مصاحبه جمع آوري کرده ايد، مي تواند در راستاي پيشنهاد برنامه ها جهت جبران کاستي ها و يافتن نيازهاي آموزشي افراد انتخاب شده، به کار رود. 

چند پيش نياز ديگر

پيش از اينکه شما فرآيند استخدام را آغاز کنيد، بايد تدابير مربوط به همسازي و تناسب افراد با ساختار سازمان را مورد توجه قرار دهيد. روش شما براي اطمينان از همسازي آنها با فرهنگ سازمان تان چيست؟ مي توانيد بخشي از پرسش هاي دومين مصاحبه را به رويکردتان در اين موضوع اختصاص دهيد. همچنين مي توانيد از فرد صاحب نظري دعوت کنيد تا شما را در داوري و انتخاب داوطلبان اصلح ياري رساند. هدف اين برنامه ها بايد بر تشخيص توانايي کارجويان در همسويي و مطابقت با فرهنگ سازمان تمرکز يابد.

به علاوه، به برگزاري يک دوره آزمايشي قبل از استخدام فکر کنيد. آيا آگاهي درباره توانايي ها و ضعف هاي کارکنان براي شما ارزشمند نيست، در حالي که مي توانيد از اين اطلاعات نه فقط به عنوان يک آزمون براي استخدام يا عدم استخدام، بلکه به عنوان يک ابزار تربيتي براي تعيين نيازهاي آموزشي کارکنان و بهترين رويکرد به منظور حداکثرسازي ثمربخشي ايشان استفاده کنيد. در بيشتر موارد، دوره آزمايشي قبل از استخدام مورد توجه قرار نمي گيرد، در حالي که مي تواند ابزاري بسيار ارزشمند باشد.

براي مثال، اگر شما يک کارجو را بيابيد که با شرح شغلي همسو باشد و همان فردي باشد که قصد استخدامش را داريد، دوره آزمايشي قبل از استخدام شما را در تعيين نحوه فعاليت با ايشان به گونه اي که منجر به ثمربخشي بيشتر و به حرکت درآوردن آنها در مسير سازمان شما شود، کمک مي کند.

اگر مي خواهيد در کسب و کارتان بهترين مشتريان را جذب و حفظ کند، استراتژي کلان شما درباره کارکنان بايد مبني بر جذب و حفظ بهترين کارمندان باشد. پيروي از فرآيندي با ساختار مناسب به شما در تطبيق بهترين افراد با مناسب ترين شغل ها در شرکتتان ياري مي رساند.
نقش معلمان در تامين بهداشت رواني دانش آموزان
تنبيه ، آري يا نه
 صديقه پارسانيا
شخصيت کودک در خانه شکل مي گيرد. پس از خانه محلي که در پرورش شخصيت کودک تاثير دارد مدرسه است که موجب رشد و تکميل منش او مي شود. محيط مدرسه اولين جايي است که کودک با جامعه روبه رو مي شود. روش و سبک تربيت دانش آموز در تامين سلامت او نقش بسزايي دارد.

معلمان فقط مسوول آموزش مسائل علمي نيستند بلکه بايد روحيه و نيازهاي رواني کودک را شناخته، استعداد و خصايل خوب را در او پرورش داده علاوه بر آموزش علوم برخورد با واقعيت زندگي را به او ياد دهند.معلمان بايد کودکان را آن طوري که هستند بشناسند و با کمک و همفکري والدين دشواري هاي تربيتي آنها را رفع کنند.هر کودک در وضعيت خانوادگي- فرهنگي و اجتماعي خاصي پرورش يافته و استعداد و شعور و توانمندي هاي بدني و رواني مخصوص به خود را دارد بنابراين بهتر است معلمان با توجه به ويژگي هاي اخلاقي و هوشي هر دانش آموز چگونگي استفاده از استعداد ها را به آنها بفهمانند و به آنها ياد دهند درس را براي خوشبختي خود و جامعه ياد بگيرند نه براي نمره و يا ترس از معلم.مردم از تنبيه معني و مفهوم کتک زدن را درمي يابند در حالي که از نظر ما امور ديگري هم جنبه تنبيهي دارند ولي آثار و عوارض تنبيه بدني را ندارند و در همه احوال محروميت هاي ناشي از تنبيه سبب خواهد شد آدمي دست از عمل ناپسند بردارد.

 صورت هاي تنبيه

صورت هاي مختلفي از نظر تربيت قابل عمل است که مهم ترين آنها عبارتند از؛ سرزنش، توبيخ و محروم کردن از امتيازات و يا لذت هاي مورد علاقه مثل سينما و... قهر، نگاه ملامت آميز، قطع پول توجيبي و... و هنگامي که اين شيوه ها موثر واقع نشد مي توان از روش تنبيه به معني گوشمالي و کتک که شرايط و حدودي دارد استفاده کرد.البته والدين در امر تربيت مي توانند گاهي راه سکوت را پيش گيرند و به نگاهي ممتد و نکوهش آميز بسنده کنند. تجربه نشان مي دهد اين کار از صد ضربه کتک دردآورتر است.البته کودک را بايد در مسير زندگي به گونه اي تربيت کرد که از راه اعتدال خارج نشود و به سوي کمال سير داشته باشد.گاهي بر اثر اهمال و بي مبالاتي والدين در امر تربيت کار کودک به جايي کشيده مي شود که تنبيه امري لازم و اجتناب ناپذير مي شود. البته آنها که کودک را کتک مي زنند افرادي عقده اي و گرفتارند يا اينکه تمام راه هاي اصلاح را به روي خود بسته و يا معتقدند کودک فاسد و منحرف است در صورتي که طفل ذاتاً شرور و فاسد نيست.بايد اقدامات قبل از تنبيه را پيش گرفت و در صورت عدم اثربخشي از تنبيه استفاده کرد.اقدامات پيش از تنبيه عبارتند از؛ تذکر اخطار، تحکم، ملامت، قهر، توبيخ و تهديد و...

 شرايط و حدود تنبيه

تنبيهي که توسط اوليا و مربيان درباره کودک اجرا مي شود داراي شرايط و نيز حد و مرزي است که عبارتند از؛

1- تنبيه بايد براساس يک خط مشي روشن و ضابطه اي انديشيده شده باشد زيرا در غير اين صورت صدمه آفرين است.

2- تنبيه بدني در رابطه با گناهان کبيره است نه هر مساله پيش پا افتاده اي.

3- جز پدر و مادر کسي حق تنبيه ندارد حتي خواهر و برادر.

4- ميزان تنبيه متناسب با جرم و لغزش باشد و کودک حس کند که عادلانه است.

5- تنبيه بايد به صورتي باشد که براي کودک درس عبرتي باشد.

6- پيش از تنبيه تسلط بر خود لازم است هرگز در حال خشم و اضطراب به تنبيه نپردازيد.

7- در امر تنبيه آگاهي لازم است عدم آگاهي کافي سبب نقص و صدمه روحي و جسمي به کودک مي شود.

8- در هر تنبيه بعد از اندکي سعي شود دل کودک به دست آيد و به او نشان دهيد دوستش داريد. اگر هنگام تنبيه کودک به مادر پناه برد خطاي بزرگي است که طفل را از دامن مادر بيرون بکشيد و تنبيه کنيد واسطه گري مادر را بپذيريد.

 آثار و عوارض تنبيه

تنبيه به معناي کتک زدن اگر به صورت خشونت و غيرعادلانه باشد آثار ناگواري در پي دارد و در رشد کودک موثر نيست بلکه در مواردي آثار رشد را مي زدايد.اين شيوه پيامدهايي دارد از قبيل کينه توزي، احساس حقارت، احساس جرم، دروغگويي و گريز از خانه و مدرسه و گاهي اين پيامدهاي نابهنجار به حدي مي رسد که کودک از خود نااميد مي شود يا در برابر دوستان چنان خجل و ناراحت مي شود که دوستي خود را رها مي کند.البته منظور اين نيست که هرگز تنبيه نباشد بلکه بايد براساس ضابطه اي عادلانه و متناسب با ظرفيت طفل حتي مبتني بر احترام باشد.

 پيامدهاي تنبيه مکرر

گاهي فرزند شما تن به لغزش مي دهد در آن صورت مکرر تنبيه مي شود اما تکرار تاديب عامل دست کشيدن از لغزش نمي شود در اين صورت بايد کوشيد عوامل تکرار عمل ناپسند را پيدا کرد.کودکي که زياد تنبيه مي شود در مدتي کوتاه به آن انس مي گيرد به گونه اي که ديگر بدن او به درد نمي آيد و روح او را آزار نمي دهد حتي عادت مي کند موجباتي پديد آورد که توسط اوليا تنبيه شود، در اين صورت تنبيه فايده اي ندارد و بايد کوشيد ريشه ها و علل نابساماني را کشف کرد و از افراد باتجربه و مشاوران کمک گرفت. تنبيه مکرر و دست نکشيدن کودک از خطا نشان مي دهد ناهنجاري ريشه دار است.

 نقش معلمان در تربيت دانش آموزان

از آنجا که دانش آموزان بيشتر وقت خود را در ماه هاي غير از تعطيلات در مدرسه مي گذرانند، داشتن ارتباط صميمانه با دانش آموز مي تواند تاثير بسياري در روند شکل گيري شخصيت وي داشته باشد.در اينجا به مواردي اشاره مي شود که رعايت آنها از سوي آموزگار مي تواند در بهبود شخصيت دانش آموز خطاکار تاثير مثبتي داشته باشد.

هرگز به دانش آموزان لقب هاي زشت ندهد

لقب دادن تنها چيزي که به دانش آموز ياد مي دهد همان لقب دادن است. در اثر القابي که معلم به دانش آموز مي دهد دانش آموز کم کم تصوير ذهني از خود پيدا مي کند و گويي القاب معلم را به خود مي قبولاند و آنها را در مورد خودش باور مي کند و اين باورها و تصورات منفي بر شخصيت و عزت نفس او اثرات مخربي مي گذارد که شايد غيرقابل جبران باشد. از طرفي اين گونه برخوردها جو تفاهم آميز کلاس را برهم زده و باعث رنجش و دلزدگي دانش آموز از معلم و کلاس مي شود و حس تنفر و انتقام گيري خيالي را در دانش آموز به وجود مي آورد.

به جاي تاکيد بر ضعف هاي دانش آموز به توانايي ها و نقاط مثبت شخصيت او توجه کند

اگر به جاي توجه به بدرفتاري دانش آموز يا سرزنش او به خاطر ضعف هايش به جنبه هاي مثبت و خوشايند رفتار و توانايي هاي او توجه شود، به ادراک کفايت و شايستگي دانش آموز کمک مي کند و دانش آموز توانايي خود را باور کرده و خود را قادر به پيشرفت و جبران ضعف هايش مي بيند.

به موقعيت و جايگاه دانش آموز بيش از خود او توجه کند

معلم به جاي اينکه شخصيت دانش آموز را مورد قضاوت قرار دهد به عمل و کار انجام شده تاکيد مي کند. اين مهم ترين اصلي است که يک معلم در همه موقعيت ها بايد مدنظر قرار دهد و حتي در هنگام تنبيه دانش آموز، اين عمل دانش آموز است که بايد تنبيه شود نه خود دانش آموز و شخصيت او.

مثال؛ کتاب به روي زمين مي افتد

رفتار غلط؛ چقدر بي دقت و حواس پرت هستي. (تاکيد بر خود دانش آموز)

رفتار صحيح؛ کتاب ها ريخت، زودتر جمع شان کن. (تاکيد بر عمل انجام شده)

به شخصيت دانش آموز احترام بگذارد

احترام به دانش آموز باعث احساس ارزشمندي در او مي شود و به رشد شخصيت او کمک مي کند. حتي بدترين دانش آموزان از لحاظ رفتاري در مقابل شخصيت دادن خلع سلاح مي شوند.

به دانش آموز مسووليت بدهد

معلم بايد ترتيبي بدهد که دانش آموز عوامل خارجي را کنار بگذارد و تصميم گيري ها و کنترل رفتارها را شخصاً و با اراده خود به عهده بگيرد.معلم از طريق افزايش دانش و تخصص خود و به کارگيري روش هاي صحيح آموزشي و فنون تدريس و برانگيختن حس کنجکاوي و خلاقيت دانش آموزان، مي تواند به رشد فکري و اعتلاي انديشه آنان کمک کند. معلم بايد با مباني روانشناختي رشد و تحول شخصيت آشنا باشد و با به کارگيري روش هاي صحيح تربيتي به سلامت رواني دانش آموزان کمک کند. معلم بايد با به کارگيري مهارت هاي ارتباطي صحيح و ايجاد روابط صميمي و دوستانه از شدت اضطراب دانش آموزان بکاهد و کلاس را به محيطي دوستانه و صميمي تبديل کند. همچنين با مشکلات رفتاري و روش هاي اصلاح رفتارهاي ناسازگار آشنايي داشته باشد و در صورت لزوم آنها را به کار برد.

هنگام عصبانيت خشم خود را کنترل کند

وقتي معلم در کلاس عصباني مي شود بايد خشم خود را بدون اهانت به دانش آموز نشان دهد و آنچه را که احساس مي کند و مي بيند شرح دهد. معلم بايد خشم خود را واضح و روشن بيان کند و دانش آموزان را مورد خشونت يا اهانت قرار ندهد تا آسيبي به روح آنها وارد نشود.

شعار معلم اين است؛ خشم آري، بي احترامي نه.

از بحث و مشاجره با دانش آموز بپرهيزد

هنگامي که دانش آموز مرتکب خطايي مي شود، به جاي اينکه معلم حالت تهاجمي يا دفاعي بگيرد، با مهرباني و ملايمت اشتباه او را اصلاح کند و به جاي بحث و اوقات تلخي که باعث اتلاف وقت و انرژي و ايجاد تعارض در کلاس مي شود، ناراحتي خود را با لحني راسخ و غيرتهاجمي بيان کند.

معلم بايد در نظر داشته باشد که موقعيت هاي بحراني جاي بحث و به تفاهم رسيدن نيست. بحث را زماني بايد شروع کرد که هر دو طرف خونسرد باشند. هنگامي که معلمي دچار هيجان و ناراحتي است، بايد از اتخاذ تصميم براي هر نوع اقدامي خودداري کند و از دانش آموز بخواهد که بعد از کلاس دراين باره صحبت کنند.
توصيه هايي براي خريد ماکروفر
 نوشين ديانتي
ماکروفرهاي جديد نسبت به آن غول هاي عظيم الجثه دهه 70 ميلادي خيلي فرق کرده اند. امروز اگر بخواهيد ماکروفر بخريد انتخاب هاي فراواني پيش رو داريد. براي انتخاب ماکروفري که با روش زندگي شما مطابقت داشته باشد بايد به موارد زير توجه کنيد.

1- سه طراحي اصلي براي ساخت ماکروفر وجود دارد که موقع خريد بايد به آنها توجه کنيد؛ ماکروفرهاي توکار که درون ديوار يا کابينت جاسازي مي شوند بنابراين در آن هم تراز سطح ديوار يا کابينت قرار مي گيرد. نوع ديگر آنهايي هستند که روي فر موجود يا فر داخل کابينت کار گذاشته مي شوند و آخري هم همان ماکروفرهاي معمولي هستند که يک دستگاه جداگانه است که مي توانيد آن را روي کابينت، ميز يا هر جاي ديگري که بخواهيد قرار بدهيد.

2- اگر هزينه خريد ماکروفر برايتان مهم است بايد در نظر داشته باشيد که ماکروفرهاي روميزي معمولي از همه ارزان تر هستند. علت اصلي بالا بودن قيمت انواع ديگر هزينه هاي نصب آن است. تنها کاري که پس از خريد ماکروفر روميزي بايد بکنيد اين است که جايي براي آن باز کنيد و دوشاخه اش را به پريز بزنيد در حالي که دو نوع ديگر ماکروفر بايد داخل يا روي ديوار کار گذاشته شوند و بايد شرايط مطلوب براي تهويه آنها فراهم شود.

3- ببينيد ماکروفر با چه قدرتي نياز داريد. قدرت ماکروفر با وات اندازه مي شود.

بيشترين قدرت بعضي ماکروفرها 600 وات و در بعضي ديگر 1400 وات است. اگر براي پخت مواد غذايي در حجم بالا از ماکروفر استفاده مي کنيد به ماکروفر پرقدرت تري احتياج داريد اما اگر براي يکي دو نفر از ماکروفر استفاده مي کنيد دستگاه کم قدرت تري کار شما را راه مي اندازد.

4- همچنين بايد به اندازه ماکروفري که مي خواهيد توجه کنيد؛ هم از نظر جايي که در آشپزخانه براي آن در نظر گرفته ايد و هم اينکه ماکروفرهاي بزرگتر در هر بار پخت مقدار ماده غذايي بيشتري در خود جاي مي دهند. بهتر است پيش از آنکه براي خريد اقدام کنيد جاي قرار دادن آن را در آشپزخانه مشخص کنيد.

5- ماکروفر معمولي بايد قادر باشد غذا بپزد، يخ زدايي کند و غذاهاي يخچالي را دوباره گرم کند. مطمئن بشويد ماکروفري که مي خواهيد بخريد بتواند همه اين عملکردها را انجام بدهد.

6- سرانجام به ساير عملکردهايي که ممکن است از ماکروفر خود انتظار داشته باشيد، فکر کنيد.

بيشتر ماکروفرهاي جديد صفحه چرخاني دارند که ماده غذايي را مي چرخاند و موجب پخت يکنواخت آن مي شود. مدل هاي جديدتر المنتي دارند که باعث طلايي و ترد شدن روي غذاي پخته شده مي شوند. براي بعضي ها هم مهم است که ماکروفرشان حالت مخصوص پاپ کورن داشته باشد که تنها با فشار يک دکمه بتوانند پاپ کورن درست کنند.

 احتياط کنيد

ماکروفر وسيله اي چندمنظوره است. هنگامي که کاربرد و قدرت هر دکمه روي دستگاه تان را ياد گرفتيد مي توانيد انواع مختلف غذاها را با آن طبخ کنيد. دستورالعمل هاي طبخ با ماکروفري را که خريده ايد به دقت مطالعه کنيد و جزئيات کارهايي را که انجام مي دهد ياد بگيريد. تا وقتي که به تمامي عملکردهاي دستگاه کاملاً آشنا نشده ايد احتياط را فراموش نکنيد.

 پخت با ماکروفر

در پخت با ماکروفر مهم ترين نکته اين است که مطمئن شويد ماده غذايي کاملاً پخته شده و همه ميکروب هاي بيماري زاي موجود در آن از بين رفته است.

به جز غذاهاي نيمه آماده مخصوص ماکروفر انواع مواد غذايي را مي توان در ماکروفر پخت از جمله برنج، پاستا، گوشت، ماهي، مرغ، سبزيجات و سيب زميني. اگر ميوه و سبزيجات را در ماکروفر بپزيد ارزش غذايي شان بيشتر حفظ مي شود چون آب کمتري به آن اضافه مي شود و زمان کوتاه تري صرف پخت آنها مي شود.براي پخت مواد غذايي در ماکروفر آنها را منظم و در يک سطح در بشقاب درپوش داري بگذاريد و اگر لازم بود کمي آب به آن اضافه کنيد. ظرف را با در مخصوص بپوشانيد اما آن را شل بگذاريد تا بخار آن خارج شود. رطوبتي که بر اثر گرما ايجاد مي شود به از بين بردن باکتري هاي بيماري زا کمک مي کند و باعث پخت يکنواخت مي شود.

سعي کنيد قطعات بزرگ گوشت را روي بيشترين قدرت نپزيد. اين قطعات بزرگ را با زمان طولاني تر و روي قدرت 50 درصد بپزيد. به اين ترتيب گرما به مغز گوشت نفوذ مي کند و سطح روي آن بيش از حد پخته نمي شود.

هنگام خرد کردن گوشت سعي کنيد آن را به قطعات نسبتاً مساوي تقسيم کنيد چون باعث مي شود غذا يکنواخت پخته شود.

وقتي نيمي از زمان پخت گذشت، غذا را هم بزنيد تا نقاط سرد هم که هنوز باکتري هاي مضر در آن باقي مانده است پخته شود.

اين کار به يکنواختي پخت هم کمک مي کند.گوشت، مرغ و ماهي را مي توان در ماکروفر پخت اما بايد آنها را وارسي کنيد تا داخل شان پخته باشد که از روي رنگ آن مشخص مي شود. در ماکروفر پس از اينکه زمان پخت تمام و ماکروفر خاموش شد هنوز پخت غذا ادامه دارد پس زماني را براي استراحت در نظر بگيريد و بلافاصله غذا را از ماکروفر بيرون نياوريد.
نگاهي به پديده افسردگي در نوجوانان
... پشت هيچستانم
 غزل غازياني
افسردگي يکي از متداول ترين اختلالات رواني انسان عصر جديد و ثمره پيشرفت فناوري و زندگي ماشيني قرن حاضر است. نکته جالب توجه آنکه همين فناوري مدرن به عنوان پادزهر عمل مي کند، چرا که با پيشرفت علم و کشف راهکارها و داروهاي جديد، پزشکان و متخصصان امروز درک بهتري از علل ايجاد افسردگي باليني دارند و مي توانند اين بيماري روحي را خيلي راحت تر از قبل درمان کنند.

افسردگي داراي علائم روحي و جسمي متعددي است. از علائم روحي مي توان به موارد زير اشاره کرد؛ نااميدي، عدم توانايي در تمرکز کردن و به ياد آوردن، پروراندن افکار منفي در ذهن، ناراضي بودن از شرايط فعلي و نااميد بودن نسبت به بهبود اوضاع، کناره گيري از جمع و گوشه گير شدن، آه و ناله کردن، هذيان گفتن، احساس غيرمفيد بودن، از دست دادن اعتماد به نفس، داشتن احساس بي هويتي، بي قراري و پرخاشگري، داشتن احساس گناه، اختلال دوقطبي (بيش از حد شاد بودن يا بيش از حد غمگين بودن که در اين مورد، تشخيص براي پزشک بسيار سخت خواهد بود)، داشتن افکاري خطرناک در رابطه با مرگ يا اقدام براي خودکشي.اولين گام در درمان هر بيماري اين است که ابتدا بپذيريم بيمار هستيم و نياز به درمان داريم. اين پذيرش در مورد بيماري هاي جسمي خيلي راحت تر صورت مي گيرد. در اين حالت فرد بيمار به دنبال راه علاج مي گردد و حاضر است به استفاده از هر دارويي تن دهد. مدت ها وقت صرف مي کند و هر هزينه اي را متقبل مي شود تا زودتر بهبود يابد. متاسفانه در مورد بيماري هاي رواني چنين حالتي به ندرت پيش مي آيد. پذيرفتن ناراحتي ها و بيماري هاي روحي در کشور ما موضوعي حل شده نيست. بعضاً در قشر تحصيلکرده نيز ديده مي شود که اين افراد ديدگاه مثبتي نسبت به اين مساله ندارند.براساس ارزيابي هاي سازمان بهداشت جهاني، بيماري افسردگي در سال 2020 ميلادي، بعد از بيماري هاي قلبي، بيشترين تعداد بيماران را در سراسر جهان به خود اختصاص خواهد داد. همان طور که مشاهده مي کنيد اين گزارش بسيار نگران کننده است و توجه و کوشش بيشتر مردم را براي جلوگيري از پيشرفت بي رويه اين بيماري در کشور مي طلبد. راه هاي بسياري براي مقابله با اين بيماري وجود دارد که در صورت درمان ديگر نيازي به مراجعه به روانپزشک نيست. اما طبق آمار ثابت شده است که درمان 70 تا 80 درصد مراجعه کنندگان به مراکز روان درماني براي اين بيماري موفقيت آميز بوده است.7 تا 12 درصد مردان در سراسر دنيا از افسردگي رنج مي برند. اين آمار در خانم ها 20 تا 25 درصد است.اين بيماري به طور قابل ملاحظه اي در مردم به خصوص نوجوانان و جوانان ديده مي شود. متاسفانه از هر دوازده نوجوان، يک نفر تا قبل از سن 18 سالگي از افسردگي رنج مي برد که اين ميزان در دختران دو برابر است. دوران بلوغ براي يک نوجوان، دوراني بسيار بحراني است. بايد توجه داشت که افسردگي دوره بلوغ با افسردگي دائم تفاوت دارد. تغييرات فيزيکي و هورموني در اين دوره از جمله عوامل به وجود آمدن افسردگي هستند. در اين دوران، نوجوان احساس ناخوشايندي از ظاهر خود دارد و چون تغييرات فيزيکي و جسمي در دختران بارزتر است، اين احساس در آنها بيشتر است. در دوران بلوغ احساسات نوجوان بسيار زياد و آسيب پذير مي شود. معمولاً دختران احساسات شان را در خود مي ريزند و سعي مي کنند آنها را سرکوب کنند، در نتيجه بسيار درون گرا مي شوند. برخلاف آنها، پسران به دليل داشتن آزادي بيشتر مي توانند احساس خود را بروز دهند و برون گرا مي شوند. اما اين افراط و تفريط مي تواند عواقب ناگواري از جمله افت تحصيلي، رفتارهاي مهارگسيخته جنسي، ميل به کشيدن سيگار، مواد مخدر و محرک و فرار از خانه را به همراه داشته باشد. وحشتناک ترين پيامد ناشي از افسردگي که در سنين نوجواني ديده مي شود خودکشي است. طبق آمار گزارش شده، خودکشي سومين دليل مرگ در ميان نوجوانان بين 15 تا 24 سال است.اين آمار بسيار نگران کننده است، اما آيا به راستي تنها نگران بودن مشکلي را حل مي کند؟ چرا ما هميشه به دنبال نوشدارو بعد از مرگ سهراب هستيم؟ هيچ محيطي امن تر و آرامش بخش تر از محيط گرم خانواده براي يک نوجوان در حال رشد نيست. پس پدران و مادران بايد سعي کنند بستر اين محيط مقدس را طوري فراهم آورند تا فرزندان آنها بتوانند به راحتي دوران بحراني زندگي خود را سپري کنند. اين دوران بسيار سرنوشت ساز است و به طور حتم در زندگي يک جوان نقشي حياتي و اساسي ايفا مي کند.

با ارائه راهکارهاي زير مي توانيد به فرزند نوجوان در حال رشد خود کمک کنيد؛1- به او ثابت کنيد که دوستش داريد.2- در همه حال حمايت عاطفي و مالي خود را از او دريغ نکنيد.3- در حد توان خود سعي کنيد فرزندتان را به مسافرت ببريد.4- طبق يک برنامه منظم و مداوم او را به سينما، تئاتر يا کنسرت موسيقي شاد ببريد.5- با فرزند خود حرف بزنيد و با تمام وجود به صحبت هايش گوش فرا دهيد.6- او را تشويق کنيد که با دوستان شاد و بي دردسر خود بيشتر معاشرت کند.7- نکات مثبت او را مرتب گوشزد کرده و از بازگو کردن نقاط ضعفش پرهيز کنيد.8- به خواسته هاي او احترام گذاشته و حس اعتماد به نفس را در فرزندتان تقويت کنيد.9- مانند يک دوست هم سن او در مورد مسائل مختلفي که در اين سن با آنها درگير است از جمله؛ سيگار کشيدن، انتخاب دوست از جنس مخالف و روابط جنسي صحبت کنيد و به نظراتش احترام بگذاريد.10- اگر تمام راه هاي بالا را امتحان کرده و نتيجه نگرفتيد، حتماً فرزندتان را به يک روانپزشک معرفي کنيد و در تمام طول درمان همراه و پشتيبان او باشيد. با پرداخت هزينه اي کم، سلامت جسم و روان فرزندان خود را براي هميشه بيمه کنيد.
اتاقي براي خيال پردازي
 سپيده سليمي


اتاق خواب يک کودک اغلب فضايي پر از رنگ و طرح هاي فانتزي و درخشان است. اين اتاق که کودک در آن رشد مي کند و به سوي بزرگسالي حرکت مي کند بخشي از خاطرات کودکي او را به خود اختصاص خواهد داد.

با کم جمعيت شدن خانواده ها در عصر ما معمولاً هر کودک صاحب اتاق اختصاصي خود است يا دو کودک داراي اتاقي مشترک هستند از اين رو اتاق خواب کودکان فضايي خصوصي براي آنها محسوب مي شود که علاوه بر جاي خوابيدن در سال هاي کودکي به عنوان فضاي بازي و مطالعه و انجام تکاليف مورد استفاده قرار مي گيرد و در نوجواني پذيرايي از دوستان هم سن و سال نيز بر کارکردهاي آن افزوده مي شود.

بسياري از مردم معتقدند دکوراسيون اتاق يک کودک حتي مي تواند از کاربردهاي آموزشي و پرورشي برخوردار باشد. به عنوان مثال استفاده از رنگ هاي درخشان و زنده و فرم هاي جذاب براي اتاق کودکان زير دو سال مي تواند محرک خوبي براي رشد و پرورش حواس مختلف کودک باشد. اگرچه نبايد در به کارگيري اين محرک ها زياده روي کرد،

برخورداري از اتاق اختصاصي براي يک کودک همچنين مي تواند امکان ابراز نظر و اعمال سليقه را براي او فراهم سازد. کودکان کوچک تر معمولاً با انتخاب رنگ ديوارها يا طرح کاغذ ديواري، پرده و روتختي اتاقشان مي توانند در طراحي دکوراسيون اين اتاق سهيم باشند. انتخاب رنگ و طرح متناسب با سن و سال و جنسيت کودک مي تواند موجب رضايت خاطر او شود. به طوري که از گذراندن اوقاتش در چنين اتاقي لذت برده و احساس آرامش و راحتي داشته باشد. چنين فضايي براي يک کودک چهارساله دوستدار کارتون با تصاويري از شخصيت هاي جذاب فيلم هاي کارتوني مزين شده و براي يک دختر 9ساله با صورتي ها و طرح هاي گلدار زيبا آراسته شده است.

مطالعات نشان مي دهند آويختن نقاشي هاي کودکان از ديوارها و به نمايش گذاشتن کاردستي هاي آنان در ايجاد اعتماد به نفس و باور شخصيتي نسبت به توانايي هايشان بسيار موثر است. بنابراين با طراحي صحيح و حساب شده دکوراسيون اتاق يک کودک مي توان علاوه بر رفع نيازهاي روزمره مانند تامين جاي خواب مناسب و فضاي بازي و مطالعه به اهداف آموزشي و پرورشي موثري نيز دست يافت. حتي اگر دو کودک از يک اتاق به صورت مشترک استفاده مي کنند با استفاده از رنگ و طرح مي توان فضاي مخصوص به هر يک را مجزا و جدا کرد.

همچنان که بچه ها رشد کرده و بزرگتر مي شوند بر اهميت فضاي اتاق خصوصي آنها افزوده مي شود چون در سنين نوجواني و جواني اين اتاق محلي براي مطالعه جدي تر درس ها و رفت و آمد دوستان آنها خواهد بود که نوجوان ها ترجيح مي دهند در اتاق خودشان از آنها پذيرايي کنند. از آنجا که بچه ها به سرعت رشد مي کنند و سليقه و نيازهايشان نيز تغيير مي کند اگر مي خواهيد هر 4-3 سال يک بار مجبور به ايجاد تغييرات اساسي در اتاق فرزندتان نباشيد از ابتدا با دقت و توجه بيشتري وسايل و لوازم اتاق او را خريداري کنيد. از انتخاب طرح ها و رنگ هاي خيلي کودکانه براي بچه هاي دبستاني بپرهيزيد چون به سرعت از آن دلزده خواهند شد. بخش هاي مختلف اتاق فرزندتان را به نوعي طراحي کنيد که بتوانيد با تغييرات جزيي، حال و هواي فضاي اتاق او را تغيير دهيد. به عنوان مثال به جاي انتخاب يک کاغذ ديواري با طرح هاي کارتوني بهتر است از کاغذديواري هايي که زمينه معمولي تري دارند مثل يک کاغذ ديواري با طرح راه راه استفاده کنيد و سپس با نصب تصاوير کارتوني، بادبادک هاي رنگارنگ يا ابرهاي کوچک و بزرگ بر روي آن امکان جدا کردن طرح ها و تغيير آنها را براي خود محفوظ نگاه داريد يا ديوارها را با رنگ ساده مناسبي بپوشانيد و سپس با حاشيه هاي کاغذديواري که طرح دلخواه کودک را داشته باشند آنها را بياراييد. حاشيه هاي باريک و پهن با طرح هاي بسيار متنوعي در بازار وجود دارند که مي توانيد هر زمان لازم بود آنها را از ديوار جدا کرده و طرح جديدي را به جاي آن نصب کنيد. همچنين براي پرده و روتختي اتاق هم که به راحتي قابل تعويض هستند مي توانيد از طرح هايي مناسب با سن و سليقه کودک استفاده کنيد.

در اتاق کودک مي توان از رنگ هاي شاد و درخشان که شايد در هيچ بخش ديگري از خانه قابل استفاده نباشند سود برد. با افزودن کوسن هاي رنگارنگ، کلاهک آباژور و چيدن عروسک ها و اسباب بازي هاي مختلف در گوشه و کنار اتاق، رنگ و طرح هاي قابل تغيير بيشتري را به نماي اتاق اضافه کنيد.

مبلمان و لوازم اتاق کودک را هم مي توانيد از انواعي که قابل تغيير هستند انتخاب کنيد به عنوان مثال اين روزها تختخواب هايي در بازار عرضه مي شوند که از نوزادي تا نوجواني قابل استفاده هستند. اين تختخواب ها داراي نرده متحرک هستند و قسمت پايين تخت به نحوي طراحي شده که امکان بلندتر کردن طول تخت را فراهم مي سازد.

بعضي از وسايل مورد نياز کودکان را هم مي توانيد از طريق بازسازي مبلماني که در منزل داريد تهيه کنيد. صندلي ها و ميزهاي قديمي را با رنگ هاي شاد و متناسب با وسايل ديگر کودک رنگ بزنيد و آن را با نقاشي هاي دستي، طرح هاي استنسيل يا مهر بياراييد.

يکي از مهم ترين نيازها در اتاق يک کودک، فضاي کافي براي نگهداري از لوازم و وسايل متعدد و ريز و درشت اوست. همين امر تامين جاي کافي و مناسب براي اين همه وسيله را به يکي از مشکل ترين مراحل طراحي اتاق کودک تبديل مي کند. اغلب پدر و مادرها اتاق کوچک تر را به کودک اختصاص مي دهند حال اينکه اين اتاق کوچک بايد هر روز وسايل بيشتري از قبيل اسباب بازي ها، کتاب ها، ديسک ها و ده ها وسيله ديگر را که هر روز بر تعدادشان اضافه مي شود در خود جاي دهد. به همين دليل در اتاق يک کودک علاوه بر کمد ديواري طبقه بندي شده و يک دراور چند کشو به فضاهاي ديگري مثل کشوي زير تخت يا طبقات ديواري و جعبه ها يا کيسه هاي اسباب بازي هم نياز داريم. اگر فضاي کافي براي نگهداري از وسايل متعدد و متنوع کودک در دسترس نباشد خيلي زود اتاق کودک نماي مرتب و منظم خود را از دست داده و دچار به هم ريختگي دائمي مي شود.

اما اين روزها از آنجا که فضاي خانه ها عموماً کوچک تر شده است توليدکنندگان مبلمان و وسايل منزل، روش هاي ابتکاري متعددي را براي استفاده چندمنظوره از مبلمان و تعبيه کشوها و گنجه هايي در زير و کنار مبلمان مختلف يافته اند. به علاوه از فضاي موجود مثل فضاي داخل يک کمد ديواري هم با تقسيم بندي و قفسه بندي مناسب مي توان به بهترين نحو استفاده کرد. نصب طبقات چوبي روي ديوارها مي تواند فضاي مناسبي براي سروسامان دادن و همچنين به نمايش گذاشتن اسباب بازي هاي مورد علاقه کودک باشد. به طوري که جايي هم براي نگهداري از آنها فراهم مي شود.

با ساخت قفسه هاي کوچک که خانه هاي متعددي دارند هم مي توانيد عروسک ها و اسباب بازي هاي خيلي کوچکي را که نماي جذابي دارند و اغلب در ميان اسباب بازي هاي بزرگتر کودک گم مي شوند به صورت مجموعه يا کلکسيوني نگهداري کنيد.
منوي ويژه تابستان
 پودينگ تابستاني

اين دسر خوشمزه اگرچه با ميوه هاي تابستاني درست مي شود و اصولاً دسري تابستاني است ولي شما مي توانيد آن را در ظرف مخصوص فريزر درست کرده و آن را فريز کنيد. مطمئن باشيد در فصول ديگر سال نيز به عنوان دسر بعد از غذا در مهماني ها، طرفداران بسياري خواهد داشت.

مواد لازم براي 6 نفر

50 عدد نان برشي مخصوص تست (يک روز مانده)

800 گرم يا 6 تا 7 فنجان مخلوط انواع توت ها از جمله توت فرنگي، شاتوت و توت سياه

50 گرم يا يک چهارم فنجان پودر قند

مقداري خامه زده شده

طرز تهيه

1- کاسه بلوري معمولي متوسطي آماده کنيد و برش هاي نان را به همان صورت درسته در کف و ديواره هاي ظرف بچينيد. براي هر يک 5 تا 6 برش نان کافي است.

2- انواع توت ها را به همراه پودر قند در قابلمه اي بريزيد و روي شعله اجاق گاز قرار دهيد. با توجه به اين که با حرارت دادن توت ها آب مي اندازد، نيازي به اضافه کردن آب در آنها نيست. زماني حدود 4 الي 5 دقيقه مخلوط را حرارت دهيد تا آب حاصل از پخت توت ها کم شود. پس از گذشت اين مدت زمان، قابلمه را از روي اجاق گاز برداريد و کناري بگذاريد تا سرد شود. سپس با قاشق مخلوط توت هاي پخته شده را به همراه کمي آب حاصل از آنها در داخل کاسه و روي نان هاي برشي چيده شده در ظرف بريزيد.

3- قسمت هاي اضافي سر برش هاي نان را روي مخلوط برگردانيد و سپس سطح روي ميوه و قسمت هاي برگردانده شده نان هاي برشي را با چند تکه نان برشي ديگر بپوشانيد.

4- يک عدد نعلبکي چيني يا زيردستي را به صورت وارونه در داخل کاسه و روي تکه نان قرار دهيد. هر يک از کاسه ها را به همين صورت با مواد و نان پر کنيد. سپس کاسه ها را مدت زماني حدود 8 ساعت يا شب تا صبح در يخچال قرار دهيد.

5- براي سرو اين پودينگ و برگرداندن آنها از داخل هر کاسه، از يک چاقوي باريک و تيز استفاده کنيد. به اين صورت که چاقو را در فاصله ميان پودينگ و ديواره ظرف حرکت دهيد تا پودينگ از ديواره ظرف جدا شود. سپس آن را در بشقابي برگردانيد در پايان، باقي مانده آب مواد را روي پودينگ بريزيد و به همراه خامه زده شده سرو کنيد.



 دلمه برگ مو به روش يوناني

پيش از اين که فصل برگ هاي درخت انگور براي پخت دلمه برگ مو به پايان برسد، يکي از وعده هاي غذايي را به اين غذا اختصاص دهيد. اغلب خانم هاي ايراني با روش پخت دلمه برگ موي معمولي آشنايي دارند ولي در اينجا قصد داريم دستور پخت دلمه اي را ارائه دهيم که هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ روش پخت با نوع سنتي آن متفاوت است. اين دلمه متعلق به کشور يونان است و انتخاب روش بخارپز براي پخت آن، غذاي سالم را تضمين مي کند.

مواد لازم

40 عدد برگ مو

4 قاشق سوپ خوري روغن زيتون

مواد لازم براي داخل دلمه

150 گرم يا سه چهارم فنجان برنج (در آب خيسانده شده)

100 گرم پيازچه (خردشده)

40 گرم يا يک چهارم فنجان لپه (پخته شده)

25 گرم يا يک چهارم فنجان کشمش پلويي

2 قاشق سوپ خوري برگ نعناع تازه خردشده

4 قاشق سوپ خوري برگ جعفري خردشده

سه چهارم قاشق چايخوري فلفل سياه

نمک به ميزان لازم

طرز تهيه

1- چوب هر يک از برگ ها را با قيچي يا چاقو ببريد. قابلمه اي را آماده کرده و دوسوم آن را با آب و کمي نمک پر کنيد و روي شعله اجاق گاز قرار دهيد تا آب به جوش آيد، سپس برگ ها را داخل آب در حال جوش بريزيد و حرارت دادن را تا زماني ادامه دهيد که رنگ برگ ها کمي تغيير کند. حالا برگ هاي نيم پز شده را در سبدي آبکشي کنيد و روي آنها آب سرد بريزيد.

2- تمام مواد مخصوص داخل دلمه را در کاسه اي بريزيد و با هم خوب مخلوط کنيد.

3- هر يک از برگ ها را پهن کرده و يک قاشق مرباخوري سرپر يا يک قاشق سوپ خوري سرخالي از مواد را در وسط برگ بريزيد. با توجه به اينکه اين دلمه به روش سنتي بسته نمي شود، ابتدا لبه انتهايي و سپس دو لبه طرفين برگ را روي مواد برگردانيد و سپس شروع به لوله کردن برگ کنيد.

4- براي پخت اين دلمه، از روش بخارپز استفاده مي شود. بنابراين سبد فلزي دسته داري که امکان قرار دادن در دهانه قابلمه ديگري را داشته باشد، انتخاب کنيد و دلمه ها را يک به يک بعد از پيچيدن، داخل آن سبد بچينيد و روي سطح آنها روغن زيتون بريزيد.

5- نيمي از حجم قابلمه زيريرن را از آب پرکنيد و سبد حاوي دلمه را روي قابلمه قرار دهيد و در قابلمه را روي سبد بگذاريد.

(روش بخارپز کردن) براي بخارپز کردن اين دلمه و مواد داخل آن حدود يک ساعت زمان کافي است ولي در صورتي که اين ميزان براي پخت برنج داخل دلمه کافي نبود، مقدار ديگري آب داخل قابلمه زيرين بريزيد و زمان پخت را اضافه کنيد. اين دلمه را به همراه ليموترش و سالاد سرو کنيد.
استنسيل؛ تزئين سريع ديوار
يکي از روش هاي بسيار ساده و مقرون به صرفه براي آراستن ديوارهاي منزل استفاده از طرح هاي استنسيل است. با اين روش نه تنها ديوارها بلکه سطوح ديگري مانند درهاي ورودي، کمدهاي ديواري، کابينت هاي آشپزخانه، کاشي هاي حمام و دستشويي و کف هاي چوبي و حتي ميزها و برخي ديگر از اشياي منزل را نيز مي توان زينت بخشيد. امروزه طرح هاي استنسيل متنوعي به صورت آماده قابل خريداري و تهيه هستند اما بريدن طرح هاي خاص دلخواه يا طرح هاي برگرفته از طرح مبلمان و پرده هاي اتاق نيز عملي و آسان است و شما مي توانيد به راحتي طرح مورد نظر خود را به صورت استنسيل بريده و آماده کنيد. اگر طرح مورد پسندتان را در ميان استنسيل هاي آماده پيدا نکرديد يا قصد داريد طرح خاصي را از ميان طرح ها و اشکال به کار رفته در مبلمان اتاق روي ديوار اجرا کنيد، مي توانيد به وسيله يک کاتر تيز و يک قطعه طلق استنسيل آن را بسازيد. براي اين کار به يک کاتر تيز، يک قطعه طلق روغني، يک قطعه کاغذ کاربني و مقداري کاغذ الگوي شفاف نياز داريد.ابتدا طرح مورد نظر را روي کاغذ الگو کپي کنيد. سپس آن را روي طلق قرار داده کاغذ کاربني را در ميان طلق و کاغذ الگو بگذاريد. بهتر است گوشه هاي کاغذ الگوي حامل طرح را با چسب نواري روي طلق بچسبانيد تا هنگام انتقال طرح به طلق کاغذ حرکت نکند و طرح جابه جا نشود. با کشيدن يک مداد يا خودکار روي خطوط، طرح آن را به طلق منتقل کنيد. طرح هايي که براي استنسيل در نظر مي گيريد بايد به شکلي باشند که هميشه فاصله کافي در ميان قسمت هاي بريده شده استنسيل باقي بماند.پس از انتقال طرح روي طلق با استفاده از کاتر با دقت قسمت هايي از طرح بايد رنگ زده شوند را بريده و از صفحه طلق جدا کنيد. ابتدا قسمت هاي کوچک تر و ظريف تر طرح را ببريد و سپس روي قسمت هاي بزرگتر طرح که بايد بريده شوند کار کنيد، در گوشه ها و زواياي طرح به جاي چرخاندن کاتر، طلق را بچرخانيد و دقت کنيد فواصل ميان بخش هايي که خالي مي کنيد بريده نشوند. اگر طرح مورد نظر شما از چند رنگ تشکيل شده، براي هر يک از رنگ ها يک استنسيل جداگانه آماده کنيد. به اين ترتيب که به تعداد رنگ هاي به کار رفته در طرح خود صفحات طلق در نظر بگيريد و طرح مورد نظر را بر روي آنها منتقل کنيد سپس در هر يک فقط بخش هايي که با يک رنگ خاص رنگ آميزي مي شوند را بريده و جدا کنيد. ابتدا يکي از بخش هاي طرح را که با يک رنگ، رنگ آميزي مي شود بر روي ديوار استنسيل کنيد و پس از خشک شدن آن يک بار ديگر و با طلق ديگر بخش هاي بعدي طرح را با رنگ دوم رنگ کنيد و به همين ترتيب ادامه دهيد تا طرح کامل شود و تمام رنگ هاي آن روي ديوار منتقل شده باشد.

براي اجراي يک حاشيه از طرح هاي استنسيل روي ديوار پس از آماده شدن طلق ابتدا جاي مورد نظر براي اجراي طرح را روي ديوار مشخص و علامت گذاري کنيد تا حاشيه در يک خط کاملاً صاف و افقي و موازي با خطوط اتصال ديوارها با سقف و زمين باشد. از يک گوشه ديوار شروع کنيد و با استفاده از چسب هاي نواري کاغذي که به رنگ زمينه ديوار آسيب نمي رسانند طلق را در امتداد مسير علامت گذاري شده روي ديوار بچسبانيد.

بهترين و مناسب ترين رنگ براي استنسيل، رنگ هاي لاتکس هستند. مقداري از رنگ را در يک بشقاب کوچک بريزيد و سپس سر قلم موي استنسيل را که قلمي با سر گرد و مدور است در رنگ فرو ببريد. ابتدا با قلم مو چند ضربه روي يک قطعه کاغذ باطله بزنيد تا رنگ اضافي قلم گرفته شود و سپس با قلم مو قسمت هاي خالي شده در طلق را رنگ کنيد. پس از رنگ کردن تمام قسمت هاي خالي شده طلق آن را با دقت و به آرامي از ديوار جدا کنيد. دو طرف طلق را با يک قطعه دستمال پارچه اي تميز کنيد تا رنگ هاي اضافي که روي طلق مانده پاک شوند و سپس دوباره آن را در امتداد قسمت هاي رنگ شده به ديوار بچسبانيد و به همان ترتيب بخش هاي خالي شده طلق را رنگ کنيد.

حاشيه هاي استنسيل را مي توانيد در قسمت هاي مختلفي از ديوار اجرا کنيد؛ در قسمت بالاي ديوار بلافاصله زير محل تلاقي ديوار با سقف حدود 30 سانتي متر پايين تر از سقف در وسط يا يک سوم ارتفاع ديوار يا در قسمت پايين ديوار بلافاصله قبل از محل تلاقي ديوار با زمين. همچنين از اين حاشيه ها براي تزئين دور شومينه و قاب پنجره ها و درها نيز مي توان سود برد.

براي تزئين درها، کابينت ها و مبلمان چوبي با طرح هاي استنسيل روش کار مانند اجراي استنسيل روي ديوار است اما به جاي رنگ هاي لاتکس از رنگ هاي آکريليک استفاده مي شود. براي تسريع کار مي توانيد از رنگ هاي اسپري نيز استفاده کنيد، اما نتيجه کار با قلم مو معمولاً تميزتر و زيباتر است.
عناصر پنج گانه طبيعت
عنصر فلز
 الهام اسمعيلي
فلز به عنوان سردترين و سخت ترين عنصر، سمبل فصل پاييز است. طبيعت اين عنصر بيانگر قدرت، استحکام، مقاومت و سنگيني است. در فنگ شويي اين عنصر کاربرد درماني بسياري دارد.

خصوصيات دوگانه عنصر فلز؛ با توجه به اينکه فلز ذاتاً هادي است، از جنبه مثبت نشانگر ارتباط، انتقال، ايده ها و نظرات مهم و برجسته و عدالت و انصاف است و کاربرد نادرست آن مي تواند سبب خرابي، ويراني، خطر، غم و اندوه شود.

در واقع با توجه به گسترده بودن دامنه فلزات و کاربرد آنها اين عنصر همانقدر که مي تواند انرژي مثبت را القا کند انرژي منفي نيز به خوبي از آن دريافت مي شود. درست مانند خود فلز که مي توان از آن در ساخت اجناس و لوازمي زيبا و ارزشمند استفاده کرده يا آنکه آن را در جهت کاربردهاي منفي براي ساخت سلاح هاي پرخطر مورد استفاده قرار داد.

انسان هاي فلزي؛ افرادي که در سال فلز به دنيا آمده اند، انسان هايي قاطع، سرسخت، راسخ و در راه خود ثابت قدم هستند. آنها همواره اهداف جاه طلبانه خود را با نظر شخصي شان دنبال مي کنند. در ضمن برنامه ريزها و هماهنگ کننده هاي خوبي به حساب مي آيند. افراد فلزي صاحب کار، معمولاً در شرکت و فضاهاي کاري شان به طور مستقل و شادمان و با احساس رضايت کامل کار مي کنند.

اگرچه اساساً تغييرات سبب ترقي و کاميابي در کارهاي افراد فلزي مي شود ولي اين اعتماد به نفس و اعتقاد کامل به توانايي هايشان به حدي است که آنها را غيرقابل انعطاف کرده است. اين قبيل افراد، انسان هايي بسيار جدي هستند و به راحتي از فرد ديگري کمک نمي گيرند.

نقاط مثبت و منفي افراد فلزي؛ آنها قوي، با قدرت درک بالا و هيجاني هستند و اينها از جمله نقاط مثبت شان است در حالي که انعطاف ناپذير بودن، افسرده و عصبي بودن از جمله نقاط ضعف شخصيت هاي فلزي است.

جهت انرژي فلز؛ فلز عنصري متمرکزکننده است در نتيجه حرکت جهت انرژي آن نيز به طرف مرکز انجام مي گيرد و براي به نمايش گذاشتن اين حرکت مجموعه اي از چند پيکان را در يک ترکيب دايره وار رسم مي کنند که همگي مرکز دايره را نشان مي دهند.

اين خاصيت متمرکزکننده انرژي سبب شده است که از آن براي مقاصد مختلفي استفاده کنند. به عنوان مثال اگر به رستوراني از نوع فست فود رفته باشيد که براساس اصول فنگ شويي دکور شده باشد، به طور حتم در آن محيط از فلز استفاده بسيار شده و صندلي ها نيز فلزي انتخاب شده اند. فلز انرژي مشتري را به طرف خود جذب کرده و با تخليه انرژي او ناخودآگاه مشتري را مجبور به ترک هرچه سريع تر محيط پس از صرف غذا مي کند. علاوه بر اين در فنگ شويي خوابيدن روي تختخواب هاي فلزي هم منع شده است.

نکته؛ در يک اصل کلي همه فلزات در هر شکل و فرمي که باشند، به جهت سطح صاف و صيقلي شان ينگ (Yang) هستند؛ مگر آنکه چکش خورده و ناصاف شده باشند، که در اين صورت يين (Yin) محسوب مي شوند.

عنصر فلز در اطراف ما؛ تمام لوازمي که در ساخت آنها به نوعي از فلز استفاده شده باشد، صرف نظر از جنس فلز به کار رفته در آنها عنصر فلز دارند. به عنوان مثال عنصر تمام زينت آلات فلزي، طلا و نقره، مبلمان و لوازم دکوراسيوني فلزي، مجسمه هاي برنجي يا برنزي، ابزارآلات ريز و درشت و بسياري اقلام ديگر فلزي، فلز است. همان طور که پيش از اين نيز اشاره شد، فنگ شويي به تاثير درماني فلز معتقد است و به همين دليل کاربرد ساعت هاي بزرگ با پاندول بلندفلزي و همچنين بادزنگ هاي فلزي را بسيار توصيه مي کند. جالب توجه اين است که عنصر لوازمي از قبيل دستگاه هاي صوتي و تصويري مثل تلويزيون، پخش و ضبط صوت، راديو، تلفن، کامپيوتر و دستگاه هاي متعلق به آنها نيز فلز است.

رنگ هاي نشانگر عنصر فلز؛ رنگ هاي خاکستري، سفيد، نقره اي و طلايي نشانگر عنصر فلز هستند.

نکته؛ در فنگ شويي سنتي براي حضور عنصر فلز در محيط و خنثي کردن عدم توازن حاصل از انرژي منفي زمين که به واسطه چرخش ستاره ها و سياره ها به وجود مي آيد، شش عدد سکه را روي ريسمان يا نواري قرمز رنگ مي چسبانند و آويزان مي کنند.

موقعيت هاي جغرافيايي عنصر فلز در ساختمان؛ موقعيت هاي غرب و شمال غرب بهترين نقاط براي حضور عنصر فلز در ساختمان هستند.

عنصر فلز در بدن ما؛ در ميان اعضاي اصلي بدن ما در طب چيني سر نماينده عنصر فلز است.

اشکال هندسي عنصر فلز؛ اشکال دايره اي، کروي، بيضي و حتي به عقيده برخي از متخصصين فنگ شويي نيم دايره يا نيم بيضي نيز عنصر فلز را نشان مي دهند.

بگومگوهاي طلايي
دوستانه بجنگيد
سيماي زني در دوردست
يک ذهن زيبا
عمليات اديسه
الفباي استخدام
تنبيه ، آري يا نه
توصيه هايي براي خريد ماکروفر
... پشت هيچستانم
اتاقي براي خيال پردازي
منوي ويژه تابستان
استنسيل؛ تزئين سريع ديوار
عنصر فلز

نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام