
حسين قدوسي؛ خيلي ها تصور مي کنند ناکامي 390 دقيقه اي مهاجمان تيم ملي در جام ملت ها شرايط را براي علي دايي فراهم کرد تا او قيافه حق به جانب بگيرد و نه تنها مهاجمان گل نزن بلکه امير قلعه نويي را هم از دم تيغ تيز انتقاداتش بگذراند اما او جز اينکه بگويد «گذشت زمان خيلي چيزها را ثابت مي کند» حرف گزنده ديگري را به زبان نمي آورد. علي دايي در قبال تيم ملي تقريباً موضع سکوت را در پيش گرفته. او سعي مي کند کمتر در اين باره اظهارنظر کند اما در لابه لاي صحبت هاي او مي توان حرف دلش را بيرون کشيد. آنجايي که او مي گويد؛ «آنهايي که اينها را انتخاب کرده اند بايد جوابگو باشند.» آيا منظور او از «اينها» شخص ديگري به جز امير قلعه نويي است؟،
***
بازي کردن در تيم منتخب ستاره هاي جهان لابد براي علي دايي خاطره اي به يادماندني بود.
ما به دعوت فيفا و در 89 سالگي آقاي ماندلا در ديداري تحت عنوان «90 دقيقه ماندلا» به ميدان رفتيم. بازي خيلي خوبي بود. اين رقابت سمبليک و دوستانه هم از نظر فوتبالي اهميت هاي خاص خودش را داشت و هم به خاطر قدرداني از زحمات شخصيت بزرگي مثل آقاي ماندلا. به هرحال اين بازي را همه ديدند و از کم و کيف آن اطلاع دارند.
از بازي کردن در کنار بزرگان فوتبال دنيا خوشحال بودي؟
خب من قبلاً هم در بايرن مونيخ يا ليگ قهرمانان اروپا در کنار يا مقابل ستاره هاي فوتبال جهان بازي کرده بودم و چنين موضوعي برايم تازگي چنداني نداشت. با اين وجود براي اولين بار بود که در تيمي مثل منتخب جهان بازي مي کردم و از بازي در کنار آدم هاي بزرگ و قابل احترام فوتبال جهان و آفريقا خوشحال بودم.
اما سطح فني اين ديدار در حد ستاره هايش نبود.
اين درست که بعضي از بازيکنان دو تيم پا به سن گذاشته و به قولي ستاره هاي سابق فوتبال دنيا بودند اما به عوض آن در تيم آفريقا سه، چهار بازيکن شاخص فوتبال جهان که در باشگاه هاي بزرگ اروپايي بازي مي کنند عضويت داشتند. به همين لحاظ من فکر مي کنم اين بازي به لحاظ فني هم از سطح بالايي برخوردار بود.
علي دايي در تيم منتخب جهان يکي از موثرترين نفرات بود و البته آماده ترين. ظاهراً بعد از خداحافظي از فوتبال هم دست از تمرين برنداشتي؟
من در اردوي تيم سايپا که اردبيل برگزار شد کنار ساير بچه هاي تيم تمرين مي کردم و فقط سه، چهار روز قبل از بازي منتخب جهان و آفريقا تمرين نداشتم. به هرحال من تازه فوتبال را کنار گذاشته ام و به حدي به فوتبال علاقه دارم که فکر نمي کنم حداقل از تمرين کردن غافل شوم.
يک پاس گل دادي و يک بار هم ضربه ات به تير دروازه اصابت کرد. ظاهراً خيلي دوست داشتي گل بزني. اين طور نبود؟
من سعي کردم کار خودم را انجام دهم و فوتبالم را بازي کنم. مهم بازي کردن بود و البته موثر بودن. انصافاً فرق چنداني نمي کرد که گل زده باشم يا نه.
قرار بود پله هم در کنار شما بازي کند اما اين اتفاق شکل نگرفت.
آقاي پله با لباس شخصي بازي را تماشا مي کردند. من از ساير مسائل و اينکه چرا ايشان بازي نکردند خبر ندارم. مهم اين بود که آن همه بازيکن مطرح و پرافتخار در آفريقاي جنوبي دور هم جمع شده بودند تا در 89 سالگي براي آقاي ماندلا که يک شخصيت بزرگ جهاني هستند به ميدان بروند. اقدام فيفا واقعاً جالب و قابل تحسين بود.
و اما سايپا. اوضاع تيم تان را چطور مي بيني؟
فعلاً که همه چيز خوب و طبق برنامه پيش مي رود. ما اولين اردوي آماده سازي را در اردبيل پشت سر گذاشتيم و حالا به تمرينات خود در تهران ادامه مي دهيم. در اردوي اردبيل سعي کرديم بيشتر به بازسازي قواي جسماني بازيکنان بپردازيم تا براي يک فصل مسابقه آمادگي لازم را داشته باشند. ما امسال بايد در سه جبهه ليگ برتر و جام حذفي ايران و ليگ قهرمانان آسيا بجنگيم و مي دانيم که کار بسيار سخت تري نسبت به فصل گذشته داريم. به همين لحاظ هم روي آماده سازي تيم تاکيد زيادي داريم و سعي مي کنيم از اين فرصت نهايت استفاده را ببريم. به احتمال زياد هم از هفتم تا چهاردهم مردادماه در قبرس اردو مي زنيم و بعد تمرينات خودمان را در تهران ادامه خواهيم داد.
چرا قبرس؟ انتخاب اين کشور براي اردوي خارج از کشور علت خاصي دارد؟
دوستان از ما دعوت کردند. علاوه بر آن آنجا امکانات خوبي هم دارد و از همه بابت خيال مان راحت است. فعلاً در حال پيگيري هستند تا در آنجا بازي تدارکاتي خوبي با حريفان قدر داشته باشيم.
مي دانيد که زودتر از ساير تيم ها بايد مسابقات خود را آغاز کنيد چراکه امسال سوپرجام باشگاه هاي کشور قبل از شروع ليگ بين سپاهان و سايپا برگزار مي شود.
البته قبلاً هم يک بار سوپرجام باشگاه هاي کشور برگزار شده بود که در آن بازي دو تيم صباباتري و فولاد به مصاف هم رفتند. به هرحال اين بازي هرچند که بين قهرمان ليگ و جام حذفي کشور برگزار مي شود و اهميت خاص خودش را دارد ولي به نوعي براي ما يک بازي تدارکاتي خوب قبل از شروع ليگ به حساب مي آيد.
سايپا در فصل نقل و انتقالات چندان فعال نيست. نگران اين مساله نيستي؟
برخلاف تصور خيلي ها ما کارمان را بدون هياهو انجام مي دهيم. طي اين مدت هم سعي کرده ايم بازيکنان جوان و تاثيرگذار را جذب کنيم. هدف ما اين است که بازيکنان جديد خيلي زود با ساير نفرات تيم اخت شوند. طبق برنامه ما تا مهلت باقي مانده تا پايان فصل نقل و انتقالات دو سه بازيکن ديگر را هم استخدام مي کنيم.
چه نفراتي يا اينکه در چه پست هايي؟
گزينه هاي ما مشخص است. باشگاه هم با آنها مذاکراتي داشته و اگر کمي صبر کنيد باخبر مي شويد که چه نفراتي فصل بعد پيراهن سايپا را بر تن مي کنند. اين را هم بدانيد که باشگاه سايپا در فصل نقل و انتقالات به دنبال جار و جنجال و حاشيه نيست.
تا حالا چند بازيکن جديد به تيم اضافه شده اند؟
ما 80 درصد تيم را حفظ کرده و روي 6 نفر براي فصل بعد نظر نداشتيم. تا الان هم با حبيب هوشيار مدافع پگاه، آدريانو آلوز، متين بيگدلي آقاي گل ليگ يک و سعيد شادماني بازيکن تيم زير 23 سال قرارداد بسته ايم.
جدايي محسن خليلي حتماً براي شما غافلگيرکننده بود.
تقريباً بله. محسن بازيکن خوبي بود که ما روي او نظر داشتيم. من دوست داشتم فصل آينده هم محسن خليلي را در اختيار داشته باشم اما متاسفانه از جمع ما جدا شد و به پرسپوليس رفت. من آرزو مي کنم که او در اين تيم هم موفق باشد چون محسن خليلي بچه خوب و زحمت کشي است.
احتمال جدايي سيدجلال حسيني هم زياد به نظر مي رسد.
چطور؟،
به هرحال اکثر تيم هاي خوب ليگ برتر او را مي خواهند. پرسپوليس که حتي تماس هايي هم با او برقرار کرده است.
سيدجلال با باشگاه قرارداد داخلي امضا کرده و دلش مي خواهد در سايپا بماند. مذاکرات نهايي براي تمديد قرارداد هم انجام مي شود و من فکر نمي کنم مشکلي به وجود آيد.
به غير از آلوز، بازيکن خارجي ديگري به تيم اضافه مي شود؟
در وهله اول سعي مي کنيم از بين بازيکنان ايراني نيازهاي تيم را برطرف کنيم. اگر اين امکان وجود نداشت آن وقت سراغ بازيکنان خارجي مي رويم. در مجموع امسال فصل نقل و انتقالات کمي عجيب شده و اتفاقاتي مي افتد که چندان جالب نيست. با اين وجود ما سعي مي کنيم در مهلت باقي مانده نفرات مورد نياز را جذب کنيم.
بگذريم. نظر علي دايي درباره تيم ملي ايران مي تواند شنيدني و جالب باشد.
من مدت هاست که درباره تيم ملي صحبت نمي کنم. قبل از جام ملت ها هم به خودشان گفتم که جز آرزوي موفقيت براي تيم ملي نظر ديگري نمي دهم. الان هم نظري ندارم چون فقط بازي با چين را ديدم. هنگام بازي با مالزي در ايران نبودم و موقع بازي ايران - ازبکستان هم در اردوي سايپا به سر مي بردم.
ولي کارشناسان درباره تيم ملي و اشکالاتي که در سيستم، ارنج و تاکتيک تيم ديده مي شود انتقادات زيادي دارند. يعني به اعتقاد شما همه چيز درست و اصولي بود؟
من کاري به اين مسائل ندارم. به هرحال وقتي اينها را انتخاب کرديم بايد با نظرها و ايده هايشان کنار بياييم. من خودم سال ها در تيم ملي بازي کرده ام و معتقدم در کوران بازي ها بهتر است اظهارنظرهاي کارشناسي به طور کلي باشد. ولي بعد از بازي ها مي توان موشکافانه تر همه چيز را تجزيه و تحليل کرد. با اين وجود هرکس نظري دارد و آن را به زبان مي آورد. شايد من هم ديدگاه هايي داشته باشم و اشکالاتي را به چشم ببينم اما دليل نمي شود که بيايم و ريز به ريز آن را بگويم.
مي ترسي متهم شوي به اينکه قصد تخريب يا ايراد گرفتن از کادر فني تيم ملي را داري؟
نه. من از چيزي نمي ترسم. اين را همه مي دانند. اگر نظر نمي دهم به خاطر اين است که نمي خواهم چندان خودم را قاطي مسائل تيم ملي کنم.
قبول داري بد بازي گرفتن از ملي پوشان باعث شده تا ملي پوشان آن طراوت و بازدهي سابق را نداشته باشند؟ حداقل اينکه ستاره هاي ما در حد و اندازه خودشان ظاهر نشوند.
راجع به اين مسائل من نبايد جوابگو باشم، آنهايي که اين افراد را انتخاب کرده اند بايد پاسخگو باشند. علاوه بر آن من داخل تيم هم نبودم که بدانم تمرينات و... چطور بوده.
محض اطلاع اوضاع داخل تيم چندان جالب نبود. حتماً مي داني که بعضي ها به نيمکت نشيني خودشان معترض شده و آن را علني کردند؟
اين مسائل هميشه وجود داشته. دليل آن هم اين است که بازيکنان ما با مسائل به شکل حرفه اي رفتار نمي کنند. متاسفانه خيلي ها قبل از بازي ها حرفي نمي زنند اما به محض اينکه بازي ها شروع شد و ديدند که در ترکيب اصلي نيستند شروع مي کنند به اعتراض.
بازي هاي جام ملت هاي آسيا و ناکارآمد بودن مهاجمان تيم ملي باعث شد تا دوباره در رسانه ها و شايد هم پيش مردم، بحث دايي و تيم ملي مطرح شود و...
چه بحثي؟
مثل اينکه اگر دايي بود حداقل به مالزي گل مي زد. به هرحال مهاجمان تيم ملي در 4 بازي متوالي از گل زدن به حريفان عاجز ماندند.
من راجع به مهاجمان تيم ملي صحبتي نمي کنم. در اين باره کادر فني بايد نظر بدهد نه من.
زماني که علي دايي فيکس تيم ملي بود منتقدان معتقد بود او جاي فلان مهاجم را تنگ کرده. مثل رضا عنايتي که در سه بازي اول کمترين تاثير را در بازي داشت.
ببخشيد. دنبال اين مسائل نيستم که بخواهم راجع به تمامي اتفاقات سال هاي اخير نظر بدهم و بگويم حالا چه اتفاقي مي افتد. با اين وجود من همان حرف هاي قبلي ام که يک سال پيش مطرح کردم را دوباره تکرار مي کنم.
چه حرفي؟
اينکه گذشت زمان خيلي چيزها را ثابت مي کند.
نگفتي چرا مهاجمان تيم ملي تا اين حد ناتوان و کم اثر در ميادين ظاهر شدند. آن هم مقابل تيم هايي مثل مالزي.
شايد شرايط براي آنها کمي سخت شده بود. من مطمئن هستم اگر آنها يک گل مي زدند در ادامه شروع مي کردند به گل زدن هاي متوالي. خيلي از مهاجمان در بسياري مواقع وقتي گل نمي زنند به مشکل بد مي خورند.
حتماً از بازي ايران - کره خاطرات تلخ و شيريني داري. مثل گل هاي 96 امارات و اتفاقات لبنان 2000؟
به نظرم کره آن تيم سال هاي قبل نبود و ضعف هايي داشت که مي توانستيم از آن نهايت استفاده را ببريم. ما اگر يک ذره هوشيار بوديم مي توانستيم کره را ببريم.
کره 5 بازيکن اصلي خودش را که در اروپا بازي مي کنند به جام ملت ها نياورد. مثل عربستان که دست به جوان گرايي زده. استراليا هم که ضعيف ظاهر شد. با اين اوصاف شانس ايران براي قهرماني فراهم بود.
تيم ملي ايران هم در دور مقدماتي نتوانست آن گونه که مورد انتظار بود ظاهر شود با اين وجود من قبل از بازي ايران - کره به شما گفتم که کار سختي داريم.
به گفته خود قلعه نويي اين بهترين تيم تاريخ ايران بود. با اين وضع وقتي مدعيان هم دست و پا شکسته ظاهر مي شوند نبايد انتظار قهرماني را داشته باشيم؟
انتظار قهرماني از تيم ملي، مساله تازه اي نيست و در همه ادوار کم و بيش وجود داشته. به نظر بنده ما بهترين بازيکنان را داريم اما براي قهرمان شدن بايد يک تيم باشيم نه اينکه بر خلاقيت هاي فردي دل ببنديم چون ممکن است يک بازيکن نتواند نتيجه را عوض کند.
ولي پيروزي مقابل کره مساوي بود با برخورد با عراق در نيمه نهايي و هموار بودن راه صعود به فينال.
من بازي عراق و استراليا را ديدم. به نظرم عراق در اين بازي بي نظير بود. همين تيم عراق هم در دو بازي ديگر خود مقابل حريفان تن به مساوي داد. پس اگر کره را مي برديم تضميني نبود که حتماً عراق را هم ببريم.
درباره علي دايي مي گفتند که او با گلزني به تيم هاي درجه دو و سه آسيا تبديل به گلزن ترين بازيکن تاريخ فوتبال جهان شده اما حالا مهاجمان ما به تيمي مثل مالزي نتوانستند گل بزنند و در 390 دقيقه جام ملت پايشان به گل باز نشد.
نه. من به تيم هاي خوب آسيا هم زياد گل زده ام. به عربستان، کره و خيلي از تيم هاي ديگر. به آمار گل هاي ملي ام اگر دقت کنيد حتماً متوجه خواهيد شد که فقط يک ششم گل هايم را به تيم هاي درجه دو و سه آسيا زدم. با اين وجود من کاري با اين حرف ها ندارم و صحبتي هم نمي کنم. آرزوي من اين بود که بچه ها گل بزنند و تيم ملي موفق باشد. اما در اين موقعيت من درباره عملکرد هيچ کس نظر نمي دهم. اين را هم اضافه کنيد که اصلاً دوست ندارم به عقب برگردم و به قولي تاريخ را ورق بزنم. گذشته هر چه بود تمام شد. عملکرد و گذشته من هم کاملاً مشخص است و نيازي به توضيح اضافي ندارد. خيلي وقت ها پيش مي آيد که يک مهاجم نمي تواند در سه چهار بازي متوالي گل بزند. اين موضوع دليل نمي شود که کل توانايي هايش را از بيخ و بن منکر شويم.
استفاده از برخي بازيکنان مثل تيموريان ، مهدوي کيا، زندي، خطيبي و... در پست هاي غيرتخصصي يکي از ايرادهايي بود که نسبت به تصميمات قلعه نويي مطرح مي شد. با اين موضوع موافق هستي؟
اين مساله هم به من ربطي پيدا نمي کند، شايد درست باشد و شايد هم غلط. هر مربي ايده و سليقه اي دارد. اينها را بايد از کادر فني بپرسيد که چرا فلان بازيکن در پست غيرتخصصي اش بازي مي کند. اين چيزها در حيطه کاري من نيست. من در اردوي تمرين تيم ملي نبودم که از همه مسائل باخبر شوم. مربي شايد دلايلي داشته باشد. از من اگر درباره ارنج، سيستم و تاکتيک سايپا بپرسيد، حتماً خواهم گفت که چرا چنين تصميماتي گرفته ام.
پس مي تواني بگويي که سايپا قهرمان مي شود يا خير؟
با حرف زدن نمي توان قهرمان شد. بايد کار کرد، برنامه ريزي کرد و زحمت کشيد؛ مثل همان کاري که فصل گذشته انجام داديم. الان هم سرگرم تمرين و برنامه ريزي هستيم.تا فصل آينده بتوانيم آمادگي حضور در سه جام را داشته باشيم. ما تلاش خودمان را مي کنيم. در مقطع فعلي مي توانم قاطعانه بگويم که سايپا فصل آينده هم مدعي قهرماني خواهد بود.