
صبح از خواب برمي خيزيد، دستگاه آي پاد خود را به کامپيوتر شخصي متصل مي کنيد و به طور خودکار آخرين نسخه پادکست هاي مورد علاقه شما بر روي آي پاد قرار مي گيرد. صبحانه را که خورديد، هدفون ها را به گوش مي زنيد و وارد خيابان مي شويد. در اتوبوس با انبوهي از افرادي طرف هستيد که هر يک هدفون هاي سفيد به گوش زده اند.
يکي آخرين وضعيت آب و هوا را گوش مي دهد. ديگري يک گفت وگو درباره آخرين تحولات علمي و ديگري از تحليل وضعيت سهام شرکتي که خريده است در 24 ساعت گذشته مطلع مي شود. ته اتوبوس هم يک پسربچه مدرسه اي درس ديروز کلاس اش را مرور مي کند. اما وضعيت رسانه هاي شنيداري اينترنتي در ايران، امروز چقدر با اين تصوير همخواني دارد؟ پادکست، در باور عمومي مخاطبان رسانه ها در ايران، يک ممنوعه به شمار مي رود. حتي اگر تا اين لحظه هيچ قانوني آن را منع نکرده باشد. شاهد اين مدعا نيز اين است که از ميان ارائه دهندگان خدمات رايگان وبلاگ فارسي، تعداد بسيار کمي به سمت ارائه اين خدمات رفته اند و حتي برخي از آنها به خاطر رعايت ملاحظات گوناگون راه رفته را بازگشته و پادکست را از خدمات خود حذف کرده اند. تاکنون کمتر از 20 پادکست مرتب فارسي زبان داشته ايم که بسياري تا امروز به تعطيلي خودخواسته دچار شده اند. همه اين ملاحظات ناشي از استفاده از کلمه راديو در عبارت راديو اينترنتي است. قانون اساسي ايران، به صراحت مي گويد که راديو ها تنها در انحصار دولت هستند و مالکيت خصوصي در اين زمينه غيرممکن است. پادکست يک رسانه است و وظيفه انتقال پيام را از ذهن برنامه ساز به مخاطب دارد. اگر آن را با وبلاگ ها و رسانه هاي نوشتاري آن لاين مقايسه کنيم، روند انتشار و انتقال پيام در آن پردردسر به نظر مي رسد. اما به نسبت راديو ها، بسيار رسانه ارزان قيمتي به شمار مي رود.
در مرحله پس از توليد پيام، اين رسانه بسيار سريع عمل مي کند چرا که در فاصله آپلود فايل توسط برنامه ساز و دانلود آن از سوي مخاطب و نياز به رعايت بسياري از کاغذبازي هاي معمول کار هاي رسمي، برخي ديوان سالاري هاي بيهوده و کسب مجوز ندارد. پخش آن سريع است و کم هزينه. به همين دليل است که پادکست ها اغلب از فضاي کمتر رسمي برخوردارند. روزنامه ها و رسانه ها را رکن چهارم دموکراسي ناميده اند از آن روي که ناظر بر سه قوه ديگر هستند. اما پادکست ها در اين ميان چه نقشي دارند؟ آيا در جامعه ايراني حاضر مي توان به اين برنامه هاي شنيداري، وظيفه نظارت بر دموکراسي را نيز محول کرد؟
در بهترين حالت نيز، پادکست هاي خبري ما متعلق به دولت خواهد بود و نمي توان اميد چنداني به نظارت بر فعاليت ديگران توسط آنها داشت. اگر به دنبال توزيع برابر امکانات رسانه اي و در اختيار عموم قراردادن آن باشيم مي توانيم بگوييم پادکست ها ما را چند گام به عدالت رسانه اي نزديک مي کند.
به نظر مي رسد پادکست ها در آينده نزديک، به سوي پوشش دادن مسائل مربوط به سرگرمي، موسيقي و تفريحات مي روند يا آنکه معرفي بخش خصوصي را به عنوان پشتيباني تبليغاتي بر عهده مي گيرند. ممکن است در کنار اين کارکردها شاهد پادکست هاي بسيار شخصي يا گروهي کوچک نيز باشيم. اما لازمه گوش سپردن به راديو هاي اينترنتي آن لاين بودن کاربر است و از اين نظر، شباهت زيادي به راديو هاي سنتي دارند. با اين وجود آنچه پادکست مي ناميم علاوه بر آنکه يک برند و مارک تجاري، متعلق به شرکت مکينتاش است، از يک امکان تازه و بديع سخن مي گويد.
پادکست رسانه اي خبري است؟
به دليل نبودن رسانه هاي خصوصي شنيداري در ايران، بسيار دور از ذهن است که فکر کنيم يک پادکست مستقل مي تواند صرفاً بر اساس روش شنيداري توليد محتواي خبري و به روز موفقيت کسب کرده و راهي براي تداوم فعاليت خود بيابد. چرا که رسانه هاي مکتوب آن لاين فارسي نيز هنوز نتوانسته اند جايگاه خود را به عنوان يک رسانه قابل اتکا و منظم تثبيت کنند؛ مگر رسانه هاي حزبي يا دولتي. از اين رو به نظر مي رسد که تنها در دو حالت مي توان شاهد پادکست هاي مهم و معتبر خبري بود؛ نخست آنکه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مانند بسياري از رسانه هاي معتبر خبري دنيا، برنامه هاي خبري گوناگون راديويي را به صورت پادکست عرضه کند و در برنامه هاي مختلف، اين امکان تازه را براي مخاطبان سنتي خود تبليغ کند. اين رخداد موجب مي شود با توجه به ضريب نفوذ بالاي سازمان صدا و سيما بر مخاطب برنامه ها افزوده شوند و در فاز بعدي، مديران صدا و سيما در صورتي که با استقبال مواجه شوند، به تهيه برنامه هاي ويژه اي تنها براي عرضه آن لاين روي آورند. حالت ديگر اين است که احزاب قوي و فعال کشور روي به انتشار اخبار عمومي و يا حزبي از اين طريق کنند، به پوشش خبري برنامه هاي خود بپردازند و از اين طريق، ضعف ارتباطي خود با بخشي از مخاطب را جبران کنند. تنها در يکي از اين دو حالت است که مي شود اميدوار بود اين کار با نظم و در طول زمان بيشتري ادامه پيدا کند.
پادکست وسيله کسب درآمد
پادکست يک برنامه اجباري نيست که مخاطب در ساعات خاصي و در شرايطي خاص، موظف به گوش دادن آن باشد. زمان و شرايط دريافت پيام از طريق اين رسانه کاملاً در اختيار مخاطب است.
بزرگ ترين امتياز آن نيز به ديگر رسانه هاي شنيداري در همين مورد است. شما نمي توانيد برنامه صوتي تهيه شده خود را مثل پيک هاي تبليغاتي، به زور به خانه هاي مردم بيندازيد و نمي توانيد مثل تلويزيون در ميان برنامه ها، آگهي هاي بازرگاني را در اين جا به خورد مخاطب بدهيد. چراکه در اين جا به راحتي مي توان از روي بخش آگهي ها عبور کرد. مهم هم نيست چند دقيقه باشد و چه چيزي را آگهي کند. درباره کارت سوخت سخن بگويد يا از طعم دلچسب ماکاروني برايمان داد سخن براند. در اين وضعيت چه بايد کرد؟ اگر مي خواهيم از اين رسانه براي معرفي محصولات و يا خدمات خود استفاده کنيم ابتکار عمل بيشتري نياز داريم. مثل شرکت توليد کننده محصولات خانگي که در پادکستي که ارگان چند گروه غيررسمي رپ فارسي است، سفارش ساخت ترانه اي به سبک رپ را براي معرفي محصولات خود داده است. يا آنکه مثلاً پادکستي به شکل مسابقه طراحي کرده و بسازيد که گوش سپردن به آن، منجر به دريافت جايزه شود. شايد در اين صورت با تبليغات و معرفي فراوان، بتوانيد مخاطباني را براي برنامه شنيداري خود دست وپا کنيد که البته به نظر روش گراني مي آيد. اما اگر تصور کنيد که با راه اندازي يک پادکست جدي و حرفه اي، با مالکيت شخصي، مي توان حتي بخشي از هزينه تهيه برنامه را نيز تامين کرد، بايد گفت؛ به هيچ وجه، اگر مشاور تبليغاتي و يا روابط عمومي يک سازمان هستيد، مي توانيد به پادکست ها به عنوان يک راه تازه انتقال پيام بينديشيد اما اگر مخاطبان شما، توانايي استفاده روزمره از اينترنت را ندارند يا آنکه زمينه کاري شما، نيازي به اين گونه ارتباط برقرار کردن ندارد بهتر است از پادکست ها صرف نظر کنيد. چرا که در اين صورت، بيشتر يک پز مصنوعي تبليغاتي به حساب مي آيد و نه يک خلاقيت در کار روابط عمومي.
مخاطبان پادکست چه کساني هستند
با توجه به ضريب نفوذ پايين اينترنت در ايران، به نظر نمي رسد بتوان روي نقش وسيعي از مخاطب ها براي رسانه اي کاملاً شخصي مثل پادکست ها حساب ويژه اي باز کرد. يک پادکست مربوط به تئاتر، که 10 شماره از آن توليد شده در نهايت توانست حدود 500 بار دانلود براي هر برنامه را شاهد باشد. بر فرض آنکه برنامه شما چنان اهميتي داشته باشد و به صورت کاملاً حرفه اي توليد شود، شايد در بهترين حالت ممکن فقط 5 هزار شنونده داشته باشيد. پيش از راه اندازي يک پادکست، بهتر است ابتدا پيش خودمان قضاوت کنيم که اين تعداد مخاطب براي هر بسته صوتي، مي تواند آن قدر هوس برانگيز باشد که در طولاني مدت نيز روند برنامه سازي استمرار يابد. در توليد برنامه پادکست نبايد از ياد ببريم که مخاطبان ما، تنها درصد کمي از قشر متوسط به بالاي شهر هاي بزرگ ايران هستند و هر برنامه ريزي براي آغاز به کار اين رسانه، بايد با اين پيش فرض همراه باشد.
پادکست کپي رايت
مساله مهمي که در اين ميان بايد در نظر گرفت حق کپي رايت است. درست است که قوانين محلي محکمي براي رعايت کپي رايت در ايران وجود ندارد و بسياري موارد به رعايت اخلاق موکول مي شود، اما انتشار آثار به صورت قابل دانلود براي کاربران، فرآيندي است که در پادکست ها اتفاق مي افتد، بر روي فضاي عمومي اينترنتي صورت مي گيرد و احتمال شکايت قانوني و پيگرد قضايي بين المللي وجود دارد. از اين روي است که رسانه بزرگ و ثروتمندي مثل بي بي سي، حتي در بخش فارسي اش نيز، برنامه هاي پادکست خود را با محتوايي متفاوت عرضه مي کند. از موسيقي و مواد خامي سود مي برد که پيش از آن اجازه انتشارش را به اين شکل گرفته باشد. برنامه سازان ايراني اگرچه از يک سو به دليل نبود قانون مدون و ضمانت اجرايي کافي همواره در معرض دستبرد رسانه اي توسط رقباي مطرح يا ناشناس هستند، از سويي ديگر دست و بال خود را در استفاده از مواد خام ديگران بسته مي بينند.
پادکست ها، آموزش مي دهند...
يکي از جنبه هاي مهم پادکست، ايفاي نقش در فرآيند آموزشي کشور است. در وضعيت مطلوب کتب درسي، يار کمک آموزشي به نام پادکست را در کنار خود دارد که بخشي از وظايف آموزشي را بر عهده مي گيرد. از سويي اطلاعات مورد نظر را به شکل تدوين شده در اختيار دانش آموزان قرار داده و از سويي ديگر، آنها مي توانند استفاده از ميکروفن جانبي را جايگزين بخشي از جزوه نويسي خود کنند.
در جامعه اي به شدت شفاهي مانند جامعه امروز ايران، مي توان با برنامه ريزي گام هاي مطلوبي در اين باره برداشت. اما از سويي ديگر، موانعي چند نيز در اين ميان وجود دارد که به سادگي قابل حل و فصل نيستند. هزينه بالاي خريداري پاد و توزيع آن در مدارس به شدت دور از ذهن است. بر فرض نزديک به محال تهيه بودجه چنين کاري، بايد ديد تا چه حد سيستم آموزشي ايران، قابليت انطباق با متد هاي تازه را دارد. از سويي ديگر بايد به اين نکته هم توجه کرد که وابستگي به دستگاه هاي آي پاد يا مشابه آن، در حالي که حتي يک نمايندگي فروش آي پاد در ايران به خاطر تحريم هاي موجود اقتصادي عليه ايران وجود ندارد. اگرچه به نظر نمي رسد در آينده نزديک بتوان راهکار مناسبي براي اجراي اين مساله در تحصيلات متوسطه يا ابتدايي يافت، اما مي توان از آن در مقياس هاي کوچک تر و تخصصي تر، مانند حوزه هاي علميه، دانشجويان دوره دکترا و امثال آن استفاده کرد. آموزشگاه هاي کنکور يا هنري نيز مي توانند از اين فناوري بهره خوبي ببرند، مشروط بر آنکه احتمال سرقت و عرضه انبوه برخي از برنامه هاي خود را نيز به جان بخرند.
پادکست تفريحي
از طريق صدا، مي توان جنبه تفريحي و سرگرمي بيشتري به يک بسته رسانه اي داد. از اين نظر، پادکست ها به نسبت رسانه هاي مکتوب آن لاين و غيرآن لاين اين ويژگي را دارند که مي توانند مخاطبان خود را سرگرم کنند. پخش موسيقي، مصاحبه با افرادي که محبوبيت دارند، امکان انتقال حس و حال مکان هاي مختلف در گزارش ها و همه و همه موجب مي شود که بتوان به طور جدي بر روي کارکرد هاي اين رسانه در اين زمينه برنامه ريزي کرد.
موانع فني ساخت پادکست
ساخت پادکست نيز چندان راحت نيست. اگر شما با يک بار عضويت در يک سرويس رايگان وبلاگ نويسي، در عرض کمتر از 5 دقيقه صاحب يک خانه مجازي مي شويد و هويت رسانه اي مي يابيد، براي تهيه پادکست لازم است ابتدا محتوا را تهيه کرده، گويندگي را تجربه کنيد، گاهي با ضبط صوت خود از خانه يا اداره بيرون زده و مواد خام را تهيه کنيد. حداقلي از فنون ويرايش صدا را بياموزيد، طرز کار با سيستم هاي آراس اس و ايکس ام ال را تا حدي ياد گرفته و سپس هويت رسانه اي خود را شکل دهيد. در جامعه امروز ايران، شمار افرادي که پيچ و خم اين کار را بلد باشند، چندان زياد نيست. گذشته از اين، مراکزي به طور خاص روش برنامه سازي شنيداري، قواعد و معيار هاي حرفه اي و اخلاقي آن را به افراد علاقه مند آموزش نمي دهند.
روزنامه نگاري شهروندي و پادکست ها
افزايش صدا به روزنامه نگاري شهروندي که روز به روز در حال شدت گرفتن است، اعتبار مي بخشد. اگر در زمان انجام يک سخنراني، زدوخوردي صورت گيرد در صورتي که صداي نزاع را هم کسي پخش کند مسلماً به طرز وحشتناکي اثرگذاري بيشتري دارد و تعداد بيشتري از مخاطبان اين خبر را باور مي کنند. يا مثلاً تصور کنيد که کسي به شما خبر داغ و با اهميتي را مي دهد. مسلماً انتشار صداي او اگرچه اکثراً عملي خلاف اخلاق و شايد قانون باشد، اما برد بسيار بالايي خواهد داشت. حتي مي توان از اثرگذاري يک محصول افشاگرانه يا خبررساني شنيداري را بيشتر از نمونه هاي ويدئويي آن دانست. چرا که با سرعت بيشتر و توسط وسايل حداقل تري، قابل دسترسي است. اما چه ضرورتي وجود دارد کسي که قصد روزنامه نگاري شهروندي دارد از طريق پادکست ها به اين کار مبادرت ورزد؟ احتمالاً چنين شخصي مي کوشد به شيوه اي ناشناس به انتشار پيام خلاق در جهت جريان آب در فضاي رسانه اي اقدام کند. با توجه به آن چه گفته شد، به نظر نمي رسد بتوان حساب ويژه اي در اين زمينه براي پادکست ها در روزنامه نگاري شهروندي ايراني باز کرد.
پادکست و حريم خصوصي شهروندان
پادکست ها مي توانند به راحتي حريم خصوصي افراد را زير پا گذاشته و به محدوده خصوصي آنها تجاوز کنند. اما لزوماً اين اتفاقي نيست که مي افتد. هر چه بتوان رسانه هاي اين چنيني را تقويت کرد و اجازه فعاليت آزادانه را به آنها داد، خيال مان از اين بابت راحت تر خواهد بود. تدوين يک منشور اخلاقي غيراجباري و آموزش عمومي در زمينه اخلاق فعاليت رسانه اي براي افراد غيرروزنامه نگار، راهکار ديگري است که اگر قصد ساماندهي اين فعاليت ها را داريم، براي امن شدن فضاي مجازي از تجاوز به حريم خصوصي بايد صورت گيرد.