چندی قبل خبری خواندم مبنی بر این که پلیس یکی از کشورهای اسکاندیناوی، خودروی خریداری شده برای نخست وزیر آن کشور را شماره گذاری نکرده است، زیرا وزن خودروی مذکور چند کیلو بیشتر از حد مجاز برای خودروهای مشابه بوده است (احتمالاً به دلیل نصب تجهیزات اضافی یا امنیتی). پلیس معتقد بود که با وجود چنین ضابطه ای امکان ندارد که خودروی جناب نخست وزیر که نفر اول دولت است را شماره گذاری کند. اما ظاهراً در ایران با چنین مشکلاتی مواجه نیستیم. قانون بودجه تصویب و دولت موظف شده است که از ابتدای خرداد ماه، قیمت سوخت را افزایش و همزمان آن را سهمیه بندی و در کنار سهمیه، بنزین آزاد هم عرضه کند. فارغ از این که هیچ بخش قانون در موعد مقرر انجام نشد، مساله مهم عرضه بنزین آزاد است که بسیاری از نمایندگان معتقدند مطابق قانون، دولت موظف به ارائه آن است. دولت هم می گوید که چنین وظیفه ای ندارد. نمایندگان هم معتقدند که دولت برای تخریب مجلس این بخش از قانون را اجرا نمی کند. چه نتایجی از این گزاره ها می توان گرفت؟
1- اگر قانون صریحاً دولت را موظف به ارائه بنزین آزاد کرده و دولت استنکاف می کند، بنابراین می توان گفت که قانون یعنی مقداری جوهر و کاغذ و مرکب و لاغیر. همچنین می توان گفت که مجلس نه تنها در برابر دولت استقلال ندارد، بلکه تابع هم هست و حتی صلاحیت قانونگذاری خود را مخدوش کرده است، زیرا مجلسی که قانون تصویب می کند، حق و اختیار و صلاحیت استیضاح دولت را در عدم اجرای قانون دارد، پس اگر معتقد است که قانون اجرا نمی شود و هیچ اقدامی نمی کند، به منزله آن است که بیش از پیش از دیگران چنین صلاحیتی را در خود مخدوش کرده است. چنین مجلسی نمی تواند بگوید که دولت برای تخریب آن، قانون را رعایت نمی کند، زیرا مجلس به دفاع از حقوق خود مقدم تر است و هنگامی که حرمت آن را خودشان پاس نمی دارند، چه انتظاری از دیگران دارند؟
2- اگر قانون به نحوی است که دولت اختیار دارد که بنزین را آزاد عرضه کند یا نکند، در این صورت مرثیه سرایی نمایندگان در نقد دولت مبنی بر عدم اجرای قانون چیست؟ اگر خیلی علاقه به ارائه بنزین آزاد دارند، چرا طرحی سه فوریتی را برای عرضه آزاد در دستور کار خود قرار نمی دهند؟ هر دو نهاد می خواهند که مسوولیت تصمیم را بر عهده دیگری بیندازند. و اگر بعداً هم چنین طرحی را ارائه دادند معنای روشن آن این است که دولت می توانسته بنزین آزاد اعلان نکند (در حالی که نمی توانسته) و این چیزی نیست جز صحه گذاشتن بر بی اعتباری مصوبه قبلی و قابل نقض بودن آن.