هفته گذشته از ايرج قادري کارگردان سينما گفت و گويي کوتاه به چاپ رسيد. به گفته اين کارگردان در تنظيم اين گفت و گو ابهاماتي وجود داشته که با ارسال اين مطلب در پي رفع آن است.
***
خانم اکبري عزيز
متني را که از ملونات و گفت وگوي هفته پيش در دفتر روزنامه وزين شرق تنظيم شده بود در سفر کيش خواندم و به همين دليل تقديم اين يادداشت کوتاه چند روزي تا بازگشتم به تهران به تعويق افتاد. با اعتذار از زحمتي که دادم و تشکر از محبتي که شما در حقم داشتيد ذکر چند نکته را لازم دانستم.درد دل من که گاه به خاطر رفتار احساسي ام به هر جايي سر مي زند جز مقصود اصلي باعث سوءتفاهم و دلتنگي دوستي شده بود بدون آنکه بتواند خواننده ها را به آنچه که قصد نهايي من از اين گفت وگو بود رهنمون شود. بنابراين زحمت را مکرر مي کنم.1-از باب سوءتفاهم اين دوست يعني مرتضي شايسته عزيز متاسف هستم اما نگراني ندارم. او خود به خوبي مي داند که من شخصاً چقدر او را دوست مي دارم و من نيز مي دانم اين عزيز که هيچ گناهي جز ياعلي گفتن و پاي آن ايستادن ندارد چقدر بابت تحمل کج خلقي ها و بدخلقي هاي ما جماعت غيرقابل تحمل شانه هاي پهن و طاقت فراوان دارد... از آن گذشته همانطور که در آن گفت وگو مطرح شد، تلاش شبانه روزي مرتضي شايسته براي برپايي يک محيط امن و توام با آرامش در هدايت فيلم، شايد مهم ترين عاملي است که شوق فيلم ساختن را در من ايجاد مي کند.2- آنچه که من در مورد جوان ها و به عنوان مصداق - جوان ها و تازه واردهاي فيلم محاکمه - عنوان کردم اصلي کلي است و درخواستم از همه کساني است که مي توانند در اين موارد همراهي و ياري بنمايند. نيک مي دانم که بعد از سال ها - براي من نه ساختن فيلم پرفروش و جنجال آفرين قدر و قيمتي دارد و نه فيلمسازي هستم که به تکميل ويترين جايزه هاي داخلي و خارجي ام بينديشم - چراکه اصولاً اين گونه فيلم ساختن را بلد نيستم و براي يادگيري هم - امروز کمي دير است.از لحاظ معنوي فيلمي که امروز مي سازم شايد بتواند همان اعتباري را برايم فراهم سازد که در فيلم قبلي داشته ام و از لحاظ مادي هم اگر سرانگشتي حساب کنيد و فاصله زماني فيلم هايي را که ساخته و دستمزدي را که گرفته ام و زماني را که از ساخت اين فيلم تا فيلم ديگر طي شده در نظر بگيريد، دستمزد ماهيانه من و بسياري از کارگردانان صاحب نام را که مي شناسم به زحمت به پاي حقوق ثابت (بدون پاداش و اضافه کار و غيره و غيره) مدير يک شرکت خصوصي مي رسد.پس هر کدام از ما به عشقي در اين وادي به عاشقي مشغوليم و عشق من اين است که سال ها بعد،... اگر جوان برومندي در عرصه اين سينما چهره نشان مي دهد و اعتبار مي يابد، کسي باشد که بداند اين يادگار ايرج قادري است. باور نمي کنيد که ديدن عکس ها و تابلوهاي محمدرضا گلزار چقدر به من احساس جوان بودن و مفيد واقع شدن را مي دهد.باور نمي کنيد اگر بگويم وقتي بعد از فيلم تاراج مي ديدم که جمشيد هاشم پور تک ستاره سينماي ايران است چقدر به خود مي باليدم. باور نمي کنيد اگر بگويم وقتي ظرافت هاي بازي شقايق فراهاني را در فيلم هاي مختلف مي بينم چقدر از اينکه براي اولين بار در فيلم من بازي کرده است غرق غرور مي شوم.حرفي که نتوانستم بزنم و اگر زدم آنقدر ابتر بود که به سرمنزل مقصود نرسيد، اين است که امروز شوق فيلمسازي براي من در يک چيز خلاصه مي شود و آن اين است که اگر نتوانم فيلمي ماندگار از خود بر جاي بگذارم حداقل چهره هايي ماندگار، ياد مرا هميشه در ذهن خود و تماشاگرانشان داشته باشند.جوان بازيگري که نام او در گفت وگوي آن روز برده شد، نمونه اي بود از جوان هايي که در فيلم محاکمه حضور دارند و حرفه اي بودن هدايت فيلم در اين است که تنها به امروز سينما نمي انديشد بلکه با پر و بال دادن به جوان ها در هر رشته سينمايي اعم از کارگردان، بازيگر و... به فرداي اين سينما چشم دارد اما ترس من از اين است که وجود چهره هاي مطرح و نامدار و محبوب براي مردم در فيلم محاکمه، نگاه و توجه به اين جوان ها را کمرنگ و اندک بنمايد.آنچه که من از دستم برآمد اين بود که فرصتي به آنها بدهم و آنچه که خود اين جوان ها مي توانند انجام دهند اين است که از اين فرصت به بهترين وجه بهره گيرند.و آنچه که از شما (نه به عنوان روزنامه شرق بلکه به عنوان تريبون هاي مختلف سينمايي) درخواست کردم اين است که در روند تکميل اين جوان سازي در شناخت، معرفي و حمايت از چهره هاي تازه که به مقابله چهره هاي بسيار محبوب و شناخته شده بيابند، ياري نماييد.اگر باز سخنم نارسا بود يا باز سوءتفاهمي تجديد کرد و يا باز انديشه اي به اين راه رفت که لابد نظر خاصي به فرد خاصي در بين است و يا حتماً بوي کباب از جايي مي آيد، من بي تقصيرم. نمي دانم حرفم را چگونه بگويم که سخن در گلو نمانده باشم.
با تقديم و احترام و ارادات