گروه ادب و هنر،سميرا قرائي؛ انتظار خوانندگان سري کتاب هاي هري پاتر سرانجام بامداد روز سي ام تير به پايان رسيد. خوانندگاني که ده سال با اين کتاب زندگي کرده بودند، کودکاني که با آن بزرگ شده و مثل خود هري به بلوغ رسيده بودند، حالا بعد از ده سال کتابي در دست داشتند که سرنوشت قهرمان محبوب شان را رقم مي زد. برخي زير آسماني ابري و باراني، برخي زير آفتاب سوزان و برخي زير نور ماه، از سيدني و پکن گرفته تا تهران و لندن و سياتل، «هري پاتر و قديسان مرگبار» هفتمين و آخرين کتاب از مجموعه هري پاتر را دست گرفتند و بلافاصله به خواندن آن مشغول شدند. جنون هري پاتر ديروز جهان را دربرگرفت و به خيابان هاي تهران نيز رسيد. شهري که بار اول بود فروش همزمان و جهاني کتابي را تجربه مي کرد و مشتاقاني که ساعت دو و نيم صبح روز شنبه در محموديه تهران و مقابل کتابفروشي بيان سليس به صف ايستاده بودند، جز کلاه جادوگري هيچ از نوجوانان بقيه جهان کم نداشتند.
همان هيجان، همان انتظار.طرفداران ايراني هري پاتر که خواب را بر خود حرام کرده بودند، از چهارده ساله تا سي وهشت ساله در صف ايستاده بودند و مدام غر مي زدند که چرا فروش کتاب آغاز نمي شود. راس ساعت دو و سي و يک دقيقه بامداد، درست در همان زماني که قبلاً اعلام شده بود، نرده هاي آهني بيان سليس باز شد. محمد مصيبي نخستين نوجوان ايراني بود که دستش به کتاب هري پاتر خورد، پسري هفده ساله که دوست دارد معمار شود و پيش از اين در انگليس بوده و هر شش جلد قبلي را در همان جا خوانده است.او بسيار خوشحال و هيجان زده بود و پيش بيني مي کرد هري پاتر نميرد. آيلا مبين کوچک ترين خريداري است که در صف ايستاده است و پدرش او را همراهي مي کند. آيلا به کلاس هاي کانون مي رود و کتاب پنجم را هم به انگليسي خوانده است.
عكس: مهدي حسني، شرق